اولین شب نشست
سخنرانی به یاد موندی
پیش به سوی اینده
سخنرانی به یاد موندی
پیش به سوی اینده
به همین سادگی رفتی
بی خداحافظ عزیزم
سهم تو شد روز تازه
سهم من اشک که بریزم
به همین سادگی کم شد
عمر گل بوته تو دستم
گله از تو نیست میدونم
خودم اینو از تو خواستم
به جون ستاره هامون
تو عزیزتر از چشامی
هر جا هستی خوب و خوش باش
تا ابد بغض صدامی
تو رو محض لحظه هامون
نشه باورت یه وقتی
که دوست ندارم اینو
به خدا گفتم به سختی
من اگه دوست نداشتم
پای غم هات نمی موندم
واست این همه ترانه
از ته دل نمی خوندم
اگه گفتم برو خوبم
واسه این بود که می دیدم
داری آب می شی ، می میری
اینو از همه شنیدم
دارم از دوریت می میرم ؛
تا کنار من نسوزی
از دلم نمی ری عمرم
نفسامی که هنوزی
تو رو محض خیره هامون
که نفس نفس خدا شد
از همون لحظه که رفتی
روحم از تنم جدا شد
تو كه تنها نمي موني
من تنها رو دعا كن
خاطراتمو نگه دار
اما دستامو رها كن
دست تو اول عشق
بسپارش به آخرين مرد
مردي كه پشت يه ديوار
واسه چشمات گريه مي كرد
گريه مي كرد
گريه مي كرد
ساده از دلم گذشتی
من با یاد تو شب ها رو بیدارم
توی تنهایی نبودی
اما
باز تورو نبینم
بیمارم
حتی از توهم ندارم انتظار
میشکنه دلم
واسه یه اشتباه
بگذر از من واین
قلب کاغذی
که دستای تورو پاره کرد
از هر نفر می پرسم حالتو
هر شب دارم
میبینم خوابتو
برای این دلم که بوده مال تو
باید یه فکره چاره کرد
خـــــــــــــدایـــــــــــا!!!
این دلتنگی های ما را هیچ بارانی آرام نمیکند
فکری کن
اشک ما طعنه میزند به باران رحمتت...!

میدونم خیلی غریبی ، میدونم دلت شکسته
میدونم از غم و غصه ، خسته ای خسته خسته
میدونم توی دلامون ، چیزی نیست جز غم دوری
ولی چاره ای نداری جز تحمل و صبوری
خدا بزرگه عزیزم اینجوری بیتابی نکن
بخواب تا آروم بگیری خوابتو بی خوابی نکن
خدا بزرگه نفسم غصه نخور گریه نکن
اشکاتو پاک کن با اشکات منو دیوونه نکن
******
تا میخوام بیام سراغت نفسم میگیره از درد
یه صدایی توی قلبم زمزمه میکنه برگرد
نمیخوام به خاطر من سرزنش بشی یه روزی
به خدا برام عزیزی نمیخوام به پام بسوزی
تو نموم زندگیمی جز تو هیچکسو ندارم
ولی عشق من نمیخوام پا تو زندگیت بذارم
خدا بزرگه عزیزم اینجوری بیتابی نکن
بخواب تا آروم بگیری خوابتو بی خوابی نکن
خدا بزرگه نفسم غصه نخور گریه نکن
اشکاتو پاک کن با اشکات منو دیوونه نکن

تو اون ور دنیا باشی
پشت ابرا باشی دوستت دارم
من ارزومه دلت با من بمونه هی بگی بمون با من عشق مهربونم
کی جز من هوات و داره
هوای گریه داره وقتی دوری تو
کی مثل قلبم اسیره همش دلش میگیره وقتی دوری تو
اما تو نموندی کاش میفهمیدم از اولش عشق تو برای من نبود
برای تو هر کاری کردم اما چاره چیدنت برام نموند
اروم اروم دوباره دل هوای گریه داره بعد رفتنت
دلتنگتم دوباره جونم و میگیره عطر پیرهنت
یــــــــــجـــــوری دلــــــــــــم تنــــــــــــــــــگ میـــــــــــشه بــــــــــــــرات
محــــــــــــــــــــــالــه بتــــــــــــــــــونـــی تصــــــــور کنـــــــــــــــی...
گمــــــــــــــــــــــونـــم نمیــــــــــــــــتونــــــــی حتــــــــــــی خــــــودت
جـــــــــای خـــــــــــــــالیــــــــــــــــــتُ تـــــو دلـــــــــــم پــــر کنـــــــــی...
دنیا از این رو به اون رو بشه،آسمونم به زمین بیاد ،..بازم جای لبای من رو لبای توئه
آدم برفى هم كه باشى،دلت ميخواهد كسى در آغوشت بگيرد...
دلت ميخواهد يك نفر كنارت باشد...
تا گرمت كند...
تا آرامت كند...
مهم نيست آب شدن،نيست شدن
در خاطره ی که "تویی"دیگران فراموشند
بگذار در گوشت بگویم "میخواهمت"
این خلاصه ی تمام حرفهای عاشقانه ی دنیاست!!!

هوا را هر چقدر هم نفس بکشی باز هم برای کشیدنش بال بال میزنی!
مثل تو!
هرچقد هم که باشی باز هم باید باشی!
میفهمی؟
بودنت مهمه!!!
شــــک نــــکـــن
"آینده ای" خواهم ساخت که"گذشتـــه ام"جلویش زانـــو بزند
قـــرار نیــســت مـــن هـــم دل کس دیـــگری را بســـوازنم
برعـــکـــس کسی را که وارد زندگیـــم میشود آنقـــدر خوشبخت می کنم که به هر روزی که جای "او"
نیستی به خودت"لعنـــت" بفرستی!!!
دل بي تو غم زده چشامو نم زده
آرامش منو دوريت بهم زده
بخاطر توئه اين همه دلهره
اين روزا بدجوري دلم ازت پــُره
عزيزم
چي شده که دلم به دل ديگه اي ديگه دل نميده
از همه بريدم
عزيزم
آخه دل تو دلِ دل من ديگه نيست
مثل تو نديده
از همه بريده
عزيزم عزيزم عزيزم
عزيزم
بي تو شدم تباه تو نيمه هاي راه
تنهام گذاشتي تو واسه کدوم
گناه؟!
سردرگمم هنوز فکر توئم هنوز
دلم به اين خوشه ميبينمت
يه روز
عزيزم
چي شده که دلم به دل ديگه اي ديگه دل نميده
از همه بريدم
عزيزم
آخه دل تو دلِ دل من ديگه نيست
مثل تو نديدم
از همه بريده
عزيزم عزيزم عزيزم
عزيزم
عـــــــشــــــــــــق مــــــــــــــن
بوسه با لجبازی بیشتر میچسبد...!!!!

ﺭﻓﺘـــــــــــــــــﯽ ؟!
ﺑﻪ " ﺩﺭﮐـــــــــــــــــــــــــ !!!! "
ﻭﻋـــﺪﻩ ﯼ ﻣﺎ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﺎﺷـــﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻮﺍﺯﺵ
ﺩﺳﺘـــــــــ ﻫﺎﯾﻢ ...
ﺁﻏﻮﺷـــــﻢ ...
... ﺑﻮﺳـــــــﻪ ﻫﺎ ﻭ ﻣﻬـــــــــﺮﺑﺎﻥﯼ ﻫﺎﯾﻢ ....
ﻣﺜﻞ " ﺳﮕـــــــــــــــ " ﻟــــــــــﻪ ﻟــــــــــﻪ
ﺑﺰﻧﯽ!
ﺁﻧــﺮﻭﺯ ﺍﮔـــــــﺮ ﭘﺸﺘــــــ ﮔﻮﺷﺘــــــ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﯼ
ﻣــــــﺮﺍ ﻫﻢ ﺧﻮﺍﻫـــــﯽ ﺩﯾد . . .


سال نو رو به همه دوستام تبریک میگم
امیدوارم سال خوبی داشته باشید
عشــــق مــــن
(مـــریـــم)
زمانی ک با تو هستم
روزهای بی تو بودن را نفرین میکنم و زمانی که بی تو هستم روزهای با تو بودن را آرزو میکنم
هنوزم با اسمت قلبم اروم میشه
این همه بی تابی واسه تنهاییشه
تو کنارم باش و منو ارومم کن
سربذار رو شونم
غصه هامو کم کن

حرف هایم...دلخوری هایم...دلتنگی هایم...وتمام اشک های من بماند برای بعد...تنها بمن بگو...با
او چگونه میگذرد ک بامن نمیگذشت!
.jpg)



به سلامتی اون دلی که هزار بار شکسته ولی هنوز شکستن بلد نیست... به سلامتی اون رفیقی
که کم نمی آره ولی کم بر می داره تا رفیقش کم نیاره... به سلامتی اونایی که توی سخت ترین
مشکلات ما، به جای این که ترکمون کنن درکمون می کنن... به سلامتی اون دلی که به درد دل
همه گوش می ده ولی معلوم نیست خودش کجا درد دل می کنه


روزی دروغ به حقیقت گفت : مــــیل داری با هم به دریـــا برویم و شنـــا کنیم ، حقیقــت ساده لــوح پذیرفت و
گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباسهایش را در آورد .
دروغ حیلــــه گـــر لباسهای او را پوشید و رفت .
از آن روز همیشه حقیقت عــــریان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان
می شود...




سخته واست که بفهمی! چقدر عشق غم انگیزه
یه وقتایی بی اینکه بخوای اشکات میریزه
سخته درک عاشقی که بی گناهه
اینکه سعی کنم فراموشت کنم برام تنها راهه
.
انقدر بی تــــــو موندم که با تــــــو بودنم و فراموش کردم
انقدر داغ عشقت به دلم نشسته که دیگه سرد سردم
.
انقدر بی تــــــو موندم که با تــــــو بودنم و فراموش کردم
انقدر داغ عشقت به دلم نشسته که دیگه سرد سردم
.
سرد تک تک روزام مثل غروب پاییزی
که اگه می دیدی می گفتی چه عشق غم انگیزی
چه روزایی که بی تــــــو زندگی کردم
یه وقتایی میمُردم امــــــــــــــــــــــــــا
تورو از یاد نـــــــــــــــــــمی بُردم
.
انقدر بی تــــــو موندم که با تــــــو بودنم و فراموش کردم
انقدر داغ عشقت به دلم نشسته که دیگه سرد سردم
.
انقدر بی تــــــو موندم
انقدربی تــــــو موندم

رسم روزگاره:
او که ميرود ، براي هميشه هم مي رود .و آنقدر تنها مي شوي که حتي نام روزها را فراموش ميکني و گذشت زمان را احساس نمي كني ، از صداي تيك تيك ساعت بيزار مي شوي و با آنكه تنگ دل تو شكست اما ماهيش آزاد نشد.
راستی تو كه او را خيلي دوست داري: اگه هنوز باد شمعهایت را خاموش نکرده، اگه هنوز شمع بالهايت را نسوزانده ، اگه هنوز می توانی به او هديه اي ، شاخه گلي بدهي و پس قدر لحظه لحظه ي اين روزها را بدان . او را در آغوش بگير و تا فرصت داري به او بگو :
...
دوستت دارم.....
.jpg)
پنهان شدي و در كلماتم رها شدي
با من رفيق بودي و از من جدا شدي
روياي فاتحانه ي يك قلب نااميد
پايان عاشقانه ي يك ماجرا شدي

اگه یه روز چشمات پر اشک شد و دنبال یه شونه گشتی که گریه کنی صدام کن. بهت قول نمی
دم که ساکتت کنم...ولی قول می دم که پا به پات گریه کنم


سیاه پوشیده بود، به جنگل آمد .. استوار بودم و تنومند!
من را انتخاب کرد ...
دستی به تنهام کشید تبرش را در آورد و زد .. زد .. محکم و محکمتر ...
...
به خود میبالیدم، دیگر نمیخواستم درخت باشم، آیندهی خوبی در انتظارم بود!
سوزش تبرهایش بیشتر میشد که ناگهان چشمش به درخت دیگری افتاد،
او تنومندتر بود ...
مرا رها کرد با زخمهایم، او را برد ...
و من که نه دیگر درخت بودم، نه تختهسیاه مدرس ی، نه عصای پیرمردی ...
خشک شدم...
بازی با احساسات مثل داستان تبر و درخت میمونه ..
ای تبر به دست ، تا مطمئن نشدی تبر نزن!
ای انسان
تا مطمئن نشدی، احساس نریز ..
زخمی میشود ...
در آرزوی تختهسیاه شدن، خشک میشود
قبل از این که بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی
کفشهای من را بپوش و در راه من قدم بزن،
از خیابانها، کوهها و دشت هایی گذر کن که من کردم،
اشکهایی را بریز که من ریختم
دردها و خوشیهای من را تجربه کن
سالهایی را بگذران که من گذراندم
روی سنگهایی بلغز که من لغزیدم
دوباره و دوباره برپاخیز و مجدداً در همان راه سخت قدم بزن
همانطور که من انجام دادم ...
بعد ، آن زمان می توانی در مورد من قضاوت کنی
ﻫﯿﭻ ﻟﺬﺗﯽ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ …ﮐﻪ ﺟﻮﺍﺏ ﺗﻠﻔﻦ ﻫﺎﯼ ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﻧﺪﯼ ، ﮐﻪ ﻗﺒﻼ جوابتو نمیداد
باور تلخ نبودنت...
تاوان کدامین اشتباه بود؟
تو گفتی بمان و من ماندم...
اکنون که تو رفته ای...
من در کوچه های تنهایی به انتظار برگشت تو به بی کسی
خود خیره شده ام...
و نمیدانم اخر چه خواهد شد...
میروی و من نگاهت میکنم...
تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم بی تو...
یک عمر برای گریستن وقت دارم...
اما برای تماشای تو همین یک لحظه باقیست...
و شاید همین یک لحظه اجازه زیستن در چشمان تو را داشته باشم
گفتم:میری؟
گفت:آره
گفتم:منم بیام؟
گفت:جایی که من میرم جای 2 نفره نه 3 نفر
گفتم:برمی گردی؟
فقط خندید.....
اشک توی چشمام حلقه زد
سرمو پایین انداختم
دستشو زیر چونم گذاشت و سرمو بالا آورد
گفت:میری؟
گفتم:آره
گفت:منم بیام؟
گفتم:جایی که من میرم جای1 نفره نه 2 نفر
گفت:برمی گردی؟
گفتم:جایی که میرم راه برگشت نداره
من رفتم اونم رفت
ولی
اون مدتهاست که برگشته
وبا اشک چشماش
خاک مزارمو شستشو میده
عشق
مثل نماز خوندن میمونه
وقتی نیت کردی
دیگه "نباید" به اطرافت نگاه کنی...!!!
سکـــــوت تـــــو
سهمگـین تر از سکوت ابرهاست
هر گاه تو سکوت می کنی
مـن می بارم
شایـد
بـہ همیـن خاطر سکوت کرده ای
تو باران را دوست داری
سیگار نمی کشم
نه اینکه نکشیده ام
آخرین بار که روبه رویم چشمهایش را بست
...
آخرین نخ را کشیدم...
بعد ترک کردم
او را
خاطراتش را
و
سیگارم را ...
تمام آنچه را که ...آرامم میکرد !
خسته ام از تظاهر به ایستادگی
از پنهان کردن زخم هایم
زور که نیست !
دیگر نمیتوانم بی دلیل بخندم و
با لبخندی مسخره وانمود کنم همه چیز رو به راه است....!
............اصلأ دیگر نمیخواهم که بخندم
میخواهم لج کنم ، با خودم ، با تو ، با همه ی دنیا...!
چقدر بگویم فردا روز دیگریست و امروز بیاید و مثل هر روز باشی....؟؟!
خسته ام .... از تو .... از خودم....از همه ی زندگی .....
میخواهم بکشم کنار ! از تو ... از خودم..... از همه ی زندگی .....
گریه کن تا دلت می خواد، گریه کن با دلت زیاد ، گریه کن تا یادت بیاد
شاید این بار آخره، لحظه ها داره میگذره، گریه کن تا یادت نره
پیدا کن شبو مثل من، گوشه ای واسه گم شدن
گریه کن اگه عاشقی، عاشقا گاهی گم میشن
گریه کن پای رازقی، گریه کن پای نسترن
این تویی که شکسته ای، این تویی اگه خسته ای
مثل من اگه عاشقی، چشماتو اگه بسته ای
این تویی که یادت میره، عهدایی که شکسته ای
این تویی تو شبای تار، چشماتو روی هم بزار، خورشیدو به خاطر بیار
اون که گل به تو هدیه داد، تا ابد عاشقت میخواد، تازه شو تا یادت بیاد

چشماي تو به من اميد زندگي ميده
دستاي تو گرماي خورشيد و به دست من ميده
اون نگاه عاشق تو منو به زندگي برم گردونده
اون لباي شيرين تو لب منو خندونده
عاشق اينم كه نگاه كنم تو چشمات
غرقم كني توي خيال وروياهات
نميدوني قبل تو چه سختيا كشيدم
طعم تلخ شكستو بدجوري من چشيدم
يه بي وفا بود كه من مثل ديوونه ها
دل بسته بودم بهش ،دلم شد ويرونه ،آه
كاش كه از اول تورو ميديد اين چشام
كاش كه از اول خدا تورو ميذاشت سر رام
باور كن نيمه من تو هستي كه پيدا شدي
از اين به بعد تورو ميخوام با اين كه خيلي ساده اي
بازم ميگم من عاشق چشات شدم
عاشق اون چشاي نازت كه منو ديوونه كرده
اخه چرا خدا فكر دل منو نكرده
ای کاش کنارت بودم تا
زیباترین لالایی عاشقانه را برایت زمزمه کنم و تو اسمان قلبم را با مهتاب زیبای چشمانت نور باران کن تا خوابت ببرد
شبت به خیر عزیزم
بیزار باش از معشوقه ای که
اسم هرزگی هایش را بگذارد
"آزادی"
اسم نگرانی هایت را بگذارد
"گیر دادن"
و برای بی تفاوتی هایش
"اعتماد داشتن به تو"
را بهانه کند....
آن قدر زیاد می شود
که دنیا با تمام وسعتش
برایم تنگ میشود...
...دلتنگم...
دلتنگ کسی که
گردش روزگارش به من که رسید از حرکت ایستاد...
دلتنگ کسی که دلتنگی هایم را ندید...
دلتنگ خودم...
خودی که مدتهاست گم کرده ام...
گذشت دیگر آن زمان که فقط یک بار از دنیا می رفتیم
حالا یک بار از شهر می رویم
یک بار از دیار...
یک بار از یاد...
یک بار از دل...
و یک بار از دست!!!
رویاها را ول کن دلم
هیچ "تو"یی دوستت نداشته
حتی"تو"های رویاهایت نیز
با "تو"های دیگر رفته اند
بلند شو
رویا دیدن بس است...!!!
هــــی فلانـــــــــــــــــــــــــــــی…
عاشقـــــــانه های مــــرا بـــه خـــــودت نگیـــــر،
مخـــــاطب مــــن،
معشـــــوقـــه ایــست کـــه وجـــودش را
به دنیـــــایی نمیـــــدهــــم…
وقتی دستامو گرفت،چشمامو بستم و گفت دوستت دارم
نفهمیدم که من روی صحنه ی تئاترم و اون بازیگر خوبیه
امشبم، آغوشت نیست، اما!
خیالت را به آغوش میکشم
عطر تنت را میبویم؛
نوازش صورتت را
با گونه هایم......
به هیچ نمیدهم.....
امشب اینگونه است!
فردا شب و شبهای دگر را چه کنم !!!؟
دلم می گیرد
وقتی ...
می نویسم فقط برای تو ...
ولی ...
همه می خوانند جز تو
میترسم.......!
میترسم.....
ﺁﻧﻘﺪﺭ ﭘﯿﺶ ﺍﯾﻦ ﻭ ﺁﻥ
ﺍﺯ ﺧﻮﺑﯽ ﻫﺎﯾﺖ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮﺩﻩ ام،ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ
ﺳﺮﺍﻏﺖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ،ﺷﺮﻡ ﺩﺍﺭﻡ
ﺑﮕﻮﯾﻢ...............
میخواهد تنهایم بگذارد..........!
دلم مرگ میخواهد.........!
قلب های شکسته به دنبال چه می باشید؟
به دنبال عشق می باشید که ذره های شکسته قلبتان را پیوند زند؟
اشتباه نکنید
نگذارید که قلبتان این بار خرد و خاکستر شود.
عشق قلب را پیوند نمیزند بلکه ذره های شکسته را خاکستر میکند.
به دنبال چه می گردید؟
عشق؟
چرا عشق؟
چرا محبت نه؟
عشق دروغ است
حسی است وسوسه انگیز
عشق بیماریست دردی است بی درمان.
مبادا مبتلا شوی که رهایی از آن بسی مشکل تر از دچار شدنش می باشد.
عشق جنون است
دیوانه گیست
چرا میخواهید عاشق شوید؟
چه ساده قلب هم را شکستیم
چه ساده به همدیگر تهمت زدیم
چه ساده اشک هم را دراوردیم
چه ساده به دروغ گفتیم
دوستت دارم
چه ساده رفتیم
و به این کارها خندیدیم...!!!
خداحافظ بهترین رویای من خداحافظ
با من و از من جدای من خداحافظ
گرچه دوست نمیدارمت از دل وجان دیگر ولی
دلدار بی چون وچرای من خدا حافظ
هیچ کس تنهائیم را حس نکرد ، برکه طوفانیم را حس نکرد ،
او که سامان غزل هایم از اوست ، بی سر و سامانیم را حس نکرد . . .