بررسي روايت ابن أبي شيبه و تهديد عمر به آتش زدن خانه فاطمه(س)

بررسي روايت ابن أبي شيبه و تهديد عمر به آتش زدن خانه فاطمه(س)

طرح شبهه:

عبد الرحمن دمشقيه، نويسنده معاصر وهابي، در مقاله قصة حرق عمر رضى الله عنه لبيت فاطمة رضى الله عنها كه در سايت « فيصل نور » قرار داده است، در باره روايت إبن أبى شيبه مى‌نويسد:

على أن ابن أبي شيبة قد أورد رواية أخرى من طريق محمد بن بشر نا عبيد الله بن عمر حدثنا زيد بن أسلم عن أبيه أسلم أنه حين بويع لأبي بكر....

قلت: وهذه رواية منقطعة لأن زيد بن أسلم كان يرسل وأحاديثه عن عمر منقطعة كما صرح به الحافظ ابن حجر (تقريب التهذيب رقم2117( كذلك الشيخ الألباني (إزالة الدهش37 ومعجم أسامي الرواة الذين ترجم لهم الألباني2/73 ).

ولئن احتججتم بهذه الرواية أبطلتم اعتقادكم بحصول التحريق إلى التهديد بالتحريق. وأبطلتم اعتقادكم بأن عليا لم يبايع لأن هذه الرواية تقول: فلم يرجعوا إلى فاطمة حتى بايعوا أبا بكر.

روايت ابن أبي شيبه منقطع است؛ چرا كه زيد بن اسلم احاديث مرسل نقل مى‌كند و روايات او از عمر منقطع است؛ همان گونه كه ابن حجر و البانى نيز به اين نكته تصريح و اشاره كرده‌اند.

اگر شما (شيعيان) به اين روايت احتجاج كنيد، اعتقاد خود را مبنى بر به آتش كشيده شدن خانه فاطمه باطل كرده‌ايد. و همچنين اين اعتقادتان كه علي با ابوبكر بيعت نكرده، نيز زير سؤال مى‌رود.

ادامه نوشته

حضرت محمد(ص)

محمد

 

مقدمه

زندگي حضرت محمد (ص) از صدر اسلام مورد توجه و اهتمام مسلمانان قرار داشته است ؛ با اينهمه ، روايات بي‌شمار موجود در بيشتر جزئيات همداستان نيستند و به ويژه آگاهيهاي ما در باب زندگي آن بزرگوار ، پيش از بعثت ، به تفصيل شرح سيرة ايشان پس از بعثت نيست . به هر حال ، آنچه از مطالعه و بررسي زندگي وي در طول 63 سال در ذهن نقش مي‌بندد، بازتابي از تصوير ظهور پيامبري الهي و سرگذشت شخصيتي است كه با پشت سر نهادن دشواريهاي بسيار ، بي‌هيچ خستگي و نااميدي به اصلاح جامعه ، دست زد و توانست جزيره العرب را متحد كند و آمادة گستردن اسلام در بيرون از مرزهاي عربستان شود و از آن مهم تر ديانتي را بنياد نهد كه اينك يكي از مهم‌ترين اديان جهان به شمار مي‌رود .

ادامه نوشته

تاریخ پیدایش شیعه

پیدایی تشیع و عوامل مؤثر آن از دیدگاه مستشرقان

 

 

 

 

 

مقدمه

امروزه آیین شیعه در عرصه جهانی به خصوص جهان اسلام به عنوان مذهبی تأثیر گذار بر تحولات سیاسی، اجتماعی، فکری و فرهنگی مسلمانان شناخته می شود.به این دلیل و دلایل دیگر، مذهب تشیع مورد توجه بسیاری از محققان و پژوهشگران در سراسر دنیا به ویژه مستشرقان قرار گرفته و روند نگارش مقاله، کتاب و تأسیس مراکز پژوهشی در این زمینه در سالهای اخیر رو به فزونی است.

اکنون پرسش اصلی این است که دیدگاه مستشرقان درباره به وجود آمدن(پیدایش تشیع) مذهب تشیع چیست؟زمینه و علت پیدایش این مذهب از نظر آنان بر چه امری استوار است؟ و دلیل اصلی این اظهار نظر از سوی آنان چیست؟ به همین خاطر، در این پژوهش تلاش بر این است تا دیدگاه برخی از مستشرقان معاصر غیر مسلمان در این باره، که نگاهی برون دینی به مکتب و مذهب تشیع دارند طرح و با یک نگاه درون دینی با تکیه بر اسناد تاریخی وکلامی مورد بررسی و نقد قرار گیرد.

اهمیت و ضرورت پرداختن به چنین مباحثی به این دلیل است که خاورشناسان چه در دوره هجوم استعماری و چه در دوران معاصر که نگاهی به اصطلاح علمی به اسلام و بخصوص تشیع دارند، کلامشان بار معنایی خاصی دارد.مؤید این مطلب را می توان به وضوح در مقاله آقای اتان کلبرگ با نام از امامیه تا اثنی عشریه[2] را دید.نگاهي كه مستشرقان در پيدا شدن مذهب شيعه دارند، تشيع را يك مكتب همه ‌جانبه به صورت امروزه از آغاز رسالت پیامبر(ص)نمي‌دانند.بلكه معتقدند تشيع به تدريج در يك فرايند زماني شكل و تكامل يافت.این اعتقاد خلاف عقیده شیعه و حتی برخی نقلیات منابع سنی است. لذا در این تحقیق با روشی تحلیلی به موضوع نگاه می شود.

 

ادامه نوشته

شیخ مفید

 

 

 

 

شیخ مفید (413ق)

در بین دانشمندان بزرگ ما كه در اعصار مختلف می زیسته اند، مفاخر و نوابغ بسیاری بوده اند كه امروز هر كدام مایه اعتبار و سند افتخار جهان تشیع به شمار می آیند. ولی از میان آنها شیخ مفید جایگاه خاصی دارد كه از هر جهت او را از دیگران ممتاز می گرداند.

برای این كه بهتر بتوانیم پی به اهمیت شخصیت والای علمی او ببریم، نخست اوضاع عمومی شیعیان پیش از او را از نظر خوانندگان می گذرانیم، سپس دورنمای عصری را كه وی در آن زندگی می كرده است تشریح می كنیم، آنگاه به شرح مختصری از ماجرای زندگی پرحادثه او می پردازیم.

 

ادامه نوشته

ایت الله قاضی

 

زندگی نامه سید علی قاضی 

 

ولادت
حاج سید علی آقا قاضی فرزند حاج سید حسین قاضی است. ایشان در سیزدهم ماه ذی الحجة الحرام سال 1282هـ.ق. از بطن دختر حاج میرزا محسن قاضی، در تبریز متولد شد و او را علی نام نهادند، بعد از بلوغ و رشد به تحصیل علوم ادبیه و دینیه مشغول گردید و مدتی در نزد پدر بزرگوار خود و میرزا موسی تبریزی و میرزا محمد علی قراچه داغی درس خواند.

 

ادامه نوشته

نگاهی گذرا به فضايل امام حسين‏ (ع)از زبان رسول خدا (ص): در منابع اهل سنت

گرچه نگاه اهل سنت به امام حسین (علیه السلام)، نگاهی ولایی نیست؛ اما از آنجا که آن حضرت یکی از اصحاب کساء و از جمله افرادی است که مشمول آیه ی شریفه تطهیر است و از طرفی فرزند امیرالمومنین(علیه السلام)،  و سیده نساء عالمین حضرت زهرا (علیها السلام) است که همواره مورد توجه و عنایت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)بوده و روایات بسیاری در فضیلت آن بزرگ مرد تاریخ در کتب روائی و تاریخی موجود است، لذا آن وجود نازنین، مورد احترام و توجه بسیار اهل سنت واقع شده که در ذیل به برخی از روایات درباره امام حسین(علیه السلام)، اشاره می نمائیم.

ادامه نوشته

مقام و منزلت حضرت عباس(عليه السلام)


در مقام عباس (عليه السلام) همين بس که دو امام معصوم بر بازوي وي بوسه زدند؛ نخست، در آغازين لحظه هاي تولدش بود که اميرالمؤمنين (عليه السلام) بازوانش را بوسيد. بعضي از مورّخان نوشته اند: هنگامي که قنداقه ابوالفضل را به دست پدرش علي (عليه السلام) دادند، او نخست در گوش راست و چپش اذان و اقامه گفت و سپس نامش را عباس نهاد و سپس بازوان کوچکش را بوسيد و اشک ريخت؛ «ـ ثُمَّ قَبَّلَ يَدَيْهِ وَاسْتَعْبَرَ وَ بَکي».[1]


ادامه نوشته

علي اکبر (ع)؛ الگوي ايمان و ادب و شجاعت

کي از بارزترين نمونه هاي کمال و اسوه هاي پاکي و مردانگي، «علي اکبر»، شهيد بزرگ حماسه ي عاشورا و فرزند با فضيلت سيدالشهدا(ع) است. سزاوار است که از رهگذر آشنايي با شخصيت و ويژگي هاي اين جوان برومند و رشيد و باصلابت، از او درس جوان مردي و مقاومت و ايمان و ادب بياموزيم و نسلي را تربيت کنيم که پوياي راه نوراني آن شهيد باشد.


ادامه نوشته

منتخب ‌الأثر، اثري ماندگار درباره حضرت مهدي (عج)


حدود پنجاه سال از تاليف كتاب «منتخب الاثر» مي گذرد. اين كتاب در سال 1373 قمري در پاسخ به مدعيان مهدويت و شبهاتي كه از سوي معاندين و دشمنان تشيع القاء شده بود تاليف گرديد. مؤلف بزرگوار آن، حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني دامت بركاته، بالاتر از آنند كه نياز به معرفي داشته باشند. تاليفات و خدمات ايشان در راه مكتب تشيع بهترين معرف ايشان است.

ادامه نوشته

امام علی علیه السلام مظلوم در اوج اقتدار


از ویژگی های امیر المؤمنین«علیه السلام» مظلومیّت در اوج اقتدار آن حضرت است.آنحضرت در این رابطه می فرمایند :

«فَوَاللَّهِ مَا زِلْتُ مَدْفُوعاً عَنْ حَقِّي مُسْتَأْثَراً عَلَيَّ مُنْذُ قَبَضَ اللَّهُ نَبِيَّهُ ( صلى‏ الله ‏عليه ‏وسلم  )حَتَّى يَوْمِ النَّاسِ هَذَا»[1] .

به خدا سوگند از هنگام وفات پيغمبر (صلي الله عليه وآله) تا هم اكنون از حق خويشتن محروم مانده‏ام، و ديگران را به ناحق بر من مقدم داشته‏اند.


ادامه نوشته

نگاهی به قبرستان بقيع و بقعه ‏هاى آن‏


پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله تا به امروز، اين قبرستان، همچنان آباد و برقرار بوده و بسيارى از صحابه و تابعين و علما را در طول تاريخ در آغوش خود جاى داده است.

مالك بن انس گويد: حدود ده هزار نفر از صحابه در بقيع دفن شده‏ اند.[1] از كيفيت برخى از قبور چنين بر مى ‏آيد كه مكان‏هاى خاصى از بقيع، اختصاص به افراد خاصى داشته و يا به هر حال، وضعيت چنان بوده كه امكان دفن افراد وابسته به يك خانواده وجود داشته و آنان مى ‏توانسته‏اند در كنار هم دفن شوند. براى مثال، كنار هم‏ قرار داشتن قبور چهار امام، با اين كه در فواصل مختلف زمانى رحلت كرده‏اند، شاهدى براى اين امر است. همچنين دفن شدن چندين تن از همسران پيامبر يا دختران آن حضرت و ... در كنار يكديگر، همين مسأله را تأييد مى‏كند.

ادامه نوشته

ولایت امام علی علیه السلام و چشمه تسنیم


خداوند متعال در سوره مطفّفين: آيات (22 تا28)می فرماید:

«إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ ؛ عَلَى الْأَرائِكِ يَنْظُرُونَ؛ تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ ؛يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ مَخْتُومٍ ؛ خِتامُهُ مِسْكٌ وَ فِي ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ؛وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنِيمٍ؛ عَيْناً يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ».محققا ابرار غرق در نعمتند،بر اريكه‏ها تكيه زده تماشا مى ‏كنند،در سيمايشان طراوت تنعم مشاهده مى ‏شود،از شراب بى ‏غش و صافى به ايشان مى ‏نوشانند، شرابى كه مهر و مومش مشك است و شايسته است كه مردم نسبت به چنين زندگى مسابقه بگذارند،شرابى كه ممزوج با چشمه تسنيم است، همان چشمه‏اى كه مقرّبان از آن مى‏ نوشند».

ادامه نوشته

حجةالوداع و گريه های فاطمه عليها السلام‏ به روایت محمد عبده یمانی

حضرت محمد صلى الله عليه و آله رسالت را ابلاغ كرد. امانت را ادا نمود. امّت را نصيحت كرد و در راه خدا جهاد نمود. دعوت به پايان رسيد و جامعه نوين بر توحيد خالص، اثبات الوهيت خداوند و نفى ساير خدايان، بر پايه رسالت محمد صلى الله عليه و آله بنيان نهاده شد. گويا هاتفِ غيبى بر قلب رسول‏اللَّه چنين ندا داد كه اقامت او در دنيا رو به پايان است! از اين‏رو هنگامى كه در سال دهم هجرت «معاذ» را براى يمن مأموريت داد، فرمود: «اى معاذ! شايد با گذشتن اين سال ديگر مرا نبينى و شايد بر اين مسجد و قبر من گذارت افتد! بدان ای معاذ! محبوب ترین شما نزد من کسی است که با همین حال [و عقیده ای] که اکنون از هم جدا می شویم، او را ببینم.»[1] و معاذ با شنيدن اين سخن به جهت فراق (آخرين ديدار) رسول‏اللَّه صلى الله عليه و آله گريست و برخى مردم اين سخن پيامبر را زبان به زبان نقل كردند تا به گوش فاطمه زهرا عليها السلام رسيد و اندوه و درد فاطمه عليها السلام را برانگيخت و فهميد كه سفر آخرتِ پدرش نزديك است؛ زيرا مى‏دانست هر سخنى كه پدرش بگويد حق است، با اين‏حال با خود مى‏گفت چه بسا اين سخن از روى جزم نباشد و خود را دلدارى مى‏داد.

ادامه نوشته

مناظره شيخ مفيد(ره) با علي بن عيسي الرماني

درباره لقب «مفيد» ابن شهر آشوب در «معالم العلماء» گفته است: اين لقب را حضرت صاحب الامر ـ عليهالسّلام ـ به شيخ عنايت فرموده است، چنانكه محدث قمي (ره) در «فوائد الرضويه» فرموده: «در توقيع شريف حضرت بقيه الله (ارواحناه فداه) مرقوم است:«للشيخ السّديد و الموَلي الرّشيد، الشيخ المفيد».

اما در اين رابطه «ورّام بن ابي فراس» صاحب كتاب «تنبيه الخواطر و نزهه النواظر» چنين ميگويد:

شيخ مفيد اصالتاً اهل «عكبرا» بود. او با پدرش به بغداد آمد و نزد ابوعبدالله معروف به «الجعلي» در محله «درب رياح» مشغول به تحصيل شد. سپس به مجلس درس «ابوياسر» فرزند «أبي الجيش» كه در محله دروازه خراسان تدريس ميكرد حاضر شد.

«ابوياسر» پس از مدتي به فضل و كمال شيخ آگاه شد و بدو گفت: «چرا به نزد «علي بن عيسي الرُّماني» نميروي و در علم كلام و سائر علوم اسلامي از او استفاده نميكني؟»

ادامه نوشته

مناظره علامه اميني (ره) با یکی از علمای اهل سنت


علامه اميني (ره) (عالم بزرگ معاصر، صاحب كتاب ارزشمند الغدير) در يكي از سفرها در مجلسي شركت كرد، يكي از علماي اهل تسنّن به او گفت: «شما شيعيان در مورد حضرت علي ـ عليه السّلام ـ غلو و زياده‌روي مي‌كنيد، مثلاً

او را با لقب «يَدُالله»، «عَيْنُ الله» (دست خدا، چشم خدا) و... مي‌خوانيد، توصيف صحابه، تا اين حد، نادرست است.»

علاّمه بي‌درنگ جواب داد: «اگر عمر بن خطاب، علي ـ عليه السّلام ـ را با چنين القابي خوانده باشد، چه مي‌گوييد؟» او گفت: سخن عمر براي ما حجت است. علامه اميني در همان مجلس، يكي از كتاب‌هاي اصيل اهل تسنّن را طلبيد، آن كتاب را حاضر كردند، علامه آن را ورق زد، صفحه‌اي از آن را گشود كه در آن صفحه اين حديث آمده بود:

«مردي به طواف كعبه اشتغال داشت، در همانجا به زن نامحرمي، نگاه نامشروع كرد، حضرت علي ـ عليه السّلام ـ او را در آن حال ديد، با دست، ضربه به صورت او زد و به اين ترتيب او را مجازات كرد.

او در حالي كه دستش را بر صورتش نهاده بود و بسيار ناراحت بود، به عنوان شكايت از علي ـ عليه السّلام ـ، نزد عمر بن خطاب آمد، و ماجرا را گفت.

عمر در پاسخ او گفت: قد راي عين الله و ضرب يدالله: «همانا چشم خدا ديد و دست خدا زد.»

كنايه از اينكه: چشم علي ـ عليه السّلام ـ آنچه مي‌بيند خطا نمي‌كند، زيرا چشم او چشمي است كه آميخته با اعتقاد به خدا است و چنين چشمي، اشتباه نمي‌كند، و دست علي ـ عليه السّلام ـ نيز جز در راه رضاي خدا حركت نمي‌نمايد.

سؤال كننده وقتي كه اين حديث را ديد مطلب را دريافت، و قانع شد.

توضيح اينكه: اينگونه تعبيرات، شبيه جمله «روح الله» براي حضرت مسيح ـ عليه السّلام ـ است، كه به منظور «اضافه تشريفي» گفته مي‌شود، نه اينكه منظور، آن باشد كه خدا، روح يا دست و چشم دارد.

«فاضل كتبي» ( از علماي معروف اهل سنت) روزي از شيخ مفيد پرسيد: دليل شما اماميه، بر بطلان خلافت ابي بك


شيخ مفيد گفت: دليل بسيار است و من نمونه‌اي از دلايل را برايت ياد مي‌كنم: تو مي‌داني كه امت اتفاق دارند بر اين كه امام نيازمند به غير خدا نيست و از طرف ديگر امت اسلام متفقند بر اين كه ابوبكر در مجمع عمومي روي منبر گفت: «وَليَّتُكُم و لَسْتُ بِخَيركُم فَاِنْ اِسْتَقَمْتُ فَاتَّبِعُوني وَ اِن اَعْوَجْتُ فَصَّوِّموني» يعني: زمامدار شما نشدم ولي از شما بهتر نيستم. پس اگر بر مسير درست گام برداشتم از من پيروي كنيد و اگر منحرف شدم به راه راست مرا راهنمايي كنيد.

در آن لحظه عربي با شمشير كشيده به ابوبكر گفت: «نگران نباش! با همين شمشير برّان تو را به راه راست خواهم آورد.» بنابراين ابوبكر خود را محتاج به ديگران مي‌دانست و اين احتياج خود را بر همگان اظهار كرده است. فاضل كتبي در جواب فرو ماند.

يكي از حاضران به خيال خود خواست ايرادي بر شيخ نمايد؛ پس برخاست و گفت: اي شيخ! در اين صورت شما اماميه هم بايد ملتزم شويد بر اين كه قاضي هم بايستي عادل و معصوم و غير محتاج به غير خود باشد زيرا امت اتفاق دارند بر اين كه قاضي نبايد محتاج به قاضي ديگري باشد.

شيخ مفيد گفت: اين سخن بسيار بي‌پايه است، زيرا نه تنها چنين اجماعي محقق نشده، بلكه عكس آن مورد اتفاق مي‌باشد! در ثاني مرتبه قاضي پايين‌تر از امام است؛ اگر مقصودت از قاضي امام باشد، گفتم كه نياز به كسي ندارد. (بنابراين خلافت ابوبكر و عمر و عثمان كه نسبت به بسياري از احكام جاهل بودند و با مشورت علي ـ عليه السلام ـ در بسياري از موارد از مفتضح شدن نجات يافتند باطل است.

مناظره علامه حسين ابن عبدالصمد عاملي (پدر شيخ بهائي) با عالم سني


اين مناظره در شهر حلب بين يكي از علماي هوشمند سنّي با پدر بزرگوار شيخ بهائي،‌ صورت گرفت كه پس از گفتگو،‌ دانشمند سنّي حنفي گفت: من يك سؤال دارم و آن اين كه نظر شما درباره سبّ (ناسزاگوئي) به اصحاب بزرگ پيامبر‌ـ‌صلّي‌ اللّه عليه وآله‌ـ چيست؟، آنان كه آن حضرت را با اموال و جان‌هاي خود، ياري كردند‌،‌ و با شمشيرها و مجاهدات خود، شهرها و بلاد را تحت حكومت اسلام آوردند، مثلاً فتوحاتي كه در عصر عمربن‌‌خطّاب، تحت رهبري او رخ داد، در عصر هيچ‌يك از خلفاء‌، رخ نداده است كه انكارناپذير است، چنان‌كه قدرت و شكوه و قاطعيّت او را نيز نمي‌توان انكار نمود، و من وقتي كه به دلائل شما توجّه مي‌كنم،‌ مي‌بينم صحّت عقيده تشيّع،‌ بسيار روشن و نيرومند است، ولي وقتي كه مذهب شما را مي‌نگرم كه به ناسزاگوئي اصحاب بزرگ پيامبر‌ـ‌صلّي‌ اللّه عليه وآله‌ـ،‌ و پيشي‌گيرندگان به اسلام و مقرّبان در حضور آن حضرت،‌صحّه گذاشته ... مي‌يابم كه اين كار، نادرست است، و از همين راه مي‌فهمم كه مذهب شما (تشيّع) مذهب نادرست مي‌باشد.


ادامه نوشته

عاشورا، عقبه انتظار


نعمت‏اللَّه يوسفيان‏

 «سنگينى بار انتظار بر پشت ما، سنگينى يك سال و دو سال نيست، سنگينى يك قرن و دو قرن نيست. حتى از زمان توديع يازدهمين خورشيد نيست.

تاريخ انتظار و شكيبايى ما به آن ظلم كه در عاشورا بر ما رفته است، برمى‏گردد به آن تيرها كه از كمان قساوت برخاست و بر گلوى مظلوميت نشست، به آن سم اسبهاى كفر كه ابدان مطهر توحيد را مشبك كرد، به آن جنايتى كه دست و پاى مردانگى را بريد.


ادامه نوشته

گوشه ای از آثار علماي حنفي درباره‏ي امام حسين علیه السلام

آثار علماي اهل سنت، طي چهارده قرن، درباره‏ي اهل بيت عليهم‏السلام خارج از حد شمار است. بسياري از اين آثار درباره‏ي فضائل و مناقب اهل بيت، به ويژه اميرمؤمنان و برخي نيز آثاري تاريخي پيرامون زندگي آن بزرگواران است. در اينجا شماري از آثار علماي حنفي را درباره‏ي امام حسين عليه‏السلام براي نمونه معرفي مي‏کنيم:
ادامه نوشته

زینب علیها السلام بانوی حیاء، پاسدار عفت و پاکدامنی


سید جواد حسینی

پاسدار عفت و پاکی منم

با حیا در چادر خاکی منم

من حیا را مرزداری کرده ام

بانوان را جمله یاری کرده ام

زینب; بانوی حیا و عفت، مرزبان پاکی و پاکدامنی، دختر علی علیه السلام و زهرا علیها السلام; در روز پنجم جمادی الاولی، سال پنجم یا ششم هجرت در مدینه منوره، خواستگاه حیا و پاکی، دیده به جهان گشود .

هرچند مادر بزرگوارش را در پنج سالگی از دست داد، ولی رهتوشه هایی گرانبها از حیا و پاکی در همین مدت کوتاه از مکتب مادر فرا گرفت . در دوران زندگی بابرکت خویش، مشکلات و رنجهای فراوانی متحمل شد و بی شک مهمترین و تلخ ترین آن، واقعه کربلا و داستان اسارت بود . در تمام این سختیها و حوادث تلخ، در کنار صبوری و بردباری; درس حیا و عفت را به همه آموخت (1)

او را; ام کلثوم کبری، صدیقه صغری، محدثه، عالمه و فهیمه می نامیدند . او زنی عابده، زاهده، عارفه، خطیبه و عفیفه بود . نسب نبوی، تربیت علوی و فاطمی، همراه با لطف خداوندی، از او فردی با خصوصیات و صفات برجسته ساخته بود، طوری که او را «عقیله بنی هاشم » می خواندند .

ادامه نوشته

نگاهی گذرا به حدیث «علی خیر البشر»

سم الله الرحمن الرحیم

نگاهی گذرا به حدیث «علی خیر البشر»

چکیده:

حدیث«علی خیر البشر»، حدیثی است که در منابع شیعی و سنی با طرق مختلف نقل گردیده است، این حدیث بیانگر جایگاه عظیم حضرت امیر علیه السلام بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می باشد، ما در این مقاله به گونه ای مختصر به ابعاد این حدیث می پردازیم

ادامه نوشته

تفاوت های مذهب سني و شيعه چيست؟


اگر بخواهيم به تمام تفاوت های شيعه و سنی اعم از فقهی، کلامی، حديثی، تاريخی و...بپردازيم وقت و صفحات فراوانی را به خود اختصاص می دهد که مجال آن نيست. لذا تنها به تفاوتهای اصلی اشاره می شود.

ادامه نوشته

يا يك خانم شيعي مي تواند با يك فرد سني ازدواج كند ؟


يكي از مسائلي كه اخيرا توسط گروهي از برادران اهل سنت بر روي سايتي فرانسوي زبان مطرح شده بود اين بود كه مخصوصا شيعيان ايراني ازدواج با سنيها را ممنوع اعلام كرده اند .  آيا فقهاي شيعه اين امر را مجاز دانسته اند ؟ لطفا نظر تني چند از اين بزرگان را اعلام بفرمائيد ؟

ادامه نوشته

اخلاق آیت الله سید علی قاضی

حسن خلق

« ولا یکون حسن الخلق إلا فی کل ولیّ و صفی لأن الله تعالی ابی ان یترک الطافه و حسن الخلق الا فی مطایا نوره الا علی و جماله الا زکی: و نمی باشد خلق نیکو مگر در دوستان خدا و برگزیدگان پروردگار عالم، چرا که حضرت حق نخواسته است که در روز ازل الطاف خود را و خلق نیکو را در همه کس بگذارد مگر در کسانی که متحمل نور او باشند و دل خود را به نور الهی مصفی نموده باشند. »


آیت الله قاضی از کملین است، او عالم و مجتهد است، فقیه و اصولی است، فیلسوف است، ادیب و ریاضی دان است. عارف است، کوه است و لطیف و مهربان، راستی مگر کوه هم لطیف می شود؟ او می خواهد در تمام زمینه ها محبوبِ محبوبِ خود باشد.
 و تجلی عرفانی او باید در اخلاقش نمود داشته باشد و اخلاقش باید زینت عرفانش باشد. می داند برای جامع و کامل شدن باید تمام زیبایی ها را در روح خود یک جا جمع کند که، یار مشکل پسند است و تحلیه نشده محل تجلی قرار نمی گیرد. و می داند که هر چه معرفت بیشتر، حسن خلق تمام تر و هر چه حسن خلق بیشتر، معرفت کامل تر.

لأنها خصلة یختص بها الأعرف بربه و لا یعلم ما فی حقیقة حسن الخلق الا الله تعالی:چرا که خلق نیکو خصلتی است که مخصوص است به هر که شناساتر است به پروردگار خود، و راه نبرده است به فضیلت حسن خلق و حقیقت او، مگر خداوند عالم و بس.»

وی می خواهد شبیه ترین ها به مولایش باشد که پیامبر اکرم(ص) فرموده است: « وإن أشبهکم بی أحسنکم خلقا: شبیه ترین شما به من خوش خلق ترین شماست. بحارالانوار ج70، ص 296»


ادامه نوشته

گوشه ای از کرامت آیت الله بهجت



به گزارش ندای انقلاب، آیت‌الله شیخ عباس محفوظی رییس دفتر مرجع فقید شیعه آیت‌الله العظمی بهجت (ره) در گفت‌وگوی اختصاصی با خبرگزاری حوزه خاطرات و ابعاد علمی و معرفتی آیت‌الله بهجت را تشریح کرد.

از اولین ملاقات و آشنایی خود با مرحوم آیت الله بهجت(ره) بگویید؟

بسم الله الرحمن الرحیم

یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ وَ اللَّهُ به ما تَعْمَلُونَ خَبیرٌ (مجادله؛ ۱۱) وقتی وارد حوزه علمیه قم شدم، آیت الله بهجت ( ره ) نیز از نجف تشریف آورده بودند؛ مدتی در زادگاهشان بودند و بعد به قم آمدند، البته تصمیم مراجعه به نجف را داشتند، اما زمانی که به قم آمدند، اساتید ایشان در نجف یکی پس از دیگری از دنیا رفته بودند؛ لذا در قم ماندگار شدند؛ راجع به نحوه آشنایی بنده با ایشان باید عرض کنم، شنیدم در درس آیت الله بروجردی‌(ره) اشکال کرده و اشکال هم مورد توجه واقع شده از آن به بعد مورد توجه فضلای جوان واقع شد، به گونه ای که رفقای ما پای درس ایشان رفته بودند و برای آن‌ها مکاسب تدریس می‌کردند.


ادامه نوشته

مناظره یکی از علمای شیعه و یکی از علمای سنی مذهب(حتما بخوانید)

آغاز مناظره ((ماجرا)) :
اساس ماجرا از آنجا آغاز گردید که روزی یکی از علمای سرشناس وسادات جلیل القدر شیعه بنام سید حسین بن علی علوی جهت ملاقات وگفتگو بحضور ملکشاه سلجوقی پادشاه وقت رسید ، درپیان این دیدار هنگامی که آن دانشمنداز نزد شاه مرخص میگردید توسط یکی از حضار مجلس با اشارهوغمزه مورد تمسخر واستهزا قرار گرفت .
ملکشاه که خود متوجه ی این حرکت ناهنجار شده بود روبه آن شخص کرد وگفت : علت مسخره کردن این آقا چه بود؟
آن شخص گفت این مرد یک آدم پلید وناپاک واز جمله کافرانی است که مورد غضب الهی میباشد.
شاه با تعجب پرسید : چطور مگراو مسلمان نیست ؟
آن مرد گفت : خیر قربان او یک فرد شیعه است .
شاه گفت : شیعه ؟  مگر شیعه یکی از فرقه های مسلمانان نیست ؟
مرد گفت : خیر قربان آنها خلافت ابوبکر وعمر وعثمان را قبول ندارند .
خلاصه شاه تصمیم گرفت بین علمای سنی و سید علوی مناظره ای در حضور خودش  برگزار نماید.

ادامه نوشته

مناظره علامه حلي با سيد موصلي


اوائل قرن هشتم هجری بود، شاه خدابنده یازدهمین شاه ایلخانیان كه پیرو مذهب اهل تسنّن بود، در سال 709 هـ . ق بر اثر مناظرات نیرومند و لطیف علامه حلی (مرجع بزرگ شیعه، متوفّی 726 هـ . ق) رسماً شیعه شد، و مذهب جعفری را به عنوان مذهب رسمی در كشور پهناور ایران، اعلام كرد.
در یكی از روزها، علمای بزرگ اهل تسنّن، در مجلس شاه خدابنده، اجتماع كرده بودند، علامه حلی نیز طبق دعوت شاه، وارد آن مجلس شد، مناظرات متعددی بین علما، به طور آزاد انجام شد، از جمله اینكه:
سید موصلی (كه از علمای بزرگ اهل تسنن بود) به علامه حلّی گفت: «دلیل بر جواز صلوات بر غیر پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ چیست؟» علامه، بی‌درنگ این آیه را خواند:
« الَّذِینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُون،َ أُولئِكَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَهٌ...؛ به استقامت كنندگان بشارت بده ـ آنها كه هرگاه مصیبتی به آنها می‌رسد، می‌گویند: ما از آن خدا هستیم، و به سوی او باز می‌گردیم ـ اینها همان‌ها هستند كه صلوات و رحمت خداوند شامل حالشان شده است.
سید موصلی از روی بی‌اعتنایی گفت: بر غیر پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ (یعنی امامان معصوم) چه مصیبتی وارد شده است كه سزاوار صلوات باشند؟!
علامه بی‌درنگ جواب داد: «از سخت‌ترین و جانكاه‌ترین مصائب آنها اینكه: از نواده‌های آنها شخصی مثل تو به وجود آمده كه منافقان مشمول عذاب را بر آل رسول ـ صلّی الله علیه و آله ـ مقدم می‌دارد». حاضران از حاضرجوابی علامه تعجب كردند.

مناظره عالم خراساني با عمر بن عبدالعزيز

عمر بن عبدالعزیز برای بررسی عملكرد عامل خود در خراسان دستور داد تا علمای خراسان یك نفر را به عنوان نماینده، نزد او حاضر كنند تا حقیقت حال را از او سؤال نماید.

عالم: ای امیر! ابتدا دستور بده تا مجلس را خلوت كنند تا عرایضم را به حضور برسانم.
عمر بن عبدالعزیز: چرا مجلس را خلوت كنم؟! تو مطالبت را بگو. اگر راست بود اهل مجلس تصدیق می‎كنند و اگر دروغ بود تكذیب.
عالم: خلوت مجلس برای خاطر خودم نیست بلكه بخاطر شماست زیرا می‎ترسم بعضی حرفها در میان گفته شود كه امیر كراهت دارد آن حرف‎ها را مردم بشنوند.
عمر بن عبدالعزیز مجلس را خلوت كرد و به عالم گفت: بگو هرچه می‎خواهی.
عالم: آیا تو خلیفه مسلمین هستی؟
عمر بن عبدالعزیز: آری.
عالم: این خلافت از كجا به تو رسیده است؟
عمربن عبدالعزیز: این چه سؤالی است كه می‎پرسی؟! مگر تو به خلافت من اعتقاد نداری؟!
عالم: نه!
عمربن عبدالعزیز: چرا؟!
عالم: اگر تو بگویی خلافت من از طرف خدا و رسولش به من واگذار شده قطعاً دروغ گفته‎ای و اگر بگویی اجماع مسلمین بوده باز دروغ گفته‎ای زیرا من و بسیاری از مسلمانان نفهمیدیم كه تو چه وقت خلیفه شدی و ما هرگز رأی به خلافت تو نداده‎ایم.
و اگر بگویی خلافت از پدرانم به من ارث رسیده چرا تنها تو صاحب ارث شدی با اینكه پدرت اولاد زیادی داشت.
عمربن عبدالعزیز: ساكت شد و جوابی نداد.
عالم: الحمد لله كه اقرار به حق كردی و پذیرفتی كه این خلافت حق كس دیگری است. آنگاه افزود: ای عمر! اگر كسی مال مسلمین را غصب كند آیا آن مال بر او حلال است؟
عمربن عبدالعزیز: قطعاً حرام است و تصرف در آن مال جایز نیست.
عالم: اگر كسی خلافت را از صاحب آن غصب كند و بیت المال مسلمین را به زور از ایشان بگیرد آیا گناهانش به گردن خود او نیست؟
عمربن عبدالعزیز: قطعاً گناه بر گردن غاصب خلافت است.
عالم: پس تو چرا خودت را به خطر سقوط در جهنم می‎اندازی و چرا خلافت را قبول كرده‎ای و در مال مسلمین تصرف می‎كنی؟!
به خدا قسم اولین نفر ما بواسطه اولین شما (ابوبكر) هلاك شد و اوسط ما با اوسط شما و آخرین ما با آخرین شما هلاك خواهند شد.
این مطالب را گفت و از حضور عمر بن عبدالعزیز برخاست و رفت.

مناظره شيخ مفيد با قاضي عبدالجبار (سني)

در عصر شیخ مفید‌(ره)، یكی از علمای بزرگ اهل تسنّن، در بغداد مجلس درسی داشت، و به نام «قاضی عبدالجبّار» خوانده می‌شد، روزی قاضی عبدالجبّار در مجلس درس خود نشسته بود، شاگردانش از سنّی و شیعه حاضر بودند، در آن روز شیخ مفید‌(ره) نیز به آن مجلس وارد شد و دم در نشست، قاضی تا آن روز شیخ مفید را ندیده بود، ولی وصفش را شنیده بود.
پس از لحظه‌ای، شیخ مفید به قاضی رو كرد و گفت: «آیا اجازه می‌دهی، در حضور این دانشمندان، سؤالی از شما ‌كنم؟»
قاضی: بپرس
شیخ مفید: این حدیثی كه شیعیان روایت می‌‌كنند كه پیامبر‌ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ در صحرای غدیر، درباره علی‌ـ علیه السّلام ـ فرمود:
«مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ: هر كس كه من مولای اویم، پس علی‌ مولای اوست»
آیا این حدیث صحیح است و یا این‌كه شیعه آن را به دروغ ساخته است؟
قاضی: این روایت،صحیح است.
شیخ مفید: منظور از كلمه «مولی» در این روایت چیست؟
قاضی: منظور، آقائی و اولویّت است.
شیخ مفید: اگر چنین است پس طبق فرموده پیامبر‌ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ،‌ علی‌ـ علیه السّلام ـ آقائی و اولویّت بر دیگران دارد، بنابراین، این همه اختلاف و دشمنی‌ها بین شیعه و سنّی برای چیست؟
قاضی: ای برادر! این حدیث (غدیر) روایت (و مطلب نقل شده) است، ولی خلافت ابوبكر، «درایت» و امری مسلّم است، و آدم عاقل، به خاطر روایتی، درایت را ترك نمی‌كند!!
شیخ مفید: شما درباره این حدیث چه می‌گویید كه پیامبر‌ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ، در شأن علی‌ـ علیه السّلام ـ فرمود:
«یَا عَلیُّ حَرْبُكَ حَرْبِی وَ سِلْمُكَ سِلمِی»: «ای علی! جنگ تو،‌جنگ من است، و صلح تو،‌ صلح من است»
قاضی: این حدیث،‌صحیح است.
شیخ مفید: بنابراین آنان‌كه جنگ جَمَل را به راه انداختند مانند طلحه و زبیر و عایشه و...و با علی ـ علیه السّلام ـ جنگیدند، طبق حدیث فوق و اعتراف شما به صحّت آن، باید (با شخص رسول خدا‌ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ جنگیده باشند) و كافر باشند.
قاضی: ای برادر! آن‌ها (طلحه و زبیر و ...) توبه كردند.
شیخ مفید: جنگ جمل، درایت و قطعی است، ولی در این‌كه پدید آورندگان جنگ، توبه كرده‌اند، روایت و شنیدنی است، و به گفته تو نباید درایت را فدای روایت كرد، و مرد عاقل به خاطر روایت، درایت را ترك نمی‌كند.
قاضی، در پاسخ این سؤال فرومانده، پس از ساعتی درنگ ، سرش را بلند كرد و گفت : «تو كیستی؟»
شیخ مفید: من خادم شما محمّد‌‌‌بن محمّد‌بن نعمان هستم.
قاضی همان‌دم برخاست و دست شیخ مفید را گرفت و بر جای خود نشانید و به او گفت: «اَنْتَ الْمُفِیدُ حقّاً»: «تو در حقیقت، مفید (فایده بخش) هستی»
علمای مجلس از رفتار قاضی رنجیده خاطر شدند و همهمه كردند، قاضی به آن‌ها گفت: من در پاسخ این شیخ (مفید)، درمانده شدم، اگر هر یك از شما پاسخی دارد، برخیزد و بیان كند.
هیچ كس برنخواست، به این ترتیب، شیخ مفید،پیروز شد و لقب «مفید» در این مجلس، برای او بر سر زبان‌های مردم افتاد.

مراحل روزه داری


این مقدار سختی که در تحمّل روزه گیری وجود دارد، در مقابل آنچه از روزه عاید انسان می شود، چیزِ کم و سرمایه اندکی است.
ادامه نوشته