درگیر عشـــــــــــــــــــــ♥ـــــــــــــــق.....

نمیدانم چرا گاهی تنم می لرزد...؟؟؟؟
وقتی صحبت از" تـــــــــــــ♥ــــــــو" می شود....
نع....از ترس حضورت نیست.... !!!!!
از آرزوی به تـــــ♥ـــــو رسیدن است....
از شاید ها....و...بایدها.....
واز اینکه نمی دانم داشتنت را عاشــــــــــقانه اشک بریزم....
یا دوریت را......؟؟؟؟؟
♥ شاید روزی تنم لرزید......♥
دستانت را روی شانه هایم گذاشتی.....
و زیر لب گفتی:.....اشک شوق بریز....من به کنارت آمده ام....
برای ♥همیشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه♥.....
♥♥♥♥ ♥♥♥♥♥

می توانم دنیا را با یک دست فتح کنم.......!!!!!!
به شرطی که دست دیگرم را "تــــ♥ـــو "گرفته باشی.....
♥ دنیامممممممممممممممیــــــــــ♥
















