اگه قراره زن و مرد برابر باشن، لازم نیست زنا عین مردا رفتار کنن!
داستان سنگسار، قوانین پر از تبعیض جنسی، موقعیت فرودست زنان در مقابل مردان....
این داستان طولانی و کهنه است که تو همه ی واحدهای درسی ما یه بحثی در موردش می شه و تو امتحان هم یه سوال 3 نمره ای می دن که یادمون باشه، بعضی چیزا باید درست بشن!
این رو هم خیلی از خانوما تو زندگی شون تجربه کردن که ما خانوم ها تو تناقض شدید اون چه جا افتاده که باید باشیم و چیزی که باید در استقلال و به عنوان یک آدم (نه یک زن) داشته باشیم داریم بال بال می زنیم...
واسه همین این و اون و روشنفکر و استاد و خارجی و ایرانی و اجنبی و غیراجنبی همه و همه این بحث ها رو همه جا مطرح می کنن تا شاید یه قدم به سمت عدالت جنسی نزدیک تر بشیم و این عذاب ناشی از تنش رو کنار بگذاریم... نه با برگشت به عقب که با خیرمقدم گفتن به جهان بینی خاص! باز شدن ذهن ها به افکار جدید و کنار گذاشتن خط قرمزهای فکری!
فیلم سنگسار ثریا یکی از این تلاش ها بود که چند تا قانون ضدزن ایرانی رو تشریح کنه!
یه فیلم غیرایرانی در مورد ایرانی!
نگاهی تلخ و یک جانبه به ایران و زنان روستایی!
این که مردها مالک زن هاشون هستن...
این که قانون طرف مردها است...
این که زن ها چه وقتی متهم می شن چه وقتی متهم می کنن، باید ثابت کنن نه مردها!
این که مرد می تونه چهارتا زن بگیره و چهل تا صیغه...
این که زن نمی تونه به راحتی انگ طلاق رو یدک بکشه و خودش رو دوباره مجرد بدونه...
اما چیزی که وجود داره اینه که بعضی چیزها رو فقط ما که تو شرایطش زندگی می کنیم درک می کنیم!!!
ایرانی بودن این قوانین نوشته نیس! رابطه عمیقیه که با ایرانی ها داریم با آدم های دور مون!
و این روابط عمیقا جاافتاده ایه که نمی دونیم چه طوری می خوایم اصلاحش کنیم و باید از کجا شروع کنیم...
خوب و بد در کنار هم تعریف می شن! ما آخوند خوب و آخوند بد داریم. ما مرد خوب و مرد بد داریم. ما زن خوب و زن بد داریم. ما درست و غلط داریم، نیرنگ و فریب و کمک و همدوستی رو در کنار هم داریم...
قصه ای که نقص اساسی اش عدم فهم دلایل رفتار ایرانی و غیرت ایرانیه!
من مرد ایرونی رو با همه نقایصش اون طوری که تو این فیلم نشون می ده نمی شناسم....
مرد ایرونی خودش رو صاحب تام و تمام زن می دونه....
تو چنینی شرایطی زن شر محسوب نمی شه!!!
مرد ایرانی به هیچ دلیلی زنش رو به کشتن نمی ده! خصوصا به خاطر این که یه زن دیگه رو بگیره!
وقتی تو محله، هم محله ای نسبت به دخترها و زن های محل احساس غیرت می کنه، شوهر به هیچ دلیل آبروی خودش رو با تهمت به زن خودش به این شکل، به خطر نمی اندازه!
سنگشار شدن یک زن، برای مرد آزادی به ارمغان نمی آره که تو این فیلم این رو نشون داده!
حداقل باید دلیل خیلی محکمی واسه این موضوع وجود داشته باشه و مرد مطمئن بشه که بی ناموسی وجود داره و برای این که دهن مردم رو ببنده و خودش رو پاک کنه، به سنگسار رضایت می ده! نه این که خودش بره هوار بزنه و بگه زنم بدکاره است!
مرد ایرانی تو زمینه ی ناموس خیلی محتاط عمل می کنه و در مورد هر زنی که بخواد شوخی و خنده کنه و جدی نباشه، ناموس خودش رو به تمسخر نمی گیره و انگشت نما نمی کنه چون این ناموس ملکش محسوب می شه!
واسه همین باید بگم زن ها در ایران شری برای مردها حساب نمی شن که باید شرشون کم شه!
زن ها اصلا حساب نمی شن!
زن ها دارایی مردها هستن!
این اون چیزیه که باید بهش توجه می شد!
اما درکش فقط و فقط از طرف کسی ممکنه که داره تجربه اش می کنه و می فهمه چون داره زندگی می کنه!
وقتی زن ها می پذیرن اختیاردارشان مردها هستن، و وقتی مردها خود را اختیاردار زن ها می دانن....
طلاق ...
این یه حرف مدرنه!
مال ما امروزی ها است!
نه مال زمان های نزدیک به انقلاب....
و نه حتی مال روستاها و شهرستان ها....
هنوز که هنوزه زن ها خودشون رو محتاج مردها می دونن....

