به روز شدن روزمرگی ها

سلام مدت مدیدی از وبلاگ دور بودم اما اکنون می بینم که سکوت زیبنده نیست که آمده است: 

زندگی آتشگهی دیرینه پابرجاست 

گر بیفروزیش رقص شعله اش تا هرکران پیداست 

ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست  

 به زودی این روزمرگی ها به روز می شود

هنرمندان استان مركزي كجا قرار دارند؟

چند سالي باب شده برخي دوستان، هنرمندان كشوري را براي اجراي برنامه به اراك دعوت مي كنند، حال بحث اينكه حد و اندازه برخي از اين هنرمندان كجاست بماند ( كاش در نظر مي گرفتيم اينجا استان فرهيختگان و مفاخر است و هر هنرمند و هنربندي را نبايد به عنوان هنرمند معرفي كرد) براي بعد و بليط هاي اين مراسم با قيمتي حداقل ده برابر برنامه هاي توليدي هنرمندان بومي استاني به فروش مي رود، در اين خصوص بحثي نيست كه در همه جا ممكن است چنين برنامه هايي اجرا شود، اما سوال اين است جايگاه هنرمندان استاني در اين ميان كجاست؟ در همين خصوص بيان چند نكته را لازم مي دانم :

1- ميزان در آمد مردم اراك چقدر است و وقتي يك خانواده در يكي از اين برنامه هاي وارداتي شركت مي كند آيا توان ديدن و يا شركت در برنامه هاي هنري هنرمندان بومي شهر را دارد يا خير؟

2- در آمد اين برنامه هاي نصيب چه كساني مي شود ؟ چند درصد از اين در آمد به توليد برنامه هاي هنري كه در استان برگزار مي شود ، اختصاص مي يابد؟

3- اين برنامه هاي چه تاثيرات فرهنگي دارد؟

گمانم مسئولين استان مي بايستي با ارائه يك طرح نگذارند سبد فرهنگي مردم از كالاهاي فرهنگي كه هيچ ربطي به استان ندارد پر شود و سود چنين برنامه هايي نصيب عده اي معدود شود، بر اين عقيده ام كه درصدي از فروش و سود چنين برنامه هايي مي بايستي براي حمايت از توليدات هنري استان، در نظر گرفته شود ، بي تعارف بگويم در برخي در اين شهر به شدت مرغ همسايه را غاز مي دانند، حال اين غاز دانستن گاه براي جيب است و گاه براي چيزهاي ديگر، اين است  راز هنرمنداني كه به ناچار از اين شهر راهي تهران مي شوند و تازه آن هنگام است كه عزيز و اسطوره مي شود.

برنامه بی تعارف

این برنامه چهارشنبه شب ها از ساعت ۲۲ الی ۲۳ از شبکه آفتاب پخش می شود در این برنامه به بررسی مشکلات  و مطالبات مردم در شهر اراک پرداخته می شود، این برنامه توسط علیرضا گلستانی عراقی تهیه و توسط احمد طاهری اجرا می گردد ، بی صبرانه منتظر انتقادات همه عزیزان هستیم . چنانچه موضوعی نیز مد نظر عزیزان می باشد می توانند موضوعات پیشنهادی خود را به اینجانب اطلاع دهند همهچنین چنانچه تصویر یا عکسی در این مورد دارید منت گذاشته برای اینجانب ارسال نمایید.

در حاشيه نشست خبري رييس بيمارستان امير المونين اراك و همت برخي همكاران خبري

چند روز پيش براي نشست خبري در بيمارستان اميرالمومنين (ع) اراك دعوت شدم،‌ نشست شروع شد و خبر ها گفته شد، از گرفتن همزمان سه استاندارد بين المللي تا دستگاه سي تي اسكني كه مي تواند بار زيادي  از  دوش بيمارستان وليعصر(عج ا...) بردارد( اگر برسد) و بخش پيوند كليه و اينها. روز بعد حس كنجكاويم باعث شد همين مطلب رو سرچ كنم و وقتي نتيجه كار برخي از دوستان خبرنگار رو ديدم از تعجب خشكم زد، كه در جلسه اي كه همه بوديم چه گفته اند و چه منعكس مي شود.

دكتر راكعي و دكتر محسني گفتند : پول سي تي اسكن به وزارتخانه پرداخت شده دستگاه خريداري شده و منتظريم تحويل شود ( در خبر برخي از دوستان هيچ صحبتي از اين موضوع به ميان نمي آيد ) در صورتيكه مشكل اورژانش اراك خيلي حاد است و ارزش خبري اين مطلب براي مردم استان مركزي و حتي لرستان و همدان زياد اين هيچ .

بعد گفته مي شود كه بخش پيوند كليه آماده است ، از دكتر و پرستار و وسائل همه آماده است فقط لنگ يك دستگاه دياليز ، دو ميكروسكوپ مخصوص است كه اين بخش شروع به كار كند و اميدوارند كه خيرين استان اين مبلغ 90 ميليون تومان را تامين كنند؛ دوباره خبرنگار محترم نوشته اند كه اين مبلغ به وزارتخانه پرداخت شده است . ( برادر محترمي كه اينگونه خبر رساني مي كني تا كنون به فرق مطالبي كه گفته مي شود با آنچه تو مي گوييي انديشيده اي ؟) و بعد مطلب مهمي كه بيان شد، يعني لزوم كمك واحدهاي صنعتي آلاينده و استاني و استانداري استان مركزي، تا كنون بسيار ناچيز بوده، هيچ اهميتي براي اين خبرنگار محترم ندارد. در خصوص كمك هاي استاني كه نمي توان انتظار زيادي داشت چرا كه واقعا باعث تاسف است در استاني صنعتي بخشي به اين مهمي در انتظار تنها 90 ميليون تومان باشد ، پس اگر قرار باشد اتفاقي بيفتد آن هم از طرف خيرين خواهد بود نه ديگران ، آن وقت حتي اين مطلب را درست به گوش خيرين نمي رسانيد؟ اين نكته وقتي جالب تر هم مي شود كه دوست عزيز ما انقدر خواب بوده كه دستگاه دياليز را آناليز مي شنود و مي نويسد.

 با خود فكر مي كنم آيا رسالت خبرنگار اين است؟ نه تنها كمكي نمي كند كه سنگ راه نيز مي شود. باز مي انديشم شايد گناه از روابط عمومي دانشگاه باشد كه اين جلسه را صبح مي گذارد و نمي گويد برخي از اين دوستان خوابند. به ياد مي آورم چند باري همين خبرگزاري با من مصاحيه كرد و بعد كه نتيجه كار را ديدم خودم متعجب شدم كه اينها را من گفته ام ؟ كي؟ كجا؟

به نظرم با وجود دوستاني دلسوز و متعهد و متبحر در زمينه خبر در استان كه تعدادشان كم است،‌ عرصه خبر استان مركزي كمي جسارت و صداقت و مهم تر از همه تعهد و احساس مسئوليت مي خواهد و جالب آنكه حتي يادداشت هم كه به شكل خصوصي برايشان مي گذاري حتي زحمت اصلاح خبر را به خود نمي دهند! 

خدايا به با ما انصاف بده!!!!!!!!

توهین بهاره رهنما به اراک (در حاشيه سخنان سركار خانم بهاره رهنما كه قدما فرموده اند:  آب که سر بالا

بهاره رهنما در برنامه 25 مرداد شبكه 3 در پاسخ به سوال اينكه مي پرسند متولد كجا هستيد مي گويد، من اصولا محل تولدم را دوست ندارم و دلم مي خواست شيرازي باشم، با اصرار مجري در مقابل مردم با وقاحت تمام مي گويد: متاسفانه بنده اراکی هستم و در اراک بدنیا آمده ام اما علاقه ای به آنجا ندارم !
آب كه سربالا بره، معلومه كه قورباغه ابوعطا مي خونه، اون هم چه ابوعطايي!!!! خانم بهاره رهنما هزاوه دوست دارید شيرازي باشید؟چه خوب، به قول حضرت حافظ كه مي فرمايند: خوشا شيراز و وضع بي مثالش خدواندا نگهدار از زوالش، اما از بخت نامراد شما،حافظ عليه الرحمه كه مي دانسته شما مي خواهيد در كسوت همشهري او در آييد بيتي ديگري هم آورده كه : غزلخواني و خوشخواني نمي ورزند در شيراز بيا حافظ كه تا خود را به ملك ديگر اندازيم ( البته خانم رهنما اگر مي توانيد حافظ بخوانيد كه هيچ، اما اگر نمي توانيد، بگوييد برايتان معني مي كنيم، ما كه ساعت ها پاي بازي كليشه اي شما نشسته ايم و جيكمان در نيامده است، چشممان كور دندمان نرم، اين راهم توضيح مي دهيم ،هرچند كه قدما فرموده اند: تربيت نااهل را چون گردكان برگنبد است)
سركار خانم رهنما هزاوه،‌ به عنوان يك كارشناس تئاتر و تلويزيون بر خود واجب مي دانم نكاتي چند را به اطلاع شما عزيز نابزرگوار ،همشهري ( اگر لايق آن باشيد كه گمانم نيستيد) برسانم، در حال حاضر شماره شما را ندارم اما گمانم پس از قرار دادان اين مطلب ، آن را مطالعه نماييد خوشحال مي شوم، پاسخ شما در اين زمينه را بدانم.
سخن را از جمله مشهور گوته آغاز مي كنم: « باشد که صحنه همچون طناب بندبازان به افراد نالايق جرأت راه رفتن را به خود ندهد» بد نيست چند بار از روي اين جمله بنويسيد ، كلمه نالايق را بزرگتر بنويسيد ، بولد كنيد، تا در حافظه تان بماند.
با شما هستم خانم بازيگر، كه خود را چون پرنده اي سبكبال بر روي صحنه ها در پرواز مي دانيد، آنچنان كه گفته اند و آموخته ايم، سرمايه بازيگر بدن اوست، كه بازيگر با زبان بدن خويش قصه ها را روايت مي كند و در قالب انسان هاي مختلف، فرو مي رود تا بشناسيم پستي پستان و بزرگي بزرگان را و نالايقي نالايقان را، با خود مي انديشم اين خانم بازيگر عجب سرمايه داري است، بدني سترگ و چست كه نياز بازيگري است، راه رفتن او سرشار از زيبايي شناسي است و بدا به حال سينماي  ما كه از وجود چنين بازيگري با توانايي هايي اينچنين در فيلم هاي اكشن استفاده نمي كند، سركار خانم بهاره رهنما هزاوه بد نيست در آينه نگاهي به خود بيندازيد و ببينيد آيا اصولا به لحاظ ويژگي هاي بدني ( لازم مي دانم توضيح دهم بدن منظور خوش هيكلي نيست) آيا معيارهاي يك بازيگر را داريد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ سپس به خود اجازه دهيد در نقش ستاره ها ابراز فضل نماييد !!!!!!!!!!
در دانشگاه خوانده ايم ( شما را نمي دانم) يك بازيگر براي ارائه يك نقش مي بايستي دركي درست از نقش داشته باشد، شخصيتي را كه مي خواهد براي مقاصد انساني ( گمانم براي شما كمي دور از ذهن باشد) بازي كند را بشناسد، در يك كلام روانشناس باشد و اين ميسر نخواهد بود مگر با شناخت بعد رواني شخصيت كه آن هم اطلاعاتي در خصوص روانشناسي مي خواهد و جالب آنكه تمامي روانشناسان، شخصيت فعلي هر كسي را نتيجه زندگي گذشته او مي دانند و چه ابله است آن كسي كه گمان مي كند امروز شخصيت بزرگي  دارد اما گذشته خود را يا نمي شناسد و يا انكار مي كند. حال اين سوال مطرح مي شود كه چرا در عمر بازيگري شما نبايد بازيي به يادماندني وجود داشته باشد، از اولين به اصطلاح بازي شما در عاشقانه ( بازي خسرو شكيبايي عزيز را از اين فيلم حذف كن) از تو چه مي ماند؟؟؟ هيچچچچچچ،‌مي آييم تا كارهاي آخرت ورود آقايان ممنوع خوب بازي كردي آفرين چون خودت بودي، كودك بازيگوشي كه گمان مي كند بزرگ شده است .
سركار خانم رهنماي هزاوه، چاپلين مي گويد: (( هنر پيش از آنكه دوبال پرواز به انسان بدهد اغلب دو پاي او را هم مي شكند))، شما نيز فراموش نكنيد،‌  شان هنرمند بيش از خاله خانباجي بودن است، اگر شما با خاله خانباجي محترمتان كه از بد حادثه در اراك زندگي مي كند،‌ بگو مگويتان شده است ، مي توانيد اين مسئله را در خانواده خود حل كنيد نه به ابراز تاسف براي سرزميني بپردازيد كه شما و خاله خانباجيتان را پروريده است،‌ فراموش نكنيد در كنار انسان هايي چون شما، اين ملك بسياري بزرگان را به ايران تقديم كرده است، كه ايران و ايراني مديون آنان هستند، حال سوال اين است كسي كه از حل مسئله خاله خانباجي خود عاجز است چگونه مي تواند ادعاي هنر كند؟؟؟؟؟؟
گمانم براي حداقل پزهاي و عارق هاي روشنفكرانه خود، بد نيست ملك خود را كه واقعا لياقت آن را نداريد بهتر بشناسيد، من ارادت تام و تمامي به شيراز و اهالي پر مهر آن دارم ، اما هركو گمان مي برد ملك من اراك و هزاوه شما چيزي از آن كم دارد سخت در اشتباه است، خدمات خاندان فراهاني و همولايتي خودتان، اميركبير كبير را اگر مي خوانديد، مي دانستيد كه ابراز تاسف براي اين ملك نه از شما كه از براي از شما بهتران هم ممكن نيست، بد نيست اندازه خود را بدانيد.
به عنوان كوچكترين عضو فرهنگي استان مركزي، تمام قد به احترام هنرمندان خوب شهرم مي ايستم و دستانشان را مي بوسم ، سخن از هنرمدان اراكي كه در اين شهر تاريخ ساز زندگي مي كنند نمي آورم كه حتي شنيدن نام آنها گوش لايق مي خواهد نه نامحرم ، تنها نام برخي كساني را مي برم كه در تهران كار مي كنند و هويت خويش را فراموش نكرده اند كه ريشه دارند و حرمت مي شناسند،كه بي ريشگي به قول شازده كوچولو براي برخي از ما دردسريه، استاد گرانقدرم بهزاد فراهاني ،‌ سوسن پرور عزيز، مجيد رحمتي ،‌ حسين آقاي رفيعي ، به اطرافت نگاه كن ، خودت را بشناس اندازه ات را قد و قواره ات را( اگر خواستي ميكروسكوپ بگير تا بتواني خودت را ببيني)، بعد دهانت را باز كن ، از زماني كه اظهار نظر جاهلانه شما را شنيده ام تنها يك شعر در ذهنم تكرار مي شود :‌ديديم آن بي شماران را كه انسانيت را علمي ساخته بودند و خود در پس آن تف مي كردند به هر آنچه انساني بود !!!!!
فراموش نكنيد دريا نجس نمي شود،‌ بد نيست، ريشه هايت را بشناسي ، كمي مطالعه كني، حداقل تو را ارجاع مي دهم به وصيتنامه منسوب به چاپلين ، بعد برو سخنان خودت را بار ديگر مرور كن و اگر حس كردي كمي مشاعرت بهتر كار مي كنند،‌ از مردم اين ديار عذر بخواه!!!!!! اگر نه كه هيچ كه مردم اين ديار مردمي بزرگند و چقدر حقير است، آنكه از اين بزرگواري بي اطلاع است، كه درك بزرگي ، دركي بزرگ مي خواهد. موفق و مويد باشيد !

 

ناگهان چه زود دير مي شود ( حميد سمندريان درگذشت)

پيامكي آمد . خبر آورد ، استاد حميد سمندريان درگذشت. همه چيز رنگ باخت، دوباره پيامك را خواندم شايد شوخي باشد، اگر خبر راست باشد؟!

 اينترنت، سرچ و خبر مي آيد، پيامك هاي پي در پي ، حميد سمندريان درگذشت، اما مگر مي شود باور كرد، مگر هنرمند و استادي چنين مي ميرد؟ نه ، هرگز چنين نيست كه حيات او در تئاتر ايران و حضور روشنش تا ابد ماندني است. خدايش بيامرزد.

در گذشت استاد بزرگ تئاتر ايران را به همه دوستداران هنر تسليت مي گويم

.

به بهانه دهم دسامبر روز جهانی حمایت از حقوق حیوانات

دهم دسامبر روز جهانی حمایت از حیوانات است که در هیچکدام از تقویم های کشور ما بدان اشاره نشده است، روزی است که می تواند بهانه ای باشد، برای اندیشیدن به محیط زیست کشورمان، چالش هایش و وضعیت نگران کننده حیات وحش ، نمی خواهم از کشته شدن 5 خرس در کمتر از یک ماه، شکار پلنگ اهلی بالای دکل برق، وضعیت یوز ایرانی، عقاب طلایی، هوبره، قطع 13 هزار درخت در دنا که باعث انقراض سنجاب ایرانی شد، از مشمشه در باغ وحش، از وضعیت اسف بار برخورد با حیوانات در شهر ها ، از خرافاتی که تنها بشر را شایسته زیستن می داند، چیزی بگویم. ای کاش باور می کردیم ما نیز جزیی از این طبیعت هستیم و نابودی آن نابودی خود ماست، تنها به عکسی از قاتل خرس مادر و دو توله شیرخوارش در سمیرم که قربانی جهل و خودخواهی  فردی شرور شدند اکتفا می کنم قاتلی که امروز برای خود آزاد است.

از آنجا که این عکس ها خیلی تکان دهنده هستند، آنها را در ادامه مطلب قرار می دهم.

حال همه ما خوب است اما تو باور مکن!!!!!!

ادامه نوشته

کلاف سر در گم تله فیلم در صدا و سيما،‌به بهانه پخش تله فیلم فاخر(( اگر تو نبودی))

تلویزیون را روشن می کنم، همینطوری مثل بقیه کارهایی که بی فکر انجام می دهیم، شبکه دو، یک کار داستانی پخش می کند، برایم جالب است برخی هنرپیشه های مشهور در یک نمایش میان برنامه؟ بدون فضا سازی ؟ تقطیع های بسیار بد؟ دیالوگ هایی که از آنها بوی تهوع می آید؟ اما گویا این نمایش سر پایان ندارد! زیرنویس می آید، (( سینمایی اگر تو نبودی)) حس می کنم از سرم دود بلند می شود، یعنی این یک تله فیلم است؟ جلل الخالق... به هر حال حالا قضیه فرق می کند می نشینم و می بینم :

  «اگر تو نبودی»  داستان عده ای از آمارگیران جوان است که عازم کیش می شوند و در آنجا به دلیل جا به جا شدن دو کیف مشابه، به اصطلاح کمدی موقعیتی شکل می گیرد و سرانجام کار به قاچاق اشیاء تاریخی و توبه و ازداوج و ... می انجامد، در این به اصطلاح تله فیلم هنرمندانی چون : فردوس کاویانی، عاطفه رضوی، حمیدرضا پگاه، کمند امیرسلیمانی، فلورا سام و سپند امیرسلیمانی به ایفای نقش پرداخته اند،کارگردانی این تله فیلم را کاظم راست گفتار و تهیه کنندگی آن را مجید اوجی برعهده داشتند این تله فیلم بیستم آبان ماه از شبکه دو پخش گردید و اما نکاتی  در خصوص این تله فیلم:

۱- تا آنجا که می دانم تله فیلم یکی از قالب هایی است که از نظر مدیران صدا و سیما به عنوان آثاری تاثیرگذار در حوزه برنامه های نمایشی مطرح می گردد، حال مسئله در این است که چگونه یک تله فیلم با فیلمنامه ای چنین ضعیف در این رسانه تولید و از شبکه های سراسری پخش می گردد، واقعا آیا چنین قحط الرجال در  زمینه طنز در صدا و سیما وجود دارد؟

۲- فیلمنامه به عنوان پی و ریشه ای که کل اثر بر روی آن بنا نهاده شده است با مشکلات اساسی و اولیه ای دچار است که از آن جمله می توان به این موارد اشاره کرد: عدم ارائه داستان منطقی : چگونه خواهری در حالیکه می داند پلیس برای گرفتن برادرش به اشتباه آمده است، کیف پول ها را بر می دارد و گریزد؟ چگونه در یک لحظه متحول می شود و با یک نگاه به ظاهر عرفانی به خداوند می گوید اگر تو نبودی؟ ( آنهم انقدر شعار زده)حوادث مبتنی بر اتفاق  و تصادف ، البته در کمدی موقعیت می توان از اتفاق و تصادف استفاده کرد اما این حوادث می بایستی تا حدودی با منطق اثر نیز همخوانی داشته باشند، وجود دو کیف شبیه هم می تواند نقطه شروع مناسبی باشد اما بعد این اتفاق با شکست مفتضخانه ای روبرو می شود. دیالوگ های رها و فاقد تعریف دیالوگ که هیچ یک از آدم ها را حتی در حد تیپ در فیلمنامه تعریف نکرده است ، موقعیت های احمقانه که واقعا می توان آن را توهین به شعور مخاطب قلمداد کرد ، رفتن یکی از هنرپیشه ها زیر میز و در همان حال  غذا خوردن، شاهدي بر اين مدعاست و ...

۳- کارگردانی که  شاید در حد  پروژه های دانشجویی کارگردانی آن هم در ترم اول هم نبود، عدم تقطیع فنی، عدم استفاده از  حرکت دوربین، ایراد اساسی در نور و رنگ، عدم تعریف مکان برای مخاطب، نبود هيچگونه فضا سازي ، استفاده نامطلوب از موسيقي و ... از ایرادهای کارگردانی است.

۴- این نکات هنگامی دردآور می شود که هنرمندان خوبی مانند فردوس کاویانی ، عاطفه رضوی و کمند امیر سلیمانی را می بینیم که در چه اثر سخیفی حضور یافته اند به راستی چرا؟

اصلا در این گفتار سر نقد این تله فیلم را ندارم که اگر آن را به نقد نكشيم بهتر است ، اما نكته در اينجاست، توليد تله فيلم به چه بهايي؟ آقايان مسئول در اين زمينه  بودجه هاي صدا و سيما را صرف توليد چه مي كنيد كه هر از چند گاهي براي خود نيز مراسم تقدير و دستت درد نكنه راه مي اندازيد، خدا را شكر كه مردم شاهد تلاش هاي شما هستند، نمي دانم در كشوري چنين غني به لحاظ فرهنگي و مردماني چنين طناز چگونه به خود اجازه توليد چنين خزعبلاتي را مي دهيد ؟ توجه به اصطلاح هنرمندان تهراني و عشق شما به ستاره سازي هاي كاذب و داشتن چهره در يك فيلم آيا براي گرفتن وقت مخاطب دليل موجهي است؟ تنها براي مخاطب آرزوي صبر و براي شما آرزوي كمي دانش و دلسوزي به حال فرهنگ اين كشور را دارم!

 
 

 

آغاز تولید انیمیشن بهار در خانه

کد خبر:78186

زمان مخابره: ۱۳۹۰/۳/۲۷ - ۱۰ : ۵۵

پویانمایی "بهار در خانه" در تبریز تولید می شود

خبرگزاری پانا:" بهار در خانه" عنوان پویانمای 13 قسمتی است که تولید آن در شبکه سهند آغاز شده است.

به گزارش خبرگزاری پانا به نقل از روابط عمومی صدا و سیمای مرکز آذربایجان شرقی، موضوع این پویانما مذهبی بوده و داستان دختربچه ای به نام 'بهار' را روایت می کند که تازه به سن تکلیف رسیده و در روستایی همراه مادربزرگش و در همسایگی شیطونک و دستیارش کلاغ زندگی می کند.


بر اساس این گزارش، در هر قسمت از این پویانما شیطونک با طرح نقشه هایی سعی می کند بهار را از انجام اعمال دینی اش باز دارد .


تهیه کننده این پویانما 'ندا مهدوی' و کارگردان آن 'ناصر سراتیگ  و نویسنده: علیرضا گلستانی عراقی هستند .

تقدير و تشكر

دوستاني دارم بهتر از برگ درخت !!!!!

بدينوسيله از لطف و محبت تمامي دوستان خوبم كه با من ابراز همدردي كردند تشكر مي كنم، اگر در وبلاگ دوستان پاسخگوي محبتشان نبودم به بزرگواري خويش مرا عفو فرمايند زيرا آدرس وبلاگ بسياري از عزيزان در دسترسم نبود. اميدوارم همواره موفق و شادكام باشيد.