سلاااااااااام

سلام خوشکلا    

قالب سایت تازه عوز شده اگه مطلبی رو ندیدید هایلایتش کنید

مطالب طنز باحالی هم هست که میتونید از منو سمت راست انتخابشون کنید

  بد نیس اگه یه نظری هم بدینا

 راستی اگه دوست داشته باشید می تونید تو نویسندگی این وبلاگ فعال باشید و  جزء مدیران باشید 

 تو نظرات  می تونید در خواستتون رو بنویسید  

پرنده ها

پرنده روی سیم برق


سوال :
ده تا پرنده نشسته بودند روي سيم برق . يه شکارچي مياد يه
تير ميزنه به يکيشون. چند تا پرنده روي سيم باقي ميمونند ؟




جواب :

بستگي به مليت پرنده ها داره :

آمريكايي : پرنده دومي شيش لولش درمياره يه فحش بدبد ميده و شكارچي رو ميكشه و باقي پرنده ها ليوان نوشیدنی() رو ميخورند و سري تكون ميدند

چيني : سه تا از پرنده ها فرار ميكنن و در يك گوشه خودشون توليد انبوه پرنده راه ميندازن و شيش تاي باقيمانده در يك چشم بهم زدن توسط هنرهاي رزمي شكارچي رو به شيش قسمت مساوي تقسيم ميكنند.

انگليسي : يكي از پرنده ها خودشو ميزنه به زخمي بودن و ميندازه رو زمين و خودشو خيلي مظلوم نشون ميده و بعد بقيه پرنده ها از فرصت استفاده ميكنن ميرن به زن شكارچي ميگن كه شكارچي مذبور داراي سه همسر و تعداد نامتنابهي بچه است، در نهايت پس از چند روز شكارچي توسط زنش و در خواب به قتل ميرسه

عرب : پرنده دوم تا هفتم از ترس شلوارشون زرد ميشه و پس از چند لحظه سكته ميكنن ميميرن، دو تاي باقيمونده سريع ميرن پولاشونو ورميدارن ميرن خودشون يه تير برق ميخرن و تا آخر عمر بدون ترس بالاش زندگي ميكنن

اسپانيايي : پرنده دوم گيتار دستش ميگيره و حواس شكارچي رو پرت ميكنه ، سومي و چارمي ميرن گاو همسايه رو صدا ميكنن و پنجمي يه پارچه قرمز آويزوون ميكنه روي شلوار شكارچي و گاو ميزنه يارو رو لت وپار ميكنه و در نهايت پنج تاي باقيمانده كلاهاشونو ميندازن هوا و ميگن : هووولي

ايراني : ابتدا نيم ساعت ميگذره و هيچكس نه متوجه افتادن رفيقشون ميشه و نه اصلاً صداي گلوله رو ميشنوه چون همشون داشتن راجع به قسمت اخر نرگس بحث ميكردند.... بعد دو تاشون ميرن زير جسد پرنده رو ميگيرن سريعاً مراسم سوم و هفتم باشكوهي براش ميگيرن و براش مقبره بزرگي ميسازن و بعد از يكي دو ماه ميگن كه بياييد فكري كنيم كه ديگه شكارچي ما رو نزنه و بعد از دو سال جلسات پياپي به اين نتيجه ميرسن كه اصلاً شكارچي مقصر نبوده و تقصير انگليسيها بوده كه دوستشون تير خورده چون در همون لحظه در يكصد كيلومتري اونجا يك انگليسي داشته دماغشو پاك ميكرده... بنابراين يك شب شكارچي رو دعوت ميكنن خونشون و براش سوپ پرنده درست ميكنن و از اينكه دوستشون در مسير گلوله او بوده ازش معذرت ميخوان و قول ميدن هر هفته يكي از خودشون رو براي شكار شخصاً خدمت شكارچي برسه... حتماً ميپرسيد كه شكارچي تو اون نيم ساعت اوليه داشته چيكار ميكرده... حدستون كاملاً درسته ... چون حادثه مذكور در ايران رخ ميداد تفنگ بعد از اولين شليك منفجر ميشه و طرف در اين مدت داشته تلاش ميكرده با موبايلش كه آنتن نميداد با اورژانس تماس بگيره بيان سراغش كه بعد از نيم ساعت موفق ميشه تماس بگيره ولي آمبولانس دير مياد و شكارچي ما هسته هاشو از دست ميده...!!!

درد دل

***درد دل دختر با مامانش*** 

 

 

دختری با مادرش در رختخواب

درددل می کرد با چشمی پر آب

گفت:مادر حالم اصلا خوب نیست

زندگی از بهر من مطلوب نیست

گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟

روی دستت باد کردم مادرم!

سن من از بیست وشش افزون شد

دل میان سینه غرق خون شد

هیچ کس مجنون این لیلا نشد

شوهری از بهر من پیدا نشد

غم میان سینه شد انباشته

بوی ترشی خانه را برداشته!

مادرش چون حرف دختش را شنفت

خنده بر لب آمدش آهسته گفت:

دخترم بخت تو هم وا می شود

غنچه ی عشقت شکوفا می شود

غصه ها را از وجودت دور کن

این همه شوهر یکی را تور کن!

گفت دختر مادر محبوب من!

ای رفیق مهربان و خوب من!

گفته ام با دوستانم بارها

من بدم می آید از این کارها

در خیابان یا میان کوچه ها

سر به زیر و با وقارم هر کجا

کی نگاهی می کنم بر یک پسر

مغز یابو خورده ام یا مغز خر!؟

غیر از آن روزی که گشتم همسفر

با سعیدویاسر وایضا صفر

با سه تاشان رفته بودم سینما

بگذریم از مابقی ماجرا!

یک سری هم صحبت صادق شدم

او خرم کرد آخرش عاشق شدم

یک دو ماهی یار من بود و پرید

قلب من از عشق او خیری ندید

مصطفای حاج علی اصغر شله

یک زمانی عاشق من شد،بله

بعد جعفر یار من عباس بود

البته وسواسی وحساس بود

بعد ازآن وسواسی پر ادعا

شد رفیقم خان داداش المیرا

بعد او هم عاشق مانی شدم

بعد مانی عاشق هانی شدم

بعدهانی عاشق نادر شدم

بعد نادر عاشق ناصر شدم

مادرش آمد میان حرف او

گفت: ساکت شو دگر ای فتنه جو!

گرچه من هم در زمان دختری

روز و شب بودم به فکر شوهری

لیک جز آن که تو را باشد پدر

دل نمی دادم به هرکس اینقدر

خاک عالم بر سرت ،خیلی بدی

واقعا که پوز مادر را زدی

کوکب

داستان جدید کوکب خانم

كوكب خانم، مادر عـباس، زن پاكيزه و با سـليقه‌اي بود. او سـطل شـير را هميشــه درجاي خنك نگه ميداشـت. روي سطـل پارچه‌اي مي‌انداخت تا گرد و خاك بر آن نشـيند و پاكيزه بماند. كوكب خانم هر روز از شير چيزي درسـت ميكــرد. گاهي به آن مايه پنــير ميزد و پـنير درسـت ميكرد. گاهي مايه ماسـت ميزد و ماسـت مي‌بسـت . گاهي از ماسـت كره ميگرفـت.

اما يازده ســال پيش وقـتي اسـم عـباس و مادرش در قرعه كشـي گرين‌كارت دراومـد و به لوس‌آنجـلس آمدند،‌ همه چيز به كلي عوض شــد. كوكب خانوم كه حالا دوسـت‌هاي آمريكائي‌اش «KOKI JOON» صـداش ميزنن!‌‌، هنوز كه هنوزه زن باسـليقه‌اي است.

هيچ لباسي نميخــره مگر اينكه ماركش DKNY، Dolce، Versace، Prada و يا Gucci باشــه! ديگه هم از سـطل مطل و اين چيزا خـبري نيسـت. اين روزها هروقـت KoKi Joon شـير و ماسـت وخاويار و پينات باتر و پيتــزا ميخـواد، يا كاتولوك‌اش رو از روي اينترنت سـفارش ميده براش بفـرسـتن، يا زنگ ميزنه كه براش «دلي وري» كنن!

صـبح تا شب هم جلوي تلويزيون نشـسـته و Remote به دسـت،‌ مثل نردبون، از كانال 1 ميره بالا تا كانال 153 و برميگرده پائين، و غـر ميزنه كه: «مرده شــور برده‌ها همش تبليغ پخـش ميكـنن!!»...

از ديروز هم با عـباس قهـر كرده كه همه در و همـسايه‌ها SUV دارن، تو چـرا براي من از اين تويوتا كريسيـدا‌ها گرفـتي كه هركي تو سـرش بزني يكي داره؟!

خودمونيم ها : چي بوديم چي شــديم!

ایا میدانید؟

آيا مي دانستيد كه ... ؟؟؟

 
سنگين ترين حشره
سوسك هاي موسوم به جالوت بومي مناطق استوايي با وزني بين ۷۰ تا ۱۰۰ گرم ، سنگين ترين حشره در جهان محسوب مي شوند . طول نر اين حشره تا ۱۱ سانتيمتر مي رسد.
قديمي ترين بدن سالم مانده
در سپتامبر ۱۹۹۱ در يكي از يخچال هاي طبيعي در مرز مشترك اتريش - ايتاليا بدن حفظ شده و سالم مانده انساني كشف شد كه دانشمندان قدمت آن را به ۳۵۰۰ سال قبل از ميلاد برآورد مي كنند.
مرغوب ترين پارچه
پارچه اي موسوم به ويكيونا كه توسط كارخانه ژاپني در شهر اوزاكا بافته و تهيه مي شود متري يك ميليون ين ژاپن ( ۴۴۵۰ پوند انگليس ) از ژانويه ۱۹۸۸ به فروش مي رسد.
مهلك ترين زهر
مهلك ترين زهر ساخته بشر ، TCDD است كه در سال 1872 كشف شد. اين سم كشنده ، 150000 برابر موثرتر از سيانور است.
دير گداز ترين ماده
ديرگدازترين ماده ، تركيب كارييدنانتالم است كه نقطه ذوب آن 3.990 درجه سانتيگراد است.
بزرگترين شكوفه
گل زنبق رنگارنگ كه به صورت انگلي زندگي مي كند و بوي بسيار زننده اي نيز دارد ، در بين گل ها داراي بزرگترين شكوفه است. اندازه اين شكوفه ها 91 سانتيمتر و ضخامت آنها 1.9 سانتيمتر و وزنشان 7 كيلوگرم است.
بزرگترين كيسه دار
در ميان كيسه داران ، كانگوروي قرمز بومي جنوب و شرق استراليا ، بزرگترين آنهاست. نر بالغ اين جانور 213 سانتيمتر قد و 79 كيلوگرم وزن دارد. چنانچه اين جانور را از نوك بيني تا انتهاي دم اندازه بگيري ، طولي برابر 290 سانتيمتر دارد.
عريض ترين پل
پل 502.2 متري سيدني ( هاربربريچ ) در استراليا كه عرض آن 48 متر است عريض ترين پل در جهان به شمار مي آيد. اين پل كه در 19 مارس 1932 افتتاح شد داراي 8 خط اتومبيل رو و يك خط ويژه موتور سيكلت و دوچرخه و يك خط عابر پياده است.
بلندترين مجتمع آپارتماني
مجتمع آپارتماني ( ليك پوئينت تاورز ) در شيكاگو كه 70 طبقه و 197 متر ارتفاع دارد ، بلندترين مجتمع آپارتماني در جهان محسوب مي شود.
سريع ترين ضربه زني
ركورد ضربه زدن به توپ پينگ پونگ در مدت زمان 60 ثانيه 173 ضربه است. دو بازيكن انگليسي در سال 1993 با تبادل توپ بين يكديگر در دو طرف ميز بازي به اين ركورد دست يافتند.

زن زلیلا

الهی به مردان در خانه ات ... ... ... ... ... ... ... به آن زن ذلیلان فرزانه ات
به آنان که با امر روحی فداک ... ... ... ... ... ... نشینند و سبزی نمایند پاک
به آنان که از بیخ و بن زی ذیند ... ... ... ... ... ... شب و روز با امر زن می زیند
به آنان که مرعوب مادر زنند ... ... ... ... ... ... .. ز اخلاق نیکوش دم می زنند
به آن شیر مردان با پیش بند ... ... ... ... ... .. ... که در ظرف شستن به تاب و تبند
به آنان که در بچه داری تکند ... ... ... ... ... ... ... یلان عوض کردن پوشکند
به آنان که بی امر و اذن عیال ... ... ... ... ... ... ... نیاید در از جیبشان یک ریال
به آنان که با ذوق و شوق تمام ... ... ... ... ... ... به مادر زن خود بگویند: مام
به آنان که دارند با افتخار ... ... ... ... ... ... ... ... نشان ایزو نه، زی ذی نه هزار
به آنان که دامن رفو می کنند ... ... ... ... ... ... ... ز بعد رفویش اتو می کنند
به آنان که در گیر سوزن نخند ... ... ... ... ... ... ... گرفتار پخت و پز مطبخند
به آنان قرمه سبزی پزان قدر ... ... ... ... ... ... ... به آن مادران به ظاهر پدر
الهی به آه دل زن ذلیل ... ... ... ... ... ... ... ... به آن اشک چشمان ممد سبیل
به تن های مردان که از لنگه کفش ... ... ... ... ... چو جیغ عیالاتشان شد بنفش
که ما را بر این عهد کن استوار ... ... ... ... ... ... ... از این زن ذلیلی مکن برکنار
به زی ذی جماعت نما لطف خاص ... ... ... ... ... ... نفرما از این یوغ ما را خلاص

معُمای دوست داشتنیی من

یک معما از انیشتین

برا همه اونایی که ادعاشون میشه مخ هستن بیان اینو حل کنند
اين مساله رو انشتين تو قرن نوزده مطرح کرده و گفته 98 درصد مردم دنيا قادر به حل اون نيستند. ممکنه ظاهر مساله خسته کننده باشه ولي در باطن نيست. سعي کنين حتما حلش کنين ببينين چقدر استنتاجتون قويه. حداقل بفهمين جزو چند درصدين
و اما مساله:
1- در يک خيابون 5 خونه وجود داره که با پنج رنگ متفاوت رنگ شدن.
2- تو هر خونه يه نفر با مليت متفاوت با بقيه زندگي ميکنه.
3- هر کدوم از 5 صابخونه يه نوشيدني متفاوت, يه مارک سيگار متفاوت دوست داره و يه حيوون متفاوت تو خونه نگهداري ميکنه
سوال اينه که کي تو خونه ماهي نگهداري ميکنه با اين شرطها که:
1- انگليسه خونه اش قرمزه
2- سوئديه تو خونه سگ نگه ميداره
3- دانمارکيه چاي دوست داره
4- خونه سبز رنگ سمت چپ خونه سفيده
5- صاحب خونه ي سبز رنگ قهوه دوست داره
6- کسي که سيگار پالمال ميکشه پرنده نگهداري ميکنه
7- صاحب خونه زرد رنگ سيگار دانهيل ميکشه
8- مردي که تو خونه وسطي زندگي ميکنه شير دوست داره از نوشيدني ها(نه حيوونا)
9- نروژيه تو اولين خونه زندگي ميکنه
10- مردي که بلندز ميکشه همسايه اونيه که گربه نگهداري ميکنه
11- مردي که اسب نگهداري ميکنه همسايه مرديه که دانهيل ميکشه
12- مردي که بلو مستر ميکشه ماءالشعيردوست داره
13- آلمانيه سيگار پرنس ميکشه
14- نروژيه همسايه اونيه که خونه اش آبيه
15- مردي که بلندز ميکشه همسايه اي داره که آب دوست داره بين نوشيدنيها

موفق باشید

ارزش وقت

 
برای اینکه بدانی ده سال چقدر ارزش دارد -از یک سالخورده بپرس.
برای اینکه بدانی چهار سال چقدر ارزش دارد از یک رئیس جمهور بپرس.
برای اینکه بدانی یک سال چقدر ارزش دارد از یک دانش آموز مردودی دبیرستان بپرس.
برای اینکه بدانی نه ماه چقدر ارزش دارد از یک از مادری که نوزاد سالم به دنیا اورده بپرس.
برای اینکه بدانی یک ماه چقدر ارزش دارد از یک از مادری که نوزاد نارس به دنیا آورده بپرس.
برای اینکه بدانی یک هفته چقدر ارزش دارد از یک از سردبیر یک هفته نامه بپرس.
برای اینکه بدانی یک ساعت چقدر ارزش دارد از دوستی که منتظر گذاشتش بپرس.
برای اینکه بدانی یک دقیقه چقدر ارزش دارد از کسی که از قطار یا هواپیما جامانده بپرس.
برای اینکه بدانی یک ثانیه چقدر ارزش دارد از کسیکه از تصادف جان سالم به در برده بپرس.
برای اینکه بدانی یک هزارم ثانیه چقدر ارزش دارد از کسیکه مدال طلای المپیک گرفته بپرس.
  نظر یادتون نره ها!!!!!!!

عشغولی

آدمک آخر دنیاست بخند

ادمک مرگ همین جاست بخند

آن خدایی که بزرگش خواندی

به خدا مثل تو تنهاست بخند

دست خطی که تو را عاشق کرد

شوخی کاغذی ماست بخند

آشنایی با پرانا ویدیا و تمرینی ساده

پرانا ویدیا 1 از روش های یوگا اصیل و سنتی می باشد شاید اگر بیشتر از آن بدتنید با تشبه بسیاز زیاد حرکات آن با مجسمه های بودا تعجب کنید در این روش هنرجو ابتدا بایدطريقه درست تنفس رو بياموزد چرا كه در اين روش اساس تنفس صحیح همراه با تمرکز می باشد خوب به نظر من الان آموزش 1 تمرین ساده بهتر از تئوری پیچیده هست خوب این اولین تمرین هست که باید به نکات زیر توجه داشت
1-مدت زمان تمرین برای افراد مبتدی حداکثر 30 دقیقه می باشد
2-فرد باید قبل از تمرین دست و صورت خود را بشوید
3-لباس باید راحت و ترجیحا رنگ روشن داشته باشد
4- تمرین باید در جایی که ساکت باشد تا حد ممکن صورت گیرد
5- روزی 3 مرتبه(حداقل) تمرین انجام گیرد
خوب الان تمرين شروع ميكنيم ابتدا در حالت شیوا آسانا بر روی زمین دراز میکشیم برخی به این روش خوابیدن خواب هندی نیز می گویند روش خوابیدن به این صورت است که ما بر روی پشت بر روی زمین دراز می کشیم به صورتی که دست ها در بغل ما و پشت دست ها روی زمین باشد پا ها را حدود 40 سانتی متر از هم باز میکنیم این روش خوابیدن شیوا آسانا نامیده می شود.
حال شروع به تنفس می کنیم تنفس باید فقط از طریق بینی صورت گیرد و به گونه ای نباشد که به فرد فشار وارد کند تمرکز بر روی تنفس باید حدود10 دقیه صورت گیرد حال مرحله دوم تمرین شروع می شود و آن تمرکز فرد بر روی جسم خویش می باشد فرد می تواند برای داشتن تمرکز بیشتر چشمان خود را حین تمرین بسته نگه دارد حال به این فکر می کند کهکلیه انرژی حای منفی در بدن او رو به سوی زمین کرده اند و فرد در قسمت پایین بدن خود احساس سنگینی می کند حال مرحله 3 تمرین شروع می شود که آن هم حدود 10 قیقه طول می کشد در این قسمت از تمرین فرد با ید به این موضوع تمرکز کند که انرژی های منفی در بدن او دارد خارج و به زمین وارد می شود در این حالت فرد احساس سبکی می کند مانند باد کنکی که در هوا شناور است خوب به آرامی از محیط اطراف خود آگاه شوید به آرامی از زمین بلند شده و دست و صورت خود را بشویید حالا چه احساسی دارید؟؟؟؟؟

یوگا وسر درد

بسیاری از بیماران مبتلا به سردرد پس از مراجعه به پزشكان متعدد و مصرف داروهای گوناگون و شكست تمامی روش های درمانی موجود دچار افسردگی می شوند. اغلب این افراد، نیمه شب با دردی كه تیر می كشد در ناحیه گردن خود از خواب بر می خیزند و اندكی بعد، دچار سردردی شدید و ضربان دار می شوند. این افراد به پزشكان گوناگون ازجمله متخصصان نورولوژی (داخلی اعصاب) مراجعه می كنند و روش های درمانی گوناگونی مانند: بهره گیری از داروهای شل كننده عضلانی، داروهای ضد افسردگی، داروهای مسكن و حتی استفاده از كپسول اكسیژن را می آزمایند. اما، هیچ یك از این روش های درمانی در تسكین دراز مدت درد آنان موثر نیست و اغلب تنها عوارض جانبی این داروها از جمله خواب آلودگی برایشان باقی می ماند.

به عقیده برخی دانشمندان 75 درصد موارد سردرد از گرفتگی های عضلات خلف گردن، به ویژه، ماهیچه ای موسوم به سمی اسپینالیس كپیتیس Semispinalis Capitis ناشی می شوند. این گرفتگی ها اغلب بر اثر وضعیت های نا مناسب بدن در هنگام كارهای روزمره ایجاد می شوند.

به عقیده گروهی از دانشمندان علوم پزشكی، سردرد تنها به گونه انسان اختصاص دارد و در هیچ یك از جانوران دیده نمی شود. انسان همواره می بایست سر خود را در وضعیت مستقیم و رو به بالا نگاه دارد. انسان برای بسته نگاه داشتن دهان و راست گرفتن سر خود از ماهیچه هایی موسوم به تمپورالیس و سمی اسپینالیس كپیتیس بهره می گیرد. این ماهیچه ها را می توان در واقع ماهیچه های سردرد نامید. چرا كه سردرد در واقع از خستگی همین عضلات ناشی می شود. درد ناشی از انقباضات نابجای این عضلات بر اثر قرار گرفتن در وضعیت های بدنی نامناسب به نقاط دیگری از بدن نیز انتشار می یابد. مثلاً، می توان از انتشار درد ناحیه گردن به پشت چشم اشاره كرد. انقباض نابجای ماهیچه های مذكور با علایم دیگری از جمله: حالت تهوع ، خستگی عمومی بدن، ناتوانی در تمركز فكر و ناهنجاری های بینایی نیز همراه خواهد بود.



گودی شانه ها و انحنای بیش از حد بخش فوقانی پشت و تمایل سر به سمت جلو در برخی افراد باعث انقباض مزمن ماهیچه های سردرد می شود. هر اندازه سر جلوتر از تنه قرار گیرد فشار وارد بر این ماهیچه ها بیشتر خواهد بود. این فشار بیش از حد باعث خستگی مفرط و گرفتگی ماهیچه ها خواهد شد. از این رو، برای تسكین سردرد ناشی از این گرفتگی های عضلانی، می بایست این ماهیچه ها را كشش دهیم. برای این كار می بایست قفسه سینه را رو به جلو باز كنیم و شانه ها را به عقب و پایین بكشیم و سر را در خط میانه و مستقیم نگه داریم.

اگر از بدن خود آگاهی داشته باشیم می توانیم به محض شروع نخستین نشانه های سردرد از آن مطلع شویم و از بروز آن در مراحل اولیه پیشگیری كنیم. نخستین نشانه های بروز سردرد، با سفت شدن عضلات شانه و گردن (Semispinalis capitis & Trapezius) آشكار می شوند. این انقباضات خسته كننده ماهیچه های مذكور به كاهش جریان خون عروق جمجمه می انجامند. انقباض این ماهیچه ها از طریق یك بازتاب عصبی ویژه فعالیت اعصاب سمپاتیك (بخشی از سلسله اعصاب نباتی بدن كه در جریان استرس فعال می شوند) را افزایش می دهد و خون از بافت های اطراف به سوی ماهیچه ها سرازیر می شود. از این رو، در صورتی كه انقباض ماهیچه پایان نپذیرد و عضله رها نشود، افزایش فشار داخل ماهیچه مانع رسیدن اكسیژن خون به سلول های نیازمند اكسیژن در درون عضله خواهد شد. اگر این حلقه معیوب همچنان ادامه یابد نوعی ماده شیمیایی در خون آزاد می شود كه عروق ناحیه جمجمه را به انبساط اجباری وادار می كند و سردرد به صورت ناگهانی شدت می یابد. كه این حالت را میگرن می نامند. به عقیده دانشمندان اغلب موارد، سردرد میگرنی ناشی از فعالیت همین بازتاب حفاظتی به منظور پیشگیری از مرگ سلول های عضلانی بر اثر نبودن جریان خون كافی است.

سردرد شدید، حالت تهوع و حساسیت به نور، بیماران مبتلا به میگرن را به ناچار به گوشه ای ساكت و تاریك برای استراحت می راند. در این حالت، بیمار می بایست در جایی ساكت و تاریك روی زمین دراز بكشد و از هرگونه فعالیت و تحریك پرهیز كند. در این حالت، فرد می بایست به خواب عمیقی كه در آن امواج مغزی نوع دلتا تولید شوند، فرو رود تا بدن وی به حالت استراحت مطلق برسد و عضلات گرفته رها شوند و جریان خون طبیعی به ماهیچه ها بار دیگر برقرار شود. در مرحله خواب عمیق نوع دلتا، تمامی عضلات بدن به طور كامل رها می شوند و مواد غذایی مورد نیاز به درون ماهیچه ها راه می یابد. افرادی كه از خواب كافی برخوردار نیستند یا ناگهان از خواب بر می خیزند برای استراحت ماهیچه های خود وقت كافی ندارند.

با توجه به مطالب بالا، بدیهی است كه چگونگی نشستن، راه رفتن و كاركردن ما در بروز سردرد نقش موثری خواهد داشت. ناگفته پیداست كارمندی كه بخش عمده ای از روز خود را به نشستن پشت میز رایانه می گذراند بسیار مستعد ابتلا به گرفتگی های ماهیچه ای خواهد بود. اغلب، افراد صفحه نمایشگر رایانه خود را به گونه ای تنظیم می كنند كه برای دیدن آن ناگزیرند سرشان را به جلو خم و به گردن خود فشار بیش از حد وارد كنند. در اینجا، قرار دادن صفحه نمایشگر در سطحی پایین تر نسبت به چشم، به كاهش فشار وارد بر گردن كمك خواهد كرد. همچنین، كار نشسته باعث شلی ماهیچه های شكم می شود و این امر، به نوبه خود، فرد را از قرار دادن ستون فقرات در وضعیت خنثی ناتوان

می كند. برای پیشگیری از بروز سردرد هم چنین توجه به وضعیت خوابیدن نیز بسیار ضروری است. انتخاب بالش مناسب، پرهیز از خوابیدن روی بازو یا دست به جا‌ی بالش و نیز خودداری از دراز كشیدن روی شكم و چرخاندن سر اهمیت فراوانی دارد.

با وجودی كه اكثریت موارد سردرد، همان گونه كه یادآور شدیم از تنش های ماهیچه ای ناشی می شوند، مراجعه به پزشك در تمامی موارد سردرد به منظور كنارگذاشتن احتمال بیماری های وخیمی مانند تومورهای مغزی و یا موارد شایع تری مانند عفونت سینوس ها و حساسیت های غذایی ضروری است.

افزون بر وضعیت قرار گرفتن بدن چگونگی تنفس نیز در پیدایش سردرد موثر است. تنفس های عمیق شكمی به رهایی انقباضات نیمه فوقانی تنه كمك خواهد كرد.

برخی از پژوهشگران علوم پزشكی، بر این باورند كه افراد مبتلا به سردرد اغلب در سرشان زندگی می كنند و به تنه خود هیچ توجهی ندارند. این دانشمندان به بیماران مبتلا به سردرد توصیه می كنند كه میان جنبه های ذهنی و جسمی زندگی خود تعادلی منطقی برقرار كنند.

بر پایه پژوهش های پروفسور ریچارد میلر تمرین های تنفسی پرانایاما، در پیشگیری از بروز سردرد و درمان آن بسیار مؤثراند.

بسیاری از تمرین های پرانایاما برای افراد مبتلا به انواع مختلف سردرد مؤثراند. برای درمان سردرد در هر بیمار نوع ویژه ای از تمرین های پرانایاما داده می شود. اولین و ساده ترین تمرین توجه به دم و بازدم است.

هر یك از تمرین های پرانایاما بر اساس اثر آن بر میزان انرژی جسمی و ذهنی فرد تقسیم بندی می شود. مثلاً، تنفس سیتالی Sitali تركیبی است از یك بازدم طولانی از مجرای سمت چپ بینی همراه با دم خنك كننده از طریق زبان لوله شده یا لب های باز و حركات آرامش بخش سر.

تمرین تنفسی دیگری كه برای اغلب افراد مبتلا به سردردهای تنشی توصیه می شود، نادی شودان (Nadi Shodhana)ا است. افراد مبتلا به سردرد می توانند تنفس نادی شودان را در حالت شاواسانا نیز انجام دهند. به این صورت كه در حالت دراز كش بالشی زیر قفسه سینه و بازوهایشان در طرفین قرار دهند. در این صورت، می توان دم و بازدم را به طور متناوب از سمت راست و چپ بینی انجام داد، بدون آنكه نیازی به مسدود كردن مجرای بینی با انگشت وجود داشته باشد.





برخی افراد به دلیل ویژگی های ژنی یا شرایط دوران كودكی خود استعداد بیشتری برای ابتلا به گرفتگی های عضلانی، به ویژه در نواحی سر، گردن، پشت و ماهیچه های چشم از خود نشان می دهند. بدیهی است كه رها سازی تنش های روحی در این افراد بخش عمده ای از درمان سردرد را به خود اختصاص می دهد كه بدون توجه به آن همواره با عود سردرد رو به رو خواهیم شد. از این روی رهاسازی تنش های جسمی و روحی با كمك آسانا و پرانایاما جزءِ اساسی درمان این گروه از مبتلایان به سردرد خواهد بود.

برگردان به فارسی: گروه مترجمان پیام مهر

منابع:

Back Care Basics by Mary Pullig Schatz, M.D. (Rodmell press, 2002)

How to use Yoga by Mira Mehta (Rodmell press, 2001)

Relax and Renew: Restful Yoga for Stressful Times by Judith Laseter, Ph.D (Rodmell press, 1999)

Yoga Remedies for Natural Healing (Hery Holt, 1996

تله کینزی  (telekinesie)

 
 
بنام خداوند بخشنده مهربان

 

 

سلام

 

 

تله کینزی  (telekinesie)

 

 

دوستان توجه کنند در تجارب دریافتهای فرا حسی ،  و قابلیت های مربوط به

 

آنها در دارا بودن چنین نیروهائی به تبع مواردی خاض ِ  در انسانها به مقادیر

 

 متفاوت می توانند  وجود داشته باشند که با تعلیم وتربیت مناسب ومرتب میتوان

 

 این قابلیتها ر ازیادتر وقویتر کرد .

 

استعداد افراد درفرا گیری وپیشرفت درین زمینه مانند هر پدیدهآموزشی دیگر

 

متفاوت ومتنوع خواهد بود بطور مثال درجلسه قبل ما یک نوع از

 

ریلاکس را آموختیم درصورتیکه انواع دیگری از آموزشها وتمارین

 

 مربوطه وجود دارد که به ایجاد ریلاکس منتهی میشود لذا امکان دارد که هر

 

 آموزش درین مورد مناسب ومتناسب با وضعیت جسمی  وروحی فرد باشد

 

که با مورد خاصی ازایجاد ریلاکس هماهنگ وبه نوعیمترداف درساختاری

 

 این ایجاد است  ونکته دیگر اینکه انرژیهای روحی ازجمله افزایش وازدیاد

 

چتوانائی درزمینه دریافتهای خارج ازحسی ،تحت  تاثیر وشرایط برخی از

 

عوامل محیطی قرارمیگیرند

 

 

 لذاافزایش ویا نقصان  امواج مغناطیسی ، فشارهوا ، تابش اشعه های کیهانی ،

 

 ومیزان ذرات باردار الکتریکی و..، اختلالات وتغیراتی درین زمینه ها ایجاد

 

 می کنند البته هر چه قدرقدرت و قابلیتهایمان افزوده شود کمتر تحت تاثیر این

 

 نوسانات قرار می گیریم ضمن اینکه هرفردی ازافراد جامعه در زمینه نیرو و

 

قدرت های روحی با یکدیگر نیز متفاوتند بعضی استعداد بیشتری در زمینه

 

 روشن بینی یا کلرویانس (clairvoyance)دارند وبرخی در زمینه

 

پسیکومتری  ,(psychomery)یاpk(بسیکوکی نسیس psychokinesis)ویا شفابخشی

 

 

 واحتمالامواردی دیگر ازین دست ،قدرت واستعداد نشان میدهند ومبحث این جلسه در

 

 ارتباط با قدرت تاثیر گذاری برحرکات اجسام یا(تله کینزی) است

 

 

.

خصیصه ئی که شخص را قادر می کندتا ازطریق آن براشیاء مختلف اثر

 

گذاشته یا آن اشیاء را به حرکت درآورد

 

.

در مراحل اولیه این تمرین و آزمایش سعی میکنم از مواردی تجربه کسب کنیم

 

 که تا حدودی انجام آن  ساده تر است لذا پس از آرامش وتمرکز به روشی که

 

قبلا گفته شد ویا به طریق های دیگر، باید فکر واراده خود را متوجه شیئی

 

 مورد نظر کرده به شدت به منظوری که داریم فکر کنیم یعنی اگر منظور از

 

تمرین ، حرکت دادن آن شیئی باشد روی حرکت وجابجائی آن تمرکز میکنیم

 

ولی اگر منظور خم کردن آنست تمام توجه را بدین منظور روی آن شیئی

 

 تمرکز میدهیم ،رمز موفقیت دراین تمرین تقویت اراده وشدت خواسته ما است

 

واینکه با یقین واعتقاد به این پدیده واطمینان به حصول نتیجه آن ،که مورد اخیر

 

 بسیار در موفقیت موثراست.

 

 

تمرین ا-

 

در اطاقی ساکت وبا روشنائی کم می نشینیم ولیوانی را به فاصله حدودا

 

 

هفتاد سانتیمتری قرار می دهیم وسپس یک برگ کاغذ به ابعاد 15در15 و

 

یا 20در20روی آن میگذاریم آنگاه در حالی که در آرامش قرار داریم تمام

 

 توجه مانرا روی کاغذ متمرکگز میکنیم وبه شدت اراده میکنیم که کاعذ را

 

 بهحرکت درآوریم و از روی لیوان بیافتد سعی کنیم که لیوان وکاغذ درمقابل

 

 نسیمویا تفس مان قرار نگیرند در صورت عدم موفقیت باز هم به تمرین ادامه

 

 میدهیم البته زیاد خود را خسته نکنیم لذا در ادامه آزمایش ودر صورت

 

 موفقیت، بجای کاغذ ازمقوااستفاده میکنیم .

...

 

تمرین 2-

 

 

چند عدد چوب کبریت را روی میز مقابل خود میگذاریم سپس  درحالی که دستان

 

 خود را درفاصله 20 تا 30 سانتیمتری بالای آن قرارمی دهیم با حرکت دادن

 

 دستانمان ازهمان فاصله سعی میکنیم چوب کبریت ها رابه حرکت درآوریم

 

وتا ازروی میز بریزندباید توجه کنیم که م.فقیت دراینکار بستگی به شدت تمرکز

 

 واراده ومیل باطنی مان دارد نه جهد وکوشش ظاهری ....درصورت موفقیت

 

 میتوانیم از اشیاء سنگینتر مانند خودکار ویا قوطی کبریت ...ویا شیئی سنگینتری

 

استفاده کنیم..

 

..

تمرین 3-

 

 

یک سوزن عمولی وتا حدی کم قطر یا نازک را درمقابل خود به فاصله40 تا 70

 

سانتیمتری قرار می دهیم آنگاه در آرامش کامل ، فکر ونگاه خود را روی آن

 

 تمرکز داده وبا یک قصد ونیت درونی اراده می کنیم که سوزن خم شود باید این

 

 احساس را درخود تقویت کنیم که نیروئی که ازچشمان ما به طرف شیئی مورد

 

 نظرمان ساطع میشود عنقریب آن شیئی (سوزن)،خم خواهد شد بعداز موفقیت

 

درین کار میتوانیم از اشیاء بزگتر مانند قاشق وچنگال ویا میخ .غیره استفاده کنیم...

.

توصیه های لازم.

 

 

در مراحل اولیه تمرین ها وآزمایش ها اصراری برای موفقیت صددرصد نداشته

 

 باشیدبلکه در شرایط تمرین ، حدوث پدیده را از طریق یک احساس وتحریک 

 

 درونی منتظر باشید زیرا پدیده حرکت ، نیروی عصبی وروانی زیادی رابه

 

 مصرف میرساند لذا درصورت موفقیت نباید بلافاصله اقدام به تمرین نمود ویا

 

 اینکه با اشیاء بزرگتروسنگین تری انتخاب کنید بهتر است ابتداء به جلسات 

 

نظم داده سپس مدتی روی یک شیئی تمرین کرده وآنگاه به اشیاء سنگینتر

 

 بپردازیم   نظم دادن به جلسات وحفظ آرامش درهر جلسه دستیابی به موفقیت

 

را امکان پذیر میکند لذا با توفیق دریک تمرین نباید برای حصول به نتیجه ای

 

قطعی تر نظم جلسات را بر هم بزنید بهتر است با متانت وصبوری به تمرین

 

 ها ادامه دهید ودر صورت موفقیت درتمرینات قبل از حصول مهارت لازم

 

 ،نباید استعداد خود را به نایش بگذارید ودرمیان جمع عمل کنید زیرا دراثر

 

 تشتت افکار نیروی روانی بیشتری مصرف شده وامکان موفقیت کم ویا ممکن

 

 نمیشودضمنا چنانچه افراد در جلسات خود وسیط(مدیوم ) ویا احتمالا کودک

 

ونوآموز باشند به وقوع پدیده کمک میکنند زیرا سیلات روانی آنها به گونه

 

 ایست که درحدوث پدیده دخالت خواهد داشت حتا درصورت ارادی ویا غیر

 

 ارادی آنها ...

 

عزیزان امیدوارم به دقت وبا ایمان به کارتان به موفقیت دست یابید درجلسه

 

دیگر یکی دیگر از پدیده های فراحسی را پی میگیریم ....

  

روشن بینی ((clairvoyance

مشاهده تصوير

 

باسلام  

 

روشن بینی ((clairvoyance

 

این استعداد در اشخاصی است که قادرند حوادث در حال وقوع ویا وقایع آینده را در فواصل دور ونزدیک رویت ویا بنوعی احساس کنند

جنین استعدادی گاه بدون هیچ گونه تشریفات مقدماتی بروز ومتجلی میشودولی بیشتر اوقات تحت تاثیر خواب هیپنوتیزمی یا مواقع خلسه مدیومی ویا حالت سومنامبولی(بیدارخوابی )بروز میکند

ضمن اینکه هیچ مانعی میان شخص روشن بین وهدف نمیتواند منعی برای رویت ویا احساس وادراک شخص از وقایع باشد واین ادراک از لحاظ زمانی  جنبه آنی دارد

باید یاذآوری شد که روشن بینی وتله پاتی با هم متفاوتند همانطور که میدانید تله پات اطلاعات خود را از فکر شخص دیگر میگیرد در حالی که روشن بین آگاهی خود را بدون ارنباط با فکر دیگران بدست میاورد.

از پیشگویان مشهور میتوان از نوستراداموس اهل فرانسه نامبرد که تقریبا همه ما بیش وکم از پیشگوئیهایش مطلعیم و میدانیم حقایق آنها در گذشته به وقوع پیوسته است ...البته این استعداد در بسیاری از افراد عادی که شاید از دوستان واقوام ما باشند وجود دارد وشاید خود ما نیز از آن بی بهره نباشیم..

تمرین های روشن بینی .

نگاه به نقطه سپید

پارچه ئی برنگ سیاه ویا خاکستری حدودا به ابعاد 1در1 که دروسط آن لکه سفیدی از کاغذ به اندازه عدس قرار داده ودرمکانی نیمه تاریک به فاصله حدود 70 سانتیمتر در مقابلمان بر روی دیوار نصب میکنیموبدون اینکه پلک بزنیم به آن (نقطه سپید) نگاه میکنیمدر زمانی چند دقیقه ئی بتدریج چشمان ما خسته شده ونقطه سپید به سیاهی تبدیل وناپدید میشود ودر ادامه در مغز نیز عدم بینائی موقت ایجاد شده ودر این هنگام خیالاتی به مغز شما هجوم میاورد که همان روشن بینی است بدین معنا که اوهام وتصورات وخیالات میتواند وقایع وحوادثی باشند که به واقع خواهند شد وشما از طریق احساس ناظر جریانات آنها هستید ...

تمرین با گلوله بلورین.

یک گلوله بلورین برنگ سفید شفاف ویا آبی ویا برنگ لعل کبود برداریداین گوی  باید به اندازه ئی باشد کهقطر آن کوچکتر از یک سانتیمتر نباشد (هرچه بزرگتر بهتراست )...سپس آنرا درفاصله 50یا60 سانتیمتری دیدگان روی میز میگذاریم لازم است اطاق نیمه تاریک وکاملا در سکوت وبه گونه ئی می نشینیم که نیمه روشنائی پنجره یا چراغ از بالای شانه هاروی گدی بلورین بیفتد.

آهسته وعمیق نفس بکشید بهتر است قبل از شروع به نگاه کردن چند دقیقه چشمان خودرا ببندید تا از خستگی بیش از اندازه نگاه کاسته شود.

نگاه نباید متمرکز بگونه خیره شدن باشد با کمال آرامش به گوی نظر داشته باشید.

سعی کنید کاملا خلاء فکذ داشته ومتوقع نباشید که حتما دراولین آزمایش چیزی ببینید بهتر است آنچه را که مایلید ببینید قبلا یاداشت کنیدتا موقع تمرین فکرتان متوجهآن نباشدوشما قادرباشید درکمال بی تفاوتی منتظر مناظر وقایع مختلف  باشید.

توجه داشته باشید گلوله همیشه تمیز ونباید در مواقع مختلف (غیرازتمرین )به آن دست بزنید وفقط هنگام تمرین باید گوی را بین دوانگشت ویا کف دست  ویا روی میزقرار بدهید کس دیگری هک میتواند گلوله بلورین را بین دوانگشت ویا کف دست قرار دهد وشما به آن نگاه کنید.

به هنگام تمرین جای گلوله راعوض نکنید مگر آنکه بخواهید منظره ئی را که درمقابل دید دارید تغیر دهید.

بعضا در اولین تمرین موفق به رویت میشوند اما اگر شما بعداز نیم ساعت موفق نشدید روی گلوله را با پارچه ئی برنگ مشکی یا قرمز ویا برنگ بنفش بپوشانید وروز بعد درهمان ساعت به تمرین ادامه دهید...

تمرین با آئینه .

با رعایت موارد  دوتمرین گذشته در یک آئینه معمولی نگاه کنید در آئینه نباید چیزی منعکس باشد باید صاف بوده وچنانچه در فضای باز است النعکاس آسمان بدون ابر مناسب است واگر در اطاق انجام میشود انعکاس سقف بدون چراغ ویا گچبری وتزئینات باشد ورنگ آبی روشن سقف مرجح بر رنگهای دیگراست.

 در تمرین چه حوادثی دیده میشود.

برای هر شخص بنا به استعداد ودرکش متفاوت است

1-    دیدن آشنایان فوت شده ویا درقید حیات ویا هردو باهم

2-رویت خاطرات خوب وبدویااشیاءو احتمالا حوادث گذشته

3-رویت حیوانات

4-رویت وقایع حقیقی وگاهی ناشناخته

5-رویت وقایع آینده

6-رویت وقایع وحوادثی سمبلیک

7-رویت نامه ونوشته ئی بصورت پیام

7- ومهمتر از همه رویت های مختلف که فاعلیت شعوری وتفکری آنها برتراز شعور فرد است ...

برای توفیق وشکوفائی روشن بینی ویا همان کلرویانس چه باید کرد.

1-    پندارهای نیک داشته باشید

2-    روشن بینی کاری مقدس است نباید به قصد سرگرمی وتفریح ویا مقاصد مادی ویا موارد مزموم بکار رود.

3-    ابتداء از خداوند استمداد بخواهید

4-    هنگام تمرین درکمال آرامش ودر خلاءفکری ودر مکانی آرام وسایه روشن بنشیند وبا اطمینان وایمان به رحمانیت خداوندکار را شروع کنید وسپس خود پیوندی بسیار ظریف وناآشکار بین شما وعالم نامرئی را احساس خواهید کرد

به امید موفقیت شما عزیزان ...

 پيسيكومتريPSYCHOMETRIC

مشاهده تصويرمشاهده تصويرمشاهده تصوير

 

بنام خداوند بخشنده مهربان

                                              پيسيكومتريPSYCHOMETRIC

سلام

 

يكي ديگرازمباحث نيروهاي خارج از حسي يا يكي ازهمان  فواي فراحسي كه در جلسات قبل به آن اشاره كرديم ،مبحث پيسيكومتري است كه به استعداي نهفته در اشخاصي مربوط ميشودكه با لمس ويا گرفتن  اشياء متعلق به ديگران ميتوانند مقداري ازارتعاشات يا  انرژي هاي روحي آنها را جذب كنند لذا فردي كه داراي چنين استعداديست ميتواند  از طريق جذب اين انرژيهاي كسب شده ،حوادث ووقايع مختلف وتجربيات مرتبط با زندگي فردي ناشناس را مشاهده كند گرچه بايد درنظر داشت كه قدرت ارتعاشات درين مورد كاملا وشديدا متفاوت است وبستگي به بارعاطفي مرتبط با آنها را داراست.

براي مثال مكانيسم پيسيكومتري را بايد از جهاتي به مكانيسم ثبت وبازنگري صدا ويا تصوير يك فرد را بر روي نوارهاي ويدئو ويا نوارها ويا سي دي هاي مغناطيسي  شباهت دادكه در هردومورد، فرايندهاي ثبت ارتعاشات تصويري ويا صوتي يك جريان ودريك وياچندحادثه  به صورت ارتعاشاتي برروي يك جسم ضبط ميشوند البته همانطور كه ميدانيم اين امكان نيز وجوددارد كه اين موارد ثبت شده به صورت ارتعاش بار ديگر به صدا ويا تصوير تبديل شوندوبعضا نيز پس از تقويت قابل شنيدن ويا ديدن شوندبااين تفاوت كه درنوارهاوسي دي هاي مغناطيسي اطلاعات ثبت شده به صورت تبادلات الكتريكي دردستگاه هاي الكترونيك قابل درك وفهم هستنددرحالي كه درپسيكومتري موضوعات مظبوط به وسيله دست ويا همان لمس كردن خوانده وديده ميشوند.

آنهائيكه  پسيكومتريست هستند غالبا از افراد عاديند كه برحسب اتفاق متوجه اين استعداددرخودميشوند وبا توجه وتمرين به  اين گونه تجارب وممارست مستمر ، قابليت هاي اين نيرو را درخويش تقويت وتشديد ميكنند.....

ما نيز بارها اين اتفاق برايمان رخ داده است كه پس از دست دادن با فردي نا آشنا وبيگانه وافراديكه كاملا برايمان معمولي وبي تفاوت بوده اند ،ناخودآگاه يك احساس الفت و يك احساس قوي محبت آميز ويابلعكس نيز، نسبت به آنها پيداكردهايماين نكته ميتواند نمونه ئي از يك نيروي پسيكومتري باشد كه معمولي ترين نوع يك تجربه پسيكومتريك باشدكه اصطلاحا به آن تله پاتي تماسي گفته ميشود.

بدين منوال چنانچه ما به چيزي دست بزنيم بلافاصله آن جسم شروع به جذب انرژي از ارتعاشات وجودي ما ميكند وما نيز شروع به كسب انرژي ازارتعاشات آن جسم .، اين انرژي كسب شده از جسم اطلاعاتي مرتبط با صاحب قبليش دارد كه براي مدت طولاني با آن به مبادله انرژي مشغول بوده است واين طبع  خودكاريست در موجوديت هر آنچه كه در طبيعت وجوددارد  كه لامحاله روند طبيعي خودرا طي ميكند .

البته قابل ذكر استكه براي جذب ودرك اين ارتعاشات واطلاعات مربوط به آنها، نيازي به كوشش ويا تمركز نيست لذا اشخاص حساس به طور خودكار مطالب ويا هر موضوعي درارتباط با هرحادثه ئي را جذب ودرك ميكنند گرچه دربعضي از تجربيات روحي ويافراحسي ، افراد بسيار حساس كه آنها را مديوم ميناميم قابليت بيشتري از خود نشان ميدهند.ودر گذشته نيز ياد آور شديم كه ريلاكس افراد درتجربيات فراحسي ميتواند فاكتور مهمي تلقي شود كه قطعا يك فرد مديوم ازين فاكتور كمال بهره برداري را ميكند وافراد عادي نيز با ريلاكس  شدن خويش در تجارب اين چنيني موفق تر نشان ميدهندوبنابراين است كه گفتيم كه در مورد پيسيكومتري به كوشش جسماني ويا همان تمركز نيازي نيست زيرا تضادي ساختاري با آن دارد .

روش يك تجربه پسيكومتري.

1-     جسمي را كه در اختيار فردي بوده است ودائما به خصوص در تماس ويا همراه وي بوده است در دست ميگيريم

2-     اين جسم هر چه بيشتر توسط يك فرد كهنه تر شده باشد بهتر است زيرا در صورت استفاده چندين نفر از آن حسم به دليل اشباع انرژي واحتمالا تداخل ارتعاشات چندان پاسخ صحيح ويا نتجه مطلوبي عايد نخواهدشد.

3-     چنانچه آن جسم از نوع فلزات به ويژه جواهرات باشد بهتر است شايد بدليل وابستگي شديد آن شخص به جواهرات  وتوجه بيش از حد به آنها موثر در جذب انرژي بوده باشد.

4-     سعي كنيد قبل از آنكه كاملا درشرايط پسيكومتري وشرايط ريلاكس عميق وگسترده قرار بگيريدازلمس جسم مورد نظر خوداري كنيد.

5-     پيش ازآنكه به جسم مورد نظر رالمس كنيد ويا آنرا دردست بگيريدبراي چند دقيقه كاملا بي حركت باشيد وبه آرامي نفس هاي عميقي بكشيد.

6-     پس از آنكه درشرايط ريلاكس قرارگرفتيدبا انگشتان دستانتان شيء مورد نظر را به آرامي نگهداريدبه نحوي كه مشاهده آن براي شما اززواياي مختلف بخوبي مقدورباشد سعي كنيد هرگز به خودتان فشار وارد نكنيد وهرگز درحالت تمركز قرار نگيريد وشيء مربوطه را در دستانتان فشار ندهيد.

7-     سعي نكنيد تا يك تصويرذهني براي شيء مورد نظر بوجود بياوريدتنها دقت كنيد كه نسبت به خواص فيزيكي آن آگاهي پيدا كنيدمثلا درمورد جنس –سختي –شكل وسايرويژه گيهايش را احساس نمائيدوآنها را به خاطر بسپازيد.

8-     درين مرحله احساس وادراك خويش را نسبت به شيء مورد نظر گسترش بدهيدودر مورد خصوصياتش بانديشيد ...درمورد رنگها والهاماتيكه آن رنگها برايتان دارند ويا ويژه گيهاي ديگر آن.

9-     بايك نفس عميق به شيءنگاه كنيد ودرموردش شروع به صحبت كنيد درمورد تاريخچه آن وموضوعاتي كه به فكرتان ونظرتان ميزسد سخن بگوئيد

10- اگر صاحب آن جسم يا همان شيءمربوطه دركنار شما بود از او بخواهيد در مورد صحت ويا سقم گفتارتان اظهارنظركند واگر صاحب آن شيء دركنارتان نيست حرف هائيكه بر زبان رانده ايد ياداشت كنيد ويا اگر كسي درنزديكي شما بود صحبتهايتان را ياداشت كند ويا اينكه آنها را ضبط كنيد .

11- هرگز درمور آنچه كه ميگوئيد هراس نداشته باشيدكه شايد اين سخنان صحيح نباشد شما آنچه را كه ميخواهيد برزبانتان جاري شود با سهولت وصداقت بيان كنيد .

12- چنانچه از طرف مالك جسم از شما سوالاتي كرد بدون درنگ پاسخ دهيد هرآنچه كه ميخواهيد بيان كنيد بدون تشويش .

13- سعي كنيد كه هرگز در هرجلسه در باره دو  ويا چند شيء يه پسيكومتري نپردازيدحتا اگر دومورد از اشياءمتعلق به يك شخص باشند.

14- مواقعي كه به پسيكومتري ميپردازيددر  لحظات نخست،اولين احساسهائي كه ضاهرميشونذبه وقايعي مربوط ميشوند كه بار عاطفي شديدتري دارندواحتمالااز بار عاطفي منفي برخوردارند چون حوادث وبيماريها ومسايل احساسي وعاطفي متاثركننده ...

15- نكات آخرين اينكه براي پسيكومتري هرگز از اشياءمغناطيسي استفاده نكنيد وهمچنين از اشيائي كه بدلايلي به مدتي طولاني در آب بوده باشند...لذا مجددا ياد آوري ميشود كه جواهرات شخص بهترين گزينه براي پيسيكومتري محسوب ميشوند كه گزينه هاي بعدي ميتوان از اشياءفلزي وسپس اشياء ديگر....

                تا مبحث بعد خدانگهدار

اكسوماتيك Ecsomatic   

 

 

 

بنام خدا

 

                              اكسوماتيك Ecsomatic  

مشاهده تصويرمشاهده تصويرمشاهده تصوير

 

 

                                     فرافكني

 

                 خارج شدن وخارج نمودن روح از بدن

 

 

يكي از مباحث متافيزيك كه بسياري ازافراد تمايل شديدي در وقوع ارادي وآگانه آن دارند خارج نمودن روح خويش از جسم خود بطور موقت وسفر به مكانهاي مورد علاقه ويا ديدن افراد دلخواه خويش است لذا این مبحث  سعي درارائه اين راهكار داردكه اميداست دوستان وخوانندگانيكه بارها وبارها توسط ايميل ويا پي ام از من درخواست اين آموزش وروش ايجاد اين مهم را داشتند با بكار گرفتن دقيق دستورالعملهاي ذيل ،  موفق به دستيابي اين تجربه گرانبها گردندواز مواهب ولذات آن بهرمند شوند .. انشاءالله...به اميد وايمان به رحمانيت خداوند مهربان .....

خروج روح از بدن به دوگونه متفاوت صورت ميگيرد

1-خروج روح از بدن بدون اراده وناخواسته

2-خارج نمون روح از بدن با اراده وهوشيارانه .

البته غالب گفتار اين جلسه مجازي ما در ارتباط با خارچ نمودن روح به گونه ارادي وآگاهانه است لذا توضيح مختصري در مواردجدا شدن روح از بدن لازمه اشراف دوستان به اين مقوله است تا بهتر به درك موضوع پي ببرند تا كمكي به موفقيت  بيشتردر دستيابي به اين تجارب باشد.

خروج روح ناآگانه هميشه ودر موارد متفاوت حالات امكان پذير است مانندي چون در حالت كارهاپرفشاروخطير در خواب در حال قدم زدن درمواقع بيماري ويا استرس هاي شديد ودر حالتهاي عادي وغيره...دراين موارد متفاوت امكان اين نيز ميباشد كه روح در موقعيت وشرايط  بخصوصي قراربگيرد كه بطور طبيعي روح از بدن خارج شود البته اصطلاحاتي كلي در مورد خروج آگاهانه وناآگانه چون پاراسوماتيك و آسوماتيك وپا لوكي شن  و اكسوماتيك ، مترتب است كه شرح آن نياز به وقت وفرصت ديگريست وچون هدف از نگارش امروز تنها به فرافكني است تنها به اين مورد ميپردازيم.

دوستان توجه كنند كه يكايك موارد آموزشي را بدقت وبا حوصله وايمان به وقوع آن انجام دهند تا زودتر به نتايج مهم آن دست يابند....در مباحث گذشته كليد موفقيت در بسياري از تجارب درادراك فراحسي را ريلاكس Relaxationدانستيم كه شرحي برآن شد ودر مورد فراگيري گونه ئي ديگر از اين ادراكات كه در بحث اين جلسه پيگير آنيم ريلاكس نفش مهم وصددرصد در دستيابي به اين امر است ، وبنا به اهميتي كه برآن قائل هستيم بطور اجمال آنرا مروروبايد به تاكيدات مراتب آن توجه بيشتري نمود بانضمام مراحال پس ازريلاكس. .......

در وقتيكه شاداب هستيد وخسته وخواب آلود نبوديدوبا تلقين به اينكه قطعا موفق به خارج كردن روح از بدنتان هستيد در مكاني آرام ودرسكوت وبخصوص در جائيكه تزئينات وموردي از آن قبيل براي جلب توجه وجود نداشته باشد بر روي مبلي بنشيند ويا اينكه در كف اطاق ويا روي تخت دراز بكشيد وبدون اينكه هيچ گونه فشاري به خود بياوريد ا بدن خود را آزاد ورها كنيد چشمان خود را به آرامي ببنديدواول چند نفس عميق بكشيد وسپس به آرامي تنفس كنيد ودر زهنتان تلقين كنيد كه از طرف نوك انگشتان پا تا مچ پادارند بي حس ميشوند وهمچنان اين كلام را در ذهنتان مرور كنيد تا جائي كه احساس ميكنيد آن قسمت از پايتان سنگين شده است واين كار را به ترتيب براي بخش هاي ديگر بدنتان به بالا ادامه دهيد مثلا از مچ پا تا زانو واز زانو تا كمر واز آنجا تا سينه وگردن تا بالاترين نقطه بدن كه پوست سر است ...البته بعضا در تجارب اينچنيني ذكر شده است كه در آخرين مرحله توجه تان به نقطه ومركزي معطوف گردد كه بين دو ابرو ميباشد كه بهر تقدير شما وقتي اين كارتان پايان ميابد كه كاملا حس كنيد كه تمامي بدمتان سنگين شده است ويك احساس خوشايندي از اين سنگين شدن بشما دست ميدهد سپس به مرحله بعد ميزسيد كه بايد درذهن خود چنين القاء كنيد كه از طرف پا داريد سبك ميشويد وپاهايتان از روي زمين برداشته ميشود يعني از حالت سكون خارج شده واز آن مكان جدا ميشوند وهمانطور به آرامي براي ديگر اعضاي بدنتان، تا كاملا احساس ميكنيد كه وزنتان هيچ شده است ويا اينكه بسيار سبك شده ايد ودر اين حالت ميتوانيد ببينيد كه بدن ويا همان جسمتان جدا ازشماست ودر زيرتان قراردارد درين موقع مهم است كه ازاين برآيند خرسند شويد نه اينكه وحشت كنيد زيرا ترس شما ادامه كار را مقطع ميكند وبه حالت اوليه برميگرديد ...لذا سعي كنيد بدون واهمه به پروازتان ادامه دهيد ...تا جائيكه بخواهيد وهرآنچه دوست داشته باشيد ببينيد وازلذت وافري كه نصيبتان ميشودبهره مند شويد وخداي را سپاس گوئيد ...في المثل شما در آن حالت بخواهيد كه به يك باغ ويا دشت پر گل وگياه ويا در كنار دريا وجنگل باشيد قطعا به آنجا سفر خواهيد كرد واز آب آبشارها وميوه درختان وبوي گلها استفاده كنيد وچيزهاي ديگري كه دلتان بخواهد بدانيد قطعا به اين مهم نائل ميشويد ...

دوستان عزيزم توجه كنیم كه خواسته ما ومراتب دستيابي به صددرصدي آنچه خواهان آنیم بستگی تام وتمام  به مهرورزي ما ن نسبت به مردم وحتا مهرورزي به طبيعت را دارد البته شما قطعا موفق به اينكارخواهيد شد اما بهترن نتيجه وابسته  به گفتار وپندار وكردار نيك مان دارد وبس ...همین

 تله پاتي Tele-paty   


 

 

 

                                                 تله پاتي Tele-paty  

 

 

تله پاتي  كلمه ايست يوناني كه (TELE)به معناي دور و((PATHOSبه معني احساس است كه اين پديده شامل انتقال فكر به قصدديگرونيز دريافت فكر كه كلا ميتوان آنرا فراياب ناميد .

اين استعداد روحي رواني در تمامي اشخاص با شدت وضعفي متناسب با شخصيتشان وجود دارد كه خصيصه آن مانند ديگر ادركات فوق حسي براي فرد نيروئيست كه بدون بهره مندي از حواس پنجگانه بكار گرفته ميشود...

براي تقويت اين استعداد تمرين هائي را بايد انجام دهيم كه البته اين تمارين مستلزم همكاري دونفر است كه باتفاق در آن به تجربه بپردازند وبا استمرار آن مراتب آنرا پيمود ....

دراين تمرين يكي انتقال دهنده افكار وديگري دريافت كننده افكار است كه شخص اول را عامل يا مخابره كننده ونفر دوم كه دريافت كننده مخابره است وسيط  ناميده ميشوند....

عامل بايد فرماني را كه تمايل وقصد القاء آنرا دارددر ذهنش طرح نموده و آنرا بشكل تجربه به وسيط القاء كند واينكار را دقيقا به گونه ئي انجام دهد كه با تمركز روي آن فرمان گوئي خود قصد انجام همان فرمان را دارد...با انجام اولين فرمان توسط عامل ووسيط بايد فرمانهاي ديگري توسط آنها به انجام برسد وتمرين ها ادامه پيدا كنند..اين فرمانها ميتواند دستوري مانند راه برو ..بايت چيزي را بردار بشين ...ويا مانندي چون آنها باشد كه البته اين فرمانهاي تله پاتيكي بايدمتعاقب هم صادرشوند كه بهتر است درهر نوبت وجلسه اين تمرين ها با فرمان متفاوتي صورت بگيرد....

در مراحل اوليه تمرين بايد شخص دريافت كننده يا وسيط به هنگام عمل در موقعيت ووضع كاملا بي تفاوت بوده وهرگونه افكاري را از ذهن خود دور كند  وتنها منتظر يك تحريك دروني بماند كه وي را وادار سازد تا كاري انجام دهد و فقط وكاملا  مترصد دريافت فرمان باشدوتوجه خودرا معطوف به احساسي كند كه از درون خويش حس ميكند واگر با چند فكر ويا فرمان مواجهه ميشود به آنكه قويتر ومحسوس تر است عمل كند ...

ودر مواقع تمرين اگر وسيط چشمايش را ببند براي دريافت نتجه بهتري گرفته ميشود ..

براي تقويت استعداد تله پاتي مقدمتا بهتر است كه  تمرين ها نخست  بصورت تمرين با تماس مستقيم انجام گيرد بدين نحو كه عامل دست وسيط را گرفته وفرمانهايش را صادر كند مثلا فرمان حرت به جلو يا عقب ويا برداشتن شيئي مورد نظر...ويا......غيره...وسپس تمرين با با تماس غير مستقيم بدين طريق كه عامل توسط يك چوب ويا تكه پارچه كه بدست خود ووسيط  قرار ميدهد به انجام فرمانها مبادرت كند ....ودر مرحله بعد تمرين بدون تماس است كه عامل در پشت سر وسيط قرار گرفته وبا تمركز ونگاه كردن به پشت گردن وسيط فرمانه را صادر ميكند  بهتر است فرمان ساده ومكرر القاء شود وفاصله در حد چندين متر بيشتر نباشد كه با تمارن بيشتر ومتعد ميتوان فاصله را افزايش دادا گرچه در فواصل بسيار دور چند كيلومتري بايد وسيط را در زمان صدور فرمان مطلع كنيم ونتجه را جويا شويم ....اين تمرين ها چنانچه با كساني انجام شود كه با آنها آشنا وتفاهمي نزديك  داشته باشيم قطعا در نتايج بهتر، موثر ميافتد ....كه در مراحل پيشرفته ميتواند تسري وموثر در افراد ديگر وحتا بيگانه نمايد....

ادامه چنين تمرين هائي را به گسترش فرمانهائي چون ديدن تصاوير والقاء آن به وسيط ويا ذهنيتي در مورد نامها وصدور آن به وسيط به تقويت هرچه بيشتر آن بپردازيم ...

اشخاصي كه داراي دقت و اراده ئي قوي باشند در امور تله پاتيك موفقتر ند ضمن اينكه باور و ايمان به انجام چنين كاري كه در ارتباط با ادراكات فرا حسيست ، صددرصد يكي از ملزومات آنست.. 

دوستان عزيز ازين ببعد سعي ميكنم كه در هر ماه دو مقوله خاص از مباحث متافيزيك را برايتان بنويسم اميد است كه با ايمان به خداوند وبا اثبات آن با  انجامهاي كارهاي نيك ومهر ورزي به همنوعان ونيز مهرباني به هر آنچه كه اآفريده خداست به مراتب بالاي معنويت دست يابيم ...

 .تا مبحثي ديگر خدا نگهدارتان

انسان وتشکیل سه گانه آن

   مشاهده تصوير   مشاهده تصوير   مشاهده تصوير                               

بنام اهورا مزدا ....  

         

                                    فروهر frauahr --- پريسپري perispri

 

 

 

درود به ياران مهرورز وانسانهاي پاک نهاد وپرهيزگار...

 

درين بخش يکي ديگر از مباحث متافيزيک (البته درين مورد ميتوان گفت

 

 اصطلاحا متافيريک )که درواقع  بايد آنر درقالب ويا جزئي ديگري  از يکي از

 

مباحث فيزيک به حساب آوريم پريسپري  perispritاست پريسپري يکي از

 

اجزاء سه گانه وجود انسان است که ميدانيم انسان متشکل ازآنهاست .

 

 

1-:‌‌ کالبد تني ياجسم انسان که پس از مرگ با خاک درآميزد وچون خاک در

 

اشکال وهياتي ديگر در ميايد.

 

2- : کالبد دوم که با نامهاي متفاوتي آنرا ميشناسيم  ما ايرانيان زرتشتي

 

وايرانيان اصيل آنرا"فروهر"fiauahr و يا " فروشي "frauachl " ميگوئيم ، 

 

ونامي ديگر چون " همزاد "هم ميناميم ودرملل ديگر که با ما همنژاد ويا غير

 

آن بوده اند ، فروهر ويا همان همزاد رااز روزگاران دور ميشناختند مصريان

 

باستان آنرا "کا " ka   ويونانيان "اشما

 

ochema  وعبري ها "نفست " nephesph  وهنديان آنرا "لينگاشاريرا" lingu –

 

sharira ميناميدند واکنون آنچه که بيشتر به آن اطلاق ميشود نهانگرايان 

 

 ونهاندانان وروح شناسان هستند که  به آن کالبد اختري ميگويند گرچه در

 

غرب به آن پريسپري ميگويند که اولين بار اين نام  توسط آلن کاردک allan

 

kardek  شناخته وعنوان گرديد

 

 

کالبد دوم را ميتوان واسطه بين کالد تن وکالبد مينوي يا روح دانست که

 

مبحث آنرا پيخواهيم گرفت بخصوص در  بعد علمي آن نيز  مورد پزوهش 

 

 قرارخواهيم داد

 

 

3-: کالبد مينوي يا روح ، که هرگز ديده نميشود که رازيست نهان از قادر ايزد

 

 که با خاک پيوندي را نزيبد وهرآنچه زيبائيست دراوست ....

 

 

دوستان گرامي پارگراف دوم را که در مقوله فروهر است از نگاه فيلسوفاني

 

 چندومتعاقبا از منظرشناخت علمي آن وجايگاه فيزيکي  وپزوهشي آن در

 

ابعاد گوناگونشکه بسيار جالب است بخصوص آنهائيکه گرايش فکري آنها

 

دريزيتيويزم مبنائي مورد اعتناست در فرصتي ديگر نگاشته ميشود باشد که

 

مورد پسند و تائید واقع شود ....

 

 

 

توضیحی درارتباط با دوستانی که مکررا توسط پی ام (آف) ویا پست و...... از

 

 من سوالهائی درمورد روح نموده و گاها نیز پیش از توضیحات مختصرم منکر

 

وجود روح میشدند که لازم دانستم بخشی از نظراتم را که دوسال قبل در

 

تارنامه ام گذاشته بودم برای روشن شدن بیشتر این مبحث مهم مجددا آنرا

 

بحضور مخترمشان برسانم ...

 

 نظرات من در مقوله روح ، تنها همان نيست كه عمدتا در أخرين

 

دستاوردهاي تحقيقاتي، نه علمي تجربی، به نوعي تبيين شده است البته

 

دانش جنين مبحثي ،نوعاهم ان نيست كه  بتوان  روح رابا برهاني بر اساس

 

 يك فرمول رياضي و يا ازمايشكاهي بدست آورد ويا موجوديت انرا به اثبات

 

رساند لدا در شرح دانشی آن وبه تعبيري علمي آن ميتوان متناظرأ وارد

 

مباحثي شد كه حداقل توجيهي منطقي بر وجود روح گواهي دهد

 

….مثالهاي فراواني را ميشود بيان نمودكه مييتواند قياسي تبيني ومجازي

 

محسوب گردد ، نه قياسي منطبق ،که بتوان بر آن وارد نمود .............

ابتدأ در ورود به بحث كه در ذيل آورده ميشودالزامأ ياداوري ميشود چون در

جلسه اول ، مبحث روح وبررسي مقوله مربوطه را ترجيحأ از منظر علمي

واصطلاحأ از منظر أكاداميك آن، مورد توجه قرار داده بودم لدا شايد تفهيم

ودرك موضوعي آن ،براي بسياري از دوستان تا حدودي مشكل باشد

وغالبابرای آنهائيكه در رشته فيزيك تحصيل كرده اند ويا مطالعاتي در اين

زمينه داشته اند قابل درك وتفهيم باشد

به هر تقدير ييگيري مبحث را در قياس تبييني ، براي تعميق شناخت روح به

 مثالي درباب عدم قطعيت در فيزيك كوانتوم ومتعارفا درهمان باب درعدم

منشا ءچهار نيروي حاكم بر جهان متعين ،متوسل ميشويم تا با مقايسه آن

با مبحث تعامل جسم وروح وعدم شناخت منشاء آن (روح) ، وضوحي

نسبي در تعريف مباحث ومبانی روح داشته باشيم……………


لطفا توجه شود كه نظر شخصي اينجانب در روش طرح وارايه علمي

فلسفي مسئله نافد است نه دربعد منقولي از منظر دانشكاهي …..گرجه از

 علوم دانشكاهي بهره ميگيرم……………


در بيان قياس تبييني براي شناخت روح ،مثالي وگريزي به مبحث فيزيك

كوانتا ومباحثي كه كلا در ارتباط با ميكروفيزيك است به مواردي اشاره ميکنم

كه ده ها سال دانشمندان فيزيك را به خود مشغول داشته بود …درتحقيقات

ژرف فيزيكدانان در مقوله عدم قطعيت واحتمال، به نكاتي بر خورد ميشود كه

 نميتوان قطعأ برنتايج تحقيقات رأيي واحد حاصل ازآن نمود..موارد اختلاف

ونمونه بارز أن ها مشاهده تشتت وحتا تضاد آرائيست كه فيزيسين هادر

نظريه كوانتوم وميدان أن دارند كه به تبع آن ،معرفت تجربي در حيطه

شناخت ذرات ،در بن بستي گرفتار ميايد كه گاه علم تجربي وميكانيكي

،سخت به فلسفه معطوف ميگردد زيرا هر كدام از دانشمندان،قوانين مرتبط

بر ذرات بنيادي را به نوعي يا به احتمال يابه انتخاب طبيعت وبعضأبا اعلام

ناقص بودن نظريه ،در مقطعي مجالي بيش بر رد ويا تاييد نظريه عدم قطعيت

 نمي دهدو كنكاشي در اسرار دروني ذرات ابتر ميماند……………


البته اصل عدم شناخت منشا ءنيروهاي چهارگانه كه بر جهان متعيين حاكم

است آنهم در زماني كه حتا ابزارهاي علمي ميكروفيزيك ،به اجرامي دست

ميابد كه جرمي برآنها قايل نيست وجرم أنرها صفر تلقي ميكند عملا مباحث

 مرتبط به بن بست ميرسدونظرات متفاوت همجنان توفيق يك اجماع علمي

رادر بين دانشمندان ييدا نمي كند…ومالا عدم شناخت منشا نيروها ،تحيري

بر انديشه ها مي افكند كه در ان مقطع،بحثي در كشودن اسرار درون ذرات

بنيادي نمي گذارد………قياس تبييني نظريه ميدان كوانتا وعدم شناخت

قطعي قوانين مرتبط بر ان ،چنان موضوعيتي را متبادراست كه در تبيين

موضوعيت تعامل جسم وروح و منشا ءوجودي روح……………..

دوستان توجه كنند اشاره ئي كه در تمثيل درون مايه جهان ميكروفيزيك

 

وييجيده گي هائيكه درظریفترين ابعاد ماده ،شد اگرجه بعضاانديشه

 

دانشمندان فيزيك را در ابهامي ژرف ،به خود مشغول كرده بود اما واقعيات

 

 غيرقابل كتماني دركاوش محققاته ةيكه توسط أن ها صورت يديرفت همان

 

تاييد واثبات موجوديتي از نيروي شگرفي بود كه نه منشا ئي براي آن متصور

 

 كرديد ونه اينكه مبنايي براي نظم دروني ميدان كوانتوم كه بر اساس ان

 

،حاكميت ساختاري جهان شكل كرفته است مشخص ومعلوم شود لذا

 

مشاهده ميشود فيزيكداناني جون -هايزنبرگ – شرودينگر –نيلس بور –

 

ديراك – اينشتين – موري گلمان –ولفگانك –انريكو فرمي ييجلر – ىسيكنات

 

 – اسيكت – والس گاردن – دبويت – گريبين – وفن فرانس ودهها دانشمند

 

ديكر كنجكاوانه در زمينه تيوريك ويراتيكي درات وقوانين مرتبط بر ان

 

كوشيدندوهركدام ويا طيفي از هر كروه با تضارب آرا ، با براهين علمي وگاه

 

 فلسفي در تاييد ويا رد قانون احتمال (عدم قطعي) ،نظر دادند اما متفقا

 

علت العلل نيروها برايشان نا مكشوف ماند فلذا در بعد قياس تبيني مبحث

 

كوانتا باموضوعيت جسم وروح ،ارتباطات يك سري از قوانيني است كه لا

 

محاله گواه بر ساختار تشكيل دهنده جسم ونيرو ها ئيست كه علم بدان

 

رسيده است اما بتبع نظرات متفاوت در شكل يذيري ساختار دروني وبيروني

 

 جسد انسان وچگونگي حيات آن ،همان منطق توجيهاتيست كه به نوعي

 

در قوانين مطروحه در ميكرو فيزيك توسط داشمندان در نحله فيزيک ومحققين

 

 در نحله انسان شناسي صورت گرفته وميگيرد…………انهم دركلاسي كه

 

بعضامعتقد به اثبات گرايي منطقي هستند وبعضي نيز در كلاسی معتقد به

 

ايدهاليسم……….اما اتفاق مشترك درنظرگاهی درحوزه کوانتوم وروح

 

،همحنان كه در مبحث كوانتوم بدان درمورد عدم كشف منشا نيروهاي حاكم

 

 بر كل عالم امكان، وجود داشت اما در موجوديت ماورائی ويامتافيزيکی وجو

 

د روح تنهاميتوان از اشتراک نظر در حيطه انسان شناسی وهستی

 

شناسی ِ اولی در عدم توجه علمی منشاء وجود روح آنهم در بعد غیر مادی

 

 آن ودومی در عدم تبيين نيروی حيات در انسان وساختار منشاء

 

هستی ............


همانطور كه متدكرشدم جون گرايش تحقيقاتي من در مبحث روح

 

 ،محوريتيست كه ابعاد علمي أن مورد توجه واهميت است لذا براي يرهيز

 

ازاطاله كلام به اصل موضوعيت مورد سئوال اين جلسه كه همان شناخت

 

روح است مي يردازم…..در مقدمه تبيين مقوله روح ، از جهان فيزيك ميگويم

 

كه أنجه كه تا اين مقطع زماني، آموخته ايم ، علم ماده فيزيك را مجموعه يي

 

 از امواج با سرعتهاي متفاوت ميداند بدين معني كه مدارهاي معين

 

ومحدودحركت امواج حرارتي ونوري تنهاساختار ماده فيزيك هستند بنابرأن

 

تجسم جهان فيزيكي براي ما،ارتعاشات نوري وحرارتي در حد 34000 و

 

64000موج در اينج است اين ارتعاشات موجي ،طيفي قابل رويت ميباشند

 

كه از حيث طبقه بندی در ميان ارتعاشات اشعه مادون قرمز واشعه مافوق

 

بنفش قرار دارند ارتعاشات امواج تشكيل دهنده جهان از حيث سرعت ،بين

 

 400 تا 750 بيليون درثانيه سرعت دارند كيفيت ارتعاش امواج از حيث

 

سرعت مراتبي به هر كدام از عناصر جهان فيزيكي ميدهد كه جايكاه أنها را

 

 در ابعاد وجوديشان معين وتعريف ميكند بنابرآنست كه سرعت ويا كندي

 

امواج در جهان هستي مشخصات ومختصات هر موجودي را ميسازند ويا

 

شكل ميدهندبه تبع چنين دستاورد علمي ،تنها ميتوان گفت كه چشم ما

 

فقط محدوده كوجكي از جهان را ميبيند به عبارت ديكر چشم ما فقط طول

 

امواجي را مشاهده ميكند كه بين 4/0تا8/0ميكرون باشد.....

 


 


به تبع أن طول موجهاي كوتاهتر ويا بلندتراز أن حد براي جشم ما قابل رويت

 

 نخواهندبودبه تعبير ديگر ما اشعه ماوراي بنفش وتحت قرمزرانمي

 

بينيم...لدابسياري ازچيزهادرجهان رانمي توانيم ببينيم واين عدم ديد ما دليل

 

 نميشود كه درجهان هستي ،جيزهاي ديگري كه نامريييند،وجود ندارند….

 

 


دردنيا دوجهان مادي وغيرمادي براساس موجوديت امواج وطول موج انها

 

 شكل گرفته است كه أنهاييكه درحدود 4/0تا8/. هستند جهان مادي وبالاتراز

 

 أن راجهان اثيري ويا جهان ارواح گفته اند.


دركشفيات علم فيزيك ،كل جهان هستي از امواجي با طول موجهاوسرعتها

 

 وارتعاشات متفاوتيست كه براساس أنجه دكر گرديد ساختار مادي

 

وغيرمادي را تبيين ميكند لذا ماده جزهمان انرزي متراكم نيست وتراكم ان

 

نيز بسته به مختصات ان امواج يا سنك وفلز ويا آب وگاز وهزاران جماد وگياه

 

وامثالهم را ميسازد كه البته امواجي با مشخصاتي باسرعت وارتعاش وطول

 

 بيشتر ساختاري نامريي دارند كه اصطلاحا جهان اثيري ويا جهان ارواح

 

ناميده ميشود گرجه شخصا معتقد براين هستم كه جهان اثيري به دليل

 

اينكه محدوده يي از ان قابل رويت است نبايد به جهان ارواح اطلاق شود اين

 

 موضوع كه ديدن جسم اثيري در اين جهان ممكن است ميتوان منطقا جنين

 

 استدلال نمود كه جسم اثيري مادي محسوب ميشود واين عنصريست كه

 

با ساختار روح ،متفاوت است با احتساب اينكه امواج تشكيل دهنده ان با

 

تراكمي كمتر وبا سرعت وارتعاشي بيشتر از عناصر شناخته شده معمول

 

ومتظاهر در ديد انسان است …………….در واقع ميتوان اين گونه بيان نمود

 

كه تعداد ارايش الكتروني در اتم ، تنها تمايز بين عناصر مادي متعين است

 

ولدا بر همین مباني به تعبيري داراي يك دات هستند يعني از منظر كيفي

 

،يك مقوله هستند كه از باز من معتقدم مطلقا چنين نيست شايد اين مورد

 

تناقض تبيني ،چندان مناسب طبع خواننده واقع نشود اما با در نظر گرفتن

 

منطق جايكاهي عناصر، جداي تعدد ارايش الكتروني انها،ابعاد مجهوليت

 

ظريفترين ساختارهاي ييجيده عناصررا در علم كنوني فراموش نكرد……به هر

 

 تقدير در ادامه مبحث ،بايد با قبول تفاوت كمي درون مايه عناصرمادي،بعد

 

ناشناخته ديگر عناصر را كه از نظر كيفي متفاوت با ماده است وجيزي جز

 

روح نمي تواند باشد نمي بايد به تبع همان نا مكشوف بودن درون مايه ان

 

وعدم شناخت منشا ان ،كتماني وجودي بر ان قايل شد...ادامه آن درفرصتی

 

 دیگردارد



 

 

 

توجه...توجه موکد

 

دوستانی بسیاری که در آف ها ودر امیلهای ارسالیشان  ضمن اینکه

 

لطفشان شامل حالم میشود گاهی از اینجانب سوالاتی میکنند که

 

متاسفانه پاسخ مناسبی برای آنها ندارم زیرا بعضا در توان علمی من

 

نیست   ویا اینکه میخواهند در جلسات ویا کلاسهای مربوطه شرکت کنند

 

که با احترام به همه عزیزان عرض میکنم گرچه مشتاق دیدنشان هستم

 

 اما صادقانه میگویم که من هرگز کلاسی چه بعنوان آماتوری آن وچه بعنوان

 

حرفه ئی مربوط به این مباحث را نداشته وندارم وتنها نگارش وگرایشی که

 

درین امر دارم تنها وتنها از بعد پژوهشی  وعلمی آنست ونهایتا معنویات

 

حاصل از آن که امید دارم در مراتب معنوی دیگران نیز هرچند مختصر موثر

 

افتد ضمن اینکه از دانش همگان نیز بهره مند شوم تنها همین ....شاید

 

 بایکدیگر وبا تعامل شناختهایی ماورائی خشنودی ایزد یکتا را فراهم

 

کنیم ...همیشه برایم عزیز هستید ومورد احترام با هر عقیده وایمان... که

 

میذانم راهتان جز راه دوستی ومحبت به بشریت وحتا به طبیعت راه دیگری

 

 

  نبوده و نخواهد بود

ادراکات فراحسی

بنام يزدان پاک ...

طي الارض (biloeation) صعود (levitation)

. بادرودي بي پايان به دوستان وهمراهان وهم انديشان گرامي در نوشتار

امروز در ارتباط با مباحثي سخن را پيگيري ميکنيم که کمتر تارنگاري به آنها

اشاره نموده اند که به گونه اجمال واختصار به آن مپردازيم والبته با شرحي

مختصر که از حوصله دوستان خارج نشود آنها عباتند از .

 1- طي الارض (biloeation)-

۲-صعود(levitation).-

۱-طي الارض : از نيروهاي فراحسي

محسوب ميشود که انسان ميتواند مسافت زياد را در آن واحد طي کند واين

 جابجائي به گونه ئي صورت ميگيرد که شخص در دومکان مختلف قرار

 داشته باشد وديده شود. اين موضوع وجالب بودن آن درين است که اين

مورد با بدن فيزيکي انجام ميپئيرد وشخص عامل خود با اراده وعزم خويش به

 مقصدي نقل مکان کرده وسپس بعد از ساعتي مراجعت نموده است البته

اين سفرها غالب قريب باتفاق براي يک عمل وانجام امور روحاني بوده است

 وبه وقوع ميپيوندد اين موضوع در ادبيات عرفاني ايران وهند وعرب وچين

ومليت هاونژادهاي وکلادراديان وآئينهاي متفاوت ديگرگزارش ومشاهده شده

است که شخصي در يک روز وبا فاصله بسيارزياد ودر مدت زماني محدود در

دو مکان جذا از هم ديده شده اند وگاها بدن فيزيکي در موقعيت اوليه ودر

مکان نخست درحال خواب ويا موت اختياري بوده است که طي الارض يا

سفر فوري انجام شده است . اين واقعه در ادبيات oeulte - biloeation يا

Dedublementبه مفهموم دوگانه شدن است ضمن اينکه در برخي از اين

سفرها شخص عامل قادر بوده است که شخص ديگري را نيز در اين انتقال

ياري کند وهمراه با او باشد...گزارش هاي متعدي در کتابي دکتر کارلوس

کاستاندا ار اهالي امريکاي جنوبي از مريدي پير سرخپوستي بنام دون خوان

 (don juan) جادوگري به مسايل شگفت روحي ديده ميشود که بصورت

 تحقيقات علمي برآن شرحي آورده است ونيز در کتاب ديگري گزارش چنين

 رويدادي در جلد دوم اصول ذکافي کليني رازي ص 413 به نقل از عل بن

 خالد .....وشرح ماوقع بيان شده است.. .... نگارنده اي سطور نيز موردي

موثق و بسيار مورد اعتماد وقوع چنين موردي را از شخصي آشنا که از اقوام

 هستند را شنيده ام که به انجام اين کار مکررا نايل شده است .....واطمينان

 من در وثوق آن اخلاق بسيار متين وپرهيزکار ومتواضعيست که از شخص

مذکور وخانواده ايشان دارم که صحت آن بدون ترديد است ....الله اعلم ....

2- صعود : يکي ديگر از رويداهاي خارق العاده است که به معناي سبک

 شدن شخص استاين قدرت روحي در اشخاصي که به حالت جذبه يا ترانس

 در آمده اند توانائي آنرا داشته اند که با خنثي کردن نيروي جاذبه زمين ،

بدن فيزيکي خود را سبک نموده واز زمين بلند شوند و با ايجاد فاصله بين

خود وزمين از چند سانيمتر تا چند متربه اين کار دست يابند البته اين کار به

 مراتب وقدرت روحي شخص بستگي دارد که تا چه اندازه بتواند فاصله کمتر

 يا ب يشتر را ايجاد نمايد صعود افراد به گونه هاي متفاوت ضورت ميگيرد يا

بصورت نشسته ويا ايستاده وگاه به حالت درازکش ...اينکاربيشترتوسط

 يوگي ها هند وجوکيان هندي در تبت ديده شده است ابن بطوطه در

سفري که از هند داشته است بارها شاهد چنين موردي بوده است اين کار

 دراغلب مکانها واز پيروان اديان وآئينهاي مختلف سر زده است ومنحصر به

 ملت ودين وآئين خاصي نبوده است . ..

فیزیک ومتا فیزیک

ممکن است شما تصور کنید که مفهوم جهان چند گانه تا ابد در محدوده قلمرو متا فیزیک باقی خواهد ماند. اما باید توجه داشت که مرز میان فیزیک و متا فیزیک را این مسأله که یک نظریه از لحاظ تجربه قابل آزمون است، یا خیر تعیین می کند نه این موضوع که فلان نظریه شامل اندیشه های غریب و ماهیت های غیر قابل مشاهده است.

مرز های فیزیک به تدریج با گذر زمان فراتر رفته و اکنون مفاهیمی است بسیار انتزاعی تر نظیر زمین کروی ، میدان الکترو مغناطیسی نامرئی ، کند شدن گذر زمان در شرعتهای بالا ، برهم نهی کوانتومی ، فضای خمیده و سیاهچاله را در بر گرفته است. طی چند سال گذشته مفهوم جهان چند گانه نیز به این فهرست اضافه شده است.

پایه این اندیشه بر نظریاتی است که امتحان خود را به خوبی پس داده اند. نظریاتی همچون نسبیت و نظریه مکانیک کوانتومی ، افزون بر آن به دو قاعده اساسی علوم تجربی نیز وفادار است. که پیش بینی می کنند و می توانند آن را دستکاری نمایند.

شکل گیری جهان

  • در اوایل پیدایش منظومه شمسی ، ذرات ریز غبار موجود در قرص خورشید که عمدتا از گاز و غبار تشکیل شده بود، پس از برخورد به هم چسبیده و اجسام بزرگ و بزرگتری را بوجود آوردند. بدین ترتیب چهار سیاره درونی از این ذرات شکل گرفتند.

  • 4.5 میلیارد پیش ، زمین دارای سطحی داغ ، قرمز و نیمه مذاب بود. پس از گذشت میلیونها سال ، سطح زمین شروع به سرد شدن نمود و پوسته جامدی ، به دور زمین بوجود آمد. گازهای داغ و مواد مذاب از لایه‌های زیرین و از طریق دهانه‌های آتشفشانی بیرون زده و جو ضخیم زمین را بوجود آوردند. در همین مدت شهاب سنگهای زیادی به سطح زمین خوردند و هزاران گودال شهاب سنگی را در سطح زمین بوجود آورد. و مقدار زیادی غبار به جو زمین اضافه کردند.

  • پس از یک میلیارد سال ، زمین به اندازه کافی سرد شده بود تا بخار آب موجود در جو متراکم شده و قطرات آب را بوجود آورد. این قطرات آب میلیونها سال به شکل باران شدید به سطح زمین افتاده ، باعث پاک شدن جو زمین و بوجود آمدن اقیانوس شدند. کره زمین به تدریج به شکل کنونی درآمده است.

فاصله متوسط از خورشید 60.149 کیلومتر
قطر استوا 12756 کیلومتر
مدت حرکت وضعی 93.23 ساعت
مدت حرکت انتقالی 26.365 روز
سرعت حرکت انتقالی 79.29 کیلومتر در ثانیه
دمای سطحی 55 تا 70 درجه سانتیگراد
جرم (زمین = 1) 00.1
چگالی متوسط (آب = 1) 52.5
جاذبه (زمین = 1) 1
تعداد قمر 1