آدم نمیشوم من...
لبخندتــــ خرم میکند...
دوریتــــ سگـم...
آدم نمیشوم من...
لبخندتــــ خرم میکند...
دوریتــــ سگـم...
گفتـــ : تو هیچکس رو نمیتونی پیدا کنی کهـ مثل من باشهـ....
گفتـــــم: خوبــیش هم ایــنهـ....
آیندهـ ای خواهم ساختـــ کهـ گذشتهـ ام جلویش زانو بزند...
شکـــ نـکـن...
گاهی بهـ خدا نفس کشیدن سختـــ استــــ....
یعنی نفسی تو را ندیدن سختــــ استـــــ...
بــا زور مســکن قوی خوابـیـــدن...
بـا دلهرهـ از خوابـــ پریدن سختــــ استــــ...
عـاشق نشـدی زندگی اتــــ تلخ شـود...
تا درکـــ کنی که دل بریدن سختـــ استــــ...
بعــد از تو خـدا شبیهـ تـو خلق نکرد...
یعنی کهـ شبیهـ اتــــ آفریدن سختـــ استــــ...
هـر روز سر کوچهـ نشستن تا شبــــ....
از فاصلهـ های دور دیدن سختــــ استــــ....
حــقا کهـ تــو سهم من نبـودی حـالا...
فهمیدن ایـن درد شدیـدا سختــــ استــــ....
من دیـگر تکـرار نمیشـوم...خاطراتـتــــ را بنویـس...
خدایـــا...
تـــو شاهد باش...
بهـ خاطر برگشتنش با تمام توانم جنگیدم...
ولی حریفـــ خودش نمیشوم....
آتـــش بـــس...
کم آوردهـ ام...
بعــضی وقتــا... بعــضی اهنگــا... خیـــلی نامــردن...
بــــی تــفاوتـــ نــیستــمــ فقـطـ دیگــر کسیــــ برایمـــ متــفاوتــــ نیستـــ.....
حماقتـــ یعنــی صداقتـــ داشتــن با کسـی کهـ سیاستـــ دارد...
یـا کهـ از نـسل گـلی هرزهـ میـان کـوهم...
تو همـ آن آدمکــ چـوبی پیـمان شـکنی...
کـهـ فقط لایـق آتـش زدنی...
لالا لالا بد اورديم
به نام زندگي مرديم
خيانت شكل ياري شد
ز ياران پشت پا خورديم
هيچكس نفهميد
شايد شيطان عاشق حوا بود كه بر آدم سجده نكرد...
میشود برای من کمی دعا کنی؟
یا اگر خدا اجازه می دهد.
یک کمی به جای من خدا خدا کنی؟
یا که از فراز قله های دور.
دستی از دعا برای من تکان دهی؟
راستش دلم مثال یک نماز بین راه.
خسته و شکسته است.
می شود مرا کمی دعا کنی؟
میروم خسته وافسرده وزار
سوی منزلگه ویرانه خویش
بخدا میبرم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه خویش
میبرم،تا که در آن نقطه دور
شستشویش دهم از رنگ گناه
شستشویش دهم از لکه عشق
زین همه خواهش بی جا وتباه
میبرم تا زتو دورش سازم
زتو،ای جلوه امید محال
میبرم زنده به گورش سازم
تا از این پس نکند یاد وصال
ناله میلرزد،می رقصد اشک
آه،بگذار که بگریزم من
از تو،ای چشمه جوشان گناه
شایدآن به که بپرهیزم من
بخدا غنچه شادی بودم
دست عشق آمد و از شاخم چید
شعله آه شدم،صد افسوس
که لبم باز برآن لب نرسید
عاقبت بند سفر پایم بست
میروم،خنده به لب،خونین دل
میروم،از دل من دست بردار
ای امید عبث بی حاصل