سبزی های سحر آمیز

سبزیجات

در یک برنامه غذایی مناسب، تمام گروه‌های غذایی وجود دارد؛ از نان و غلات سبوس‌دار گرفته تا میوه و سبزی‌های تازه.

سبزی‌ها، منبع فیبر، ویتامین‌ها و املاح هستند و مصرفشان می‌تواند وضعیت تغذیه فرد را بهبود دهد. در این مطلب می‌خواهیم به مهم‌ترین مواد مغذی در 13 سبزی پرمصرف بپردازیم.

سبزیجات یکی از گروه‌های غذایی ارزشمندی هستند که در این روزگار پراسترس خوردنشان بیش از پیش توصیه می‌شود. به طوری که متخصصان تغذیه توصیه می‌کنند 2 تا 3 واحد از آن‌ها را در برنامه غذایی خود بگنجانید. حتماً می‌پرسید هر واحد این سبزی‌ها معادل چیست؟ در پاسخ باید بگوییم که در صورت خرد کردن سبزی‌های خام یک لیوان آن‌ها، یک واحد و البته نصف لیوان پخته، پوره یا آب آن‌ها نیز یک واحد محسوب می‌شود.

 

فلفل دلمه‌ای

در صورتی که نوع رنگی این سبزی به مصرف برسد بتاکاروتن فراوانی دریافت خواهد شد. همچنین فلفل دلمه‌ای منبع عالیویتامین C است به طوری که با خوردن 100 گرم از آن 140 میلی‌گرم از این ویتامین دریافت خواهد شد. در ضمن فلفل دلمه‌ای یکی از سبزی‌های سرشار از آنتی‌اکسیدان‌های قوی هم هست.

 

پیاز

پیاز سرشار از کوئرستین ترکیبی در خانواده فلاونوییدهاست که خاصیت آنتی‌اکسیدانی دارد؛ بنابراین خوردن 3 تا 4 پیاز در هفته احتمال ابتلا به بیماری‌های قلبی را کاهش می‌دهد و احتمال ابتلا به انواع سرطان‌ها به خصوص سرطان مثانه در سیگاری‌ها را به حداقل می‌رساند. خوردن یک پیاز متوسط، 5 درصد از نیاز روزانه به پتاسیم را تأمین می‌کند.

خیار، آب فراوانی دارد بنابراین در روزهای گرم خوردن آن توصیه می‌شود.

منبع ویتامین K و پتاسیم است بنابراین کسانی که به خون‌ریزی‌های طولانی

مدت دچار می‌شوند یا از فشار خون رنج می‌برند، بهتر است که آن را در برنامه

غذایی خود بگنجانند

گل کلم

گل کلم منبع خوبی از پتاسیم است پس چه بهتر که فشارخونی‌ها به آن توجه بیشتری کنند. به علاوه اسیدفولیک نیز دارد بنابراین کسانی که سابقه بیماری قلبی دارند بهتر است گل کلم بیشتری بخورند.

 

سیر

سیر، منبع پتاسیم است به طوری که با خوردن 100 گرم از آن 620 میلی گرم از این ماده معدنی دریافت می‌شود پس فشارخون را پایین می‌آورد. علاوه بر این سیر منبع سلنیوم و روی است به همین دلیل به سیر خاصیت ضدباکتریایی و ضدویروسی را نسبت می‌دهند یعنی به تقویت سیستم دفاعی بدن کمک می‌کند و به کسانی که مدام به عفونت‌های قارچی، میکروبی و ویروسی مبتلا می‌شوند، توصیه می‌شود.

مارچوبه

مارچوبه

یادتان باشد که خوردن 5 ساقه مارچوبه، تأمین‌کننده نیاز روزانه به اسیدفولیک است پس خانم‌هایی که قصد باردار شدن دارند بهتر است آن را در سبد روزانه‌شان بگنجانند.

در ضمن، مارچوبه ترکیب‌هایی دارد که از بروز نفخ در بدن جلوگیری می‌کند بنابراین اگر زیاد نفخ می‌کنید بهتر است مارچوبه را در برنامه غذایی روزانه‌تان بگنجانید.

 

کلم بروکلی

در خانواده کلم‌ها، بروکلی بیشترین مقدار آهن گیاهی را دارد و چون این سبزی دارای ویتامین C و بتاکاروتن نیز هست، جذبآهن موجود در آن نیز بیشتر می‌شود پس به کسانی که کم‌خونی دارند توصیه می‌شود بروکلی بخورند. این سبزی منبع مناسب بتاکاروتن یا همان پیش‌ساز ویتامین A است، فولات فراوانی دارد و از منابع آهن گیاهی محسوب می‌شود به طوری که با خوردن 100 گرم بروکلی، 2 میلی‌گرم آهن به بدن می‌رسد.

گل کلم منبع خوبی از پتاسیم است پس چه بهتر که فشارخونی‌ها به آن توجه

بیشتری کنند. به علاوه اسیدفولیک نیز دارد بنابراین کسانی که سابقه بیماری

قلبی دارند بهتر است گل کلم بیشتری بخورند

کلم بروکسل

در میان کلم‌ها بیشترین مقدار ویتامین C، اسیدفولیک و پتاسیم در این سبزی یافت می‌شود بنابراین به منظور تقویت سیستم دفاعی بدن، کاهش فشار خون بالا و البته پیشگیری از بروز بیماری‌های قلبی توصیه می‌شود که این سبزی در سهم روزانه سبزیجات به چشم بخورد.

 

هویج

هویج فیبر بسیاری دارد پس آن‌هایی که یبوست دارند باید آن را در برنامه غذایی روزانه‌شان بگنجانند. ماده مغذی دیگری که در هویج یافت می‌شود، بتاکاروتن است که البته مقدارش بیش از مقدار موجود در سایر مواد مغذی است یعنی حدود 5000 میکروگرم در هر 100 گرم هویج. تا حدودی نیز پتاسیم و کلسیم دارد. اما فیبر موجود در آن می‌تواند این سبزی را به یک گزینه مناسب برای سیر نگه داشتن کسانی که رژیم لاغری می‌گیرند، تبدیل کند.

معرف رنگی جوهر کلم قرمز

 

کلم قرمز

رنگ ارغوانی این سبزی به وجود لیکوپن برمی‌گردد که خاصیت آنتی‌اکسیدانی قوی دارد و یک ماده مغذی ضد پیری است. البته کلم قرمز منبع مناسبی از پتاسیم نیز هست بنابراین کسانی که فشار خون بالایی دارند، بهتر است که آن را در رژیم روزانه خود قرار دهند.

 

گوجه فرنگی

این ماده غذایی منبع ویتامین C، بتاکاروتن و لیکوپن است، آنتی‌اکسیدان‌هایی قوی که از بروز سرطان، بیماری‌های قلبی و سکته جلوگیری می‌کنند. پس اگر هدفتان داشتن سیستم دفاعی قوی است چه بهتر که گوجه فرنگی بیشتر بخورید. همان طور که گفتیم این سبزی سرشار از بتاکاروتن یا همان پیش‌ساز ویتامین A است ولی از نظر میزان ویتامین C به پای کلم نمی‌رسد. آنتی‌اکسیدان دیگری به نام لیکوپن نیز در آن وجود دارد که علت رنگ قرمز گوجه‌فرنگی است. جالب است بدانید که با پخته شدن گوجه‌فرنگی جذب این ماده مغذی بیشتر می‌شود.

 

خیار

خیار، آب فراوانی دارد بنابراین در روزهای گرم خوردن آن توصیه می‌شود. منبع ویتامین K و پتاسیم است بنابراین کسانی که به خون‌ریزی‌های طولانی مدت دچار می‌شوند یا از فشار خون رنج می‌برند، بهتر است که آن را در برنامه غذایی خود بگنجانند.

 

قارچ

خوردن 5 عدد قارچ، 50 درصد از نیاز روزانه بدن به مس را تأمین می‌کند. با مصرف 100 گرم از این سبزی، 320 میلی‌گرم پتاسیم مورد نیاز بدن تأمین خواهد شد بنابراین افراد مبتلا به فشارخون می‌توانند این سبزی را در برنامه غذایی خود بگنجانند.

کاهو

 

کاهـو

بهتر است برای خوردن این سبزی برگ‌های سبزتر آن را انتخاب کنید زیرا هم بتاکاروتن بیشتری دارد و هم سرشار از ویتامین K و اسیدفولیک است. بنابراین مصرف این سبزی یک عادت غذایی مناسب برای کسانی است که زمینه ابتلا به بیماری‌های قلبی دارند.

شیوه صحیح مطالعه

شیوه صحیح مطالعه

شیوه صحیح مطالعه ،چهار مزیت عمده زیر را به دنبال دارد:

1. زمان مطالعه را کاهش میدهد.

2. میزان یادگیری را افزایش میدهد .

3. مدت نگهداری مطالب در حافظه را طولانی تر می کند.

4. بخاطر سپاری اطلاعات را آسانتر می سازد.

 

برای داشتن مطالعه ای فعال و پویا نوشتن نکات مهم در حین خواندن ضروری است تا برای مرورمطالب،دوباره کتاب را نخوانده و در زمانی کوتاه از روی یادداشتهای خود مطالب را مرور کرد .

یادداشت برداری ، بخشی مهم و حساس از مطالعه است که باید به آن توجهی خاص داشت . چون موفقیت شما را تا حدودی زیاد تضمین خواهد کرد و مدت زمان لازم برای یادگیری را کاهش خواهد داد. خواندن بدون یادداشت برداری یک علت مهم فراموشی است.

شش روش مطالعه :

خواندن بدون نوشتن ،خط کشیدن زیرنکات مهم، حاشیه نویسی وخلاصه نویسی، کلید برداری خلاقیت و طرح شبکه ای مغز.

1 .خواندن بدون نوشتن:  روش نادرست مطالعه است . مطالعه فرآیندی فعال و پویا است و برای نیل به این هدف باید از تمام حواس خود برای درک صحیح مطالب استفاده کرد. باید با چشمان خود مطالب را خواند، باید در زمان مورد نیاز مطالب را بلند بلند ادا کرد و نکات مهم را یادداشت کرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگیر شده و حضوری فعال و همه جانبه در یادگیری داشت و هم در هنگام مورد نیاز ، خصوصا” قبل از امتحان ، بتوان از روی نوشته ها مرور کرد و خیلی سریع مطالب مهم را مجددا” به خاطر سپرد .

2 .خط کشیدن زیر نکات مهم: این روش شاید نسبت به روش قبلی بهتر است ولی روش کاملی برای مطالعه نیست چرا که در این روش بعضی از افراد بجای آنکه تمرکز و توجه بروی یادگیری و درک مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط کشیدن زیر نکات مهم می گردد .حداقل روش صحیح خط کشیدن زیر نکات مهم به این صورت است که ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را کاملا” درک کنند و سپس زیر نکات مهم خط بکشند نه آنکه در کتاب بدنبال نکات مهم بگردند تا زیر آن را خط بکشند .

3 .حاشیه نویس : این روش نسبت بدو روش قبلی بهتر است ولی بازهم روشی کامل برای درک عمیق مطالب و خواندن کتب درسی نیست ولی می تواند برای یادگیری مطالبی که از اهمیتی چندان برخوردار نیستند مورد استفاده قرار گیرد.

4. خلاصه نویسی: در این روش شما مطالب را میخوانید و آنچه را که درک کرده اید بصورت خلاصه بروی دفتری یادداشت می کنید که این روش برای مطالعه مناسب است و از روشهای قبلی بهتر می باشد چرا که در این روش ابتدا مطالب را درک کرده سپس آنها را یادداشت می کنید اما بازهم بهترین روش برای خواندن نیست .

5. کلید برداری : کلید برداری روشی بسیار مناسب برای خواندن و نوشتن نکات مهم است . در این روش شما بعد از درک مطالب ، بصورت کلیدی نکات مهم را یادداشت می کنید و در واقع کلمه کلیدی کوتاهترین، راحتترین ،بهترین وپرمعنی ترین کلمه ای است که با دیدن آن، مفهوم جمله تداعی شده و به خاطر آورده می شود .

6.خلاقیت و طرح شبکه ای مغز: این روش بهترین شیوه برای یادگیری خصوصا” فراگیری مطالب درسی است .در این روش شما مطالب را میخوانید بعد از درک حقیقی آنها نکات مهم را به زبان خودتان و بصورت کلیدی یادداشت می کنید و سپس کلمات کلیدی را بروی طرح شبکه ای مغز می نویسد ( در واقع نوشته های خود را به بهترین شکل ممکن سازماندهی می کنید و نکات اصلی و فرعی را مشخص می کنید)تا در دفعات بعد به جای دوباره خوانی کتاب ، فقط به طرح شبکه ای مراجعه کرده وبا دیدن کلمات کلیدی نوشته شده بروی طرح شبکه ای مغز ، آنها را خیلی سریع مرور کنید . این روش درصد موفقیت تحصیلی شما را تا حدود بسیار زیادی افزایش میدهد و درس خواندن را بسیار آسان می کند. و بازده مطالعه را افزایش میدهد.

بکارگیری شرایط مطالعه یعنی بهره وری بیشتر از مطالعه

شرایط مطالعه

((بکارگیری شرایط مطالعه یعنی بهره وری بیشتر از مطالعه ))

شرایط مطالعه ، مواردی هستند که با دانستن ، بکارگیری و یا فراهم نمودن آنها ، می توان مطالعه ای مفیدتر با بازدهی بالاتر داشت و در واقع این شرایط به شما می آموزند که قبل از شروع مطالعه چه اصولی را به کار گیرید ، در حین مطالعه چه مواردی را فراهم سازید و چگونه به اهداف مطالعاتی خود برسید و با دانستن آنها می توانید با آگاهی بیشتری درس خواندن را آغاز کنید و مطالعه ای فعالتر داشته باشید :

1. آغاز درست : برای موفقیت در مطالعه ،باید درست آغازکنید.

2.برنامه ریزی : یکی از عوامل اصلی موفقیت ، داشتن برنامه منظم است .

3.نظم و ترتیب: اساس هر سازمانی به نظم آن بستگی دارد .

4. حفظ آرامش: آرامش ضمیر ناخود آگاه را پویا و فعال میکند.

5. استفاده صحیح از وقت :بنیامین فرانکلین، ((آیا زندگی را دوست دارید؟ پس وقت را تلف نکنید زیرا زندگی از وقت تشکیل شده است .))

6.سلامتی و تندرستی: عقل سالم در بدن سالم است .

7. تغذیه مناسب: تغذیه صحیح نقش مهمی در سلامتی دارد.

8. ورزش : ورزش کلید عمر طولانی است .

9. خواب کافی: خواب فراگیری و حافظه را تقویت می کند.

10. درک مطلب:آنچه در حافظه بلند مدت باقی می ماند ، یعنی مطالب است .

 

چند توصیه مهم که باید فراگیران علم ازآن مطلع باشند.

1. حداکثر زمانی که افراد می توانند فکر خود را بروی موضوعی متمرکز کنند بیش از 30 دقیقه نیست ، یعنی باید سعی شود حدود 30 دقیقه بروی یک مطلب تمرکز نمود و یا مطالعه داشت و حدود 10 الی 15 دقیقه استراحت نمود سپس مجددا” با همین روال شروع به مطالعه کرد.

2. پیش از مطالعه از صرف غذاهای چرب و سنگین خودداری کنید. و چند ساعت پس از صرف غذا مطالعه نمائید چون پس از صرف غذای سنگین بیشتر جریان خون متوجه دستگاه گوارش میشود تا به هضم و جذب غذا کمک کند و لذا خونرسانی به مغز کاهش می یابد و از قدرت تفکر و تمرکز کاسته میشود . از مصرف الکل و دارو هم خودداری فرمائید همچنین غذاهای آردی مثل نان و قندی قدرت ادراک و تمرکز را کم می کند نوشابه های گازدارهم همینطور هستند.

3. ذهن آدمی با هوش است اگر یادداشت بردارید خود را راحت از حفظ و بیاد سپاری مطالب می کند و نیز همزمان نمی توانید هم مطلبی را بنویسید و هم گوش دهید . پس در حین مطالعه لطفا” یادداشت برداری ننمائید .

بی وفایی کن وفایت می کنند
با وفا باشی خیانت می کنند
مهربانی گرچه آیینه ی خوشیست
مهربان باشی رهایت می کنند

زندگی نامه محسن رضایی

محسن رضایی


محسن رضایی در شهریور 1333 و در هنگامه کوچ پائیزه عشایر بختیاری در خانواده ای مذهبی و دوستدار اهل بیت (علیهم السلام) به دنیا آمد. دوران کودکی و نوجوانی را در شهر نفتخیز مسجدسلیمان گذراند. به کمک چند تن از همسالانش، انجمن مذهبی «دین و دانش» را در مسجد جامع چشمه علی بنیان نهاد. پس از به پایان رساندن تحصیلات ابتدایی و بخشی از تحصیلات متوسطه در دبیرستان سینای مسجدسلیمان، با رتبه نهم در آزمون ورودی هنرستان صنعتی شرکت ملی نفت ایران در اهواز پذیرفته شد و در سال 1348 به این شهر هجرت نمود و در محله خزعیله یا سچّه ساکن شد.

 محسن رضایی؛ مبارزه سیاسی فرهنگی با رژیم شاه را از ترم دوم هنرستان صنعتی آغاز نمود و به زودی در حالی که خود را برای شرکت در کنکور دانشگاه ها آماده می کرد، در رابطه با این فعالیت های سیاسی توسط ساواک اهواز بازداشت شد و مورد شکنجه و بازجویی قرار گرفت. در سال 1352 و در 17 سالگی، پس از تحمل پنج ماه زندان انفرادی و یک ماه حبس در بند عمومی زندان آخراسفالت اهواز، دور جدیدی از فعالیت های سیاسی خود را آغاز نمود؛ و توانست همزمان با تکمیل تحصیلات خود در هنرستان صنعتی شرکت ملی نفت ایران، اقدام به گسترش تشکیلات اولیه نماید. این حرکت روبه رشد پس از برقراری ارتباط با مبارزان شهرهای خرمشهر، دزفول و تهران، منجر به تشکیل یک گروه منسجم با مشی پارتیزانی و چریکی گردید که به زودی و با الهام از آیات 172 و 173 سوره مبارکه صافّات (انّهم هم المنصورون و انّ جندنا لهم الغالبون)، جمعیت منصورون نامیده شد.

درسال 1353 پس از قبولی در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه علم و صنعت به تهران آمد و در محله نارمک ساکن شد. در همین سال ازدواج نمود و در کنار مبارزه و تحصیل دانش، در بخش مهندسی «طراحی پایه» کارخانجات ارج و ایران تایر، مشغول به کار شد. با شدت گرفتن فشار پلیس سیاسی شاه (ساواک) بر گروه های چریکی، ناچار شد دانشگاه و کار صنعتی را رها کند. زندگی مخفی را در پیش گرفت و در فاصله سال های 1353 تا 1357 به کادرسازی و گسترش تشکیلات جمعیت منصورون همت گمارد تا شاخه های تشکیلات در 7 استان و 17 شهرستان مهم کشور راه اندازی گردد.

در آستانه پیروزی انقلاب و ورود امام خمینی (ره) به میهن، جمعیت منصورون به عنوان بزرگترین گروه چریگی طرفدار حضرت امام (ره) و روحانیت (به همراه گروه توحیدی صف و گروه موحدین) وظیفه حفاظت از جان حضرت امام (ره) را برعهده گرفت.

در خرداد 1358 با حمایت حضرت امام(ره) واحد اطلاعات و بررسی های سیاسی را در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بنیان نهاد و به عضویت شورای فرماندهی سپاه درآمد. در شهریور 1360 از سوی حضرت امام خمینی(ره) به فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (به عنوان پنجمین فرمانده کل سپاه) منصوب شد و در دوران پرافتخار هشت سال دفاع مقدس، فرماندهی سپاه اسلام را برعهده داشت

در سال 1358 که به پیشنهاد استاد شهید مرتضی مطهری، 7 گروه مسلح مسلمان با یکدیگر ادغام شدند تا بازوی مسلحی برای حفاظت از انقلاب نوپای اسلامی باشند، او از سوی گروه منصورون به عضویت شورای مرکزی «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» در آمد. عضویت او در این سازمان بیش از 3 ماه به طول نیانجامید و در خرداد 1358 با حمایت حضرت امام(ره) واحد اطلاعات و بررسی های سیاسی را در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بنیان نهاد و به عضویت شورای فرماندهی سپاه درآمد. در شهریور 1360 از سوی حضرت امام خمینی(ره) به فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (به عنوان پنجمین فرمانده کل سپاه) منصوب شد و در دوران پرافتخار هشت سال دفاع مقدس، فرماندهی سپاه اسلام را برعهده داشت. در دوره تصدی فرماندهی کل سپاه پاسداران، سازمان رزم سپاه را طرح ریزی کرد و به فرمان حضرت امام(ره)، سپاه را به 3 نیروی زمینی، دریایی و هوایی مجهز نمود و توانست سپاه را در قالب 5 نیرو سازماندهی کند. در این دوره همچنین اقدام به تأسیس 2 دانشگاه امام حسین (علیه السلام) و بقیه الله (عجل الله فرجه) نمود و به منظور بهره گیری از ظرفیت یگان های مهندسی سپاه برای کمک به دولت در اجرای طرح های عظیم سازندگی کشور، خود شخصاً فرماندهی قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء را برعهده گرفت.

وی که تحصیلات دانشگاهی خود را در سال 1353 رها کرده بود، پس از برقراری صلح، ضمن تغییر رشته از مهندسی مکانیک به اقتصاد، مقطع کارشناسی را در دانشگاه تهران گذراند. تحقیق جامع او در مقطع کارشناسی در سال 1371 و در قالب یک کتاب به چاپ رسیده است. در مقطع کارشناسی ارشد اقتصاد، مطالعات خود را بر روی سیاست های پولی و بانکی متمرکز کرد و موضوع رساله علمی خود را در این باره برگزید. در شهریور 1376 پس از قبول استعفای وی توسط رهبر انقلاب، از سوی ایشان به عنوان «دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام» منصوب گردید. و مطالعات اولیه برای تنظیم سند چشم انداز 20 ساله ایران را آغاز نمود. وی با تکمیل تحصیلات خود در مقطع دکتری اقتصاد دانشگاه تهران، عهده دار مسئولیت اداره کمیسیون اقتصاد کلان مجمع تشخیص مصلحت نظام شد.

رساله دکتری وی که در سال 1379 نگاشته شده، در قالب یک کتاب منتشر شده است. وی همچنین با پذیرفتن مسئولیت کمیسیون های تخصصی سند چشم انداز 20 ساله، سیاست های کلی نظام در جذب سرمایه گذاری خارجی و سیاست های کلی اصل 44 قانون اساسی، کوشیده است تا از تجارب و دیدگاه های مدیریتی و اقتصادی خود برای سیاست گذاری بلندمدت کشور در حوزه های مختلف استفاده نماید تا ایران اسلامی به جایگاهی مناسب برای زندگی شایسته ایرانیان برسد.

من مهربان ندارم،نامهربان من کو؟

من مهربان ندارم، نامهربان من کو؟

مهربانی، محبت، سخاوت، دل سوزی، عشق، نوع دوستی مفاهیمی مرتبط با هم هستند که در ارتباطات بین فردی نمایان می شوند. مهرورزان دارای خصوصیت ها و عقاید زیر هستند:

دیگران به اندازه ی خود من مهم اند.

همه ی انسان ها با هم برابرند.

بخشیدن مهم تر از گرفتن است.

بهترین کار آن است که با عشق و محبت برای دیگری انجام شود.

من مرکز جهان نیستم؛ ولی بخشی از بشریتم.

باید به همه ی انسان ها توجه کرد و نه فقط به اعضای خانواده و دوستان و اطرافیان خود.

روان شناسان معتقدند که نبود مهربانی آسیب های شدید و غیرقابل جبرانی به بار می آورد. همه ی ما در زندگی روزمره ی خود با افراد نامهربان زیادی مواجه شده ایم.

رفتاری نامهربانانه کودکان و نوجوانان و جوانان ممکن است در آینده  به مشکلات بیشتری در زندگی آن ها بینجامد از قبیل بزهکاری (دزدی، فرار از خانه و مدرسه، و...)، اعتیاد، انحرافات رفتاری و جنسی، پرخاش گری، بیماری های جسمی و روانی و دیگر انحرافات به همین دلیل شناخت این مسئله و تلاش برای پیش گیری از نامهربان شدن فرزندان از بروز بسیاری از این مشکلات جلوگیری می کند.

 

عوامل موثر در نامهربانی کودک

آیا به نظر شما مهربانی امری ذاتی و غیر قابل تغییر است؛ و یا کودک آن را از محیط خود یاد می گیرد و در نتیجه قابل آموزش و تغییر است؟

از جمله دلایل موثر در نامهربان شدن کودک می توان به عوامل اجتماعی، فرهنگی، روانی- عاطفی، زیستی و خانوادگی اشاره کرد. متخصصان حوزه ی کودک بر این باورند که بسیاری از رفتارها و عواطف دوران کودکی، از جمله مهربانی، در تعامل با محیز شکل می گیرند رفتارهای اولیه ی دوران کودکی و نوجوانی (از قبیل میزان همدردی و همدلی، و نوع رفتار اجتماعی و قضاوت اخلاقی) شاخص مناسبی است برای پیش بینی بروز جنبه های مختلف مهربانی و رفتارهای اجتماعی دوران بزرگ سالی، در این میان، خانواده اولین محیط قابل دسترس برای کودک است و والدین اولین الگوهایی هستند که کودکان می توانند اعمال آن ها را مستقیماً مشاهده کنند و از آن ها هم سرمشق بگیرند. به همین دلیل نقش این نهاد در مهربان یا نامهربان شدن فرزندان بسیار مهم و حیاتی است حال چه کنیم تا کودکان مان نامهربان نشوند؟

نگرش سازنده یا مخرب کودک نسبت به خود و دیگران در درجه ی اول به نحوه ی نگرش پدر و مادر به او بر می گردد. لذا توجه بی قید شرط والدین نسبت به کودک می تواند در شکل گیری نگرش مثبت کودک نسبت به خود بسیار موثر باشد.

راهکار برای مقابله با نامهربان شدن کودکان

1- ابراز عشق بی قید و شرط والدین نسبت به فرزندان: نیاز به عشق و محبت از بدو تولد با برخورداری کودک از رابطه ای پایدار، قابل اعتماد و محبت آمیز با والدین خود بر آورده می شود. کودک به واسطه ی این رابطه (نخست با مادر و سپس با پدر و به تدریج با سایر نزدیکان)، هویت شخصی و ارزش مندی خود را درک می کند. این رابطه اساس تمام روابط بعدی کودک را تشکیل می دهد که علاوه بر خانواده، شامل ارتباط او با همسر و فرزندان، دوستان، همکاران و اطرافیان او نیز می شود. تحول سالم شخصیت و نیز مهربانی در صورتی رخ می دهد که انسان.

خود و دیگران را دوست داشته باشد و بپذیرد

بداند که دیگران او را دوست دارند و می پذیرند.

به همین دلیل یکی از ویژگی های اساسی عشق مادرانه و پدرانه این است که کودک را بدون توجه به جنسیت، ظاهر، توانایی و صفات شخصیتی اش، به گونه ای بی قید و شرط و به صرف وجودش دوست داشته باشند و ارزش مندش شمارند والدین در چنین عشقی، قید و بندهای پرورش فرزند را بدون هیچ چشم داشتی می پذیرند و محبت بی دریغ خود را در تمامی روابط با کودک ابراز می کنند. چنین عشقی، بیشترین تأثیر را بر خویشتن کودک می گذارد. این تأیید و پذیرش دیگران برای تأیید و پذیرش خود در کودک ضروری می باشد.

نگرش سازنده یا مخرب کودک نسبت به خود و دیگران در درجه ی اول به نحوه ی نگرش پدر و مادر به او بر می گردد. لذا توجه بی قید شرط والدین نسبت به کودک می تواند در شکل گیری نگرش مثبت کودک نسبت به خود بسیار موثر باشد.

 

من مهربان ندارم، نامهربان من کو؟

2- عدم توجه بیش از حد والدین به فرزندان: همان طور که کمبود عشق و مهربانی ممکن است به نامهربان شدن کودکان بینجامد، توجه بیش از حد نیز اثرات  مخربی بر کودک دارد. توجه بیش از اندازه ممکن است این تصور را در کودک ما ایجاد کند. که وی تنها موجود مهم در دنیا است و نیازهای او باید به سرعت و به هر طریقی ارضا گردد. این امر  امکان دارد در آینده سبب ایجاد حس خودخواهی و نهایتاً نامهربانی در فرد شود.

 

3- کاهش تعارضات و درگیری های روزمره بین والدین و اعضای خانواده به کمتری حد ممکن: از آن جایی که کودکان همواره در حال الگوبرداری از محیط اطراف خود هستند، وجود درگیری و تعارض و پرخاشگری کلامی و فیزیکی در محیط خانه ممکن است منجر به شکل گیری الگوی رفتاری نامناسب در کودک شود و کودک در آینده همین الگو را در ارتباطات بین فردی خود به کار گیرد.

 

4- ایجاد محیط گرم و صمیمی در خانه و برفراری ارتباط صمیمانه بین والدین و فرزندان: از مهم ترین عوامل ایجاد مهربانی، مشاهده و یادگیری آن در دوران کودک در محیط خانواده می باشد والدینی که سرد و غیردوستانه برخورد می کنند نمی توانند انتظار داشتن فرزندانی مهربان و دلسوز را داشته باشند؛ چرا که صمیمیمت و مهربانی نیز مانند دیگر الگوهای رفتاری تا حدودی قابل آموزش و یادگیری است.

 

5- عدم تبعیض بین فرزندان و احترام به شخصیت کودک: رعایت عدالت و مساوات بین فرزندان توسط والدین نمونه ی مناسبی است از برابری حقوق افراد برای کودک این امر باعث می شود کودک یاد بگیرد همان طور که در خانواده تمام فرزندان از حقوقی برابر برخوردارند، در جامعه نیز انسان ها با هم برابرند و شایسته ی احترام.

سهل گیری یا سخت گیری بیش از اندازه ی والدین نیز بر مهربانی کودکان موثر است در سبک مقتدرانه ی فرزند پروری، والدین در عین نظارت بر رفتار کودک، در موارد لزوم به او استقلال عمل نیز می دهند این امر سبب تقویت حس استقلال و مسئولیت پذیری و اعتماد در کودک می شود

6- ممنوعیت تنبیه بدنی کودکان: کودک با مشاهده تنبیه بدنی می آموزد که می توان از این الگوی نامناسب رفتاری هنگام بروز مشکلات  یا در مواقع عصبانیت استفاده کرد و ممکن است این رفتار را در مورد کودکان دیگر و در آینده در مورد سایر افراد جامعه به کار گیرد کتک کاری، ضرب و شتم، چاقوکشی و نهایتاً قتل نمونه هایی از این الگوبرداری است تنبیه بدنی تأثیری مخرب بر نگرش کودک از خود نیز بر جای می گذارد.

 

7- عدم سرزنش و قضاوت دائم والدین در مورد فرزندان: سرزنش دائم به علت اخلاق و رفتار و وضع ظاهری فرزندان ممکن است باعث ایجاد خود پنداره ی منفی در کودک شود و در نتیجه، به ناتوانی او در دوست داشتن خود و دیگری بینجامد. این امر از جمله علل موثر در نامهربانی کودکان به شمار می رود.

 

8- به کارگیری سبک فرزند پروری مقتدرانه توسط والدین: سهل گیری یا سخت گیری بیش از اندازه ی والدین نیز بر مهربانی کودکان موثر است در سبک مقتدرانه ی فرزند پروری، والدین در عین نظارت بر رفتار کودک، در موارد لزوم به او استقلال عمل نیز می دهند این امر سبب تقویت حس استقلال و مسئولیت پذیری و اعتماد در کودک می شود

افسردگی یک فرصت برای تغییر

 افسردگی یک فرصت بزرگ برای تغییر

اگر احساس می کنید به شدت زیر فشار قرار گرفته و کلافه شده اید ، اگر احساس می کنید سطح زندگی فعلی شما به هیچ وجه راضی کننده نیست ، باید به موضوعی که سبب افسردگی شما شده  نگاه دقیق تری بیندازید .

 

آیا آنچه را که از دست دادید ، جنبه مثبتی هم دارد ؟ : از اذعان به این مطلب نهراسید . این نکته ای است که باید به آن توجه کنید . اگر کارتان را از دست دادید ، شاید از زیر فشار اجبار برای حضور در محل کار وتحمل ناشی از آن خلاص شدید . اگر عزیزی را پس از یک بیماری طولانی از دست داده اید ، دست کم او دیگر نیست که رنج بکشد.

 

در زیانی که متحمل می شوید ، نکته مثبثی پیدا کنید: وقتی افسرده می شوید اغلب از اقدام برای خشنود ساختن دیگران دست می کشید . مانند بقیه کار نمی کنید و سعی می کنید که همه چیز را تحت کنترل داشته باشید . می توانید به این نتیجه برسید که بعضی از فعالیت های شما کاملا بی جهت و بی مورد بوده اند و اینکه شاید صرفا می خواستید چیزی را به دیگران ثابت کنید .

در شرایط افسردگی باور کردن خود دشوار است زیرا تحت تأثیر خشم پنهان خود به شدت مکدر هستید . بپذیرید که ناراحتی شما از آن روست که وقتی رنجشی را احساس کردید از ابراز آن خودداری نمودید . حالا هم نیازی به این نیست که خود را تحقیر کنید . می توانید از تجارب خود درس بگیرید و شالوده محکمی برای آینده ایجاد کنید .

 

این که همه چیز تیره وتار به نظر می رسد بدین معنا نیست که در آینده وضع از این بهتر نخواهد شد: اگر بیاموزید و رشد کنید ، این دوران افسردگی به شما امکان می دهد که از اوقات خوش خود لذت ببرید و برای آن ارزش بیشتری قایل شوید . اغلب اوقات وقتی احساس خوبی دارید به اندازه کافی تلاش نمی کنید و هدفمندی کافی ندارید . به خاطر آوردن افسردگی می تواند الهام بخش زندگی شما باشد .

افسردگی به شما امکان می دهد که از ذخایر احساسی و محدودیت های خود اطلاعات بیشتری داشته باشید . بهتر می فهمید که برای شما چه چیزی اهمیت دارد و بنابراین مدبرتر می شوید و به نیازهایتان احترام بیشتری می گذارید

رشد کردن ، معنایی بیش از این ندارد : صحبت صریح درباره احساسات: حقیقت را گفتن ، به معنای رسیدن به التیام و شفاست . هر چیزی که از صداقت فاصله بگیرد می تواند منجر به افسردگی شود . استفاده از دفاع ها ، راه دیگری برای فاصله گرفتن از حقیقت است ، به معنای دوباره دروغ گفتن است . اما ابراز صادقانه رنجش ، فیصله بخشیدن به ناراحتی و افسردگی است .

 

بازگو کردن احساسات ، شفابخش و التیام بخش است: به جای اینکه بگویید « من افسرده ام » ، به طور اخص صحبت کنید . مثلا بگویید « ناراحتم زیرا شغلم را از دست دادم .» یا «ناراحتم چون همسرم را از دست دادم » البته صحبت کردن به این شکل دشوار است ، اما صراحت داشتن فرایند التیام را تسریع می کند .

 

هر بار که از منبع رنجش خود حرف بزنید ، کمی از شدت آن می کاهید: التیام زمانی شروع می شود که درباره ی رنجش خود واقعیت را بگویید .

به جای اینکه بگویید « من گرفتار حمله وحشت هستم » یا « من به شدت اضطراب دارم » بگویید « می ترسم مرا اخراج کنند ». یا« نگرانم که به اندازه کافی پول نداشته باشم .» حتی اگر مسلم به نظر برسد ، وقتی هراس خود را مشخص می کنید به افکارتان نظم می بخشید و اقدامی برای حمایت از خود انجام می دهید .

 

 افسردگی یک فرصت بزرگ برای تغییر

 اگر مشخص نکنید که از چه می ترسید به شرایطی می رسید که از همه چیز بترسید:  اگر هراستان به نظر مسخره می رسد درباره آن حرفی نزنید . نگویید « از تنها بودن می ترسم .» کمی عمیق تر فکر کنید . می توانید بگویید « احساس می کنم رنجش من دوستانم را فراری داده است .»

 

کنار آمدن با افسرده ها

وقتی خوب فکر می کنید می بینید کسانی بیشتر شما را رنج می دهند که خود پر از خشم و رنجش هستند . اغلب به قدری تحت تأثیر رفتار آنها ناراحت می شوید که فرصت کمک کردن به آنها و کاستن از مقدار رنجی را که از آنها می برید از دست می دهید .

 

 

برای جلوگیری از ناراحتی های بی سبب خود به نکات زیر توجه کنید . با رعایت این نکات از شدت رنج خود می کاهید:

این بار که از کسی ناراحت شدید و یا دیدید که او با رفتارش شما را رنج می دهد یکی از عبارات زیر را با او در میان بگذارید :

« به نظر ناراحت می رسی »

این عبارت باب صحبت را می گشاید .مطلب را صمیمانه مطرح کنید و منتظر جواب بمانید .

اگر بدون دلیل و بی جهت آماج خشم قرار گرفتید ، می توانید اضافه کنید :

« آیا روز بدی را پشت سر گذاشتی ؟»

این عبارت احساس همدردی شما را انتقال می دهد . با این حرف شرایطی فراهم می کنید که شخص مخاطب شما ، احساسش را در میان بگذارد .

با او وارد بحث نشوید . هدف ، بحث و محاوره نیست . تنها هدف شما این است که او از شدت دفاع های خود بکاهد و شرایطی فراهم آید که او رنجش خود را ابراز نماید . هدف این است که بتوانید با او راحت ترکار کنید و با هم صراحت بیشتری داشته باشید . اگر با کسی زندگی می کنید که با مشکلاتی روبه روست ، این رفتار شما می تواند مفتاحی باشد تا او ناراحتی اش را با شما در میان بگذارد .

توجه داشته باشید که گوش دادن شما ، نشانه مهر و عشق و صمیمیت شماست . نیازی به این نیست که در نقش یک درمانگر ظاهر شوید . به جای همه اینها به هنگام صحبت او حضور داشته باشید و نشان دهید که به ناراحتی اش توجه دارید .

اگر مخاطب شما تحت تأثیر حرفی که به او می زنید واکنش نشان داد و در مقام حمله بی جهت وارد شد ، با او بحث نکنید . کافیست به او بگویید : شما نظرتان را دادید ، من فعلا حرفی برای گفتن ندارم

به جای همه اینها او را دعوت کنید تا احساسات خود را ابراز کند . سعی کنید او را بفهمید .

« آنطور که معلوم است از چیزی ناراحت هستی .»

مفهوم تلویحی این عبارت این است که « آیا نمی خواهی مشکلت را با من در میان بگذاری ؟» اگر او به گفته شما عمل کند ، به او کمک فراوان کرده اید و اگر حرفی نزند یا واکنشی نشان ندهد دست کم می داند که شما از خود توجه نشان داده اید .

اگر مخاطب شما تحت تأثیر حرفی که به او می زنید واکنش نشان داد و در مقام حمله بی جهت وارد شد ، با او بحث نکنید . کافیست به او بگویید : شما نظرتان را دادید ، من فعلا حرفی برای گفتن ندارم .

پسران ابرو برداشته؟!

 پسران ابرو برداشته؟!

پیش از این همواره سۆالی در ذهن مردان پرسه می‌زد که چرا خانم‌ها برای خروج از خانه زمان زیادی را صرف می‌کنند در حالی‌که خودشان نیز امروز به دردی مشابه، دچار شده‌اند و ساعت‌ها برای آرایش ابرو و فرم دادن به موهای سر و صورت، وقتشان را روبروی آینه صرف می‌کنند.

در فرایند رشد بدحجابی،که لباس‌های تنگ و چسبان و شلوارها و آستین‌های کوتاه، مدهای جدید بدحجابی شدند، علاوه بر زنان، برخی مردان هم بی‌نصیب نماندند و آرایش‌های زنانه را برای خود برگزیدند، آرایش ابرو، موهای بلند و مدل‌های گروه‌های رپ و شیطان پرست‌ها، لباس‌های تنگ و بدن‌نما و برخی شلوارهای گشادی که هر لحظه امکان افتادن آن وجود دارد و البته در این مسیر گوی سبقت را از زنان ربوده‌اند!

این روزها پیراهن‌های مردانه، آب رفته و فاق شلوارها یا بی‌نهایت کوتاه و یا بیش از اندازه بلند شده است، لباس‌هایی که خارج از سایز متعادل هستند. استفاده از علائم و نشانه‌ها، شبه‌مردان را رنگ و لعابی خشن‌تر داده است،آرایشگاه‌های مردانه این روزها تمام خدمات آرایشگاه‌های زنانه را ارائه می‌کنند از اصلاح ابرو تا رنگ و مش مو.

 اما در این میان ابرو برداشتن پسران، داستان جالب و بحث برانگیزی است که ذهن هر فرد اصیل ایرانی را غلغلک می دهد که به دنبال چرایی و علت این رفتار زنانه در مردان باشد؟!!

 

به راستی چرابعضی ازپسران زیرابروبرمیدارند؟

نقش ابروها در زیبایی صورت قابل انکار نیست، ابروها مکمل زیبایی چشم‌ها هستند.

به هم پیوسته، از هم جدا، کشیده، صاف، تابدار، پر پشت و کم پشت تنها چند مدل از نمونه‌های مختلف ابرو هستند که روی صورت آدم‌ها نقش بسته و روزانه صدها بار بالا و پایین می‌رود.

هر یک از این مدل‌های خدادادی برای یک چهره ساخته شده است و به آن زیبایی می‌دهد. نقش ابروها در زیبایی صورت قابل انکار نیست، ابروها مکمل زیبایی چشم‌ها هستند. بدون ابرو چشم‌ها حالت خودشان را از دست می‌دهند. همین الان می‌توانید یکی از عکس‌هایتان را اسکن کنید و با فتوشاپ ابروهایتان را محو کنید. آن زمان بهتر متوجه می‌شوید که قیافه‌تان تا چه اندازه تغییر کرده و ابروها چقدر در ترکیب بندی صورت‌تان مۆثرند. شاید هم به خاطر همین تأثیر بود که به ویژه در این یک دهه خانم‌ها به جان ابروهایشان افتادند و مدل‌های مختلفی به حالت ابروهای خود دادند.

اما شک نکنید که اگر همین 30، 40 سال قبل به کسی می‌گفتید پسرها ابروهای‌شان را برمی دارند حتماً بالای سر شنونده یک جفت شاخ درست درمان سبز می‌شد. مردم نه دیده و نه شنیده بودند که جنس مذکری به فکر تمیز کردن زیر ابروهایش بیفتد دیگر چه برسد به آن مدل بدهد.

مصطفی جوان آرایشگری است که می گوید: تا 10 سال پیش این اتفاق خیلی کم و به ندرت می‌افتاد. کسانی که برای زیر ابرو برداشتن به آرایشگاه می‌آمدند خیلی معدود بودند اما در پنج شش سال اخیر، تعداد پسران جوانی که برای زیر ابرو برداشتن به آرایشگاه می‌آیند خیلی بیشتر شده است.»

دست زدن به ابروها ابهت مردانه را از بین می‌برد

بعد از ظهر یکی از همین روزها سری به یکی از آرایشگاه‌های مردانه در مرکز شهر تهران می‌زنم. داخل آرایشگاه یک نفر در نوبت و یکی دیگر در حال کوتاه کردن موهایش روی صندلی نشسته است. مصطفی جوان آرایشگری است که حدود 30 سال سن دارد و 10 سالی می‌شود که با قیچی و شانه موهای مردم را کوتاه می‌کند. تیپ و مدل موهای خودش بسیار ساده است و خبری از زیر ابرو برداشتن در صورتش نیست.

از او می‌پرسم از چه زمانی پسران برای زیر ابرو برداشتن پا به آرایشگاه او گذاشتند، که جواب می‌دهد:«تا 10 سال پیش این اتفاق خیلی کم و به ندرت می‌افتاد. کسانی که برای زیر ابرو برداشتن به آرایشگاه می‌آمدند خیلی معدود بودند اما در پنج شش سال اخیر، تعداد پسران جوانی که برای زیر ابرو برداشتن به آرایشگاه می‌آیند خیلی بیشتر شده است.»

وقتی از او درباره رده سنی کسانی که برای این کار به آرایشگاه او می‌آیند می‌پرسیم، می‌گوید: «بیشتر از سنین 17، 18 شروع می‌شود تا 26، 27 سالگی.» مصطفی ادامه می‌دهد: «تا آن جایی که می‌دانم دلیل محکمی پشت این کار نیست و خود جوانانی که زیر ابرو بر می‌دارند با یک دلیل منطقی این کار را نمی‌کنند. بعضی از مشتری‌هایم که در سنین پایین‌تر این کار را انجام می‌دادند کمی که سن شان بالاتر می‌رود و پخته‌تر می‌شوند دیگر هیچگاه دست به ابروهایشان نمی‌زنند.»

وقتی پای صحبت پسرانی که زیر ابرو بر می‌دارند می‌نشینی بیشتر به حرف مصطفی می‌رسی، چون بیشتر این جوانان هم دقیق نمی‌دانند که چرا این کار را انجام می‌دهند. بیشتر دلیل‌هایی که این جوانان می‌آورند می‌گویند زیباتر می‌شویم یا جلب توجه و برای اینکه در نظر جنس مخالف جذاب‌تر به نظر بیاییم زیر ابرویمان را تمیز می‌کنیم.

یکی از دلایل جذابیت و زیبایی مردان، داشتن هیبت و جذبه مردانه است نه داشتن یک صورت زنانه. جالب این است در یکی از شبکه‌های اجتماعی این سۆال را از دختران پرسیدیم که نظرشان درباره پسرانی که زیر ابرو بر می‌دارند، چیست؟ هیچ خانمی واکنش مثبتی نسبت به این موضع نشان نداد و بیشتر جواب‌ها «بدم می‌آید» و «خوشم نمی‌آید» بود و یکی از خانم‌ها نوشته بود پسران با این کار ابهت مردانه شان را از دست می‌دهند. خداوند همه را زیبا خلق کرده و آدم‌ها در آن صورت اولیه و طبیعی خود زیبا هستند.

 پسران ابرو برداشته؟!

مسعود آبیار، روانشناس و مشاور خانواده در این زمینه می‌گوید: «در مورد چنین مواردی باور داریم که پسران بعد از هفت سالگی به سمت پدر تمایل دارند و دوست دارند بیشتر وقت خود را با پدرشان بگذرانند. به همین دلیل بیشتر الگوهای جنسیتی و رفتاری که متعلق به پدرشان است را می‌آموزند. ولی هنگامی که شرایط ارتباط پدر و پسر کاهش پیدا می‌کند و پدر وقت و فرصت کافی برای بودن با پسر را ندارد، الگوهای مادر جای الگوهای پدر را می‌گیرد. به همین دلیل پسران در برابر الگوهای زنانه قرار می‌گیرند و به الگوهای جنسیتی زنانه تمایل پیدا می‌کنند.

وقتی پدری با پسرش زمان نمی‌گذارد، فرزند به سمت مادر کشیده می‌شود و خواه ناخواه جذب الگوهای زنانه چون مهمانی‌های زنانه و آرایش‌های زنانه می‌شود. وقتی که این الگوها را دید و با آنها آشنا شد می‌خواهد مثل آنها عمل کند و به سمت آرایش‌های زنانه می‌رود تا زیباتر جلوه کند. دلیل دیگر این کار این است که ما وقتی در جامعه‌ای با فضای باز ارتباطی زندگی می‌کنیم با الگوهای فرهنگی دیگر آشنا می‌شویم. این الگوهای فرهنگی که از دنیای غرب می‌آیند اینگونه رفتارها را تقویت و تشویق می‌کنند، زمینه‌های فکری را به وجود می‌آورند و توسط رسانه‌های‌شان مورد تبلیغ و تشویق قرار می‌دهند تا تابوی آن در یک فرهنگ دیگر شکسته شود.

یکی از راه‌های مۆثر برای مقابله با چنین پدیده‌هایی این است که پدران در ارتباط شان با فرزندان‌شان سرمایه‌گذاری کنند و وقت بیشتری با آنها بگذرانند و نقش تربیتی خود را به خوبی ایفا کنند. همچنین کودک باید با یکسری برنامه‌های فرهنگی مۆثر تربیت شود که تأکید روی تفاوت‌های جنس مذکر و مونث و کارکردهای هر جنس را داشته باشد.»

پیشگویی پنجاه سال بعد

پیشگویی پنجاه سال بعد

از کودکی در حال هدف گزینی بوده اید. در حدود یکسالگی راه رفتن را شروع کرده اید و این کار را به کمک مبل، صندلی، میز، ظرفشویی آشپزخانه، طبقه های یخچال و ... انجام داده اید! بعدا یک نفر را دیده اید که پشتک می زده است با دیدن او به خودتان گفتید: من هم می توانم این کار را بکنم و بعد آن را هر چند ناشیانه اما انجام دادید بین سه تا هفت سالگی خواندن را شروع کرده اید .تقریبا در همین محدوده بارها از دوچرخه افتاده اید تا بتوانید بالآخره تعادل خود را حفظ کنید و موفق شوید.

بعد از آن در مدرسه یک تیم تشکیل داده اید (مثلا تیم بسکتبال، والیبال، فوتبال، مطالعه درسی و...) گاهی اوقات نیز اهدافتان شخصی تر بوده اند (مثلا بردن مسابقه، نوشتن بهترین انشاءمدرسه، آموختن یک برنامه جدید کامپیوتری و....) به هر حال همیشه در حال هدف گزینی بوده اید و به برخی از آنها نیز رسیده اید شاید ستاره ی تنیس نشده باشید ولی تیم تنیس که تشکیل داده اید و یا اگر قهرمان بازیهای کامپیوتری نشده اید، حداقل یک مسابقه لذت بخش که داشته اید! و در این میان چیزهای زیادی در مورد هدف گزینی آموخته اید.

 

اهدافی برای تمام فصول!

هر چه که بزرگتر می شوید ،هدف های شما مهمتر می شوند هم اکنون نیز مشغول تصمیم گیری هستید.

برخی از تصمیمات می توانند یک عمر طول بکشند (عاداتی مثل کتابخوانی، مطالعه و تحقیق، پرداختن به یک ورزش خاص ویا عاداتی منفی مثل سیگار کشیدن، مصرف مواد و...) و یااینکه "جهت" زندگی شما را تعیین کنند (مثلا قبولی در دانشگاه، نظامی شدن، سرکاررفتن، ازدواج و ....) همچنین در دوران نوجوانی و اوایل جوانی درباره ارزش های سیاسی، دینی، اجتماعی و اخلاقی نیز به تصمیم گیری و هدف گزینی می پردازید.

 

پای بند چه چیزی هستید؟

برای اینکه مسئولیت زندگی خود را بپذیرید باید بدانید که چه چیزهایی برای شما مهم هستند اگر ندانید پایبند چه چیزی هستید، چطور می توانید تصمیم یگیرید؟  امام علی (ع) می فرمایند: شناخت خود شناخت خدا را در پی دارد.

در مورد مسائل زیر چه احساس و نظری دارید؟

-  دین

-  پول

- سیاست

- تحصیل

- کار

- ازدواج

- محیط زیست

مراقبت خود و محبت به خود به شما این امکان را می دهد که ابتدا خودتان را بپذیرید و دوست داشته باشید و بدانید کسی که خودش را نپذیرفته و دوست نمی دارد نمی تواند محبت و عشق حقیقی را نثار دیگران کند

برای خودشناسی بیشتر ما راهکارهای عملی زیرا را پیشنهاد می کنیم:

1- چیزهای مهم: پنج مورد از مهمترین چیزهای زندگی خود را بنویسید آنها را به ترتیب اولویت از یک تا پنج بنویسید اگر دوست دارید می توانید احساستان درباره ی این فهرست 5 تایی را با یکی از دوستان همسر یا والدین خود در میان بگذارید.

 

2- نگاه به آینده: 5 مورد از مهم ترین چیزهایی را که فکر می کنید در آینده تغییر خواهند کرد بنویسید به نظر خودتان این فهرست در 10 یا 30 سال آینده چه تغییراتی خواهد کرد؟

 

3- نگاه به گذشته: فرض کنید 95 ساله هستید در کمال آرامش در ایوان خانه ای با صفا نشسته اید و به منظره زیبایی چشم دوخته اید حالا زندگیتان را مرور کنید: کارهای مهمی که انجام داده اید چه بوده اند؟ آیا توانسته اید کارهای مورد نظر خود را انجام دهید؟ بچه و نوه دارید؟ دوستان شما چه کسانی هستند؟ چه خاطرات خوبی دارید؟ چه حوادث تلخی را پشت سر گذاشته اید؟ آیا از زندگی گذشته تان راضی هستید؟ آیا از خودتان راضی هستید؟ آیا چیزی را نیز به دنیا داده اید؟

چیزهایی را که در این تخیل کشف کرده اید بنویسید دوست دارید چطور زندگی کنید که در 95 سالگی احساس رضایت کنید؟

 

هدف از روابطه تان را معلوم کنید

ما نیازهای زیادی داریم از نیاز به غذا تا نیاز به خواب، مسکن، پول همچنین به عشق، محبت، تأیید و تشویق شدن نیاز داریم وقتی بدانید چه نیازهایی دارید و نیازهای خود را برآورده کنید دیگر به دیگران متکی و محتاج نخواهید شد.

پیشگویی پنجاه سال بعد

امام صادق(ع) می فرمایند: سست و تنبل نباش تا آنکه تو را می شناسد تحقیرت نکند. اگر روی خودتان حساب باز کنید و مراقب خودتان باشید استقلال کسب خواهید کرد این به معنای بریدن از دیگران نیست بلکه مراقبت خود و محبت به خود به شما این امکان را می دهد که ابتدا خودتان را بپذیرید و دوست داشته باشید و بدانید کسی که خودش را نپذیرفته و دوست نمی دارد نمی تواند محبت و عشق حقیقی را نثار دیگران کند در واقع با پذیرش خود دیگر حاضر نیستید برای جلب محبت دیگران دست به هر کاری بزنید و حیت ارزش های خود را زیرپا بگذارید کسانی که بخاطر عشق و محبت خود را می فروشند در واقع برده عشق می شوند! اگر با خودتان خوش رفتاری کنید و سلامت، شادمانی و ارزش های اصیل درونی خود راحفظ کنید دیگران سعی خواهند کرد با شما دوست شوند امام صادق(ع) فرمودند: سه چیز دوستی را طلب می کند: دینداری، خوش خلقی و تواضع.

بخصوص در سنین جوانی باید بخاطر داشته باشید که عجز و درماندگی و به اصطلاح آویزان شدن برای پیدا کردن دوست یا شریک زندگی دوستان خوبی را برایتان به همراه نخواهد داشت. وابستگی و نیازمندی می توانند عده ای راجذب شما کنند ولی نمی توانند روابط سالمی را برایتان مهیا کنند درباره ازدواج نیز مکررا دیده شده است که افراد بخاطر دستیابی به فرد مورد نظرشان دست به هرکاری زده و از ارزش های مهمشان نیز دست کشیده اند نکته غم انگیز زندگی این افراد این است که معمولا آن عشق را نیز از دست می دهند زیرا خصوصیاتی که از آنها موجودی دوست داشتنی می سازد (مثلا پایبندی به اصول، متعهد بودن به ارزش ها و...) را فروخته اند!

 

هدف داشتن یا نداشتن؟

اگر بدانید می خواهید کجا بروید بیشتر احتمال خواهد داشت به آنجا برسید. برنامه داشتن برای زندگی و یا آینده ی نزدیک (اهداف کوتاه مدت) و دور (اهداف بلند مدت) باعث می شود احساس کنید زندگی تان هدف دارد .بی هدف بودن ،تقلید از دیگران و طبق میل دیگران زندگی کردن شاید آسان باشد اما مسلما لذت بخش نیست!

هدف گزینی اساس زندگی صحیح است کسی که در زندگی اش هدف ندارد و معلوم نیست به دنبال چه چیزی است نمی تواند رشد کند بلکه چون مردابی راکد می ماند

هدف شما چیست؟

هدف های خودتان را روی یک تکه کاغذ بنویسید و آن را به بخش های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت تقسیم کنید.

اهداف کوتاه مدت، اهدافی هستند که میخواهید در عرض کمتر از 5 سال آینده به آنها برسید.

اهداف میان مدت، اهدافی هستند که بین 5 تا 20 سال آینده می خواهید به آنها برسید.

اهداف بلند مدت، اهدافی هستند که بین20 تا30 و40 سال بعد و همینطور بالاتر قصد دارید به آنها برسید.

این اهداف (درهر سه بخش) می توانند شامل اهداف تحصیلی، شغلی، روابط با دوستان، خانواده، ازدواج، محل زندگی، رشد معنوی و دینی، تهذیب اخلاقی و ... باشند اگر مشخص کردن این اهداف سخت است از قوه تخیل خود استفاده کنید تخیل به شما کمک می کند برنامه های مختلف را امتحان کنی. سبک های مختلف زندگی را تجسم کنید. ببینید کدامیک از آنها در شما احساس خوبی ایجاد می کنند و با شخصیت و خلق و خوی شما بیشتر جور است؟ مثلا تصور کنید در بعد علمی رشد زیادی داشته اید زندگیان را در 20 سال آینده تصور کنید آیا آن را دوست دارید؟ حالا تصور کنید که تاجر موفق هستید 20سال بعد چگونه زندگی ای خواهید داشت؟ و همینطورسبکهای مختلف زندگی را تصور کنید تا آنچه را بیشتر می پسندید و با روحیاتتان بیشتر هماهنگ است را پیدا کنید کمک گرفتن از یک مشاور خبره در این موضوع به واقع نگری و هدف گزینی درست شما کمک بسیاری می کند.

 

پیشگویی پنجاه سال بعد

حال وقت تشویق است

پس از مشخص کردن اهدافتان وقت عمل کردن به آن می رسد! از اهداف کوتاه مدت شروع کنید و آنها را به بخش های کوچکتر (هدف های امروز – هفته بعد – ماه بعد – سال بعد) تقسیم کنید در صورت لزوم هر زمانی می توانید در اهدافتان بازنگری کنید. بسیار مهم است .هرگاه به اهدافی دست یافتید خودتان را بابت رسیدن به آن (حتی اگر بسیار بسیار کوچک و ناچیز باشد) تشویق کنید البته انتخاب نوع تشویق و تحسین به عهده ی خود شماست ولی یادتان باشد که هر تشویقی با هدفتان متناسب باشد.

هدف گزینی اساس زندگی صحیح است کسی که در زندگی اش هدف ندارد و معلوم نیست به دنبال چه چیزی است نمی تواند رشد کند بلکه چون مردابی راکد می ماند انسان برای رشد و پیشرفت لازم است که اولا نیازهای خود را بشناسد و سپس برآن اساس هدف گزینی کرده و در آخر با برنامه ریزی به اهدافش جامه عمل بپوشاند

7 سوال اساسی در ازدواج

7سوال اساسی در ازدواج

چه سوالاتی باید از خواستگارم بپرسم تا به شناخت بهتری برسم؟

اگر پیشنهاد طرف مقابلتان جدی است و شرایط اولیه او را پذیرفته اید، توصیه می شود در حوزه های زیر شناخت حاصل کنید:

رویاهای فرد برای سال های نزدیک و دورش چیست؟ مثلا 5 سال بعد می خواهد در چه سطح تحصیلی یا مالی یا اجتماعی قرار گرفته باشد؟ اینطوری می توانید ببینید چقدر آینده شما دو نفر شباهت می تواند داشته باشد و چقدر رویاهای هم فرکانسی بین شما وجود دارد.

فرض کنید شما 5 سال بعد غایت آرزوهایتان اخذ مدرک تحصیلی جامعه شناسی از دانشگاه تربیت مدرس باشد و عضویت در هیات علمی و از نظر مالی خانه ای شخصی داشته باشید. اما غایت ذهنی طرف مقابل این باشد که دو مغازه جدید در خیابان ولنجک و مرکز خرید تهرانپارس افتتاح کرده باشد و 15 کشور اروپایی را به شکل توریستی دیده باشد. بدیهی است که هر دوی شما بناست رویاهایی داشته باشید که با فکر کردن نهانی به آنها حس خوب درونی تجربه کنید و انگیزه بگیرید برای تلاش و کوشش بیشتر اما وقتی شما دو نفر کنار هم قرار می گیرید، نه تنها کمکی به تحقق رویاهای یکدیگر نمی کنید بلکه چه بسا با تعلقات علمی خود باعث احساس بی ارزشی در طرف مقابل با رویاهای مالی او می شوید یا ایشان با دیدن دنیای 5 سال بعدی تان که محدود به داخل کشور است، احساس کند برای او، بندی هستید تا دنیای بزرگ را تجربه نکند.

 آیا رویاهایی دو نفر باید شبیه هم باشد؟

 تا حدی! یعنی من وقتی آرزوهای طرفم را می شنوم، نباید احساس غریبگی کنم و بالعکس. حداقلش این است که باید ببینم چقدر در تحقق آنها می توانم اشتیاق داشته باشم. رویاهای نزدیک و دور ما باید شباهت داشته باشد. یعنی تصویر ذهنی که از خودمان در آینده داریم باید خیلی نسبت به طرف مقابلم پرت نباشد. هر دوی شما حق دارید به آرزوهای خود برسید ولی در بحث زندگی مشترک حتی اگر چه کلی، اما تصویری از آینده باید ترسیم کرد.

کانالهای ارتباطی ما شبیه است؟

مساله مهم بعدی، شکل و شمایل ارتباطات شما است. وقتی می گوییم کانال های ارتباطی، چقدر شبیه اند یعنی شباهت میزان برونگرایی و درونگرایی، انرژی معاشرتمان چقدر است؟ بعضی به اشتباه فکر می کنند وقتی می گوییم درونگرا یعنی منزوی یعنی گوشه گیر یعنی شاکی! ابدا! فرد درونگرا هم با دوست صمیم خودش کلی حرف برای گفتن دارد اما مثل یک برونگرا نیست که راحت حرف بزند و مثلا حین حرف زدن فکر کند بلکه ترجیح می دهد خیلی از افکارش را به زبان نیاورد. تفاوت در سطح درونگرایی و برونگرایی معمولا دردسرهای بزرگی برای زوج ها ایجاد می کند.

 نظر خانواده طرف درباره انتخابهای قبلی هم اهمیت دارد. خیلی از خانواده ها هنوز رابطه خود را با طرف قبلی حفظ کرده اند و دائم در حال مقایسه شما با نفر قبلی هستند. اینجا با دانستن تاریخچه روابط فیمابین قبلی می توانید بقیه را بهتر درک کنید

طرفم از چه چیزی در من خوشش آمده است؟

خب ممکن است بگویید اول خواستگاری که این سوال مفهومی ندارد. اما واقعیت این است که به تدریج که شناخت هایی حاصل می شود این سوال نیز جایگاهش را پیدا می کند. آیا از اینکه طرف از قیافه من خوشش آمده باید نگران شوم؟ نه! خیلی هم عالی است. منتها اگر همه خوش آمدن طرف شما خلاصه شود در چهره تان، البته باید نگران شوید!

اصلا بگذارید خیلی راحت بگوییم که شما بهتر است از طرفتان بپرسید که چقدر از قیافه من خوشت آمده زیرا علیرغم ژست اخلاقی که خیلی ها می گیرند که اخلاق در زندگی مشترک مهم است تاکید می کنیم که هم اخلاق مهم است هم جذابیت های فیزیکی. درست است که جذابیت فیزیکی به تدریج عادی تر می شود (معمولی نمی شود! این یک خرافه است که به تدریج زیبایی های ظاهری برای دو نفر پیش و پا افتاده می شود. صحیح تر این است که بگوییم نقش مسال دیگر مثل اخلاق و کردار و خانواده پر رنگ تر می شود) اما این بدین معنی نیست که شوهر تناسب اندام خودش را رها کند یا زن به آراستگی های ظاهری خود نرسد چون از مرحله انتخاب گذشته اند و دیگر این چیزها اهمیتی ندارد.

آیا باید از روابط قبلی و نامزدی های گذشته فرد سوال کنیم؟

احتمالا بعضی از شما می گویید که گذشته هر کسی به خودش ربط دارد. ما هم منکر این موضوع نیستیم اما در بحثی مثل ازدواج نوع تجربیات قبلی خواستگارتان یا خودتان مهم می شود.

بگذارید مثالی بزنیم. آقایی (شهروز 29 ساله) به تازگی از یک ارتباط سه ساله با مینا بیرون آمده است که طرفش در کمال ناباوری رفته و ازدواج کرده با پسر عموی خودش و شهروز خان را حسابی نواخته است. شهروز بعد از 5 ماه به خواستگاری نرگس آمده است. نرگس آیا لازم است مراقب باشد که نکند شهروز از روی چشم و هم چشمی و رو کم کنی مینا سراغ نرگس نیامده است؟ آیا دردهای این خیانت دیدگی تسکین یافته است؟ آیا شهروز از ترس خیانت مجدد، رو به ازدواج نیاورده است؟ زیرا ازدواج شرایطی فراهم می آورد که با دوستی های گذری فرق دارد و امنیت بیشتری فراهم می آورد. آیا شهروز سعی نمی کند که با مراقبت از همه چیز مبادا اتفاقی مشابه سرش در آید؟ آیا شهروز بعد از 5 ماه توانسته با خشم هایش کنار بیاید و توانسته به سهم خودش در از دست دادن مینا هم بیندیشد یا کلا مینا را خائنی می داند که باید در طول زندگی اش به سزای خیانت ننگین خود برسد؟

دانستن کلیاتی از ارتباط های قبلی طرف مقابلمان لازم است مثل دلیل بهم خوردگی ارتباط یا خوبی های آن انتخاب و حس طرف الان نسبت به اتمام آن ارتباط. مثلا آیا طرف بقیه را مقصر نشان می دهد و بی لیاقت و سطحی تا خودش را عمیق و فهمیده جا بزند؟ آیا طرفم مسوولیت پذیر است یا بقیه را دست پایین می گیرد؟

نظر خانواده طرف درباره انتخابهای قبلی هم اهمیت دارد. خیلی از خانواده ها هنوز رابطه خود را با طرف قبلی حفظ کرده اند و دائم در حال مقایسه شما با نفر قبلی هستند. اینجا با دانستن تاریخچه روابط فیمابین قبلی می توانید بقیه را بهتر درک کنید.

7سوال اساسی در ازدواج

آیا اگر طرفم از جزئیات نامزدی قبلی ام پرسید پاسخ بدهم؟

اگر سوال طرف مقابل از جزئیات رابطه بود، جاهایی که با هم می رفتید، رفتارهای خصوصی که با هم داشتید، پاسخ منفی است. زیرا این ها ناشی از وسواس و تجسس است نه شناخت بهتر. متناسب با ظرفیت خودتان بپرسید و پاسخ بدهید. بعضی ها اگر رازی از خود به شما بگویند، از شما انتظار دارند شما نیز رازهایتان را با آنها در میان بگذارید! بعضی ها از راز شما می پرسند و وقتی برایشان گفتید جنبه پذیرشش را ندارند! پس در هر سوال و جوابی که قبل از ازدواج یا پس از ازدواج می پرسید به جنبه خودتان و ظرفیت شنونده دقت کنید و به گفتن این جمله که من حقیقت را می گویم بقیه اش با خود طرف، مسوولیت خود را در طرز صحیح گفتن حقیقت انکار نکنید.

 

شباهت ها در موفقیت یک ازدواج موثر ترند یا تفاوت ها؟

مثالی در فیزیک می زنند و و متاسفانه به شکل خام تعمیم می دهند به مسائل ارتباطی و آن این است که قطب های هم نام آهنربا یکدیگر را دفع می کنند. ما به تفاوت ها قطعا جذب می شویم. یک پسر شلوغ و نقل مجلس که همه را سرگرم می کند با لطیفه ها و اداها و هنرهایی که بلد است، از چه جور دختری خوشش می آید؟ از دخترعمه سنگین ساکت و درونگرای خودش! ولی حالا چون علاقه شدیدی که به او پیدا کرده به دلیل این تفاوتهای شان بوده است، به معنی این است که خوشبخت هم می شوند؟ خیر! ما با تفاوت هایمان جذب هم می شویم و با شباهتهایمان با هم می مانیم. همین دختر اگر درونگرایی خودش را تعدیل نکند و پسر کمی برونگرایی اش را متناسب با دختر نکند، این رابطه منفجر می شود و جالب است نظری که درباره هم می دهند این است که: پسر درباره دختر عمه می گوید خیلی افسرده بود و دختر درباره پسر می گوید: عقده مطرح شدن داشت و همش وول می زد و آرامش نداشت!

یک همراه گمراه

همراهی یا گمراهی ؟انتخاب کن

تلفن همراه پای درس معلم

این روزها استفاده از تلفن های همراه در مدرسه مشکلی است که نوجوانان و والدین را درگیر کرده است. تبادل پیام های ارتباطی با تلفن همراه در کلاس درس و تلاش برای پاسخ دهی زیر میز، تمرکز بسیاری از نوجوانان را منحرف می سازد. این امر نه تنها می تواند منجر به مشکلات بسیاری در مدرسه شود ، بلکه در کاهش عملکرد کلی و رتبه کلاسی تاثیر بسیاری دارد.

 

دقایقی که باطل می شوند

 والدین معمولا از قبض های موبایل فرزندانشان شکایت دارند.آنها گاهی با قبض های شوکه کننده ای مواجه می شوند که نشان دهنده مکالمات طولانی مدت نوجوانان است. علاوه بر دقیقه هایی که در هر ماه صرف صحبت کردن با تلفن همراه می شود و وقت مفید آنها از بین می رود و آنها از بسیاری از کارهای موثر باز می مانند. عدم توجه نوجوان به این امر سخت و دشوار است ، به این دلیل که شاید کلیه تماسهایی که نتیجه آن این مبلغ بالایی شده ، لازم و ضروری نبوده است .

 

هزینه هایی که به قبض اضافه می شود

یکی از عمده هزینه های متحمل شده با قبض تلفن همراه دانلود موسیقی و آهنگ های مخصوص زنگ است . در واقع، بسته به نوع خدمات تلفن همراه، مبلغی به قبض ماهیانه موبایل اضافه می شود.

تلفن همراه پشت فرمان اتومبیل تحقیقات نشان می دهد، نزدیک به 60 درصد ازنوجوانان 16 تا 19 ساله پاسخ دهندگان یا پیام دهندگان در هنگام رانندگی هستند و این امری بسیار خطرناک در هنگام عبور و مرور در سطح شهر و جاده ها است. پیامک زدن هنگام رانندگی و پاسخ دادن به تلفن همراه باعث می شود فرد دقت اش در زمان رانندگی کاهش یابد و خطر برخورد با وسیله نقلیه موتوری و عابر پیاده را افزایش می دهد. با توجه به اینکه نوجوانان در این سن به رانندگی علاقه شدیدی  دارند و اقدام به گرفتن گواهینامه رانندگی می کنند، معمولا در هنگام رانندگی جزء گروه پرخطر محسوب می شوند و استفاده ار تلفن همراه در هنگام رانندگی حوادث رانندگی را افزایش می دهد. 

تلفن همراه را تا مدتی از دسترس او خارج کنید و تا زمانی که او ثابت نکرده است که تغییر کرده و مسئولیت پذیر شده است، تلفن را به او  بازنگردانید

چاره کار چیست؟

 اکثر نوجوانان ضرورت و کاربرد استفاده از تلفن همراه را نمی دانند. آنها معمولا از این وسیله ارتباطی نادرست استفاده می کنند.والدین برای محافظت فرزندانشان از صدمات تلفن همراه می توانند مواردی را انجام دهند که به شرح زیر است: اولین مورد مشخصی که باید انجام دهید این است که تلفن همراه را تا مدتی از دسترس او خارج کنید و تا زمانی که او ثابت نکرده است که تغییر کرده و مسئولیت پذیر شده است، تلفن را به او  بازنگردانید . همچنین به او گوشزد کنید که مبلغ اضافی در قبض هر ماه را باید خودش بپردازد . هر روز صبح قبل از ترک خانه چک کنید که تلفن را همراه خود به مدرسه برده است. راه دیگر برای جلوگیری از این موارد ، خرید یک تلفن همراه اعتباری برای فرزند تان است در این حالت او می فهمد که دقیقه های او محدود است و باید مراعات کند . این موضوع همچنین او را برای دانلود آهنگ محدود می کند . اما در تمام این مراحل با او دوست و رفیق باشید و بیش از حد توانش به او فشار نیاورید