خــــوش اومـــــدیـــــــــن



(((((سلام دوستای گلم بانظراتون منو شاد میکنید)))))


به سلامتیه اونی كه نمیشناستت اما نوشته هاتو میخونــه

تا از درونت با خبر بشـه و زیرش دیدگاه میزاره نه

واسه اینکه خوشش اومده واسه اینکه بهت بفهمونه كه تــــــــــــنـــــــــــ ـها نیستی ...

شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے


....

واسه اولین بار یکی میاد تو زندگیت

میگه دوستت داره تو هم خوشت میاد چون تورو دوست داره

کم کم به هم عادت میکنید وابستـــه میشید یه جواریی که فک میکنید بدون هم بودن واستون محال 

شده،این رابطه میشه عشق اول؛

وقتی میره تو میمونی و هـــــــــــزار تا خاطره با کلی تنهایی و سوال بی جواب خلاصه

 قشنگترین روزای زندگیت میشه غم و غصه

میشه فکـــ کردن و به گذشتــــه و یه عالمه چراهای بی جواب

همه ی این روزای سخت کم کم تو ذهنت کمرنگ میشه

سعی میکنی همه چیو فراموش کنی

به روزای خوب میرسی
حتی شاید یکی بیاد تو زندگیت که خیلی بیشتر از اون دوسش داشته باشی اونقدر که همه ی 

خاطرات اون از ذهنت پاک بشه فقط یه اسم ازش باقی بمونــــــــــــــه و چندتا خاطره ی نصف
 نیمه.

حالا دیگه خیلی وقتــــــه بهش فکر نمیکنی...

ولی مطمئن باش اگه یه روزی یه جایی دوبــــــــــــاره ببینیش

همه ی اون خاطره ها

همه ی اون روزا

همه ی اون حرفـــــــا

دونه بـــــــــه دونـــه دوبـــــــــــــاره یادت میــــــــــــــــاد :|

آره عزیــــــــــــــــــــزم

عشق اول همچین دردی داره

شاید فراموش بشه ولی هیـــچ وقت خوب نمیشه...

دلــم تــنــگـشــده :(

دلم برای خط کشی کناردفتر مشق با خودکار مشکی و قرمز

برای پاک‌کن های جوهری و تراش های فلزی

برای گونیا و نقاله و پرگارو جامدادی

دلم برای تخته پاک‌کن و گچ های رنگی کنار تخته

برای اولین زنگ مدرسه

برای واکسن اول دبستان

برای سر صف ایستادن ها

برای قرآن های اول صبح و خواندن سرود ایران اول هفته

دلم برای مبصر شدن ، برای از خوب ، از بد

دلم برای ضربدر و ستاره

دلم برای ترس از سوال معلم

کارت صد آفرین

بیست داخل دفتر با خودکار قرمز

و جاکتابی زیر میزها ، جانگذاشتن کتاب و دفتر

دلم برای لیوان‌های آبی که فلوت داشت

دلم برای زنگ تفریح

برای عمو زنجیر باف بازی کردن ها

برای لی‌لی کردن

دلم برای دعا کردن برای نیامدن معلم

برای اردو رفتن

برای تمرین های حل نکرده و اضطراب آن

دلم برای روزنامه دیواری درست کردن

برای تزئین کلاس

برای دوستی هایی که قد عرض حیاط مدرسه بود

برای خنده های معلم و عصبانیتش

برای کارنامه…. نمره انضباط

برای مُهرقبول خرداد

دلم برای خودم

دلم برای دغدغه و آرزو هایم

دلم برای صمیمیت سیال کودکی ام تنگشده

نمی دانم کدام روز در پشت کدام حصار بلندکودکی ام را جا گذاشتم

کسی آن سوی حصار نیست کودکی ام را دوباره به طرفم پرتاب کند؟

(واقعا دلم برای اون بچگیام تنگ شده بیخیال همه چی بودنا :| )

حالم بد است...


حالم بد است..

از رفتارهایتان حالم بد است ،

از طرز رانندگیتان ،

از هجوم تاتارگونه تان به جعبه خرما یا شیرینی خیرات شده ،

از برخورد و نگرش تان نسبت به جنس مخالف ،

از داشتن غیرتهای بی مورد راجع به خواهر و مادرتان و

بیغیرتی محض راجع به عزیزان دیگران ،

از تحلیلهای سیاسی و اقتصادیتان درتاکسی ،

از زیر پا گذاشتن حریم خصوصی دیگران ،

از آشغال ریختنتان در خیابان ،

از قابلیتتان برای تبدیل صحنه تصادف به محل قتل ،
 
از بی تفاوتیتان نسبت به خونهای ریخته شده بر کف خیابان،

از عملهای زیبائی ،

از یکی نبودن حرف و عملتان ،

از تعارفهای بی موردتان ،

از غیبت کردنهای کثیرتان ،

از تغییر نظرهای یک ساعته تان ،

از بی تفاوتیتان نسبت به کار کودکان ،

از جو حاکم بر ورزشگاه هایتان ،

از مرگ بر گفتنها و درود فرستادنهای یک شبه تان،

از عشقهای یک شبه تان ،

از انتخاب دوست بر مبنای نوع خودرواش ،

از چاپیدن یکدیگرتان ،

از قسم ها و دروغهای بی حد و حصرتان ،

از بی مطالعه بودنتان ،

از تن دادن و دل ندادنتان

پــــیـــــلـــــه....



آسان نبود ولی ،

رفتم درون پیله تنهایی خودم ،

شاید رها شوم از این همه دردی که می کشم.

حالا؛

فضای پیله ام ،

سرد است و ساکت و خاکستری و تنگ.
اما،
من 

خواب دیده ام،

طاقت اگر بیاورم

یک روز زخم عمیق روی دلم خوب می شود ...!!!

من خواب دیده ام ،

طاقت اگر بیاورم

یک روز عاقبت پروانه می شوم...!!!

ســـــیـــگـــار....


خداحافظ ...

گوشي قطع ...


پشتش سيگار ...


صداي ضبط زياد ...


ریپیت...

"خالي از خويشي و غربت , گيج و مبهوت بين بودن و نبودن "


پشتش سيگار ...


لش , روي تخت ...


گريه کنارعکس مشترک ...


پشتش سيگار ...


نگاه به ساعت دقيقه به دقيقه ...


پشتش سيگار ...


خيره بر گوشي چشم انتظار ...


پشتش سيگار ...


چندين ماه بدون تــــــــو ...

دیگر نمی آیی...

ومي دانم , ماه هاي ديگر هم به همين تلخی مي گذرد ...

ســاده مــیــگــویـــم...

ساده میگویم

دوستت دارم

بی آنکه هراس داشته باشم از نگاه های گریزانت

ساده میگویم

دوستت دارم

بی آنکه دلم بلرزد از انبوه سکوتت!

♥ روز دخــــتـــر مــبــارک ♥



من يک دختـــــــر ايــــرانـــيـــــم

تنهاييم را با کسي قسمت نـــمي کنم که روزي تنهايم بگذارد..

روح خـــداست که در مــــــن دميـــده شده و "احســـــاس" نام گرفته ؛ ارزان نمي فروشمش ...

.........دستــــــهايم بــاليـــن کـــودک فـــردايـــم خـــواهـــد شــــد ..

بـــي حـــرمتـــش نمي کنم و به هــر کس نمي سپارمش ...

بــــــــدان "حــــــواي" کسي نـــــمي شــوم که به "هــــــواي" ديگري برود ...

روز دختر رو به همه دخترای گل  تبریک میگم ♥

دلتنگی...


خدا شب را خلق کرد

برای سیگار کشیدن

برای گریه کردن

برای بغل کردن یک بالشت

برای گوش کردن اهنگ های قدیمی

برای زل زدن به تاریکی

برای نخوابیدن و خاطره ها را مرور کردن.....!

برای دلتنگی.............دلتنگی...............دلتنگی..............

شــایــــد

شاید آنقدر آبی نباشم که لحظه هایم پر از اقاقیا شود !
شاید آنقدر عاشق نباشم که سروده هایم زمزمه ی هر عابری شود !
شاید آنقدر بزرگ نباشم که مایه ام تمام وجودت را در بر گیرد !
شاید آنقدر نور نباشم که در شبهای تیره ی تنهایی نیازت باشم !
شاید آنی نباشم که در رویا ها درجستجوی آن باشی !
ولی هرکه هستم !
هرچه هستم !
بیش از خود تو را دوست دارم ...