دلمون تنگه. تو بیا.
حالا که رفته، باز باید وایسیم؟
– تو برو من یهدیقه اینجا چیز دارم.
+ سرگردونی؟
– سرگردون؟ خیره شدم به آفاق مغربی. تو چی میدونی؟
حالا که رفته، باز باید وایسیم؟
– تو برو من یهدیقه اینجا چیز دارم.
+ سرگردونی؟
– سرگردون؟ خیره شدم به آفاق مغربی. تو چی میدونی؟

میترسم از سگ همسایه
دنبالم میکند
.
.
یکی از همین قفس من
برایش بساز
تا آدم شود ..!

دارم جهان را دور ميريزم
من قوم و خويش شمس تبريزم
نانت نبود ؟ آبت نبود اي مرد ؟
ول کن جهان را ! قهوهات يخ کرد ...
آدمها هرچقدر بزرگتر میشوند دلشان بیشتر بغل میخواهدحتى بیشتر از وقتى که کودک بودند !

ولی فکر کنم این بیشتر از هر کسی بخواد!
بیا حواسمان را پرت کنیم
مالِ هرکس دورتر افتاد،
عاشق تر است
اول خودم
حواسم را بده تا پرت کنم

