
اول سلام!!!
بعد هم یه تشکر ویژه از تمامی دوستای گلم بابت کامنت های بسیار عالیشون که برا پست
قبلی گذاشته بودن ومن بنده روسیاه خدا رو دوباره شرمنده محبت هاشون کردن..
تااونجایی که شد کامنت هاتونو به نمایش گذاشتم ویه سری دیگه هم که محفوظ موندن.
اینم بگم بچه هام خیلی از این کامنت ها منم از یه سردرگمی نجات دادن.
اگه بخوام یه برداش کلی از تمام حرفاتون کنم, اگه تا صبحم بشینم تک تک شون رو
نقدوبررسی کنم باز ته تهش میرسم به اینکه همتون یه نقطه اشتراک دارین اونم اینکه
همتون گفتین فقط"خـــــــدا"؛ پشت این دوواژه کلی حرف ناگفته پنهون شده ولی عمق مطلب
همینه دوستان..
یکی از کامنت هایی که برا پست قبلی گذاشته شده بود بابقیه کامنت ها متفاوت بود
باخوندنش کلی حالم گرفته شد؛ مهم نیست محتواش چی بود؟اونم یه درمند مثه همه ما
به من گفته بود آرزو داشتم جایگاه تورو داشته باشم گفته بود بیا جامونو عوض کنیم
اون حسرت مهرومحبت پدر مادری روداشت که من از این محبت بی نیازم.بخدا دوست
من اگه راهی بود این عشق رو با تونصف میکردم..فقط از عمق وجودم برات آرزو
میکنمکه به زودی زود رنگ خوشبختی وسلامتی رو ببینی..
از بقیه دوستان گلم هم میخوام که برا این عزیز دل دعا کنن..
خب نوبتی هم باشه نوبت ماست!!!چون منم قول داده بودم جواب سوالی رو که شما
بهش جواب دادین بدم..میدونم همه شما کلا حرف دلتون رو نزدین بهتون واقعا حق
میدم خودمن دوماه بهش فک کردم ؛واقعا برا جواب دادن به این سوال زمان نیازه..
حالا نوبت منه که اعتراف کنم؛ امیداورم حداقل بتونه نصفشو با خدا وبنده هاش
تسویه کنم. اعتراف به گناه واشتباهات گذشته هم همچین آسون نیستا!!
اینایی که مینویسم ساده ترین اشتباهات منه ودر حال حاظر فقط قادرم اینا رو جبران
کنم مهمترین دلیلی که من این اشتباهات رو ثبت میکنم اینه که اگه عمرم به دنیا
نبودخواهرم بتونه بعد از من ادامشون بده..
