مناظره ی یکسویه
ز گهواره تا گور را بي خيال
فقط عشق و حال و فقط عشق و حال
جنوب جهان جاي بيچاره هاست
عزيزم سفر کن به سوي شمال
چو صاحب جمالي به دست آوري
به از صحبت شصت صاحب کمال
چه حاجت به اثبات اين حرف من
براي چه آرم برايت مثال
ولي دست و بال خودم خالي است
به دور و برم نيست صاحب جمال
شناگر تر از من از اين بهر نيست
وليکن نمي يابم آب زلال
که حتي رفيقان خوب خودم
مرا مي گذارند پيوسته قال
در اين موسم ارتباطات دور
من و فيسبوکيم در اتصال
جهان در حقيقت خيال است و خواب
وليکن مرا نيست خواب و خيال
خوشت باد اي دوست اين زندگي
که داري تو بر عکس من حال و مال
به شب هم تو در زير نور افکني
من اما روم روز هم کورمال
رضايت دهم من به ران شتر
شکايت کني تو ز طعم غزال
نهان توي هر جيب تو يک هلو
مرا دست دور از يکي سيب کال
تورا خانم خانه خدمت کند
مرا پادشاه من است اين عيال
تو را روي سر ميگذارند خلق
مرا دوستان مي نمايند چال
جنازه ي مرا کس نخواهد شناخت
از اين نارفيقان نيکوخصال
تو را مي شناسند بيگانگان
ز روي کلاه و کراوات و شال
تو خوش باش با پاپکورن اي رفيق
که من بسته ام دل به بوي بلال
يکي زندگي کرده بر من حرام
تو را چارتا هست اقلا حلال
بماند که در زير سر چيستت
بگويم مفصل چو يابم مجال
تو روزي ببخشي دو ميليون دلار
پس انداز من هفته اي يک ريال
من آهنگ و ماهنگ حاليم نيست
تو مي پرسي از فرق راک و متال
اگر من شوم مالک توپ خود
تويي صاحب کل تيم رئال
تو حالت بهم مي خورد از کباب
مرا نان سنگک بود ايده آل
مرا مي زند لات، مشت و لگد
تو را ماهرو مي دهد مشت و مال
من از فتح يک تپه هم عاجزم
تويي فاتح هرچه کوه ِ نپال
مرا نيست يک لوح تقدير هم
ترا ويتريني پر است از مدال
اگر ماهرويي ببوسم شبي
کنم کيف اندازه ي بيست سال
مرا شصت ساله نمايد جوان
تو را چارده ساله باشد چو زال
جهان در نتيجه بکام من است
رياضي که مي داني و احتمال
به واقع خوشم من همانند خر
تو بدبخت و بيچاره اي اي گمال*
اين هم في البداهه ي امشب البته مي شد با اين قافيه ي هول وار باز هم ادامه داد ولي
بانو به سفر رفته و من شام ندارم
آرام ندارم که دلارام ندارم
بايد بپزم چند عدد سيب زميني
زيرا ابدا حوصله ي خام ندارم
ضنما در زبان ما "گمال" يعني سگ و غالبا به عنوان فحش بکار مي رود. در ضمن مصرع اول را البته بي رعايت وزن و به صورت زگهواره تا گور بي خيال هفته ي پيش پشت وانتي در خرم اباد ديده بودم.
/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود