برگزیدگان پنجمین دوره جشنواره فصلی ‌بین‌المللی "آرتونیست"  

داودیاراحمدی دبیر کل جشنواره بین‌المللی فصلی «آرتونیست» عنوان کرد: جشنواره آرتونیست یک جشنواره مردمی است که طی یکسال گذشته با سیاستگذاری عده ای از هنرمندان کارتونیست، عکاس و گرافیست مطرح از سراسر جهان شکل گرفته است. این جشنواره تا به امروز چهار دوره از فعالیت خود را در قالب کارتون با حضور 55 هنرمند از کشورهای مختلف با موفقیت به پایان رسانده است.

در ادامه سیاست گذاری عوامل اجرایی جشنواره آرتونیست، برای حضور بیشتر هنرمندان جهان، در دوره پنجم خود (تابستان 1400 ) دو بخش «عکس» و «پوستر» را به جشنواره اضافه کرد.

در پنجمین دوره جشنواره آرتونیست، تعداد4784 اثر از 1250 هنرمند از 65 کشور جهان در سه قالب؛ کارتون، پوستر و عکس به دبیرخانه جشنواره رسید.

داوران جشنواره پس از بررسی آثاررسیده ، 5 هنرمند را در هریک از بخش های عکس، کارتون و پوستر حایز رتبه های برتر شناختند.

بخش عکس:

  • علی سبیح کادیم - عراق
  • دیکی آریانی - اندونزی
  • هادی دهقانپور - ایران
  • رضا معتمدی - ایران
  • کاظم حسین زاده - ایران


بخش کارتون:

  • الکساندر شمیت - روسیه
  • اولگ لوکتیف - اوکراین
  • اسماعیل بابایی - ایران
  • موجمیر میهاتوف – کرواسی
  • وانگ شانجیا - چین


بخش پوستر:

  • فن جون جون - چین
  • ویچیانگ تانگ – چین
  • اکسیلونگ لیو-چین
  • پاتریسجا لونگاوا-لهستان
  • پیتر پوکس - مجارستان

گفتنی است داوری  پنجمین دوره آرتونیست را  در؛

بخش عکس: دکتر کمال الدین شاهرخ از ایران، عادل عبدالعال از مصر، سمیره الخلیفه از کویت، نوربرت هایل از آلمان و الکساندر خاراوات از کشور اکراین

بخش کارتون: بهرام ارجمندنیا از ایران، سیائو کیانگ هو از چین، ایزابلا کوالسکا وایزروک از لهستان، ولایمیر کازانوسکی از اکراین و سیران سفرلی از کشور آذربایجان

بخش پوستر: علی آقا حسین پور از ایران، کریستوفر هان از کره، ریکه هانسن از دانمارک، ماتیاس هیلنر از سنگاپور و پاول پیسکولاکوف از کشور روسیه به عهده داشتند.

لازم به ذکر است که علی رضا عطاریانی از ایران، هیتوشی میورا از کشور ژاپن،  و رائد خلیل از کشور سوریه دبیران اجرایی پنجمین دوره جشنواره آرتونیست بودند.

برگزیدگان چهارمین دوره جشنواره آرتونیست معرفی شدند

هنرمندنیوز: داود یاراحمدی دبیرکل جشنواره فصلی بین‌المللی آرتونیست در گفتگو اختصاصی با خبرنگار هنرمند عنوان کردند: متأسفانه داوری چهارمین دوره جشنواره کارتون «آرتونیست» طبق جدول برنامه‌ریزی جشنواره صورت نگرفت و اعلام نتایج با وقفه کوتاهی روبرو شد.

طبق هماهنگی های قبلی و اعلام شده، قرار بود قضاوت این دوره از جشنواره توسط سه تن از هنرمندان کارتونیست بزرگ جهان؛ میخائیل زلاتکوفسکی از کشور روسیه، هیلال اوزکن از ترکیه و حسین چاکمک از قبرس صورت پذیرد. متأسفانه میخائیل زلاتکوفسکی به دلیل بیماری در بیمارستان بستری شد و نتوانست در قضاوت آثار این دوره حضور داشته باشد.

به همین دلیل محمدعلی رجبی؛ یکی از کاریکاتوریست های خوب و شناخته شده مطبوعات ایران آثار را به جای وی قضاوت کرد.

در چهارمین دوره جشنواره آرتونیست، از ۸۵ کشور جهان هنرمندان کارتونیست آثار ارسال کردند که طبق آرای داوران ۱۲۰ اثر برای انتشار در کاتالوگ انتخاب و از بین این آثار، هنرمندان زیر حایز رتبه‌های برتر شناخته شدند:

جایزه برنده

- جایزه اول: آنجل بولیگان/ کوبا

- جایزه دوم: آسکین آیرانچی اوغلو/ترکیه

- جایزه سوم:  لوک دچیمائکر / بلژیک

تقدیر شدگان:

- میهای گابریل بابوک/رومانی

- هاجو دی رایگر/ هلند

- ایزابلا کوالسکا ویچورک/ لهستان

یاراحمدی در پایان عنوان کرد : پنجمین دوره جشنواره فصلی بین‌المللی آرتونیست(فصل تابستان) تا چند روز دیگر به کار خود پایان می دهد.علاقمندان می توانند آثار خود را در سه بخش ؛ عکس، پوستر و کارتون تا ۱۰ مهر ماه به ایمیل artoonist.Ir@gmail.com  ارسال نمایند.

لازم به ذکر است که جشنواره بینالمللی  فصلی «آرتونیست»، یک جشنواره مردمی می باشد که طی یکسال گذشته با سیاستگذاری عده ای از هنرمندان، کارتونیست، عکاس و گرافیست مطرح از سراسر جهان شکل گرفته است. این جشنواره سعی برای این داشته که به صورت فصلی اتفاقات و رویداهای مختلف جهان را در قالب کارتون، عکس طنز خبری و مطبوعاتی و پوستر مورد بررسی و نقد از نگاه هنرمندان جهان قرار دهد.

تا به امروز ۴ دوره از این جشنواره در گستره جهانی در قالب کارتون برگزار شده است. آرتونیست در دوره پنجم خود (تابستان ۱۴۰۰ )، بخشهای «عکس طنز خبری و مطبوعاتی» و «پوستر طنز» را برای حضور بیشتر هنرمندان جهان به جشنواره خود اضافه کرده است.

این جشنواره سعی برای این دارد که در پایان هر چهار فصل، آثار برگزیدهی هنرمندان یکسال گذشته را با هماهنگی و توافق صاحبین آثار درقالب نمایشگاه سالانه آرتونیست به فروش بگذارد.

این رویداد باعث میشود که برخلاف خیلی از جشنوارههای مرسوم جهانی، اصل آثار برگزیده با امضای هنرمندان به فروش برسد و چرخه اقتصاد هنر که تاکنون در قالب آثار کارتون، عکس و پوستر مغفول مانده است، شکل بگیرد و هنرمندان این رشته های هنری نیز به مثابه هنرمندان نقاش از فروش آثارشان انتفاع مالی داشته باشند.

مدل درآمدزایی هنری نداریم

حوزه اقتصاد هنر کشور با مسئله تصدی‌گری فرهنگی مواجه است که مبنای اقتصاد کینزی دارد. درواقع دولت‌ها که وظیفه تنظیم گری ارتباطات را برای سهولت فعالیت هنرمندان دارا می‌باشند خود به مجریان حوزه هنر تبدیل‌شده‌اند و این امر نه تنها رقابت را سخت کرده بلکه نظم موجود در چرخه اقتصادی را برهم زده است.

گروه فرهنگ و هنر «سدید»؛ حذف گالری‌ها، نمایشگاه‌ها و جشنواره‌های هنری همراه با عدم امکان بازدید آثارهنری توسط مردم موجب شده تا بخشی از معیشت جامعه هنری و به طور کلی اقتصاد هنر در کشور با مشکل جدی روبرو شود. در همین رابطه داود یاراحمدی؛ کارشناس ارشد اقتصاد هنر در گفت‌وگویی به چرایی وضعیت اقتصادی هنر و هنرمندان در کشور و همچنین راه حل‌های پیشنهادی به منظور رهایی از وضع موجود در دوران کرونا پرداخته است.

یاراحمدی فارغ از تخصص در چندین حوزه هنری، با برگزاری جشنواره فصلی بین‌المللی آرتونیست سابقه درآمدزایی از مقوله هنری در حوزه‌های مختلف را در کارنامه خویش دارد. مشروح این گفتگ‌وگو از منظر شما می‌گذرد:


به عنوان اولین سوال، اقتصاد هنر و جامعه هنری در کشورمان چه اثرپذیری‌هایی نسبت به شیوع بیماری کرونا را در سال‌های گذشته در خود دیده است؟
به نظرم، از ابتدای شیوع بیماری کرونا مسئولین وقت این گونه می‌پنداشتند که کرونا ۶ ماه آینده از بین می‌رود و به همین منظور هیچ گونه برنامه ریزی بلندت مدتی در حوزه‌های مختلف اثرپذیر نسبت به شیوع کرونا در پسا ذهنشان ایجاد نکرده بودند. یکی از حوزه‌های آسیب پذیر نسبت به شیوع کرونا همین مساله فرهنگ و هنر در کشور بوده به نحوی که در ابتدای امر حدود ۸۰ درصد از هنرمندان کشور دچار مشکلات عدیده مالی شده بودند. اگر با یک مثال ساده بخواهم اثرگذاری بیماری کرونا را شرح بدهم؛ حذف یا تعطیلی نمایشگاه‌ها و جشنواره‌های هنری است. برگزاری جشنواره‌ها و نشست‌های هنری همواره با حاشیه‌های درآمدزایی همچون طراحی دکور، کارگردانی، داوری، تبلیغات پیرامونی، استاد مدعو و... همراه بوده که هرکدام از آن‌ها درآمدزایی مقرون به صرفه‌ای را ایجاد می‌کرد. پس از همه گیری کرونا، بخش‌های درآمدزای هنری و همچنین آثار هنری همچون تئاتر که نیازمند حضورمردم در اماکن عمومی بوده؛ ضرر‌های مالی کلانی را متحمل شدند.


چالش تغییر برنامه ریزی نسبت به چگونگی توجه به اقتصاد هنر پس از شیوع بیماری کرونا، به یک چالش فراگیر میان همه کشور‌ها تبدیل شده، چرا کشور ما در این زمینه نسبت به سایر کشور‌ها یک نوع عقب ماندگی مدیریتی داشته است؟

پیرامون عقب ماندگی مدیریتی که بدان اشاره کردید بهتراست بگویم که سهل انگاری مدیریتی به صورت خواسته یا ناخواسته شکل گرفته، چرا که ما قوانین حمایتی از مساله هنر و هنرمند در کشورمان کم نداریم. در سال ۸۲ و در مجلس مصوبه‌ای به تصویب رسیده بود که بر اساس آن نیم درصد اعتباردات دستگاه‌های دولتی به خرید آثار هنری اختصاص یابد، ولی کسی این مساله را عملیاتی نکرد. در اکسپوی تهران که در سال ۸۳ برگزار شد؛ این مساله دوباره پیگیری شده بود، ولی متاسفانه دستگاه‌های دولتی تمکین نکردند و دولت وقت نیز دستگاه‌ها را با قوه قهریه خود ملزم به خرید این آثار نکرده بود. این مساله‌ای که بنده بدان اشاره می‌کنم سه دوره تاییدیه مجلس را به همراه خود داشته، ولی همچنان هیچ گونه اقدامی شکل نگرفته است. خب این سهل انگاری مدیریتی است که می‌توانست با تحققش بخش اقتصاد هنر را به خصوص در دوران کرونا متحول سازد.


با توجه به آمار‌های ارائه شده، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در بازه شیوع کرونا، حمایت‌های مالی و تسهیلاتی متعددی را برای جامعه هنری در نظر داشته، آیا این مساله خود یک نوع برنامه ریزی کوتاه مدت به منظور حفظ چرخه هنری کشور نیست؟

اتفاقا به نظرم یکی از اشتباهات وزارت ارشاد دولت روحانی در نظر گرفتن مبالغی به هنرمندان از صندوق هنرمندان بوده است. عدم آگاهی و شناخت نسبت به مساله اقتصاد هنر موجب شده تا مدیران فرهنگی به جای ساماندهی وضعیت اقتصادی هنرمندان با ایجاد زیرساخت‌های مناسب جهت دیده شدن وفروش آثار، به سمت رویکرد‌های یارانه‌ای محور و یا متاسفانه صدقه‌ای محور بروند. وقتی یک هنرمند درآمدی نداشته باشد با دریافت وام‌های کلان نیز قادر نخواهد بود تا بازپرداخت اقساطش را به موقع انجام  دهد. به نظرم از آن جایی که راحت‌ترین کار ماهی دادن به دست هنرمندان بوده تا ماهی گیری یاد دادن؛ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گزینه اول و راحت‌ترین گزینه را انتخاب کرده بود. این همان شیوه غلطی است که موجب شد تا ۸۵ هزار عضو صندوق اعتباری هنر، هنرکارتی با مبلغ تقریبا ۳ میلیون تومان دریافت کنند و این عدد از نظر شانیت هنرمند نیز یک نوع توهین به حساب می‌آید. پرداخت این هنرکارت ها در واقع حرمت هنرمند را می‌شکند تا اینکه بخواهد دردی از آن را دوا کند.


با توجه به صحبت‌های شما، برای رهایی از این رویکرد یارانه محور یا صدقه محوری که اشاره کردید، چه تغییراتی از نظر نگرش مدیریت فرهنگی باید شکل گیرد؟
باید نوع نگاه اقتصادی به مساله هنر در نگرش مسئولین تغییر پیدا کند. شاید تفاوت‌ها را بتوان در وجوه متمایز اقتصاد کینزی با اقتصاد کلاسیک مشاهده نمود. در واقع نظریه‌های کینزی و کلاسیک موجب تغییر سیاست‌های دولت می‌شود. در اقتصاد کلاسیک از بدهی دولتی بیزار بوده و معتقداست که اقتصاد برای تنظیم خود بهتراست بدون دخالت دولتمردان در حوزه‌های مختلف، تنها بماند. در اقتصاد کینزی رسما به دخالت دولت و استقراض آن پرداخته و به نقش فعال اقتصادی دولت در حوزه‌های مختلف می‌پردازد. متاسفانه آنچه در حوزه اقتصاد هنر در کشور رخ داده مساله تصدی گری فرهنگی بوده که مبنای اقتصاد کینزی است. در واقع دولت‌ها که وظیفه تنظیم گری ارتباطات را برای سهولت فعالیت هنرمندان دارا می‌باشند خود به مجریان حوزه هنر تبدیل شده اند و این امر نه تنها رقابت را سخت کرده بلکه نظم موجود در چرخه اقتصادی را برهم زده است. نمونه‌ای از تنظیم گری را در سوالات پیشین اشاره کردم که مسیر حرکت هنرمندان را در راستای درامدزایی به شدت آسان می‌کند. اقتصاد هنر خود چرخه‌ای داشته که بدون دخالت دولت مردان نیز قابلت چرخیدن را دارد.


با همه کاستی‌ها و انتقادات مطرح شده نسبت به باید‌ها و نباید‌های مدیریت فرهنگی کشور در دوران کرونا، پیشنهادات شما برای بهبود اقتصاد هنر در دوران کرونا چیست؟
من چهار طرح را به صورت همزمان برای مساله اقتصاد هنر پیشنهاد می‌کنم که اگر این طرح‌ها اجرایی شود نه تنها مساله اقتصاد هنر در دوران کرونا بلکه در آینده کشور نیز تضمین خواهد شد. در مساله فرهنگ و هنر نباید نگاه ما سلولی و کوتاه مدت باشد، چرا که اثرگذاری هنر در کشور یک اثرگذاری بلند مدت بوده و نیازمند تمهیدات برنامه ریزی شده بلند مدت است. اما طرح‌های پیشنهادی بنده عبارت اند از:

  • برگزاری جشنواره فصلی هنری: بسیاری از استان‌های کشور ظرفیت‌های هنری بالایی را دارا می‌باشند که نسبت بدان غفلت واقع شده و برگزاری بازار‌های فصلی هنری نه تنها موجب دیده شدن این استان‌ها شده بلکه با معرفی هنرمندان جدید، آثارهنری نیز به فروش می‌رسد. این بازار‌های فصلی شبیه بازار‌های فصلی محصولات خوراک یا پوشاک می‌باشد. مثلا ما در شیراز جشنواره بهارنارنج داریم که به صورت فصلی برگزاری می‌شود، حال می‌خواهیم همین جشنواره‌ها را در قالب آثار هنری به نمایش بگذاریم. برای این کار کافی است یک زیرساخت آماده همچون یک فروشگاه دیجیتال فرهنگی و هنری ایجاد شده و آثار هنری در آن به فروش و یا تبادل برسد. برگزاری فصلی این جشنواره‌ها به صورت ۴ دوره در سال و همچنین با تمرکز در استان‌های کمتر دیده شده، قابلیت رونق اقتصاد هنر را در کشور ایجاد می‌کند.
     
  • اجاره آثار هنری: اجاره آثار هنری یکی از مرسوم‌ترین اقداماتی است که بیشتر در کشور فرانسه مرسوم می‌باشد. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و یا حتی وزارت گردشگری می‌تواند با برنامه ریزی مناسب، آثارهنری را به ادارات دولتی و نیمه دولتی به مدت یک سال اجاره داده و در قبال آن مبلغی را برای هنرمند در نظر بگیرد. در این تفاهم نامه برای اجاره آثار هنری به طور طبیعی بحث حفظ و نگهداری آثار، بیمه نامه و... در نظر گرفته خواهد شد. مجسمه ها، صنایع دستی، نقاشی‌های سبک‌های مختلف و... همگی جزوی از آثاری می‌باشند که امکان اجاره آن‌ها وجود دارد.
     
  • حق کپی رایت آثار هنری: خب مساله کپی رایت در کشور ما به یک معضل تبدیل شده، ولی می‌توان این معضل را به صورت مرحله به مرحله حل کرد. اگر در حال حاضر توانایی رعایت حق کپی رایت در جامعه جهانی را نداریم لااقل از کشور خودمان و در مساله آثار هنری آن را آغاز کنیم. به عنوان مثال متولیان امر فرهنگ همچون حوزه هنری، وزارت ارشاد و... برای آثار هنری مجوز کپی رایت ایجاد نمایند. به عنوان مثال برای عکس قیمت گذاری شود و الحمدالله روال قیمت گذاری‌ها هم تقریبا مشخص است. اگر این اتفاق بیفتد یک گرافیست یا عکاس وقتی عکسش در روزنامه‌ای یا مجله‌ای منتشر شود به ازای آن حق الزحمه دریافت می‌کند و طبیعتا چرخه اقتصاد هنر به خوبی می‌چرخد و هنرمندان نیز ضرر نخواهند کرد. بی شک برای پیاده سازی طرحی به این بزرگی نیازمند نظارت دقیق برکپی رایت هاست. من به شما قول می‌دهم اگر فقط این مساله حق کپی رایت در کشور حل شود ۵۰ درصد از اقتصاد فرهنگ و هنر در کشور ما حل خواهد شد.
     
  • محقق سازی مصوبه مجلس: همان طور که پیشتر به مصوبه مجلس پیرامون اختصاص نیم درصد از اعتبارات دستگاه‌های دولتی برای خرید آثار هنری، اشاره کردم؛ پیاده سازی و عملیاتی شدن این طرح توسط دستگاه‌ها طبیعتا به اقتصاد هنر و آثارهنری کمک شایانی خواهد کرد. البته نیم درصد اعتبارات لزوما شامل خرید آثار هنری نبوده بلکه حتی دستگاه‌های دولتی می‌توانند در حوزه احیای فرهنگ و هنر مناطق محروم و رفع کاستی‌های آن‌ها با ایجاد زیرساخت تئاتر و یا حمایت از فیلم‌های کوتاه شهرستان‌ها قدم بردارند.


واما سخن آخر...
باتوجه به اینکه در دوران کرونا شاهد یک نوع بهم ریختگی اقتصادی در معیشت هنرمندان به ویژه هنرمندان شهرستان‌ها هستیم، به جای مسکن‌های موقتی همچون وام‌ها و تسهیلات بی اثر که هنرمند را درگیر پیچ و خم قسط و وام می‌کند، با هماهنگی همه دستگاه‌های کشور تابوی ۱۶ ساله خرید آثارهنری در کشور از بین برود و حرکتی نوین در راستای اقتصاد هنر را در کشورمان شاهد باشیم.

دلسوزی جوکرها برای اقتصاد هنر

 

جوکر

اگر چه به ظاهر آرتفرها، اکسپوها، حراجی ها و... نقش اول را در اقتصاد هنر بازی می کنند، اما این مهم حایز اهمیت است که این چرخه اقتصاد، دامنگیر چه تعداد و چه افراد از هنرمندان کشور می شود.

داود یاراحمدی، کارشناس اقتصاد هنر و هنرمند تجسمی در یادداشتی برای مشرق نوشت:

ظاهرا زلف اقتصاد هنر در ایران از سال ۱۳۹۱ به حراجی تهران گره خورده است؛ ولی وقتی به ماجرای این مهم می پردازیم، می بینیم که بحث اقتصاد هنر از دهه ۴۰ با فعالیت گالری‌ها شکل می گیرد و در ادامه نیز، فروش آثار هنری تحت عنوان اکسپو و با مشارکت نگارخانه‌ها توسط بخش خصوصی میدان داری می شود.

بدیهی است که حضور آثار برخی از هنرمندان ایرانی طی سالهای گذشته در حراجی‌های بین المللی همچون حراج کریستی، بونامز، ساتبی و... توانسته قدرت هنر ایران را به جامعه هنری جهان نمایه کند؛ اما هیچگاه این اتفاقات سبب نشده که شاکله درستی از اقتصاد هنر در کشور شکل بگیرد و از سوی مدیران فرهنگی و یا بخش خصوصی، کلاهی از این نمد برای هنرمندان کشور ساخته شود. علت این است که مدیران فرهنگی، تخصص و سواد لازم را برای شکل دهی این ماجرا نداشته و از سوی دیگر نیز، مشاوران و کارشناسان کنار دستی آنها که خط دهی ماجرای اقتصاد فرهنگ را عهده داری می کنند نیز عموما خود، کاسبان قهاری هستند که همیشه آش را با جایش تا درب منزل شخصی و منزل دیگر دوستان خاص، همراهی می کنند.

اگر چه به ظاهر آرتفرها، اکسپوها، حراجی ها و... نقش اول را در اقتصاد هنر بازی می کنند، اما این مهم حایز اهمیت است که این چرخه اقتصاد، دامنگیر چه تعداد و چه افراد از هنرمندان کشور می شود. از سوی دیگر نیز، شفاف نبودن روند خرید و فروش و همچنین روشن نبودن منابع مالی خریداران، روز به روز بیشتر بر ابهامات اقتصاد هنر کشور سایه می افکند.

این ماجرای اقتصادی، علاوه بر سلبریتی های ورزشی و سینمایی، مشام خیلی از آقایان سیاسی و آقازاده ها را تحریک کرده و آنها را به مانند عالیجنابان خاکستری بر سر جیفه جامانده از پول های سرگردان رهنمون کرده است تا گرده هنر و هنرمند اصیل را "مهر" - "داغ" زده و راهی بازار برده فروشی نوین کنند. هنرمندانی که به سودای قرابت یک توجه رسانه ای برای بودن، تن به خواستگاه دلالانی می دهند که سایه های دیگر بر دستانشان نقش یک جوکر را تتو کرده است.

اقتصاد هنر ایران، بیشتر شبیه یک نمایش روحوضی است که مخاطبان خاص خودش را دارد. عده ای دور هم جمع می شوند، کمی می خندند و برخی دیگر نیز به خندیدن آنها نیشخند می زنند. عده ای دیگر دور نشسته، پولشان را از این ماجرا به جیب می زنند و به کارشان می رسند. اینجاست که هنر ناب و هنرمند این جامعه، برای قوت نانی، سیاه شده و راهی بازار؛ تا مضحکه خاص و عام شوند.

اینکه طی این سالها، حراجی‌ها با رویکرد اقتصاد هنر چقدر فروخته اند، مهم نیست. مهم اینجاست که باید دید این فروش طی چه شرایطی انجام و آثار از چه هنرمندانی خریداری شده است؛ همچنین انتفای این شوی چند روزه، کیسه کدام مراد هنری را پر می کند.

خنده دارتر از همه این ماجراها، آنجاست که خیلی از مدیران فرهنگی و سیاسی کشور طی سالهای گذشته، بر این ماجراها روی گونه هایشان لبخند بزرگی کشیده، در آینه مدیریت خود هی کف و سوت می زنند و بر جامانده های این شوها، بی وقفه هورا می کشند و در رسانه های همسو، آمار سیاهه می کنند؛ اما خود می دانند که نه خانی آمده است و نه خانی رفته.

امید است در دوره صدارت جدید که قرار است سکان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کشورعهده داری شود، وزیر محترم در مسیر هنر ناب و مردمی، کمی سعی صفا و مروه را تجربه کند تا در بخش اقتصاد هنر کشور، جوشش زمزم دیگری از وجود خالص هنرمندان کشور شکل گیرد و هر دلخواسته ای بتواند جرعه ای از این هنر ناب را آبنوش کند. 

جلسه سیاستگذاری آرتونیست با هنرمندان جهان عرب برگزار شد

اولین جلسه نشست مدیران جشنواره آرتونیست با اعضای شورای سیاست گذاری کشورهای عربی برگزار شد.

به گزارش خبرنگار تجسمی خبرگزاری موج،  جشنواره فصلی بین المللی آرتونیست که پنجمین دوره خود را پشت سر می گذارد، 16 مرداد ماه ساعت 21 به وقت ایران با اعضای شورای سیاست گذاری خود در کشورهای عربی نشست مجازی برگزار کرد.

 

جلسه سیاستگذاری آرتونیست با هنرمندان جهان عرب برگزار شد

در این جلسه داود یاراحمدی مؤسس و بنیانگذار جشنواره آرتونیست و تنی چند از اعضای شورای سیاست گذاری خود در کشورهای عربی به مدت 3 ساعت در راستای اهداف و چشم انداز فعالیت خود در منطقه به بحث و گفتگو نشستند.

این جلسه با حضور 7 نفر از اعضای فعال که همچنین نقش دبیران اجرایی در کشورهای عربی را دارند، شکل گرفت.

داود یاراحمدی در ابتدای جلسه ضمن خوشامدگویی به حضار و اعضای جدید عنوان کرد: جشنواره آرتونیست یکی اتفاقات خاص در بخش تجسمی در عرصه جهانی است که تاکنون در نوع و شیوه عملکرد اجرایی خود بی مانند می باشد.

یاراحمدی افزود: این جشنواره قصد دارد برای گستره هر چه بیشتر و اعمال نقطه نظرات هنرمندان مطرح جهان در راستای جهانی شدن به واقع آن، با عضوگیری از بین بهترین و شاخص ترین هنرمندان جهان در کشورهای مختلف به عنوان اعضای شورای سیاست گذاری، بتواند ضمن تبادل نظر با آنها، روند نو و بی بدیلی را در انتخاب داوران، دبیران جشنواره ها و اعتبار دادن به شرکت کنندگان به همراه انتخاب آثار برای یک نمایشگاه جهانی سالانه رقم بزند.

دبیر کل جشنواره آرتونیست ضمن اعلام رضایت از استقبال خوب بزرگترین هنرمندان جهان از اعلام عضویت در شورای سیاست گذاری گفت: امیدوارم تا پایان سال 1400بتوانیم حداقل 50 نفر از بزرگان هنر گرافیک، عکس و کاریکاتور از کشورهای مختلف را در جمع شورای سیاست گذاری داشته باشیم.

در ادامه این جلسه سحر المزارعی از کشور امارت که خود یکی از اعضای برگزار کننده جشنواره های معتبر در کشورهای عربی و جهانی است، اذعان داشت: شیوه و عملکرد جشنواره آرتونیست که توانسته جمع بزرگی از هنرمندان جهان را در شورای سیاست گذاری خود گردآوری کرده و از آنها به عنوای شورای راهبری استفاده کند، تقریبا در هیچ جشنواره ای نیست و مشابه آن در جهان وجود ندارد. 

در همین راستا نیز سمیر الخلیفه عکاس و نویسنده کتب عکاسی در کشور کویت گفت: فصلی بودن جشنواره آرتونیست یکی از مزایای این جشنواره نسبت به جشنواره های مختلف در دنیا بوده و نشان از زنده بودن و پویایی این جشنواره دارد. من بسیار خوشحال هستم که به عنوان یکی از اعضای این شورا می توانم در کنار دیگر اساتید هنر جهان، نقش اثرگذاری داشته باشم.

عادل عبدالعال که از عکاسان مبرز و شناخته شده‌ کشور مصر می باشد و تا به امروز توانسته دبیری، داوری و جوایز متعدد جهانی را در زمینه عکاسی در کارنامه هنری خود داشته باشد، در این جلسه اشاره داشت: من بسیار امیدوارم که این جشنواره طی یک سال آینده بتواند در بین جشنواره های معتبر جهانی که سالهای زیادی در حال برگزاری هستند، گامی جلوتر بگذارد و حتی آنها را با خود همراه کند.

رفیق الکحالی، روزنامه نگار و رییس انجمن عکس الجزایر عنوان کرد: این جشنواره شاید در ابتدا دچار مشکلات و کاستی های مختصری هم باشد، ولی من تصور می کنم که این گفتگوها و جلسات از سوی شورای سیاست گذاری می تواند مسیرهای خوبی را برای جشنواره هموار کند.

رحیم السیلاوی از کشور عراق ضمن معرفی فعالیت ها و موفقیت های خود در بخش عکاسی اشاره داشت: من به آینده این جشنواره بسیار امیدوارم چرا که حضور بزرگترین اساتید هنری جهان را در شورای سیاست گذاری خود، جا داده است.

بنا بر این گزارش سلمان سلطان از کشور عمان، رائد خلیل از سوریه و عادل لطیف اکرمی از کشور تونس از دیگر اعضای شورای سیاستگذاری بودند که متاسفانه به علت مشکلاتی نتوانستند در این جلسه حضور داشته باشند.

گفتنی است تا کنون 17 هنرمند مطرح جهان در کشورهای مختلف، عضو شورای سیاستگذاری جشنواره آرتونیست شده اند.

لازم به ذکر است که جشنواره آرتونیست به صورت فصلی در حال برگزاری است و از سال گذشته تاکنون توانسته با حضور هنرمندان مطرح جهان چهار دوره از جشنواره فصلی خود را در بخش کاریکاتور برگزار کند. این جشنواره با توجه به استقبال هنرمندان بخش‌های عکس و پوستر را در دور پنجم به فعالیت خود اضافه کرده است.

سابقه کاری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی تنها عبور از کوچه فرهنگ نیست!

به گزارش خبرنگار حوزه تجسمی گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان، پس از برگزاری انتخابات سیزدهمین دوره ریاست‌جمهوری و معرفی ابراهیم رئیسی به عنوان منتخب این دوره از انتخابات، گمانه‌زنی‌ها برای تصدی کرسی‌های وزارتخانه‌ها آغاز شد. درباره تصدی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نام افرادی همچون محسن پرویز، عزت‌الله ضرغامی، علیرضا مختارپور، میثم نیلی و محمدمهدی اسماعیلی به چشم میخورد.

تا اینکه روز گذشته، اسامی اعضای پیشنهادی رئیس جمهور برای کابین دولت سیزدهم به مجلس شورای اسلامی ارائه شد و محمدمهدی اسماعیلی گزینه  معرفی شده برای وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بود. بنابر اظهارات نایب رئیس مجلس شورای اسلامی، صلاحیت افراد معرفی شده از روز شنبه توسط کمیسیون های تخصصی مجلس بررسی و نتیجه این بررسی ها پس از یک هفته اعلام خواهد شد. حال باید دید که گزینه پیشنهادی سید ابراهیم رئیسی به عنوان وزیر ارشاد آینده، به تایید کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی میرسد یا خیر؛

داود یاراحمدی کارشناس اقتصاد فرهنگ و هنر و مدیر فرهنگی، درباره ویژگی‌هایی که یک وزیر فرهنگ و ارشاد کارآمد، باید داشته باشد، به خبرنگار ما گفت: با تغییر هر دولت و انتخاب رئیس جمهور جدید، گمانه زنی‌ها بر سر وزرای دولت شروع و هر روز لیست تازه‌ای در رسانه‌های مجازی و مکتوب با اهداف خاص گروه‌ها و احزاب منتشر می‌شود. مبحثی به اسم سهم خواهی گروه‌ها و احزاب به صورت پیدا و پنهان از رئیس جمهور منتخب، از زبان رسانه‌های همسو در قالب لیست‌های وزرای احتمالی منعکس و درباره هر یک از اسامی، مثنوی ۷۰ من، سیاهه می‌شود؛ چرا که فتح هر یک از این سنگر‌ها در جایگاه وزیر، سهم بیشتری در خط دهی فکری رئیس جمهور وقت خواهد داشت  و به این ترتیب بخش عمده‌ای از اهداف آن‌ها محقق شود.

وی افزود: اگر چه جناب رئیسی، به عنوان رئیس جمهور منتخب دور سیزدهم، تا به امروز سعی بر این داشته که خود را از این ماجرا‌ها دور نگه دارد؛ اما متاسفانه این روز‌ها انتشار لیست‌های وزرا در رسانه‌های کذا و کذا، کمی ماجرا را به تکرار پاشنه آشیل پیشین نزدیک‌تر می‌کند.  با نگاهی به قانون اهداف و وظایف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که در ۴ ماده،   ۴۲ بند و چند تبصره قید شده است، متوجه چرایی شکل گیری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌شویم؛ اما مهم اینجاست که طی این سالها، وضعیت از دست رفته و افسار گسیخته فرهنگ و هنر کشور، حکایت بر این ماجرا دارد که وزیران فرهنگی، حتی یک تورق چشمی هم به بند‌های این قانون نداشته اند؛ چرا که اگر وزرای ارشاد سعی و تلاش داشتند که در هر سال، دست کم به یک بند از این قوانین به نحو احسن عمل کنند، تقریبا همه بند‌های اهداف یاد شده بعد از ۴۲ سال محقق می‌شد.

این کارشناس هنری اظهار کرد: حال این گذشته بماند برای پاسخگویی ایشان به خدایشان در قیامت؛ اما بعد از ۴۲ سال، تکرار این اتفاق از رئیس جمهور منتخب دوره جدید، برای اهالی فرهنگ و هنر ناراحت کننده خواهد و دغدغه داغدیده های این عرصه هم رنگ و بوی خاص تری دارد که امیدواریم برادر عزیز جناب رئیسی توجه ویژه تری به آن داشته باشد.

وی ادامه داد: در بند ۱۲ ماده ۲ قانون یاد شده، چنین آمده است «تقویت روح تحقیق، تتبع و ابتکار در تمام زمینه‌های فرهنگی و هنر اسلامی و ایرانی از طریق تشویق و حمایت نویسندگان، شعرا، ادبا، هنرمندان و معرفی و بزرگداشت علما، عرفا و شخصیت‌های فرهنگی جهان اسلام و تولید و نشر آثار مربوط به آنان و همچنین پرورش استعداد‌ها و ذوق فرهنگی و هنری افراد جامعه می‌باشد». الحق کاتب یا کاتبان سیاهه یاد شده، به نکته پر مغز و جامعی پرداخته اند؛ تقویت روح تحقیق، تتبع و ابتکار در تمام زمینه‌های فرهنگی و هنر اسلامی و ایرانی توسط اهالی فرهنگ و هنر!  وقتی قرار است ماجرای ساختار روح تحقیق، تتبع و ابتکار یک جامعه در دستان اهالی فرهنگ و هنر شکل بگیرد، چه کسی باید شولای صدارت را بر تن کند که ضمن داشتن درک درستی از این مقوله و مبحث (آن هم نه به ظن خود) بتواند زبان این اهالی را به درستی بفهمد!

یاراحمدی در تشریح صلاحیت های یک وزیر بیان کرد: داشتن مدرک دکترا از فلان مرکز و فلان جا، مدارک غیر مرتبط، عبور، حضور و عضویت در فلان مجمع که هیچ نام و نشانی از آن برای اهالی فرهنگ آشنا نیست، نشست و برخواست در دفتر فلان شخصیت سیاسی تحت عنوان چه و چه و... هیچکدام از گره‌ها و مشکلات اهالی فرهنگ و هنر را باز نخواهد کرد و اتفاقا زخمی دیگری خواهد بود بر ریش دل که از اسلاف بجای مانده چرکین شده است؛  بزرگترین مشکل وزرای فرهنگ و ارشاد ما از گذشته تا به امروز این بوده که هیچ صنمی با فرهنگ و هنر نداشته اند و بیشتر از طریق توصیه‌های احزاب و گروه‌های همسو و یا آقازاده‌ها به این جایگاه تکیه زده بودند.

وی افزود: خطاب به رئیس جمهور  عرض میکنم که سابقه کاری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی تنها عبور از کوچه فرهنگ نیست! چرا که «فر» در قواره  «هنگ» وقتی متبلور می‌شود که شاکله عامل به معمول در جان او حلول پیدا کرده باشد؛ به همین دلیل است که وزیر فرهنگ می‌باید از جنس اهالی فرهنگ و هنر باشد. او باید ضمن دوری از سیاست، فردی سیاستمدار باشد تا سیاست را به عنوان عاملی برای عملکرد درست فرهنگ و هنر در جامعه به کار بگیرد.

این منتقد هنری تاکید کرد: یادمان باشد هنرمندان و اهالی فرهنگ چراغداران جامعه هستند. هر چراغداری که از این جامعه به هر علتی دچار مشکل شود، ادامه مسیر برای جامعه در پیچ حوادث تاریخی با چالش جبران ناپذیری روبرو خواهد شد.

امید‌آفرینی ضامنی برای رهایی از چالش و معضلات است

منبع: روزنامه صبح نو

توجه چندین باره رهبر معظم انقلاب اهمیت توجه به این عرصه را برای همگان روشن ساخته است و در همین مسیر موضوعی که می‌تواند برای ما موثر باشد، استفاده از این ابزار برای ایجاد امید در جامعه خواهد بود که باید دید چطور این مقوله در جامعه قابل اجراست. اهمیت حضور در فضای مجازی به واسطه گستردگی این موضوع و همچنین اثرگذاری آن بر جامعه امروزه دیگر بر کسی پوشیده نیست. همه اخبار از ریز و درشت در فضای مجازی دست به دست می‌شود و بیشترین تاثیر هم در همین فضاست. روزی نیست که اتفاق مهم در فضای مجازی نیفتد و پای آن به فضای حقیقی کشیده نشود و رسانه‌های مکتوب و... به آن موضوعات نپردازد. همین موضوعات باعث می‌شود تا به‌دلیل گستردگی در دایره مخاطبان مورد توجه قرار گیرد و مدل تعامل در آن از اهمیت بسیاری برخوردار باشد.

هفته گذشته بود رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنرانی به مناسبت عید مبعث به اهمیت فضای مجازی توجه کردند و در باره نوع تعامل در این فضا فرمودند: دشمنی‌ها با نظام اسلامی همچنان ادامه خواهد داشت. برای مواجهه با دشمن فعال به دو عنصر مهم «بصیرت» و «صبر و استقامت» نیاز است. بصیرت به معنای آن است که انسان در شناخت راه درست دچار اشتباه نشود و صبر هم یعنی استقامت و پافشاری در پیمودن صراط مستقیم که اگر این دو عنصر وجود داشته باشد، دشمن نمی‌تواند به اهداف خود برسد. لازمه حفظ این دو خصوصیت مهم، وجود «جریان تواصی» در جامعه است. اگر زنجیره توصیه به صبر و حق در میان مردم برقرار باشد، احساس نا امیدی، تنهایی و ضعفِ اراده در جامعه به‌وجود نمی‌آید و جرأت اقدام نیز از بین نخواهد رفت.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه یکی از اهداف اصلی دشمن در جنگ نرم، از بین بردن زنجیره تواصی است، خاطر نشان کردند: قطع جریان تواصی بسیار خطرناک است و جوانان به‌عنوان افسران جنگ نرم نباید بگذارند چنین اتفاقی بیفتد. این 
جنگ نرم، جوانان باید با استفاده از فرصت فضای مجازی، در جامعه امیدآفرینی و توصیه به ایستادگی و بصیرت کنند. وارونه‌نمایی حقایق یکی دیگر از شگردهای دشمن در جنگ نرم است.
حال سوالی که در ذهن مخاطب ایجاد می‌شود این است که اولا رهبر معظم انقلاب به چه دلیل ایجاد جریان امید در جامعه را در دست فضای مجازی می‌بینند. دوما آیا در چنین شرایطی ایجاد این جریان امید در جامعه قابل انجام است و ثالثا ابزار رسیدن به چنین امیدی در فضای مجازی چگونه محقق می‌شود.

امید‌آفرینی در فضای مجازی، منوط به مدل استفاده ماست
دکتر مجید رضاییان، استاد ارتباطات دانشگاه در گفت‌وگو با «صبح‌نو» ضمن اشاره به سخنان اخیر رهبری در مورد فضای مجازی گفت: رهبری سال‌95 و 96 در مورد این موضوع بسیار سخن گفته‌اند و از مسوولان خواستند که به مقوله فضای مجازی رسیدگی شود و در همین مسیر وزارت ارشاد هم ساز‌و‌کاری را تهیه کردند. این بار اول نیست که ایشان در مورد این سخن می‌گویند.
وی افزود: در کل این موضوع که شبکه‌های مجازی خوب است یا بد است و اینکه شما آیا می‌توانید در این فضا به امید‌آفرینی بپردازید یا خیر بسته به کارکردی دارد که شما از آن استفاده می‌کنید. نفس شبکه‌های اجتماعی را ما گاهی قبول داریم و گاهی خیر. برخی را حتی فیلتر هم کرده‌ایم. اگر بخواهیم امید‌بخشی کنیم باید vpn را نیز قطع کنیم. شبکه‌های اجتماعی قابل رد کردن و نفی نیستند.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: اگر می‌خواهیم عقب نمانیم باید حضورمان در شبکه‌های اجتماعی را گسترده کنیم. هرچه حضور ما قوی‌تر باشد میدان را از رقیب خواهیم گرفت. حال همین حضور هم خصوصیاتی دارد. در اصل شما باید بدانید که صرف شبکه‌های اجتماعی نه برای ایجاد امید است و نه بدبینی، این فضاها برای ایجاد محتواست. حال این که شما محتوای امید بخش تولید کنید یا نا‌امید‌کننده در دست شماست. شبکه اجتماعی یک بستر است بنابراین باید دید چه کسانی مسوول هستند تا امید ایجاد کنند که سخن رهبری خطاب به آنان است. حال باید دید که جامعه ما در چه حوزه‌هایی نیاز به امید دارد. باید با مخاطب طوری سخن گفت که از پروپاگاندا به دور باشد.
وی تاکید کرد: امروز مشکلات بسیاری وجود دارد. این موضوع که رهبری فرمودند به رسانه مجازی توجه شود . امروز وقتی صحبت‌های رهبری را در مورد فضای مجازی کنار هم بگذارید، به نکاتی بسیاری می‌رسیم که البته هر‌کدام از این‌ها نیاز به بررسی کارشناسانه دارد.

امید‌آفرینی ضامنی برای رهایی از چالش و معضلات است
داود یـــــاراحــــــمـــــدی، روزنامه‌نگار و کارشناس رسانه در مورد راهکارهای امید‌آفرینی در جامعه گفت: به واقع باید گفت که کلیه موارد یاد شده معظم‌له در صحبت‌های پیشین ایشان از منظر دیگر هم به آن پرداخته‌اند ولی متاسفانه مدیران فرهنگی و رسانه‌ای یا به آن توجه نداشته‌اند یا آنقدر درگیر مباحث حزبی و گروهی شده‌اند که از این اشارات مغفول مانده‌اند. به همین خاطر رهبری با تاکید و صراحت بیشتر، دغدغه‌های خود را در این سخنرانی به صورت خاص عنوان کرده‌اند.
وی تاکید کرد: این چیدمان کلمات حول دو محور پیشگیری و مقابله در عرصه فناوری‌های نوین ارتباطی و محصولات فرهنگی است. پیشگیری از تنبلی نکردن و مقابله با دشمنان که حقایق عالم را در قالب‌های مختلف هنری وارونه و به دروغ در شبکه‌های مختلف مجازی نشان می‌دهند. به همین خاطر است که در ادامه صحبت‌شان می‌فرمایند: «...امیدها و جرأت‌ها کم می‌شود و اراده‌ها ضعیف و قهرا هدف‌های عالی و متعالی کم‌رنگ می‌شود و به دست فراموشی سپرده می‌شود».
این کارشناس رسانه افزود: اما نکته حائز اهمیت اینجاست که چه اتفاقاتی در جامعه در حال وقوع است که ایشان دوباره به این ماجرا پرداخته‌اند؟ من تصور می‌کنم که رهبری می‌خواهند مجددا به قضیه أین عمار در شرایط کنونی کشور اشاره داشته باشند. عمار شاخص بصیرت و روشنگری بود. به قول ایشان امروز هم همین است. این‌ها علامت است، این‌ها شاخص است و باید به آن توجه کرد.
یاراحمدی در ادامه ضمن اشاره به شاخص‌ها در این مقوله تاکید کرد: برای توضیح این نکته به بی‌تقوایی برخی از مسوولان برای پذیرفتن پست‌هایی که هیچ تخصصی در آن ندارند، اشاره می‌کنم؛ به تعبیر شهید دکتر چمران که از وی سؤال می‌کنند تعهد بهتر است یا تخصص؟ وی در جواب گفت که می‌گویند تقوا از تخصص لازم‌تر است، آن را می‌پذیرم. اما می‌گویم آنکس که تخصص ندارد و کاری را می‌پذیرد، بی‌تقواست.
وی در ادامه ضمن اشاره به راهکارهای امیدآفرینی در فضای مجازی یادآور شد: وقتی دشمن در ماجرای جغرافیای زمین و رودررویی فیزیکی نتواند به مطامع خودش دست پیدا کند به طبع به سراغ جغرافیای ذهن و مجازی در عرصه اینترنت، شبکه و رسانه می‌پردازند.این کارشناس رسانه در پایان افزود: در همین راستا ابتدا می‌باید موفقیت‌های کشور در جهان، مبارزات نتیجه‌بخش با فساد در عرصه‌های مختلف داخلی همچنین توجه دادن جوان به رشد اقتصادی کشور از زبان کارشناسان و معاندان خارجی،‌ از سوی دیگر با خوارک دهی فکری و فراهم کردن حضور بیشتر، ضمن باز گذاشتن عرصه گفت‌وگو و فعالیت سمن‌ها امید‌آفرینی جوانان را در فضای مجازی شکل داده و سکانداری این فضا را برای جوانان دغدغه‌مند فراهم آورد، چرا‌که امیدآفرینی برای جوانان ضامنی برای رهایی از چالش‌ها و معضلات است.

از جشنواره‌های یک‌بار مصرف تا دبیران همیشگی!

منبع: روزنامه قدس

از راه‌اندازی نخستین کارناوال نیس که به سال ۱۲۹۴ در فرانسه برمی‌گردد تا امروز که بیش از هزاران جشنواره، سالانه و دوسالانه‌های مختلف در گوشه و کنار جهان برگزار می‌شود، این پرسش در ذهن مخاطب به وجود می‌آید که هدف این اتفاق‌ها با این هزینه‌های کلان چیست؟ چرا هر کشور سعی بر این دارد که با راه‌اندازی این گونه جشنواره‌ها توجه بیشتر مردم جهان را به خود جلب کند؟

در روزهای پایانی سال جاری، به منظور مرور و نگاه کلی به جشنواره‌های هنری که در طول سال برگزار شد، با داود یاراحمدی؛ عکاس، کارتونیست و منتقد هنری گفت‌وگو کردیم که در ادامه می‌خوانید.

لطفاً تعریفی کلی از مفهوم واژه جشنواره برایمان ارائه کنید.

 بنا به تعاریف آمده در کتاب‌ها و فرهنگ‌نامه‌های مختلف، جشنواره یا فستیوال به برنامه‌های شادمانی و سرور در مناسبت‌های مذهبی، فرهنگی و گاه برنامه‌های غیردینی گفته می‌شود. این نوع جشن اغلب با نمایشگاه و مسابقاتی همراه است و مناسبت آن تکرار می‌شود. جشنواره از دل جشن بیرون آمده ‌است و ریشه‌های آن به دوران باستان بازمی‌گردد و بیشتر جنبه مذهبی داشته و به مرور زمان جنبه‌های دیگری نیز یافته ‌است .

ضرورت و تأثیر برگزاری جشنواره در یک جامعه را چطور تعریف می‌کنید؟

 از گذشته تا به امروز این نکته حائز اهمیت بوده که هنرمندان، نویسندگان، شاعران و بزرگان علمی و ورزشی مورد توجه مردم بوده و هستند. به همین خاطر سیاست‌گذاران هر جامعه سعی بر این داشته‌اند که از این ظرفیت موجود، در راستای اهداف و شکل‌دهی خط فکری مردم جامعه چه در گستره داخلی و چه خارجی استفاده‌های لازم را ببرند؛ چرا که هر هنرمند با ابزار کار و زبان بیانی و حساسیتش نسبت به پدیده‌ها و اتفاقاتی که دور و برش می‌افتد، واکنش و رویکردی متفاوت نسبت به جامعه دارد و از سوی دیگر تأثیرگذاری هنر است که بر روح و جان جامعه سال‌ها ماندگار می‌ماند. یعنی در حقیقت باید گفت هنرمند در این مسیر هم تأثیر می‌گیرد و هم تأثیر می‌گذارد. به همین خاطر سیاست‌گذاران هر جامعه سعی بر این داشته‌اند که از این دو منظر اهداف و مطامع خود را در مسیر پیش رو برنامه‌ریزی کنند. حال گاهی استفاده از سلبریتی‌ها در بخش تبلیغات، گاهی سیاست و گاهی هم در تغییر نگاه فکری یک جامعه بوده است. اگر چه خیلی از هنرمندان می‌کوشند در هر شرایطی دلمشغولی‌ها، دغدغه‌ها و برداشت‌های خود را از محیط اطرافشان، در قالب آثار هنری نشر دهند و تن به سلایق میزها و سیاست‌گذاری‌های یک جامعه ندهند. پس تنها راه به کارگیری این توان و ظرفیت، راه‌اندازی جشنواره‌هاست که حضور هنرمندان را با خود به همراه خواهد داشت.

برگزاری و نتایج جشنواره‌های هنری در ایران را چطور ارزیابی می‌کنید؟

 متأسفانه برگزاری جشنواره در کشور در راستای یک شو تبلیغاتی و اعلان حضور است، به همین خاطر بیشتر این جشنواره‌ها بی هیچ پاسخی به پرسش‌های اصلی یک جشنواره که شامل چرایی شکل‌گیری، چشم‌انداز و اهداف مورد نظر در ۲۰ سال آینده، توجه به جامعه هدف به لحاظ جنس و سن، هزینه و فایده جشنواره چه به لحاظ معنوی و چه به لحاظ اقتصادی است، یک شبه شکل می‌گیرند و به دور دوم هم نمی‌رسند. از سوی دیگر آن‌هایی هم که در طول چند سال در حال برگزاری هستند، هر از گاه جشنواره هستند؛ مثل جشنواره فجر که سال‌هاست در حال برگزاری است نه تنها به اهداف مورد نظر نرسیده بلکه فرسنگ‌ها با اهداف پی‌ریزی شده ابتدای کارش فاصله پیدا کرده است.

اینجاست که جشنواره‌ها، از روند و کارکرد اهداف مورد نظر به یک آوردگاه مالی و اقتصادی برای برخی از مدیران، مسئولان مالی و... تبدیل می‌شوند. به همین سبب سالیان سال است که برخی از جشنواره‌هایی که در حال برگزاری هستند، دبیران ثابتی دارند و اجازه و امکان ورود افراد غیرخودی به این جمع اجرایی میسر نیست.

پیامدهای این جشنواره‌ها برای جوانان را چطور ارزیابی می‌کنید؟

 از دو منظر می‌توان این مسئله را توضیح داد.

 به نظرم جشنواره‌های هنری ایران موجب می‌شوند که هنرمندان جوان جشنواره زده شوند و با یک فکر کاسبکارانه در هنر جلو روند. این جشنواره‌ها خلاقیت هنرمندان را از بین می‌برند. در نتیجه، گالری‌داران و صاحبان جشنواره هستند که فکر و ایده‌های هنرمند را تنظیم می‌کنند. در حال حاضر ۷۰ یا ۸۰ درصد جشنواره‌ها در تهران برگزار می‌شوند که اگر هدفمند نباشند سبب می‌شود که تعداد معدود هنرمندان تهرانی از جوایز و دستاوردها بهره‌مند شوند و سر هنرمندان شهرستانی بی‌کلاه بماند.

با پیشروی در همین مسیر مخدوش، آرام آرام خرده هوشی و سر سوزن ذوق هنرمندان هم از بین می‌رود و آن‌ها هم در مسیری قرار می‌گیرند که به نحوی با مسئولان جشنواره‌ها ارتباط بگیرند و از این آب گل‌آلود، ماهی برای خود صید کنند.

به نظر شما چند درصد جشنواره‌های ایران این آفت‌ها را در پی دارند؟

 حدود ۸۰ درصد جشنواره‌های کشور بدون هدف برگزار می‌شوند و صرفاً آوردگاه‌های مالی و اقتصادی هستند. یعنی جشنواره‌ای که باید ارتباط خود با برگزیده‌هایش را حفظ کند، در طول سال از آن‌ها در نمایشگاه، داوری‌های سطح پایین‌تر و... استفاده کند، کل رسالت‌های خود را کنار می‌گذارد و فقط دبیر به فکر ارتباط‌های مالی خود است. وقتی هم بودجه را گرفت اول سفارش کار را به دوستان خود می‌دهد به این ترتیب شما در جشنواره‌های ایران به جز یک عده ثابت، شخص دیگری را نخواهید دید. 

 شرط لازم برای رسیدن به یک جشنواره استاندارد چیست؟

 باید گفت برای رسیدن به یک جشنواره پویا، هدفمند و اثرگذار می‌باید به صورت کاملاً شفاف در یک نشست خبری با اصحاب رسانه به موارد زیر پاسخ داده شود که بودجه این جشنواره‌ها بر چه اساسی و از کجا تأمین می‌شوند و مقصد آن‌ها کجاست؟ چه کسانی با چه پیشینه‌ای به بودجه‌های هنگفت جشنواره‌ای دسترسی پیدا می‌کنند؟ انتخاب دبیر این جشنواره‌ها بر چه اساسی صورت می‌گیرد؟ داوری‌ها و هیئت‌های اجرایی بر چه مبنایی انتخاب شده‌اند؟

آقای رئیسی برای حل مسئله اقتصاد هنر باید پا پیش بگذارد

در گفتگو با یاراحمدی کارشناس اقتصاد هنر عنوان شد:

روزنامه صبح نو:
زن در فرهنگ ایران از دیرباز تاکنون همواره از جایگاه برازنده ای برخوردار بوده و هست. یکی از شاخصه های رشد فکری و اجتماعی جوامع، نوع نگاه شان به زن است که این مسئله همواره در فرهنگ ایران از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است. به گونه ای که در نظام اجتماعی ایران باستان می توان نشانه های توجه به حقوق و جایگاه زن را مشاهده کرد. این روند هر چند بر اثر تاخت و تازها و التقاط فرهنگی که در دوره هایی از تاریخ پدید آمده است دست خوش فراز و نشیب شده است؛ اما روح کلی فرهنگ ایرانی اسلامی تجلیل و تکریم زن است و این مسئله در ادبیات و هنر ایرانی  از گذشته تا به امروز قابل مشاهده بوده و هست است.
از این حیث حضور بيش از 70درصد بانوان در رشته‌هاي مختلف هنري بعد از انقلاب را می توان بيانگر توجه لازم در کشور  به زنان هنرمند با ویژگی ها و شرایط مختص و منحصر به خود دانست.
در همين راستا جشنواره "آفريده" خود مصداق بارز توجه خاص به حضور زنان در عرصه هنر و اقتصاد هنر کشور مي باشد كه به صورت اختصاصي به نقاشي زنان ايران پرداخته است.
به همين دلیل فرصتي پيش آمد تا با داود ياراحمدي دبير جشنواره آفريده که خود از هنرمندان مطرح داخلی و بین المللی است به گفتگو بنشينيم.


براي شروع صحبت بد نيست به اين بپردازيم كه ايده جشنواره آفريده از كجا و چگونه شكل گرفت؟ به عبارت دیگر "آفريده" چگونه آفريده شد؟
واقعيت اين است كه آفريدن هميشه با فكر پيشين، يا با برنامه ريزي قبلي و يا اينكه توجه به موضوع شكل نمي‌گيرد. يك شعر در خيلي از اوقات به شاعر الهام مي شود بدون اينكه خودش هم به آن موضوع فكر كرده باشد. يك نويسنده، هنرمند و خالقين خيلي از رشته هاي هنري، از صيروت وجوديشان كه منبعث شده از فضاي بيروني است به صورتگري مي رسند. اين را عرض كردم كه به اين نتيجه برسم، اگر چه ممكن است ماجراي شكل‌گيري " آفريده" طي يك عقبه فكري بوده، ولي در حقيقت به واسطه زمين مانده هايي بوده است كه در قالب اين جشنواره شكل گرفته است.
به همين خاطر برای اولین بار مسئولین جشنواره"آفريده" سعي بر اين داشتند كه ضمن توجه لازم به آثار هنرمندان زن در كشور به صورت ويژه، به مبحث اقتصاد هنر زنان به صورت تخصصي در كشور نيز بپردازند.
چرا كه توجه به ظرفیت‌های بالقوه و بالفعل زنان هنرمند مي‌تواند نقش بي‌بديلي را از آنها در جامعه شكل بدهد.


 در اين مسير نقش اقتصاد هنر چگونه تعريف شده است؟
فروش آثار هنری امری مهم در زمینه اعتلای اقتصاد هنر جهت حمایت از هنر و هنرمندان و معرفی هنرمندان و آثار آنها به علاقه مندان و مجموعه داران است. زین سبب جشنواره فروش نقاشی زنان ایران، سعي بر اين دارد كه به عنوان حلقه وصل بین هنرمندان و مجموعه داران و يا علاقمند به آثار هنري باشد. اگر چه اين اتفاق، رسالتی فراتر از جنبه‌های اقتصادی را مد نظر خود قرار داده و سعي بر آن دارد كه در این دوران کرونایی و رکود خرید و فروش و تولید آثار هنری، زمینه مناسبی را برای رشد و ترویج هنر علی‌الخصوص زنان هنرمند کشور فراهم نماید. همچنین عاملی جهت وسعت بخشیدن به دامنه شناخت عمومی جامعه مخاطبين و خريداران نسبت به آثار زنان هنرمند فرهیخته كشور باشد.
 
آيا مشابه اين جشنواره قبل وجود داشته است؟
البته نمايشگاههاي نقاشي به صورت مناسبتي و يا گروهي از بانوان در شهرها و استانها وجود داشته است اما اينكه به صورت يك فراخوان كشوري، خاص فروش آثار زنان باشد، قبلا وجود نداشته است. برگزار کنندگان جشنواره آفریده سعی بر این دارند که با حضور آثار بانوان هنرمند کشور، این اتفاق را شکل دهند که در جشنواره دوم خود، بتوانند اولین حراجی فروش آثار زنان هنرمند را به صورت بين الملي شکل دهند. 
توجه به مسئله اقتصاد هنر چه نقش و تاثيري مي‌تواند در گسترش زمينه‌هاي ديگر هنري داشته باشد؟
معمولا ایجاد هر بستر کاری، مخاطب و گستره بیشتری را برای آن موضوع به همراه خواهد آورد. حال این مسئله در هر زمینه ای ممکن است شکل بگیرد.
اقتصاد از گذشته تا به امروز از آن دغدغه هایی بوده که ذهن هر کسی را مشغول چند و چون خود کرده است. به همین دلیل بازارهای مختلف شکل گرفته و تکنیک های مختلف تری برای بازاریابی و جذب مخاطب بیشتر بوجود آمده اند. در همین راستا هم بحث هنری پا به پای همین اتفاق از گذشته تا به امروز در این میدان بوده است. به عنوان نمونه می شود به نخستین حراج ثبت‌ شده در طول تاریخ در کتابخانه سلطنتی بریتانیا که در سال ۱۶۹۳ در لندن اتفاق افتاد، اشاره کرد.
پس از توجه به این مقوله در سال 1966 دو اقتصاددان به نامهاي اچ.بامول و دبلي. بامول اقدام به نگارش كتابهايي در زمينه اقتصاد هنر کردند و به طور كلي این جنبه کاری را مورد بررسي قرار دادند.
در حقیقت باید گفت که زلف توسعه هنر و گسترش فعالیت‌های هنری به زلف اقتصاد هنر گره خورده است، و قطعا فروش هر چه بیشتر آثار در این گونه جشنواره‌ها، حراجی‌ها و آرت‌فرهای مختلف انگیزه تولید آثار هنری در بین خالقان آثار هنری را بیشتر خواهد کرد.


بازاری که شما از آن یاد می کنید به چه صورت می تواند در بحث اقتصاد هنری کشور برای همه هنرمندان عملیاتی شود؟
واقعیت امر این است که متاسفانه وقتی بحث اقتصاد پیش می آید به مثابه خیلی از موارد دیگر اقتصادی از گذشته تا به امروز، لابی ها و دستان پشت پرده در یک گرته بری خارجی در جامعه امروز ایران هم شکل می گیرد که فروش آثار هنری از این ماجرا دور نمانده است.
داغ کردن برخی هنرمندان و آثار، فروش کذایی و اعلان اعداد و ارقام‌های نجومی، خرید و فروش بی هیچ اثر و وجود خریداری، گعده های فروش با چنبره بر روی برخی آثار ثابت و دست به دست کردن در بین برخی دلالان هنری و... همه از مواردی هستند که به علت نبود کارشناسان اقتصاد هنری قوه قضاییه، ارشاد و امور مالیاتی کشور به عنوان ناظران بی‌طرف در این ماجرا، بازار اقتصاد هنر کشور را مریض کرده و به سمتی می‌برند که هنر کشور را در آینده نه اینکه کمک نخواهند کرد بلکه دچار مشکل و سرخوردگی می کنند.
اما اگر در همین راستا دستگاه‌ها و مؤسسات متعلق به قوای سه‌گانه با توجه به مصوبات مجلس ششم در سال 1382 و تاکید دوباره مجلس در سال 1390، آئین‌نامه مبنی بر تخصیص یک دهم درصد از اعتبارات عمرانی به منظور خرید آثار هنری منقول و غیرمنقول از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری زیر نظر کارشناسان اقتصاد هنر اختصاص دهند، شاید بشود گره کور زمین مانده اقتصاد هنر در این آشفته بازار هنری را باز کرد .
زیرا  از یک سو بهانه ادارات و مراکز سه گانه کشور _ ملزم نبودن _ دستگاه‌ها برای خرید آثار هنری باعث شد این مصوبه آن‌گونه که مد نظر بود، اجرایی نشود. از سوی دیگر شفاف نبودن شیوه هزینه در متن مصوبه ممکن است ادارات را با سازمان بازرسی کشور رو در رو کند. بنابراین اگر قوه قضائیه برای حمایت از هنرمندان با این ماجرا رأساً ورود کند، بهانه موسسات هم برای خرید آثار هنری از بین خواهد رفت.
تصور من بر این است که در این دوران کرونایی و به هم ریختگی اقتصادی و معاش هنرمندان کشور، به جای تخصیص وام‌هایی که معلوم نیست هنرمند از کجا بازپرداخت آن را تضمین کند و یا در این مسیر پرپیچ و درازدامن بانک‌ها اصلا به سرانجام خواهند رسید، آقای رئیسی ریاست محترم قوه قضائیه همتی کند و برای حل مسئله زمین مانده خرید آثار هنری پا پیش بگذارد، تابوی 16 ساله مشکل خرید آثار هنری کشور را برای همیشه زمین بزند و با خرید آثار هنری برای دستگاه‌های زیرمجموعه خود به همه هنرمندان کشور عیدانه‌ای به یاد ماندنی هدیه دهد.

پایان کار ترامپ در جشنواره مردمی «آرتونیست»

دومین جشنواره فصلی «آرتونیست» با موضوع «انتخابات آمریکا» و با معرفی برگزیدگان، به کار خود پایان داد.

به گزارش خبرنگار حوزه تجسمی گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان، دومین دوره  جشنواره «آرتونیست»  با آثاری از ۳۵ کشور جهان با موضوعات «ترامپ و انتخابات آمریکا» و «کرونا ویروس»، توسط "آرس (هرناندز گوئررو) " از هاوانا، "میشل مورو (گومز) " از مراکش و "عماد سانونی" از مراکش مورد قضاوت و داوری قرار گرفت.

برگزیدگان این دوره از جشنواره «آرتونیست» عبارتند از:
نفر اول: " Muzaffar Yulchiboev / ازبکستان
نفر دوم: rafat alkhateb / اردن
نفر سوم: Vasco Gargalo / پرتقال

همچنین Ben Jennings از انگلیس، Pawel Kuczynski از لهستان و MUSA GUMU از کشور ترکیه مورد تقدیر قرار گرفتند.

تفاوت این جشنواره با دیگر جشنواره‌های جهانی که به صورت سالانه و یا دوسالانه برگزار می‌شوند، مردمی بودن و برگزاری بی وقفه آن بدون حمایت دولتی و ارگان ها بوده است.

سومین دوره (زمستان) این جشنواره با موضوع «جهان پس از کرونا» و «آزاد» هم در حال برگزاری است که داوری آن را "ریکاردو فریرا" از پرتقال، "رندی بیش" از آمریکا و "فهد ال زدجالی" از کشور عمان قضاوت برعهده دارند.

جشنواره فصلی کارتون «آرتونیست»، یک فستیوالی مردمی است که با سیاستگذاری تعدادی از کارتونیست‌های برگزیده و مطرح از سراسر جهان به مدت شش ماه فعالیت خود را به دبیری داود یاراحمدی از هنرمندان مطرح کشور، بصورت بین‌الملی آغاز کرده است و توانسته با استقبال خوبی در بین مخاطبان، جشنواره‌ها و رسانه‌های خارجی روبه رو شود.

نگاه «آرتونیست» به جهان پس از کرونا

سومین جشنواره فصلی بین‌المللی «آرتونیست» دور جدید خود را با شروع فصل زمستان آغاز کرد.

این جشنواره با دبیری داود یاراحمدی از هنرمندان کارتونیست مطرح ایرانی، طی دو دوره در فصل های تابستان و پاییز برگزار شد و دوره سوم این جشنواره با شروع زمستان کار خود را آغاز کرده است. 

از نکات قابل تامل و متفاوت این جشنواره با دیگر جشنواره های جهانی که به صورت سالانه و یا دوسالانه برگزار می شوند؛ بدون هیچ حمایت دولتی و ارگانی به صورت مردمی و فصلی بدون وقفه تا امروز برگزار شده است. 

در همین راستا باید عنوان کرد که در دو دوره گذشته مطرح ترین کارتونیست های جهان کار داوری این جشنواره را به عهده داشته اند.

داوری اولین دوره این جشنواره که با موضوع «کرونا» و «آزاد» در فصل تابستان برگزار شد، برعهده " آنجل بولیگان"  از کشور مکزیک، " جیتت کاستانا"  از اندونزی و"لوک دچیمائکر" از کشور بلژیک از هنرمندان مطرح کاریکاتوریست جهان بود. 

همچنین "آرس(هرناندز گوئررو) "  از هاوانا، " میشل مورو (گومز) "  از مراکش و " عماد سانونی"  از مراکش هیأت داوران دومین دوره(پاییز) این جشنواره بودند که آثار رسیده با موضوعات "ترامپ و انتخابات آمریکا" و "کرونا ویروس" را داوری کردند.

گفتنی است سومین دوره(زمستان) این جشنواره با موضوع "جهان پس از کرونا" و "آزاد" در حال برگزاری می باشد که داوری آن را  "ریکاردو فریرا" از پرتقال، "رندی بیش" از آمریکا و " فهد ال زدجالی" از کشور عمان قضاوت خواهند کرد.

لازم به ذکر است که جشنواره فصلی کارتون «آرتونیست»، یک جشنواره مردمی است که با سیاست گذاری تعدادی از کارتونیست های برگزیده و مطرح از سراسر جهان به مدت شش ماه است که فعالیت خود را به دبیری داوود یاراحمدی به صورت بین الملی آغاز کرده است.

انتشار فراخوان «آرتونیست» با موضوع انتخابات آمریکا و کرونا

 

انتشار فراخوان «آرتونیست» با موضوع انتخابات آمریکا و کرونا

فراخوان دومین جشنواره کارتون «آرتونیست» با موضوع «انتخابات آمریکا و ترامپ» و «کرونا»، به دبیری داوود یاراحمدی منتشر شد.

به گزارش خبرنگار مهر، دومین دوره جشنواره کارتون «آرتونیست» از آغاز فصل پاییز در دو بخش منتشر شد و علاقمندان تا پایان آذرماه فرصت دارند تا آثارشان را به آدرس اینستاگرام artoonist۲۰۲۰ ارسال کنند.

بر این اساس، فراخوان این جشنواره به شرح زیر است:

موضوعات جشنواره

۱_ ترامپ و انتخابات آمریکا»

۲_ کرونا

هرناندز گوئررو از هاوانا، میشل مورو گومز از مراکش و عماد سانونی از مراکش هیأت داوران دومین دوره این جشنواره به دبیری داوود یاراحمدی هستند.

همچنین، اولین دوره جشنواره فصلی «آرتونیست» با موضوع «کرونا» و «آزاد» در فصل تابستان برگزار شد که داوری آن برعهده آنجل بولیگان، جیتت کاستانا و لوک دچیمائکر از هنرمندان مطرح کاریکاتوریست جهان بود. در اولین جشنواره «آرتونیست»، سه نفر به عنوان منتخب و دو نفر دیگر به عنوان تقدیر معرفی شدند.

جشنواره فصلی کارتون «آرتونیست»، یک جشنواره مردمی است که با حضور کارتونیست های برگزیده و مطرحی از سراسر جهان شش ماه است که فعالیت خود را به دبیری داوود یاراحمدی به صورت جهانی آغاز کرده است.

جشنواره "آفریده" دست دلالان را از آثار هنری کوتاه می‌کند

داود یاراحمدی معتقد است که جشنواره «آفریده» تلاش می‌کند تا آثار هنری را مستقیم و به دور از دسترسِ دلالان هنری عرضه کند.

جشنواره

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، این جشنواره که با حضور و همت جمعی از هنرمندان، کارشناسان اقتصاد هنر و فارغ التحصیلان دانشکده‌های هنر کشور، برنامه‌ریزی شده و در حال اجرا است، توانسته است در اولین روزهای انتشار فراخوانش جایگاه خوبی در بین هنرمندان استان‌ها و همچنین هنرمندان پایتخت نشین پیدا کند.

این اتفاق هنری در این دوران کرونایی که تقریباً اکثر فعالیت‌های فرهنگی هنری کشور را با محاق روبرو کرده است، می‌تواند اتفاقی ماندگار در عرصه هنر کشور باشد.

داود یاراحمدی دبیر جشنواره «آفریده» درباره این رویداد هنری می‌گوید: این جشنواره در دو بخش استعدادهای جوان و پیشکسوت‌ها، بستر تازه‌ای از اقتصاد هنری را شکل داده است که آثار دو نسل ضمن تجربه اندوزی در کنار یکدیگر بتوانند رنگ تازه‌ای از بازار هنری را در جامعه هنری ایران بازنمایی کنند.

وی  ادامه می‌دهد: «آفریده» در کنار دیگر مباحث اقتصاد هنر(حراجی، آرت فرها و...) سعی بر این دارد که بتواند آثار هنری را که تا به امروز به عنوان یک کالای لوکس برای مردم  دست نیافتنی و خاص بوده است در یک عرضه مستقیم و به دور از مباحث دلالی‌های هنری رو در رو کند. خواستگاه جشنواره «آفریده» بر این است که آثار هنری را به مثابه یکی از اقلام ضروری، راهی سبد زندگی مردم کند. زندگی که اگر مباحث هنری از آن خالی شود، فاقد رنگ بوده و خاکستریِ رخوت، جامعه را سیاه خواهد کرد.

وی علت راه‌اندازی «آفریده» را، نبود فرصت بازار تخصصی فروش آثار و نقاشی زنان در جامعه جهانی دانسته و می‌افزاید: بی‌شک ظرفیت‌های بالقوه و بالفعل زنان در عرصه هنری از دیرباز تا کنون توانسته نقش بی‌بدیلی را در جامعه، مناسبت‌ها، تحولات فرهنگی، اجتماعی و هنر معاصر شکل دهد. ضمن اینکه آمارهای ارائه شده از سوی مدیران فرهنگی کشور حکایت از حضور فعال و گسترده زنان در عرصه هنرهای معاصر دارد، علی الخصوص بررسی آثار زنان در دوره‌های مختلف نمایشگاه‌های دوسالانه، نشانگر رشد حضور زنان در پرتو توجه و استقبال خوب مردم در جامعه بوده است. به همین دلیل عوامل جشنواره «آفریده» سعی بر این دارند که ضمن توجه لازم به آثار هنرمندان زن در کشور به صورت تخصصی به مبحث اقتصاد هنر زنان در کشور بپردازند.

وی درباره جایگاه زنان در عرصه هنر می‌گوید: حضور بیش از 70 درصد بانوان در رشته‌های مختلف هنری می‌تواند بیانگر توجه لازم به زنان هنرمند با ویژگی‌ها و شرایط مختص و منحصر به خود باشد. از سوی دیگر در همین زمان به لحاظ مضمونی نیز، حضور زنان در خلق آثار هنری با موضوعات اجتماعی عمیق و پراهمیت نقش جدیدی را تجربه می‌کنند. بدین معنا که اشکال جدیدی از بازنمایی نقش زن در جامعه را می‌توان در محصولات هنری مشاهده کرد.

داود  یاراحمدی ادامه می‌دهد: به این سبب در این شرایط کرونایی، وجود چنین جشنواره‌ای با حضور خاص زنان هنرمند کشور می‌تواند رنگ تازه‌ای از زندگی به جامعه پر از استرس ناشی از این بیماری منحوس بزند.

وی می‌گوید: زن، هنر و فرهنگ؛ سه نمایه بزرگ از اضلاع یک جامعه را نقش می‌دهند. نقشی که شاکله شکل‌گیری مسیر ساختاری یک زندگی را در طول تاریخ شکل داده، هویت بخشیده، به سرمنزل مقصود رهنمون می‌کند. به همین دلیل است که از گذشته تا به امروز نیز بازآفرینی هر یک از باورها و ابعاد انسان در روند رشد و تکامل هر جامعه، تحت تأثیر رویکرد کلی او نسبت به پیرامونش «آفریده» می‌شود.

این هنرمند نقاش درباره نحوه شرکت زنان هنرمند در جشنواره چنین عنوان می‌کند: هر هنرمند برای شرکت می‌تواند تصویر سه اثر از آثار خود را در قالب GPEG با حجم  2 مگابایت به آدرس ایمیل afarideart.ir@gmail.com  ارسال کند، هیأت انتخاب و داوران بهترین آثار را انتخاب کرده، اسامی افراد منتخب را برای حضور در جشنواره از طریق سایت «آفریده» منتشر خواهند کرد، سپس هنرمندان از تاریخ انتشار اسامی، یک هفته فرصت دارند که آثار خود را شخصاً و یا توسط اداره پست به دبیرخانه مؤسسه فرهنگی صبا تحویل دهند.

دبیر جشنواره «آفریده» درباره انتخاب داوران می‌گوید: با توجه به حساسیت و اهمیت انتخاب آثار سعی بر این داشتیم که برای داوری، ترکیبی از 5 هنرمند نقاش، کیوریتور، گالری‌دار و پیشکسوت را در کنار هم قرار بدهیم که از این تعداد سه نفر داور خارجی؛ سوزلی ابراهیم از مالزی، دکتر فاطمه مازیاد از کویت، ِامان ال هیدوسی از قطر و 2 نفر دیگر از هنرمندان؛ استاد فرح اصولی و استاد منیژه صحی از پیشکسوتان نقاشی ایران هستند.

اولین جشنواره فروش نقاشی زنان ایران در تاریخ 16 اسفند افتتاح و تا 21 اسفند در مؤسسه فرهنگی صبا ادامه خواهد داشت.

 

فراخوان جشنواره

لينك مصاحبه:

https://tn.ai/2437979

 

کمک به اقتصاد هنر، طرحی نو می‌طلبد/ «آفریده»؛ جشنواره‌ای بر مبنای آفرینش‌های هنری زنان

کرونا، مرگ، فلج ناقص اقتصاد جهان، تعطیلی مراکز فرهنگی و هنری و... همه از اخباری است که هر روز سر تیتر خبر رسانه‌های مکتوب و مجازی می‌شود؛ خبر‌هایی که هر روز شروع و یا پایانش را برای ما تلخ و ناگوار می‌کنند.

اما در بین این همه اتفاقات و خبر‌های ناگوار، شعله‌ پرشرر یک خبر خوب فضای فرهنگ و هنر کشور را تحت الشعاع خود قرار داده است. جشنواره «آفریده»؛ جشنواره نقاشی زنان، اولین جشنواره فروش نقاشی زنان ایران، همه و همه حکایت از یک اتفاق بزرگ، مهربانی و شور دوباره زندگی دارد که قرار است زنان برای فرهنگ و هنر کشور خود رقم بزنند.

در همین راستا فرصتی شد تا با داود یاراحمدی دبیر این جشنواره به گفتگو بنشینیم.

آقای یاراحمدی ایده «آفریده» از کجا و چگونه شکل گرفت؟

سالهاست که مقوله اقتصاد فرهنگ و هنر، مسئله زمین مانده و مغفول در کشور ما بوده و هست. اگرچه ممکن است از سوی مدیران و مسئولان فرهنگی به عنوان یکی از موضوعات شیرین همیشگی، در سخنرانی‌های مختلف به عنوان یک دغدغه به آن پرداخته شود، اما متأسفانه از حرف تا عمل همتی می‌طلبد. به هر حال مسائل سیاسی، حزبی و گروهی آنقدر مسئولان را مشغول به خود می‌کند که دیگر برای پرداختن به این موضوعات وقت ندارند.

از سوی دیگر حراجی ها و... آثار هنری را در قالب یک کالای لوکس دست نیافتنی برای مردم تعریف کرده اند که تنها مجموعه دارها، دلالان هنری و بخشی از مردم که تمکن مالی دارند، امکان خرید آثار هنری را خواهند داشت. به همین خاطر طی نشست‌هایی با برخی از هنرمندان جوان و پیشکسوت، اساتید، کارشناسان اقتصاد هنر و کیوریتور‌ها که سال‌ها درگیر این ماجرا هستند به گفتگو نشستیم و به این نتیجه رسیدیم که هنر باید بین مردم برود و باید آن‌ها را مخاطبان اصلی این اتفاق فرهنگی قرار داد تا آثار را ببینند، با آن ارتباط برقرار کنند و به عنوان یک ضرورت، هدیه و سرمایه‌ که پشتوانه‌ای برای خانوده شکل می‌دهد به آن نگاه کنند.

کمک به اقتصاد هنر، طرحی نو می‌طلبد/ «آفریده»، جشنواره‌ای بر مبنای توانمندی و آفرینش‌های هنری زنان

آمار‌ها حاکی از حضور فعال و گسترده زنان در عرصه هنر‌های معاصر است. علی الخصوص بررسی آثار زنان در دوره‌های مختلف نمایشگاه‌های دوسالانه، نشانگر رشد حضور زنان در پرتو توجه و استقبال خوب مردم در جامعه بوده است. به همین دلیل از گذشته تا به امروز، نقش زن در جامعه و آگاهی از ظرفیت‌های بالقوه و بالفعل او در مناسبت‌ها و تحولات فرهنگی، اجتماعی و هنر معاصر، توانسته نقش بی بدیلی را در جامعه شکل دهد. در همین راستا برای اولین بار برگزارکنندگان جشنواره "آفریده" سعی بر این دارند که ضمن توجه لازم به آثار هنرمندان زن در کشور، به مبحث اقتصاد هنر زنان به صورت تخصصی هم بپردازند.

ادارات و سازمان‌ها در کنار حضور مردم چه نقشی را می‌توانند در رشد اقتصاد هنر کشور داشته باشند؟

مجلس ششم شورای اسلامی در سال ۱۳۸۲ مصوبه‌ای را به تصویب رساند که بر اساس آن سازمان‌ها، نهاد‌ها و دستگاه‌های دولتی می‌توانند نیم درصد از اعتبارات عمرانی خود را صرف ارتقای هویت ظاهری و سیمای داخلی بنا‌های خود کنند که خرید آثار هنری هم می‌توانست بخشی از آن باشد.

در سال ۱۳۸۳ در جریان برگزاری اولین اکسپوی تهران، بنا شد وزارتخانه‌ها به خرید آثار هنری از هنرمندان بپردازند. این طرح اگرچه در ابتدا باعث خوشحالی اهالی هنر شد، ولی هیچ‌گاه به سرانجام جدی و شایسته‌ای که باید، نرسید. چرا که ملزم نبودن دستگاه‌ها برای خرید آثار هنری باعث شد این مصوبه آن‌گونه که مد نظر بود، اجرایی نشود.

۷ سال بعد در سال ۱۳۹۰ دوباره مجلس آئین‌نامه‌ای مبنی بر اختصاص یک دهم درصد از اعتبارات عمرانی ساختمانی دستگاه‌های اجرایی به خرید آثار هنری را به پیشنهاد مشترک وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری تصویب کرد. بر اساس این مصوبه کلیه دستگاه‌ها و مؤسسات متعلق به قوای سه‌گانه موظف شدند حداقل یک دهم درصد از اعتبارات عمرانی ساختمانی خود را به منظور رعایت هر چه بهتر معماری اسلامی در ساختمان‌ها و انتقال پیام‌های فرهنگی و معنوی به خرید آثار هنری منقول و غیرمنقول اختصاص دهند. ولی متاسفانه تاکنون این مصوبه از سوی هیچ یک از دستگاه‌ها عملیاتی نشده است.

نکته اساسی اینجاست؛ نه اینکه مصوبه‌ای بر این اجرا وجود ندارد! بلکه همت و دغدغه‌ای می‌خواهد که از سوی مدیران دستگاه‌های سه قوه، این مصوبه را عملیاتی کنند.

تصور من بر این است که در این دوران کرونایی و به هم ریختگی اقتصادی و معاش هنرمندان کشور، به جای تخصیص وام‌هایی که معلوم نیست هنرمند از کجا بازپرداخت آن را تضمین کند و یا در این مسیر پرپیچ و درازدامن بانک‌ها اصلا به سرانجام خواهند رسید،  قوه قضاییه همتی کند و برای شروع کار و حل مسئله زمین مانده خرید آثار هنری پا پیش بگذارد و با خرید از جشنواره "آفریده"، حراجی تهران و دیگر آرت فر‌های کشور که بی هیچ پشتوانه‌ دولتی و سازمانی و تنها با پول جیب خود هنرمندان شکل می‌گیرند، تابوی ۱۶ ساله مشکل خرید آثار هنری کشور را برای همیشه زمین بزند و با خرید آثار برای دستگاه‌های زیرمجموعه خود به همه هنرمندان کشور عیدانه‌ای به یاد ماندنی هدیه دهد. زیرا بهانه موسسات برای خرید اثر هنری، برخورد با سازمان بازرسی است که زیرمجموعه قوه قضاییه است، بنابراین اگر قوه قضاییه برای حمایت از هنرمندان اقدام کند، بهانه موسسات هم از بین می رود.

کمک به اقتصاد هنر، طرحی نو می‌طلبد/ «آفریده»، جشنواره‌ای بر مبنای توانمندی و آفرینش‌های هنری زنان

شرایط و نحوه شرکت زنان هنرمند در این جشنواره به چه صورت خواهد بود؟

هر هنرمند برای شرکت می‌تواند تصویر سه اثر از آثار خود را در قالب GPEG با حجم ۲ مگ به آدرس ایمیل جشنواره ارسال کند. هیات انتخاب و داوران بهترین آثار را انتخاب کرده و اسامی افراد منتخب برای حضور در جشنواره را از طریق سایت «آفریده» منتشر خواهند کرد، سپس هنرمندان از تاریخ انتشار اسامی، یک هفته فرصت دارند که آثار خود را شخصا و یا توسط اداره پست به دبیرخانه موسسه فرهنگی صبا تحویل دهند.

با توجه به حساسیت و اهمیت انتخاب آثار سعی بر این داشتیم که برای داوری، ترکیبی از ۵ نفر هنرمند نقاش، کیوریتور، گالری‌دار و پیشکسوت را در کنار هم قرار بدهیم که از این تعداد سه نفر داور خارجی؛ سوزلی ابراهیم از مالزی، دکتر فاطمه مازیاد از کویت، ِامان ال هیدوسی از قطر و ۲ نفر دیگر استاد فرح اصولی و استاد منیژه صحی از پیشکسوتان نقاشان ایرانی هستند.

گفتنی است داود یاراحمدی روزنامه نگار، نقاش، کارتونیست، عکاس و طراح گرافیک سالهاست که آثارش در جشنواره‌های مختلف سینه آویز گالری‌ها و نگارخانه‌های داخلی و خارجی شده و جوایز متعدد ملی و بین المللی را به خودش اختصاص داده است. دبیری و داوری جشنواره‌های مختلف، نویسندگی و پژوهش بخش دیگری از فعالیت‌های هنری وی طی سال‌های گذشته است.

 

فراخوان جشنواره

جنگ جهانی سوم، اشغال فرهنگی کشورها

نوشته: داود یاراحمدی

کارشناس ارشد اقتصاد هنر

مسئلۀ محدودیت منابع و انرژی جهان و نامحدود بودن نیازهای انسان، این پرسش مهم را پیش می‌آورد که این جمع نقیضین را چگونه می‌توان در ترازوی ممکنات اقتصاد قرار داد؟

همین امر طی سالیان گذشته این نکته را به دنبال داشته که رویکردهای جامعه جهانی، دستخوش جنگ‌ها، نفوذ و گستره سلطه کشورها بر دیگری جهت به دست آوردن منابع و مطامع بیشتری نسبت به یکدیگر باشند.

دو جنگ بزرگ جهانی اول (با 17 میلیون کشته) و جنگ جهانی دوم (با 50 تا 85 میلیون نفر کشته) که بعدها رشد نظامیگری را در جهان به همراه داشته، علاوه بر منازعات سیاسی، از علل اصلی آن، دستیابی ارضی و اقتصادی (منابع بیشتر) بوده است.

از این رو، دستیابی به منابع و استخراج هرچه بیشتر آن‌ها، چه در جغرافیایی دیگر و چه در سلطۀ استقراضی خود، همیشه مشکلات و سختی‌هایی را به همراه داشته که دست‌اندرکاران این معرکه می‌باید مبحث هزینه و فایده را در نظر گیرند تا در این اتفاق، با کمترین هزینه، دستیابی به منابع بیشتر را ممکن سازند.

در این میان  برای به‌دست‌آوردن این منابع تا به امروز، سعی حاکمان بر آن بوده که با به‌کارگیری«دکترین»ها و «استراتژی»های مختلف، از طریق «نفوذ» و سلطه بر کشورهای مختلف، گام‌های مؤثرتری را بردارند.

«مایکل پورتر» استراتژی را این چنین تعریف می‌کند: استراتژی یعنی اینکه کاری را با منابع کمتر (کاراتر) انجام دهیم و کارهایی بکنیم که هیچ‌کس غیر از ما توان انجام آن را ندارد.

پروژۀ  نفوذ نیز زمانی اجرا می‌شود که کشور سلطه‌گر نتواند از طریق عملیات زمینی و جغرافیایی (قدرت سخت)، به هر علتی به منابع کشور هدف، سلطه پیدا کند.

  برخلاف قدرت سخت، قدرت نرم از درون خشاب تفنگ یا نیروی پیاده نظام نمود نمی‌یابد، بلکه در تغییر و هدایت اندیشه‌های انسانی و تمایلات بشری جلوه‌گر می‌شود. همان طور که پاول، وزیر امور خارجه وقت امریکا، مأموریت امریکا در خاورمیانه را فروش محصولی به نام دموکراسی تعریف کرد.(هام، 1388: 126)

در ادبیات سیاسی-امنیتی، نفوذ را به‌ معنی حضور بیگانه در حریم خودی یا پشت جبهۀ خودی می‌دانند. در عرصۀ حاکمیت، نفوذ به‌ معنی تأثیر و تغییر در تصمیم‌گیری و محاسبات حاکمیت و تأثیر بر منافع ملی می‌آید. معادل انگلیسی نفوذ،( Influence )  است که در لغت به‌معنی کنش یا قدرتی است که نتیجه‌ای را بدون اعمال آشکار زور یا بدون اعمال مستقیم فرمان، تولید می‌کند و در اصطلاح عبارت از اعمالی است که مستقیم یا غیرمستقیم، باعث تغییر در رفتار یا نظرات دیگران می‌شود. (الوانی، 1386: 142)

اینجاست که پروژۀ نفوذ در قالب دکترین‌های مختلف از سوی استراتژیست‌های ناتوی فرهنگی در کشورهای مختلف کلید خورده، عملیات «قدرت نرم یا جنگ نرم» شکل می‌گیرد.

جوزف نای قدرت نرم مبنی بر ایجاد جذابیت ارزشی و مشروعیت را در برابر قدرت سخت نظامی یا به تعبیر خودش سیاست هویج و چماق مطرح کرد. به اعتقاد وی جنگ‌های عصر مدرن در قالب اندیشه در برابر اندیشه شکل می‌گیرد و پیروز نبرد کسی است که بتواند بر اذهان عمومی تسلط یابد، قلب‌ها را تسخیر و تحسین و تابعیت مشتاقانه دیگران را برانگیزد.Nye, 2006: 2

ﻣﺤﻮر اصلی ﺟﻨﮓ ﻧﺮم را می‌توان تلاش برای «ﻣﺸﺮوﻋﻴﺖ» زدایی از ﺳﺎﺧﺘﺎر نظام سیاسی کشورِ هدف دانست.(Weatherford,1992:7). ﻫﺪف ﺟﻨﮓ ﻧﺮم، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺟﻨﮓ‌ﻫﺎی ﻛﻼﺳیک، ﻏلﺒﻪ ﺑﺮ دوﻟﺖ‌ﻫﺎ، ﮔﺮوه‌ﻫـﺎی  اﺟﺘﻤﺎﻋی و ﻫﻮﻳﺖ‌ﻫﺎی ﻣﺘﻔﺎوت رﻗﻴﺐ ﻣﺤﺴﻮب می‌شود؛ اﻣﺎ اﺑﺰار و اﻟﮕﻮی ﺑﻬﺮه از آن ﺑﺮای ﺗﺄﺛﻴﺮﮔﺬاری ﺑﺮ ﻣﺤﻴﻂ، ﻣﺘﻔﺎوت است. (جلال پور و همکاران،1395).

در این نوع نفوذ، با توجه به نوع رویکرد استراتژیک آن، باید فرد را در جامعه از حیث «آن‎گونه که باید باشد» موردمطالعه قرار داد تا در نهایت، جامعه به سمتی حرکت کند که مطامع کشور سلطه‌گر را ارضا و اهداف او را تأمین کند.

با توجه به دکترین این استراتژی، کشور سلطه‌گر با یک طرح‎ریزی استراتژیک (Strategic Planning) که ابزار جامعه‎سازی است، فرهنگ جامعه مدنظر خود را هدف می‌گیرد و به این وسیله، کار خود را آغاز می‌کند.

بر این اساس، مهم‌ترین اقدام در این رویکرد استراتژیک، اجرای عملیات «جامعه‎سازی» است. در این اقدام، بسترهای گوناگون جامعه‌سازی از زوایای مختلف موردبررسی قرار می‌گیرد و به‌واسطۀ تغییر «سبک زندگی»، جامعه‌ای را مورد هدف قرار می‌دهند.(حسن عباسی،1388)

 طبق این دکترین، تغییر در سبک زندگی می‌باید از طریق تغییر «فرهنگ» صورت گیرد. فرهنگ، شامل تمام آن چیزهایی می‌شود که ریشه در سنّت و میراث مردم، ازجمله فرهنگ قومی و الگوهای خویشاوندی، فرهنگ مادّی، دین و... دارند. مارگات مید در تعریف فرهنگ می‌گوید: «مجموعه رفتارهای آموختنی، باورها، عادت و سنن که مشترک میان گروهی از افراد است و به گونه‌ای متوالی توسط دیگران که وارد آن جامعه می‌شوند، به کار گرفته می‌شود» (فرهنگی، 82،1379)

تردیدی نیست که تغییر فرهنگی جامعۀ هدف، نیاز به ابزارها و راه‌هایی دارد که از طریق آن بتوان اولاً به جامعۀ مقابل رسوخ و نفوذ کرد؛ ثانیاً در آن جامعه، جایگاهی برای خود پیدا کرد؛ ثالثاً تأثیر خود را به نحو مطلوب به جای گذاشت. (محمدی حسینیه،1396)

جودیث مک هیل، معاون دیپلماسی عمومی وزارت خارجه آمریکا در اجلاس مبادله 2  در خصوص فعالیت های اداره تحت امر خود در این زمینه گفت: اداره آموزش و امور فرهنگی ما روز و شب بدون توقف برای به جریان انداختن طیف وسیعی از گفتگوها با کیفیت بالا، بین جوانان، دانشجویان، معلمان، هنرمندان، ورزشکاران و رهبران در حال ظهور در ایالات متحده و بیش از 160 کشور فعالیت می‌کند. ما امروزه بیش از یک میلیون عضو انجمن تبادل، تحت هدایت وزارت امور خارجه در سراسر دنیا داریم. این مجموعه شبکه‌ای شامل بیش از 50 برنده جایزه نوبل و بیش از 350 رهبر فعلی یا گذشته حکومت‌ها است.

در همین راستا یکی از بهترین شیوه‌هایی که می‌تواند بیشترین اثرگذاری را در زمینۀ تغییر فرهنگی یک جامعه در ابعاد مختلف داشته باشد، استفاده از ابزار «هنر» است. قدرت‌های سلطه‌گر برای پیشبرد مقاصد خود، نیاز به هنرمندانی دارند که در این مسیر، دکترین موردنظر خود را در آثار هنری تولید شده از سوی هنرمندان، پیاده‌سازی کنند و از طریق مجاری مختلف رسانه‌ای، در جامعۀ هدف بگسترانند.

عموماً هنرمندان می‌کوشند در هر شرایطی دل‌مشغولی‌ها، دغدغه‌ها و برداشت‌های خود را از محیط اطرافشان، در قالب آثار هنری نشر دهند. همین امر باعث می‌شود در بسیاری از موارد، هنرمندان از کارهای سفارشی، به‌ویژه دولتی، دوری کنند. اینجاست که استراتژیست‌ها برای به‌خدمت‌گرفتن هنرمندان، به سطح چهارم هرم مازلو (موقعیت، اعتبار، دستاوردها، استقلال، احترام از اطرافیان و...) رجوع کرده، با راه‌اندازی جشنواره‌های مختلف، حراجی‌ها، اعطای نشان‌های گوناگون، سفرهای مطالعاتی و اعطای جوایز از طریق جشنواره‌های از پیش تدارک دیده‌شده در راستای اهداف خود، به مدیریت هنرمندان که بیشتر بر پایۀ خواسته‌های فردی آن‌هاست، می‌پردازند.

موقعیت، اعتبار، قرار گرفتن در کانون توجّهات، جلب احترام اطرافیان و مطرح‌شدن در رسانه‌های داخل و خارج، از مواردی است که منجر به «داغ کردن» هنرمندان می‌شود؛ اتفاقی که از سوی حامیان و سرمایه‌گذاران عرصه‌های مختلف هنری برای به میدان کشیدن هنرمندان در عرصه‌های داخلی و منطقه‌ای شکل می‌گیرد.

هنرمند داغ‌شده (برند شده) از این پس می‌باید آثاری را خلق کند تا برگزارکنندگان جشنواره‌ها برای تأمین اهداف لابی‌های ناپیدای خود به آن‌ها جوایزی ازپیش‌تعیین‌شده اعطا کنند یا از طریق دلالان هنری، با هر چکش مزایده در رقابتی کذایی، آثارشان در حراجی‌ها،  اعتبار خلق کند.

حراجی تهران                                                                           حراجی کریستیز

آثاری که از سوی افراد اپوزیسیون، روشنفکرنماها و سلبریتی‌های هنرمندنما -که پیش‌تر مُهر این لابی‌ها را بر گردن‌های خود تتو کرده‌اند- با رقم‌های گزاف خریداری می‌شود تا شاکله‌ی دگر زیستن را در سرتیتر خبر رسانه‌ها به سطوح مختلف جامعه تزریق کنند.


 این اتفاق وقتی در خیلی از آرت‌فر‌ها، گالری ها و حراجی ها در جامعه به عنوان اثر هنری در حال فروش است که خیلی از این آثار عرضه شده، به اذعان بسیاری از کارشناسان و منتقدان هنری داخلی و خارجی، در خیلی از موارد، فاقد کمترین ارزش هنری است و تنها برپایۀ تمایلات دلالان هنری، سیاه نمایی و برداشت‌های منفی در جامعه دست‌به‌دست شده و در رسانه‌های همسو و جارچی، به‌عنوان آثار فاخر، مطرح و ستایش‌نامه‌های مبسوطی دربارۀ آن‌ها نوشته شده و از آن پس  ریل‌گذاری دیگری از  هنر در ذهن هنرمندان و جامعه جانمایی می‌شود.  

کاکس (2009) در مقاله‌ای انتقادی، هنر خاورمیانه را ادامۀ پروژۀ هنر استعماری بیان کرده است که توسط موزه‌ها، گالری‌ها، خانه‌های حراج و دیگر نهادهای هنر غرب دنبال می‌شود. از این منظر، هنر خاورمیانه فاقد وجه اشتراک معنایی است و به لحاظ شکل و اجرا نیز از انسجام لازم برخوردار نیست.

کاکس در ادامه می‌نویسد: هنر خاورمیانه بیش از آنکه نوع خاصی از هنر باشد، ساخته و پرداختۀ نوع خاصی از بازار هنر است؛ بازاری که از سوی نهادهای هنری نظیر خانۀ حراج کریستی، موزۀ هنر انگلستان و نیویورک و برخی خریداران ایرانی و عربی، مورد حمایت قرار گرفته است.

چالز ساچی، مالک یکی از چهار حراجی بزرگ جهان که کارش را با دلالی آثار هنری شروع کرده، دربارۀ آثار ارائه‌شده در حراجی‌ها چنین می‌گوید: هیچ قاعده‌ای در سرمایه‌گذاری وجود ندارد. کوسه هم می‌تواند خوب باشد. مدفوع هنرمند هم می‌تواند خوب باشد. رنگ روغن روی بوم هم می‌تواند خوب باشد. یک گروه همیشه برای نگهداری از آنچه یک هنرمند هنر می‌داند، آماده است(دامپسون،119:1394).

جری سالتز منقد هنری در یکی از مقالاتش از حراجی‌ها چنین توصیفی دارد: حراجی‌ها ترکیبی عجیب و غریب از بازار برده‌فروشی، فعالیت‌های بازرگانی، تیاتر و فاحشه‌خانه هستند.حراج‌ها سرگرمی‌هایی نادر هستند که در آن‌ها سوداگری، فرصت‌طلبی، و زیاده‌خواهی با هم تلفیق می‌شوند و چیزی شبیه به یک مراسم آیینی سازمان یافته قبیله‌ای به وجود می‌آورند، که با طمعه مصرف‌گرایی و اشرافی‌گری در روز روشن بازی می‌شود. (دامپسون،155:1394).

سعید مستغاثی (1389) منتقد و کارشناس سینما از پشت پرده برخی جشنوارهای فیلم چنین عنوان می‌کند؛ جشنواره‌هایی مثل کن علیرغم تبلیغات فراوان و شهرت هنری، کاملا در تیول کمپانی‌ها و موسسات تجاری چند ملیتی قرار دارند و از همین رو صبغه سیاسی تمام عیاری می‌یابند. چراکه سرنخ برگزاری این جشنواره ها در دستان همان کمپانی‌هایی می‌چرخد که زیرمجموعه تراست‌ها و کارتل‌های بزرگ آمریکایی هستند.

در همین راستا نیز شهرام خرازی(1396) نویسنده و منتقد سینمایی با بیان اینکه البته پشت همه این قضایا، سیاست به طور مخفیانه لباس سینما را بر قامت خود می‌نشاند، چنین عنوان می‌کند؛ برخی فیلمسازان با ابراز کردن آسیب‌های اجتماعی، جایزه می‌گیرند، در حالیکه این فیلم‌ها به جای توجه به سینما، به خاطر سیاستی که در فیلم نهفته است، جایزه کسب می‌کنند.

بهزاد غریب پور(1397) کارگردان نام آشنای عرصه نمایش در باره تئاترهای لاکچری چنین می‌گوید؛ من گمان می‌کنم در این آثار بیشتر نیت کاسب‌کارانه و مال‌اندوزی در جریان است. نفس هنر با این مسائل بیگانه است.

ماجرای ورود پول‌های کثیف طی سالهای اخیر به حراجی‌ها، جشنواره ها، سینما، تئاتر و...در مرحله اول به دست گرفتن سکان قدرت راهبری تولیدات فرهنگ هنر کشور از سوی لابی‌های ناتوی فرهنگی غرب در کشور است، که از طرف مدیران فرهنگی هنری کشور مورد غفلت قرار گرفته است. از سوی دیگر نیز حمایت مالی تئاترهایی با بلیط‌های نجومی، فروش آثار مختلف در حراجی‌های مطرح داخلی و خارجی  با قیمت‌های عجیب، تولید فیلم‌هایی همراه با سیاه‌نمایی متناسب با ذائقۀ جشنواره‌های خارجی و...، همه و همه در چرخه‌ای به مسیر خود ادامه می‌دهد تا عملیات «جامعه‎سازی» (فرد در جامعه از حیث «آن‎گونه که باید باشد») در راستای تحمیق و استحالۀ فرهنگی کشورها برای نفوذ هرچه بیشتر و همچنین دستیابی هرچه بیشتر به منابع و سلطه بر آن، در کشور هدف شکل می‌گیرد.

تئاتر عشق ثگی به کارگردانی امید غفاری

تئاتر بینوایان به کارگردانی حسین پارسایی

رهبران سیاسی کاربران استراتژیک فرهنگ هستند که هم از هنجارها و ارزش‌ها تأثیر می‌پذیرند و هم آنها را تعریف یا محدود می‌کنند.( لانتیس،2006: 20 )

زین سبب غفلت و ناآگاهی مدیران فرهنگی کشور از بازی‌ها و لابی‌های پشت پرده، همچنین بی‌توجهی به خاستگاه قاطبۀ هنرمندان و مخاطبان جامعه در سطوح و سنین مختلف، نمایه بی‌بدیلی از اهداف شکل‌داده‌شدۀ غرب را در کریدورها، جشنواره‌ها، حراجی‌ها، آرت فرها، گالری‌ها و... متوجه کشور می‌کنند.

این ناهمگونی و بی‌اطلاعی از سوی مدیران فرهنگی و هنرمندان، ره به ناکجاآبادی می‌برد که صدای دهلش خوشایندی یک جامعه را شکل می‌دهد و این اتفاق،  همه را به ضیافتی دعوت خواهد کرد که در آن هیچ خبری از کباب نیست...!

منبع: خبرگزاری تسنیم 

هیئت داوران بخش عکس چهارمین مسابقه بین المللی «مهرمحرم» معرفی شدند

به گزارش روابط عمومی موسسه موج فرهنگ ، هیئت داوران بخش عکس چهارمین مسابقه بین المللی «مهرمحرم» معرفی شدند.

 به گزارش روابط عمومی موسسه موج فرهنگ ، هیئت داوران بخش عکس چهارمین مسابقه بین المللی «مهرمحرم» معرفی شدند.
  امیرعلی جوادیان ، داود یاراحمدی ، یاسمین مِردان
 که خلاصه ای از سوابق هنری آنان بدین شرح می باشد:
امیرعلی جوادیان : متولد 1336 ه . ش ، اصفهان، فارغ التحصیل دانشکده هنرهای زیبا،دارای نشان درجه یک هنری(دکترای عکاسی)، مدرس دانشگاه، چاپ و انتشارحدود 10 جلد کتاب عکاسی ، عضو هیأت مؤسس «انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس» و« انجمن ملی عکاسی ایران» ،نایب رئیس «انجمن عکاسان بحران» ، عضو هیئت مدیره انجمن‌های«عکاسان دوستدار میراث فرهنگی» و«انجمن دوستی ایران و کرواسی» از جمله فعالیت‌های این هنرمند به شمار می‌آیند.
داوود یاراحمدی : متولد1350 ه . ش ، خرم آباد ، مدیر هنری روزنامه جام جم، دبیر عکس و گرافیک شبکه خبر برون مرزی سحر، دبیر سرویس عکس خبرگزاری شهر و روزنامه فرهیختگان،برنده جایزه برای تنها عکس منتخب سي و هفتمين جشنواره جهاني ساتريکون لهستان، رئیس حوزه هنری استان سمنان و..
یاسمین مِردان :  متولد ۱۹۸۰ میلادی ، سارایوو، بوسنی و هرزگوین، عکاس آژانس های عکس معتبر بین المللی از جمله : getty images ،istock و ...

 

تفاوت کالای فرهنگی و محصول فرهنگی چیست

تفاوت کالای فرهنگی و محصول فرهنگی چیست / اقتصاد هنر در حد حرف باقی مانده است

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، داود یاراحمدی از معدود مدیران فرهنگی کشور است که خودش درچندین رشته هنری سال‌هاست استخوان خرد کرده و جوایزی متعددی و معتبری را از جشنواره های داخلی و خارجی دریافت کرده است. او که کارشناس ارشد اقتصاد هنر است، در حال حاضر ریاست حوزه هنری استان سمنان را به عهده دارد. پای صحبت‌های یاراحمدی نشستیم تا از او درباره‌ی مقوله اقتصاد هنر بیشتر بشنویم.

داوود یاراحمدی در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم گفت: چند سالی است که مبحث اقتصاد فرهنگ و هنر کمی جدی تر در بین مسئولان فرهنگی و هنرمندان کشور شکل گرفته است که در این میان تنها یک عظم گفتمانی در جامعه رسانه ای مسئولین کشور دست به دست می شود، اما تا به حال نه تنها خبری از عملیاتی شدن اقتصاد فرهنگ و هنر ندیده ایم  بلکه تمام تاکیدات وصحبت ها فقط به صورت مکتوباتی در لابلای سطور مقالات، یاداشت ها، سمینار ها و ماحصل کتابها نمایه می کند.

او ادامه داد: در این بستر بیش از هرچیز دیگر مشکل اساسی آگاهی نداشتن به مفهوم کلی عناصر شکل گیری در اقتصاد فرهنگ و هنر است. که شاید در این میان بشود به تفاوت "محصول فرهنگی" و "کالای فرهنگی" اشاره داشت.

یاراحمدی گفت: اگر بخواهیم تعریف درستی از"کالای فرهنگی" و "محصول فرهنگی" ارائه دهیم باید ابتدا تعریف از کالا داشته باشیم و در نهایت به تعریف آن دو پرداخته  تا مقایسه ای شکل بگیرد. در اقتصاد، هر تولیدی که توسط تولیدکننده به بازار عرضه شود تا یکی از نیازهای انسان را تامین و رفع کند از آن به عنوان کالا یاد می شود.  که در یک دسته بندی کلی، به دو بخش مرئی(مادی) و نامرئی(خدماتی) مثل؛ آموزشی، فرهنگی، هنری، مشاوره ای و...  تقسیم بندی می شود.

یارحمدی در ادامه چنین عنوان می کند: با توجه به تعریف کالا می توانیم بگوییم که یک "کالای فرهنگی" تابع شرایط تعداد و تکثیر بوده و از قابلیت دسترسی بیشتر در بستر جامعه  دارا است. اما یک "محصول فرهنگی" تابعی از خود هنرمند بوده و تابع شرایط تعداد و تکثیر نیست. به عنوان مثال باید عرض کنم یک تابلوی نقاشی را هیچ گاه شما نمی توانید به عنوان یک کالای فرهنگی  یاد کنید، چون این اثر طی زمان، شرایط، حس هنرمندانه نسبت به جامعه، ضرب آهنگ های مشخصی از قلموی روی سطح بوم و...خلق شده است و این هنرمند حتی اگر بخواهد این اثر را دوباره مشابه سازی وتولید کند،  هیچگاه نمی تواند، مجددا خلق دوباره ای از آن اثر داشته باشد. در ادامه نیز باید بگویم که همچنین اولین خلق دست نوشته یک نویسنده، یک فیلمساز را می شود به عنوان یک "محصول فرهنگی" از آن یاد کرد ولی همین محصول در چرخه چاپ ، تکثیر و توزیع که قرار می گیرد به یک "کالای فرهنگی" تبدیل می شود.

وی با اشاره به متفاوت بودن شیوه توزیع کالای فرهنگی و محصول فرهنگی بیان کرد: کالاهای فرهنگی یا هنری  را گاهی می توان در یک مرکز فرهنگی و حتی بعضا در یک سوپر مارکت هم ارائه کرد و قابلیت دسترسی عموم جامعه را دارند. اما یک محصول فرهنگی  یا هنری به عنوان یک کالای لوکس محسوب شده و تنها سطح مشخصی از جامعه با دهک های درآمدی بالا امکان خرید محصول فرهنگی یا هنری را دارند. ضمن اینکه برای نگه داری و ارائه  یک محصول فرهنگی یا هنری شرایط خاصی و مطلوبی را طلب می کند. حال این محصول فرهنگی ممکن است  دست‌نوشته های یک رمان یا داستان از یک نویسنده مبرز و شاخص یک جامعه باشد و یا یک هنرمند نگارگر دیگر مثل استاد محمود فرشچیان.

وی با بیان اینکه در خلق آثار هنری یک سمت قضیه هنرمند و سمت دیگر آن مخاطب است اظهار داشت: مشکلی که در جامعه هنری امروز ما وجود دارد از دو منظر قابل بررسی است. یکی اینکه برخی از هنرمندان ما در خلق آثار خود توجه کمتری به خواستگاه مخاطب داشته و آثار خود را تنها در فضایی  کاملا آرتیستیک  خلق می کنند. که این آثار تنها در بستر چند حراجی و گالری دار و دلالهای هنری دسته به دست می شود، و عموما هم  خلق آثار با توجه به خط فکری این حراجی ها شکل می گیرد و دربخش خاصی از جامعه که بسیار اندک هم هستند، آثار دست به دست می شود. با توجه به این اتفاق، بخش عمده ای از مخاطبان محصول یا کالای فرهنگی هنری ریزش پیدا خواهد کرد. چرا که عموم مخاطب به دنبال آثاری هستند که بتواند علاوه بر نمایه زیباشناسانه ارتباط حسی و درونی با اثر برقرار کند و در نهایت اینکه به عنوان یک سرمایه در راستای اهداف مالی خود به آن بپردازد.

یاراحمدی در ادامه گفتگو در راستا نقش حمایتی مسئولین استانی  خاطر نشان کرد: مدیران استانی به تنهایی و بدون کمک نویسندگان، هنرمندان و فرهنگیان نخواهند  توانست نقش اثرگذاری را در شکل گیری اهداف دستگاه مربوطه در سطح جامعه به شکل موفق داشته باشند. حال این دستگاه ممکن است؛ شرکت کلان زیر ساختی استانی باشد یا یک دستگاه فرهنگی؛ خواه ناخواه یک سمت قضیه ارتباطی با دستگاه های استانی- مردم- هستند. پس برای ارتباط و اثرگذاری هرچه بهتر با مردم می بایست به شیواترین و زیباترین کلام ممکن این ارتباط را برقرار کرد.

این هنرمند گرافیست و کارتونیست در ادامه اضافه کرد: این امکان محقق نخواهد نشد مگر اهداف مورد نظر در قالب هنر در زمینه های مختلف؛ فیلم، نمایش، عکس، پوستر، نقاشی، کاریکاتور و...تبدیل  و ارایه شود. اگر این اتفاق در استان شکل بگیرید بخش عمده ای از اقتصاد فرهنگی هنر در قالب آثار تولید رونق خواهد گرفت. از سوی دیگر اثر پذیری مردم نیز بیشتر خواهد بود.

وی با تاکید بر اینکه در سال های گذشته مصوب شد که یک دهم  درصد مبلغ بودجه سالانه هر اداره به خرید آثار هنری اختصاص یابد گفت: بحث اختصاص الزام آور یک دهم درصد از بودجه عمرانی دستگاه های دولتی برای خرید آثار هنری اولین بار در سال 1381 در مجلس ارائه شد. با تغییر وضعیت از یک دهم درصد به نیم درصد و "مجاز" بودن به جای "الزام" آور بودن به این نتیجه رسید که همه دستگاه‌های اجرایی و مجریان طرح‌های تملک دارایی‌های سرمایه‌ای "مجازند" در چارچوب آیین‌نامه‌ای که از طریق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، با هماهنگی سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی تهیه و به تصویب هیات وزیران می‌رسد، «حداکثر تا نیم‌ درصد» از اعتبارات هر یک از طرح‌ها و بناهایی که می‌تواند معرف هویت اسلامی و ملی باشد، برای هزینه در همان طرح، متناسب با فرهنگ دینی و ملی خود اختصاص دهند. این موضوع در سال های بعد بارها مطرح شد و سرانجام در سال 85 به کلی حذف شد. در سال 88 بار دیگر این موضوع مطرح شد و به همان شکل قبلی خود بازگشت که دستگاه های دولتی "مجازند" تا نیم درصد از بودجه عمرانی خود را به خرید آثار هنری اختصاص دهند که در عمل هیچ اتفاق خاصی نیفتاد و واژه "مجاز" بودن باعث شده بود که دستگاه های دولتی زیر بار عملی کردن این قانون نروند.

این هنرمند فیلمساز  در ادامه افزود: البته  در صورت عملی شدن این موضوع حتما باید برای خرید آثار مورد نظر هم چارچوب و سازکاری کارشناسی در نظر گرفت که آثار هنری خریداری شده تابع ضوابط و شرایط خاصی باشند و کارشناس زبده آنها را کارشناسی نمایند تا ضمن جلوگیری ازهرز سرمایه بیت المال مانع تصمیم غیر کارشناسانه و سلیقه ای برخی از مسئولین مربوطه شود.

وی در خصوص اعتبارات تخصیص داده شده به بخش فرهنگی و هنری عنوان کرد: بودجه فرهنگی بسیار کم و در حدی است که حتی نمی توان با آن آثاری فاخر را خلق کرد . حال اینکه چگونه بشود  زیر ساخت فرهنگی بنا کرد!، که بشود در مقابل این همه هجمه های ناتوی فرهنگی غرب که از سوی دشمنان قسم خورد نظام  بر علیه این مملکت توطئه می شود دفاع کرد؛ خود داستانی 70 "من" خواهد بود.
وقتی بودجه فرهنگ و هنر یک دستگاه متولی فرهنگ و هنر استان در سال به اندازه ساخت یک فیلم سینمایی هم نیست چطور می شود انتظار داشت که هنرمندان استان زیر یک سقف جمع کرد و از آنها خواست که اثر فرهنگی هنری تولید کنند و بنشیند و طرح و ایده بدهند که چگونه می شود مانع شد، استانی مثل  سمنان با این همه پیشینه تاریخی و فرهنگی محل گذر نشود و سرو کله توریست در استان پیدا شود.

این کارشناس  اقتصاد فرهنگ و هنر باتاکید بر شاخص بود  و بکر بودن جغرافیای استان سمنان از ابعاد مختلف افزود: این استان تقریبا تنها مکانی است در کشور که همزمان چهار اقلیم آب و هوای متفاوت را در وسط تابستان در آن می بینیم همچنین به لحاظ جغرافیای زبانی جزیره لهجه هاست ، انواع بقاء متبرکه ، کاروانسراها، حیات وحش بکر، صنایع شاخص سفال و سرامیک در کشور و...را دراین استان داریم.

در بودجه فرهنگی استان در بخش تبلیغات و اطلاع رسانی ( مکتوب و دیجیتال)  چقدر سرمایه گذاری شده که بتواند هنرمندان را به عرصه همکاری کشاند  تا  تمامی توانمندی ها و جذابیت استان سمنان را به گردشگران داخلی و خارجی مطرح کنند و استان محل گذر نشود، و صنعت توریست که بخش مهمی از اقتصاد فرهنگ و هنر است نفس بکشد. هرچند مدیر توانا هم باشد با نبود بودجه که نمی شود حرکتی کرد.

اگر چه مباحثی مثل آب ، راه، جاده و...اولویت و دغدغه های اولیه مسئولین استان هست.که بجا و باید باشد.اما این نکته را فراموش کرده ایم  که"اسب تروا " ناتوی فرهنگی غرب دیگر پشت دیوار و دروازه های شهر منتظر نمی ماند تا جذابیت و هیبت نادیده ی مهمانی شبانه را برگذار نماید. بلکه بر موج و رسانه سوار و خانه های تک تک مارا در می نوردد. 

رییس حوزه هنری استان سمنان با ابرازبه اینکه حال  فرهنگ ما اصلا خوش نیست گفت:در هر جای دنیا وقتی به هنرمند توجه نشود وهنرمندان به بازی اقتصادی کشیده نشوند قطعا فرهنگ دستخوش چالش خواهد شد.

برگزاری کارگاه آموزشی اقتصاد در فرهنگ و هنر

داود یاراحمدی
 
کارگاه آموزشی اقتصاد در فرهنگ و هنر با تدریس داوود یاراحمدی، رئیس حوزه هنری استان سمنان، در دانشکده هنر دانشگاه سمنان برگزار شد.

به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، به همت دانشکده هنر دانشگاه سمنان، کارگاه آموزشی اقتصاد فرهنگ و هنر با موضوع رویکردی بر حراجی‌ها، جشنواره‌ها و فروش آثار هنری با تدریس داوود یاراحمدی رئیس حوزه هنری استان سمنان و حضور دانشجویان رشته‌های مختلف این دانشکده در محل سالن آمفی‌تئاتر دانشکده هنر سمنان برگزار شد.

داوود یاراحمدی در این کارگاه با اشاره به شیوه‌های توانمندسازی آثار برای عرضه درست به بازار هنر، چگونگی تعامل با گالری‌ها، نقش دلالان هنری در فروش آثار، خط‌دهی فکری هنرمندان از سوی جشنواره‌ها و حراجی‌های مختلف و ... به نقش و جایگاه اقتصاد فرهنگ و هنر در روند تبدیل آثار و محصولات هنری و فرهنگی به چرخه اقتصاد پرداخت.

وی همچنین در این کارگاه به نقد و بررسی رفتار برخی از عکاسان کشور که بدون هیچ توجهی به حساسیت‌ها نسبت به جایگاه منطقه‌ای کشور، آثاری را در جشنواره‌های مختلف خارجی شرکت می‌دهند و از این طریق هویت ملی کشور مورد هجمه قرار می‌گیرد، پرداخت.

یاراحمدی در همین راستا عنوان کرد: اگر هنرمندان شناخت کافی از رفتار و خاستگاه مصرف کننده و همچنین ارتباط بین اثر تولیدی و مخاطب در جامعه را به‌درستی بدانند معمولا آثار هنرمند در چرخه خرید قرار خواهد گرفت و مسئله اقتصاد فرهنگ و هنر در جامعه شکل می‌گیرد و مسیر درست خود را طی خواهد کرد.

انتهای پیام/

خدا بر ما خواهد بارید

وقتی رقص کلمات
بر خطوط حامل حنجره من
و“ نوا ”ی قلب تو
در گوش من
“شور” عشق می نوازد
خدا بر ما خواهد بارید
تا سبز شویم
در ابدیت آینه ها

تقویت همکاری حوزه هنری و امورکتابخانه‌های استان سمنان درچاپ کتاب

اقتصاد ایران: سمنان - رئیس حوزه هنری سمنان بابیان اینکه مشارکت نهاد کتابخانه‌ها در خلق آثار ماندگار هنرمندان استان کمک می‌کند، گفت: این نهاد آماده تقویت همکاری در تهیه و چاپ کتاب با کتابخانه‌ها است.

داود یاراحمدی رئیس حوزه هنری استان سمنان

داود یاراحمدی صبح دوشنبه در دیدار با مدیرکل کتابخانه‌های عمومی استان سمنان به میزبانی دفتر خود، بابیان اینکه حوزه هنری کتاب سال تجسمی و کتاب عکس مسابقه مهر محرم را طی سال جاری منتشر خواهد کرد، ابراز داشت: این نهاد آماده همکاری در تهیه و چاپ و رونمایی کتاب با نهاد کتابخانه‌ها است.

وی بابیان اینکه همکاری و تعامل دو دستگاه در اجرای ‌مشترک برنامه‌ها و فعالیت‌های بهتر فرهنگی و هنری اثرگذار است، افزود: این همکاری‌ها می‌تواند نویسندگان را در تالیف کتاب با انتخاب موضوع و اخذ مجوزهای لازم برای چاپ بهتر یاری کند.

رئیس حوزه هنری استان سمنان ضمن بیان اینکه با توجه به اینکه پویانمایی ۱۳ قسمتی با موضوع سبک زندگی و شهروندی توسط واحد هنرهای تصویرسازی و پویانمایی حوزه هنری در حال انجام است، ابراز داشت: مشارکت نهاد کتابخانه‌ها در این موضوع می‌تواند به پیشبرد این هنرها کمک کند.

یاراحمدی بابیان اینکه مطالعه زندگی ائمه اطهار (ع) باعث قرارگرفته انسان در مدار توحید می‌شود، تصریح کرد: حوزه هنری در برگزاری جشنواره رضوی می‌تواند میزبان کتابداران به منظور معرفی منابع جشنواره در کارگاه های آموزشی باشد و از سوی دیگر ترویج فرهنگ رضوی را مورد حمایت قرار دهد.

وی بابیان اینکه انعقاد تفاهم‌نامه‌های همکاری در جشنواره‌های مختلف از جمله روز کودک می‌تواند در ارتقا برنامه‌های فرهنگی موثر باشد، افزود: برگزاری کارگاه های آموزشی تخصصی با حضور استاید کشوری و استانی در دستور کار حوزه هنری سمنان قرار دارد که در این راستا همکاری و مشارکت دستگاه‌های فرهنگی و استانداری می‌تواند به اثربخشی فعالیت‌های در حال انجام کمک کند.

دوستی خاله خرسه از نوع هلندی اش در نمایشگاه ورلد پرس فوتو

نگاهی به نمایشگاه ورلد پرس فوتو که با حمایت‌های سفارت هلند در ایران برگزار می‌شود از این حکایت دارد که این نمایشگاه به دنبال انتقال پیامِ سرمایه‌گذارانش است.

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، مدتی است که 141 فریم عکس از 40 عکاس؛ برگزیدگان اول و دوم جشنواره جهانی "ورلدپرس فوتو" طی سال‌های 2016 تا 2018 به همت انجمن عکاسان مطبوعاتی ایران و سفارت هلند، سینه بند دیوارهای فرهنگسرای نیاوران می باشند. عکس های خبری که در عرف خبر حکایت ازنمایه ای خبری از مشکلات، دردها و اتفاقات ریزو درشت از جای جای کشورهای مختلف جهان می باشند.

اما با کمی پرسه زدن در بین قابهایی که هرکدام، آدم ها و عناصری را در خودش محصور کرده و می خواهند با تو در تنهایی تنهایی هایشان از جفاهایی که بر آنها رفته حرفی بزنند، اما زبانشان "قاصر" است! حرفهایی که باید گفته شوند ولی متاسفانه ترسی در تمامی قاب بندی ها وجود دارد که آنها را از بیان خیلی چیزهایی که باید بگویند "قاسر" می کند.

گوشه ای دغدغه محیط زیست. گوشه ای دیگر ظلمی که بر کودکان رفته، آنطرف عده ای در کوران طوفان دریا سعی بر این دارند که خود را به "سرزمین موعود"! بکشند.

یک طرف روسیه کشته شده، سوی دیگر چینی ها در حال مردن هستند و در پشت هر قاب و تصویر یک مسلمان، اسلامگرا، داعشی، روهنگیانی و یک طالبانی آماده انتحار هست تا به یکباره تمامی فرهنگسرای نیاوران را یادبود خاطرات کند.

دوست عکاسی که بار مسئولیت هماهنگی و بسترسازی این نمایشگاه را به عهده داشت، با خبرگزاری ایسنا چنین عنوان می کند: ما فقط می‌توانستیم از عکس‌های 3 سال گذشته در این نمایشگاه استفاده کنیم. در این 3 سال فقط یک مجموعه عکس از عکاسان ایران وجود داشت که آن هم به دلیل مغایرت با قوانین کشورنتوانستیم در نمایشگاه بیاوریم.

و در ادامه چنین عنوان می کند: قطعاً این رویداد برگزار نمی‌شد اگر همیاری‌های وزارت ارشاد نبود....

دوباره برمی گردم و عکس ها را با دقت هر چه تمام تر از اول می بینم. کپشن های عکس ها را با دقت هر بیشتر، خط به خط با نگاه خبری و بار مفهومی کلمات بازخوانی می کنم؛

  1. خوان دی آردوندو/ جایزه اول بخش مجموعه عکس: چریک های مسلح انقلابی کلمبیا پس از پنجاه سال درگیری و نزاع اسلحه های خود زمین گذاشتند... به خانه شان برگشتند.... فوتبال بازی می کنند....
  2. جورج استاینمتر/ جایزه دوم مجموعه عکس:چین باید از 12 درصد زمینهای قابل کشت دنیا استفاده کند تا بتواند 19 درصد از از جمعیت جهان را تامین کند. فن آوری آوری و بهسازی کشاورزی راهکاری جزئی را ارائه می دهد ، در حالیکه با هجوم کشاورزان و جمعیت جوان جویای کار در شهرها، مهاجرت جمعیت سالخورده روستایی و آلودگی زمین ها بوسیله صنایع، مشکلات همچنان به قوت خود باقی است.
  3. ژانگ لی/ جایزه اول تک عکس: دود برفراز آسمان تیانجین ... تیانجین چهارمین شهر پرجمعیت چین است... دود خطرناکی شمال شرقی چین را پوشانده.... در عرض چند ماه باعث هشدار وضعیت قرمز در چند شهر از جمله پکن و تیانجین شده است.... کلاس ها تعطیل گردیده و به مردم گفته شده تا در خانه بمانند و...
  4. کوین فرایر/ جایزه اول تک عکس: ...داتونگ شمال استان شانشی چین... برآوردها نشان می دهد که 17 درصد از مرگ و میر در چین بدلیل آلودگی هواست... چین را سومین کشور آلوده جهان به گازهای گل خانه ای بدل کرده است.
  5. ماریا کروز/ جایزه اول بخش مجموعه عکس:  مدارس شبانه روزی مذهبی در سنگال که به نام دارا شناخته می شوند. به طور سنتی به کودکان بین 5 تا 15 سال تعالیم دینی و عربی را آموزش می دهند. این مدارس به شدت غیر قابل کنترل و دارای شرایط غیر بهداشتی بسیار شلوغ و نزدیک به قحطی زندگی می کنند. دانش آموزان آنها را طلبه می نامند. مورد ضرب و شتم قرار می گیرند و گاهی اوقات در ساعات پایانی به غل و زنجیر بسته می شوند... مجبور به تکدی گری ... و قربانیان قاچاق کودکان هستند و....
  6. برهان اوزبیلیچی:// جایزه اول بخش مجموعه عکس:  سفیر روسیه آندره کارلوف در 19 دسامبر هنگام سخنرانی در یک گالری هنری توسط یک افسر پلیس ترکیه به نام ولوت مرت آلتینتاس ترور شد. آلتینتاس فریاد زد " الله اکبر" و گفت: "حلب را فراموش نکن. سوریه را فراموش نکن"... ترکیه وروسیه از دو جناح شورشی در سوریه حمایت می کنند..
  7. ماتیک زورمان/ جایزه اول بخش مجموعه عکس: کودکان پناهندگان که شنل های بارانی بر تن دارند در صف ثبت نام در پریزیوو کشور صربستان انتظار می کشند. بیشترپناهندگانی که از صربستان سفر خود را به سمت شمال به طرف کشور های اتحادیه اروپایی ادامه دادند.
  8. کازوما اوبارا/ جایزه اول بخش مجموعه عکس: ...فاجعه چرنوبیل یک فاجعه هسته ای چرنوبیل... منجر به آزاد شدن مقدار زیادی مواد رادیواکتیو در جو زمین شد پنج ماه پس از این فاجعه، دختری به نام ماریا در کییف 1000 کیلومتری جنوب چرنوبیل متولد شد.او در حالی رشد کرد که از بیماری  تیرویید مزمن که یکی از اثرات مسمومیت رادیواکتیو بود....
  9. وارن ریچارسون/ جایزه اول بخش مجموعه عکس:  کودکی از طریق رخنه موجود در سیم خاردار به پناهجوی سوری تحویل داده می شود....
  10. سمیر الدومی/ جایزه اول بخش مجموعه عکس:  دوما شهر کوچک دیگر در حومه دمشق که در دست مخالفان غوطه شرقی بود، تحت شلیک خمپاره و بمباران سنگین قرار گرفت. تایید حملات امری دشوار بود. بنابر اظهار دفتر هماهنگی امور بشر دوستانه سازمان ملل متحد از سال 2013 بخش هایی از این منطقه تحت محاصره نیروهای دولتی قرار داشت که این امر منجر به کمبود شدید تجهیزات پزشکی در این منطقه شد.
  11. موریس لیما/ جایزه اول بخش تک عکس:پزشکی پماد سوختکی را بر محل سوختگی یعقوب می مالد. او عضو شانزده ساله گروهی موسوم به خلافت اسلامی است....
  12. سرگئی پونومارف/ جایزه اول بخش مجموعه عکس: بیش از یک میلیون پناهنده در سال 2015 وارد اروپا شدند... به کشورهای منطقه شینگن در اتحادیه اروپا وارد شدند. منطقه ای که مردم می توانند بین کشورهای اتحادیه بدون نیاز به پاسپورت تردد نمایند....
  13. لارنت فن در استاکت/ جایزه اول بخش تک عکس: زمانی که گردان ضد تروریسم ویژه عراق (ISOF)  در جریان آزادسازی شهر گوگچالی واقع در حومه شرقی موصل در حال تفتیش خانه هاست، دختری در بیرون خانه شان ایستاده است...
  14. آیوور پریکت/ جایزه اول بخش مجموعه عکس: ...پس از ماهها جنگ و درگیری دولت اعلام کرد موصل از دست داعش آزاد شد... هزاران غیر نظامی در گلوله باران های متقابل دو طرف درگیر و کشته شدند. بازماندگان نیز به شدت در قحطی و آب و غذا بودند.
  15. جمال تراقای/ جایزه اول بخش تک عکس:...جماعت الاهرار، گروهی منشعب از طالبان پاکستان مسئولیت حمله را بر عهده گرفت... استان بلوچستان پاکستان که با ایران و افغانستان هم مرز است، تحت تاثیر شورشی های جدایی طلبانه و درگیری های فرق شیعه و سنی قرار دارد....
  16. توبی ملویل/ جایزه دوم بخش مجموعه عکس: ...خالد مسعود... با یک خودروی شاسی بلند اجاری به عابران پیاده روی پل منجستر حمله می کند... حداقل 40نفر زخمی ...اگر چه داعش مسئولیت حمله را به عهده گرفت اما پلیس ...
  17. پاتریک براون/ جایزه اول بخش تک عکس: ...جمعیت روهینگیا یک اقلیت عمدتا مسلمان.... پس از حمله گروهی از ستیزه جویان روهینگیا به پاسگاه پلیس و کشته شدن 12 نفر ازنیروهای امنیتی میانمار....
  18. آدام فرگوسن/ نامزد عکس سال: پرتره دختران ربوده شده توسط ستیزه جویان بوکو حرام... بوکو حرام یک گروه اسلام گرای نیجریه است... زنان بمب گذار انتحاری جدیدترین اسلحه جنگی این گروه نظامی است....
  19. پائولا برونشتاین/ جایزه اول بخش تک عکس:... پسری که در انفجار بمب در شهر کابل افغانستان... درگیری در کشور بین طالبان و و شورشی های اصلی و نیروهای آمریکایی و دیگر نیروهای بین المللی که ارتش افغانستان را پشتیبانی می کنند، ادامه داشت. جنگ با افزایش انتحاری و....
  20. و دیگر عکاسان ...

از مجموعه عکس های موجود در نمایشگاه، منهای تصاویر طبیعت و ورزشی شاید بشود کلیه عکس های باقیمانده سه دوره برگزیده نمایشگاه ورلد پرس فوتو را دسته بندی کرد:

  • چیدمان و انتخاب آثار درفرهنگسرای نیاوران خیلی زیرکانه به  دو قطب شرق و غرب تقسیم شده بود.
  • یک سو کشورهای روسیه، چین و کشورهای اسلامی (ایران، سوریه، افغانستان، عراق و دیگر کشورهایی که قسمتی از حضور مسلمانان در آنها دیده می شود)
  • و سوی دیگر آمریکا و اتحادیه اروپا و کشورهای شینگن به عنوان سرزمین موعودی که همه دنیا برای ورود به آن تلاش می کنند.
  • در یک عکس خبری کپشن یا توضیح عکس، مهمترین مبحث در ارئه یک تصویر به مخاطب است. در انتخاب عکس های برگزیده از سوی جشنواره جهانی "ورلد پرس فو" با زیرکی هر چه تمام آثاری منتخب شده که اهداف سالانه جشواره را دنبال می کنند. آثاری منتخب می شوند که در کمال احترام  بدون اینکه ذهنیت مخاطبش را دچار تنش کند، در ناخودآگاه ضمیر او یک گشتال ذهنی ایجاد کرده و در نهایت به هدف غایی خود که هدف جشنواره و سرمایه گذاران مالی آن انتظار دارند را رهنمون می کند. بیشتر کلماتی که در کل نمایشگاه در متون کپشن های عکس های برگزیده دیده می شود؛ چریک های مسلح انقلابی، طلبه، اسلامگرا، الله اکبر، اجبار در دینداری، طالبان، داعش، انتحار، اقلیت عمدتا مسلمان، بلوچستان پاکستان، ایران، افغانستان، سوریه، شیعه، سنی، شورشی های جدایی طلبانه، قحطی و نبود بهداشت، غل و زنجیر، دختران انتحاری، ستیزه جویان روهینگیا، پناهجویان سوری و... همه مواردی هستند که چهره های دهشتناکی از اسلام در جامعه جهانی برای مخاطبانش تصویر می کند. در کنار این تصویرگری گشتالت ذهنی دیگری که برای مخاطب در کشورهای اسلامی تصویر می کند، بدبختی، فلاکت، قحطی زده، متعصب و بدور از منطق، سرزمینی دور از تمدن و انسانیت، بدور از بهداشت و... می باشد.
  • تصویری که از آمریکا به نمایش گذاشته شده یک کشور متمدن، ناجی افسانه ای، منطقی که حتی در رویارویی با معترضین خود در کمال احترام برخورد می کند (تصویر جاناتان باخمن) با توجه به اینکه در تجمع اعتراض آمیز مردان سیاه پوست و برخورد وحشیانه پلیس با آنها تقریبا هیچ تصویری در آثار برگزیده جشنواره ها دیده نشده است.
  • اگر چه در چندین تصویر، برگزارکنندگان جشنواره سعی بر این دارند برای اینکه خود را از انگشت اتهامات به دور نگه دارند در بین 144 فریم، چند فریمی هم آمریکا را مورد سرزنش قرار دهند.
  • از سوی دیگر روسیه و چین دو کشور همسو و هم پیمان ایران طی سالهای گذشته، آمریکا و کشورهای اروپایی را در تحریم ها و خواستگاه خود علیه ایران همراهی نکردند می بایستی جوالدوزی هم حواله آنها شود که در نمایشگاه به خوبی نمایان است..!

در کلیه موارد یاد شده، تنها اشاره به بخشی از سطور آورده شده در کپشن های عکس ها شده است، چرا که اگر به نشانه شناسی، چیدمان و بار مفهومی کلمات و ارتباط آن با عناصر موجود در تصاویر، دال و مدلول، چرایی و... به آن پرداخته  شود، قصه 70 من کاغذ را به همراه خواهد آورد. ضمن اینکه در این یاداشت به ساختار شکلی، فرمی، مفهومی و موضوع  پرداخته نشده است. این چند سطر تنها گذر و نظری و تلنگری بود در باب کلمات به مسئولینی که دغدغه فرهنگ و اعتلای آن را دارند. شاید که یاد بگیریم، برای رفتن چقدر باید راه بیاموزیم.! 

این جا یک سوال باقی می ماند اینکه؛ آقایان برگزار کننده نمایشگاه و حامیان آن در ایران که خیلی لطف کردند و زحمات زیادی را برای این امر خدا پسندانه !!! در راستای تقویت فرهنگ تصویر هنرمندان کشورمان عهده داری کرده اند؛ چگونه این آثار را مورد ممیزی قرار داده اند که هیج توجهی به کپشن های ارائه شده تصاویر نشده است و خیلی وسواس هم به خرج داده اند که ترجمه متون با دقت هر چه تمامتر انجام شود که چیزی از قلم نیفتد، تا نکند خدای نکرده در ارائه مطلب، اخلاق حرفه ای زیر سوال برود.

جا دارد که مسئولین فرهنگی ما برای بهتر دیدن مسایل کمی عقب تر بایستند و اثر مورد نظر را از ابعاد و زوایای مختلف مورد بررسی قرار دهند، کمی... تنها کمی! این را تصور کنند که ممکن است "توهم توطئه" واقعیت داشته باشد.

نوشته: داوود یاراحمدی

http://tn.ai/1738687

این روزها متاسفانه "فرهنگ" حال خوشی ندارد

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، داود یاراحمدی از معدود مدیران فرهنگی کشور است که خودش درچندین رشته هنری سال‌هاست استخوان خرد کرده و جوایزی متعددی و معتبری را از جشنواره های داخلی و خارجی دریافت کرده است. او که کارشناس ارشد اقتصاد هنر است، در حال حاضر ریاست حوزه هنری استان سمنان را به عهده دارد. پای صحبت‌های یاراحمدی نشستیم تا از او درباره‌ی مقوله اقتصاد هنر بیشتر بشنویم.

داوود یاراحمدی در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم گفت: چند سالی است که مبحث اقتصاد فرهنگ و هنر کمی جدی تر در بین مسئولان فرهنگی و هنرمندان کشور شکل گرفته است که در این میان تنها یک عظم گفتمانی در جامعه رسانه ای مسئولین کشور دست به دست می شود، اما تا به حال نه تنها خبری از عملیاتی شدن اقتصاد فرهنگ و هنر ندیده ایم  بلکه تمام تاکیدات وصحبت ها فقط به صورت مکتوباتی در لابلای سطور مقالات، یاداشت ها، سمینار ها و ماحصل کتابها نمایه می کند.

او ادامه داد: در این بستر بیش از هرچیز دیگر مشکل اساسی آگاهی نداشتن به مفهوم کلی عناصر شکل گیری در اقتصاد فرهنگ و هنر است. که شاید در این میان بشود به تفاوت "محصول فرهنگی" و "کالای فرهنگی" اشاره داشت.

یاراحمدی گفت: اگر بخواهیم تعریف درستی از"کالای فرهنگی" و "محصول فرهنگی" ارائه دهیم باید ابتدا تعریف از کالا داشته باشیم و در نهایت به تعریف آن دو پرداخته  تا مقایسه ای شکل بگیرد. در اقتصاد، هر تولیدی که توسط تولیدکننده به بازار عرضه شود تا یکی از نیازهای انسان را تامین و رفع کند از آن به عنوان کالا یاد می شود.  که در یک دسته بندی کلی، به دو بخش مرئی(مادی) و نامرئی(خدماتی) مثل؛ آموزشی، فرهنگی، هنری، مشاوره ای و...  تقسیم بندی می شود.

یارحمدی در ادامه چنین عنوان می کند: با توجه به تعریف کالا می توانیم بگوییم که یک "کالای فرهنگی" تابع شرایط تعداد و تکثیر بوده و از قابلیت دسترسی بیشتر در بستر جامعه  دارا است. اما یک "محصول فرهنگی" تابعی از خود هنرمند بوده و تابع شرایط تعداد و تکثیر نیست. به عنوان مثال باید عرض کنم یک تابلوی نقاشی را هیچ گاه شما نمی توانید به عنوان یک کالای فرهنگی  یاد کنید، چون این اثر طی زمان، شرایط، حس هنرمندانه نسبت به جامعه، ضرب آهنگ های مشخصی از قلموی روی سطح بوم و...خلق شده است و این هنرمند حتی اگر بخواهد این اثر را دوباره مشابه سازی وتولید کند،  هیچگاه نمی تواند، مجددا خلق دوباره ای از آن اثر داشته باشد. در ادامه نیز باید بگویم که همچنین اولین خلق دست نوشته یک نویسنده، یک فیلمساز را می شود به عنوان یک "محصول فرهنگی" از آن یاد کرد ولی همین محصول در چرخه چاپ ، تکثیر و توزیع که قرار می گیرد به یک "کالای فرهنگی" تبدیل می شود.

وی با اشاره به متفاوت بودن شیوه توزیع کالای فرهنگی و محصول فرهنگی بیان کرد: کالاهای فرهنگی یا هنری  را گاهی می توان در یک مرکز فرهنگی و حتی بعضا در یک سوپر مارکت هم ارائه کرد و قابلیت دسترسی عموم جامعه را دارند. اما یک محصول فرهنگی  یا هنری به عنوان یک کالای لوکس محسوب شده و تنها سطح مشخصی از جامعه با دهک های درآمدی بالا امکان خرید محصول فرهنگی یا هنری را دارند. ضمن اینکه برای نگه داری و ارائه  یک محصول فرهنگی یا هنری شرایط خاصی و مطلوبی را طلب می کند. حال این محصول فرهنگی ممکن است  دست‌نوشته های یک رمان یا داستان از یک نویسنده مبرز و شاخص یک جامعه باشد و یا یک هنرمند نگارگر دیگر مثل استاد محمود فرشچیان.

وی با بیان اینکه در خلق آثار هنری یک سمت قضیه هنرمند و سمت دیگر آن مخاطب است اظهار داشت: مشکلی که در جامعه هنری امروز ما وجود دارد از دو منظر قابل بررسی است. یکی اینکه برخی از هنرمندان ما در خلق آثار خود توجه کمتری به خواستگاه مخاطب داشته و آثار خود را تنها در فضایی  کاملا آرتیستیک  خلق می کنند. که این آثار تنها در بستر چند حراجی و گالری دار و دلالهای هنری دسته به دست می شود، و عموما هم  خلق آثار با توجه به خط فکری این حراجی ها شکل می گیرد و دربخش خاصی از جامعه که بسیار اندک هم هستند، آثار دست به دست می شود. با توجه به این اتفاق، بخش عمده ای از مخاطبان محصول یا کالای فرهنگی هنری ریزش پیدا خواهد کرد. چرا که عموم مخاطب به دنبال آثاری هستند که بتواند علاوه بر نمایه زیباشناسانه ارتباط حسی و درونی با اثر برقرار کند و در نهایت اینکه به عنوان یک سرمایه در راستای اهداف مالی خود به آن بپردازد.

یاراحمدی در ادامه گفتگو در راستا نقش حمایتی مسئولین استانی  خاطر نشان کرد: مدیران استانی به تنهایی و بدون کمک نویسندگان، هنرمندان و فرهنگیان نخواهند  توانست نقش اثرگذاری را در شکل گیری اهداف دستگاه مربوطه در سطح جامعه به شکل موفق داشته باشند. حال این دستگاه ممکن است؛ شرکت کلان زیر ساختی استانی باشد یا یک دستگاه فرهنگی؛ خواه ناخواه یک سمت قضیه ارتباطی با دستگاه های استانی- مردم- هستند. پس برای ارتباط و اثرگذاری هرچه بهتر با مردم می بایست به شیواترین و زیباترین کلام ممکن این ارتباط را برقرار کرد.

این هنرمند گرافیست و کارتونیست در ادامه اضافه کرد: این امکان محقق نخواهد نشد مگر اهداف مورد نظر در قالب هنر در زمینه های مختلف؛ فیلم، نمایش، عکس، پوستر، نقاشی، کاریکاتور و...تبدیل  و ارایه شود. اگر این اتفاق در استان شکل بگیرید بخش عمده ای از اقتصاد فرهنگی هنر در قالب آثار تولید رونق خواهد گرفت. از سوی دیگر اثر پذیری مردم نیز بیشتر خواهد بود.

وی با تاکید بر اینکه در سال های گذشته مصوب شد که یک دهم  درصد مبلغ بودجه سالانه هر اداره به خرید آثار هنری اختصاص یابد گفت: بحث اختصاص الزام آور یک دهم درصد از بودجه عمرانی دستگاه های دولتی برای خرید آثار هنری اولین بار در سال 1381 در مجلس ارائه شد. با تغییر وضعیت از یک دهم درصد به نیم درصد و "مجاز" بودن به جای "الزام" آور بودن به این نتیجه رسید که همه دستگاه‌های اجرایی و مجریان طرح‌های تملک دارایی‌های سرمایه‌ای "مجازند" در چارچوب آیین‌نامه‌ای که از طریق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، با هماهنگی سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی تهیه و به تصویب هیات وزیران می‌رسد، «حداکثر تا نیم‌ درصد» از اعتبارات هر یک از طرح‌ها و بناهایی که می‌تواند معرف هویت اسلامی و ملی باشد، برای هزینه در همان طرح، متناسب با فرهنگ دینی و ملی خود اختصاص دهند. این موضوع در سال های بعد بارها مطرح شد و سرانجام در سال 85 به کلی حذف شد. در سال 88 بار دیگر این موضوع مطرح شد و به همان شکل قبلی خود بازگشت که دستگاه های دولتی "مجازند" تا نیم درصد از بودجه عمرانی خود را به خرید آثار هنری اختصاص دهند که در عمل هیچ اتفاق خاصی نیفتاد و واژه "مجاز" بودن باعث شده بود که دستگاه های دولتی زیر بار عملی کردن این قانون نروند.

این هنرمند فیلمساز  در ادامه افزود: البته  در صورت عملی شدن این موضوع حتما باید برای خرید آثار مورد نظر هم چارچوب و سازکاری کارشناسی در نظر گرفت که آثار هنری خریداری شده تابع ضوابط و شرایط خاصی باشند و کارشناس زبده آنها را کارشناسی نمایند تا ضمن جلوگیری ازهرز سرمایه بیت المال مانع تصمیم غیر کارشناسانه و سلیقه ای برخی از مسئولین مربوطه شود.

وی در خصوص اعتبارات تخصیص داده شده به بخش فرهنگی و هنری عنوان کرد: بودجه فرهنگی بسیار کم و در حدی است که حتی نمی توان با آن آثاری فاخر را خلق کرد . حال اینکه چگونه بشود  زیر ساخت فرهنگی بنا کرد!، که بشود در مقابل این همه هجمه های ناتوی فرهنگی غرب که از سوی دشمنان قسم خورد نظام  بر علیه این مملکت توطئه می شود دفاع کرد؛ خود داستانی 70 "من" خواهد بود.
وقتی بودجه فرهنگ و هنر یک دستگاه متولی فرهنگ و هنر استان در سال به اندازه ساخت یک فیلم سینمایی هم نیست چطور می شود انتظار داشت که هنرمندان استان زیر یک سقف جمع کرد و از آنها خواست که اثر فرهنگی هنری تولید کنند و بنشیند و طرح و ایده بدهند که چگونه می شود مانع شد، استانی مثل  سمنان با این همه پیشینه تاریخی و فرهنگی محل گذر نشود و سرو کله توریست در استان پیدا شود.

این کارشناس  اقتصاد فرهنگ و هنر باتاکید بر شاخص بود  و بکر بودن جغرافیای استان سمنان از ابعاد مختلف افزود: این استان تقریبا تنها مکانی است در کشور که همزمان چهار اقلیم آب و هوای متفاوت را در وسط تابستان در آن می بینیم همچنین به لحاظ جغرافیای زبانی جزیره لهجه هاست ، انواع بقاء متبرکه ، کاروانسراها، حیات وحش بکر، صنایع شاخص سفال و سرامیک در کشور و...را دراین استان داریم.

در بودجه فرهنگی استان در بخش تبلیغات و اطلاع رسانی ( مکتوب و دیجیتال)  چقدر سرمایه گذاری شده که بتواند هنرمندان را به عرصه همکاری کشاند  تا  تمامی توانمندی ها و جذابیت استان سمنان را به گردشگران داخلی و خارجی مطرح کنند و استان محل گذر نشود، و صنعت توریست که بخش مهمی از اقتصاد فرهنگ و هنر است نفس بکشد. هرچند مدیر توانا هم باشد با نبود بودجه که نمی شود حرکتی کرد.

اگر چه مباحثی مثل آب ، راه، جاده و...اولویت و دغدغه های اولیه مسئولین استان هست.که بجا و باید باشد.اما این نکته را فراموش کرده ایم  که"اسب تروا " ناتوی فرهنگی غرب دیگر پشت دیوار و دروازه های شهر منتظر نمی ماند تا جذابیت و هیبت نادیده ی مهمانی شبانه را برگذار نماید. بلکه بر موج و رسانه سوار و خانه های تک تک مارا در می نوردد. 

رییس حوزه هنری استان سمنان با ابرازبه اینکه حال  فرهنگ ما اصلا خوش نیست گفت:در هر جای دنیا وقتی به هنرمند توجه نشود وهنرمندان به بازی اقتصادی کشیده نشوند قطعا فرهنگ دستخوش چالش خواهد شد.

«فرهنگ» و مثلث طلایی تولید

نام‌گذاری و انتخاب عنوانی برای هر سال، سنتی حدودا ۲۰ ساله از سوی مقام معظم رهبری است. معظم‌له به عنوان عالی‌ترین مقام معنوی و سیاسی کشور که تعیین کننده سیاست‌های کلی و کلان کشور است در این دو دهه با تحلیل شرایط داخلی و منطقه، متناسب با ظرفیت‌های داخلی، اقتضائات زمانی و مکانی، فضای حاکم بر کشور و چشم‌اندازهای پیش روی آن با انتخاب نامی خاص می‌کوشند تا چارچوب کلی و افق‌های پیش روی حاکمیت، دولت و ملت را در بدو سال ترسیم ‌کنند .

به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، با نگاهی اجمالی به نام‌گذاری‌های دو دهه گذشته درمی‌یابیم که اقتصاد و مفاهیم اقتصادی پربسامدترین واژگان لیست شعارهای این دو دهه در جمهوری اسلامی است، شعارها و واژگانی که انعکاس‌دهنده بخش مهمی از واقعیات، بایدها و نبایدها، نیازها و ضرورت‌های جامعه ایرانی در 20 ساله اخیر و کلیدواژه و نقشه راهی بوده که در این دو دهه فراروی دولت و ملت در معنای کلان آن قرار گرفته است .

کنکاش در میزان تحقق این شعارها و تعهد دولت‌های دو دهه اخیر به این رهنمودهای راهگشا و چیستی و چرایی آن و همچنین تجزیه و تحلیل شرایط اقتصادی کشور در این 20 ساله بحث پردامنه ای می‌طلبد که پرداختن به آن در حوصله این نوشتار کوتاه نمی‌گنجد، اما نکته حایز اهمیت در این مسیر، توجه به حلقه مفقوده «فرهنگ و هنر» به عنوان زیرساخت و بستر تسهیل‌کننده همه این اتفاقات است. بستری که به نظر می‌رسد همچنان به درستی برای نیل به این اهداف والا مهیا نشده است و اصولا می‌بایست که یکی از مهم‌ترین دلایل عدم توفیق در برخی از این حوزه‌های کلان و خصوصا اقتصاد و تولید را در آن جست‌وجو کرد و این مهم همان جایی است که رهبر فرزانه انقلاب در تبیین اهمیت آن می‌فرمایند: «فرهنگ آن چیزی است که حاضرم جانم را در راهش فدا کنم.»

فرهنگ در حقیقت زیرساخت همه بخش‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، علمی، فناوری و... است، چرا که همه بخش‌های یاد شده به نوعی از سرچشمه جوشان فرهنگ سیراب می‌شوند. از همین رو فرهنگ‌سازی متعهدانه خود امری ضروری و حیاتی است و رشد و توسعه هرکدام از این بخش‌ها بدون رویکرد گفتمان‌سازی فرهنگی تقریبا امری محال یا حداقل زودگذر و ناپایدار خواهد بود.

یکی از مهم‌ترین جنبه‌های این گفتمان‌سازی فرهنگی، تبدیل شعارها به «باور» است. در حقیقت مادامی که یک شعار به باور و فرهنگ جامعه تبدیل می‌شود در لایه‌های مختلف اجتماعی ریشه دوانیده و روح «تعهد» در جامعه شکل گرفته و امکان تداوم و انتقال به نسل‌های بعدی را میسر می‌سازد.

همچنین برای عملی شدن یک شعار، پیش و بیش از هر چیز، نیازمند تغییر ذائقه یک جامعه هستیم. این تغییر ذائقه تنها در بستر فرهنگ و در قالب هنر شکل می‌گیرد. در واقع فرایند پذیرش یک امر اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی از سوی جامعه در شرایطی اتفاق می‌افتد که پیش‌زمینه‌های فرهنگی آن وجود داشته باشد. به عبارت دیگر جامعه، هر اتفاق، محصول و کالایی که فاقد زمینه‌های فرهنگی باشد را پس زده و به دنبال یک جایگزین برای این خلا می‌شود.

در حقیقت اگر وجود کالای قاچاق در جامعه زیاد است، اگر قاچاقچیان کالا از هر طریقی حاضر نیستند بستر جامعه را برای عرضه محصولات و کالاهای خود از دست بدهند، اگر تمایل و اقبال به خرید کالای تولید داخلی کم یا زیاد است، باید ریشه همه این اگرها را در همان خلا فرهنگی جست‌وجو کرد که در اثر نبود یا مغلطه فرهنگی در ذهن یک طیف یا گروه اتفاق افتاده و در جامعه يا نهادهاي اجتماعي تسري و شيوع پیدا کرده و به تدریج در قامت یک اخلاق جمعي در جامعه متبلور مي‌شود.

همان‌طور که در بالا به آن اشاره شد؛ «تعهد» یک کلیدواژه مهم و محوری است. امام راحل می‌فرمایند: «هنر، دمیدن روح تعهد در کالبد انسان است.»

اگر در جامعه این روح تعهد رشد کند، حکایت از تعالی فرهنگ آن جامعه دارد، فرهنگی که هنرمندان آن مرزو بوم رقم زده اند.

هنرمندان با ابزار هنر با شاکله فرهنگ ناب اسلامی مى‌‏توانند بر شکل‌گیرى و جهت‌دهى افکار و رفتار مردم اثر بگذارند و سبک زندگى فردى و اجتماعى آنان را تغییر دهند.

سبک زندگی ( Life Style )؛ راه یا سبکی برای درست زیستن است، لذا خوراک، پوشش، آرایش، خرید و...همه و همه از مصادیق سبک زندگی هستند مصادیقی که در هر گروه و طیف از جامعه، رنگ و بوی خاص خود را دارد.

سبک زندگی و اقتصاد دو مبحث عجین شده در دل یکدیگر هستند که اگر از سوی مسئولین و سیاست‌گذاران هر کشور مورد توجه قرار نگیرند به طور قطع ضمن انحطاط یک جامعه به سمت مصرف گرایی، تغییر ذائقه خانواده‌ها به سمت کالاهای خارجی را نیز به همراه خواهد داشت.

در همین راستا با توجه به اینکه هر کالا، فرهنگ خاص خودش را نیز به همراه می‌آورد، با مصرف انبوه کالای خارجی، شیوه زندگی مردم نیز می‌تواند تحت‌الشعاع این «رفتار مصرفی» قرار گرفته و نسبت به تولیدات داخلی یک دلزدگی مضاعف پیدا کنند. بدیهی است که در چنین شرایطی است که فرهنگ و اخلاقیات جامعه نیز تحت‌تاثیر قرار خواهد گرفت.

از طرف دیگر در این شرایط، کالای داخلی و تولیدکننده ایرانی نیز دستخوش تغییراتی قرار خواهد گرفت که نبود تقاضا از سوی مصرف‌کننده ایرانی که تعطیلی بنگاهای اقتصادی کشور را یک به یک به همراه خواهد داشت از مهم‌ترین آن‌ها است.

شوربختانه آمارهای رسمی و غیر رسمی حکایت از این واقعیت تلخ دارد که ذائقه 75 درصد ایرانی‌ها به سمت و سوی خرید برندهای خارجی است. بی‌تردید اگر تغییر جدی در رویکرد واردات بی‌رویه و ورود قاچاق کالا صورت نگیرد، این روند در سال‌های پیش رو و از جمله در سال حمایت از کالای ایرانی نیز همچنان ادامه خواهد داشت، چرا که کالای خارجی در بازار داخل ذائقه 75 درصدی دارد. ذائقه‌ای که، سود کلانی برای رانت‌ها و لابی‌های اقتصادی زیرزمینی به همراه دارد.

اینجاست که سازمان‌ها، نهادها و دستگاه‌هایی که به صورت تخصصی در این حوزه فعالیت می‌کنند، می‌توانند نقش مهمی در فعال‌سازی ظرفیت‌های فرهنگی و ایجاد انگیزه در اهل هنر به منظور تولید محصولات متنوع و فاخر هنری با تمرکز بر تغییر «رفتار مصرف کننده» و توسعه فرهنگ مصرف کالای وطنی و ترغیب غیرمستقیم اما پایدار، به اقبال بیشتر به کالای ایرانی داشته باشند.

در همین راستا اگر دو ضلع خریدار و تولیدکننده نیز به مدد فرهنگ به اکسیر تعهد، آراسته شوند، آن‌ها نیز متعهدانه به فرهنک خرید کالای ایرانی و تولید کالای با کیفیت یا در مجموع به حمایت از کالای ایرانی متعهد خواهند بود.

تولید متعهدانه و خرید متعهدانه کالای ایرانی، محدود به دو ضلع تولیدکننده و خریدار نیست بلکه ضلع سومی نیز وجود دارد که نظارت مسئولانه را بر فرایند تولید کالای استاندارد در بر می‌گیرد.

ماحصل این روند، تولید کالای با کیفیت و تغییر رفتار مصرف کننده را به همراه خواهد آورد. این تعهد در تولید کالای باکیفیت، سبب می‌شود که شهروند ایرانی نیز به خرید و مصرف کالای ایرانی تعهد داشته و متقابلا تولیدکننده ایرانی نیز متناسب با خواست و ذائقه ایرانی، کالای با کیفیت‌تری تولید ‌کند.

بدیهی است کالایی که از این ویژگی برخوردار باشد توان رقابت در بازارهای بین‌المللی و ارزآوری برای کشور  را نیز به همراه خواهد داشت.

در حقیقت سه ضلع این مثلث طلایی که دربرگیرنده تولید کننده، مصرف کننده و سیستم ناظر بر روند تولید و مصرف است می‌تواند با «تعهد» خود، زمینه‌ساز بهبود تولیدناخالص ملی شوند، بهبودی که متعاقب آن به ارتقای همه شاخص‌ها و از جمله امنیت فکری، اقتصادی، اجتماعی و... در کشور کمک کرده و همه شهروندان ایرانی از مواهب آن بهره‌مند می‌شوند.

از طرف دیگر، عملکرد درست اضلاع سه‌گانه این مثلث، می‌تواند به کاهش روند تصاعدی واردات در کشور، بهبود کسب و کار داخلی و متعاقب آن رونق اشتغال و بهبود معیشت خانوارهای ایرانی کمک کند.

به هر روی به‌نظر می‌رسد در شرایط حساس سیاسی اقتصادی و بین‌المللی امروز که اقتصاد ما با تهدید روبهرو است ایجاد بستری برای تحقق شعار سال از معبر تاکید بر جنبه‌های فرهنگی بیش از هر گزینه دیگری در عملی شدن شعار سال کارگر خواهد شد. لذا بسیج همه ظرفیت‌ها در این جهت و جدی‌تر گرفتن فرهنگ به عنوان زیرساخت دیگر بخش‌ها، اصلی مهم، کارا و حیاتی است که باید مورد توجه همه آحاد مردم از مسئولان و برنامه‌ریزان گرفته تا تولیدکنندگان و مصرف کنندگان قرار گیرد.

شعار امسال فرصتی برای شکوفاسازی اقتصاد هنر

داود یاراحمدی با اشاره به نامگذاری امسال به عنوان سال حمایت از کالای ایرانی با اشاره به اینکه تولیدات هنری در ایران از دیرباز از بازار خوبی برخوردار نبودند اظهار کرد: تولیدات هنری در سبد خانوارهای ایرانی جایگاه مناسبی ندارد و این عدم اقبال به تولیدات هنری دلایل مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و..دارد .

وی با بیان اینکه هنر افق‌های روشن و تازه‌ای به روی انسان می‌گشاید تصریح کرد: عدم توجه به اقتصاد هنر در کشور سبب شده که کمتر از ظرفیت‌های اقتصادی فرهنگ و هنر استفاده شود .

این کارشناس ارشد اقتصاد هنر، با بیان اینکه باید در اسناد بالادستی توجه بیشتری به اقتصاد هنر شود گفت: تحقق این مهم مستلزم بهره‌گیری از مدیرانی است که هم از اقتصاد و هم از فرهنگ و به ویژه هنر درک درستی داشته باشند .

رئیس حوزه هنری استان سمنان خاطرنشان کرد : کمک به توسعه اقتصاد هنر و افزایش تولیدات فرهنگی و هنری جدای از اثرات مثبت اقتصادی به تقویت هویت فرهنگی ما نیز کمک می‌کند،

وی با بیان اینکه ورود بخش خصوصی به حوزه تولیدات فرهنگی و هنری امری ضروری است ادامه داد: در کنار ضرورت ورود بخش خصوصی به این حوزه، با توجه به اهمیت حوزه فرهنگ و هنر، حمایت دولت‌ها از تولیدات هنری ضرورتی انکارناپذیر است .

یاراحمدی با بیان اینکه نباید به کالای هنری به مثابه یک کالای لوکس نگاه کرد اضافه کرد: این نگرش، جامعه ما را از بخش وسیعی از ظرفیت‌های عظیم کالاهای فرهنگی هنری محروم می‌کند.

رئیس حوزه هنری استان سمنان با بیا اینکه کشورهای توسعه یافته که از اقتصاد پیشرویی برخوردارند نیز از تولیدات هنری و خصوصا هنرهای فاخر حمایت ویزه می‌کنند، تصریح کرد: عمده این کشورها به تولیدات هنری فاخر یارانه ویژه اختصاص می‌دهند تا آحاد مردم و علاقمندان بتوانند از مزایای کالای فرهگی و هنری بهره‌مند شوند .

این کاریکاتوریست و عکاس با اشاره به تاکیدات مقام معظم رهبری در خصوص لزوم توجه به بخش فرهنگی گفت: رهبری معظم انقلاب در همه سال‌های گذشته بیش از هر بخشی بر ضرورت حمایت از حوزه فرهنگی تاکید کرده است با این همه متاسفانه توجه به این بخش هیچ‌گاه متناسب با تاکیدات معظم له نبوده است اگرچه گام های خوبی هم در این بخش برداشته شده اما هنوز تا رسیدن به آنچه مدنظر رهبری انقلاب است فاصله زیادی وجود دارد .

وی از نامگذاری امسال به عنوان سال حمایت از کالای ایرانی به عنوان یک فرصت برای حوزه فرهنگ و هنر نام برد و اظهار کرد: توجه به آثار فرهنگی و هنری به عنوان آثار و تولیدات و کالای فاخر فرهنگی و هنری می تواند به رونق بیش از پیش اقتصاد فرهنگ و هنر در ایران کمک کند .

این کارشناس ارشد اقتصاد هنر در پایان خواستار سرمایه‌گذاری بیشتر در حوزه فرهنگ و هنر شد و گفت: فعال‌سازی این بخش مهم از اقتصاد می‌تواند بخش مهمی از مشکلات حوزه اشتغال را در کشور حل کند.

هنرمندان حوزه هنری از هنر برای هنر عبور کرده‌اند

داود یاراحمدی در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، درباره هفته هنر انقلاب گفت: هنر انقلاب شاکله‌ای از رویکرد و خواستگاه یک مردم بلند مرتبه است که طی 39 سال سربلندتر همیشه توانسته در دنیا، گفتمان خود را که عاریه گرفته از مکتب حسینی است درقالب، فرم، فضا، نشانه، رنگ و شکل برای ارتباط با مخاطب در کارکرد هنری متبلور و به جهانیان عرضه نماید.

اینکه سالهاست غرب سعی بر این داشته مقوله – هنر برای هنر- را در جامعه هنری کشور گسترش دهد، بر کسی پوشیده نیست. اما این مهم که چقدر توانستد به اهداف خود برسد جای تعمل و بررسی دارد.

او ادامه داد: هنرمندان حوزه هنری طی سال‌های گذشته تا به امروز خوشبختان توانسته‌اند ضمن عبور از این عرصه(هنر برای هنر)، به نگاهی برسند که خود حامل یک شاخص و ایدئولوژی باشد؛ تحت عنوان هنر انقلابی، که دیگر نگاه‌های هنرمندان ستم دیده جامعه جهانی را در ادامه راه خود به دنبال داشته باشند.

این هنرمند عکاس گفت: همانطوی که رهبر معظم انقلاب عنوان کردند «هر اندیشه‌ای که در قالب هنر نگنجد ماندنی نیست»؛ باید همه مسئولان جامعه اسلامی به این مهم برسند که اگر قرار است مشکلات جامعه حل شود، جز پرداختن به مقوله «فرهنگ» و «هنر» این امرمیسر نخواهد شد. «فرهنگ» روح یک جامعه است. جامعه وقتی حیات پیدا خواهد کرد که روح در کالبد آن جریان پیدا کند. و این کالبد هیچ چیزی غیر «هنر» نیست که روح «فرهنگ» در آن جاری و ساری شود تا از این همه تهدیات روزافزون که از سوی دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامی طی سالهای گذشته تا به امروز بوجود آمده است در امان بماند و به سرمنزل مقصود برسد.
زین سبب هست که هر ساله در چنین روزی، ضمن یاد روزی از سید اهل قلم مرتضی آوینی که الحق خود بیرق دار هنر ناب انقلاب بود، میثاق دوباره‌ای می‌بندیم با بنیانگذاری انقلاب حضرت امام خیمنی(ره) که شاکله یک انقلاب فکری را در بین پیر و جوان جامعه جهانی رقم زدند.

داود یاراحمدی که رئیس حوزه هنری استان سمنان است، درباره برنامه های هنری طی هفته هنرانقلاب گفت: حوزه هنری استان سمنان در همین راستا سعی بر این داشته که برنامه‌هایی در شان ومنزلت هنر و مردم اخلاق مدار استان سمنان آماده عرضه نماید.

این هنرمند مستند ساز ادامه داد: غبار روبی مزار شهدا به همراه کارمندان و هنرمندان حوزه هنری استان، نشست هنرمندان با نماینده ولی فقیه حضرت آیت الله شاهچراغی، نشست دوستانه هنرمندان با جناب چاوشی استاندار محترم، بازدید از خانواده‌های معظم شهدا، تقدیر از هنرمندان برتر استان، رونمایی از سه آلبوم موسیقی، رونمایی کتاب، اجرای نمایش‌های خیابانی در چندین نقطه شهر، نقد و بررسی کتاب و برگزاری نمایشگاه‌های مختلف تجسمی برخی از برنامه هایی است که در هفته هنر انقلاب قرار است در سطح استان با همراهی هنرمندان و مردم خوب سمنان اجرا شود.

این گرافیست و کارتونیست در ادامه تاکید کرد: امید است در سال جاری که مزین است به چهل سالگی انقلاب پر برکت اسلامی، به سان سال‌های پیشتر ما را در رسیدن به اهداف والای انقلاب و منویات پیر و مراد جهان اسلام رهبر معظم انقلاب همراهی نموده تا گامهای موثرتری در عرصه فرهنگ و هنر استان سمنان برداریم.

کارگاه نقد عکس در حوزه هنری استان سمنان

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری استان سمنان، کارگاه نقد عکس با تدریس داود یاراحمدی رییس حوزه هنری استان سمنان و حضور اعضای خانه عکاسان استان و سایر علاقمندان در حال برگزاری است.

بنابر این گزارش، در این کارگاه به مباحثی چون: مبانی هنرهای تجسمی، ساختار، محتوا و موضوع عکس، نگاه عکاس به سوژه و ... پرداخته می شود.

کلاس نقد عکس در حوزه هنری سمنان

کارگاه نقد عکس روزهای یکشنبه هر هفته ساعت 18 در محل حوزه هنری استان سمنان برگزار می گردد.

علاقمندان جهت کسب اطلاعات بیشتر، ثبت نام و حضور در این کارگاه می توانند به نشانی حوزه هنری استان سمنان واقع در باغ فردوس، خیابان شهید صفائیان مراجعه و یا با شماره تلفن33335756 واحد هنرهای تجسمی حوزه هنری استان سمنان تماس حاصل نمایند.

تقدیم به تمام کودکان سرزمین دلم

طعم گس بودن

        بوی باروت

و چشمانی  برآماسیده از دود

صدایی  پر ز وحشت

بوق قرمز

کلاغی پر،

شکسته  شیشه های پنجره

گلهای پرپر

کنار حوض تنهایی

دو تا سیب

کشیده  نقشی  از من

زیر آن بید

هنوزم باز بی تابم

که مادر می زند جیغ

هوا پُر گشته از آوار و گریه،

کنار در نگاهِ نخل  بی سر

و توپ و کوچه،

بازیِ عروسک،

 

ولی سخت است بازی زیرِ آوار،

پسِ کوچه

کنار گودِ تنهایی

شمارش های بی آواز

و بی آغاز

بی­آغاز

پـَس ِ در

        پنجره

           پشت متکا

کمد

دیوار

یا سوراخ  گنجه،

 

چرا سخت است بازی؟!

 

یکی، آن کوچه را در یادهایش

تلخ می دید

یکی دیگر،

عروسک

شال قرمز را

            نمی دید،

یکی سرگُل

یکی انگشتری را

یکی  بر آسمان فریاد می زد

 

زمان از ساعت  بازی گذشته

تمام کوچه ها را خواب شسته

من و مادر،

عروسک

         شال قرمز

نشان  در  خاطرات باد بسته

و توپ و کوچه

چشمان عروسک.

 

نمی دانم چرا سخت است بازی

نمی دانم

نمی فهمم

چرا سخت است بازی

دیدار رییس حوزه هنری استان سمنان با مدیرکل روابط عمومی وزارت فرهنگ عراق

آقای داود یاراحمدی استاد کارگاه آموزش فیلمبرداری فیلم های مستند با مدیر کل روابط عمومی وزارت فرهنگ و گردشگری عراق دیدار و گفتگو کرد.


در این دیدار آقای فلاح العانی ضمن خیر مقدم به آقای یار احمدی این حضور و دیدار را مایه گسترش همکاری ها دانست. وی گفت : با همکاری رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در عراق تاکنون همکاری ها و دوره های مشترکی برگزار گردید . مدیرکل روابط عمومی وزارت فرهنگ و گردشگری عراق افزود ج.ا.ایران در زمینه های هنری علی الخصوص سینما و فیلمسازی پیشرفت چشمگیر داشته است و ما تقاضا داریم این پیشرفت به هنرمندان عراقی نیز منتقل شود چرا که دو کشور مسلمان بوده و در حقیقت این اتحاد برای مقابله با کفر و غرب که دائما بر علیه اسلام فعالیت میکند ضروری است . فلاح العانی در پایان از زحمات و همکاری های دائم رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در عراق برای توسعه و پیشرفت همکاری های فرهنگی و هنری تشکر و قدردانی کرد.
در ادامه آقای داود یاراحمدی رییس حوزه هنری استان سمنان ، از کشور عراق به عنوان کشوری با تمدن کهن و غنی یاد کرد وی گفت : اشتراکات فراوانی بین دو کشور وجود دارد که یکی از این اشتراکات فرهنگی و تمدن اسلامی است و ما نیز آمادگی خود را برای انتقال تجارب به هنرمندان و برادران عراقی اعلام می کنیم.
استاد داود یاراحمدی که خود از هنرمندان فیلمساز و گرافیست ایرانی است به دعوت رایزنی فرهنگی ج.ا.ایران در عراق به بغداد آمده تا در برگزاری دوره فیلمبرداری فیلمهای مستند و کوتاه تجارب خود را در اختیار هنرجویان جوان عراقی قرار دهد.

داود یاراحمدی، استاد دوره آموزش فیلمبرداری مستند در بغداد

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری استان سمنان، داود یاراحمدی رئیس حوزه هنری استان سمنان از اساتید برجسته در حوزه مستند سازی و هنرهایی همچون گرافیک،کاریکاتور و عکاسی است  از روز چهارشنبه هفته گذشته در بغداد دوره آموزش فیلمبرداری و مستند سازی را آغاز کرده است.

این دوره، با همکاری رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در عراق و موسسه عراقی«ملتقی الشباب» و نیز جمعیت هنرمندان عراق برنامه ریزی و اجرایی شده است.

در این دوره هفت روزه، قرار است فیلمهای مستند کوتاه تهیه و در نهایت به هنرجویان، گواهی پایان دوره اعطا شود.

درعراق، برای برگزاری دوره های مشترک آموزشی با ایرانی ها، در حوزه های مختلف هنر، از جمله فیلم، تقاضا و اشتیاق فراوانی وجود دارد و از چنین دوره هایی استقبال خوبی می شود.

داود یاراحمدی فیلمساز، طراح گرافیک، کارتونیست، مجسمه ساز ، عکاس و روزنامه نگار مطرح کشور است و تا به حال آثار بسیاری از او در جشنواره های ملی و بین المللی صاحب مقام شده اند.

 

کارگاه های «مستند سازی» و «نقد تصویر» ویژه طلاب

به گزارش سرویس هنرپایداری «آرتنا»،به نقل از روابط عمومی حوزه هنری استان سمنان، کارگاه های تخصصی «مستند سازی» و «نقد تصویر» از سوی حوزه هنری استان ویژه طلاب حوزه های علمیه استان سمنان با تدریس «داود یاراحمدی» رئیس حوزه هنری استان سمنان در محل های حوزه هنری و حوزه علمیه صادقیه در حال برگزاری است.

در این دوره آموزشی که به مدت سه ماه و 12 جلسه می باشد، 50 نفر از طلاب علاقمند حوزه های علمیه استان با مباحثی چون کارگردانی، فیلمنامه نویسی، فیلمبرداری، نورپردازی و نقد تصویر آشنا خواهند شد.  

برگزاری دوره های تخصصی رشته های هنری ویژه طلاب حوزه های علمیه استان در راستای اهداف و فعالیت های حوزه هنری انقلاب اسلامی در منظومه اندیشه اسلام ناب محمدی و رویکردی برگرفته از سنت اسلامی و ایرانی با بهره گیری از ابزارهای مدرن برای خلق آثار فاخر هنری می باشد.