درس پنجم
۶ - مراعات نظیر
و ٱن چنین است که در سخن کلماتی نظیر و مناسب بیاورند . مانند:
ابرو باد و مه و خورشید و فلک در کارند
تا تو نانی به کف ٱری و به غفلت نخوری
کلمات : ابر، باد، ماه، خورشید ، فلک ، باهم تناسباتی دارند.
یا این مصرع: ای که داری چشم و گوش و عقل و هوش
که باهم متناسب هستند.
۷ - مطابقه
اگر در گفتاری از کلمات ضد یکدیگر استفاده شود ، از صنعت. مطابقه ، استفاده شده است.
مانند:
ز گرمی و سردی و از خشک و تر
سخن زهر و پازهر و گرم است و سرد
کلمات سرد و گرم / خشک و تر / زهر و پادزهر/ ضد هم هستند.
۸ - اغراق
اگر چیزی را بیش از حد معمول جلوه دهند ، میگویند اغراق شده.
بیش از حد جلوه دادن چیزی ، سه حالت دارد:
۱- مبالغه. ۲- اغراق. ۳- غُلُوّ
مبالغه : مبالغه با عقل و عادت ممکن است و شاعر و گوینده بیش از انداز ه به موردی ارزش میدهد. مثال :
تا زنده ام ای شگفت ، محبوسم
تا مرگ مگر که وقف زندانم؟؟
شاعر۲۰ سال زندانی بوده است
اغراق: ادعای گوینده ، عقلا ممکن میباشد ولی عادتاً محال است
مثل بیخوابی که کسی اصلا نخوابد .
عقلا ممکنست که کسی بیماری داشته باشد که اصلا نخوابد ولی عادتا امکان ندارد که
کسی همیشه بیدار بماند.
غلو : ادعای گوینده ، نه عقلا و نه عادتا ، ممکن نیست مثلا بگوئیم:
شود کوه آهن چو دریای ٱب
۹ - تمثیل یا ارسال المثل
گوینده در گفتار خود برای فهم آسان سخن یا منظور ، مثالی بیاورد . مانند:
قرار در کف ٱزادگان نگیرد مال
نه صبر در دل عاشق ، نه آب در غربال
که مال در دست مردم ٱزاده مثل آب درغربال است که هرگز ٱب در غربال نمیماند و مال در دست مردم آزاده.
۱۰ - موقوف المعانی:
شعری که در بیت اول ، معنی کامل ندارد و برای پی بردن به منظور شاعر ، باید از بیت
بعدی استفاده نمود. یا معنی و منظور بیت اول موقوف به بیت دوم و بیتهای بعد باشد.
مثل:
گر تو خواهی به وصالم برسی
باید این لحظه و بی خوف و درنگ
برَوی سینه ی تنگش بدَری
دل برون آری از آن سینه ی تنگ
۱۱ _ سؤال و جواب
همانطوریکه از اسم پیداست شاعر گفتگوئی را بصور گفتم و گفت ، با شعر مطرح کند.
مانند:
گفتم غم تو دارم ، گفتا غمت سرآید
گفتم که ماه من شو ، گفتا اگر بر آید
۱۲ - تجاهل العارف
اگر سخنی را شخص بداند و خودرا به نادانی بزند، آنرا تجاهل العارف میگویند.
مثال:
این برگ گل است یا بناگوش
یا سبزه به دور چشمه ی نوش؟
۱۳ - لُغَز : لغز یا چیستان ، آنست که علائم چیزی را بگویند بدون آنکه نام ٱن چیز ذکرشود و
شنونده باید با فکر خود آن چیز را در یابد. مثال:
چیست کاندر دهان بی دندان
هرچه افتاد ریز ریز کند
چون زنی بر دو چشم او انگشت
آن زمان ، گوش خویش ، تیز کند
که منظور ( قیچی ) میباشد.
مثال ۲:
آه مقلوب در میانه ی شب. نام ٱن ماه سرو رو باشد.
نام آن ماه سرو رو چیست؟
اه مقلوب یعنی ( ها) و اگر ها را در بین ش و ب قرار دهیم نام شخص ( شهاب ) میشود که منظور شاعر بوده است.
۱۴ - معما : وآن عبارتست از اینکه منظوری را بطور پیچیده بیان کنند که جز با اندیشه بسیار حل نشود . مانند:
۱۵ - حسن مطلع : بیت اول شعر جالب باشد که خواننده برای خوانده ادامه شعر مشتاق گردد.
۱۶ - حسن مقطع : بیت پایانی طوری برای خواننده دلنشین باشد که شعر تامدتها در یاد خواننده بماند.
۱۷ - حسن تخلص : بیت آخر , که شاعر , تخلص خود را می اورد
۱۸ - تلمیح : در لغت بمعنی چشمک زدن با باچشم به چیزی اشاره کردن و در اصطلاح وقتی شاعر در شعر خود به داستان یا حکایتی اشاره کندآنرا تلمیح گویند. مثال:
من از آن حسن روز افزون که یوسف داشت , دانستم
که عشق از پرده ی عصمت برون آرد زلیخا را
که اشاره به داستان حضرت یوسف است .
مثال دیگر :
دیشب صدای تیشه , از بیستون نیامد
شاید بخواب شیرین , فرهاد رفته باشد
که اشاره به داستان عشق شییرین و فرهاد است.
۱۹ _مدح شبیه به ذَمّ : اینست که از کسی تعریف بکنیم ولی جمله ، شبیه بد گوئی باشد مانند:
به بی نظیری تو دشمنان کنند اقرار
یعنی در خوبی آنقدر بی نظیری که حتی دشمنانت هم به آن اقرار دارن ولی جمله طوریست که در ابتدا انسان فکر میکند که بدی شخص را میگویند.
۲۰ _ ذم شبیه به مدح:
و آن ، اینکه بدی شخصی را طوری بیان کنند که شنونده فکر کند که از او تعریف میکنند مانند:
میکنم شکر که بر جور دوامی داری
یعنی خدار ا شکر که برای ظلم کردن خیلی مقاوم هستی و دوام داری.
درواقع ذم اورا میگوید که تو آدم ظالمی هستی.
اقسام شعر
در پایان مباحث مربوط به علم بدیع ، راجع به انواع شعر هم توضیحات مختصری تقدیم میکنم . انواع شعر عبارتند از :
رباعی ، دوبیتی ، فرد ، مثنوی ، غزل. ، قصیده ، قطعه ، مُسَمَّط ، مستزاد ، مُلَمَّع
ترجیعبند ( ترجیع بند ) و ترکیب بند
رباعی
عبارت از چهار مصراع که مصراعهای اول و دوم و چهارم باید هم قافیه باشند.
رباعیات خیام ، معروفترین رباعیات هستند.
در کارگه کوزه گری رفتم دوش
دیدم دو هزار کوزه ، گویا و خموش
هریک به زبان حال با من میگفت
کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش
دوبیتی
دو بیتی هم مانند رباعیست ولی از لحاظ وزن با رباعی اختلاف دارد.
معروفترین دو بیتی ها ، مربوط به باباطاهر میباشد.
به روی دلبری گر مایلستم
مکن منعم گرفتار دلستم
خدارا ساربان ٱهسته میران
که مو وامانده ی این قافلستم
فرد : تک بیت است که شاعر بیان منظور خود را بیان مینماید
از دست و زبان که برٱید. کز عهده ی شکرش بدر ٱید
مثنوی
معمولا برای داستانها و نصایح که اشعار ، طولانیست و پیدا کردن قافیه های فراوان بسیار مشکل و گاه غیر ممکنست از مثنوی استفاده میشود که دومصرع ابیات باهم همقافیه
هستند که بیتها ، تعداد ندارد و شاعر به هر تعداد ، میتواند بسراید ولی وزن ابیات
باید برابر باشد.
مثنوی وزنهای متعددی دارد. ( ادامه درس پنجم در پست بعدی )