تنها یا...

میدونین هیچ ادمی تو زندگیش یهو تنها و بی کس نمیشه تقریبا همه آدما تنهان ولی یهو زیر پا خالی میشه یهو یکی که همیشه بوده دیگه نیس و اونجاست تنهایی پررنگ تر میشه. اونجاست که هر چقدرم قوی باشه بازم میشکنه بازم...

تو رو خدا هوای آدمای اطرافتونو داشته باشین

گاهی قوی ترین آدما هم تنها میشن.

کاش.................

کاش روی پیشونی آدمایی که دارن زیر بار غصه‌هاشون له می‌شن یه چیزی نوشته بود تا بقیه کمی مراعاتشون رو می‌کردن.
مثلا نوشته بود: این آقا دارد از صدمین جایی که فرم پر کرده و استخدام نشده برمیگردد،
این خانم سالهاست بغل نشده،
این آقا را دارند می‌گذارند خانه‌ی سالمندان،
این خانم مادرش مریضی صعب‌العلاج دارد،
این آقا قول داده تابستان برای پسرش دوچرخه بخرد ولی پول ندارد،
این خانم تا حالا کسی عاشقش نشده،
این آقا خیلی حالش بد است و
اگر یقه‌اش را بگیرید
امشب خودش را می‌کشد...
این آدم شکستنی‌ست...

به نقل از هروئین

آیندتو خودت بساز

تو دنیا ادمای زیادی هستن که میتونی باهوش بخندی

پس دنیاتو به خاطر ادمی که ارزششو نداره خراب نکن

 

 

روزهای اوج کرونایی....سالگرد کرونا

به یاد لحظه های خوش.

لحظه هایی تو زندگی هستن که اونقد حالت خوبه که گذر زمان رو حس نمی کنی ..

اونقدر خوبه حال دلت که نمی خوای تموم شه...

این لحظه ها رو برای همه تون آرزو می کنم.

 

زندگی کردن


مهم نیست که چی میخوایم

وقتی به دستش بیاریم دوباره یه چیز دیگ میخوایم!مهم اینه که زندگی کردن رو یاد بگیریم

یاد بگیر

برای درست انجام دادن هر کاری وقت بگذار

قرار نیس چیزی که کسی که استادشه و به زحمت یاد گرفته تو یک شبه انجام بدی و تمام

 

منتظر روزهایی هستم که از دستم می رود..

هر روز انتظار برای روزهایی که سپری می شوند و من غافل از آنم..

هر روز منتظر ناجی هستم که برایم سوغات خوشی بیاورد...

هر روز به امید تمام شدن می گذرد..

هر روز می ترسم و نمی دانم این ترس برای شروع است یا تمام شدن...

هر روز بلند می شوم و غافل از آنکه بیش از 9000 روز است که گذشته و من هنوز به آنچه می خواهم نرسیدم...

همه را می بینم جز خودم را...

باید آیینه قدی خانمایمان را بیشتر بنگرم...

من خود ضامن خوشبختی خود هستم..

جز من چه کسی برایم سوغات می آورد

جز من چه کسی به خودم کمک می کند.

باید کاری بکنم کسل و خسته کننده...

این یعنی هیچ علاقه ای در روزهایم پرسه نمی زند..

چرا شب ها اینقدر زود می خوابم و چرا صبح ها اینقدر بی رمقم.

بازهم تو در قلبم می تابی و تمام توانم را جمع می کنم برای زندگی کردن

زندگی از جنس خوب ماندن

تمام سعیم را خواهم کرد..

سخت می جنگم.

صب ناشتا نخورده بی آنکه کسی را ببینم روانه می شوم برای کاری که تنها مادیاتم را می پوشاند.

شب شام نخورده باز به بالین بستری می روم که هیچ تمایلی برای خوابیدن ندارم.

سرد می گذرد با اینهمه گرما بازهم سوز سرما آزارم می دهد.

زندگی انگیزه می خواهد، عشق می خواهد، بال و پر می خواهد.

به یکدیگر پروبال دهید.

و این غروب و طلوع فرداها باز مرا امیدوارانه به خواب می برد.

شاید روزگاری به از این پیدا شود

جایگاه من کجاست کی و کجا با عشق به خواب تابستانه لبخند خواهم زد.

غمگین نیستم

ولی تنها چرا...هستم

تنهایی از جنس سخت و شکننده اش.

بیمار نیستم ولی روحم سخت آزرده است.

من منجی می خواهم برای شکوفا شدنم.

من طاقت تنها بودنم نیست.

تنهایی برازنده یکتایست

مراسخت نیاز آغوشت تمنایست

آغوش تو باز است

اما دل من در عالم رسوایست

تو خدایت را کرده ای

امان از بی مهری بندگی

دلم عجیب درد می کند...

همه جا را بی عدالتی گرفته ولی همه آرام به نظر می رسند.

نمیدانم چیست ؟ ترس یا شایدم ...

شاید همه از رسوایی می ترسند.

شایدم دیگه جانی ندارند که برخیزند..

تو را به جان محرم بس است..

اینهمه خون مکیدن بس است دیگر خسته ایم حتی از زنده بودنمان.

دیگر باید نامی دیگر برای خدمت گزار اسلامی یا دولت مرد گذاشت.

نامی که بوی لجنش همه را بیدار کند. حیف نامرد حیف لجن...

کدام خدمت لحظه ای جان می گیرید ان هم به بهانه هایی که جز خودتان باور ندارید

توجیح پشت توجیح...

گرانی بیداد می کند.

ولی نمی فهمم سکوت شهر را

خرابی طوفان به پا کرده

ولی نمیفهمم در خانه ماندن را

حرام است...

نماز نخواندن و روزه نگرفتن حرام است.

نگاه به نامحرم حرام است

صیغه ساعتی چطور؟

خون مردم ضعیف در شیشه کردن چطور؟

مال یتیم خوردن چطور؟

مردم را به مثال نردبان استفاده کردن چطور؟

دزدی حرام است.

نه برای همه

اسلام قشنگی نندارید دولت مردان من

اسلام من دست دزد را می برد

اسلام من حق یتیم را می ستاند

اسلام من حیا دارد

اسلام من اجبار ندارد

اسلام من زیباست