خوان نوروزی
در آیینهای باستانی ایران برای هر جشن و یا مراسم مذهبی خوانی گسترده
میشد که در آن افزون بر افزارها و اسباب نیایش مانند: آتشدان، ماهروی و
برسم، فراوردهای فصل و خوراکیهای گوناگونی نیز بر سر خوان نهاده میشد.
زیرا خوردن خوراک مذهبی یکی از رسمهای دینی بود و «میزد»(Mayazd) نامیده
میشد.
این خوان را بر صفهای بلندتر از سطح زمین میچیدند. ترتیب قرار گرفتن اشیا بر روی خوان نظم ویژهای داشت و نماد شمارههای سپند بود. همیشه کوشش میشد خوان نوروزی که مربوط به سپندترین روز سال است، هر چه بیشتر رنگین باشد.
معمولا در این گونه خوانها از بهترین بافتهها(پارچه سفید رنگ) برای پوشش زیر خوان و نفیس ترین قابها، شمعدانها و آتشدانها استفاده میشد. اکنون به شرح اجزای گوناگون خوان نوروزی میپردازیم.
هفت سین، هفت شین یا هفت چین
خوان نوروزی هفت پایه اصلی دارد که هفت سین خوانده میشود و چیزهایی را شامل میشود که نخستین واژه آنها سین است. هر چند برخی از افراد در هفت سین بودن آن شک کردهاند و میپندارند که پس از یورش تازیان و ایجاد دگرگونیهای دینی در ایران، این سفره هم دچار دگرگونی شدهاست. ولی بر پایه اسناد تاریخی این ادعاها نادرست است.
برای نمونه آنها میگویند ایرانیان پیش از اسلام، هفت شین داشتند و بر سر خوان نوروزی شراب و شهد میگذاشتند. ولی هر دوی این واژهها عربی هستند و ایرانیان اگر قرار بود شراب بر سر خوان نوروزی بگذارند باید هفت «میم» میداشتند. چون معادل فارسی شراب، می است.
برخی دیگر گفتهاند که ایرانیان پیش از اسلام به جای هفت سین، هفت چین داشتند و مواد خوان نوروزی را بر روی هفت ظرف چینی میگذاشنتد. اما گویا آنها فراموش کردهاند، ایرانیان باستان تماس مستقیمی با چین نداشتند و حتا در برخی از کتابهای قدیمی واژه «کینیان» را به جای «چینیان» بهکار بردهاند که بیشتر منظور اهالی سمرقند بودهاست.
سفره «هفتسین» به یاد امشاسپندان و نمادهای آن چیده میشود:
۱- هرمزد: به معنی سرور دانا است. از آنجایی که نزد ایرانیان باستان هر یک از گلها و درختان ویژه یکی از امشاسپندان(به معنی پاکان جاویدان) است پس درخت مورد(یاس زرد) که همیشه سبز و خرم است ویژه هرمزد بوده و یک شاخه از آنرا سر سفره نوروزی میگذاشتند.
۲- وهومن: به معنی اندیشه نیک است. یاس سفید گل ویژه بهمن ماه است پس شاخهای از آن زینت بخش گلدان سفره نوروزی میشد.
۳-اردیبهشت: سومین روز ماه اردیبهشت(اشاوهیشته)است که به معنی بهترین پاکی و راستی است. از آنجایی که آتش سوزاننده همهی پلیدیها و روشنیبخش است، پس بر سر سفره نوروزی همیشه آتشدانی افروخته گذاشته میشد. چون گل مرزنگوش ویژه اردیبهشت ماه است پس آنرا بر سر خوان نوروزی قرار میدادند.
۴-شهریور: چهارمین روز ماه است. واژه شهریور(خشتره وئیریه) به معنی شهریاری آرزو شده یا کشور جاودانی است. این امشاسپند نگهبان فلزات و دادگری است.
۵- سپندارمزد: روز پنجم ماه سپندارمزد(اسفند) است که به معنی عشق و فروتنی پاک(پارسایی) است. اسپند نشانه وفا و بردباری است و بیدمشک گل ویژه اوست.
۶- خورداد: روز ششم ماه خورداد یا خوردات(هئوره تات)، به معنی کامل، بیکاستی و رساییست. گل سوسن ویژه این امشاسپند است.
۷-امرداد: هفتمین امشاسپند امرداد(امرتات) است. امشاسپند امرداد نگهبان گیاهان است و همیشه همراه خورداد(نگهبان آب) است. گل ویژه آن زنبق است.
هفت سین
سبزه نودمیده: سبزهها را به شمار هفت یا دوازده که شمار سپند برجها است، در قابهای گرانبها سبز میکردند. در کاخ پادشاهان ۲۰ روز پیش از نوروز دوازده ستون از خشت خام بر میآوردند و بر روی هر یک از آنها یکی از غلات را میکاشتند، خوب روییدن هر یک از آنها را به فال نیک میگرفتند و میگفتند که آن دانه در آن سال پر بار خواهد بود. در ششم نوروز آن غلات را میچیدند و به نشانه برکت و باروری در تالار پخش میکردند.
خانوادهها معمولا سه قاب از سبزهها را به نشانه هومت(اندیشهنیک)، هوخت(گفتارنیک) و هورشت(کردارنیک) بر خوان مینهادند و بر روی آنها گندم، جو و ارزن که خوراک اصلی مردم بود سبز میکردند. رنگ سبز آنها رنگ ملی و مذهبی ایرانیان بود و خوان نوروزی را زینت میبخشید. سبزشدن دانه نماد امشاسپند امرداد است. مردم بر این باورند که فروهر نیکان باعث بالیدن و سبز شدن دانهها به هنگام بهار میشود.
سمنو: از جوانههای تازه رسیده گندم ساخته میشد از آنجایی که فروهرها باعث روییدن گیاهان و جوانه زدن آنها میشوند، خوردن این جوانههای بارور سبب نیرومندی و باروری در همهی سال میشود.
سنجد: یکی از میوههایی است که در خوان نوروزی گذاشته میشود. چون بوی برگ و شکوفه درخت آن محرک عشق و دلباختگی است که از مقدمههای اصلی زاییدهشدن و زایندگی است، پس وجود آن نشانهای از زایش کیهانی است.
سیب: روستاییان سیب را در خمهای وپژهای نگهداری میکردند و پیش از نوروز به یکدیگر هدیه میدادند. سیب با زایش هم نسبت دارد. بدین گونه که بیشتر درویشی سیبی را از به دو نیم میکرد و نیمیاز آن را به زن و نیمه دیگر را به شوهر میداد. بدین ترتیب مرد از عقیم بودن و زن از نازایی رها میشد.




