بازنشستگی

با سلام

چهارشنبه اول بهمن 92 نمیدونم چرا حال غریبی داشتم درست مثل 30 سال پیش روز اولی که از ماشین کرایه ای پیاده شدم، یکم نگران بودم حتی صدای قلبم رو می شنیدم که خیلی تند و تخت گاز شروع کرده بود به تپیدن آخه رفتن به کلاس و درس دادان دانش آموزانی که خیلی از من کم سن وسال تر نبودن و حتی بعضی هاشون هم بازی های نه چندان دورم بودن برام استرس زا بود ولی باورم نمی شد از اون روز 30 سال گذشته  و حالا آخرین روز بود دلم می خواست دیرتر بگذره ولی درست همانند اون 30 سال مثل برق گذشت. فقط یادم میاد وقتی رسیدم خونه بغضم ترکید و غم عالم اومد توی دلم ، خاطرات گذشته از جلوم رژه رفتن و باهاشون کلنجار رفتم بلاخره یه روز رسید به یاد ماندنی و مثل بقیه روزهای خدا.از همه ممنونم

درپایان :

همکاران محترم و دانش آموزان عزیز

نمي دانم چگونه آغاز كنم كه پاياني را خبر دهم. سالهاي زيادي است كه در خدمتتان بوده ام. اینک که گذرعمر علي رغم ميل باطني ام ، نفس های بنده را در عرصه خدمت و خدمتگزاری درمجموعه آموزش و پرورش  ، به شماره انداخته،  دراولین روز بازنشستگی خواستم  که خداحافظی خویش را به تشکر وطلب حلالیت از شما بزرگواران ، مّزین نمایم

خدا مي دانند كه آنچه از تك تك شما  دريافت كرده ام آنقدر زياد، زيبا و با ارزش است  كه به هيچ وجه نمي توان آنرا با چيزي مقايسه كنم، از آن جهت  كه در مقابل آن نتوانسته ام چيزي به شما عرضه نمايم

 رفتار همراه با محبت شما  ، كلمات پرمهر، لبخندهاي واقعي و دوستانه، حمايت هاي همه جانبه، همكاريهاي بي دريغ ، اينها را چگونه مي توان جبران و يا قدرداني كرد

 اميدوارم خاطرات بد اين سالها را ،  كاستي ها را و تقصيرهاي مرا ببخشايد و فراموش كنيد و در عوض چهره اي را بخاطر بسپاريد كه هميشه همه شما را دوست داشته و به دوستيتان افتخار مي كند و به حمايت و دعاي خيرتان نيازمند است.
براي همگي آرزوي سلامتي و توفيق روز افزون دارم و اميدوارم در تمامي مراحل زندگي و كار موفق و سر بلند باشيد

شب چله

دیر زمانی است كه مردمان ایرانی و بسیاری از جوامع دیگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی را برپا می‌دارند كه در میان اقوام گوناگون، نام‌ها و انگیزه‌های متفاوتی دارد. در ایران و سرزمین‌های هم‌فرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام می‌برند كه همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق كامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سال‌ها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سی‌ام آذرماه و بامداد یكم دی‌ماه است. هر چند امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند كه مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار می‌شود؛ اما می‌دانیم كه در باورهای كهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمی‌شده است. جشن شب چله، همچون بسیاری از آیین‌های ایرانی، ریشه در رویدادی كیهانی دارد.

خورشید در حركت سالانه خود، در آخر پاییز به پایین‌ترین نقطه افق جنوب شرقی می‌رسد كه موجب كوتاه شدن طول روز و افزایش زمان تاریكی شب می‌شود. اما از آغاز زمستان یا انقلاب زمستانی، خورشید دگرباره بسوی شمال شرقی باز می‌گردد كه نتیجه آن افزایش روشنایی روز و كاهش شب است. به عبارت دیگر، در شش‌ماهه آغاز تابستان تا آغاز زمستان، در هر شبانروز خورشید اندكی پایین‌تر از محل پیشین خود در افق طلوع می‌كند تا در نهایت در آغاز زمستان به پایین‌ترین حد جنوبی خود با فاصله 5/23 درجه از شرق یا نقطه اعتدالین برسد. از این روز به بعد، مسیر جابجایی‌های طلوع خورشید معكوس شده و مجدداً بسوی بالا و نقطه انقلاب تابستانی باز می‌‌گردد. آغاز بازگردیدن خورشید بسوی شمال‌شرقی و افزایش طول روز، در اندیشه و باورهای مردم باستان به عنوان زمان زایش یا تولد دیگرباره خورشید دانسته می‌شد و آنرا گرامی و فرخنده می‌داشتند.

در گذشته، آیین‌هایی در این هنگام برگزار می‌شده است كه یكی از آنها جشنی شبانه و بیداری تا بامداد و تماشای طلوع خورشید تازه متولد شده، بوده است. جشنی كه از لازمه‌های آن، حضور كهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد كهنسالی خورشید در پایان پاییز بوده است، و همچنین خوراكی‌های فراوان برای بیداری درازمدت كه همچون انار و هندوانه و سنجد، به رنگ سرخ خورشید باشند.

بسیاری از ادیان نیز به شب چله مفهومی دینی دادند. در آیین میترا (و بعدها با نام كیش مهر)، نخستین روز زمستان به نام «خوره روز» (خورشید روز)، روز تولد مهر و نخستین روز سال نو بشمار می‌آمده است و امروزه كاركرد خود را در تقویم میلادی كه ادامه گاهشماری میترایی است و حدود چهارصد سال پس از مبدأ میلادی به وجود آمده؛ ادامه می‌دهد. فرقه‌های گوناگون عیسوی، با تفاوت‌هایی، زادروز مسیح را در یكی از روزهای نزدیك به انقلاب زمستانی می‌دانند و همچنین جشن سال نو و كریسمس را همچون تقویم كهن سیستانی در همین هنگام برگزار می‌كنند. به روایت بیرونی، مبدأ سالشماری تقویم كهن سیستانی از آغاز زمستان بوده و جالب اینكه نام نخستین ماه سال آنان نیز «كریست» بوده است. منسوب داشتن میلاد به میلاد مسیح، به قرون متأخرتر باز می‌گردد و پیش از آن، آنگونه كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نقل كرده است، منظور از میلاد، میلاد مهر یا خورشید است. نامگذاری نخستین ماه زمستان و سال نو با نام «دی» به معنای دادار/خداوند از همان باورهای میترایی سرچشمه می‌گیرد.

نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی كه پیرو مزدك، قهرمان بزرگ ملی ایران بوده‌اند (كه هنوز هم حامیان سرمایه‌داری لجام گسیخته اندیشه‌های عدالت‌جویانه او را سد راه منافع طبقاتی خود می‌دانند) سخت گرامی و بزرگ دانسته می‌شد و از آن با نام «خرم روز» یاد می‌كرده و آیین‌هایی ویژه داشته‌اند. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستانی هنوز در میان برخی اقوام دیده می‌شود كه نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیكستان) است. همچنین در تقویم كهن ارمنیان نیز از نخستین ماه سال نو با نام «ناواسارد» یاد شده است كه با واژه اوستایی «نوسرذه» به معنای «سال نو» در پیوند است.

هر چند برگزاری مراسم شب چله و میلاد خورشید در سنت دینی زرتشتیان پذیرفته نشده است؛ اما خوشبختانه اخیراً آنان نیز می‌كوشند تا این مراسم را همچون دیگر ایرانیان برگزار كنند. متأسفانه در گاهشماری نوظهوری كه برخی زرتشتیان از آن استفاده می‌كتتد و دارای سابقه تاریخی در ایران نیست، زمان شب چله با 24 آذرماه مصادف می‌شود كه نه با تقویم طبیعی انطباق دارد و نه با گاهشماری دقیق ایرانی و نه با گفتار ابوریحان بیرونی كه از شب چله با نام «عید نود روز» یاد می‌كند. از آنرو كه فاصله شب چله با نوروز، نود روز است.

امروزه می‌توان تولد خورشید را آنگونه كه پیشینیان ما به نظاره می‌نشسته‌اند، تماشا كرد: در دوران باستان بناهایی برای سنجش رسیدن خورشید به مواضع سالانه و استخراج تقویم ساخته می‌شده كه یكی از مهمترین آنها چارتاقی نیاسر كاشان است كه فعلاً تنها بنای سالم باقی‌مانده در این زمینه در ایران است. پژوهش‌های نگارنده كه منتشر شد (نظام گاهشماری در چارتاقی‌های ایران)، نشان می‌دهد كه این بنا بگونه‌ای طراحی و ساخته شده است كه می‌توان زمان رسیدن خورشید به برخی از مواضع سالانه و نیز نقطه انقلاب زمستانی و آغاز سال نو میترایی را با دقت تماشا و تشخیص داد. چارتاقی نیاسر بنایی است كه تولد خورشید بگونه‌ای ملموس و قابل تماشا در آن دیده می‌شود. این ویژگی را چارتاقی «بازه هور» در راه نیشابور به تربت حیدریه و در نزدیكی روستای رباط سفید، نیز دارا است كه البته فعلاً دیواری نوساخته و الحاقی مانع از دیدار پرتوهای خورشید می‌شود.

در گذشته، آیین‌هایی در این هنگام برگزار می‌شده است كه یكی از آنها جشنی شبانه و بیداری تا بامداد و تماشای طلوع خورشید تازه متولد شده، بوده است. جشنی كه از لازمه‌های آن، حضور كهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد كهنسالی خورشید در پایان پاییز بوده است، و همچنین خوراكی‌های فراوان برای بیداری درازمدت كه همچون انار و هندوانه و سنجد، به رنگ سرخ خورشید باشند.

حسین پناهی :

من زندگی را دوست دارم
ولی از زندگی دوباره می ترسم!
دین را دوست دارم
ولی از كشیش ها می ترسم!
قانون را دوست دارم
ولی از پاسبان ها می ترسم!
عشق را دوست دارم
ولی از زن ها می ترسم!
كودكان را دوست دارم
ولی از آینه می ترسم!
سلام را دوست دارم
ولی از زبانم می ترسم!
من می ترسم ، پس هستم
این چنین می گذرد روز و روزگار من
من روز را دوست دارم
ولی از روزگار می ترسم

تموز چله تابستان

این روزها که هوا بسیار گرم و طاقت فرساست بد ندیدم ، در این مورد مطلب کوتاهی بنویسم . تا یادی از رسوم دیرینه ما ایرانیان کرده باشم که متاسفانه  داره کم کم به فراموشی سپرده میشه!

جشن چله تموز تموز در تقویم کهن ایرانی گرم ترین ماه سال است. «چله بزرگ» یکی از جشن‌های ایرانی بوده که امروزه فراموش شده‌است اما در جنوب خراسان طولانی ترین روز سال را هنوز هم گرامی می‌دارند اما نه با آن اهمیتی که برای شب چله زمستان یا یلدا قائل هستند. چهل یا چله تموز حدودا از اول تیر ماه شروع می‌شده و تا دهم مرداد ماه ادامه می‌یافته. معمولا شروع این چهل روز با طولانی ترین روز سال شروع می‌شود.

خراسان یکی از جاهایی است که جشن چله تموز هنوز در آن کم و بیش وجود دارد. در تقویم محلی بیرجند«چله بزرگ» تابستان از اول تیر ماه شروع می‌شود و تا دهم مرداد ماه ادامه می‌یابد و «چله خرد» تابستان از دهم مرداد شروع و تا سی‌ام این ماه ادامه دارد. در جنوب خراسان از اول تیر ماه تا دهم مرداد ماه را «چله تموز»، از دهم مرداد ماه تا آخر این ماه را «چله خرد»، از اول دی‌ماه تا دهم بهمن ماه را «چله کلو»، از دهم بهمن ماه تا آخر این ماه را «چله خرد» می‌گویند. شعر معروف خراسانی

  • نه از شو مو منالم نه که از روز - نه از یلدا گیله درم نه چله تموز

هموقذر فهمیدم دمین ای دنیا - که آسونی د بعد سختی میه هنوز

  • نه از شب من گله و ناله دارم و نه از روز- نه از یلدا و نه از تموز. در قدیم روزهای بعد از نوروز را به دو چهل تقسیم می‌کردند چل روز اول که چله معتدل است و چل روز بعد که روزهای گرما است بعد از چله دوم چله تموز شروع می‌شود. که داغ ترین روزهای سال است.

ترفند کامپیوتر

شما می توانید با انتخاب یک پسورد مناسب از ورود افراد دیگری به محیط ویندوز جلوگیری کنید.

برای این کار در کادر محاوره RUN عبارت SYSKEY را تایپ و سپس OK کنید.

با این کار یک پنجره برای شما باز خواهد شد از تب SECURING THE WINDOWS XP ACCOUNT DATA BASE روی گزینه UPDATE کلیک کنید.

در قسمت PASSWORD START UP پسورد دلخواه خود را وارد کرده و روی دکمه ی OK کلیک کنید.

در صورت نیاز می توانید در قسمت GENERATED PASSWORD SYSTEM پسورد خود را بر روی یکFLOPY DISK ذخیره کنید که در اینصورت فقط با استفاده از آن قادر خواهید بود سیستم خود را راه اندازی کنید.

با این کار زمانی که سیستم خود را روشن و یا ریبوت می کنید پسورد امنیتی قبل از ورود به حساب کاربری ظاهر می شود.

این نکته را به خاطر داشته باشید که اگر پسورد خود را سه بار اشتباه وارد کنید سیستم ریبوت می شود.

عبرت

توی قصابی بودم که یه پیرزن اومد تو و یه گوشه وایستاد
یه آقای خوش تیپی هم اومد تو گفت: ابرام آقا قربون دستت پنج کیلو فیله گوساله بکش عجله دارم
آقای قصاب شروع کرد به بریدن فیله و جدا کردن اضافه‌هاش
همینجور که داشت کارشو می‌کرد رو به پیرزن کرد گفت: چی میخای ننه ؟
پیرزن اومد جلو یک پونصد تومنی مچاله گذاشت تو ترازو گفت: همینو گُوشت بده ننه قصاب یه نگاهی به پونصد تومنی کرد گفت: پونصد تومن فقط اشغال گوشت میشه ننه بدم؟
پیرزن یه فکری کرد گفت بده ننه!
قصاب اشغال گوشت‌های اون جوون رو می‌کند می‌ذاشت برای پیره زن
اون جوونی که فیله سفارش داده بود همین جور که با موبایلش بازی می‌کرد گفت: اینارو واسه سگت می‌خوای مادر؟
پیرزن نگاهی به جوون کرد گفت: سگ؟
جوون گفت اّره ..... سگ من این فیله‌ها رو هم با ناز می‌خوره ..... سگ شما چجوری اینا رو می‌خوره؟
پیرزن گفت: میخوره دیگه ننه ..... شیکم گشنه سنگم میخوره
جوون گفت نژادش چیه مادر؟ پیرزنه گفت بهش مگن توله سگ دوپا نِنه ..... اینا رو برا بچه‌هام می‌خام ابگوشت بار بذارم!
جوونه رنگش عوض شد ..... یه تیکه از گوشتای فیله رو برداشت گذاشت رو اشغال گوشتای پیرزن پیرزن بهش گفت: تو مگه ایناره برا سگت نگرفته بودی؟
جوون گفت: چرا
پیرزن گفت ما غذای سگ نمیخوریم ننه
بعد گوشت فیله رو گذاشت اون طرف و اشغال گوشتاش رو برداشت و رفت

تبریک روز پدر

این روز عزیز را به پدر عزیزم و تمامی پدران خوب دنیا تبریک میگم امیدوارم سایه هیچ پدری از سر عزیزانش کم نشه

تبریک روز معلم

روز معلم ، روز همه ی خوبی ها

تبریک به همکاران و استادان گرامی

17فروردین جشن سروشگان

سروش روز از فروردین ماه برابر17فروردین در گاهشماری ایرانیان , هفدهمین روز از هر ماه ((سروش)) نام دارد و هفدهم فروردین, نخستین سروش سال است .

هنگام جشن «سروشگان» یا جشن «هفده‌روز» در ستایش «سْـرَئوشَـه» یا «سروش»، ایزد پیام آور خداوند و نگاهبان «بیداری»؛روز گرامیداشت «خروس» و  به ویژه خروس سپید كه از گرامی ترین جانوران، در نزد ایرانیان به شمار می رفته و  به سبب بانگ بامدادی، نماد سروش دانسته ‌شده است.

سُروش یکی از ایزدان باستانی ایرانیان است.

او از ایزدان بزرگی است که بر نظم جهان مراقبت دارد، پیمان‌ها را می‌پاید و فرشتهٔ نگهبان خاص زرتشتیان است.

ایزد سروش بر فراز کوه البرز کاخی دارد، با یک‌هزار ستون که به خودی خود روشن است و ستاره‌نشان (یسنه ۵۷، بند ۱۰). گردونهٔ او را در آسمان، چهار اسب نر درخشان و تیزرو با سم‌های زرین می‌رانند. هیچ موجودی از ایشان پیشی نمی‌گیرد و بدین‌گونه است که او دشمنان خود را در هر کجا که باشند، دستگیر می‌کند.

در قدیمی‌ترین بخش اوستا یعنی بخش گاهان، آمده که سروش به همراه بهمن به سوی پرهیزکاران می‌آید و به هنگام پاداش و کیفر دادن به همراه اشی است.

علاوه بر این، روز هفدهم از هر ماه در ایران باستان، سروش نام داشته است و مراسم دینی و جشن‌های ویژه‌ای در روزهای هفدهم هر ماه برگزار می‌شده است که امروزه به فراموشی گراییده، اما سروش روز به ویژه در ماه فروردین از اعتبار ویژه‌ای در مراسم دینی برخوردار بوده که با شست‌وشو و به معبد رفتن و نیایش کردن همراه بوده است. این روز را روز باژ، یعنی روز زمزمه - به معنی دعا و نیایش - نیز می‌گفته‌اند.

سال نو


سال نو را خدمت تمامی همکاران و دوستان عزیز تبریک می گویم