اسیر آفتاب
بگذار سرنوشت هرراهی راکه میخواهدبرودراه من جداست بگذاراین ابرها تامیتوانندببارندچتر من خداست
بـي هـوا بـه دسـت آمـده بـود
بـي خـود از دسـت رفـتـ
نـفـهـمـيـدم آمـدنـش را حـيـران بـنـگـرم
يـا رفـتـنـش را مـات بـگـريـم
بـاد آورده را بـاد مـي بـرد !؟
قـبـول
دلـم را کـه بـاد نـيـاورده بود
+
تاريخ شنبه ۱۳۹۲/۰۴/۰۱ساعت 0:42 به قلم شیرین
|
مطالب قدیمیتر
HOME
|
EMAIL
|
PROFILE
ZHANTEH
a R C H I v E
تیر ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
فروردین ۱۳۹۰
آبان ۱۳۸۹
شهریور ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹
تیر ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
اردیبهشت ۱۳۸۹
فروردین ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
بهمن ۱۳۸۸
دی ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
آبان ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
شهریور ۱۳۸۸
مرداد ۱۳۸۸
m oZH GA N TEM P
Ðe$igNÊR
m oZH GA N
✕