بیگانه فوبیا
شایددچار یه نوع بیماری شدم
اسمشومیزارم : بیگانه فوبیا!!! یاهمون ترس ازغریبه ها به زبان خودمون :)
ازبچگی هم عادت داشتم که زودصمیمی نمیشدم
اما حالا حتی برای فکرکردن به کسی باخودم هم استخاره میکنم
واقعا خنده داره برام...
شایددچار یه نوع بیماری شدم
اسمشومیزارم : بیگانه فوبیا!!! یاهمون ترس ازغریبه ها به زبان خودمون :)
ازبچگی هم عادت داشتم که زودصمیمی نمیشدم
اما حالا حتی برای فکرکردن به کسی باخودم هم استخاره میکنم
واقعا خنده داره برام...
من وقتی تووتنهایی خودم انقدرایمان داشته باشم که باورکنم خدارودارم
خداوپدرومادرم
اینهاآرامش زندگی من هستن
گاهی درگیریه آشوب درونی ام
همیشه هم بدنیست
اما...
آخه اونموقع ک ازخودم انتظار دارم ک محکم باشم همون موقع ست ک میبینم همه چی بهم تحمیل شده
کاش هیچی اختیاری نبود ینی مارو پدرومادرامون برنامه ریزی میکردن دقیق ک دیگه نمیشد حتی فکر سرپیچی روهم کرد
چرا یه وقتایی هس آدم دلش میخاد یکم دور بشه
یه سفر مجردی حتی شده کوتاه حال آدمو خوب میکنه
و مسخره ترین چیزه زندگی اعتمادکردن بیخود واعتماد نکردن بیخوده
من بدیگری وخونوادم بمن !!!!!
دلم برا بچه هامون و بچه های بچه هامون والخ میسوزه
تافست فود هس ژن درس حسابی ک گیرشون نمیاد..
لایه ازن سوراخ....
دریاچه ارومیه خشک.....
تحصیلات دانشگاهی فرمالیته....
ماشالا نه اینکه همه دوس اجتماعی !!خانواده بیرنگ خیلی روشن....
اعتمادبنفس فقط با چسب رو دماغ..
و....
. این از سرمایه شون بابا لااقل یه خط درس حسابی بزاریم مشقاشونو بنویسن ....
باخودمما
این لغت (بعضیا) رو اگه ازنت حذف بکنن همه مون لنگ میمونیم یه جورایی.....