پست ثابت
زندگی را نخواهیم فهمید اگر از ترس زمین خوردن هرگز قدم در جاده نگذاریم…

زندگی را نخواهیم فهمید اگر از ترس زمین خوردن هرگز قدم در جاده نگذاریم…

.jpg)
مهربان باش …
مهربان باش که در پس این پنجره ی سبز قشنگ …
مهربان است کسی با من و تو …
چه قشنگ است نگاهی که به مهر …
بگشایی به همه…

سکوت و صبوریم را
به حساب ضعف و بی کسی ام نگذارید !
دلم به چیز هایی پایبند است که تو یادت نمی آید !
گاه احساس میکنم در میان وسعت دستان خالی ام،
تنها دارایی ام،
لبخند توست...



قربان صداقت و صفای خودمان
ماییم و دل پاک و خدای خودمان
در شهر شما نمی شود عاشق شد
باید برویم روستای خودمان...

روز های سخت همیشه…
دوستان واقعی را معلوم خواهد کرد…
" تونل ها "
ثابت کردند که حتی در دل سنگ هم ،
راهی برای عبور هست …
ما که کمتر از آنها نیستیم ، پس نا امیدی چرا . . . ؟؟؟
زرد است که لبریز حقایق شده است
تلخ است که با درد موافق شده است
شاعر نشدی وگر نه میفهمیدی
پاییز بهاریست که عاشق شده است

پرنده میخندید...
به اینکه چرا هر روز بی هیچ پولی برایش دانه میپاشم...
من گریستم به اینکه حتی او هم.....
محبت مرا از سادگیم میپندارد...