اولین شب نشست

1395/12/18 ساعت ده شب  

سخنرانی به یاد موندی

پیش به سوی اینده

خداحافظ عزیزم

به همین سادگی رفتی
بی خداحافظ عزیزم
سهم تو شد روز تازه
سهم من اشک که بریزم
به همین سادگی کم شد
عمر گل بوته تو دستم
گله از تو نیست میدونم
خودم اینو از تو خواستم
به جون ستاره هامون
تو عزیزتر از چشامی
هر جا هستی خوب و خوش باش
تا ابد بغض صدامی
تو رو محض لحظه هامون
نشه باورت یه وقتی
که دوست ندارم اینو
به خدا گفتم به سختی
من اگه دوست نداشتم
پای غم هات نمی موندم
واست این همه ترانه
از ته دل نمی خوندم
اگه گفتم برو خوبم
واسه این بود که می دیدم
داری آب می شی ، می میری
اینو از همه شنیدم
دارم از دوریت می میرم ؛
تا کنار من نسوزی
از دلم نمی ری عمرم
نفسامی که هنوزی
تو رو محض خیره هامون
که نفس نفس خدا شد
از همون لحظه که رفتی
روحم از تنم جدا شد
تو كه تنها نمي موني
من تنها رو دعا كن
خاطراتمو نگه دار
اما دستامو رها كن
دست تو اول عشق
بسپارش به آخرين مرد
مردي كه پشت يه ديوار
واسه چشمات گريه مي كرد
گريه مي كرد
گريه مي كرد

با یادت شب ها بیدارم

ساده از دلم گذشتی

من با یاد تو شب ها رو بیدارم

توی تنهایی نبودی

اما 

باز تورو نبینم

بیمارم

حتی از توهم ندارم انتظار

میشکنه دلم

واسه یه اشتباه

بگذر از من واین

قلب کاغذی

که دستای تورو پاره کرد

از هر نفر می پرسم حالتو

هر شب دارم

میبینم خوابتو

برای این دلم که بوده مال تو

باید یه فکره چاره کرد

دلتنگتم...!

خـــــــــــــدایـــــــــــا!!!

این دلتنگی های ما را هیچ بارانی آرام نمیکند

فکری کن

اشک ما طعنه میزند به باران رحمتت...!

 

 

میدونم خیلی غریبی ، میدونم دلت شکسته

میدونم از غم و غصه ، خسته ای خسته خسته

میدونم توی دلامون ، چیزی نیست جز غم دوری

ولی چاره ای نداری جز تحمل و صبوری

خدا بزرگه عزیزم اینجوری بیتابی نکن

بخواب تا آروم بگیری خوابتو بی خوابی نکن

خدا بزرگه نفسم غصه نخور گریه نکن

اشکاتو پاک کن با اشکات منو دیوونه نکن

******

تا میخوام بیام سراغت نفسم میگیره از درد

یه صدایی توی قلبم زمزمه میکنه برگرد

نمیخوام به خاطر من سرزنش بشی یه روزی

به خدا برام عزیزی نمیخوام به پام بسوزی

تو نموم زندگیمی جز تو هیچکسو ندارم

ولی عشق من نمیخوام پا تو زندگیت بذارم

خدا بزرگه عزیزم اینجوری بیتابی نکن

بخواب تا آروم بگیری خوابتو بی خوابی نکن

خدا بزرگه نفسم غصه نخور گریه نکن

اشکاتو پاک کن با اشکات منو دیوونه نکن

 

 

تو اون ور دنیا باشی

پشت ابرا باشی دوستت دارم

من ارزومه دلت با من بمونه هی بگی بمون با من عشق مهربونم

کی جز من هوات و داره

هوای گریه داره  وقتی دوری تو

کی مثل قلبم اسیره همش دلش میگیره وقتی دوری تو

 

 

اما تو نموندی کاش میفهمیدم از اولش عشق تو برای من نبود

برای تو هر کاری کردم اما چاره چیدنت برام نموند

اروم اروم دوباره دل هوای گریه داره بعد رفتنت

دلتنگتم دوباره جونم و میگیره عطر پیرهنت

 

 

FOR MY LOVE....MARYAM


یــــــــــجـــــوری دلــــــــــــم تنــــــــــــــــــگ میـــــــــــشه بــــــــــــــرات


محــــــــــــــــــــــالــه بتــــــــــــــــــونـــی تصــــــــور کنـــــــــــــــی...


گمــــــــــــــــــــــونـــم نمیــــــــــــــــتونــــــــی حتــــــــــــی خــــــودت


جـــــــــای خـــــــــــــــالیــــــــــــــــــتُ تـــــو دلـــــــــــم پــــر کنـــــــــی...



دنیا از این رو به اون رو بشه،آسمونم به زمین بیاد ،..بازم جای لبای من رو لبای توئه



آدم برفى هم كه باشى،دلت ميخواهد كسى در آغوشت بگيرد...


دلت ميخواهد يك نفر كنارت باشد...


تا گرمت كند...


تا آرامت كند...


مهم نيست آب شدن،نيست شدن

به سلامتی بی کسی!!!



کاش !!!

کاش برای لحظه ای به گذشته بر می گشتم

نه برای اینکه دوباره با تو باشم

نــــــــــــــــــــــــه...اشتباه نکن!!!

برمی گشتم فقط برای بستن ِ حساب هایی

که بی حساب و کتاب روی ِ تو باز کرده ام...




پیک دوم: به سلامتی بی کسی...

پیک سوم: به سلامتی خیانت ،مخصوصا وقتی از یه کار دستی عشق می سازی

پیک چارم:به سلامتی هممون که روی هم هیچی نیستیم

پیک پنجم:نیست ، همین بسه ،به سلامتیش

پیک ششم:به سلامتی زن ابی،که شبهای بعد کنسرت گندای ابی رو به روش نمیاره

پیک هفتم:به سلامتی پیک بعدی ،وقتی این پیک بغض داری و حرفت نمیاد

پیک هشتم: به سلامتی هر کی که پیک آخرو رو پا باشه

میگه : تو پیک اول به سلامتی چی خوردی ؟

نگاش میکنم ...

من خیلی وقته که دیگه پیک اول رو نمی خورم ........

به دردات برس ........

قول بده که تو از پیشم نری...!!!



باز دوباره با نگاهت 
اين دل من زير و رو شد
باز سر کلاس قلبم
درس عاشقي شروع شد
دل دوباره زير و رو شد

با تموم سادگي تو
حرفتو داري ميگي تو
ميگي عاشقت مي مونم
ميگم عشق آخريتو
حرفتو داري ميگي تو

ميدوني حالم اين روزا بدتر از همه است

آخه هر کي رسيد دل ساده ي من رو شکست

قول بده که تو از پيشم نري 

واسه من ديگه عاشقي جاده يک طرفه است

ميميرم بري آخرين دفعه است

پرواز تو قفس شدم بي نفس شدم 
ديگه تنها شدم توي دنيا بدون خودم
راستشو بگو اين يه بازيه
نکنه همه حرفاي تو مثل حرفه همه
صحنه سازيه اين يه بازيه

بي هوا نوازشم کن 
اشکو و غصه هامو کم کن
با نگاه بي قرارت
باز دوباره عاشقم کن
اشک و غصه هامو کم کن

قلب من بهونه داره
حرف عاشقونه داره
راه ديگه اي نداره
غير از اينکه باز دوباره
سر رو شونه هات بذاره

ميدوني حالم اين روزا بدتر از همه است
آخه هر کي رسيد دل ساده ي من رو شکست
قول بده که تو از پيشم نري 
واسه من ديگه عاشقي جاده يک طرفه است
ميميرم بري آخرين دفعه است

پرواز تو قفس شدم بي نفس شدم 
ديگه تنها شدم توي دنيا بدون خودم
راستشو بگو اين يه بازيه
نکنه همه حرفاي تو مثل حرفه همه
صحنه سازيه اين يه بازيه

بودنت مهمه....!!!

در خاطره ی که "تویی"دیگران فراموشند

بگذار در گوشت بگویم "میخواهمت"

این خلاصه ی تمام حرفهای عاشقانه ی دنیاست!!!

هوا را هر چقدر هم نفس بکشی باز هم برای  کشیدنش بال بال میزنی!

مثل تو!

هرچقد هم که باشی باز هم باید باشی!

میفهمی؟

بودنت مهمه!!!

شــک نــکــن...!!!

شــــک نــــکـــن

"آینده ای" خواهم ساخت که"گذشتـــه ام"جلویش زانـــو بزند

قـــرار نیــســت مـــن هـــم دل کس دیـــگری را بســـوازنم

برعـــکـــس کسی را که وارد زندگیـــم میشود آنقـــدر خوشبخت می کنم که به هر روزی که جای "او"

 نیستی به خودت"لعنـــت" بفرستی!!!

عـــزِیـــزم!!!

دل بي تو غم زده چشامو نم زده

آرامش منو دوريت بهم زده

بخاطر توئه اين همه دلهره

اين روزا بدجوري دلم ازت پــُره

عزيزم

چي شده که دلم به دل ديگه اي ديگه دل نميده

از همه بريدم

عزيزم

آخه دل تو دلِ دل من ديگه نيست

مثل تو نديده

از همه بريده

عزيزم عزيزم  عزيزم

عزيزم

بي تو شدم تباه تو نيمه هاي راه

تنهام گذاشتي تو واسه کدوم

گناه؟!

سردرگمم هنوز فکر توئم هنوز

دلم به اين خوشه ميبينمت

يه روز

عزيزم

چي شده که دلم به دل ديگه اي ديگه دل نميده

از همه بريدم

عزيزم

آخه دل تو دلِ دل من ديگه نيست

مثل تو نديدم

از همه بريده

عزيزم عزيزم عزيزم

عزيزم


بوسه!!!

من دیوانه ی آن لحظه ای هستم که تو دلتنگم شوی و محکم در آغوشم بگیری و شیطنت وار ببوسیم و من نگذارم!!!

عـــــــشــــــــــــق مــــــــــــــن

بوسه با لجبازی بیشتر میچسبد...!!!!

به درک...!!!

ﺭﻓﺘـــــــــــــــــﯽ ؟!

ﺑﻪ " ﺩﺭﮐـــــــــــــــــــــــــ !!!! "

ﻭﻋـــﺪﻩ ﯼ ﻣﺎ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﺎﺷـــﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻮﺍﺯﺵ

ﺩﺳﺘـــــــــ ﻫﺎﯾﻢ ...

ﺁﻏﻮﺷـــــﻢ ...

... ﺑﻮﺳـــــــﻪ ﻫﺎ ﻭ ﻣﻬـــــــــﺮﺑﺎﻥﯼ ﻫﺎﯾﻢ ....

ﻣﺜﻞ " ﺳﮕـــــــــــــــ " ﻟــــــــــﻪ ﻟــــــــــﻪ

ﺑﺰﻧﯽ!

ﺁﻧــﺮﻭﺯ ﺍﮔـــــــﺮ ﭘﺸﺘــــــ ﮔﻮﺷﺘــــــ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﯼ

ﻣــــــﺮﺍ ﻫﻢ ﺧﻮﺍﻫـــــﯽ ﺩﯾد . . .





یه آدمایی هستند که هیچ وقت ترکت نمیکنن

ولی بلدن کاری کنن

تا خودت یواش یواش ترکشون کنی....






تنهایی زمانی است که کسی را از دست می دهی؛

اما یگانگی زمانیست که خودت را در می یابی …

::

::
نمی دانم دوستش دارم یا نه؟!

با هم قدم میزنیم

با هم میخوابیـم

دلم که میگیرد، آغوشش را بـــاز می کنـــــد

و بر گونه هایم بوسه میزند

اما نمی دانم دوستش دارم یا نه؟!

“تنهاییـــــم را” . . .

::

::

نه اینکه زانو زده باشم …

نه !!!

فقط تنهایی سنگین است…





امـشبـ هـیچـی نـمے خـوآهـم !

نـه آغـوشـتـ رآ

نـه نـوازش عـآشقـآنـه اتـ رآ

نـه بـوسـه هـآے شـیریـنتـ...

فقـطـ بـیـآ

مےخـوآهـم تـآ سحـر بـه چشـمـآن زیبــــایتـ خیـره بـمــآنـم

هـمیـن کـآفـی استـ

بـرآے آرامـش قلبـــ بــی قـرآرم

تـو فقـط بـیــآ . . .



سال نو مبارک

سال نو رو به همه دوستام تبریک میگم


امیدوارم سال خوبی داشته باشید


بخاطر عشقم مـــــریــــــم...!!!

عشــــق مــــن

(مـــریـــم)

زمانی ک با تو هستم 

روزهای بی تو بودن را نفرین میکنم و زمانی که بی تو هستم روزهای با تو بودن را آرزو میکنم

هنوزم با اسمت قلبم اروم میشه

این همه بی تابی واسه تنهاییشه

تو کنارم باش و منو ارومم کن

سربذار رو شونم

غصه هامو کم کن


حال من خوب است...!!!


حرف هایم...دلخوری هایم...دلتنگی هایم...وتمام اشک های من بماند برای بعد...تنها بمن بگو...با

 او چگونه میگذرد ک بامن نمیگذشت!


طالع بخت مرا هیچکسی یار نبود / پشت من را بخدا ذره ای دیوار نبود

همه از پشت زدند بر کمرم خنجر را / جاده شانس من از کودکی هموار نبود . . 


شاید دل من عروسکی از چوب است ، مثل قصه ی پینوکیو محبوب است

اما چه دماغی داره این بیچاره ، از بس که نوشته ” حال من هم خوب است ” !


بعضی از آدما ” خـــــــــــــــــــوب نمی بینن “

اما بدتر از اون اینه که :

” بعضی دیگه ، خوبـــــــــــــــــــــــی رو نمی بینن ” !


جان غمگین ، تن سوزان ، دل شیدا دارم

آنچه شایسته عشق است ، مهیا دارم

سوز دل ، خون جگر ، آتش غم ، درد فراق

چه بلاها که ز عشقت من تنها دارم


به سلامتی دلم....!!!

به سلامتی اون دلی که هزار بار شکسته ولی هنوز شکستن بلد نیست... به سلامتی اون رفیقی

 که کم نمی آره ولی کم بر می داره تا رفیقش کم نیاره... به سلامتی اونایی که توی سخت ترین

 مشکلات ما، به جای این که ترکمون کنن درکمون می کنن... به سلامتی اون دلی که به درد دل

 همه گوش می ده ولی معلوم نیست خودش کجا درد دل می کنه




احساس پاک...!!!

روزی دروغ به حقیقت گفت : مــــیل داری با هم به دریـــا برویم و شنـــا کنیم ، حقیقــت ساده لــوح پذیرفت و

 گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباسهایش را در آورد .

دروغ حیلــــه گـــر لباسهای او را پوشید و رفت .

از آن روز همیشه حقیقت عــــریان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان

می شود...



بزرگترین اشتباه را" چشم "انجام میده ، ولی "دل " تا آخر عمر تاوان پس میده
 
خدایا...

بابت آن روز

که سرت داد کشیدم متاسفمـــــــــ...!!!
... ...
من عصبانی بودم

برای انسانی که تو میگفتی ارزشــــَش را ندارد و مــــــــــن پا فشاری می کردم...

زمان هیچوقت دردی را دوا نمی کند!

این ما هستیم که به مرور به " درد " عادت می کنیم...



ای قلب من بارانی ات کردند و رفتند
      
                        کنج قفس زندانی ات کردند و رفتند

در سایه های شب تو را تنها نوشتند
    
                          سرشار سرگردانی ات کردند و رفتند

احساس پاکت را همه تکفیر کردند
   
                             محکومِ بی ایمانی ات کردند و رفتند

هرشب تورا دعوت به بزم تازه کردند
   
                          در بزمشان قربانی ات کردند و رفتند

زخمی که رستم از شَغاد قصه اش خورد 
   
                  مبنای این ویرانی ات کردند و رفتند

عاشقی که بی گناهه...!!!

سخته واست که بفهمی! چقدر عشق غم انگیزه

یه وقتایی بی اینکه بخوای اشکات میریزه

سخته درک عاشقی که بی گناهه

اینکه سعی کنم فراموشت کنم برام تنها راهه

.

انقدر بی تــــــو موندم که با تــــــو بودنم و فراموش کردم

انقدر داغ عشقت به دلم نشسته که دیگه سرد سردم

.

انقدر بی تــــــو موندم که با تــــــو بودنم و فراموش کردم

انقدر داغ عشقت به دلم نشسته که دیگه سرد سردم

.

سرد تک تک روزام مثل غروب پاییزی

که اگه می دیدی می گفتی چه عشق غم انگیزی

چه روزایی که بی تــــــو زندگی کردم

یه وقتایی میمُردم امــــــــــــــــــــــــــا

تورو از یاد نـــــــــــــــــــمی بُردم

.

انقدر بی تــــــو موندم که با تــــــو بودنم و فراموش کردم

انقدر داغ عشقت به دلم نشسته که دیگه سرد سردم

.

انقدر بی تــــــو موندم


انقدربی تــــــو موندم


رسم روزگاره:


او که ميرود ، براي هميشه هم مي رود .و آنقدر تنها مي شوي که حتي نام روزها را فراموش ميکني و گذشت زمان را احساس نمي كني ، از صداي تيك تيك ساعت بيزار مي شوي و با آنكه تنگ دل تو شكست اما ماهيش آزاد نشد.


راستی تو كه او را خيلي دوست داري: اگه هنوز باد شمعهایت را خاموش نکرده، اگه هنوز شمع بالهايت را نسوزانده ، اگه هنوز می توانی به او هديه اي ، شاخه گلي بدهي و پس قدر لحظه لحظه ي اين روزها را بدان . او را در آغوش بگير و تا فرصت داري به او بگو :

... 


دوستت دارم.....

پایان...!!!

پنهان شدي و در كلماتم رها شدي

با من رفيق بودي و از من جدا شدي

روياي فاتحانه ي يك قلب نااميد

پايان عاشقانه ي يك ماجرا شدي

اگه یه روز چشمات پر اشک شد و دنبال یه شونه گشتی که گریه کنی صدام کن. بهت قول نمی

 دم که ساکتت کنم...ولی قول می دم که پا به پات گریه کنم






زخمی می شود....!!!!

سیاه پوشیده بود، به جنگل آمد .. استوار بودم و تنومند!


من را انتخاب کرد ...


دستی به تنه‌ام کشید تبرش را در آورد و زد .. زد .. محکم و محکم‌تر ...

... 

به خود می‌بالیدم، دیگر نمی‌خواستم درخت باشم، آینده‌ی خوبی در انتظارم بود!


سوزش تبرهایش بیشتر می‌شد که ناگهان چشمش به درخت دیگری افتاد،


او تنومندتر بود ...


مرا رها کرد با زخم‌هایم، او را برد ...


و من که نه دیگر درخت بودم، نه تخته‌سیاه مدرس ی، نه عصای پیرمردی ...


خشک شدم...


بازی با احساسات مثل داستان تبر و درخت می‌مونه ..


ای تبر به دست ، تا مطمئن نشدی تبر نزن!


ای انسان


تا مطمئن نشدی، احساس نریز ..


زخمی می‌شود ...


در آرزوی تخته‌سیاه شدن، خشک می‌شود




قبل از این که بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی

کفشهای من را بپوش و در راه من قدم بزن،

از خیابانها، کوهها و دشت هایی گذر کن که من کردم،

اشکهایی را بریز که من ریختم

دردها و خوشیهای من را تجربه کن

سالهایی را بگذران که من گذراندم

روی سنگهایی بلغز که من لغزیدم

دوباره و دوباره برپاخیز و مجدداً در همان راه سخت قدم بزن

همانطور که من انجام دادم ...

بعد ، آن زمان می توانی در مورد من قضاوت کنی



ﻫﯿﭻ ﻟﺬﺗﯽ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ …ﮐﻪ ﺟﻮﺍﺏ ﺗﻠﻔﻦ ﻫﺎﯼ ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﻧﺪﯼ ، ﮐﻪ ﻗﺒﻼ جوابتو نمیداد





از اینکه امروز مورد توجه هستی خوشحال نباش تیتر روزنامه امروز کاغذ باطله فرداست






مخاطب خاصم...
ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ،
ﺯﯾﺎﺩ،
ﮐﻤﺶ ﮐﺮﺩی،
ﮐﻤﺘﺮﺵ ﮐﺮﺩی،
... ﺑﯽ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺷﺪﻡ،

ﻻﺍﻗﻞ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﻧﻔﺮﺕ ﻧﺮﺳﺎﻥ ..




تاوان کدوم اشتباه...!!!!

باور تلخ نبودنت...


تاوان کدامین اشتباه بود؟


تو گفتی بمان و من ماندم...


اکنون که تو رفته ای...


من در کوچه های تنهایی به انتظار برگشت تو به بی کسی


خود خیره شده ام...


و نمیدانم اخر چه خواهد شد...


میروی و من نگاهت میکنم...


تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم بی تو...


یک عمر برای گریستن وقت دارم...


 اما برای تماشای تو همین یک لحظه باقیست...


                و شاید همین یک لحظه اجازه زیستن در چشمان تو را داشته باشم





رفتی....رفتم...!!!!

گفتم:میری؟

گفت:آره

گفتم:منم بیام؟

گفت:جایی که من میرم جای 2 نفره نه 3 نفر

گفتم:برمی گردی؟

فقط خندید.....

اشک توی چشمام حلقه زد

سرمو پایین انداختم

دستشو زیر چونم گذاشت و سرمو بالا آورد

گفت:میری؟

گفتم:آره

گفت:منم بیام؟

گفتم:جایی که من میرم جای1 نفره نه 2 نفر

گفت:برمی گردی؟

گفتم:جایی که میرم راه برگشت نداره

من رفتم اونم رفت

ولی

اون مدتهاست که برگشته

وبا اشک چشماش

خاک مزارمو شستشو میده



نیت کردم...!!!


عشق

مثل نماز خوندن میمونه

وقتی نیت کردی

دیگه "نباید" به اطرافت نگاه کنی...!!!


سکـــــوت تـــــو

سهمگـین تر از سکوت ابرهاست

هر گاه تو سکوت می کنی

مـن می بارم

شایـد

بـہ همیـن خاطر سکوت کرده ای

تو باران را دوست داری



سیگار نمی کشم


نه اینکه نکشیده ام


آخرین بار که روبه رویم چشمهایش را بست

... 


آخرین نخ را کشیدم...


بعد ترک کردم


او را


خاطراتش را


و


سیگارم را ...


تمام آنچه را که ...آرامم میکرد !





من زخم های بی نظیری به تن دارم...

اماتوزیباترینشان بودی...

عمیق ترین شان...

عزیزترین شان...

بعدازتو آدمهاخراشی بیش نبودند

برپوستم...!! 





ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺧﻂ ﮐﺸﯿﺪﻡ

ﺑﺒﯿﻦ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﻻﻣﺮﻭﺕ ﺩﯾﮕﺮ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺮﺍﯼ

ﺧﻂ ﺯﺩﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ

ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺗﻮ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺭﺍﺣﺖ

ﮐﺮﺩﯼ

ﯾﮏ ﺧﻂ ﮐﺸﯿﺪﯼ ﺗﻨﻬﺎ ، ﺁﻥ ﻫﻢ ﺭﻭﯼ ﻣﻦ





خمیازه های کشدار/ سیگار پشت سیگار

شب گوشه ای به ناچار/سیگار پشت سیگار

این روح خسته هر شب /جان کندنش غریزیست

لعنت به این خود آزار/سیگار پشت سیگار






هوای تو از دود سیگارم هم مضر تر است …

دود سیگار به سرفه ام می‌اندازد ؛

هوای تو به گریه ام !!!


خسته ام از تظاهر...!!!


خسته ام از تظاهر به ایستادگی

از پنهان کردن زخم هایم

زور که نیست !

دیگر نمیتوانم بی دلیل بخندم و

با لبخندی مسخره وانمود کنم همه چیز رو به راه است....!

............اصلأ دیگر نمیخواهم که بخندم

میخواهم لج کنم ، با خودم ، با تو ، با همه ی دنیا...!

چقدر بگویم فردا روز دیگریست و امروز بیاید و مثل هر روز باشی....؟؟!

خسته ام .... از تو .... از خودم....از همه ی زندگی .....

میخواهم بکشم کنار ! از تو ... از خودم..... از همه ی زندگی .....





درد تنهایـــــــــی کشیـــــــــــــــــــــد ن،

مثلِ کشیدنِ خطهایِ رنگی روی کاغذِ سفـــــــــید،

شاهکاری میسازد به نامِ دیوانــــــــــگی...!

و من این شاهکــــارِ را به قیمتِ همهٔ فصلهایِ قشنگِ زندگیم خرید ام...

تو هر چه میخواهـــــــــی مـــــــرا بخوان....

دیوانـــــه، خود خــــواه،بی احساس.................

نمیــــفروشــــــــم​..!!!!





دستم به آرزوهایم نمی رسد

آرزوهایم بسیار دورند...

ولی درخت سبز صبرم می گوید:

امیدی هست...خدایی هست...

این بار برای رسیدن به آرزوهایم یک صندلی زیر پایم می گذارم

شاید این بار دستم به آرزوهایم برسد...

گریه کن...!!!


گریه کن تا دلت می خواد، گریه کن با دلت زیاد ، گریه کن تا یادت بیاد


شاید این بار آخره، لحظه ها داره میگذره، گریه کن تا یادت نره


پیدا کن شبو مثل من، گوشه ای واسه گم شدن


گریه کن اگه عاشقی، عاشقا گاهی گم میشن


گریه کن پای رازقی، گریه کن پای نسترن


این تویی که شکسته ای، این تویی اگه خسته ای


مثل من اگه عاشقی، چشماتو اگه بسته ای


این تویی که یادت میره، عهدایی که شکسته ای


این تویی تو شبای تار، چشماتو روی هم بزار، خورشیدو به خاطر بیار


اون که گل به تو هدیه داد، تا ابد عاشقت میخواد، تازه شو تا یادت بیاد



چشماي تو به من اميد زندگي ميده


دستاي تو گرماي خورشيد و به دست من ميده


اون نگاه عاشق تو منو به زندگي برم گردونده


اون لباي شيرين تو لب منو خندونده


عاشق اينم كه نگاه كنم تو چشمات


غرقم كني توي خيال وروياهات


نميدوني قبل تو چه سختيا كشيدم


طعم تلخ شكستو بدجوري من چشيدم


يه بي وفا بود كه من مثل ديوونه ها


دل بسته بودم بهش ،دلم شد ويرونه ،آه


كاش كه از اول تورو ميديد اين چشام


كاش كه از اول خدا تورو ميذاشت سر رام


باور كن نيمه من تو هستي كه پيدا شدي


از اين به بعد تورو ميخوام با اين كه خيلي ساده اي


بازم ميگم من عاشق چشات شدم


عاشق اون چشاي نازت كه منو ديوونه كرده


اخه چرا خدا فكر دل منو نكرده


از تمام رویاها دلگیرم...دلگیرم!!!


ای کاش کنارت بودم تا

زیباترین لالایی عاشقانه را برایت زمزمه کنم و تو اسمان قلبم را با مهتاب زیبای چشمانت نور باران کن تا خوابت ببرد

شبت به خیر عزیزم





باز هم شب شدو و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم

امشب درانتظار یک شب به خیر تا صبح بیدار خواهم ماند اما تو چشماهای زیبایت را به رویاها بسپار….

شب به خیر


69366488000529427548 عکس های رمانتیک و تنهایی مرداد 90



باز از تو مینویسم ، از غم دلتنگی ات

مینویسم که دلم هوایت را کرده است ، کاش تو را میدیدم ، به چشمهایت خیره میشدم و با تو درد دل میکردم .

باز هم مینویسم از عشق ، از احساسی که من نسبت به تو دارم .

احساسی به لطافت دستهای مهربانت ، به پاکی قلبت و به قشنگی لحظه دیدار .

حالا که دلتنگم ، حالا که بغض گلویم را گرفته و راهی جز اشک ریختن ندارم ،پس باز هم مینویسم از اشک.
... 
همان قطره پاکی که از چشمهای خسته ام سرازیر میشود ! قطره ای که از درون آن میتوان یک عالمه محبت و عشق دید.

قطره ای که درونش دلتنگیست ، غم عاشقیست ، آری همان اشک ، همانی که در لحظه دیدار بر روی گونه هایم دیدی.

پرسیدی که این چیست ؟ با اینکه میدانستم میدانی اشک است ، اما گفتم که چیزی نیست .

با دستهای مهربانت اشکهای رو گونه ام را پاک کردی و مرا آرام کردی
.
برای نوشتن لحظه ای اشک ریختن باید صدها بار کاغذ سفید دفترم را پاره پاره کنم، آنگاه که از

 این احساس زیبا مینویسم چشمهایم شروع به اشک ریختن میکند ، اشکهایی که بر روی صفحه

 سفید کاغذ میریزد ! اما آیا کسی فهمید که اینها اشک است؟

چرا اشک؟ دلم گرفته است به خدا دلتنگ یارم ! برای یک لحظه نگاه به چشمهایش.

احساسی را زیباتر از اشک ریختن در لحظه های عاشقی ندیده ام ، اگرچه زیباست اما از درون تلخ تلخ است.

باز هم مینویسم از اشک ، تا ببینی ، بخوانی و بدانی که طاقت یک لحظه دوری ات را ندارم.





رسم زندگي اين است روزي کسي را دوست داري و روز بعد تنهايي به همين سادگي او رفته

 است و همه چيز تمام شده مثل يک مهماني که به آخر مي رسد و تو به حال خود رها مي شوي

 چرا غمگيني ؟ اين رسم زندگيست پس تنها 

آواز بخوان





اگر شبي فانوس نفسهاي من خاموش شد ، اگر به حجله آشنايي ، برخوردي وعده اي به تو

 گفتند ، كبوترت در حسرت پركشيدن پر پر زد ! تو حرفشان راباورنكن ! تمام اين سالها كنارمن 

بودي ! كنار دلتنگي دفاترم ! درگلدان چيني







نگاهت را به کسي دوز که قلبش براي تو بتپه چشمانت را با نگاه کسي اشنا کن که زندگي را

 درک کرده باشه سرت را روي شانه هاي کسي بگذار که از صداي تپشهاي قلبت تو را بشناسه

 آرامش نگاهت رو به قلبي پيوند بزن که بي رياترين باشه لبخندت را نثار کسي کن که دل به

 زمين نداده باشه رويايت رو با چهره ي کسي تصوير کن که زيبايي را احساس کرده باشه

 چشم به راه کسي باش که تو را انتظار کشيده باشه اما عاشق کسي باش که تک تک

 سلولهاي بدنش تقدس عشق را درک کند







دلتنگ خودم...!!!


بیزار باش از معشوقه ای که

اسم هرزگی هایش را بگذارد

"آزادی"

اسم نگرانی هایت را بگذارد

"گیر دادن"

و برای بی تفاوتی هایش

"اعتماد داشتن به تو"

را بهانه کند....



آن قدر زیاد می شود

که دنیا با تمام وسعتش

برایم تنگ میشود...

...دلتنگم...

دلتنگ کسی که

گردش روزگارش به من که رسید از حرکت ایستاد...

دلتنگ کسی که دلتنگی هایم را ندید...

دلتنگ خودم...

خودی که مدتهاست گم کرده ام...

گذشت دیگر آن زمان که فقط یک بار از دنیا می رفتیم

حالا یک بار از شهر می رویم

یک بار از دیار...

یک بار از یاد...

یک بار از دل...

و یک بار از دست!!!

رویاها را ول کن دلم

هیچ "تو"یی دوستت نداشته

حتی"تو"های رویاهایت نیز

با "تو"های دیگر رفته اند

بلند شو

رویا دیدن بس است...!!!




هــــی فلانـــــــــــــــــــــــــــــی…



عاشقـــــــانه های مــــرا بـــه خـــــودت نگیـــــر،



مخـــــاطب مــــن،


معشـــــوقـــه ایــست کـــه وجـــودش را


به دنیـــــایی نمیـــــدهــــم…


دلم مرگ میخواهد...!!!



وقتی دستامو گرفت،چشمامو بستم و گفت دوستت دارم


نفهمیدم که من روی صحنه ی تئاترم و اون بازیگر خوبیه



امشبم، آغوشت نیست، اما!



خیالت را به آغوش میکشم


عطر تنت را میبویم؛


نوازش صورتت را


با گونه هایم......


به هیچ نمیدهم.....


امشب اینگونه است!


فردا شب و شبهای دگر را چه کنم !!!؟


دلم می گیرد


وقتی ...


می نویسم فقط برای تو ...


ولی ...


همه می خوانند جز تو


میترسم.......!


میترسم.....


ﺁﻧﻘﺪﺭ ﭘﯿﺶ ﺍﯾﻦ ﻭ ﺁﻥ


ﺍﺯ ﺧﻮﺑﯽ ﻫﺎﯾﺖ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮﺩﻩ ام،ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ


ﺳﺮﺍﻏﺖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ،ﺷﺮﻡ ﺩﺍﺭﻡ


ﺑﮕﻮﯾﻢ...............


میخواهد تنهایم بگذارد..........!


دلم مرگ میخواهد.........!

کارت پستال تنهایی



طوریم نیست ، خورد و خمیرم فقط همین

کم مانده است بی تو بمیرم فقط همین

از هر چه هست و نیست گذشتم ولی هنوز

در مرز چشمان تو گیرم ،‌ فقط همین

با دیدنت زبـان دلـم بنـد آمده اسـت

شاعــر شدم که لال نمیرم ،‌فقـــط همین

کارت پستال عاشقانه جدید




نفرین به تو ای غریبه

 

به تو که روزی اشنا ترین لحظه هایم بودی!

 

سکوت خسته و قلب شکسته ام را ببین با من چه کردی؟

 

ایا تاوان عاشق شدن و عاشق بودن این است؟!

 

اگر چنین است پس نفرین بر عشق...

 

روزگار تنها شدنم را در جاده ی انتظار می گذرانم

عکس گریه عاشقانه



مثل اون لب های بسته که دیگه حرفی ندارم

مثل این دست های بی جون که به هم پناه میارن

مثل اون خاطره ای که تو نگاه آینه مرده

مثل اون ترانه ای تورو یاد من آورده


خسته ام خسته ی خسته

خسته از ندیدن تو


چرا قسمتم نمی شه لحظه رسیدن تو

مثل قطره های بارون که تو چنگ ابر اسیرن


مثل خاطرات کهنه  که به یاد تو نم یاد

عشق





تو نیستی که ببینی

چگونه با دیوار


به مهربانی یک دوست

از تو می گویم 

 
تو نیستی که ببینی

چگونه از دیوار

جواب می شنوم


تو نیستی که ببینی


چگونه دور از تو


به روی هر چه در این خانه است

غبار سربی اندوه


بال گسترده است

تو نیستی که ببینی

دل رمیده ی من


به جز تو


یاد همه چیز را رها کرده است

card postal love





درد ، مرا انتخاب كرد

من ، تــــو را

تـــــو ، رفتن را
...
آسوده برو ! دلواپس نباش

من و درد و يـــــــادت تا ابـــــــد با هم هستيم





این سکوتــــــــ ـــ تلخ دنیایــــ ــ من است

زندگــــــ ــ ـی ام توی روباهایـــ ـــ من است

سلاممــــ ــ توی سکوتــــــ شب بی جوابــــــ موند

دستــــ ــ سردم توی سرمایــــ ــ شبــ ـ ...

بی محبتـــ ــ موند!

سکوتم را نمــ ــ ـی شکنم

بدون صدا اشکــ ـــ میریزمــ ـــ

کســــ ــ ــی اشکـــــم را نمــ ــــی بیند

جز کســــــی که در سکوتـــــ ــ، دلم را می خواند

تو این تاریکــ ـــ ـی شبـــ ــــ

چشمانـــ ـــم را می بندمـــ ــ

شایـــ ـد فقط در رویاهایایم کســــ ـی را ببینـــــم!





بی وفا ، رفتی؟ 

حرفهای آخرت را زدی و رفتی ؟

میگذاشتی  من نیز حرفهایم را برایت بگویم

لحظه ای صبر میکردی تا برای آخرین بار چشمهایت را ببینم ،

حتی اگر شده در خیالم دستهایت را بگیرم

چه راحت شکستی دلم را ، حتی نشنیدی یک کلام از حرفهایم را ،

چه راحت پا گذاشتی بر روی دلم ،حالا من مانده ام و تنهایی و یک دریای غم

چه آسان دلکندی از همه چیز ، نه دیگر بی تو در این دنیا جای من نیست …

به جا ماند خاطره های شیرین در لحظه های با هم بودنمان و همه ی این خاطره ها در یک لحظه بر باد رفت …

صبر میکردی اشکهای روی گونه ام خشک شود و بعد میرفتی ، حتی تو برای آخرین بار هم که شده آرامم

 نکردی …

گفتی خداحافظ و رفتی ، چقدر تو بی وفا هستی….





بی هیچ صدائی می آیند

زمانی که نمی دانی

در دلت یک مزرعه آرزو می کارند و... 

 بی هیج نشانی از دلت می گریزند

تا تمام چیزی که به یاد می آوری

حسرتی باشد به درازای زندگی

چه قدر بی رحمند رویاهـاا ...



چرا عشق؟؟؟


قلب های شکسته به دنبال چه می باشید؟

 به دنبال عشق می باشید که ذره های شکسته قلبتان را پیوند زند؟

اشتباه نکنید

 نگذارید که قلبتان این بار خرد و خاکستر شود.

عشق قلب را پیوند نمیزند بلکه ذره های شکسته را خاکستر میکند.

به دنبال چه می گردید؟

عشق؟

چرا عشق؟

چرا محبت نه؟

عشق دروغ است

حسی است وسوسه انگیز

 عشق بیماریست دردی است بی درمان.

مبادا مبتلا شوی که رهایی از آن بسی مشکل تر از دچار شدنش می باشد.

عشق جنون است

 دیوانه گیست

 چرا میخواهید عاشق شوید؟





چه ساده...!!!


چه ساده قلب هم را شکستیم

چه ساده به همدیگر تهمت زدیم

چه ساده اشک هم را دراوردیم

چه ساده به دروغ گفتیم 

دوستت دارم

چه ساده رفتیم

و به این کارها خندیدیم...!!!



خداحافظ بهترین رویای من خداحافظ  


با من و از من جدای من خداحافظ 


گرچه دوست نمیدارمت از دل وجان دیگر ولی 


دلدار بی چون وچرای من خدا حافظ


هیچ کس تنهائیم را حس نکرد ، برکه طوفانیم را حس نکرد ،


او که سامان غزل هایم از اوست ، بی سر و سامانیم را حس نکرد . . .





نمی دانی چه دلتنگم
چه بی تابم
چه غمگینم چه تنهایم
تو را هر شب صدا کردم
نمی بینی نمی خوابم

بیا تا باورت گردد
که بی تو کمتر از خاکم
ولی با تو به افلاکم

بیا با آرزوهایم
بسازم خانه ای در دل
سراغم را نمی گیری
مگر بیگانه ای با دل؟






آنقـــــدر دلـــم را شکسته انـــد

کـــه تمام راه هــای منتهی بـــه دل خــراب شـده است

چندیست تــابـــلو زده ام

کارگران مشغول کارنـــد آهسته بــرانید

نـــه بـــرای دل شکسته ام

بــــــرای شما کـه از زخـم دلـــم زخــم بـــر نــداریـــد