خداحافظی

 

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت دوستان اندک و نایاب خودم در این وبلاگ.شِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے

به دلیل استقبال پر شور و بسیار دوستان از این وبلاگ اینجانب تصمیم به تغییر شغل گرفته ام. Begging

و برای همه ی علاقه مندان نایاب این وبلاگ آرزوی پیروزی سربلندی و موفقیت دارم.

خداوند حافظ و نگهدار همه ی شما باشد.شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے شِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے

حرفهایی است برای گفتن که اگر گوشی نبود نمی گوییم و حرفهایی است برای نگفتن

حرفهایی که پاره های بودن آدمی اند و بیان نمی شوند مگر آنکه مخاطب خویش را بیابند.شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

مقدمه ای بر پرانایاما(حرکات تنفسی یوگا)

 

پرانا را کنترل تنفس توصیف کرده اند اما معنای واقعی آن نیست.واژه ی پرانایاما از دو واژه ی ریشه ای"پرانا" و "ا یاما"گرفته شده است.پرانا٬ انرژی حیاتی و یا انرژیی است که تمام جهان هستی را احاطه کرده است.حیوان و انسان ٬پرانا را از طریق تنفس جذب بدن می کنند.با اینکه پرانا ارتباط نزدیکی با هوایی که ما تنفس می کنیم دارد٬معهذا پرانا هوا نیست٬اگر چه دقیقا با هوا نزدیکی دارد.پرانا عنصری است لطیف تر از هوا و می توان آن را به عنوان انرژی موجود در تمام ذرات کهکشان تعریف کرد.پارانایاما ٬با به کار گیری تنفس٬ باعث جریان یافتن پرانا در کانال های انتقال انرژی(نادی ها)در بدن پرانیک می شود.واژه ی "یاما"به معنای کنترل است اما به مفاهیم دیگری نیز به کار گرفته شده است. در هر صورت در زبان فارسی واژه ی معادل برای بیان این مفهوم وجود ندارد و ما کل کلمه را به معنی کنترل تنفس در نظر می گیریم.هدف نهایی انجام این تمرینات دستیابی به کنترل جریان پرانا در بدن است.به پرانایاما ٬نباید تنها به عنوان یک سری تمرینات تنفسی که باعث افزایش دخول اکسیژن به بدن می شود توجه کرد.شیوه های تمرینی کنترل تنفس پرتوجو را قادر می سازد تا با تقویت پرانا و تصفیه ی نادی ها مسیر زندگی را در فرا مرزی هوش عادی قرار می دهد.

 ٭سیمای چهارگانه تنفس٭

در تمرینات کنترل تنفس ما چهار جنبه ی بسیار مهم را به شرح زیر مشاهده می کنیم:1. دم / 2.بازدم / 3.حبس نفس در درون / 4.حبس نفس در خارج

تمرینات مختلف و متنوع کنترل تنفس٬در بر گیرنده ی این چهار حالت می باشند. نوع دیگری از کنترل تنفس وجود دارد که در آن حبس تنفس خود به خود است و از انواع پیشرفته ی کنترل تنفسی است.در این وضعیت شش ها از فعالیت باز می مانند و تنفس متوقف می گردد.در تمامی تمرینات یوگا  تاکید بر دم و بازدم زیاد است تا ظرفیت شش ها افزایش یابد٬ودرسیستم اعصاب و سیستم پرانیک تعادل لازم ایجاد شود تا پرتوجو قادر به حبس دم گردد.تمرینات٬جریان پرانا را در نادی ها منظم می کند و آنها را تصفیه و متعادل می کند به این سبب ظرفیت فیزیکی و روانی افزایش می یابد.

٭تنفس و فرآیند زندگی٭

روش و روند زندگی با بدن پرانیک کامل می شود.فعالیت های فیزیکی مثل حرکات بدنی٬خواب٬تهیه ی غذا٬ارتباط حسی و جنسی٬ناشی از تاثیر پرانا در بدن پرانیک است.فعالیت های مغزی٬مانند احساس و تفکر٬تاثیر بیشتر از فرایند های فیزیکی دارند.عدم تعادل بین سیستم های عصبی و ناهماهنگی های استرس زا در فعالیت روزانه ٬موجب احتباس پرانا در بدن می شوند که نتیجه ی آن کاهش نیروی حیاتی و آماده ساختن بدن برای قبول انواع بیماری هاست.روش های عملی کنترل تنفس٬ این روند را در بدن معکوس می کند.و با ایجاد تعادل بین پراناها بدن را در برابر بیماری ها مقاوم کرده٬سلامت شخص را تضمین می کند.به منظور بهره مندی بیشتر همواره این تمرینات در پی تمرینات بدنی (آساناها)انجام می شود.

٭تنفس٬تندرستی و پرانا٭

تنفس حیاتی ترین انرژی در بدن است که روی تمامی فعالیت های سلولی٬حتی سلول های مغزی٬اثر مستقیم دارد.هر فرد در هر دقیقه 15 مرتبه و هر روز 21600 مرتبه نفس می کشد.سوخت و ساز بدن٬تامین اکسیژن لازم برای توانمند کردن عضلات ٬ترشح غدد و عملیات مغزی با تنفس ارتباط مستقیم دارد.در واقع تنفس با تمام مراحل عملکرد بدن و مراحل زندگی عجین شده است.اغلب افراد به اهمیت تنفس نا آگاه و به اعمال حیاتی آن بی توجه اند.ازاین رو٬در اصلاح تنفس طبیعی٬که به غلط آن را انجام می دهند٬سستی می کنند و به رنج و بیماری های گوناگون که ناشی از تنفس غلط است تن در می دهند. آنان همواره قسمت ناچیزی از شش ها را از هوا پر می کنند.تنفس صحیح و توسعه ی گنجایش شش ها٬تنها راه اخذ اکسیژن کافی و تامین نیروی حیاتی است که ضامن سلامت بدن می باشد.تمرینات تنفسی این مسیر صحیح را به ما می آموزد و آنچه در این مقوله ذکر شده است آموزش صحیح تنفس است.علی رغم تنفس های نا منظم که موجب اختلالات مغزی و بدنی می گردند٬تنفس های عمیق و آهسته و منظم٬ذهن را آرام و سلول های مغزی را تغذیه می کند.زمانی که اختلال و عدم هماهنگی در ساختار بدنی ایجاد شود ٬عدم تعادل شخصیتی و کارکرد آن مسلم خواهد بود.چون به تمرینات تنفسی که در سیستم یوگا مطرح است توجه و عمل شود٬بازسازی تنفس طبیعی و کنترل تنفس٬که موجب آرامش جسم و جان است٬بدست می آید.

 ٭تنفس و سرچشمه حیات٭

طول عمر انسان بستگی زیادی به نوع و طریقه ی تنفس دارد٬اشخاصی که نفس های سریع و کوتاه می کشند٬طول عمرشان کوتاهتر از افرادی است که کند و عمیق نفس می کشند.در نتیجه با طولانی کردن هر نفس ٬عمر خود را طولانی تر خواهیم کرد.تنفس ارتباط مستقیم با قلب دارد.تنفس کند ضربان قلب را کند می کند٬وقتی ضربان قلب کند باشد عمر انسان افزایش می یابد. به عنوان مثال قلب موش دقیقه ای 100 ضربه دارد و عمر کوتاهی دارد٬اما ضربان قلب نهنگ در هر دقیقه 16 بار می باشد و حدود 25 سال عمر می کند.

افسانه ی شخصی خود را بسازید

 

i have a dream شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے,a song to sing

to help me cope with anything

if you see the wonder of a fairy tale

you can take the future even if you fail

شِکـْـلـَکْ هآے خآنومےi believe in god,something good in everything i see

i believe in god,when i know the time is right  for me

i'll cross the stream-ihave a dream

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدi have a dream  

    ,a fantasy

to help me through reality

and my destination makes it worth the while

 شِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـےpushing through the darkness still another mile

    شِکـْـلـَکْ هآے خآنومےi believe in god, something good in everything i see 

فواید عمومی تمرین سلام بر خورشید یوگا

 

سلام بر خورشید تاثیر بسیار قدرتمندی بر روی تمام سیستمهای بدن دارد٬مانند غدد درون ریز٬گردش خون٬دستگاه گوارش و ...و کمک می کند که این سیستم ها با یکدیگر به تعادل و توازن برسند.بسیاری از بیماری ها به علت عدم تعادل و هماهنگی بین سیستم های بدن عارض می گردد.در طول انجام سلام بر خورشید تمام ماهیچه های اصلی به طور کلی کشش داده می شوند و انجام روزانه و مرتب تمرین بدن را سالم نگه داشته ٬چربی های اضافی را از بین می برد٬همچنین به بدن و ذهن حیاتی نو می بخشد و قدرت تفکر را افزایش می دهد.در این تمرین تمامی ارگانهای ناحیه ی شکم به طور متناوب منبسط و منقبض می شوند٬این عمل کار صحیح ارگانها را تضمین می کند.

خیلی از افراد به طرز درست عمل تنفس را انجام نمی دهند٬هماهنگی تنفس با حرکات بدن در طول سلام بر خورشید باعث می شود که تمرین کننده حداقل چند دقیقه در روز به طور عمیق و موزون ٬تنفس نماید.این نوع تنفس هوای مسمومی را که در شش ها راکد مانده خارج کرده و به جای آن هوای غنی از اکسیژن وارد شش ها می کند که نتیجه آن روشنی فکر وذهن است.یکی از راه های دفع سموم بدن از طریق ریزش عرق است٬اگر افراد به اندازه کافی فعالیت جسمانی برای عرق کردن انجام ندهند این سموم در بدن باقی مانده٬باعث ایجاد یا پیشرفت بیماری یا حداقل بیماری های جلدی می شود.

سلام بر خورشید باعث تصحیح این مسئله شده٬به کسانی که دارای جوش و لک هستند و از این بابت رنج می کشند٬پوستی روشن می بخشد.

برای رفع عوارض ناشی از حالات عصبی هیچ راهی بهتر از انجام مرتب و روزانه ی سلام بر خورشید به منظور از بین بردن تنش های عصبی٬اضطراب و دلهره وجود ندارد.این حرکات به طور ملایم عصب ها را در تمام سطح بدن ماساژداده و آنها را احیا و بازسازی می نماید.

غده ی کاجی از سنین هشت سال به بالا کلیسینه می شود و در جهت بلوغ جنسی در جوانان مشکل ایجاد می نماید.سلام بر خورشید با نفوذ بر غده ی پینتال و هیپوتالاموس کمک می کند تا آنها دوباره تولید انرژی کرده و با ایجاد تعادل مشکلات زمان بلوغ را در جوانان از بین ببرند.

سلام بر خورشید در درمان بیماری ها و مشکلات زیر موثر است:

1.اضطراب                   2.افسردگی               3.چاقی مفرط         4.کم خونی

5.عفونت قارچی             6.تب یونجه              7.چاقی                 8.درد سینه

9.آسم و برونشیت           10.یبوست               11.مشکلات اشتها    12.یائسگی

13.بیماری قند               14.تورم بیضه          15.قاعدگی             16.سردرد

17.بعد از زایمان           18.حساسیت پوستی    19.تنظیم غده ی آدرنالین

20.هماهنگی پاراتیروئید و تیروئید                  21.غدد هیپوفیز(رفع درد)

22.التهاب ماده ی خاکستری مغز                23 . فشار خون پایین

24.ناخالصی خون                                  25.مشکلات کلیه

26.بزرگی لوزه ها                                 27.صورت

آشنایی با یوگا

 

 یوگا هنر زندگی کردن است.دانشی است که باید با زندگی روزانه هر فرد عجین شود.زیرا که بر تمام جنبه های حیاتی اعم از جسمی٬روانی و روحی تاثیر به سزایی دارد.یوگا ایجاد کننده هماهنگی بین جسم٬روان و روح است.هدف یوگا هماهنگ کردن سیستم های مختلف بدن است تا در پرتو آن شادابی و تندرستی به دست آید.سوامی شیواناندا پدر یوگای علمی عصر حاضر می گوید:یوگا اتحاد و هماهنگی اندیشه٬سخن٬کردار و عمل است یا هماهنگی سر٬قلب و دست است که ضمن انجام تمرین های یوگا بدست می آید.سیستم یوگا به شاخه های زیادی نظیرهاتا٬راجا٬گیانا٬کارما٬کندالینی٬مانترا و لایا یوگا تقسیم شده است که هرکدام از شاخه ها بنا بر هدفی که دنبال می کنند به ذکر جزئیات پرداخته و هر فرد می تواند متناسب با خصوصیات فردی و نیاز شخصی راه مورد علاقه اش را انتخاب و دنبال کند.

در چند دهه ی اخیر هاتا یوگا از گسترش ویژه ای برخوردار بوده است.در منابع و متون قدیمی ٬هاتا یوگا شامل تمرین های فیزیکی آساناها و تمرینات نظافتی بوده است در صورتی که امروزه هاتا یوگا به مسایل عملی و عمومی مانندآساناها٬تمرینات تنفسی و مودراها و بانداها می پردازد.

 ٭افسانه یوگا٭  

 در حال حاضر یوگا به عنوان عمده ترین قسمت تانترا که قدمتی ده هزار ساله دارد شناخته می شود.تانترا یک واژه ی سانسکریت و مرکب از دو کلمه ی "تانوتی"به مفهوم انبساط و "ترایانی"به معنای رهایی است٬بنابراین تانترا علم توسعه آگاهی یا به اصطلاح انرژی است.تانترا راهی برای رهایی از محدودیت ها و اسارت های دنیایی است که درآن زندگی می کنیم.اولین قدم در یوگا- تانترا شناخت حدود ظرفیت جسمی و ذهنی است.دومین گام تعیین و تبیین روش هایی است که برای گسترش آگاهی و رهایی انرژی از طریق تسلط بر محدودیت های شخصی و تجربی٬واقعیتی٬حقیقی و راستین است.کاملترین بحث درباره ی یوگا مربوط می شود به پتانجلی که برای اولین بار سوترا های یوگا را تنظیم نمود.پتانجلی آموزه هایش را به نام هشت اندام یوگا تدوین کرده و آنها عبارتنداز:یاما(واجبات)٬نیاما(پرهیز)٬آسانا(وضعیت)٬پرانا(تنفس)٬پراتی هارا(جدایی از امور محسوس)٬دهیانا(تفکر)٬دهارنا(مراقبه)و سامادهی(وصل به آگاهی مطلق).

٭مناسبت یوگا در عصر حاضر٭

یکی از مهمترین دستاورد های یوگا درمان جسم و روان است.مهمترین و موثرترین تاثیر آن ایجاد هماهنگی قوی بین جسم و روان است.امروزه برای درمان قطعی بعضی از بیماری ها چون آسم و دیابت٬فشار خون٬آرتریت٬بیماری های گوارشی و بعضی از بیماری های روان تنی طب مدرن از درمان آنها عاجز است از روش ها و تمرینات اختصاصی یوگا استفاده می شود.

طبق گزارشات پزشکی٬یکی از موفق ترین شیوه های درمان ٬یوگا درمانی بوده است.علت آن است که یوگا هماهنگی و هارمونی لازم را بین اعصاب و غدد مترشحه داخلی ایجاد می کند و این هماهنگی به طور مستقیم روی سیستم های داخلی و اندام تاثیر می گذارد٬آساناها بسیاری از خستگی های روزانه ناشی از فعالیت شغلی را مرتفع می سازد.علاوه بر آن روش های یوگا غالبا آرام بخش روح و روان هستند.

صرف نظر از نیاز های شخصی٬یوگا وسیله ای برای مبارزه٬دفع اضطراب ها و بیقراری های اجتماعی است.یوگا برای شناسایی انسان ها با اصل وجودی و خالص خود٬بهترین روش است و قادر است انسان را با سرچشمه ی اصلی هستی یکی کند.

گفته های ماندگار

 

                                                      قرآن کریم

خداوند سرنوشت هیچ ملتی را تغییر نمی دهد٬مگر آنکه خودشان تغییر روش دهند.

                              عیسای ناصری(مسیح)پیامبر خدا(انجیل متی)

بخواهید تا به شما داده شود٬بجویید که خواهید یافت٬در بکوبید که بر شما گشوده خواهد شد.زیرا هرکه بخواهد٬دریافت کند و هرکه بجوید٬بیابد و هرکه در بکوبد٬بر او گشوده خواهد شد.

                                         محمد پیامبرخدا(قرن هفتم)

خدایا حمد و ستایش مخصوص توست٬معبودی جز تو نیست٬در کتابت فرمودی:خداوند نعمتی را که به ملتی داده است٬تغییر نمی دهد مگر اینکه خودشان تغییر روش دهند.پس من به تو ایمان آوردم و تو را تصدیق نمودم٬خدایا اگر تو کسی را حفظ نکنی ٬چه کسی توان آن دارد که با نیرو و توان خود نعمت های در اختیار خود را حفظ نماید و از تغییر یافتن آن جلو گیری کند.پس خداوندا٬به کرمت٬رشته ی در امان ماندن مرا برقرار کن تا من زمینه ی اطاعتی را که از تو در وجودم دارم تغییر ندهم٬وگرنه هرچه نعمت در پیش من داری تغییر خواهد یافت.پس حمد و ستایش مخصوص تو است ای خدای همیشه زنده و پاینده.

                                         لائوزه٬چین(قرن ششم)

جهان اگر بناست در صلح باشد٬ملت ها باید در صلح بزیند.اگر بناست در میان ملت ها صلح باشد٬شهر ها نباید در برابر هم برخیزند.

اگر بناست در میان شهر ها صلح باشد٬همسایه ها باید همدیگر را درک کنند.اگر بناست در میان همسایه ها صلح باشد در خانه ها باید آرامش باشد.اگر بناست در خانه صلح باشد٬باید هریک قلب خویش را باز یابیم.

                                      ذمه پادا(منسوب به بودا)

بهتر بود به جای هزاران کلمه٬تنها یک کلمه بود٬کلمه ای که صلح می آورد.

بهتر بود به جای هزاران شعر٬تنها یک شعر بود٬شعری که زیبایی راستین را آشکار می کرد.

بهتر بود به جای هزاران ترانه٬تنها یک ترنه بود٬ترانه ای که شادی می پراکند.

نیم نگاهی به آدم ها بینداز!!!!!!

 

شیطان گفت:نه سجده نمی کنم.تو را سجده می کنم اما این آدمک های کثیفی را که از گل متعفن ساخته ای ٬این موجودات ضعیف و نکبتی را که برای شکم چرانیشان خدا و پرستش و عظمت و بزرگواری و آخرت و حق شناسی و محبت و همه چیز و همه کس را فراموش می کند٬برای یک شکم انگور یا خرما یا گندم٬گوسفند وار پوزه اش را به زمین فرو می برد و چشمش را بر آسمان و برتو می بندد سجده نمی کنم.این چرندِ بد چشمِ شکم چران ِ پول دوست را سجده کنم؟کسی را که به خاطر تو٬برای نشان دادن ایمان و اخلاصش به تو٬یک دست گندم زرد و پوسیده را به قربانگاه می آورد؟او را که به خاطر خوشگلی خواهرش حرف تو را زیر پا می گذارد٬پدرش را لجن مال می کند؟برادرش را می کشد...؟نمی بینی اینها چه می کنند؟زمین را و زمان را به چه کثافتی کشانده اند؟مسیح و یحیی و زکریا و علی را بی رحمانه و ددمنشاه می کشند٬تنها به علت آنکه "می توانند"٬نه٬تنها به علت آنکه "شخصیت بزرگ٬روح بلند و انسان پر شکوه"تحملش برای" اشخاص حقیر٬ارواح زبون و آدمک های خوار وذلیل" شکنجه آور است و احساس بودن آنها عقده های حقارت و پوچی را همچون ماران خوشه دار به خشم می آورد و دیواره جانشان را نیش می زنند و از شدت درد دیوانه وار هار می شوند و آنگاه با کشتن و سوختن و پوست کندن و شمع آجین کردن آنان که بودنشان برای این زبونان جرم است آرام می گیرند٬لذت می برند و شفا می یابند و آنگاه سه میلیاردشان نوکر دو سه تا جانور خونخوار نامردی می شوند مثل نرون و چنگیز و تیمور و هلاکو و آشور بانی پال  و خلیفه و قیصر و چومبه ومتمدن هاشان٬استالین و هیتلر و نیکسون و....همه بردگان رام و زبون فرعون یا قارون یا بلعم باعور!آری من از نورم ذاتم از آتش است٬من این لجن های ِ مجسم ِ پلید ِپست را سجده کنم....؟

حالا این فرشته های دیگر هم که ظاهرا به حرف خدا گوش کردند و شیطان تنها گذاشتند٬در ساختن آدم ها کاری می کنند که حرف شیطان درست از آب در آید.ممکن است بگویید:نه تو بدبینی٬داری مبالغه می کنی٬اوقاتت تلخ است و همه دنیا راتلخ می بینی.چه می دانم؟شاید!اما اگر اینها با او همدست نشدند٬اگر چنین غرضی هم ندارند٬نتیجه کارشان که جز این نیست.خدا خودش خوب می داند چه شده و از این است که دلش بار نمی دهدقدمی به این آدمستان زشت بگذارد.خداوند دید که این گل بد بو قابلیت پذیرش روح او را نداشته و دم اهورایی اش در تعفن این گل گم شده و به جای خلیفه اش و همانندش چیزی شده باب ریش شیطان.خوب جای تعجب هم نیس چون همه ی ما بچه های قابیل پست و قاتل و منفور خداو آدمیم.انگار فقط مهم افزایش سطح تولید انسان است فقط می خواهیم نسل خودمان را حفظ کنیم دیگر فکر نمی کنیم چه نسلی از خود به جای می گذاریم هر جور شد٬هرچه از آب در آمد مهم نیست!!!وانگهی مگر مایه اصلی چیست؟خود خداوند صاف و پوست کنده  بارها در تورات٬در قرآن فرموده است:گل٬خاک٬لایه ی ته نشین شده٬گل و لای سیل٬لجن بد بو.

خوب از گل ولای مگر می خواهی چی از آب در اید.جالب اینجاست که اکثر ماها آن روح پاک و مقدسی را که در این گل و لای دمیده شد را رها کرده ایم و چسبیده ایم به همان بوی گند و متعفن گل و لای ِپست!!!!شما را نمی دانم ولی من به حال خود افسوس می خورم و از جهل خود اندوهگینم.....

اهمیت گربه در مراقبه

 

کدام کارهای ما لازم است و کدام بیهوده؟چرا کراوات می زنیم؟چرا کراوات نمی زنیم؟چرا عقربه ساعت"در جهت عقربه های ساعت" حرکت می کند؟چرا روز بیست و چهار ساعت و هر ساعت شست دقیقه است؟

واقعیت این است که بسیاری از قواعدی که امروز از آنها پیروی می کنیم هیچ بنیاد درستی ندارد.اما اگر طور دیگری عمل کنیم ما را دیوانه یا نا بالغ می دانند.تا وقتی این وضع ادامه دارد جامعه همچنان به خلق نظام هایی می پردازد که با گذر زمان دلیل وجودی خود را از دست می دهند اما همچنان قواعدشان را بر ما تحمیل می کنند.این داستان جالب ژاپنی منظور مرا بهتر می رساند:

یک استاد بزرگ ذن و مدیر صومعه ی مایو کاگی گربه ای داشت که خیلی برایش عزیز بود.در کلاس های مراقبه همیشه این گربه را در کنارش نگه می داشت تا هرچه ممکن است از حضور او بیشتر لذت ببرد.یک روز صبح استاد را که بسیار پیر شده بود در بسترش مرده پیدا کردند.تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

بزرگترین شاگرد جای استاد را گرفت.راهب های دیگر پرسیدند:با این گربه چکار کنیم؟

استاد تازه برای گرامیداشت یاد استاد سابقش تصمیم گرفت به گربه اجازه بدهد همچنان در کلاس های مراقبه حضور داشته باشد.شاگردانی در صومعه های مجاور که اغلب درآن منطقه سفر می کردند پی بردند که در یکی از مشهور ترین معابد آن منطقه گربه ای هم در مراسم مراقبه شرکت می کند.این خبر پخش شد.سال ها گذشت.گربه مرد.اما شاگردان صومعه به حضور آن عادت کرده بودند و گربه ی دیگری آوردند.در همان هنگام سایر صومعه ها هم شروع کردند به آوردن گربه به کلاس های مراقبه.فکر می کردند گربه عامل اشتهار مایو کاگی است٬نه کیفیت درس هایش.فراموش کرده بودند استاد سابق آن صومعه چه معلم خوبی بوده است.

نسلی گذشت و رساله های مفصلی درباره ی اهمیت حضور گربه در مراقبه منتشر شد!!یک استاد دانشگاه تزی براین مبنا نوشت که جامعه ی دانشگاهی هم آن را پذیرفت!!!تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

او معتقد بود گربه می تواند تمرکز انسان را برای نابود کردن انرژی منفی بالا ببرد!!!!تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

به این ترتیب تا یک قرن بعد گربه را عنصری ضروری در مطالعه ی ذن بودایی در آن منطقه می دانستند.بعد استادی آمد که به موی گربه حساسیت داشت و تصمیم گرفت گربه را از کلاس های روزانه حذف کند.همه اعتراض کردند٬اما استاد اصرار کرد.از آنجا که معلمی بااستعداد بود٬شاگرد ها با وجود غیبت گربه به پیشرفت ادامه دادند.کم کم صومعه های دیگر- که همیشه دنبال نظریات جدید بودند و از غذا دادن به آن همه گربه خسته شده بودند – گربه ها را از کلاس حذف کردند.بیست سال بعد رساله های انقلابی تازه ای نوشته شد که عنوان آنها چیزهایی مثل"اهمیت مراقبه بدون گربه" یا "متعادل کردن جهان ذن با استفاده از نیروی ذهن شخص و بدون کمک حیوانات" بود.قرن دیگری هم گذشت و گربه کاملا از مراسم مرقبه ذن درآن منطقه حذف شد.اما دویست سال طول کشیده بود تا همه چیز به وضع عادی برگردد و تنها دلیلش این بود که در تمام این مدت٬هیچ کس نپرسید آن گربه چرا آنجاست؟

چند نفر از ما در زندگی جرات می کنیم بپرسیم:چرا این طور یا آن طور رفتار می کنم؟در کارمان تا چه حد از امثال این گربه ها استفاده می کنیم که جرات نداریم خودمان را از شرشان خلاص کنیم؟فقط به خاطر اینکه به ما گفته اند"گربه"لازم است تا همه چیز روبه راه باشد.

چرا شیوه ی رفتار دیگری پیدا نمی کنیم؟تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

  آماده ی نبرد اما باشک و تردید  تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

یونیفرم سبز عجیبی از جنس پارچه ای ضخیم پوشیده ام تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدکه پر از زیپ است.دستکش دستم کرده ام تا زخم نشود.نیزه ای تقریبا هم قد خودم در دستم است:یک انتهایش سه شاخه است و انتهای دیگرش نوک تیز.

پیش چشمهایم کسی است که تا چند لحظه دیگر باید به او حمله کنم:باغچه ام.

نیزه به دست شروع می کنم به کندن علف های هرزی که با چمن آمیخته است.مدتی طولانی به این کار ادامه می دهم.می دانم گیاهی که از زمین می کنم در کمتر از دو روز می میرد.ناگهان از خودم می پرسم:آیا کار درستی می کنم؟

چیزی که علف هرز می نامیم در واقع تلاش نوعی گیاه برای بقا است که میلیون ها سال طول کشیده تا در طبیعت خلق شود و تکامل یابد.گیاه را حشرات تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدبی شمار تلقیح کرده اند٬به بذر مبدل شده ٬باد دانه اش را به تمام دشت های اطراف رسانده و به این ترتیب بخت او برای رسیدن به بهار بعدی بسیار بالا است(از انجا که در نقطه ای مشخص نکاشته اند و به هزار جا رسیده)

اگر فقط در یک نقطه متمرکز بود٬ممکن بود جانوران علفخواربخورندش٬سیل آن راببرد٬آتش نابودش کند٬یا خشکسالی او را بکشد.

اما تمام این میل برای بقا را اکنون نوک یک نیزه به مبارزه کشیده است٬شن کشی که بیرحمانه زمین را می کند.

چرا این کار را می کنم؟

کسی این باغچه را خلق کرده.نمی دانم کی بود؟!اما حالا وظیفه ی خودم می دانم که کار او را ادامه دهم٬اما سوال فلسفی ام برجاست:باید به کار خالق باغ احترام بگذارم٬یا باید غریزه ی بقایی را بپذیرم که طبیعت به این گیاه کوچک بخشیده که نامش را گذاشته ایم"علف هرز"؟

به کندن گیاهان نامطلوبم ادامه می دهم و آنها را توده می کنم تا بعد بسوزانم.شاید دارم بیش از حد به مسائلی فکر می کنم که بیشتر به عمل نیاز دارد تا فکر.اما هر حرکت انسان مقدس است و عواقب بیشمار خودش را دارد و این باعث می شود بیشتر فکر کنم که واقعا دارم چکار می کنم.

از یک طرف این گیاهان حق دارند همه جا پخش شوند.از سوی دیگر اگر الان ازبین نبرمشان٬تمام چمن باغم را نابود می کنند!با مشکل مشخص و همیشگی نوع بشر روبرویم:تا چه حد می توان در کار طبیعت دخالت کرد؟این دخالت همیشه منفی است٬یا گاهی هم می تواند مثبت باشد؟اسلحه ام را کنار می گذارم٬اسم دیگرش شن کش است.هر ضربه ی آن به معنی پایان یک زندگی است.این تکبر انسان است که می خواهد چشم انداز اطرافش را عوض کند.باید بیشتر فکر کنم٬چرا که در این لحظه دارم درباره ی زندگی یا مرگ چیزی تصمیم میگیرم.

 علف هرز هم با من سخن می گوید:مراقب باش شن کش می خواهد مرا نابود کند.من از دور دست ها به باغ تو آمده ام.چرا می خواهی مرا بکشی؟تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

سرانجام چیزی که به کمکم می آید یک کتاب است.تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصمیمم را می گیرم.دوباره نیزه را برمی دارم و به علف ها حمله می کنم که بی دعوت به باغ من آمده اند و از امروز صبح درسی می گیرم:وقتی چیز ناخاسته ی بدی در روحم رشد می کند٬از خداوند می خواهم به من شجاعت بدهد که آن را هم با همین بی رحمی از ریشه بکنم.تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

چون رود جاری باش

چون رود جاری باش

خاموش در شباهنگام

نترس از تاریکی

اگر در آسمان ستاره ای است

تو نورش را بازتاب

و گر ابری گذرد از آن بالا

یاد آر که از آب است ابر

همچون رود

پس آنان را نیز با شادمانی باز تاب

در ژرفای آرام خویش