زنان علیه زنان 5
اینکه آدم ها بدانند چه زمانی در اوج اند و همان زمان خداحافظی کنند خیلی خوب است اصلا خودش یک امتیاز است برای موفقیت . وقتی وارد یک مسابقه میشوی و حریفت کسی ست مثل استادت که دکترا دارد و تو درمقابل دانشجوی ترم پنجی ! باید انتظار هر چیزی را داشته باشی .
بعد از جرو بحث های زیاد،استاد دوباره شروع کرد به شمردن حقوق اعطا شده به زن اولین آن را مهریه از جانب مرد گفت و حق دارا بودن آن را نسبت به زن دانست و من تایید کردم که دینی ست برگردن شوهر و... .اما از آنجا که حریف خیلی قدر بود و مخاطب پرسش ها صحبت هایش هم فقط من بودم . رو کرد به تمامی دختران کلاس و گفت : آنهایی که برادر دارند جواب بدهند ! اگر برادر شما 500 سکه مهر زنش کند و زن فردای عقد آن را مطالبه کند نظر شما چیست ؟ به برادرتان پیشنهاد می کنید که طلاقش بدهد چون این زن به درد زندگی نمی خورد و یا مهر حقش است و باید پرداخت شود!؟
از آنجا که برادر ندارم منتظر بودم پاسخ دوستان را بشنوم که استادمدام من را تحریک می کرد به پاسخ دادن و من نگاه های خیره خیره به دوستان ، و دختران دانشجوی حقوق همچنان واکنششان : سکوت بود و سکوت ...
آخر تحمل نیاوردم و جواب دادم: اگر کسی مهریه را حق زن بداند در همه شرایط خواهان اجرا شدن این حق است!
و دختران عزیر همه زبان باز کردند که : تو که داداش نداری پس این را نمی توانی بگویی !
حریف با یک سوال من را ضربه فنی کرد و ادامه داد : میبینی این خود زن ها هستند که مهر را حق خودشان نمی دانند ! حالا تو چی میگی !؟

" تو مرا گنج روانی... !؟" مولانا