خیانت کردنم خوبه

با کی صحبت کنم این لحظه ها با تو !

تو چی میفهمی از قلبی که آشوبه

من از اون لحظه ای که رفتی فهمیدم

یه وقتایی خیانت کردنم خوبه

یه وقتایی نباید خیلی تنها موند

باید جای کسی که رفته رو پر کرد

فقط موندم چجوری میشه قلبی رو

که از عشقت پره غرق تنفر کرد

تو میخوای من جدی باشم تو این روزا

میفهمی داری این حرفو به کی میگی

من از دیونگیمه که دوست دارم

تومی فهمی به یه دیونه چی میگی

♫♫♫

با کی صحبت کنم این لحظه های تلخ

چجوری کم کنم از بار این سختی

یه حسی مانعم میشه بگم برگرد

بمون پیشش اگه اینقدر خوشبختی

من

من توی جمع صمیمی حالا یه گوشه نشستم

چشمام بازه به روشون ولی خب قلبمو بستم

یه جوری با خنده هاشون الکی منم میخندم

حرفشونو نمیفهمم سکوتو بهونه کردم

من همینم من همینجورم با همه نزدیکم ولی دورم

من همینم اونی که دنیاش شده اندازه ی اتاقش

چون که نگاهش غریبه ست نمیره هیچکی سراغش

من همینم اونی که هرشب مهمون تنهایی هاشه

اونی که وقتی می افته میتونه تنهایی پاشه

دخترک

בخـتـَرَك پـنـهـآن كـن خـويـش رآ ... اينـجآ ايـرآن اسـت ...

בَر בآنـشگـآه هـزآرآن خـوآسـتـگآر בآري ولـے تـَنـهآ خـوآسـتـآر يـكـ شـَبـَنـב ...

בَر خـيآبـآن هـزآرآن رآنـَنـבه شـَخـصـے בآرے ...

امـآ مـَقـصـَב هـَمـہ مـَكآن خـآليـسـت و بـَس ...

كـَمـے كـہ فـكـر كـنـے ... لـَرزه بـَر تـَنـَت ميـنـشيـنـَב ...

בخـتـَرَك ايـن جـآ چـشـم هآ گـرسـنـہ تـَر از مـعـבه هآسـت ...

سيـرآب شـבن چـشـم هآ خيـآلـے بآطل اسـت ...
בخـتـَرَك ايـن جـآ زَن بـوבَن בل شـيـر مـے خـوآهـَב ...

ايـن جـآ بآيـَב مـَرב بآشـے تـآ بـخـوآهـے زَن بآشـے ...

فراموشت کرده ام دیگر پشت هیچ پنجره ای در انتظارت نیستم فقط شاید بعدها با لبخندی تلخ یادت کنم.....

من

ﻣﻦ ﺑﻪ ﺗﻮﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﻭﺗﻮﺑﻪ ﺳﺎﻋﺖ…! ﺗﻮﻗﺮﺍﺭﺩﺍﺷﺘﯽ ﻭﻣﻦ ﺑﯿﻘﺮﺍﺭﯼ..

به............................

به سلامتی بهروز وثوق ک گفت: رفیق آلوچه نیست بهش نمک بزنی پسر نیست که بهش کلک بزنی دختر نیست که بهش چشمک بزنی رفـــیـــق، مقدسه، باید جلوش زانو بزنی;)

تو را نمیبخشم که وقتِ بودن ،نبودی !وقتِ دیدن ،ندیدی!وقتِ عاشقی ،هرزگی کردی!وقتِ گریه ،با دیگران خندیدی!تو را هرگــــــــز نمیبخشم که هرگز با من نبودی ومن بسادگی ،همــــــــه ام با تو بود ....

وقتی دوست دارم دنیا تو دستمه

وقتی که دستاتو میگیرم تو دستم

وقتی که میدونی عاشق تو هستم

وقتی که با چشمات دلو میلرزونی

من دیوونت میشم به همین آسونی

دستاتو میگیرم تو پر از احساسی

من دوست دارم و تو منو میشناسی

وقتی که میخندی واسه تو میمیرم

پیش من میمونی با تو جون میگیرم

من عاشقت شدم میخوام بهت بگم

تو دنیای منی تویی عشق خودم

دوست دارم تو رو دنیا تو دستمه

میدونی جای تو گوشه ی قلبمه

توی چشمای تو عشق و من میبینم

پای من می مونی من به پات میشینم

من دارم هر لحظه به تو دلم میبازم

بهتریم روزارو من برات میسازم

این یه حس خوبه اینکه با هم هستیم

دست تو تو دستم ما به هم دل بستیم

من با تو فهمیدم زندگی شیرینه

تو تموم حرفات به دلم میشینه

من عاشقت شدم میخوام بهت بگم

تو دنیای منی تویی عشق خودم

دوست دارم تو رو دنیا تو دستمه

میدونی جای تو گوشه ی قلبمه



هدف

ب هدف از این عکس چیه ؟؟

 1. ما از مدرسه میایم خوشالیم !

 2. ما واسه جلب توجه عکس گرفتیم !

 3. ما میخوایم اعلام حضور کنیم !

4. ما اسکلیم !

پسرک عاشق

  پسرکی بود عا شق دخترکی

روزها گذشت و دخترک نیز عاشق شد

هر دو عاشق دلتنگ بدون هم زندگی برا شون معنی نداشت

گاهی اوقات که با هم میرفتن بیرون اونقدر مست هم میشدن که فراموش میکردن

مردم دارن نگاه هشون میکنن .اونا همیشه وقتی همدیگه رو میدیدن عشق بازی را

شروع میکردن اونقدر لذت میبردن

که اگه یه روز از هم دور بودن از دلتنگی دق میکردن.

روز ها میگذشت و اونا هم با روزگار عشقشون را نسبت به هم بیشتر بیشتر میکردن

تا گذشت و روزی دخترک حالش بد شد و از حال رفت

پسرک هول شده بود نگران نمیدونست چی کار کنه

سریع اونو به بیمارستان رسوند .

دکتر وقتی اونو ماینه کرد رو به پسرک کرد و گفت با اون چه نسبتی داری؟

پسرک سرش را بالا گرفت

و گفت اون لیلی منه عشق منه من مجنونه اونم من عشق اونم . . .

دکتر از صداقت پسرک خوشش آمد و به او

گفت حالش خوبه فقط باید یک آزمایش بدهد .

دخترک پس از به هوش آمدن وقتی پسرک را دید دردش را فراموش کرد.

اون رفت و آزمایش داد .

روزه بعد پسرک با جوابه آزمایش پیشه دکتر رفت .

وقتی دکتر جواب آزمایش را دید دهنش قلف شده بود.

رفت کنار پسرک و با کلی مقدمه چینی به پسرک گفت: . . .

ناگهان دنیا برای پسرک سیاه شد.

از حال رفت دیگه دوست نداشت چشماش را باز کنه

تا نیمه های شب در خیابان ها قدم میزد قدم هایی پر از نا امیدی

حتی دیگر جواب تلفن های دخترک را هم نمی تونست بده .

روزه بعد با دخترک قرار داشت با نا امیدی رفت.

برای این که دخترک ناراحت نشود به عشق بازی هایش ادامه داد و هیچ نگفت.

ولی دخترک از جواب آزمایش سراغ میگرفت و پسرک هر روز بهانه ای میاورد.

هر روز افسرده و افسرده تر میشد تا اینکه دیگر دخترک تاب نیاورد و از او

خواهش کرد که بگوید .

اونقدر اسرار کرد که پسرک به او گفت :

اگر میخوای بدونی فردا بیا خونه مون تا بهت بگم.

دخترک تعجب کرد آخه تا حالا پسرک از او نخواسته بود که به خونشون برود.

برای آرامش پسرک قبول کرد.

روز بعد دخترک آمد.

ابتدا کمی صحبت کردن و بعد از دقایقی پسرک روبه دختر کرد و به او گفت:

میخواهم امروز با هم س ک س داشته باشیم.

ناگهان دخترک به خود آمد و گفت چی؟!

پسرک گفت : س ک س

دخترک بر خود افسوس میخورد که چرا به او اعتماد کرده و عاشق شده

بلند شد و راه افتاد که برود

ناگهان پسرک جلوی اون ایستاد و بهش گفت: باید امروز با هم س ک س داشته باشیم.

دخترک سیلی محکمی به پسرک زد و به اون گفت خفه شو

پسرک دستای اونو گرفت و با خواهش از او خواست

دخترک با گریه میگفت میدونی الان اولین باری که به من دست زد ی

تو پاک بودی اما چرا حالا ...

پسرک نذاشت چیزه دیگه ای بگه

پسرک اونو گرفت و به سمت اتاق خوابش برد.

دخترک جیق میکشید.

پسرک لباسهای اون را به زور در آورد و بعد از خودش را.

دخترک جیق میکشید التماس میکرد گریه اما . . .

پسرک به دخترک تجاوز کرد و دخترک هیچ کاری نمی تونست بکند و

فقط گریه میکرد به حال خودش که چرا. . .

بعد از تمام شدن کارش کنار دخترک دراز کشید و اشکاش را پاک میکرد

و آروم موهاش را نوازش میکرد.

دخترک دیگر حتی توان نداشت دست پسرک را کنار بزند.

فقط میگفت: خیلی پستی کثافت و به حرفاش ادامه میداد

پسرک بعد از سکوتی طولانی به حرف اومد و با لبخندی معصومانه گفت:

حالا دیگه منم ایدز دارم !!!!!!!!!!!!!!

ناگهان دخترک ساکت شد هیچ نگفت و فقط به چشمانه پسرک خیره شده بود.

با بغض سنگینی به پسرک گفت یعنی من . . .

بغض شکست و اشک هایش جاری شد

با خود میگفت : او چقدر عاشقم بود؟!

پسرک اورا در آغوش کشید

پسرک هم دیگر نمیتوانست او را ساکت کند

چون چشم های خودشم هم خیسه خیس بود.

در آغوش هم عریان به خواب رفتند و فردا دیگر بیدار نشدند

 

         توجه                                  

سلام به همه به وبلاگ من  خوش آمدین بچه ها برو تو لینکام & لینک اولیمو

بزن برو توش نظر بده تازه یه وبلاگ ساختم وبلاگ دومیم هستش.حتما برین

خوشحال میشم. دوستون داریممممممممممممممممم.بای بای


دلم میخواد؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟

دلم ميخواهد شب باشد، من باشم و تو ...


به خيالم تو خواب باشي ...


نگاهت كنم، آرام ببوسمت...


نوازشت كنم...


و آرام بگويم دوستت دارم ...

 

 


و تمام حرفهاي دلم را كه وقتي نگاهم ميكني نميتوانم بگويم عاشقانه

نجوا كنم...


و تو در سكوت بشنوي و از عشقم سر كيف شوي ، اما ...


چشمانت را باز نكني و به خيالم خواب باشي... !


من هم به خيالت ندانستم كه بيداري ... !

 

من و تو

مَنْ و تــو...

هـَمـآטּ آدمْ و حوّآے مُدِرنیمــ

که دلمآنْ مےْخوآهد،شَریکْ شَویمْ بآ هَمْ...

در خورد
טּِ یک " سیبْ "...

حتّے اگر رآنـــده شویمْ از اینجآ...

باحال!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

از سه نفر هرگز متنفر نباش

فروردینی ها، مهری ها، اسفندی ها

چون بهترینن...

سه نفر رو هرگز نرنجون

اردیبهشتی ها ، تیری ها ، دی ی ها

چون صادقن...

سه نفر رو هیچ وقت نذار از زندگیت برن

شهریوری ها ، آذری ها ،آبانی ها

چون به درد دلت گوش میدن...

سه نفر رو هرگز از دست نده

مردادی ها ، خردادی ها ، بهمنی ها

چون دوست واقعی ان...


فکرو...

فکرو زکرم تو بودی او روزا یادته

                                    اون دل کوچیکه من جلوی پات بود یادته

رفتیو با رفتنت پا گذاشتی رو دلم

                                    سرم داره گیج میره تو کجایی عشقه من

وقتی میخواستی بری گفتی بهم غصه نخور

                                             دلو سپردم من به تو غصه نخور

گفتم بهت زود بیا دل من تنگه برات

                                        تو نرفتیو میگی آخه عزیز دلت میاد

میگفتی من برمیگردم خیلی زود

                                       دلو جونم همشون فدای یه تاره موت

ولی رفتیو خیلی وقته نامه ندادی تو برام

                                        آخه پس چی شد بگو تو جواب نامه هام

یه نامه همش دادی همون شده آب غذام

                                       نمیدونی یه غمیه بهم میگه باهات میام

من غمو می خوام چکار آخه تو بهم بگو

                                      فقط نگو دوست ندارم جونه من اینو نگو

آخه عاشقت بودم دیوانه وار باور بکن

                                     دل من تنگه به راحت تو منو یاریم بکن

شبا یه غمی میاد تویه سینم باهام حرف میزنه

                                     می خواد نا امید کنه از نا امیدی دم میزنه

شایدم دیگه نیای این جوری که بوش میاد

                                فکر کنم وقتی بیای ببینی جنازم رو دوش میاد

اون موقع بگو ببینم دلت برام تنگ میشه ؟

                                   این زمین و آب گل برای تو چه رنگ میشه؟

خلاصه کشتی مارو با این ادائو اشوه هات

                                    دل من تنگه برات* تنگه برات* تنگه برات

وای الان صبح میشه و هنوز که من نخوابیدم

                                   یه روز دیگم تموم شدش ولی من نفهمیدم

دفتر شعرم دیگه پر شده کجایی تو می خوام برم

                                 دیگه کاری ندارم اینجا روی زمین دارم میرم  

تو نبودیو غمت عشقه تو کشت مارو

                                          زیر خاک دفنمو خاک خورد مارو

پسره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پسره به دختری که باهاش دوست بود میگه :
امروز وقت داری بیای خونمون؟
دختره : مامانم نمیذاره
پسره : بگو میخوام برم استخر...
دختره اومد خونه دوست پسرش
پسره : تو که اومدی استخر مثلا باید موهات خیس باشن،برو تو حموم م
وهاتو خیس کن!
وقتی دختره میره حموم،پسره به دوستاش زنگ میزنه...
پسره و دوستاش یکی یکی...
این آخری که رفت حموم ، نه یک ساعت نه دو ساعت ، موند تو حموم...
دیدن این دیر کرد ، رفتن حمومو یهو دیدن دختره و پسره رگ دستشونو باهم زدند و گوشه حموم افتادن و روی دیوار حموم نوشته :

نامردا خواهرم بود...



روی

وقتي هر گوشه ي اين شهر               پر تزريقي  و معتاد

وقتي شاعر  سياست                      به  مسافر  كشي  افتاد

وقتي باتوم  و  كشيده                     زده   تو غرور  مردم

وقتي  زجه ي  شكنجه                   توي اين همه  صدا  گم

 

 

وقتي   پرونده   ي   بره                  زير دستاي  يه  گرگه

جايي   كه   چرا  و  اما                    غلطي خيلي   بزرگه

وقتي  كودك      خيابون                نصفه شب آدامس به دسته

اونكه مسئول و مديره                      يا خماره    يا كه مسته

 

  دختر فراري هر شب                        وقتي تو تخت جديده

روي موهاش حتي رنگ                    گل سر رو هم نديده

وقتي كه گليم تصميم                        قد پاي من و ما نيست

وقتي حرف حرف يه فرده               حرف حرف اجتما نيست

 

وقتي مزه تن تو                              باب دندون سياست

جاييكه شعر جديدت                     دردسر ساز مي شه واست

از دو تا چشماي آبيت                      شعر گفتن خنده داره

توي شهري كه غم نون                    اشك مرد و در مياره

 

بی معرفت

مرامتو عشقه رفیق چشمامو گریه کرد کبود

بی معرفت شدی ولی جواب خوبی این نبود

کوتاه تر از دیوار ما پیدا نکردی رو زمین

جواب کارت با خدا فقط خدا فقط همین

جونمو ازم گرفتی عشقمو دیدم باهاش

اون که جونشو برام میداد بهم میگفت داداش

شاکی ام از روزگار از زمین و اسمون

جای بارون سنگ میاد رو سر ما بی امون

ناشکری نیست ولی اخه امید من به چی باشه

به این یه ذره دلخوشی که داره از هم میپاشه

به عشق چی شاد بخونم وقتی نگامو غم گرفت

وقتی که عشق اولم دست تو رو محکم گرفت

منو ببخش


منو ببخش به خاطرت دوباره چشمام شده خیس

 

یا مثل من اگه کسی به فکر دردای تو نیست

 

خودت میدونی که برام از خودمم مهم تری

 

ببخش که هر شب از فکر و خیالم میگذری

 

ببخش اگه هر جا میری دلم برات شور میزنه

بمیـــــــرم واسه اون نازو نگاهت


میمونـــــم همیشه چشم به راهت


تو چـــی خواستـی که واست نکردم


مال من نبودی نگات میکردم


دلم بی قراره کارش انتظاره


میخــــواد ببینتـــــت بهت بگه دوست داره


تونیستــــی این دله من فقط چشم به راتـــه


فقط منتظـــــره شنــــــیدن اون صداتـــه


یــــه روز به من گفتــــی بـــــــرو


گفتــــی نمیخوامـــــت تورو


شکســـــــتی قلــــــب خستــــمو


تنهـــــاگذاشتــــی دستــــمو


امـــــابی قـــرارم


واســــــــت نگرانــــــم


طاقــــــت دوریتـــــــونــــــدارم


من فقط...........................................



من فقط عاشــــق اینم حرف قلبتـــــوبدونم
 
الکـــی بگم جـــــــداشیم توبگی نمیتونم

                                                                 من فقط عاشــــــق اینم بگی از همه بیرازی

                                       دو ســــه روز پیدام نشه تاببینم چه حـــالی داری                                                     

من فقط عاشــــق اینم عمــــــری ازخدابگیرم

                                                              اینقـــــــــــــــــدرزنده بمونم تابه جای تـــــوبمیرم

       من فقط عاشـــــق اینم روزایی که باتو تنهـــام
 کاروبـــــارزندگیمو بزارم برای فـــــــرادم

      من فقط عاشــــــق اینم وقتی ازهمـــــمه کلافه م        

   بشینم یه گـــوشه دنج مــــوهای توروببافـــم

عاشـــــــق اون لحظــــــه ام که پشت پنجره بشینم

                                             حــــــــــــــواست بمن نباشه دزدکــــی توروببینم

سیگار....................................

سیگارو گذاشــــــــــــته بودم زیر لبم..
گفتم هی یارو!!!
اتیش داری؟؟
جواب میده توی جیبم که نه!!
ولی تو دلم اره...
به کارت میاد؟؟؟ گفتم بده همدردیم

سیگار

سیگار هایم ؛ بوی خون گرفته این روزها…
رگ هایم؛ بوی دود…

......

وای بر من !
دیگری من را سوزاند و من ، سیگار را . . .

.....

اولین سیگار . . .
اولین پیک . . .
اولین عشق . . .
“هرگز فراموش نمیشه”

......

با سیگار کشیدن کسی مرد نشد ولی با نامردی خیلی ها سیگاری شدن . . . !

......

از من پرسید: سیگار را ترک نکردی؟
گفتم: نه ، کبریت را ترک کرده ام !
سیگار را با سیگار روشن میکنم…

......

یک نخ…
یک پاکت…
یک عمر هم که سیگار بکشم فایده ندارد !
تا خودم نسوزم ، دلم آرام نمی شود …


(▓▓▓(̅(_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅ ()ڪـے


میخوام

میخوام بازم توی چشمام یه دنیا خاطره باشه

توی آغوش من بازم یه عشق تازه پیداشه



میخوام رنگای شادی رو بپاشم روی کابوسم

تو رویاهای رنگینم بازم دستاتو می بوسم



تموم هق هق شب هام باید از گریه خالی شه

باید طوری بخندم که همه اشکام جاری شه



توی رویاهای رنگینم بازم دستاتو می بوسم

چشامو وقتی می بندی چه بی شرمانه میسوزم



همین امروز میسازم یه کلبه رو به روی تو

اتاقی که تمومه شب بگیره رنگ و بوی تو

شاید

شايد بپرسي از خودت  کجام و در چه حاليم
براي دل خوشيت ميگم خوش باش عزيزم عاليم
اما حقيقت اينه که بدون تو شکسته ام
رو مرز مرگ و زندگي بدون تو نشسته ام
شايد بپرسي از خودت چي شد کجا رفته صدام
حق بده بهم که بعد تو نخوام با دنيا راه بيام
شايد بپرسي از خودت چي شد که بي نشون شدم
براي دل کندن ازت نديدي نصف جون شدم
شايد بپرسي از خودت  کجام و در چه حاليم
براي دل خوشيت ميگم خوش باش عزيزم عاليم
اما حقيقت اينه که بدون تو شکسته ام
رو مرز مرگ و زندگي بدون تو نشسته ام
شايد بپرسي از خودت چي شد کجا رفته صدام
حق بده بهم که بعد تو نخوام با دنيا راه بيام
شايد بپرسي از خودت چي شد که بي نشون شدم
براي دل کندن ازت نديدي نصف جون شدم

   

تو

تو كدوم بهونه بودي كه شدي دليل اين ترانه هام

هر جاي هستي كه باشي من فقط تورو مي خوام

دست از دست من كشيدي اروم رفتي از كنارم  

بعد از رفتن تو حتي گل رو من كنارم راه ندادم

 طاقت اين و نداشتم كه بري تنها بمونم

 بشه باورت كه اشكام برده اين صبر وامونم

 دلم از دوريت ميسوزه ديگه درمونم ندارم

 اخه من بدون عشقت عين حسرت بي علاجم

تو منو تنها گذاشتي اخه باورم نميشه

انگاري يه سنگي خورده دوباره بازم به شيشه

 ديگه قاب عكس چشمام عكستو بغل نداره

 اما قلب من هميشه واسه تو يه بي قراره

 رفتي اما رد پاهات هنوز هست به روي قلبم

 شايدم كه من بميرم شايدم كه من يه مردم

میدونم

مي دونم منو نمي‌خواي
نمي‌خواي، پيشم نمي‌آي
مي‌دونم چشماتو بستي
زدي عهدتو شكستي
ياد وقتي بد نبودي
واسه خوبي سد نبودي
لحظه‌هاي با تو بودن
گريه با تو نبودن
ما و اون نم نم بارون
ياد گلهاي تو گلدون
ياد اون غم قديمي
ياد اون يار صميمي
وقتي گفتي مهربونم
همه بلات بجونم
وقتي گفتي منو داري
ديگه هيچ غمي نداري
تازه آخرش كه رفتي
رفتني كه برنگشتي
منو بي كس جا گذاشتي

تحمل واسه دیدارت  ... عزیزم خیلی بی معنیست

خودت بهتر میدونی که ...برام فرصت مهیا نیست

برام فرصت همین لحظه س ...همین لحظه که بی خوابم

همین لحظه که قدر عشق ...به قلب تو بدهکارم

میخوام هر لحظه از عمرم ...یه جوری مثل رویا شه

شاید این بغض سرد تو ...توی رویای من واشه

شاید اونجا بهت گفتم ... که بی تو من نمی تونم

که قدر تو با هر اشکم – هزارون بار می دونم

 

شب پرست

یکی هست

یکی هست تو قلبم که هرشبع واسه اون مینویسم و اون خوابه

نمیخوام بدونه واسه اونه که قلب من این همه بی تابه

یه کاغذ یه خودکار دویاره شده همدم این دل دیوونه

یه نامه که خیسه پر از اشکه و کسی بازم اونو نمی خونه

یه روز همینجا توی اتاقم یه دفعه گفت داره میره

چیزی نگفتم آخه نخواستم دلشو غصه بگیره

گریه میکردم  درو که میبست میدونستم که میمیرم

اون عزیزم بود نمی تونستم جلویه راشو بگیرم

میترسم یه روزی برسه که اونو نبینم بمیرم تنها

خدایا کمک کن نمیخوام بدونه دارم جون میکنم اینجا

سکوت اتاقو داره میشکنه تیک تاکه ساعت رو دیوار

دوباره نمیخوام بشه باور من که دیگه نمیاد انگار