تولد شش سالگی

الان 3 هفته اش هست و علی برای اسم انتخاب کرده
قراره ما این کوچولو رو به انتخاب علی پاسار صداش کنیم

هنوز خیلی کوچولو مامانش بهش غذا میده . اینجا هم علی محو تماشاشه

ای جون چه با عشق نگاه میکنه

مثل اینکه پاسار از لحاظ چهره کاملا شبیه باباشه
اینم مامان وباباش

خوشحالیم بابت داشتن این سه تا مرغ عشق
و خوشحالیم بابت داشتن همدیگه من علی عباس
از روزای پاییزی که تند و تند پشت سر هم میگذرن
از تولد مامانی که قشنگ ترین خاطره ابان ماه شد
از خبر خوبه زیاد شدن تعدا نفرات خونه خاله جون
از خبر داداش دار شدن کوثر جون اونم نه یه داداش دو تا داداش خوشگل
از مراسم روز عید قربان و قربانی کردن ادا کردن نذر بابا جون
از نذری پزون عاشورا و عذاداری محرم پسرکم
از مراسم سالگرد بابا بزرگ جون
از قضیه ثبت نام مامان واسه کنکور
و...
نمیدونم چرا این همه سوژه بود برای نوشتنو من تنبلی کرم
پسر خوشگلم این روزها دیگه داری بهم ثابت میکنی که بزرگ شدی
بزرگ شو به اندازه 3 ساله و 6 ماه نه کمتر نه بیشتر فقط همین
بعضی روزا هست که دلت میخواد خدا رو بیاری پایین و دو تا بوسش کنی و به خاطره خوشبختیت ازش تشکر کنی بگی خیلی دوست دارم
دیروز خاله از دکتر برگشت و خبر سلامتی دوقلو هاش و تعیین جنسیت نی نی ها تو دلم شور و غوغایی بها کرد وصف نشدنی
خدا به ابجی گلم توانایی بده که نی نی هاشو سالم به دنیا بیاره و با وجود یه دختر کوچولو شیطون و یکم لجباز از عهده نگه داریشون بر بیاد
کوثر جونم مواظب مامانیت باش که قرار دو تا داداش برات بیاره
علی عزیزم امید زندگیم خوشحالم توی خونه ای نفس میکشم که هواش پر شده از نفس های تو
عباس جونم شریک تک تک لحظه هایم خوشحالم که خاطرات خوب زندگیم رو بودن تو میسازه
و خدای مهربون هر روز صبح که از خواب پامیشم یه نفس عمیق میکشم و میگم شکرت که هوامو داری

جای آن دارد که چندی هم ره صحرا بگیرم
سنگ خارا را گواه این دل شیدا بگیرم
مو به مو دارم سخن ها
نکته ها از انجمن ها
بشنو ای سنگ بیابان
بشنوید ای باد و باران
با شما همرازم اکنون
با شما دمسازم اکنون
شمع خود سوزی چو من در میان انجمن
گاهی اگر آهی کشد دل ها بسوزد
یک چنین آتش به جان مصلحت باشد همان
با عشق خود تنها شود تنها بسوزد
من یکی مجنون دیگر در پی لیلای خویشم
عاشق این شور و حال عشق بی پروای خویشم
تا به سویش ره سپارم سر ز مستی بر ندارم
من پریشان حال و دلخوش با همین دنیای خویشم
جای آن دارد که چندی هم ره صحرا بگیرم
سنگ خارا را گواه این دل شیدا بگیرم
مو به مو دارم سخن ها
نکته ها از انجمن ها
بشنو ای سنگ بیابان
بشنوید ای باد و باران
با شما همرازم اکنون
با شما دمسازم اکنون
خوش حالم بعد از یه تاخیر نسبتا طولانی با یه متن و یه موضوع خوب اپ میکنم
خدایا شکرت برای اینکه هنوز یه چیزایی توی این مملکت باقی بوده برای لذت بردن برای افتخار کردن...
بعضی از شبها برات بهترین خاطره رو میسازه
مثل پنج شنبه شب گذشته که من و عباس رفتیم کنسرت استاد علیرضا قربانی
متن بالایی دومین اهنگی بود که ایشون خوندند من عاشق این اهنگ شدم
خدا جونم شکرت که همچین هنرمند های خوبی تو مملکتمون داریم
بعد استاد شجریان من اواز اقای قربانی رو خیلی دوست دارم
ممنونم همسر گلم برای رزرو بلیط و همراهی من و از همه مهم تر ممنونم از اینکه منو با موسقی سنتی اشنا کردی با شنیدن موسیقی سنتی دل و روح ادم سرشار از ارامش میشه
توی کنست اون شب
قطعات کیف انگلیسی شب دهم تو ای پری کجایی مدار صفر درجه و ... اجرا شد
اینم متن قطعه ارغوان که من عاشقشم
رغوان شاخه همخون جدا مانده من
آسمان تو چه رنگ است امروز
آفتابی ست هوا
یا گرفته ست هنوز
من در این گوشه که از دنیا بیرون است
آسمانی به سرم نیست
از بهاران خبرم نیست
اندر این گوشه خاموش فراموش شده
یاد رنگینی در خاطر من
گریه می انگیزد
ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد می گرید
ارغوان
این چه رازی ست که هر بار بهار
با عزای دل ما می آید
ارغوان ارغوان
تو برافراشته باش
تو بخوان نغمه ناخوانده من
تو بخوان، تو بخوان، تو بخوان
...
شعر از هوشنگ ابتهاج

روز تولد تو نزدیک هست و من هر روز بیش از پیش به این راز پی میبرم
که تو خلق شده ای برای من تا زیباترین لحظه ها را برایم بسازی . . .
تولدت مبارک
حتما اسپیکرتو روشن کن و ریتم رو بگیر
9 روز دیگه تولدته عزیزم
منتظر عکسای گل پسرمون باشین










ادامه دارد...




واسه یه شب .... هواشو داشته باش ... هوای خیلی از شباتو داشته ..............
چرک نویس های هومن شریفی

مادر و مادر شوهر عزیز
روزتون مبارک
دارم حست میکنم...
این چه احساسیه که من و تو مثل همیم
از همه دنیا جدا
نه زیادیم و نه کمیم
دارم حست میکنم
لحظه لحظه با منی
تو تموم لحظه هام تو هوا پر میزنی
دارم حست میکنم توی بیداری و خواب
دل واسه تو می زنه با یک دنیا تب و تاب
این چه احساسیه که بی تو آروم ندارم
حتی وقتی با منی باز تورو کم میارم
دارم حست میکنم
خیلی نزدیکی به من
خودتو نشون بده
عاشقونه حرف بزن
دارم حست میکنم مثل روزای قدیم
هنوزم کوچه ی عشقو من و تو خوب بلدیم
این چه احساسی که بی تو آروم ندارم
حتی وقتی با منی باز تورو کم میارم
این چه احساسیه که واسه من مقدسی
تا دلم تورو میخواد تو به دادم میرسی
دارم حست میکنم
لحظه لحظه با منی
تو تموم لحظه هام تو هوام پر میزنی
دارم حست میکنم توی بیداری و خواب
دل واسه تو میزنه با یک دنیا تب و تاب