مقایسه campare

در مقایسه به انگلیسی دو بحث مطرح میشود : مقایسه بین چند چیز صورت میگیرد؟ اگر مقایسه بین دوچیز است به روش زیر عمل کنید در غیر اینصورت منتظر بخش بعدی آموزش زبان انگلیسی ما باشید.

برای مقایسه دو چیز از صفات تفضیلی استفاده میکنیم. برای ساختن صفت تفضیلی در زبان انگلیسی سه قاعده وجود دارد:

1- صفات مطلق یک هجایی را می آوریمو دو حرف "er"(به جای تر فارسی) به آخر آن اضافه می نماییم و کلمهthan راهم (به جای از فارسی) بعد از ان می گذاریم.

He is taller than his brother

2- هنگامی که صفت بیش از دو بخش داشته باشد در حالت تفضیلی از more استفاده میکنیم.

This car more expensive than the other car

6-از صفات مطلق دو هجایی میتوانیم به هردو طریق 1و2 صفت تفضیلی بسازیم یعنی یا "more" به اول آنها اضافه کنیم و یا "er" در آخر آنها بگذاریم. مانند famouse

حروف ربط

یکی از قواعد زبان انگلیسی حروف ربط است

حروف ربط کلماتی هستند که کلمات و عبارات و جملات را به هم متصل می کنند.مانند:

علی و حسن دوستان خوبی هستند  Ali and Hasan are good friends.

اسم حرف ربط اسم


من یک مرد را می شناسم و آن مرد انگلیسی می داند I know a man and the man knows English

شبه جمله دیگر  حرف ربط شبه جمله

حروف ربط دو نوع هستند:

1. آنهایی که دو جمله مستقل و مساوی را به هم متصل می کنند و به نام co-ordinating con juctions موسوم هستند مانند:

I went to English and my brother went to France

من به انگلستان رفتم و برادرم به فرانسه رفت

She went to the the shoesmaker and bought a pair of shoes.

او به مغازه کفاشی رفت و یک جفت کفش خرید

I am sad but you are happy

من ناراحتم ولی شما خوشحالید

He is intelligent but he is not honest

او باهوش است ولی درستکار نیست

2.حروف ربطی که یک شبه جمله فرعی و تبعی را به یک جمله اصلی متصل می کنند و به نام subordinating conjunctions موسوم می باشند مانند:

I will go there if I have money

We hope that you will go there


کاربرد حروف اضافه

آموزش زبان انگلیسی گرامر

 بخش اول : حروف اضافه در زبان انگلیسی

حرف اضافه کلمه ای است که رابطه اسم یا ضمیریرا که پس از آن می آید با دیگر کلمات بیان می کند.این رابطه ممکن است رابطه زمان، حالت، سمت یا جهت،مکان یا موقعیت باشد مانند:

مکان یا موقعیت    This book is on  the desk

 زمان     The man arrived at ten o'clock

 او قبل از شام به اینجا می آید    He came here before dinner

من ساعت را روی میز گذاشتم      I put the clock on the table

گاهی چند کلمه ترکیب شده حرف اضافه واحدی را بوجود می آورند  مانند:

 بوسیله       by means of

 در مقابل           in front of 

 به علت          because of

مطابق با      according to

حروف اضافه در جمله های مختلف معانی متفاوتی دارد. برای مثال حرف اضافه on ممکن است در یک جمله معنی روی را بدهدو در جمله دیگر معنی در و حتی از را بدهد.

برای اینکه معنی هر یک از حروف اضافه و طرز کاربرد حروف اضافه انگلیسی آنها را در جمله یاد بگیرید بهترین راه این است که انها را در جمله بکار ببریم تا به خوبی به طرز کاربرد و معنی هر یک از حروف اضافه پی ببریم.

دلايل اصلی ناكامی در یادگیری زبان

بشر در هيچ دورهاي اين چنين با حجم انبوهي از دادهها و اطلاعات مواجه نبوده است. سرگرداني انسان امروز، انتخابي مناسب از بين هزاران امكاني است كه عمر كوتاهش را بر نميتابد و اين سرگرداني، در انتخاب روشي مناسب براي يادگيري يك زبان بين المللي با گستره توليد جهاني، صد چندان شده است. كتابها، فيلمهاي صوتي - تصويري، كلاسهاي آموزشي رسمي و غير رسمي، نرم افزارها و پهنه گسترده اينترنت در كارند تا امر فراگيري يك زبان خارجي تحقق يابد. آيا اشكال در بهره هوشي ما دانش آموزان و دانشجويان ايراني است كه با گذراندن بيش از ده سال از دوران راهنمائي تا دانشگاه هنوز نتوانستهايم در حد قابل قبولي زبان بياموزيم؟ چرا ما دانش آموزان و دانشجويان ايراني با گذراندن بيش از ده سال، از دوران دبيرستان تا دانشگاه، هنوز نتوانستهايم در حد قابل قبولي زبان بياموزيم. بدون شك اشكال در بهره هوشي و توانائيهاي ما نيست بلكه مشكل در روشها و تكنولوژيهایي است كه ما با استفاده از آنها زمان بزرگي از زندگي خويش را از دست دادهايم. عمدهترين دلايل ناكامي در فراگيري زبان در كشور ما بقرار زير است:


 ترس

ما هميشه زبان را درس مشكلي تصور مي كرديم كه بايد آنرا امتحان دهيم و بدين دليل هرگز فرصت استفاه از آنرا بصورتي نيافتيم كه از آن لذت ببريم.


 
تكيه بر محيط مبتني بر متن

دنياي واقعي زبان، يك دنياي صوتي است. در حالي كه سيستم آموزشي ما، دنيايي مبتني بر متن بوده است و اين باعث ميشد كه مشكل تلفظ نيز بر مشكلات بيشمار ما افزوده شود. بدليل عدم زيستن در يك محيط واقعي صوتي با آن احساس بيگانگي ميكنيم. نتيجه اين سيستم آموزشي در آرماني ترين شرايط تربيت مترجم بود، نه كسي كه با زبان بتواند ارتباط برقرار كند.


 
تكيه بر گرامر

كاش ما زبان را با روش كودكان ياد ميگرفتيم كه كمترين اهميتي براي دستورات پيچيده زبان نميدهند. راستي ما، خود چقدر با گرامر زبان مادري خود آشنا هستيم؟ دستوات گرامري در تمامي زبانها يك موضوع كاملاً تخصصي و انتزاعي از زبان است و اگر نه اينست، پس اينهمه رشتههاي دانشگاهي سطح بالا در رابطه با دستور زبان چه معني ميدهند؟ حرف زدن با رعايت دستورات گرامري زباني پر از استثناء، مانند انگليسي، تقريباً غير ممكن است.


 تأكيد بر يادگيري لغات

آموزش ما، حفظ كردن فرهنگهاي لغت بود، هر معلمي براي خود ديكشنري كوچكي ميساخت كه مجبور به حفظ کردن آن بوديم. و متأسفانه هنوز هم كار به همين منوال است. در يك فرهنگ انگليسي نگاهي به لغت GET يا TAKE بيندازيد. دو صفحه معني مختلف و گاه متضاد براي يك لغت، سردرگمي آدمي را در آموزش صد چندان ميكند. فرق عمده زبان انگليسي با زبان فارسي در اين است كه لغات در زبان انگليسي عمدتاً وقتي معنی واقعي دارند كه در كنار ساير لغات قرار ميگيرند. مثلاً لغت Take معني واضحي ندارد، در حالي كه معني عبارت Take off كاملا مشخص است.


 
اهميت دادن به امر خواندن

در هر زباني چهار عنصر عمده خواندن، نوشتن، صحبت كردن و گوش دادن وجود دارد. آنچه در سيستم آموزش رسمي ما بيش از همه به آن پرداخته شده است امر خواندن ميباشد. در برخي از كلاسهاي غير رسمي نيز صحبت از هم زماني چهار عنصر رفته است. اما وقتي ما در محيط واقعي زبان قرار ميگيريم در مييابيم كه اگر هدف فراگيري زبان باشد، عنصر خواندن و نوشتن اهميت درجه چندم دارند، به اين دليل ساده كه در تمامي زبانها افراد بي سواد آن جامعه نيز قادر با تكلم زبان مادري خود هستند.

اهمیت فراگیری اصطلاحات

اصطلاحات (idioms) کلمات و عبارات ثابتی هستند کـه یـا از لحاظ گرامری غیرعادی هستند (مثل «Long time, no see!» و یا از این جهت که دارای معنی‌ای هستند که نمی‌تواند از معانی کلمات تشکیل دهنده آن استخراج شود (مانند: It's raining cats and dogs!).

هر زبانی دارای اصطلاحات خاص خودش می‌باشد و اغلب فراگیری آنها برای زبان‌آموزها دشوار می‌باشد.


مثال:

     معنی تحت اللفظی (نه یک اصطلاح):

- She broke the ice with a small hammer and dropped it into the blender.

- او با کمک یک چکش کوچک یخ را شکست و آن را داخل دستگاه مخلوط کن انداخت.

     معنی اصطلاحی (یک اصطلاح):

- Before the conference began, the speaker broke the ice with a joke.

- قبل از آغاز کنفرانس، گوینده با یک لطیفه کارش را شروع کرد.

همانطور که می‌بینید، این عبارت (to break the ice) دو معنی متفاوت دارد که معنی تحت‌اللفظی آن «شکستن یخ» و معنی اصطلاحی آن «کاری را آغاز کردن» می‌باشد.

 

افعال چند قسمتی (Phrasal verbs) نـوع دیگری از اصطلاحات هستنـد که آنهـا را اغلب در انگلیسی محاوره ای می‌توان شنیـد. ساختـار افعـال چنـد قسمتی بـه صورت فعل + حرف اضافه (verb + preposition) می‌باشد و غالباً از دو و گاهی سه کلمه تشکیل می‌شوند. یک فعل چند قسمتی برای خود معنی خاصی دارد که با معنی کلمات تشکیل دهنده آن متفاوت است.

چند مثال:

back out  جر زدن، خلف وعده کردن

put off  به تعویق انداختن

show off  خودنمایی کردن

 

اصطلاحات و افعال چند قسمتی در انگلیسی محاوره‌ای نیز بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرند و در بسیاری از آزمونهای زبان انگلیسی و از جمله در بخش شنیداری آزمون تافل نیز مهارت شما در شناخت و درک اصطلاحات انگلیسی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد.

اصطلاحات نقش بسیار مهمی را در زبان انگلیسی ایفا می‌کنند و در واقع کاربرد آنها چنان گسترده است که برای برقراری ارتباط مؤثر، چه در شنیدن و صحبت کردن و چه در خواندن و نوشتن، کاملاً ضروری به نظر می‌رسند.

درک صحیح این اصطلاحات و یافتن این حس که آنها کی و چگونه مورد استفاده قرار بگیرند واقعاً می‌تواند توانایی شما را در خواندن متون انگلیسی و درک مکالمات روزمره افزایش دهد. اما چطور می‌توان این حجم زیاد اصطلاحاتی را که در نوشتارهای روزمره وجود دارد، فرا گرفت؟

یک راه این است که لغات کلیدی خاصی را در زبان انگلیسی در نظر بگیرید و اصطلاحات مرتبط با آن را فرا بگیرید. بعنوان مثال لغت head، لغت کلیدی بسیاری از اصطلاحات است. یک «دیکشنری اصطلاحات» خوب حداقل 40 اصطلاح روزمره که دربرگیرنده این لغت می‌باشد را فهرست می‌کند. لغات کلیدی دیگری که با این هدف می‌توان جستجو کرد عبارتند از: رنگها، حیوانات معمولی، اعضای بدن (مثل چشم: eye) پدیده‌های طبیعی (مثل باد: wind، خورشید: sun و...).

یک روش دیگر آن است که اصطلاحات انگلیسی را با اصطلاحات زبان مادری خودتان مقایسه کنید. این می‌تواند یک تمرین جالب و در عین حال وسیله‌ای برای بخاطر سپردن مؤثرتر اصطلاحات باشد. مثالهای زیر را در نظر بگیرید و به شباهتشان با معنی فارسی آنها دقت کنید:
 

 

Close your eyes to something

معادل فارسی: چشم پوشی کردن / معنی ظاهری: چشم خود را برروی چیزی بستن

Button one's lips

معادل فارسی: زیپ دهان خود را کشیدن / معنی ظاهری: دکمه‌های لب خود را بستن!

Get something off one's chest

معادل فارسی: دل خود را خالی کردن / معنی ظاهری: چیزی را از سینه خود خارج کردن

Get up on the wrong side of the bed

معادل فارسی: از دنده چپ برخاستن / معنی ظاهری: از سمت نادرست تخت برخاستن

Give someone the cold shoulder

معادل فارسی: با کسی سرد برخورد کردن / معنی ظاهری: به کسی شانه سرد دادن!

Stand on one's own two feet

معادل فارسی: روی پای خود ایستادن / معنی ظاهری: روی دو پای خود ایستادن

Open a can of worms

معادل فارسی: آتش در لانه زنبور کردن / معنی ظاهری: یک قوطی پر از کرم را باز کردن

Scrape the bottom of the barrel

معادل فارسی: کفگیر به ته دیگ رسیده / معنی ظاهری: ته بشکه را تمیز کردن

Two heads are better than one

معادل فارسی: یک دست صدا ندارد / معنی ظاهری: دو تا کله بهتر از یکی است

Keep something under one's hat

معادل فارسی: تو دل خود نگه داشتن / معنی ظاهری: چیزی را زیر کلاه خود نگه داشتن

A bad vessel is seldom broken

معادل فارسی: بادمجان بم آفت ندارد / معنی ظاهری: یک ظرف بد به ندرت می‌شکند

White lie

معادل فارسی: دروغ مصلحت آمیز / معنی ظاهری: دروغ سفید

 

در ضمن بخاطر داشته باشید که با اصطلاحات همانند یک «تک واژه» برخورد کنید: یعنی همیشه کل عبارت را در دفتر لغتتان یادداشت کنید و از یادداشت یک یا چند کلمه از اصطلاح مورد نظر و یافتن معنی آنها خودداری نمایید، زیرا همانطور که گفته شد اصطلاحات برای خود معنی خاصی دارند و با معانی کلمات تشکیل دهنده خود تفاوت اساسی دارند.

روشهای فراگیری لغات

به خاطر سپردن لغتهای یک زبان خارجی می تواند یکی از بخشهای خسته کننده در فراگیری زبان باشد. خوشبختانه روشهای مختلفی برای سرعت بخشیدن و نیز لذت بخش کردن آن وجود دارد که در ادامه به آن می پردازیم:

کارتهای نمایش (Flash cards)

استفاده از کارتهای نمایش سریعترین روش برای مرور لغاتی است که نیاز به تکرار دارند. این روش بسیار مؤثر و در عین حال کم هزینه است.

روش کار بدین صورت است که یک دسته کارت مقوایی، در اندازهای که در جیب جا شوند، تهیه میکنید، در یک روی آن لغت انگلیسی را می‌نویسید و در سمت دیگر کارت معنی آن را به فارسی وارد میکنید. همانطور که کارتها را مرور میکنید، لغتها را به دو دسته تقسیم میکنید: آنهایی که معنی آن را فوراً به خاطر میآورید و آنهایی که به راحتی نمیتوانید معنی آن را به خاطر آورید. به مرور لغتهایی که هنوز به آنها تسلط پیدا نکردهاید آنقدر ادامه میدهید تا اینکه مطمئن شوید آنها را بخوبی یاد گرفتهاید.

 

دفتر لغت

سعی کنید حتماً یک دفتر لغت مناسب تهیه کنید و هر موقع که به لغت جدیدی برخوردید آن را در دفترتان یادداشت کنید. فقط به نوشتن لغت و معنی آن اکتفا نکنید. بعضی از مواردی که میتوانید در دفترتان ثبت کنید عبارتند از: توضیح انگلیسی معنی لغت، مترادف ها، متضادها، تصاویر، جملات نمونه (به انگلیسی)، علائم فونتیک ، نوع کلمه (اسم، فعل و ...)، نکات گرامری (قابل شمارش، غیرقابل شمارش و ...)، کلمات هم خانواده و ....

کارهای جالبتری هم می توانید انجام دهید: مثلاً میتوانید خودتان با لغت جدید یک جمله بسازید و یادداشت کنید. و یا صفحاتی را به موضوعات خاصی اختصاص دهید؛ مثلاً حیوانات، رنگها و شکلها، پول، مسافرت، غذاها و میوه ها و ....

 

تصویر سازی ذهنی

در این روش شما یک لغت انگلیسی را با یک لغت فارسی که تلفظ یا املای مشابهی دارد، به نحوی مرتبط می کنید که الزاماً از لحاظ معنایی با هم ارتباطی ندارند. بعنوان مثال اگر شما برای اولین بار به لغت tongue (تانگ: به معنی زبان) برخوردید، متوجه میشوید که تلفظ آن شبیه تانک در فارسی است. بنابراین میتوانید در ذهنتان مجسم کنید که بجای زبان، یک تانک از دهان کسی در حال خارج شدن است!

مثال دوم: فرض کنید شما به لغت در valorous به معنی شجاع بر میخورید. در این حال میتوانید در ذهن خود چنین مجسم کنید که در کنار دریا ایستادهاید و مشغول تماشای والها هستید. والها یکی یکی به سطح آب میآیند ولی به محض اینکه شما را میبینند میترسند و فرار میکنند، تا اینکه یک وال روس (یک وال از کشور روسیه) به سطح آب میآید و بجای اینکه از شما فرار کند، به سمت شما میآید. شما با خود میگویید: وال روس، شجاع است! 

این تکنیک به شما کمک میکند تا هر چه بهتر معانی لغات را بخاطر بسپارید. همچنین گفته میشود که هرچقدر تصویر ساخته شده عجیبتر باشد، به خاطر آوردن آن هم آسانتر خواهد بود.

 

تکرار، تکرار و تکرار!

مطالعات نشان میدهند که احتمال فراگیری لغاتی که بیش از 8 بار به هنگام مطالعه متنهای مختلف دیده میشوند، بسیار بیشتر از لغاتی است که کمتر تکرار شدهاند. همچنین زبانشناسان به اتفاق معتقدند که تکرار لغات با صدای بلند به از بر کردن آنها کمک زیادی میکند. بنابراین گاهی همین تکرار کردن ساده حافظه شما را برای بخاطر سپردن لغات دشوار یاری میکند. در ضمن توصیه میشود که جمله کاملی را که لغت مورد نظر را در خود دارد، از بر کنید و یا چند بار با صدای بلند تکرار نمایید.

 

جعبه لایتنر

جعبه لایتنر (همان جی 5) روش بسیار موثری برای حفظ کردن لغات است که در آن به کمک یک سری کارتهای نمایش و تکرار آنها به یادگیری لغات می پردازید. در این روش لغاتی که یاد گرفتن آنها دشوار است با تکرار زیاد به حافظه بلند مدت شما منتقل می شوند. 

 

مطالعه آزاد

شما میتوانید دایره لغات خود را با مطالعه آزاد افزایش دهید، اگر چه بسیاری از زبانشناسان ادعا میکنند که در ابتدا باید بین 3000 تا 5000 لغت و هم خانوادههای آنها را فرا بگیریم تا این توانایی را پیدا کنیم که معنی دقیق لغات را با توجه به متن آن پیدا کنیم. پس تا آنجا که میتوانید وقت آزاد خود را برای مطالعه متنهای انگلیسی (داستانهای کوتاه، اخبار و مقالات و ...) اختصاص دهید. وقتی به لغت جدیدی بر میخورید، ابتدا سعی کنید معنی آن را از روی بقیه متن حدس بزنید و سپس با مراجعه به دیکشنری معنی دقیق آن را پیدا کنید.

 

طبقه‌بندی لغات

با طبقهبندی کردن لغات، بخاطر سپردن آنها راحتتر میشود. به مثال زیر توجه کنید:
 

VEGETABLES

Celery  کرفس

Cauliflower  گل کلم

Pea  نخود

Onion  پیاز

Carrot  هویج

FRUIT

Pear  گلابی

Peach  هلو

Apple  سیب

Cherry  گیلاس

Melon  خربزه

شما همچنین میتوانید لغاتی را که از لحاظ دستوری، ریشهای، معنایی و ... با هم مرتبط هستند، یکجا یاد بگیرید:

child بچه, childhood بچگی, childish بچگانه, childless بیبچه (بیاولاد)

 

و سخن آخر اینکه هیچ کدام از روشهای فراگیری لغات کامل نیستند و هر کدام نقاط ضعف و قوت خاص خود را دارند. بهترین راه این است که همه این روشها را با هم تلفیق کنید.

تفاوتهای انگلیسی آمریکایی و انگلیسی بریتانیایی

آيا انگلیسی آمريکايی (American English) و انگلیسی بريتانيايی (British English) دو زبان مجزا هستند يا دو حالت مختلف از زبان انگلیسی؟ بعضي‌ها مي‌گويند آنها دو زبان مختلف هستند ولی خيلي‌ها آنها را تنها حالتهای مختلفی از يک زبان مي‌دانند.

البته هيچ پاسخ دقيقی برای اين پرسش وجود ندارد. ما فقط مي‌توانيم بگوييم که تفاوتهايی ميان آنها وجود دارد. البته بايد بدانيد که اين تفاوتها جزئی بوده و در اثر يکپارچه شدن دنيای امروز اين تفاوتها روز به روز کمتر مي‌شوند.

در ادامه با برخی از تفاوتهای ميان اين دو نسخه از زبان انگلیسی آشنا مي‌شويد.

 

املای کلمات

انگلیسی بريتانيايی تمايل دارد که املای بسياری از کلماتی که ريشه فرانسوی دارد را حفظ کند، در حاليکه آمريکایی‌ها بيشتر سعی می‌کنند کلمات را همانطور که تلفظ می‌کنند بنويسند. علاوه بر اين، آنها حروفی را که مورد نياز نيست حذف مي‌کنند. به مثالهای زير دقت کنيد:

British English

American English

colour

color
centre center
honour honor
analyse analyze
cheque check
tyre tire
favour favor

اگر چه هر دو نسخه‌ی آمريکايی و بريتانيايی زبان انگلیسی صحيح هستند، اما املای آمريکايی معمولاً ساده‌تر است. بنابراين بهتر است بطور کلی از املای آمريکايی استفاده کنيد، مگر اينکه بخواهيد برای خوانندگان بريتانيايی چيزی بنويسيد.

 

تلفظ

تلفظ‌ها و لهجه‌های گوناگونی در انگلیسی محاوره‌ای وجود دارد که پرداختن به همه آنها در يک مقاله امکانپذير نيست. بنابراين تنها به تفاوتهای اصلی بين دو نوع اصلی زبان انگلیسی،‌ يعنی انگلیسی آمريکايی و انگلیسی بريتانيايی اشاره مي‌کنيم:

  • صدای /r/ ممکن است در بعضی از کلمات انگلیسی بريتانيايی رسا نباشد؛ مثلاً کلمات car، park، star و bark را در نظر بگيريد. قاعده‌ی آن اينست که حرف r تنها وقتی که يک حرف صدادار بعد از آن بيايد تلفظ مي‌شود، مانند Iran، British و bring.

  • آمريکاييها تمايل دارند کلماتی که به «-duce» ختم مي‌شوند (مانند reduce، produce، induce و seduce) را بصورت /-du:s/ تلفظ کنند. در انگلیسی بريتانيايی اين اغلب کمی متفاوت است:/-dju:s/

  • آمريکاييها تمايل دارند کلمات را با حذف حروف کاهش دهند. بعنوان مثال کلمه «facts» در انگلیسی آمريکايی درست مثل «fax» تلفظ مي‌شود - حرف t تلفظ نمي‌شود.

  • گاهی حروف صدادار در انگلیسی بريتانيايی حذف مي‌شوند. بعنوان مثال در هيچيک از کلمات «secretary» و «tributary» حرف a تلفظ نمي‌شود.

  • گاهی استرس کلمه در هر کدام از دو نسخه آمريکايی و بريتانيايی تفاوت دارد:

advertisement:

American English /'/

British English:  /'/

 

لغت

در جدول زير چند کلمه متداول بريتانيایی بهمراه معادل آمريکایی آن ارائه شده است:

British English

American English

معنی فارسي
lift elevator آسانسور
trousers pants شلوار
lorry truck کاميون
petrol gasoline بنزين
underground subway مترو
aerial antenna آنتن
rubber eraser پاک‌کن
flat apartment آپارتمان
wardrobe closet جارختي
queue line صف
pavement sidewalk پياده‌رو

 

سه مشکل اصلي پيش روي يک زبان آموز

- ايجاد شور و هيجان در فراگيري زبان

همه زبان‌آموزان دوست دارند که به خوبي انگليسي صحبت کنند. آنها از اين فکر که قادر باشند «روان» صحبت کنند و با ديگران به انگليسي ارتباط برقرار کنند به هيجان مي‌آيند. اما آنها معمولاً توجهي به خود فرآيند آموزش ندارند. در نظر بيشتر زبان‌آموزان، فراگيري زبان انگليسي يک اجبار است - چيـزي که مجبور به انجام آن هستنـد، ولي ميلي به آن ندارنـد. آنهـا در فراگيري زبان انگليسي هيچ لذتي نمي‌بينند. بطور خلاصه، بيشتر زبان‌آموزان دوست دارند که انگليسي صحبت کنند ولي دوست ندارند به فراگيري زبان انگليسي مشغول باشند. اين اولين و مهمترين مشکلي است که پيش روي يک زبان آموز قرار دارد، زيرا کسي که تمايلي به فراگيري يک زبان خارجي نـدارد، آن را بـه خوبي فرا نخواهـد گـرفت. اگـر شما «انگليسي» را دوست نداشتـه باشيـد، «انگليسي» هم شما را دوست نخواهد داشت!

اگر مي‌خواهيد که زبان‌آموز موفقي باشيد، لازم است که خود فرآيند آموزش را هم دوست داشته باشيد. لازم است که زماني را که صرف فراگيري انگليسي مي‌کنيد، به عنوان وقت تفريح يا استراحت خود به حساب آوريد. به عنوان مثال، شما بايد از موارد زير لذت ببريد:

  • خواندن جملات انگليسي و فکر کردن درباره ساختار آنها

  • فراگيري لغات جديد از يک ديکشنري

  • نوشتن يک جمله انگليسي صحيح با کمک گرفتن از ديکشنري، کتاب گرامر و اينترنت

  • تمرين تلفظ اصوات و کلمات انگليسي

به طور آرماني، فراگيري زبان بايستي براي شما يک تفريح به حساب بيايد. شما بايد خود را يک «زبان‌آموز» قلمداد کنيد - کسي که فراگيري زبان انگليسي را به عنوان يکي از فعاليت‌هاي مورد علاقه‌اش انتخاب کرده است.

 

2- ايجاد اولين تغيير در زندگي

تصميم براي فراگيري زبان انگليسي نيازمند ايجاد تغييراتي در زندگي‌تان مي‌باشد. به عنوان مثال تصميم مي‌گيريد که هر روز 30 دقيقه براي خواندن يک کتاب انگليسي وقت بگذاريد و بر اين تصميم پافشاري مي‌کنيد. ايجاد يک تغيير کوچک ولي دائمي در زندگي راحت نيست، مخصوصاً اگر فراگيري زبان «سرگرم کننده» به نظر نرسد. به هر حال، زبان‌آموزان بايد به خاطر داشته باشند که اگر روزي 15 دقيقه به مطالعه انگليسي بپردازند، نتيجه بهتري مي‌گيرند تا اينکه مثلاً هر يک ماه يکبار، يک روز کامل را به اين کار اختصاص دهند.

 

3- ايجاد تغييرات ديگر در زندگي

اگر چه ايجاد اولين تغيير، خود کار دشواري است، ايجـاد تغييرات بعدي نيـز سخت است. بسياري از زبان‌آموزان اولين گام را برمي‌دارند (مثلاً مطالعه روزانه يک کتاب بـه زبان انگليسي) و همانجا متوقف مي‌شوند. آنها خود را درگير فعاليت‌هاي «انگليسي ساز» نمي‌کنند.

يک زبان‌آموز خوب مجموعه‌اي از فعاليتها (خواندن متن، تماشاي برنامه‌هاي زبان اصلي، تمرين تلفظ و ...) را در اختيار دارد و هر کدام را بر اساس حال و هواي خود انتخاب مي‌کند. يک فعاليت به خودي خود کافي نيست، زيرا اولاً شما زودتر خسته مي‌شويد و ثانياً به شما طيفي از مهارتهاي زبان ارائه مي‌دهد که نوعاً بسيار محدود است. به عنوان مثال خواندن متون انگليسي نمي‌تواند تلفظ شما را تقويت کند، اگر چه مي‌تواند گرامر، دايره لغت و مهارتهاي نوشتاري و درک مطلب شما را تقويت کند.

چگونه تلفظ خود را بهبود بخشيم

«استرس کلمه (word stress)» در درک مطلب شنيداري نقش بسيار مهمي را ايفا مي‌کند. زبان انگليسي يک زبان «استرس محور» مي‌باشد که اين بدان معنا است که سيلابهاي خاصي استرس بيشتري نسبت به بقيـه دريافت مي‌کنند، در حاليکه از روي کلمات فاقد استرس به سرعت مي‌گذريم. انگليسي‌زبانان به طور طبيعي استرس کلمات را به کار مي‌برند. اين آنقدر براي آنها طبيعي است که حتي نمي‌دانند دارند از آنها استفاده مي‌کنند. در بسياري از زبانها، از جمله فرانسه و ژاپني، هر سيلاب با «تأکيد» مساوي و يکسان تلفظ مي‌شود. بنابراين اين دسته از غير انگليسي زبانان اغلب با دو مشکل مواجه هستند:

  1. آنها نمي‌توانند به راحتي صحبتهاي انگليسي زبانان بومي (native) را درک کنند، مخصوصاً اگر تند صحبت کنند.

  2. انگليسي‌زبانان بومي هم به نوبه‌ي خود در درک صحبتهاي غير انگليسي زبانان (غير بومي) مشکل دارند.

اما «استرس کلمه (word stress)» دقيقاً چيست؟ انگليسي زبانان هر سيلاب را با شدت يکساني بيان نمي‌کنند،‌ بلکه يک سيلاب را با استرس (تکيه) تلفظ مي‌کنند. آنها يک سيلاب را بلند و واضح و بقيه سيلابها را آرامتر بيان مي‌کنند.

سه کلمه‌ي photographer ، photograph و photographic را در نظر بگيريد. اين سه کلمه اگر چه هم خانواده هستند، اما استرس هر کدام در جاي متفاوتي قرار گرفته است:

PHO to graph
pho TO grapher
pho to GRA phic

همه کلماتي که بيش از دو سيلاب دارند، داراي يک سيلاب استرس دار يا مؤکد هستند:

TEAcher, jaPAN, CAnada, aBOVE, converSAtion, imPORtant, deMAND, etc.

اگر شما در صحبتهايتان به درستي از استرس کلمات استفاده کنيد، به سـرعت هر دو مهـارت درک مطلب شنيداري و تـلفظ خـود را تـقـويـت خواهيد کرد.

انگليسي زبانان بيشتر به سيلابهاي «استرس دار» دقت مي‌کنند و نه به سيلابهاي «خفيف». اگر شما در صحبتهايتان به درستي از استرس کلمات استفاده کنيد، به سرعت هر دو مهارت درک مطلب شنيداري و تلفظ خود را تقويت خواهيد کرد.

هر موقع که چيزي به انگليسي گوش مي‌دهيد (مثلاً راديو يا يک فيلم زبان اصلي) به استرس هر کدام از کلمات دقت کنيد. اولين قدم شما اين است که آن را بشنويد و تشخيص دهيد. در مرحله بعد شما مي‌توانيد آن را به کار بريد!

وقتي لغت جديدي را ياد مي‌گيريد،‌ بايد مکان استرس آن را هم بياموزيد. اگر يک دفـترچه لغت داريد، موقع يادداشت يک لغت جديد حتماً نشان دهيد که کدام سيلاب داراي استرس است. اگر نمي‌دانيد مي‌توانيد به يک دیکشنری مراجعه کنيد. در ديکشنريها معمولاً سيلاب استرس‌دار را با يک علامت (  '  ) نشان مي‌دهند (قبل يا بعد از سيلاب استرس‌دار).

علاوه بر استرس کلمه (word stress)، بايد استرس جمله (sentence stress) را هم درست ادا کنيد.

بطور کلي کلمات استرس‌دار در يک جمله عبارتند از: اسمها، ‌افعال اصلي (مانند read, visit و ...)، صفتها و قيدها. کلمات ديگر يعني حروف تعريف، افعال کمکي، ضماير و ... در جمله استرس نمي‌گيرند. (دقت کنيد سيلابهاي استرس‌دار را با کلمه استرس‌دار اشتباه نگيريد.)

جمله زير را با صداي بلند بخوانيد:

The beautiful mountain appeared transfixed in the distance.

حالا اين جمله را با صداي بلند بخوانيد:

He can come on saturdays as long as he doesn't have to do any homework in the evening.

اگر چه جمله دوم تقريباً 30% طولاني‌تر از جمله اول است، ولي براي بيان هر دوي آنها زمان يکساني مورد نياز است، زيرا در هر جمله پنج کلمه استرس‌دار وجود دارد.

 

يک تمرين

چند جمله را از يک کتاب انتخاب کنيد و روي يک کاغذ يادداشت کنيد. نخست سيلاب استرس‌دار هر کلمه را مشخص کنيد (با استفاده از یک دیکشنری خوب) و سپس زير کلمات استرس‌دار يا مؤکد در هر جمله را خط بکشيد. بعد از آن، هر جمله را با صداي بلند بخوانيد و دقت کنيد که کلماتي که زيرشان خط کشيده‌ايد را با تأکيد بيشتري ادا کنيد و از روي بقيه کلمات به سرعت بگذريد.

اگر شما اين تمرين را بطور مرتب انجام دهيد از پيشرفت سريع تلفظ تان شگفت‌زده خواهيد شد!

تولیمو چیست؟

تولیمو يا TOLIMO، مخفف The Test of Language by the Iranian Measurement Organization  می باشد که توسط سازمان سنجش آموزش کشور طراحی و اجرا می شود که در واقع آزمونی استاندارد برای تعيين سطح دانش زبان انگلیسی می باشد. بیشتر متقاضیان این آزمون را داوطلبان دکتری تشکیل می‌دهند زیرا داشتن یک نمره زبان (تولیمو، تافل، MCHE و ...) برای قبولی در آزمون دکترا لازم است.


دفترچه سوالات و نحوه پاسخگويي
:

در جلسه آزمون به هر يک از داوطلبان زبان انگلیسی پيشرفته (TOLIMO) دو دفترچه سوال داده می شود که يک دفترچه تشريحي (دفترچه شماره 1) و دفترچه ديگر تستی(دفترچه شماره 2) خواهد بود. داوطلبان بايد پاسخ سوال تشریحی را در همان دفترچه و پاسخ سوالات تستی را در پاسخنامه پاسخ بدهند.


تعداد سوالات و مدت پاسخگویی
:

- دفترچه شماره 1:
يک سوال تشرحي نوشتاری (Writing) که داوطلب 30 دقيقه فرصت دارد پاسخ را در همان دفترچه سوال بنويسد.

- دفترچه شماره 2:
حاوي 140 سوال تستی شامل ساختار و نوشتار زبانی (Structure and written expression)، خواندن و درک مطلب (Reading comprehension) و درک مطلب شفاهي يا شنيداري (Listening comprehension) مي باشد که داوطلبان بايد طبق زمانبندی زير به اين سوالات پاسخ بدهند:

- ساختار و نوشتار زبانی (40 سوال و مدت پاسخگويي 30 دقيقه)
- خواندن و درك مطلب (50 سوال و مدت پاسخگويي 55 دقيقه)
- درك مطلب شفاهی (50 سوال و مدت پاسخگويي 35 دقيقه)

تذکر مهم:

- در جلسه آزمون منحصرا سوالات بخش شنيداري از بلندگو پخش مي شود و داوطلبان بايد با توجه به متن سوال که از بلندگو پخش مي شود، نسبت به انتخاب يکي از 4 گزينه اي که در رابطه با سوال مربوط به اين بخش درج گرديده، اقدام و با توجه به شماره سوال مربوط در پاسخنامه، علامتگذاري نمايند.
- متن سوالات شنيداري فقط يک بار از بلندگو پخش مي شود و قابل تکرار نيست.

محاسبه نمره:

نمره هر قسمت آزمون در مقیاس معمول محاسبه و ده برابر میانگین این نمرات به عنوان نمره كل منظور می شود. دامنه نمره كل از ۳۱۰ تا ۶۷۷است.

نمره بالاتر از ۶۰۰ عالی، بین ۵۲۰ تا ۵۹۹ خوب، بین ۴۸۰ تا ۵۱۹ متوسط و كمتر از ۴۷۹ ضعیف تلقی می شود.

لازم به ذكر است كه بخش نوشتاری نمره جداگانه دارد و نمره آن بین ۱ الی ۶ می باشد كه در كنار نمره كل در كارنامه درج می شود.