دوٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍست دارم
دوسـ ـتـتـ دارمـ چـ ـون تـ ـنها تـ ـرين فـ ـکـ ـر تـ ـنهـايي مـ ـنے.
دوسـ ـتـتـ دارمـ چـ ـون زيـ ـبـ ـاتـ ـريـ ـن لـ ـحـظـ ـات زندگے منـ ـے.
دوسـ ـتـتـ دارمـ چـ ـون زيـ ـبـ ـاتـ ـريـ ـن رويـ ـاے خواب منـ ـے.
دوسـ ـتـتـ دارمـ چـ ـون زيـ ـباتـ ـريـ ـن خـ ـاطـ ـرات منـ ـے.
دوسـ ـتـتـ دارمـ چـ ـون بـ ـه يـ ـک نـ ـگاهـ،عـ ـشق منـ ـے...
م.ا
تو می خوای ناز چشاتو بخرم تو می خوای قیمت عشقتو بالا ببرم
تو می خوای یروز بیای سراغ من تو میای پس زیر وعده هات نزن
تو می خوای ساز منو کوک کنی تو می خوای دنیا رو مشکوک کنی
تو می خوای زیادی عاشقت بشم تو می خوای پاییز که شد بیای پیشم
تو می خوای بریم پیش ستاره ها تو می خوای بهم بگی خیلی چیزا
تو می خوای چشمام تو رو نگه داره تو می خوای هرچی بگی بگم اره
تو می خوای فانوس لحظه هام بشی تو می خوای تا اخرش باهام باشی
تو می خوای عروس رویاهام کنی تو می خوای پری دریاهام کنی
تو می خوای با همه کس قهر کنم اسمتو شهره ی یک شهر کنم
برای لحظه ی دیدار تو من انتظارم
بیا تا پیش پایت گل بریزم
به شوق دیدنت شعری سرایم
بیا كه انتظار دلگیر و سخت است
برایم با تو بودن قشنگ است
بیا عمریست هجران كشیدم
از همه دور و به یاد تو نشستم
بیا تا" گیتی " جانی بگیرد
به جز تو تا ابد یاری نگیرد
بیا كه درد و دل بسیار دارم
زٍ دوری و انتظارت قصه دارم
................................!؟

سوارانی که در راهند میگویند می باری
تو را چون لحظه های آفتابی دوستت دارم
مبادا شعله هایم را به دست باد بسپاری
مبادا بعد از آن دیدارهای خیس و رویایی
مرا در حسرت چشمان ناز خویش بگذاری
زمستان بود و سرمایی تنم را سخت می لرزاند
و من در خواب دیدم در دلم خورشید می کاری
هوا سرد است و نعش صبح روی جاده می رقصد
عطش دارم بگو: کی بر دلم یک ریز می باری....



