تجاوز ترکیه به سوریه؛ از توهم تا واقعیت؟

حمله ترکیه به مناطق شمالی این کشور با واکنش کردهای ترکیه روبرو شده و از طرف دیگر علویان این کشور(به علت همگرایی با نظام حاکم در سوریه) مطمئناً ساکت نخواهند نشست.

، طی چند روز گذشته زمزمه هایی مبنی بر احتمال حمله نظامی ترکیه به سوریه  در رسانه ها شنیده می شود. با توجه به تحولات یک ماهه اخیر و پیشروی هایی که نیروهای کرد در مناطق شمالی سوریه داشته و احتمال شکل گیری کردستان مستقل سوریه(همانند کردستان عراق) ، این امر مقامات ترکیه را به واکنش علیه این اقدامات و  تصمیم به احتمال حمله نظامی یا تشکیل منطقه حائل در مناطق شمالی سوریه واداشته است.  در ورای این مساله،ترکیه احتمالاً این شرایط را بهترین فرصت برای دستیابی  به اهداف خاص خود و حل اختلافاتش با دمشق در بحث هاتای یا اسکندرون(این استان تا سال 1938 جز کشور سوریه بود اما در همین سال فرانسه با استفاده از سیستم قیومیت هاتای را به ترکیه واگذار کرد) و رودخانه فرات(بهره برداری از آب) می‌داند تا برای همیشه بتواند مشکلات خود را با این کشور حل کند.

اما در رابطه با تصمیم ترکیه برای حمله به سوریه باید اذعان نمود که ترکیه توانایی چنین حمله ای را بنابر دلایل ذیل نخواهد داشت:

1- انسجام در دولت سوریه: ترکیه با یک کشور دست و پا بسته روبرو نخواهد بود و احتمال این امر که جنگ پنج ساله داخلی ارتش سوریه را به طور کامل تضعیف نموده شاید تا حدودی دور از ذهن به نظر برسد. از سوی دیگر ترکیه درصدد الگوبرداری از عربستان در طرح حمله به یمن است. اما دولتمردان ترک به این امر واقف نیستند که سوریه از جنبه های مختلف(تجهیزات پدافندی، ارتش و موقعیت جغرافیایی و ...) با یمن قابل مقایس�� نیست. دولت سوریه دارای از یک انسجام قوی داخلی برخوردار است که همین امر سبب مقاومت پنج ساله آنها در برابر تهاجم گروههای تروریستی شده است. اما یمن از یک دولت قدرتمند مرکزی برخوردار نیست و همین امر تصمیم‌گیری را در این کشور با مشکلاتی روبروکرده است.

2- عدم همراهی افکار عمومی و احزاب داخلی: افکار عمومی ترکیه به مثابه سال های گذشته دولت را در برخی مسایل کلان داخلی و خارجی همراهی نخواهند کرد، شاهد مثال این امر را  نیز می توان در کاهش محبوبیت اردوغان و از دست دادن اکثریت مطلق حزب وی در انتخابات پارلمانی اخیر مشاهده نمود. بنابراین اردوغان در صورت تجاوز زمینی به سوریه با هجمه سنگینی از فشار افکار عمومی مواجه خواهد شد. از سوی دیگراکثریت احزاب داخلی ترکیه مخالف چنین تصمیمی از سوی دولت این کشور هستند و شاید بتوان اذعان نمود تنها، حزب عدالت و توسعه است که به دنبال چنین اقدامی علیه سوریه می‌باشد.

3- بُعد ایدئولوژی و قومی: از آنجایی که نزدیک به 15 میلیون علوی و همچنین 20میلیون کرد در ترکیه زندگی می کنند، حمله ترکیه به مناطق شمالی این کشور با واکنش کردهای ترکیه روبرو شده و از طرف دیگر علویان این کشور(به علت همگرایی با نظام حاکم در سوریه) مطمئناً ساکت نخواهند نشست. بنابراین دولت ترکیه از بُعد پیامدهای فرقه ای و قومی توانایی چنین حمله ای را نخواهد داشت.

4- واکنش کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای: در صورت حمله ترکیه به سوریه کشورهای منطقه ای و به خصوص هم پیمانان سوریه، ساکت نخواهند نشست واین کشورها  که بالاترین حجم مبادلات اقتصادی و انرژی را با ترکیه دارند، می‌توانندچالش‌هایی را برای این کشور به وجود بیاورند.

طبیعتاً حمله ترکیه به سوریه منطقه را وارد فاز جدیدی از درگیری های داخلی خواهد کرد و این امر مطلوب آمریکا و رژیم صهیونیستی است( چون سوریه را دشمن درجه یک خود و حامی حزب الله می‌دانند.) از سوی دیگر اردوغان باید از توهم هیتلری که داعیه امپراطوری عثمانی را در سر می پروراند، خارج شده و هرگونه ماجراجویی، ترکیه را با پیامدهای بسیار ناگواری در عرصه داخلی و خارجی مواجه خواهد کرد.(

استکبارستیزی در پیچ توافق هسته ای

جمهوری اسلامی ایران ولو توافق جامع هسته ای را با کشورهای 1+5 منعقد کند، همان جمهوری اسلامی ضداستکبار و ضدصهیونیسم است و حاضر به دست کشیدن از آرمان های والای خود نیست.

پرسش از تکلیف سیاست و راهبرد استکبارستیزی جمهوری اسلامی ایران بعد از توافق هسته ای جمهوری اسلامی ایران با کشورهای 1+5، همانگونه که در دیدار دانشجویان و نمایندگان تشکل‌های دانشجویی با مقام معظم رهبری نیز مطرح شد، یکی از مهمترین دغدغه ها و مسائلی است که نیاز به پاسخ دادن و واکاوی دارد. اهمیت این موضوع بدان سبب است که یکی از اهداف آمریکا در مذاکره با کشورمان، تلاش برای تلقین تغییر رفتار و کوتاه آمدن جمهوری اسلامی در مقابل خود به افکار عمومی جهانیان است. بدین معنا که آمریکا می کوشد وانمود کند که ایران حاضر به دست کشیدن از آرمان ها و شعارهای اساسی خود از جمله استکبارستیزی شده است. در واقع، براندازی، تغییر رفتار و ایجاد مانع برای پیشرفت جمهوری اسلامی ایران و در انزوا قرار دادن آن (محدود سازی) به ترتیب، اهداف بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران است و در شرایطی که طرف مقابل از تحقق هدف براندازی جمهوری اسلامی ناامید شده است، می کوشد تا حداقل به تغییر رفتار جمهوری اسلامی دل ببندد و درصدد تحقق آن باشد. منظور آنها از تغییر رفتار نیز این است که جمهوری اسلامی ایران به نوعی از داعیه ها و شعارهای هویت بخش خود کوتاه بیاید، کشوری محدود به مرزهای جغرافیایی خود باشد نه کشوری با عمق راهبردی در منطقه و ...

توضیح آنکه،‌ در شرایط کنونی، مذاکرات هسته ای بهانه و بزنگاهی است تا آمریکایی ها به این هدف خود جامه عمل بپوشانند، بدین معنا که در تصور آنها، تحریم ها اگر چه منجر به سقوط جمهوری اسلامی نشده است اما به اندازه کافی به این کشور فشار آورده و حال که جمهوری اسلامی خواهان مذاکره و رفع تحریم ها می باشد باید به تغییر رفتار و در واقع، به تغییر شعارها و داعیه های هویتی خود مانند استکبارستیزی، مبارزه با آمریکا، ضدیت با صهیونیسم، حمایت از مظلومین و... بپردازد و به نوعی در این زمینه ها کوتاه بیاید. از این رو در این شرایط مقام معظم رهبری با درک صحیح این راهبرد طرف مقابل در مذاکرات، همواره تأکید دارند که جمهوری اسلامی ایران فقط در بحث هسته ای با طرف مقابل مذاکره می کند و این مذاکرات و دستیابی به توافق نیز نباید منجر به محدودسازی جمهوری اسلامی و عدم حمایت آن از محور مقاومت اسلامی در منطقه، استکبارستیزی، مبارزه با رژیم صهیونیستی و... شود. ایشان در این زمینه فرمودند: « ... حرکت نبايد سست بشود؛ جهت حرکت اشتباه نبايد بشود؛ جهت حرکت به سمت استکبار است، مقابله‌ي با استکبار است. ما هم که اسم آمريکا را بارها مي‌آوريم؛ ملّت ما، خود ما؛ [چون‌] مسئله‌ي آمريکا به‌خاطر استکبار است، چون آمريکا يک دولت استکباري است. ....چه توافق هسته‌اي بشود، چه نشود؛ اين را بدانيد امنيت اسرائيل تأمي�� نخواهد شد چه توافق هسته‌اي بشود و چه نشود. ...» (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضای مجمع عالی بسیج، 6/9/1393)

در واقع، استکبارستیزی و مبارزه عملی با استکبار که از جمله دال های هویت بخش گفتمان انقلاب اسلامی ایران می باشد، موضوعی است که رهبر معظم انقلاب همواره بر آن تأکید داشته اند، بویژه پس از هر بار مذاکره و نشست و برخاست با مقام های غربی و آمریکایی. به عبارتی، منظور مقام معظم رهبری از مبارزه با استکبار و آمریکا را مظهر و مصداق استکبار دانستن، عدم تأمین امنیت اسرائیل و به عبارت دقیق تر، پافشاری ایشان بر شعارها و سیاست های همیشگی نظام اسلامی(در صورت توافق هسته ای یا عدم آن)، این است که جمهوری اسلامی ایران ولو توافق جامع هسته ای را با کشورهای 1+5 منعقد کند، همان جمهوری اسلامی ضداستکبار و ضدصهیونیسم است و حاضر به دست کشیدن از آرمان های والای خود نیست. به بیان دیگر، منظور ایشان این است که حتی توافق هسته ای نیز نمی تواند جمهوری اسلامی را از ایفای نقش های خود بازدارد و این دقیقاً نقطه مقابل هدفگذاری طرف مقابل است که می کوشد نشان دهد که جمهوری اسلامی ایران از مواضع خود کوتاه آمده و حاضر به تغییر رفتار شده است. ایشان در اخیرترین بیانشان در این خصوص در دیدار دانشجویان فرمودند: «مبارزه با استکبار و نظام سلطه، براساس مبانی قرآنی، هیچگاه تعطیل پذیر نیست و امروز آمریکا کامل ترین مصداق استکبار است.»

توافق با دشمن در دو برهه حساس

شرایط امروز کشور و حضور با بصیرت مردم در صحنه های حساس، که نمونه بارز آن در راهپیمایی روز قدس امسال بود، این واقعیت را به دشمن خارجی و ایادی داخلی اش نشان داد که امروز نمی توانند به راحتی امام امت را مجبور به نوشیدن جام زهر نمایند.

 گروه سیاسی: بیست و هفت تیر ماه یادآور خاطره پذیرش قطعنامه 598 و قبول آتش بس بین ایران و عراق است؛ حادثه ای که امام امت برای آن تعبیر نوشیدن جام زهر را عنوان نموده اند. هم اکنون بیست و هفت سال از آن روز می­ گذرد و عده ای این زمزمه را مطرح می نمایند که شاید جام زهر دیگری در راه است. از این رو در این نوشتار کوتاه سعی می شود به برخی نکات پیرامون این موضوع پرداخته شود:

1- اولین نکته قابل تأمل اینکه پذیرش قطعنامه 598 نتوانست تهاجم عراق به ایران را متوقف کند و تاریخ بیانگر این واقعیت است که بعد از پذیرش قطعنامه بازهم عراق به ایران تجاوز نمود و یک بار هم منافقین را برای تجاوز به ایران گسیل داشت که در هر دو مرحله شکست خوردند. در حقیقت عامل توقف حملات و تجاوز عراق به ایران قدرت دفاعی و توان ایستادگی ملت ایران بود و نه قطعنامه 598 و این قطعنامه بهانه ای برای پایان جنگ بود و نه عامل آن. چنین اتفاقی در توافق هسته ای ایران و 5+1 نیز محتمل است. یعنی ممکن است دشمن بد عهد ما به توافقی که خودش امضاء نموده است عمل نکند، و اگر بخواهیم همانند روزهای بعد از پذیرش قطعنامه 598 دشمن به تعهدات خود عمل نماید باید اقتدار داخلی خود را به دشمن ثابت نماییم. مدیریت فضای اقتصادی به دور از جنجال های هسته ای، حمایت از تولید و اقتصاد مقاومتی، پیشرفت در زمینه های مختلف علمی بویژه موضوع هسته ای می تواند دشمن را وادار به پذیرش تعهدات خودش و حقوق هسته­ای ایران نماید.

2- در بیان تفاوت در شرایط آن  روز کشور ��ا شرایط کنونی نیز باید گفت که تعبیر جام زهری که حضرت امام خمینی (ره) در سال 67 به کار بردند به نوعی بیانگر وضعیتی است که ایشان مجبور به پذیرش قطعنامه شدند. اما شرایط امروز کشور و حضور با بصیرت مردم در صحنه های حساس، که نمونه بارز آن در راهپیمایی روز قدس امسال بود، این واقعیت را به دشمن خارجی و ایادی داخلی اش نشان داد که امروز نمی توانند به راحتی امام امت را مجبور به نوشیدن جام زهر نمایند. تفاوت دیگر صحنه امروز با سال 67، ظرفیت ها و فرصت هایی است که امروز در کشور وجود دارد؛ دانشمندان و دانشجویان با انگیزه ای که قلل مرتفع علمی را در زمینه های هسته ای، نانو، پزشکی، موشکی، سلول های بنیادین و ... فتح کرده اند، نفوذ معنوی بسیار بالای ایران در ملتهای منطقه و جهان، قدرت دفاعی و بازدارندگی مناسب ایران، پشت سر گذاشتن صحنه های سختی چون فتنه 88 و افول روز افزون دشمن در انشاء خواسته های خود به دیگر دولت ها و ... باعث شده است که طرف مقابل احساس نیاز بیشتری  به امضای توافق هسته ای با ایران نماید. از این رو چنین صحنه ای هرگز منجر به نوشیدن جام زهر نخواهد شد. پافشاری رهبر معظم انقلاب در مواضع گذشته خود در قبال دشمن و همچنین ایستادگی تیم مذاکره کننده ایرانی بر خواسته های به حق ملت ایران و طولانی شدن مذاکرات شاهدی بر این ماجراست.

3- نکته پایانی اینکه ایستادگی ملت ایران در جهت حفظ حقوق  هسته ای خود این واقعیت انکار ناپذیر را به دشنان فهماند که نظم جهانی حاکم در حال فروپاشی است و کدخدای خود خوانده دنیا دیگر توان اعمال زور و سلطه به ملتهای مقاوم را ندارد. بنابراین در نظم آینده جهان این ملتها هستند که جای دول قدرتمند را می گیرند. چنین موضوع مهم و سرنوشت سازی جام زهری است که قلدرمآبان دنیا مجبور به نوشیدن آن هستند نه ملت ایران وامام امت.

ایجاد سه منطقه آزاد برای پایداری تجارت با عراق

 دبیر شورای عالی مناطق آزاد و ویژه اقتصادی کشور گفت: سه منطقه آزاد تجاری و صنعتی برای توسعه پایدار تجارت با عراق ایجاد می شود.

به گزارش رادیو اقتصاد، اکبر ترکان افزود: اقتصاد ایران باید در دوره پساتحریم در چارچوب اقتصاد مقاومتی بتواند از همه مزیت ها و استعدادهای خود در توسعه مناسبات تجاری و بازرگانی استفاده کند که مناطق آزاد و ویژه اقتصادی نقش ویژه ای خواهد داشت.

وی گفت: در مرزهای کشور باید مناطق آزاد را به سمت توسعه مناسبات پایدار تجاری با کشورهای منطقه هدایت کنیم و برای همکاری تجاری با عراق سه منطقه آزاد در منطقه کردستان، مهران و اروندرود برای همکاری تجاری و مدیریت حضور پایدار در بازارهای هدف عراق برنامه ریزی می شود.

ترکان افزود: مناطق آزاد تجاری به سمت توسعه صادرات و مدیریت واردات حرکت می کنند و در سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی هم به این موارد اشاره شده است.

وی گفت: منطقه آزاد چابهار باید بتواند با دسترسی کامل به شبکه های متنوع حمل و نقل نقش خود را در تجارت منطقه ای و فرامنطقه ای به ویژه در مدیریت تجارت خارجی افغانستان افزایش دهد.

دبیر شورای عالی مناطق آزاد و ویژه اقتصادی کشور گفت: منطقه آزاد چابهار بهترین موقعیت ترانزیتی را در ایران دارد و قطب ترانزیت و حمل و نقل و پایگاه ترانزیت به افغانستان در آسیای میانه است.

ترکان افزود: باید ارتباط با همسایگان را با راهبرد اقتصاد مقاومتی توسعه دهیم و ظرفیت صادرات گاز را داریم و اطراف کشور ما ۳۰۰ میلیون مترمکعب روزانه تقاضا خرید گاز وجود دارد و همه همسایگان ما مشتری گاز هستند.

وی افزود: عراق در سه منطقه بصره، بغداد و اقلیم کردستان، ترکیه و ترکیه به سمت اروپا، در خلیج فارس هم کویت و امارات و عمان، پاکستان، هند مشتری گاز هستند و درباره فرآورده های نفتی هم عمده همسایگان ما متقاضی هستند.

دبیر شورایعالی مناطق آزاد و ویژه اقتصادی افزود: ۱۲ هزار مگاوات در همسایگان مشتری خرید برق داریم و صادرات انرژی هم می تواند از محورهای اقتصاد مقاومتی باشد.

وی با تاکید بر ضرورت توسعه صنعت نفت و گاز در دوره پساتحریم گفت: مناطق آزاد باید ریل صادرات غیرنفتی باشد.

ادامه نوشته

بندی که نظامیان را نگران‌تر کرد

بند سه قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل که بر محدودیت ایران در ساخت موشک‌های بالستیک دلالت دارد، با نگران‌ساختن مقامات نظامی کشور، برخی را به واکنش واداشت. سرلشکر جعفری، فرمانده کل سپاه در این‌باره گفت: «آنچه برای من به‌عنوان یک مسئول نظامی بیش از هر چیز دیگر اهمیت دارد، ایستادگی جدی و بدون ذره‌ای اغماض بر سر خط قرمز حیاتی، یعنی حفظ و ارتقای توانمندی دفاعی ایران است». وی تصریح کرد: «برخی از مواردی که در پیش‌نویس مندرج شده، مشخصاً مغایر و در تناقض با خطوط قرمز مهم جمهوری اسلامی ایران، به‌ویژه درمورد توانمندی‌های تسلیحاتی بوده و هیچ‌گاه مورد پذیرش ما نخواهد بود». وی افزود: «هر قطعنامه‌ای که در تضاد با خطوط قرمز کشورمان باشد، هیچ اعتباری ندارد». سردار دهقان، وزیر دفاع نیز در این‌باره اظهار داشت: «مسائل مربوط به موشک‌ها، هیچ‌گاه در دستور کار مذاکرات هسته‌ای نبوده و نظام برنامه‌های خود را در این زمینه با قاطعیت به اجرا می‌گذارد».

درپی تصویب قطعنامه شورای امنیت و نیز واکنش مقامات نظامی، عباس عراقچی، مذاکره‌کننده ارشد هسته‌ای ایران شب گذشته با حضور در برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری سیما، به این نگرانی‌ها چنین پاسخ داد: در این قطعنامه آمده است که از ایران می‌خواهد؛ بنابراین الزام‌آور نیست، لذا این ممنوعیت تبدیل به محدودیت غیرالزام‌آور شده است و فقط از ایران درخواست می‌کند که فعالیت‌های موشکی روی موشک‌های بالستیک که برای حمل کلاهک هسته‌ای طراحی شده است، محدود کند که البته ایران چنین فعالیتی هم ندارد». وی در ادامه گفت: «این بند الزام‌آور نیست... بین قطعنامه و توافق، اختلاف وجود دارد، ما اگر توافق را نقض کنیم، قطعاً قطعنامه هم نقض شده است؛ اما اگر قطعنامه را نقض کنیم، توافق نقض نشده است. می‌توانیم مانند سال‌های گذشته قطعنامه را اجرا نکنیم». گرچه اظهارات عراقچی منطبق با مسائل حقوقی قطعنامه به نظر می‌رسد؛ اما خصیصه فریبکاری طرف مقابل ایجاب می‌کند، برای مشخص‌شدن وضعیت حقیقی این بند مهم، ایران با قدرت و استحکام بیشتر برنامه‌های موشکی‌اش را اجرا کند تا در میدان عمل بند سه قطعنامه شورای امنیت سنجیده شود.

ادامه نوشته

گفتگوی مشاور دولت های ریگان و کلینتون درباره رأی کنگره به توافق هسته ای

پروفسور گراهام آلیسون مشاور ویژه وزارت دفاع دولت ریگان و رئیس مرکز امور بین الملل بلفر دانشگاه هاروارد گفت: کنگره آمریکا آرای کافی برای لغو توافق هسته ای ایران و ۱+۵ را ندارد.

 

 
 

به نقل از خبرگزاری مهر، طرح بازبینی توافق هسته ای با ایران مصوب کنگره آمریکا یکی از چالش های اصلی تحقق و اجرای توافق هسته ای قلمداد می شود.

یکی از این اقداماتی که می تواند تحقق توافق جامع و اجرایی شدن آن را با مشکل مواجه کند طرح بازبینی توافق هسته ای مصوب کنگره امریکاست. این قانون به نمایندگان کنگره اجازه می دهد تا ظرف ۶۰ روز پس از امضای هر توافق نهایی بین ایران و گروه ۱+۵ متشکل از آمریکا، روسیه، انگلیس، فرانسه، چین و آلمان آن توافق را بررسی کرده و در صورت نارضایتی، آن را رد کند.

با توجه به اعلام رئیس جمهوری آمریکا در خصوص وتوی رأی منفی کنگره به توافق هسته ای، دو سوم رأی کنگره برای بی اثر کردن وتوی باراک اوباما نیاز است. تعدادی که تحقق آن سخت و دشوار به نظر می رسد. در این خصوص گفتگویی با پروفسور «گراهام آلیسون» انجام شده است که در ادامه می آید.

گراهام آلیسون، رئیس مرکز امور بین الملل بلفر و استاد مدرسه جان اف کندی دانشگاه هاروارد است. او در دوران ریاست جمهور بیل کلینتون، رئیس جمهور سابق آمریکا، سمت معاون وزیر دفاع آمریکا در امور طرح ها و سیاست را برعهده داشت. آلیسون در این سمت به هماهنگی راهبرد و سیاست وزارت دفاع آمریکا در قبال جمهوری های شوروی سابق می پرداخت. آلیسون مشاور مخصوص وزارت دفاع دولت ریگان نیز بوده است.

آیا توافق هسته ای میان ایران و کشورهای گروه ۱+۵ توسط کنگره لغو می شود؟

انتظار دارم که کنگره آمریکا توافق هسته ای صورت گرفته را قویاً و به طور سازنده ای مورد بررسی و ارزیابی قرار دهد. همچنین این انتظار از مجلس ایران هم هست.

نهایتاً اگر گروه ۱+۵ و ایران توافق لوزان را به توافقی الزام آور از جنبه حقوقی تفسیر کنند، از جمله رویه های بازرسی ، در این صورت بعید است که کنگره بتواند دو سوم آراء برای بی اثر کردن رأی رئیس جمهوری آمریکا را به دست آورد.

تصور کنید که کنگره دو سوم آراء برای بی اثر کردن وتوی اوباما را نیز به دست آورد و توافق را لغو کرد. در این صورت تبعات داخلی و خارجی چنین اقدامی چیست؟

رد شدن توافق هسته ای توسط کنگره احتمالاً منجر به تحریم های بیشتر ایران از سوی آمریکا می شود. اگر چنین اتفاقی بیافتد ایران نیز ممکن است در واکنش به این اقدام فعالیت های هسته ای خود را به رویه گذشته برگرداند و غنی سازی ۲۰ درصدی را شروع کند و زمان گریز هسته ای نیز کاهش خواهد یافت.

آیا این موضوع تأثیری بر انتخابات ریاست جمهوری آمریکا دارد؟

اگر توافق توسط کنگره آمریکا و یا مجلس ایران رد شود در این صورت این موضوع بر انتخابات آینده ریاست جمهوری امریکا تأثیرگذار خواهد بود و کاندیداها باید در خصوص جایگزین های بدیل بیاندیشند و آن را صورت بندی کنند.

در خصوص انتخابات آینده ریاست جمهوری ایران نیز رد شدن این توافق تأثیرگذار خواهد بود.

قطعنامه صادر شده توسط شورای امنیت ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد چه الزامات حقوقی برای طرفین دارد؟

قطعنامه جدید شورای امنیت سازمان ملل متحد تمام قطعنامه های قبلی در خصوص برنامه هسته ای ایران را بی اثر کرد.

قطعنامه تحریم های دیگر ایران از جمله تحریم های مرتبط با موشکهای بالستیک-که مرتبط با مذاکرات و موضوعات هسته ای نبود- را حفظ خواهد کرد.

قطعنامه همچنین کمیسیونی ایجاد خواهد کرد که تحریم های ایران در صورت نقض توافق دوباره تحمیل شود.

منبع:خبرگزاری مهر

مراقب استمرار خدعه های هسته ای دشمن باشیم

              جمع بندی مذاکرات هسته ای ایران و اعضای 1+5 در وین نقطه ای حساس و سرنوشت ساز در این ماراتن دیپلماتیک محسوب می شود؛ نقطه ای تعیین کننده که از سوی بسیاری از کارشناسات و تحلیلگران مترادف با "نقطه پایانی مذاکرات" مورد ارزیابی و تحلیل قرار می گیرد. این در حالیست که معادله هنوز به نقطه پایانی خود نرسیده است. هنوز مراحل قانونی بررسی جمع بندی مذاکرات جهت تبدیل آن به توافق نهایی به اتمام نرسیده است. از سوی دیگر، هر گونه مواجهه با توافق نهایی بر آمده از جمع بندی مذاکرات نیز باید بر پایه یک سلسله حدود و ثغور حقوقی و راهبردی صورت گیرد؛ حدود و ثغوری که در صورت عدم رعایت آن ها در عمل شاهد رعایت حقوق حقه هسته ای ایران از سوی طرف عهد شکن، یعنی ایالات متحده آمریکا و برخی از اعضای 1+5 نخواهیم بود.

بر این اساس لازم است نگاه واقع بینانه ای نسبت به معادله جاری داشته و احساس غرور مقدس دینی و ملی خود را در ذیل همین نگاه واقع بینانه هدایت کنیم. اگر بخواهیم "جمع بندی مذاکرات وین" را از دو جنبه حقوقی و راهبردی مدنظر قرار دهیم، باید اشاره کنیم که در حوزه نگاه حقوقی، ما با واژگان، تعهدات، حقوق و تکالیفی مواجه هستیم که منظومه و دستور العمل ما را در اجرای توافق نهایی تشکیل می دهند. در حوزه راهبردی نیز ما با بایدها و نبایدها، استراتژی ها و هنجار هایی در سیاست خارجی خود مواجه هستیم که گذار از آن ها به هیچ عنوان جایز نیست.

 

نسبت توافق نهایی و شورای امنیت سازمان ملل متحد

 بر اساس جمع بندی انجام شده در برجام (برنامه جامع اقدام مشترک)، ایران به عنوان یک قدرت دارای فناوری هسته ای و برخوردار از برنامه هسته ای صلح آمیز، از جمله چرخه کامل سوخت و غنی سازی، توسط سازمان ملل متحد مورد شناسایی قرار می گیرد و قطعنامه­های تحریمی ناعادلانه شورای امنیت سازمان ملل متحد، شامل کلیه تحریم های اقتصادی و مالی تحمیل شده علیه کشورمان، در قالب یک چارچوب مورد تفاهم و از طریق صدور یک قطعنامه جدید به یک باره لغو خواهند شد. همچنین با صدور قطعنامه جدید ذیل ماده ۲۵ منشور ملل متحد، ضمن اشاره به ماده ۴۱ منشور تنها در بندهای مربوط به لغو تحریم های گذشته، تحول ماهوی در نحوه برخورد شورای امنیت با ایران ایجاد خواهد شد.

با این حال در این میان نقطه آسیبی نیز بر روند اجرایی توافقنامه ( به لحاظ حقوقی) متصور است که نمی توان آن را نادیده انگاشت. شواهد و مستندات موجود از جمله قطعنامه تصویب شده اخیر در شورای امنیت سازمان ملل متحد حاکی بر آن است که هر یک از اعضای دائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد می توانند با وضع دوباره تحریم ها علیه ایران، توافق هسته ای را از بین ببرند و در عین حال حتی رأی وتوی چین و روسیه نیز نمی تواند مانع از وضع دوباره تحریم ها علیه ایران شود! به عبارت بهتر، ایالات متحده آمریکا و اعضای غربی 1+5 با هدف بازگرداندن سریع تر تحریم ها علیه ایران، دست به وارونه سازی روند استفاده اعضای دائمی از حق وتو زده اند.

بر این اساس در صورت بروز مناقشه، " ادامه لغو تحریم ها" از سوی اعضا به رأی گذاشته خواهد شد تا " وضع دوباره تحریم ها علیه ایران"!. این جا به جایی سبب می شود تا حق وتوی چین و روسیه در قبال وضع دوباره تحریم ها بی اثر شود و در مقابل، هر یک از اعضای دائمی شورای امنیت بتواند در صورت رای گیری در شورای امنیت معادله را بار دیگر بر هم زند. کل این معادله می تواند در عرض 2 ماه تحقق پیدا کند.

بدیهی است که در چنین شرایطی لازم است ضمن استقبال از لغو تحریم های شورای امنیت، راهکاری برای مقابله با مکانیزم ماشه (trigger mechanism) در نظر گرفته شود. این راهکار می تواند در دو حوزه تعریف شود :

1- جلوگیری از تحقق مکانیزم ماشه به واسطه مقابله صریح با آن؛

2- ترسیم راهکاری جایگزین برای بازگشت فوری به وضعیت قبلی هسته ای.

یکی از اصلی ترین دغدغه هایی که باید در روند بررسی قانونی جمع بندی نهایی مذاکرات لحاظ گردد و تا مرحله امضا حل و فصل شود، مربوط به نحوه مقابله با مکانیزم ماشه است. اگرچه می توان ادعا کرد که مکانزیم ماشه ترسیم شده نسبت به  "بازگشت فوری و خودکار تحریم ها" تا حدود اندکی بهتر است، اما کماکان موجب قائل شدن حق بالقوه بر هم زدن مذاکرات از سوی هر یک از اعضای دائمی شورای امنیت و مخصوصا ایالات متحده آمریکا خواهد بود. این موضوع زمانی معنا پیدا خواهد کرد که یک فرد جمهوریخواه در کاخ سفید بر سر کار آمده و بخواهد بر اساس مصالح حزبی خود معادله را به صورت کامل بر هم بزند. در این صورت، وی می تواند با طرح شکایتی صوری از ایران، کار را به کمیته مشترک، متشکل از ایران، آمریکا، روسیه، چین، اتحادیه اروپا، انگلیس، فرانسه و آلمان ارجاع دهد. کمیته ای که 5 تن از اعضای آن غربی بوده و نشان داده اند در شرایطی خاص به راحتی بازی واشنگتن را می پذیرند! در صورتی که کمیته مشترک اختلاف را به شورای امنیت ارجاع دهد،آن گاه عضو بهانه جو ( که احتمالا ایالات متحده آمریکا خواهد بود) قادر خواهد بود با رأی وتوی خود مانع از ادامه لغو تحریم ها علیه ایران شود.

سوزان رایس مشاور امنیت ملی آمریکا در این خصوص به نکته قابل تاملی اشاره کرده است:

«ایالات متحده یا یکی از پنج عضو دام شورای امنیت سازمان ملل مستقیما نزد شورای امنیت رفته و می‌گوید مناقشه‌ای پیش آمده و وجود دارد. معتقدیم که نقض صورت گرفته است. باید نشست شورای امنیت برگزار شود و شورای امنیت تصمیمی بگیرد. (در اینجا) نیازی نیست که دیگر اعضای کمیسیون در این مسئله دخیل باشند. ایالات متحده می‌تواند خودش مستقیما وارد عمل شود. و سپس بعد از روندی در شورای امنیت، ایالات متحده یا فرانسه یا بریتانیا یا حتی روسیه می‌توانند به صورت یکجانبه بروند و بگویند که "می‌خواهم تحریم‌ها فورا بازگردند"، به این معنی که فورا به طور کامل دوباره اجرایی شوند. سپس رأی‌گیری صورت خواهد گرفت که در آنجا تحریم‌ها فورا بازمی‌گردد، مگر آنکه ایالات متحده (یا کشور مدعی)، "نه" بگوید.»

البته این موضع سوزان رایس تا حدی تبلیغاتی نیز می باشد، اما به هر حال در مکانیزم ماشه که گزینه « ادامه لغو تحریم ها» به جای «وضع دوباره تحریم ها علیه ایران» به رأی گذاشته می شود، دست آمریکا را تا حد زیادی در اعمال دوباره تحریم ها باز گذاشته است و حق وتوی چین و روسیه را خنثی می کند.

در هر صورت نباید فراموش کرد که  میان "اعلام" و " اجرای توافق" به لحاظ زمانی فاصله و شکاف وجود دارد. طرف مقابل در مرحله اعلام توافق (مرحله فعلی) نیز بسیاری از تعهدات اولیه حقوقی خود را پای میز مذاکره نقض کرده و یا بر سر مفاد  تبصره های آن دبّه در آورده است. از این رو باید در نگاه حقوقی و سخت گیرانه خود، مراقب دبّه در آوردن های حقوقی  دوباره طرف مقابل باشیم.

نکته دیگری که باید در این خصوص در نظر گرفته شود به مکانیزم نظارتی بر توافق نهایی باز می گردد. مکانیزم نظارتی آژانس بین المللی انرژی اتمی در جمع بندی مشترک اخیر تا حدود زیادی تبیین شده است، اما با این وجود باید مراقب خلط دغدغه های حقوقی و سیاسی آژانس در شیفت اعلامی ـ اجرایی این جمع بندی مشترک باشیم. در نظر گرفتن آژانس به عنوان یک متغیر حقوقی مستقل، نقطه آسیب بزرگی در اجرایی شدن توافق نهایی محسوب می شود که باید از آن اجتناب کرد.

 

ملاحظات راهبردی در خصوص توافق نهایی

در کنار مسائل حقوقی، باید نسبت به ملاحظات راهبردی در خصوص توافق نهایی ایران و اعضای 1+5 نیز هشیار بود. تأکید  اخیر مقام معظم رهبری بر روی "لزوم طی مراحل قانونی اجرای توافق هسته ای " از یک سو و تاکید ویژه ایشان بر روی استمرار سیاست های منطقه ای ایران از جمله حمایت از گروههای مقاومت از سوی دیگر، به خودی خود نشان دهنده شرایط حساس و تعیین کننده موجود است. در چنین موقعیتی باید مراقب حدود و ثغور مواجهه حقوقی و راهبردی خود با پدیده " جمع بندی مذاکرات" باشیم.  به عبارت بهتر، باید در این مرحله حساس، در هر دو حوزه راهبردی و حقوقی رصد دقیقی از اوضاع داشته باشیم و اجازه سوء استفاده طرف مقابل از توافق نهایی احتمالی را ندهیم.

یکی از مهم ترین خطوط راهبردی ما در این معادله، عدم برخورد هیجانی با موضوع و تبدیل کردن توافق نهایی به متغیری مستقل و تعیین کننده در حوزه سیاست خارجی ماست. پیروزی یا شکست ما در مذاکرات هسته ای را صرفا " جمع بندی مذاکرات هسته ای" یا حتی " امضای توافق نهایی" و در مرحله ای بالاتر" اجرای توافق نهایی" تعیین نخواهد کرد! کلیت و عیار پیروزی یا شکست ما در این نبرد نفسگیر را نوع برخورد و مواجهه ما با این موارد تعیین خواهد کرد. "پایان یافته تلقی کردن توافق نهایی" نه تنها یک خطای حقوقی مسلم، بلکه خبطی راهبردی و جبران ناپذیر محسوب می شود.

از سوی دیگر، حتی اگر مراحل مذکور بدون کمترین نقصانی و با بیشترین سرعت ممکن طی شود، ما وارد فاز مواجهه راهبردی با توافق هسته ای خواهیم شد. این مواجهه راهبردی به معنای تعریف جایگاهی عقلانی-راهبردی برای توافق نهایی در قاموس سیاست خارجی ماست. اگر توافق هسته ای بخواهد به نقطه گذار، نقطه ثقل یا نقطه بازدارنده ما در نظام بین الملل تبدیل شود، نه تنها تاثیری در حرکت رو به جلوی منطقه ای و بین المللی ما نخواهد داشت، بلکه منجر به خلط خطوط قرمز و استراتژی های پررنگ ما در حوزه سیاست خارجی با یکدیگر و ایجاد تصویری مخدوش از جایگاه ایران در جهان خواهد شد.

نکته مهم دیگر اینکه به لحاظ راهبردی، باید متوجه جدی تر شدن بازی و لزوم اتخاذ گارد بسته تر در مقابل ایالات متحده آمریکا و متحدان آن باشیم. واشنگتن بارها در جریان 20 روز اخیر ضمن دبّه کردن بر سر نقاط حل شده قبلی، نشان داده است که ظرفیت بالقوه و بالفعل زیادی در گذار از توافقات هسته ای صورت گرفته دارد. بدیهی است که اصلی ترین نقطه آسیب تحلیلی، راهبردی و حقوقی ما در برهه فعلی قطعی دانستن توافق است! قطعی دانستن توافق منجر به از دست رفتن تمرکز ما در هر سه حوزه مذکور خواهد شد.

نکته قابل توجه دیگر اینکه گره زدن بحران های منطقه با مذاکرات هسته ای ایران و اعضای 1+5، موضوعی است که جان کری وزیر امور خارجه آمریکا و تروئیکای اروپایی طی بیست روز مذاکرات هسته ای وین توجه زیادی نسبت به آن نشان داده اند. این در حالی‌است که ماهیت بحران های منطقه با ماهیت برنامه هسته ای ایران متفاوت است. بحران های منطقه واقعی و برگرفته از سیاست های تروریستی واشنگتن و لندن و دیگر بازیگران غربی در خاورمیانه محسوب می شود، اما پرونده هسته ای ایران، بحرانی ساختگی از سوی دستگاههای رسمی و تبلیغاتی غرب جهت اعمال فشار بر ایران می باشد. در چنین شرایطی باید مراقب آدرس های نادرستی که واشنگتن در مقایسه این دو با یکدیگر می دهد باشیم!

در نهایت اینکه  پیروزی جمهوری اسلامی ایران در کشاندن قدرتهای سلطه گر پای میز مذاکره هسته ای و وادار سازی آن ها نسبت به امتیازدهی به کشورمان، تصویر نهایی پازلی است که دوازده سال است در سایه رشادت های پاک ترین فرزندان این سرزمین و مخصوصا شهدا�� هسته ای ایران چیده شده است؛ تصویر مقدسی که مصادره به مطلوب کردن آن از سوی جریان یا جریانهای خاص، مصداق عینی خیانت به منافع ملی کشور محسوب می شود. از این رو لازم است با عقلانیت و درایت حقوقی و راهبردی لازم و در سایه رهنمودهای مقام معظم رهبری مسیر باقیمانده را طی کرده و همچنان نسبت به استراتژی های کلان و خطوط قرمز سیاست خارجی خود در قبال دشنان قسم خورده این مرز و بوم آگاهانه و هشیارانه برخورد کنیم.

ادامه نوشته

آیا غربی ها توان رویارویی با همتای روسی خود را دارند؟

بزرگترین زیر دریایی اتمی جهان، متعلق به روسیه است. "زیردریایی تایفون" هولناک‌ترین ابزار جنگی ساخت بشر در قرن 21 بشمار می‌رود. این زیر دریایی...

به گزارش بصیرت به نقل از خبرنگار دفاعی - امنیتی باشگاه خبرنگاران، به بهانه ادعاي رسانه‌اي "استفاده از سلاح شیمیایی توسط حکومت بشار اسد" در "درگیری‌های داخلی سوریه"، "آمریکا" با ارسال چهارمین "ناو مجهز به موشک‌های بالستیک" به "آب‌های مدیترانه" در پی تدارک جنگي دیگر در "خاورمیانه" است.

"ناوشکن" "Mahan"به جمع سه ناوشکن قبلی در آب‌های مدیترانه (ناوشکن‌های "Berry ،Gravely و Rampage" ) پیوسته است تا در صورت دستور اوباما حملات موشکی به سوریه را در حمایت از "گروه تروريستي ارتش آزاد سوريه" آغاز کنند.هنوز نیروهای "سازمان ملل متحد" مشغول بررسی چگونگی استفاده از "سلاح‌های شیمیایی" در سوریه هستند و طرفین درگیر همدیگر را به استفاده از این سلاح مرگبار که بنا بر اعلام آمارهاي متناقض منجر به کشته شدن 1300 نفر شد متهم می‌کنند که کشورهاي غربي و منطقه‌اي با همين دستاويز بر طبل جنگ مي‌کوبند."بشار اسد" با رد چنین اتهامی معتقد است تروریست‌هاي مسلح در پی شکست‌های پی‌در‌پی در عملیات‌های موفق ارتش دست به استفاده از سلاح شیمیایی زده‌اند و با اتهام زدن به دولت درصدد جلب حمایت و دخالت نظامی غرب در امور سوریه هستند.باراک اوباما ریس جمهور آمریکا دخالت نظامی کشورش در این موضوع را منوط به اجازه سازمان ملل متحد دانسته و در این باره محتاطانه قدم بر می‌دارد. او گفته است: "اگر آمریکا بدون دلایل و مدارک کافی و بدون اجازه سازمان ملل بخواهد به کشور دیگری حمله کند سوالاتی در این خصوص مطرح خواهد شد و آن اینکه آیا قوانین بین‌المللی به ما اجازه چنین اقدامی را می‌دهد؟ و آیا ما ائتلافی برای عملی کردن چنین اقدامی تشکیل داده‌ایم؟"

این در حالی است که در 16 می 2013 روسیه برای اولین بار پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی با ارسال چندین ناوشکن به آب‌های مدیترانه حضور قدرتمند نیرو دریایی خود را به رخ رقیب دیرینه‌اش کشید.

در اقدامی که مقامات آمریکایی و متحدان غربی آن را تجاوزکارنه قلمداد کردند، روسیه 12 "ناو جنگی" را برای گشت زنی و حضور در آب‌های مدیترانه به منظور حفظ منافع این کشور در "بندر طرطوس" سوریه مستقر کرد.

 روزنامه "وال استریت ژورنال" در خصوص حضور ناوهای روسی در آب‌های مدیترانه نوشته بود "این نوعی قدرت‌نمایی است. روسیه به آمریکا زور بازو نشان می‌دهد".چشم انداز نظامی دریای مدیترانه از درگیری‌های احتمالی حکایت دارد. به علت حضور نيروهاي فرامنطقه‌اي در آب‌هاي مديترانه در صورت وقوع جنگ احتمالی ابعاد آن قابل پیش‌بینی نخواهد بود.پایگاه "نیروی دریایی روسیه" در بندر طرطوس سوریه قرار دارد. بعد از فروپاشی "اتحاد جماهیر شوروی" این اولین پایگاه دریایی میراث‌دار "شوروی سابق" در خارج از حوزه جغرافیایی اتحاد جماهیر شوری سابق است. این پایگاه دریایی در زمان "جنگ سرد" برای پشتیبانی از نیروی دریایی شوری تاسیس شد. در دوران جنگ سرد بیش از سی ناوشکن شوروی در آب‌های مدیترانه گشت زنی می‌کردند و در ادامه همین روند روسیه همواره همکاری نظامی گسترده‌ای با سوریه داشته است.

در اواخر سال 2012 در بحبوحه جنگ داخلی سوریه، حضور ناوهای روسی در بند طرطوس با عنوان برگزاری "مانور نظامی" باعث شد ناوهای هواپیمابر آمریکا از سواحل سوریه عقب نشینی کنند و آمریکا در هراس از این اقدام روسیه مجبور شد ناو هواپیمابر "آیزون هاور CVN 69 " مستقر در ساحل ویرجینيا را به خاورمیانه اعزام کند.

بنابر ادعاي رسانه‌هاي منطقه‌اي و بين المللي رفت و آمد ناوهای روسی به بندر طرطوس یکی از راه‌های مطمئن ارسال سلاح به سوریه است. از سال 2009 روسیه با نوسازی پایگاه دریایی بندر طرطوس را به ناوشکن‌های پیشرفته و جدید مجهز کرد.روسیه تا جایی پیش رفت که یک بار ناو هواپیمابر "کازنتسو" "Admiral Kuznetsov"را نیز به آب‌های مدیترانه فرستاد.مساحت عرشه پروازی این ناو در حدود 14700 مترمربع است و عملیات پرواز هواپیما با کمک یک سکوی پرتاب اسکی شکل با زاویه 12 درجه که در جلوی ناو تعبیه شده انجام می‌شود. عرشه پروازی این ناو با کابل‌های نگهدارنده مجهز شده است. دو آسانسور در سمت راست ناو نیز هواپیماها را از آشیانه به عرشه و بالعکس منتقل می‌کند. جنگنده "سوخو 33" بعد از بارگیری تجهیزات نظامی با کوتاهترین فاصله شتاب‌گیری یعنی فقط 105 متر می‌تواند از روی این ناو به پرواز در آید.

این ناو توانایی حمل 16 فروند هواپیمای "Yak 41Mو 12 هواپیمای بال ثابت سوخوی 27 Kرا دارد. ناوگان بالگردی این ناو شامل: 4 فروند کاموف 27 ال دی، 18 فروند کاموف 27 پی ال او و 2 فروند کاموف 27 اس است. ناو هواپیمابر کوزنتوف مجهز به 12 عدد "موشک‌انداز" برای پرتاپ "موشک‌های سطح به سطح" ضد ناو P-700 Granit است. برخلاف ناوهای هواپیمابر غربی مجهز بودن این ناو روسی به انواع موشک‌ها باعث شده آن را ناو هواپیمابر مجهز به "موشک کروز" نام‌گذاری کنند.این ناو برای "پدافند هوایی" دوربرد 24 عدد موشک انداز قائم برای پرتاپ 192 موشک SA-N-9 Gauntlet دارد. این سیستم دارای یک رادار همراه سیستم چند حالته الکترونیکی و قابلیت شلیک یک موشک در هر 3 ثانیه دارد. این سیستم قابلیت درگیری همزمان با 4 هدف در ناحیه‌ای با زاویه 60 درجه را دارد. برد این سیستم بین 12 تا 15 کیلومتر است.

همچنین کوزنتوف روسی برای پدافند کوتاه برد مجهز به هشت سیستم موشکی کاشتانKashtan است که وظیفه دفاع از ناو در برابر تسلیحات هدایت دقیق، "موشک‌های ضد کشتی"، "ضد رادار"، هواپیما و اهداف کوچک دریایی را بر عهده دارد. هر سیستم شامل پرتاب‌گرهای موشکی، دو توپ 30 میلی‌متری و "مسیریابی اپتیکی" و "رادار" است. برد موشک هدایت شونده این سیستم بین 1.5 تا 8 کیلومتر است. توپ‌ها نیز توانایی شلیک 1000 گلوله در دقیقه و دارای بردی بین 500 تا 1500 متر هستند. شش توپ دفاع هوایی AK-630 نیز در این ناو نصب شده است. 
این ناو با سیستم ضد زیردریایی UDAV-1با 60 "موشک ضد زیر دریایی" مجهز شده تا بتواند "اژدر"ها و موشک‌های شلیکی دشمن را نابود کند.

هولناکترین ابزار جنگی قرن بیست یک متعلق به کدام کشور است؟

بزرگترین زیر دریایی اتمی جهان، متعلق به روسیه است. "زیردریایی تایفون" هولناک‌ترین ابزار جنگی ساخت بشر در قرن 21 بشمار می‌رود. این زیر دریایی 172متر طول و 23 متر عرض دارد. تايفون قادر به حمل 10 کلاهک اتمی است. این زیر دریایی حمل 20 "موشک بالستیک (RSM-52 SS-N-20) با برد 8300 کیلومتر و علاوه بر آن 4 مقر اژدر 630 میلیمتری و 2 مقر اژدر 533 میلیمتری و سیستم پیشرفته هیدرو اکوستیک SLOPEنصب شده که هم زمان قادر به رهگیری 10-12 شناور دشمن می‌باشد. زیردریايی تایفون روسیه با زیر دریایی اتمی کلاس ویرجینیا مقایسه می‌شود که از سال 2004 در خدمت ارتش آمریکاست.

 از ویژگی‌های جالب زیر دریایی تايفون یخ‌شکن بودن آن است .زیردریایی‌های کلاس تایفون نیروی دریایی روسیه جزء کلاس زیردریایی‌های اتمی حامل موشک‌های بالستیک قاره‌پیما هستند .این زیر دریایی می‌تواند 120 روز بدون هوا گیری در زیر آب بماند. در حال حاضر روسیه شش فروند از این زیر دریایی را در اختیار دارد.

یکی از مزیت‌های زیردریایی تایفون روسیه نسبت به زیر دریايی کلاس ویرجینیای آمریکایی عملکرد در عمق بیشتر است. زیر دریایی تایفون بعد از فرو رفتن در آب قادر است در عمق بسیار پایین حرکت کند، بطوری که تا عمق 600 متر دریا فرو می‌رود. این در حالی است که زیر دریایی کلاس ویرجینیا فقط تا 250 متر قادر است به عمق دریا فرو برود.

سرعت حرکت تایفون بر سرعت ویرجینیا می‌چربد

حداکثر سرعت زیر دریایی اتمی ویرجینیا 25 گره دریایی است در حالی زیر دریایی تایفون قادر با سرعت 35 گره دریایی حرکت کند. یکی از نقاط جالب در سرعت زیر دریایی تایفون این است که هر چه به اعماق دریا فرو می‌رود می‌تواند با سرعت بیشتری حرکت کند.

یکی از علت‌های قدرتمند بودن زیردریایی تایفون راکتور اتمی آن است. راکتور اتمی تایفون از یک راکتور اتمی 190 مگا واتی، از یک توربین مولد بخار OK-7که 43 هزار اسب بخار انرژی تولید می‌کند و از دو توربو ژنراتور OK-2 که آن هم 2000 کیلوات قدرت تولید می‌کند تشکیل یافته است. همچنین دو مولد نیروی محرکه الکتریکی OK-300 که قابلیت تو رفتگی دارند، برای حرکت در سرعت پایین و عملیات مخفیانه تعبیه شده است.

وحشت آمريکايي‌ها از قابلیت رادار گریزی تايفون

حضور زیر دریایی تایفون در خلیج مکزیک بدون متوجه شدن نیروی دریایی آمریکا حکایت از قابلیت رادار گریزی این زیر دریایی داشت، به‌طوری که مقامات و کارشناسان نظامی آمریکا را به حیرت وا داشت. کارشناسان نظامی روسی مدعی هستند که زیر دریایی کلاس تایفون بی‌‌‌‌‌‌‌‌صداترین زیردریایی اتمی جهان است که در خدمت ارتش روسیه می‌باشد.

 به گزارش دیلی‌میل، زیر دریایی تایفون روسیه به مدت یک ماه در آب‌های خلیج مکزیک در حال گشت زدن بوده است. بدون آنکه نیروی دریایی آمریکا متوجه این موضوع شود. نورمن پالمر تحلیل‌گر نظامی در خصوص حضور سری زیر دریایی اتمی روسیه در آب‌های خلیج مکزیک گفته بود: "ورود زیر دریایی مجهز به کلاهک اتمی روسیه به آب‌های خلیج مکزیک یکی دیگر از قدرت نمایی‌های ریس جمهور روسیه، ولادیمير پوتین است تا از طریق آن نشان دهد که روسیه بازیگر اصلی صحنه سیاسی و نظامی جهان است".

"سناتور جان کورنین" John Cornynعضو کمیته پشتیبانی نیروهای مسلح در مجلس سنا با اشاره به شکست سیاست آشتی‌جویانه اوباما با روسیه اذعان داشت "این موضوع بعلت رهبریت مخدوش و ضع��ف ما در برخورد با روسیه رخ داده است. در حالی که رئیس جمهور ما پز تجدید روابط با روسیه را می‌دهد ولادیمير پوتین فعالانه برای ضربه زدن به منافع در همه نقاط جهان خواه در سوریه و یا در خانه خودمان (خلیج مکزیک) تلاش می‌کند".

ولادیمير پوتین از زمان روی کارآمدن در روسیه تقویت ناوگان دریایی روسیه را یکی از برنامه‌های اصلی خود اعلام کرده است. این در حالی است که از زمان "دونالد ریگان" "نیروی دریایی آمریکا" از کمترین تحرکاتی برخوردار بوده است. تعداد ناوهای نظامی آمریکا به کمترین تعداد رسیده است و در "مناظره‌های انتخاباتی" سال 2012 "اوباماگ و "رامنی" این موضوع کاملا مشهود بود.

 "توماس کوپمن"Thomas Copeman "جانشین فرمانده نیروی دریایی آمریکا" در طی مصاحبه‌ای در ژانوایه‌ 2013 وضعیت نیروی دریایی آمریکا را غیر مطلوب توصیف کرده بود.

"نه آموزش کافی هست، نه به اندازه کافی پرسنل داریم و نه در حد مطلوب تجهیزات نظامی داریم".

او در ادامه گفت: "درحالی که روز به روز بر مسولیت ما افزوده می‌شود و هزینه نگهداری ناوها و حضور در آب‌های آزاد بالا می‌رود. دولت روز به روز بودجه نیروی دریایی را کاهش می‌دهد".

مشکلات نیروی دریایی آمریکا زمانی بیشتر نمود پیدا کرد که چهار ناو شکن آمریکایی برای استقرار در "اقیانوس آرام" بدون جایگزینی ناوهای جدید سواحل غربی آمریکا را ترک کردند.

در حال حاضر 285 ناو جنگی آمریکا در آب‌ها کره زمین حضور فعال دارند که از زمان "جنگ جهانی اول" به بعد کمترین تعداد در تاریخ آمریکا بحساب می‌آید.

 پس از دوران جنگ سرد روسیه و آمریکا که بازار تسلیحاتی جهان را در اختیار دارند. همواره سعی کرده‌اند برتری جنگ افزاري را به رخ یکدیگر بکشند. هواپیماهای جنگی "میگ" و سوخوی روسیه با "جت‌های F16 ، F18 و F24" آمریکا مقایسه می‌شوند. "جنگده‌های آمریکایی" در حمل موشک، تجهیزات جنگ الکترونیک و رادار گریزی وضعیت بهتری دارند ولی جنگنده‌های سوخوی روسی قدرت و استقامت بیشتری در جنگ‌های فرسایشی دارند و با یک بار سوخت‌گیری می‌تو انند در بدترین شرایط جوی بیشترین ساعات پروازی را انجام دهند. روسیه هم اکنون ساخت سوخوی 35 را در برنامه نظامی خود دارد تا بتواند از آنها در ناوهای هواپیمابر استفاده کند.

اما یک کارشناس نظامی روسی معتقد است روسیه این خلاء را در پدافند هوایی پر کرده است او می‌گوید "سامانه موشکی اس 300 و اس 400 بهترین پدافند هوایی شناخته شده در جهان هستند" او در ادامه می‌افزاید "جنگ همانند مسابقه بوکس است اگر ضربه دست راست شما قوی نباشد می‌توانید با ضربات دست چپ به حریف خود غلبه کنید؛ استراتژیست‌های نظامی روسیه ضعف جنگده‌های هوایی را با برنامه‌ریزی و سرمایه گذاری کلان در پدافند هوایی جبران کرده‌اند".

یکی از نگرانی‌های آمریکا و متحدانش از پدافند هوایی سوریه درباره بکارگیری سامانه موشکی اس 300 است چرا که با توجه به توافقاتی که بین روسیه و سوریه انجام گرفته احتمال بکارگیری این سامانه موشکی علیه نیروهای متجاوز وجود دارد.

بشار اسد "ریس جمهور سوریه" در مصاحبه‌ای با شبکه المنار در 13 می 2013 گفته بود "سوریه اولین محموله موشک‌های ضد هوایی اس300 را دریافت کرده است و بقیه نیز به زودی تحویل داده خواهد شد".

"سرگئی لاوروف" هم در تایید این خبر گفته بود "تحویل سامانه موشکی به سوریه در ادمه همکاری‌های نظامی روسیه با سوریه شکل گرفته و ربطی به جنگ‌های داخلی ندارد".

 

ناوشکن روسی کلاس 21956 قدر تمند تر از ناوآمریکایی DDG51 Arleigh

این ناوشکن روسی که از قابلیت چندگانه برخوردار است از نسل چهارم ناوهای سطحی روسیه است که همزمان قادر به دفع حملات سطحی و هوایی و پشتیبانی عملیات‌های زیر دریایی‌ها را دارد. این ناوشکن قادر به جمع‌آوری اطلاعات از تجهیزات دشمن بوده و بطور اتوماتیک در برابر موشک‌های شليک شده از سطح دریا و زیر دریایی‌ها واکنش نشان می‌دهد. بطور کلی ناوشکن 21956 در واقع همتای ناوشکن آمریکایی Bruke class ِDDG 51 Arleigh A. است ولی به تکنولوژی‌های پیشرفته دفاعی مانند موشک‌های فرا صوتی ضد ناو مجهز است. در ساخت این ناو از تکنولوژی رادار گریزی به طرز پیچیده‌ای استفاده شده است که ناوشکن را قادر می‌سازد بتواند در محل عملیات بدون ردیابی حضور داشته باشد و از تیر رس موشک‌های ضد ناو دشمن در امان بماند. این ناوشکن برای صادرات به نیروهای دریایی نوظهور مانند هند و چین طراحی شده است.

 موتور ناوشکن کلاس 21956 از یک توربین گازی دو شفتی تشکیل یافته که 74 هزار اسب بخار قدرت دارد. در کنار این موتور محرکه 4 ژنراتور دیزلی نیز در این ناوشکن وجود دارد که هر کدام 1250 کیلووات انرژی تولید می‌کند. قدرت بالای نیروی محرکه ناوشکن را قادر می‌سازد در حالت عادی با سرعت 18 گره دریایی و در مواقع اضطراری با سرعت 29.5 گره دریایی حرکت کند. این قابلیت قدرتی به ناوشکن امکان می‌دهد در پنچ سطح از عملیات جنگی پشتیبانی کند. همچنین عرشه این ناوشکن آشیانه‌ای برای دو هلکوپتر از نوع Ka-28 یا Ka-31 دارد تا بتواند ماموریت‌های جنگ افزارهای ضد زیر دریایی و ضد سطحی را پشتیبانی کند.

 سیستم پدافند هوایی این ناوشکن از یک توپ 130 میلیمتریAk چند منظوره با رادار کنترل آتش 5p-10-02Eتشکیل شده که حداکثر برد آن 23 کیلومتر است. همچنین سیستم برد بلند پدافند هوایی Rif-M با سیستم کنترلی 3Ts-48E بر ناوشکن نصب شده است.

شش عدد موشک انداز از نوع 3S-48E در قسمت عقبی ناو شکن سوار شده است که هر کدام 8 عدد موشک48N6E2 و یا 4 عدد موشک 9M96 دارند.

سیستم پدافند هوایی برد کوتاه Kashtan-M از دیگر قابلیت‌های این ناوشکن است. در طراحی این ناوشکن محل استقرار ناوبر از نوع 3R86-ME و محل اسقرار فرمانده عملیات از نوع 3R87-1Eاست.

 سیستم‌های موشکی ضد ناو و ضد زیر دریایی در قسمت عقب ناوشکن قرار دارد. موشک انداز 3Ts-14E مجهز به موشک‌های ضد زیر دریایی 91RTE2است و اژدرانداز نوع TPU/4 برای پرتاپ مشک ضد زیر دریایی 91RE1 و یا اژدرهای UGST و UETTبر عرشه ناوشکن نصب شده است.

در سلاح‌های ضد ناو و ضد زیر دریایی ناوشکن 21956 از سیستم دفاعی Kaliber-NKEاستفاده شده است که مجهز به سیستم کنترل آتش 3R-14N، موشک انداز 3S-14Eو در حدود شانزده عدد موشک کروز مادون صوت 3M54TE، شانزده عدد موشک کروز مافوق صوت 3M54E و یا موشک‌های91RTE2 که اژدرهای ضد ناو حمل می‌کنند است.

 موشک‌های 3M54TE یا 3M54E می‌توانند ناوها و یا اهداف سطحی را در شعاع 220 کیلومتری هدف قرار دهند.

از دیگر ویژگی‌های این ناو شکن ظرفیت بالای آن در تعداد خدمه‌ای است که در خود جای می‌دهد بطوری که برای 300 نفر خدمه جای استراحت دارد.

روسیه در طول تاریخ بارها نشان داده است که در برابر اقدامات یکجانبه آمریکا عقب نشینی نمی‌کند. پس از پایان جنگ جهانی دوم اتحاد جماهیر شوروی اولین سلاح هسته‌ای خود را در سال 1949 ساخت تا به انحصار آمریکا انحصار آمریکا در زمینه تسلیحات هسته‌ای پایان بدهد.

اتحاد جماهیر شوروی به رهبری نیکاتا خروشچف با استقرار موشک‌های بالیستک مجهز به "کلاهک اتمی" در کوبا در سال 1962 مانع از حمله آمریکا به این کشور شدند.

در جریان "جنگ چچن" رئیس جمهور وقت روسیه "بوریس یلتسین" در حملاتی لفظی به همتای آمریکایی خود گفته بود "کلینتون به خود اجازه داد بر روسیه اعمال فشار کند. به نظر می‌رسد، او برای یک دقیقه، یک لحظه، نیم ساعت فراموش کرد روسیه زرادخانه‌ای مملو از تسلیحات هسته‌ای دارد. او این موضوع را فراموش کرده است".

در جریان "جنگ آبخازیا" روسیه "میخائل ساکاشویلی" رهبر گرجستان را یک جسد سیاسی فرض کرد و با گسیل نیروهای نظامی در یک عملیات برق آسا نیروهای نظامی گرجستان را درهم کوبید. "دیمیتری مدودف" رییس وقت جمهور روسیه نیز در مورد دفاع مقابله گرجستان و تسخیر اوستیای جنوبی گفته بود: "ضربه‌ای که باید به تفلیس می‌زدیم را زدیم و درس خوبی به آن‌ها دادیم تا دیگر به غرب وابسته نشوند و سیاست همزیستی مسالمت آمیز با کشور همسایه را در خاطرشان نگه دارند".

فضای رسانه‌های آمریکایی�� غربی و عربی هم‌پیمان در منطقه ن��ان می‌دهند که آمریکا خود را برای حمله به سوریه آماده کرده است. موضوع بکارگیری سلاح شیمیایی در حومه شرقی در اطراف دمشق دلیل و بهانه آمریک�� برای این اقدام است. حال در صورت درگیری احتمالی نظامی آمریکا و متحدانش با سوریه، روسیه در کجای داستان قرار خواهد گرفت؟

روسیه در حال حاضر در شورای امنیت یک هم پیمان جدی و قدرتمندی هم به نام چین دارد و تا به حال در عرصه بین الملل دو قطعنامه شورای امنیت را درباره سوریه وتو کرده است.

با توجه به اینکه پایگاه دریایی طرطوس تنها سکوی نظامی روسیه در خاورمیانه است روسیه با تجهیزات نظامی که در اختیار دارد در مقابل دهن کجی واشنگتن خواهد ایستاد.

هم اکنون 16 ناو جنگی روسیه بهمراه سه زیر دریایی در آبهای مدیترانه مستقر هستند که به احتمال زیاد در صورت وقوع درگیری وارد عمل خواهند شد. افزون بر این سلاح‌های قدرتمند روسی که در اختیار دمشق قرار دارد امکان دفاع از اراضی سوریه را به حکومت بشار اسد می‌دهد.

از آنجایی که باراک اوباما به اجازه سازمان ملل برای اقدام نظامی در سوریه تاکید می‌کند بنظر می‌رسد آمریکا توان آغاز جنگی که ابعاد آن غیر قابل پیش‌بینی است را ندارد و پس از کش و قوس‌های فراوان اقدام نظامی یا در حد بسیار محدود خواهد بود و یا اینکه قدرت‌های بزرگ به مصالحه‌ای که تامین کننده منافع هر دو طرف باشد دست خواهند یافت.

نقشه های کاخ سفید در سرزمین اهرام ثلاثه

مصر همچنان به لحاظ سیاسی و امنیتی در آشفتگی و هرج و مرج ناشی از تغییر ناگهانی معادلات داخلی به سر می برد. اقدام ارتش  علیه محمد مرسی و برکناری وی از قدرت و کشتار فاجعه آمیز طرفداران اخوان المسلمین در خیابانهای قاهره و اسکندریه منجر به ایجاد وضعیتی بحرانی در مصر شده است. در برهه فعلی تلفیق میلیتاریسم و سیاست چهره منطقه ای و بین المللی قاهره را مخدوش کرده است. خطر وقوع و استمرار جنگ داخلی و یا ارتجاع و بازگشت به دوران سیاه حسنی مبارک هم اکنون بر سر ملت مصر سایه انداخته است. بی دلیل نیست که در چنین شرایطی دیکتاتور سابق مصر به جای مجازات در زندان، به اظهار نظر در خصوص آینده سیاسی قاهره می پردازد! متاسفانه نمادها و نشانه های هرج و مرج در مصر بیش از پیش به چشم می خورد. در چنین شرایطی ایالات متحده آمریکا پروژه "محاصره نامحسوس قاهره" را در دستور کار خود قرار داده است. این محاصره جنبه ای سیاسی و امنیتی دارد و بر اساس آن، کاخ سفید در صدد چینش پازلهای سیاسی و منطقه ای و در نهایت تنظیم ضرباهنگ رفتار سیاسی مقامات مصری است.

هشدار صریح مقام معظم رهبری در خصوص اوضاع مصر

چندی پیش مقام معظم رهبری در خطبه های نماز عید سعید فطر به نکات مهم و قابل تاملی در خصوص مسائل جاری در مصر اشاره فرمودند:

" احتمال وقوع جنگ داخلی در مصر قوت گرفته و این یک فاجعه است.آیا اوضاع سوریه، آثار بسیار خطرناک جنگ داخلی و پیامدهای بسیار ناگوار حضور عوامل مزدور غرب و اسرائیل و تروریست‌ها در مناطق مختلف جهان اسلام، برای مصری‌ها قابل درک و عبرت نیست؟ زبان خشن گروه‌ها در مقابل یکدیگر مطلقا بی‌فایده است و اگر جنگ داخلی به راه افتد بهانه لازم برای دخالت قدرتهای بیگانه ایجاد خواهد شد و بلای بزرگی بر سر ملت مصر خواهد آمد...."

همان طور که گویاست،رهبر معظم انقلاب اسلامی به مسئله دخالت قدرتهای بیگانه در مصر اشاره کرده اند. این هشدار صریح باید از سوی ملت مصر و سایر ملت های مسلمان مورد توجه قرار گیرد. ایالات متحده آمریکا به عنوان اصلی ترین کانون مداخله گر در نظام بین الملل سعی دارد به زیرساخت های سیاسی، فرهنگی و امنیتی مصر نفوذ کند. در این میان طرفداران لائیسیته، هواداران حسنی مبارک، تعدادی از ژنرال های ارتش و حتی برخی گروههای سلفی تندرو که خواستار به دست آوردن قدرتی حداقلی هستند به ایالات متحده آمریکا به صورت مستقیم و غیر مستقیم یاری می رسانند. این خود خطری است که باید از سوی انقلابیون مصر جدی گرفته شود. "گذار از دوران مبارک" نباید با "دخالت غرب در امور داخلی مصر" گره بخورد.

واژگان کودتا، اعتراض، نظامي گري، مداخله جويي و افراطي گري در فضاي سياسي قاهره به يکديگر گره خورده است. لائيسيته و تکفيري گري را مي توان به دو لبه يک قيچي برنده تشبيه کرد که حرکت آن مي تواند  ملت مصر  را فلج سازد. افراط و تفریط شکل گرفته در مصر طی دوران ریاست جمهوری حسنی مبارک و محمد مرسی تحت تاثیر حاکمیت لائیسیته و سلفی گری بوده است.

مروری بر تحولات داخلی  مصر

متاسفانه آنچه در مصر رخ می دهد یک تراژدی تمام عیار است. بر هیچ کس پوشیده نیست که ملت مصر تا چه اندازه نسبت به حاکمیت طرفداران حسنی مبارک و حامیان غربی وی نگران است. اساسا انتخاب محمد مرسی به عنوان رئیس جمهور مصر بر همین مبنا صورت گرفت. "گذار از دوران مبارک" و" حرکت به سوی آزادی از چنگال غرب" دو هدف اصلی ملت مصر طی سالهای اخیر بوده است. اقبال ملت مصر به شریعت اسلامی و لحاظ نمودن آن در قانون اساسی نیز مرهون و معلول وجود نگاه متعالی اسلام خواهانه در آنهاست. در چنین شرایطی باید راهی برای خروج از بن بست پیدا کرد. طی روزهای  اخیر تحولات سیاسی زیادی در مصر به وقوع پیوسته است:

حزب سازندگی و توسعه وابسته به جماعت اسلامی مصر پیشنهاد کرده است که  محمد مرسی رئیس جمهور برکنار شده این کشور، نخست وزیری را برعهده بگیرد. علاء ابوالناصر دبیرکل حزب سازندگی و توسعه مصر اعلام کرد منتظر پاسخ ارتش به پیشنهادهای خود برای خارج کردن این کشور از بحران کنونی است.ابوالناصر همچنین خواستار برگزاری همه پرسی درباره نقشه راه مرحله انتقالی در مصر شد.این در حالیست که محمد مرسی رئیس جمهور برکنار شده این کشور به علت اتهامات در خصوص فرار از زندان، قتل و همچنین جاسوسی، برای حدود یک ماه دیگر در بازداشت خواهد بود. مرسی اوایل ماه ژوئیه توسط ارتش مصر برکنار شد و از آن زمان تاکنون در بازداشت است.

وزارت کشور مصر نیز  در هشدار جدیدی به تظاهر کنندگان طرفدار محمد مرسی، رئیس جمهور برکنار شده مصر، اطلاع داد در صورتی که خیابان ها را مسدود و از رفت و آمد ممانعت کنند، پلیس مداخله خواهد کرد.

این هشدار یک روز بعد از تظاهراتی در قاهره داده شد که هزاران نفر در اعتراض به برکناری و بازداشت محمد مرسی، در آن شرکت کردند.

وزارت کشور مصر در بیانیه ای تظاهر کنندگان را به ارتکاب جرائم زیادی از جمله مسدود کردن جریان آمد و شد، ربودن روزنامه نگاران و ضبط تجهیزات آنها متهم کرد.به گزارش خبرگزاری فرانسه از قاهره، این بیانیه تاکید کرد به طور قاطع با این اقدامات و هر گونه تهدید امنیت شهروندان مقابله خواهد شد.

موضوع دیگر در این خصوص، به موضع گیری های محمد البرادعی در خصوص تحولات جاری در مصر باز می گردد.دادگاهی در قاهره شکایتی را دریافت کرد که به موجب آن از دادگاه خواسته شده است تابعیت مصری محمد البرادعی مدیر کل سابق آژانس بین المللی انرژی اتمی لغو شود. در این شکایت از دادگاه خواسته است نشان افتخار «نیل» از محمد البرادعی پس گرفته شود و این سیاستمدار از کشور ممنوع الخروج شود. در این شکایت از عدلی منصور رئیس جمهوری موقت مصر به دلیل قبول استعفای محمد البرادعی پس از پایان دادن به تحصن هواداران محمد مرسی در میدان رابعه عدویه و النهضه انتقاد شد. شکایت مذکور البرادعی را متهم می کند که با استعفای خود این شائبه را که پایان دادن به تحصن هواداران اخوان المسلمین بر خلاف قانون و مقررات بوده است تقویت کرد. پیش از این نیز شکایات دیگری علیه محمد البرادعی مطرح شده بود که در همه آنها البرادعی به خیانت در امانت متهم شده بود.البرادعی در خصوص وضعیت جاری در کشورش می گوید:

" آنچه که علیه محمد مرسی، رئیس جمهوری برکنار شده مصر رخ داد، در نتیجه وجود نظام ریشه داری بود که علیه وی توطئه چینی کرد و به دروغ، بحران برق و مسائل دیگر را در دوره وی ایجاد کرد. پاکسازی دستگاه قضایی باید اولین تصمیم محمد مرسی می‌بود، چرا که دستگاه قضایی پایه و اساس نظام است و باید مرسی یک دادگاه انقلابی ویژه تشکیل می‌داد تا نظام مبارک را محاکمه کند و نباید این اقدام آخرین تصمیم وی می‌بود. "

سایه نامبارک فرعون بر رود نیل

حسنی مبارک، دیکتاتور سابق مصر و همراهانش با مشاهده وضعیت نا به سامان سیاسی داخلی در مصر، سودای بازگشت به قدرت را در سر دارند. البته بدیهی است که حسنی مبارک دیگر نمی تواند به جایگاه خود بازگردد، اما چنین سودای خطرناکی در سر طرفداران وی در ارتش و ادارات دولتی وجود دارد. بنابراین ملت مصر هم اکنون با خطر انحراف یا حتی امحای قیام بزرگ خود علیه حسنی مبارک رو به روست. اعلام آزادی حسنی مبارک از زندان خود نشانه ای دال بر وقوع برخی تحرکات خطرناک در مصر است. ایالات متحده آمریکا و عربستان سعودی که از اصلی ترین حامیان کشتار ملت مصر توسط ارتش بوده اند، در صددند بار دیگر بازماندگان مبارک را در معادلات سیاسی قاهره جای دهند.

اخیرا  روزنامه مصری الیوم السابع با انتشار نواری صوتی منسوب به حسنی مبارک، دیکتاتور سابق مصر نکاتی را از قول وی اعلام کرده است :

" پیشتر بر این باور بودم که عبدالفتاح السیسی، وزیر دفاع مصر وابسته به اخوان المسلمین است، اما برایم ثابت شد که وی شخصی زیرک است! حبیب العادلی، وزیر کشور اسبق مصر تنها ظرف سه روز می‌توانست اوضاع را در کشور آرام کند، در حالی که سامی عنان، رئیس سابق ستاد ارتش مصر این توانایی را نداشت. من در سال 2010 احساس کردم که آمریکا به هر طریقی شده، قصد دارد مرا برکنار کند، آمریکایی که داستان انتقال وراثتی حکومت به پسرم جمال را مطرح کردند!"

در همین جهت اظهارات دیکتاتور سابق مصر نشان می دهد که وی سعی دارد حداقل در ظاهر،حمایت ایالات متحده آمریکا از خود را در برهه حساس فعلی کتمان کند. بر هیچ کس پوشیده نیست که دولت باراک اوباما رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا تا آخرین روزهای سقوط مبارک از وی حمایت می کرد و حتی نسبت به سرکوب انقلابیون کمترین موضعی نمی گرفت. در هر صورت باید مراقب حرکات خزنده حسنی مبارک و همراهانش در فضای سیاسی داخلی مصر بود. این حرکات خزنده می تواند پیام یا نشانه ای دال بر رسوب دوباره دیکتاتوری غربی-صهیونیستی در مصر باشد. حسنی مبارک خود قبلا نماد این نوع دیکتاتوری در قاهره بوده است.

لزوم دشمن شناسی ملت مصر

هم اکنون ملت مصر در چنین برهه حساسی باید "دشمن شناسی" دقیق را در صدر اهداف خود تعریف کند. در این خصوص ایالات متحده آمریکا و عربستان سعودی حکم اصلی ترین کانون های القای توطئه و آشوب در مصر را دارند. افزايش سطح مراودات سياسي، امنيتي، تجاري و حتي برگزاري مانورهاي نظامي مشترک ميان مصر و عربستان در دوران مرسي چه معنا و مفهومي داشته است؟ حافظه تاريخي مرسي تا اندازه اي  ضعيف شده بود که حمايت هاي وقيحانه رياض از حسني مبارک را در دوران  دستگيري و زنداني شدن و شکنجه اعضاي اخوان المسلمين در مصر را فراموش  و تصويري آرمانگرايانه از رياض ترسيم کرد. به جرأت مي توان ادعا کرد که يکي از اصلي ترين عوامل تضعيف حکومت مرسي ترسيم تصاوير غير واقعي و خيال پردازانه از کاخ سفيد، عربستان و حتي جامعه مصر بوده است. نکته تاسفبار براي اخوان المسلمين اينکه آل سعود به شدت از برکناري مرسي از قدرت استقبال کرده است. حتي برخي منابع امنيتي رژيم صهيونيستي ( مانند دبکا فايل) فاش کرده اند که رياض در سرنگوني حکومت مرسي نقشي محوري ايفا کرده است. به عبارت بهتر، " استقبال از سرنگوني مرسي" دست مريزاد آل سعود به اخوان المسلمين بوده است! در چنین شرایطی باید از گذشته عبرت گرفت. رفتار شناسی عربستان در قبال تحولات قاهره نشان می دهد که شاهزاده بندر بن سلطان به عنوان رئیس دستگاه امنیت سعودی ها در صدد پیاده سازی نقشه های خطرناکی در قاهره است.

بي دليل نيست که اتاقهاي فکر در ايالات متحده آمريکا و رژيم صهيونيستي  براي ادامه حيات خطرناک و مسموم گروههاي طرفداران لائيسيته و تکفيري‌ در کشورهاي مسلمان به يک اندازه اهميت قائل هستند. ميليتاريزه کردن فضاي سياسي مصر بسیار خطرناک است. در چنين فضايي ملت مصر بايد ضمن تکيه بر آگاهي و هشياري جمعي، استقلال خود در خاورميانه و نظام بين الملل حفظ کند. بدون شک اکثر شهروندان مصري نسبت به اين حقيقت واقف هستند که واشنگتن، تل آویو و رياض هيچ گاه خيرخواه آنها نبوده و با نگاه ابزارگرايانه خود سعي در هدايت تحولات قاهره دارند. بنابراين کار بزرگ ملت مصر به تازگي آغاز شده است. زمان حيات دوباره ملت مصر زير سايه استقلال از غرب و متحدان عربي آمريکا فرا رسيده است.

نتیجه گیری

ملت مصر در شرایط سخت و تعیین کننده ای قرار گرفته اند. هم اکنون بیشترین توطئه ها متوجه ملت مصر و این سرزمین اسلامی و تاریخی است. رژیم صهیونیستی نیز به صورت چراغ خاموش، ولی مستمر و فعال اوضاع قاهره را رصد می کند و در صدد احیای دوران تاریک وابستگی قاهره به تل آویو است. بدیهی است که روحیه انقلابی ملت مصر، اعم از مخالفان و موافقان مرسی پابرجا و استوار است. نظرسنجی موسسه "پیو" در همان ماههای اول سقوط مبارک  نشان می دهد که اکثر ملت مصر با پیمان کمپ دیوید و همچنین ارتباط با ایالات متحده آمریکا مخالف هستند. این در حالیست که تعداد زیادی از شهروندان مصری نیز به واسطه نقش آفرینی بارز کاخ سفید در خصوص حمایت از حسنی مبارک (و همچنین حمایت از سرکوبگری های اخیر ارتش مصر) واشنگتن را دشمن اصلی قاهره می دانند. نقش آفرینی منفی عربستان سعودی در امور داخلی مصر نیز به هیچ عنوان قابل کتمان نیست. در چنین شرایطی باید پروسه "نجات قیام مصر" با هدف جلوگیری از بازگشت دوباره عوامل غرب و رژیم صهیونیستی و تلاش برای ایجاد و استکرار وحدت ملی مورد توجه قرار گیرد.

اصلاح طلبان و تداوم مشی فرصت طلبی

بنظر مي‌رسد دفاع از قانون و قانون‌مداري در قاموس اين جماعت نوعي بازي سياسي است که به تناسب ضرر و منفعت جناح آنها معيار آن مشخص مي‌گردد

گذر زمان باعث تغيير و دگرگوني در برخي افراد مي‌شود البته اين تغييرات تا حدودي طبيعي و عقلاني است. اگر اين تغييرات منجر به تعالي و پيشرفت انسان گردد و با تلاش و کوشش همراه باشد امري پسنديده و ممدوح است که هم عقل و  هم دين به آن توصيه مي کند چنانچه در روايات داريم اگر شخصي دو روزش مانند هم باشد زيانکار است.

اما برخي تغيير مواضع اشخاص، از جنس اين تغييرات نيست بلکه نوعي دورويي، منفعت‌طلبي، سياسي‌کاري، عوام‌فريبي و اين گونه امور است که غالبا سير قهقهرايي دارد. چند سالي است در اردوگاه موسوم به اصلاح‌طلبان از اين جنس تغييرات در موضع بسيار ديده مي‌شود! عبور از آقاي عارف و حمايت از آقاي روحاني عضو شاخص جامعه روحانیت که روزگاري اصلاح‌طلبان او را محافظه کار مي‌دانستند شايد آخرين نمونه اين جنس تغييرات باشد!

رويکرد اصلاح‌طلبان در قبال آقاي هاشمي رفسنجاني و نحوه تعامل با ايشان نمونه ديگري از اين دست مواضع است. اين جماعت زماني که بر اريکه قدرت سوار بودند از هر گونه اهانت و توهين و اتهام بر آقاي هاشمي دريغ نکردند او را عاليجناب سرخ پوش، عامل قتلهاي زنجيره‌اي و مسبب اختناق و مخالف آزادي به م��دم معرفي مي‌کردند و حتي در انتخابات مجلس ششم آنچنان بر ايشان تاختند که آقاي هاشمي عطاي نمايندگي را به لقايش بخشيد و از نمايندگي استعفا داد. فهرست اهانتها و هجمه‌هاي جماعت موسوم به اصلاح‌طلب عليه آقاي هاشمي مثنوي هفتاد من کاغذ است. البته آن زمان اغلب اين حملات به شخص آقاي هاشمي نبود بلکه اصلاح‌طلبان آمريکايي، ايشان را بهانه‌اي براي حمله به نظام قرار داده بودند.

اما روزگاري گذشت اصلاح طلبان قدرت را از دست دادند و به خاطر هم‌نوايي با دشمنان ملت توسط مردم کتار گذاشته شدند و تنها راه بازگشت به قدرت را جمع شدن زير عباي آقاي هاشمي دانستند. به خصوص در تير ماه سال 84 که براي شکست احمدي‌نژاد راهي جز حمايت از شيخ سياستمدار نيافتند.

به هر حال و به هر دليل رفتار و اظهارت اين افراد امروز متفاوت با گذشته خود است. اينان امروز عاليجناب سرخ پوش را نماد اعتدال و مرجع و ملجا همه گروههاي سياسي مي‌دانند! البته در چهار سال اخير برخي مواضع و رويکردهاي خود آقاي هاشمي نيز تغيير کرده است و شايد همين امر باعث برخي حمايتهاي اصلاح طلبان و حتي ضد انقلاب از ايشان شده است اما يقينا اين همه بحث نيست و تنها بخشي از ماجراست که نفاق و دورويي برخی اصلاح طلبان را نفي نمي‌کند.

يکي ديگر از اين تغيير مواضع که مدتی قبل اتفاق افتاده است واکنش اين افراد به اظهارات حضرت آيت‌الله مظاهري است. ايشان در ديدار با رييس مجلس شوراي اسلامي پيشنهاد کرده‌اند: «جلسات قواي سه‌گانه ب�� چها��گانه تبديل و با حضور آقاي هاشمي‌رفسنجاني تشکيل شود.» ايشان ��ر اين جلسه از مجمع تشخيص به نوعي به عنوان قوه چهارم نام برده است. سايتها و روزنامه‌هاي طرفدار هاشمي و اصلاح طلبان از اين پيشنهاد حضرت آيت الله مظاهري استقبال کرده‌اند به طوري روزنامه‌هاي آرمان و اسرار به عنوان تيتر يک و روزنامه‌هاي آفتاب يزد، همبستگي، اعتماد  و سايتهاي انتخاب و عصر ايران اين مطلب را پوشش دادند.

اما جالب اينجاست در آذر ماه سال 81 مرحوم حضرت آيت الله مشکيني(ره) در خطبه‌هاي نماز جمعه قم با اشاره به اهميت جايگاه مجمع تشخيص مصلحت نظام عنوان کرد که اين مجمع در حد يک قوه است و مي‌تواند قوه چهارم باشد. در واقع ايشان با بيان لطيف خود، با اشاره به راهگشا بودن مجمع، تأکيدات امام راحل و بن بست‎زدايي از طريق اين نهاد، اهميت مجمع را در حد ساير قوا دانستند که همين اظهارنظر، حجم انبوهي از حملات را عليه ايشان روانه کرد، برخي نويسندگان روزنامه‌هاي زنجيره‌اي اين اظهارات را بر خلاف قانون اساسي و تهديد آميز ناميدند.

دليل اين اعتراضات به نظر ابتدائا حمله به شخص رييس مجلس خبرگان وقت و شخصيت انقلابي حضرت آيت الله مشکيني بود و در مرحله دوم هجمه به آقاي هاشمي که آن زمان مغضوب و مبغوض اصلاح‌طلبان بود!

اكبر اعلمي نماينده مجلس ششم با اجازه رياست مجلس آن زمان به بيانات آيت الله مشکيني واکنش نشان داد: «زماني كه جناب آقاي هاشمي رفسنجاني از تهران رأي لازم را براي ورود به مجلس نياوردند و زماني كه جناب آيت الله مشكيني نور چشم ما از مجمع تشخيص مصلحت بعنوان قوه چهارم ياد كردند، ما پيش‌بيني مي كرديم كه مجمع تشخيص مصلحت در مقام مجلس سنا عمل بكند، با اين توضيح كه متأسفانه حتي در زمان شاه هم مجلس سنا مصوبات مجلس را به اين شكل وتو نمي‌كرد و در قلمرو وظايف قانوني مجلس به هيچ وجه وارد نمي شد.»

آقاي مهدي کروبي نيز در مقام رياست وقت مجلس، بخشي از وقت جلسه 10 آذر سال 81 را به تقويت اين فضاسازي اختصاص داد. او گفت: «يكي از بزرگان و عزيزاني كه براي ما بسيار چهره‌اش ارزشمند است و همه ما به او احترام داريم و نوع دوستان روحاني از محضر ايشان در قم استفاده كرده اند در رابطه با قوا تعبير قوه چهارم دارد كه من فارغ از شخصيتها ... خلاصه تاريخ اين نكته را عرض مي‌كنم. همه بزرگاني كه در رأس اين نهادها هستند، قواي سه گانه، سه تاست و ديگر قوه چهارم نداريم اين در قانون اساسي طبيعي است و اگر خداي ناكرده از بزرگاني اين حرفها طرح و مطرح بشود، كم كم ممكن است قوه پنجم، قوه ششم اينها هم شروع بشود. خود آيت‌الله مشكيني سلمه الله الان رئيس خبرگان است، نمي‌خواستند بيايند با اصرار هم ايشان را آوردند، خوب دنياست و حوادث است فردا او نخواست يا بعد از 120 سال مرگ و مير براي همه ماست و يك عنصر سياسي شد رئيس قوه خبرگان اصلًا او مي‌گويد، ديگر من قوه اولم، نمي‌گويد كه جزو قوه پنجم هستم، براي اينكه مي‌گويد من، مني هستم كه رهبر تعيين مي‌كنم، مني هستم كه ناظر رهبرم، مني هستم كه مي‌توانم رهبر را عزل كنم. بنابراين بايد بدانيم فردا سپاه مي‌گويد، ديگري مي‌گويد هر كدام مي‌گويد ... من اصلًا دستاورد انقلاب را حفظ مي‌كنم اصلًا اساس با من است». (مشروح مذاكرات مجلس شوراي اسلامي، دوره‏6، ص: 8831)

فارغ از درستي يا نادرستي اين سخن که آيا مجمع تشخيص مصلحت نظام قوه چهارم کشور هست يا نه و اين سخن چه معنايي مي تواند داشته باشد، واکنش متفاوت اصلاح‌طلبان در مورد يک واقعه مشابه در دو زمان متفاوت است. استقبال برخي اصلاح‌طلبان از «قوه چهارم» و سکوت برخي ديگر در اين رابطه با توجه به عقبه اين عده جالب توجه مي‌باشد!

به نظر مي‌رسد دفاع از قانون و قانون‌مداري در قاموس اين جماعت نوعي بازي سياسي است که به تناسب ضرر و منفعت جناح آنها معيار و ملاک آن مشخص مي‌گردد!