به قصیدت پناه آوریم

که بلند است موی دلبرمان ...


+++


هزار صخره گره می زنم به سخت جانی خود ...

پ.ن: دلت یاس پر احساسه آی مریم نازم ...


هر که دل آرام دید، 

                 از دلش آرام رفت ...


دوری چنان مکن که به شیون بخوانمت ...


شعر چه می‌فهمد
از آنچه میان من و توست...
 

مرگم باد

اگر دمی کوتاه آیم از تکرارِ این پیش پا افتاده‌ترین سخن

که

"دوستت دارم"

                                      احمد شاملو

 

 

آن روز که من پیش تو ام شب نشود

وان شب که تو در پیش منی روز مباد ...

 

یا حسین (ع)

 

ماجرایی ست ماجرای سرت

هر چه آدم سرم، فدای سرت...

به یاد آقای اسماعیلی و حال و احوال این روزهاشون...

 

من از آن روز که در بند توام آزادم ...


جمله کلیدی

 

حجاب یه چیزه، هر چیزی غیر از اون سلیقه ست.

م.اِ

بانو

 

تو را بانو ناميده ام

بسيارند از تو بلندتر، بلندتر

بسيارند از تو زلال تر، زلال تر

بسيارند از تو زيباتر، زيباتر 

اما بانو تويي!

پابلو نرودا

 

یا من اسمه دواء و ذکره شفاء ...

به این قسمت کم فکر کند...

 

من ندیدم که کریمی به کرم فکر کند

به چه مقدار به زائر بدهم فکر کند


ازشما خواستن عشق است ضرر خواهدکرد

هرکه در وقت گدایی به رقم فکر کند



بهتراین است که زائر اگر آمد به حرم

دوقدم عشق بورزد سه قدم فکر کند



به کف صحن، به گنبد، به غم گوهرشاد

زیر این قبه به هستی، به عدم فکر کند



به دو گلدسته، دوتا ساق به دوش گنبد

به رواقی که شده پیش تو خم فکر کند



به چرا سال گذشته دو سه بار و امسال-

فقط این بار... به این قسمت کم فکر کند



به خودش... نه به کسانی که به یادش آمد

چون که در آینه کاری حرم فکر کند



موقع دست به سینه شدن و عرض سلام

کربلایی شده هرکس به علم فکر کند



چون که از باب جواد تو کسی داخل شد

خنده داراست که دیگر به قسم فکر کند



دیر وقتی ست که تا درحرمت دم بدهد

جای دم حضرت عیسی به دو دم فکر کند



بهترین نوع زیارت شده اینکه امشب-

هم کسی گریه کند پبش تو، هم فکر کند


 مهدي رحیمی

یه حس عجیب غریب...

با یه افسوس.

+ روز پر گریه

خواب یا خوراک؟

پدرم گفت

مردم ۲ نوع هستند

بخشنده و گیرنده

گیرنده ها بهتر می خورند

اما بخشنده ها بهتر می خوابند...

توماس مارلو

*

 

احساسم می گوید

که تو حتما باید بیایی؛

و احساس من هرگز دروغ نمی گوید...

 

 

واقعا

ما

براي خوردن يك سيب چقدر تنها مانديم...

نه؛

ما نه

من، تو و دیگری

براي خوردن يك سيب چقدر تنها مانديم...

 

سهراب

 
آدم اینجا تنهاست

و در این تنهایی,سایه ی نارونی تا ابدیت جاریست...

بازگشت

 

بازگشت نیایش به دنیای ساکت و آروم اینجا

به گوشه تنهایی...

 

_

از این که زحمتم به باد بره خیلی ناراحت میشم................

خدایا امیدم به توئه...

-

دلم میخواد تنها باشم......

فکر کنم حالم زیاد خوب نیست.......

دومین سالگرد

وبلاگ خوبم

در کمال معصومیت و مظلومیت

تولدت مبارک

خیلی دوست دارم؛

چون خیلی چیزا ازت یاد گرفتم...

و به کمک تو به خیلی چیزا رسیدم...

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بســــم الله

الرحمـــــــــــــــن

الرحیــــــــــــــــــــــم

 

"تلنگر"

" قرآن کریم ، سوره الواقعة آیه ۷۷ تا آخر سپس الحدید از اول تا آیه ۳ "

...

-

خسته + بغض.

:|

+

امروز هیچکی حال مادرمو نپرسید؛

توقع زیادی بود؟

+

تو که دلواپسم میشی،

همه دلواپسیم میره ...

+

مادر من جوونه

مریضم نیست

هیچیش نیست!

فقط تنهاست

خیلی!

+نباشی؛ نیستم، نیستم، نیستم!

+

دلم میخواد

برای یه مدت

از زندگی پرت شم بیرون

و زمان بایسته

یا حتی برگرده

و بعد

بعد از یه استراحت طولانی

دوباره بیام به زندگی

ولی همه چیز اونطوری که دلم میخواد باشه ...

 

ساعت 4

فایده ی این عکس ها چیست

اگر صدای در شنیده نشود

اگر تو کفش هایت را درنیاوری

اگر مادرم کنار سماور ننشیند

و اگر من نگویم اسمش فروغ است

فایده ی این عکس ها چیست

اگر پنجره و پرنده همقافیه نشوند

اگر سکوت، ساعت را نشکند

و اگر تو نگویی دیرم شد

و اگر من نگویم

این بار به جای روسری

برایت گوشواره می خرم...

+محمدرضا عبدالملکیان