وانتی

دیروز یک وانتی از خیابون رد می شد

با لحنی توی بلند گو حرف می زد 

که من فکر کردم داره غزلی از سعدی می خونه !

نان

به من نان بده

من غلام تو خواهم بود

و در راه تو خواهم جنگید

به من نان بده

من هرگز فکر نخواهم کرد

که حق با کیست

تو به من نان می دهی

پس تو خدای من هستی

من فقط تو را می شناسم

و نه هیچکس دیگر

من به هیچ چیز فکر نمی کنم

زیرا تو به من نان می دهی

و تو به هرچه فکر می کنی

همان حقیقت است

من در راه تو خواهم جنگید

و هر کسی را بخواهی خواهم کشت

زیرا تو به من نان می دهی

و خدای من تو هستی

مرگ

ما در حالیکه مرگ به صورت بی شرمانه ایی به ما نگاه می کند زندگی می کنیم

ما

ما مملکت توسعه یافته و کشور بسیار بزرگ و قدرتمندی داریم

ما دارای اقتصاد بزرگی هستیم و هیچ کس نمی تواند بهتر از ما باشد

ما در حالیکه همین صد سال پیش همه مردم دنیا با گاری سفر می کردند الان با پراید سفر می کنیم

ماا خیلی پیشرفت کردیم . همین سی چهل سال پیش هیشکی تلفن توی خونه اش نداشت الان بچه هشت ساله موبایل دستشه و می تونه با بابا مامانش صحبت کنه

ماا این همه جاده داریم ولی قبلا نداشتیم

مااا کلی برنج و گندم از خارج وارد می کنیم در حالیکه تا همین سی چهل سال پیش نمی تونستیم یه گونی برنج وارد کنیم

مااا پنجاه سال پیش فقط دو تا شرکت خودرو سازی داشتیم ولی الان سی چهل تا  ! شاید هم بیشتر! در حالیکه کره فقط سه چهار تا شرکت داره !

مااااااا پنجاه سال پیش توی خونه ها رادیو هم نبود الان همه تلویزیون دارن !

مااااااااا ... مااااا ... مااااااااااا

 

از دعاهای یه نفر !

خدایا خداوندا تورم ما را یک رقمی بگردان.

خدایا نرخ بیکاری ما را نیم رقمی بگردان.

خدایا ما که نتوانستیم ، خودت قدس را آزاد بگردان.

خدایا شرانتخابات را از سر این مملکت دور بفرما.

خدایا سایه پرمهر جهل و گرسنگی را بر سر این مردم مستدام بدار.

خدایا اورانیوم ما را طوری که کسی نفهمد غنی تر بگردان.

خدایا روزنامه های منتقد ما را لغو مجوز در غیر اینصورت ورشکست بفرما .

خدایا خداوندا اینترنت را در سرتاسر دنیا بترکان .

خدایا کشورهایی که مارا الگوی خود قرار داده اند از صد تا بیشتر بگردان .

خدایا ما را در اجلاس اعراب عضو دائم بگردان .

خدایا دوره های رئیس جمهوری را تمدید بفرما. آمین

از پدرم شنیدم

و پدر فرزند را گفت که از پدرم شنیدم  و او از پدرش شنید و او از پدر پدر پدرش ، که به این آبادی یکی خواهد آمد و با آمدنش رنج و محنت از بین خواهد رفت و همه مصیبتها به پایان می رسد و همه سفره ها یکرنگ می شود و شیخ و خان نیز همین گویند و پدر پدر پدرانشان نیز همین گفتند . و سالها گذشت ، سالهای سال ، و پسر  فرزندش را گفت و او نیز به فرزندش ، و شیخ و خان همین می گفتند و فرزندان فرزندان فرزندانشان همین می گفتند و صدها و هزاران سال گذشت. اما کسی نگفت که اگر سفره ما خالی است و سفره شیخ و ارباب رنگین و آنکه می آید سفره هایمان را یکرنگ می کند تا رنج و محنت برود چرا  شیخ ارباب خود چنین گویند !

بیهوده دل مبند

 

بیهوده دل مبند بر این تخت روی آب   روزی تمام اسکله ها زنگ می زنند

 

استهلال

نمی دونم اگه زمین هم مثل اورانوس چند تا قمر داشت ستاد استهلالی ها چطوری شروع ماه قمری رو تشخیص می دادند!!!

در مترو

روبروی من روی صندلی دختر(ک) و پسر(ک)ی نشسته بودند و در اثر فشار جمعیت بنده در روبروی آنها همانند اجل معلق ایستاده بودم . سرتاپایشان را جمع می کردی و وزن می کردی (بالباس) به زور به هفتاد کیلو می رسیدند (جمعا) کاملا و بر حسب اتفاق چشمم به انگشتهای مبارک حلقویشان افتاد و با کمال تعجب و تاثر حلقه ایی بر انگشتان جفتشان دیدم . دوستشان ( دختری دیگر ) را صدا کردند و اون هم اومد و صاف وسط جفتشان نشست . سنشان به زور به بیست می رسید . ولی ازدواج کرده بودند و احتمالا به اندازه قابل توجهی میانگین سن ازدواج را پائین آورده بودند .

روز دختر

روز دختر، دخترها ، دوست دختر ، دختر بابا ، دختران ، همه دختران من یا حالا هرچی ... به خیر و خوشی و میمنت و بدون درد و خونریزی تموم شد . قدیما می گفتن یارو اینقدر دور خیز کرد که از اون طرف بوم افتاد ! حضرات گویا همزمان از دوطرف بوم می افتند. ازیک طرف زن نصف مرد حساب میشه در دیه و ارث و چند تا چیز دیگه ، توی استادیوم فوتبال و والیبال و شنا ( وای خاک عالم ) هم که راشون نمی دین، توی خیابونا که اختیار صورت و تن و مانتو و مو و چیزای دیگه شونو ندارن و شما براشون تعیین می کنی چه رنگی و چه ریختی و چه اندازه ایی بپوشن ، ار این ور براشون روز مادر و روز زن و روز دختر و روز دختر عمو و دختر خاله و دختر همسایه و ... می زارین که چقدر شما برای زن ارزش قائلین ! آخه دم خروسو باور کنیم یا قسم حضرت عباس ؟

شق القمر و مریخ !

به خدا یه مشت مغز اکبند نشستند پشت این کامپیوترها همینطور فرت وفرت کپی پیست می کنند و وبلاگ و وبسایت راه می اندازند ، تا یه مطلب جدید می بینند الا ماشا ا... بیا و ببین چه می کنه ، آخه برادر من یعنی چی شق القمر تکرار میشه ، اصلا شما دفعه اولشو ثابت کن بعد بیا دنبال تکرارش !

ماجرا اینطور شروع شد که یه خیر ندیده ایی در یک جهنم دره ایی نوشته که :

" از اتفاق روز 5 شهریور مطلع باشید و به دیگران هم خبر دهید. امسال را به خاطر بسپارید ... روز 5 شهریور تمام دنیا در انتظار …… کره مریخ به بالاترین درجه درخشش دراسمان شب در 5 شهریور خواهد رسید اون به اندازه کره ماه تمام بزرگ با چشم غیر مسلح به نظر خواهد رسید این وقتی است که در روز 5 شهریور کره مریخ به فاصله 634 مایلی خود به زمین میرسد. حتما در راس ساعت 12:30  نیمه شب آسمان را تماشا کنید . به نظر خواهد رسید که آسمان دو ماه دارد!!! این امر 1200 سال دیگر دوباره اتفاق خواهد افتاد این لحظه را با دوستان خود شریک شوید زیرا هیچکس زنده ای دوباره این اتفاق را نخواهد دید"

چنین چیزی امکان ندارد به دلیل اینکه :

1.      فاصله  شق القمر به فرض حقیقت داشتن در زمان پیامبر اسلام بوده که تا امروز بیشتر از 1200 سال است. ( 1391 سال شمسی)

2.      کمترین فاصله مریخ با زمین بیش از 50 میلیون کیلومتر است و این خیلی بیشتر از 634 مایل است!

3.      در صورت قرار گرفتن مریخ در فاصله ۶۳۴ مایلی مطمئنا دو سیاره با هم برخورد کرده و متلاشی خواهند شد!

4.      کمترین فاصله زمین و مریخ هر 15 الی 17 سال اتفاق می افتد نه 1200 سال!

5.      در صورت صحت همه موارد ذکر شده این واقعه نمی تواند فقط یک شب اتفاق بیفتد و باید شبهای مکرر مریخ بزرگتر و بزرگتر شود و پس از رسیدن به نزدیکترین فاصله کم کم دور شود که البته طبق بندهای قبلی غیر ممکن است.

بعد که خواستم اصلشو پیدا کنم و این مطالبو خرفهمش کنم دیدم که فقط ۲۸۰۰۰ تا توی گوگل با عین جمله تیتر خبر پیدا شد ، بماند که خیلیها شاید خلاقیت نداشتشونو به کار بستن و گارانتی مغز اکبندشو زیر پا گذاشتن و یه خورده تغییراتی بهش دادن ! ... نه ! پاسخ دادن به این لشگر ... کار من نیست ، شما چطور؟

بچه2

 قسمت آخر خداحافظ بچه  تنها قسمتی بود که من کامل نگاه کردم و علتش هم این بود که هم می دونستم که قسمت آخره و هم اینکه از تیتر بعضی از این مجله ها فهمیده بودم که این بندگان خدا بی بچه نمی مونن ، برای همین مونده بودم توی پنجاه شصت دقیقه کارگردان – نویسنده چطوری می خواد جمعش کنه که آبکی از آب درنیاد ، و بعععله دیگه ، همه خلافکاران به حول و قوه الهی دستگیرو مجازات شدن و حتی کارگردان از این دو تا جوون معصوم هم ( به دلیل سیاستهای صدا و سیمای مقدس ما ) نتونست بگذره و در یک صحبت یکی دو جمله ایی خبرنگارا که برای دیدن 5 قلوها اومده بودن می فهمیم که این ها هم مثل خسروخان و سرهنگ قلابی و کلیه خلافکاران ایرانی و غیر ایرانی دستگیر و مجازاتشونو ( بر اساس پیش بینی دفتر دو خطی ! و اینکه هیچ چیز از چشمان تیزبین پلیس دور نمی مونه) کشیدن!  چطوریه که این جوونای عزیز اولین چیزی که به ذهنشون می رسه خلافه نمی دونم ، اون هم جوونایی که شرط ازدواجشون کنار گذاشتن خلافه ، این رویان هم که توی فیلم گفتن گولتون نزنه ، چنان برخوردهای مهربانانه ای با آدم می کنن که همون اول عطای بچه رو به لقاش می بخشید ! علاوه بر این اینقدر هم در محاسباتشون دقیق هستند که سه چهار قلو تحویل آدم می دن ، البته اگه پروژه موفقیت آمیز باشه.

بچه

عملیات جوجه کشی انسانی خدارو شکر ، از قرار معلوم شروع شده و تشویقات و ترفیعات و تصمیمات و تعمیرات و ترمیمات آن در حال تدوین ، بررسی ، وارسی ، بازبینی و چند تا چیز دیگه هست و به دلیل اینکه تا المپیک بعدی اوووووو کی میره این همه راهو ، خیلی مونده ، و ما تا جام جهانی سال آینده هم زیاد وقت نداریم می خواهیم به شکل ضربتی ، تهاجمی ، تدافعی و مقاومتی  رشد جمعیت ایران رو به مدال طلا برسونیم ، چشم همه اونایی هم که نمی تونن ببینن کور، الهی جز جیگر بگیرن اونایی که نمی تونن جمعیت مارو بالاتر از همه ببینن ، البته ما به کشور دوست و برادر و خواهر و همسایه و خیلی آقا ، چین ، جسارت نمی کنیم . به اونا که عمممرن برسیم ، ولی خب آمریکارو زیر پا می زاریم ، اصلا کی گفته صدو پنجاه و دویست میلیون برای مملکت ما بسه ، آمریکا سیصد تا داره ، ما چهار صدتاش می کنیم ، تا چششون درآد ، خدا رو شکر صدا و سیمای مقدس ما هم که امر شریف آگاهی رساندن به مردم بی اطلاع رو شروع کرده ، این مردم بیچاره که فقط به خاطر همین بی اطلاعی و علی الخصوص تهاجم و شبیخون فرهنگی و هنری و ادبی و اجتماعی غرب کثیف و گور به گور شده جلوی بچه هاشونو گرفتن که به دنیا نیان ، خب بزارین به دنیا بیان ، چرا جلوشونو می گیرین ، این طفل معصوما چه گناهی کردن ؟ شما پدرو مادرای بی وجدان نمی زارین اینا بیان ! البته صدا و سیمای مقدس ما اگر چه مثلا در همین سریال خداحافظ بچه دعوای نسل شریف و مترقی و عزیز قدیم رو با نسل جوان و جاهل و گمراه و غرب زده جدید نشان می داد که اونا می گفتن شما باید هفشتا بچه بزایین و این جوونای گمراه می گفتن نه ، کی می خواد خرج اینا رو بده ، مگه دست توئه ؟ بله داشتم می گفتم که صدا و سیمای عزیز و قربونش برم ، درسته اینطوری تبلیغ می کنه ولی از اون طرف به اون انتقاد دارم که چرا اسم سریالو گذاشتن خداحافظ بچه ؟ باید بزارن سلام بچه ها ، یا اصلا بزارن سلام هفت هشت تا بچه ها ! علاوه بر این چرا این دختره که بچه اش مرده دنبال بچه مردم میره و دیگه خودش نمی زاد ؟ میگن دکتر گفته اگه بزاد می میره ، خب می میره که می میره ، به جهنم که می میره ، مگه مهمه ، مهم اینه که هفت هشت تا بچه بزاد بعد بمیره ، خلاصه این عزیزان باید به این نکات ریز توجه داشته باشن که خدای نکرده اسلام و مسلمین در خطر نیفتند.

 

تام سایر

یادش به خیر وقتی دوازده سیزده سالم بود عاشق رمان تام سایر بودم ، از کارتونش زیاد خوشم نمی اومد ولی فیلمشو فقط یک بار در عنفوان نوزادی ! دیده بودم ، ولی رمانش یه چیز دیگه بود ، مال خواهرم بود و دوبار یواشکی خوندم و برای بار سوم در یک معاله پرسود چند کتاب بهش دادم و اونو ازش گرفتم و مجددا شروع کردم به خوندنش ، ولی وقتی به جائی که برای اولین بار تام بکی رو می بوسه رسیدم دیدم همچین صفحه ایی وجود نداره ، تمام کتابو جوریدم تا بالاخره فهمیدم خواهرم در یک اقدام ناجوانمردانه و خلاف قرارداد معامله و تعهدات بین المللی صفحه مورد نظر را قبل از تحویل کند! یعنی به عبارتی سانسور کرد . وقتی در این سطح سانسور وجود داره از حکومتها چه توقعاتی داریم ؟ القصه به روش نیاوردم و مجبور شدم صحنه مزبور رو توی ذهنم بازسازی کنم . چند بار دیگه هم رمانو خوندم ، سالها بعد در ایام جوانی چاپ جدید کتابو توی یک کتاب فروشی خیابان انقلاب دیدم و تورقی کردم ، اصلا خوشم نیومد نه از طرح روی جلدش که قابل مقایسه با کتاب من که البته نمی دونم کجا ناپدید شد نبود . ترجمه جالبی هم نداشت . فقط افسوسش برام موند. یادش به خیر

دست دادن

من نمی دانم چرا کشتی گیران ما می توانند با زنان ( برگزارکنندگان المپیک ) دست بدهند اما اگر فیلمسازان ما با برگزارکنندگان مراسم اسکار ، گلدن گلاب و ... ( از جنس مخالف ) دست بدهند اسلام در خطر می افتد!

تیتر

تیتر خبرهای شبکه یک ، دو و سه و بیست وسی و سی و چهل و الخ تا 177 روز دیگر !

ارتش سوریه با به هلاکت رساندن 4 میلیون تروریست که  هممشون از مصر و تانزانیا و لیبی و افغانستان و چند تا جهنم دره دیگر بودند کل سوریه ، لبنان ، اردن و عراق را امن امن کردند به جان شما ! الان زندگی عادی و روزمره و من بمیرم تو بمیری هم توی تمام قسمت دور وبر کاخ بشار آقا ادامه داره .

اروپا همینطور یهویی داره زیر بحران له له میشه ، اسپانیا که ترکید ، یونان که ورقلمبید ، فرانسه و انگلیس هم به حول و قوه الهی همین روزا  جر می خورن.

صدو بیست و هفت هزار ودویست و پنجاه و سومین صهیونیست هم در اسرائیل دست به خودسوزی زد. البته ما هیچ عکس و فیلمی در این رابطه به دستمان نرسیده ولی خبرش همینطور فرت و فرت میرسه . در خبرها آمده که یکی از این صهیونیستها که خود را جزاندند فقط یک ماهش بوده که در اعتراض به گران شدن شیرخشک دست به این عمل شجاعانه زد.

یک گوساله با دوگوش و چهار پا در روستای سمیق آباد بخش بالا محل علیا از شهرستان چی جی آباد به دنیا آمد . این گوساله در همان بدو تولد گفت ماااااا ، که این در سیصد سال گذشته در این روستا سابقه نداشته است.

در زنجان شکوفه ها به بار نشستند . بعد هم پا شدند رفتند.

بعد از کار

روزی ا . ن در حال کاری بود که نمیشه اینجا گفت و همون لحظه ا ر م وارد میشه 

 ا . ن میپرسه کارم چطوره ؟

ا.ر . م میگه : آدما سه دسته اند ، اولی اونایی که بعد کارشون سیفونو نمی کشن ! دوم اونایی که بعد کارشون سیفونو میکشن و سوم اونایی که اصلا کاری نمی کنن .

 ا . ن پرسید من جزو کدومشونم ؟

 ا . ر . م گفت : اختیار دارین حاجی ، شما تو همه جا اولین !

 

پاورقی : خدا کنه بعد هشت سال سیفونو بکشه ، گندش عالم و آدم رو گرفته

مسیحی

در حقیقت تنها یک مسیحی واقعی وجود داشته‌است که او نیز بر بالای صلیب کشته شد. نیچه

شیطان و نماز

شیطان را بر نماز دیدند . گفتند این پیش تر می خواستی تا از بهشت رانده نشوی ، خندید و گفت : راهی نو آموختم از برای فریب خلق ، گفتند از یارانت آموختی ؟ گفت اگر مفتخرم کنند من از یارانشان باشم ، اما دائما مرا لعنت کنند!

آستین کوتاه و سایر قضایا

با آستین کوتاه به دانشگاه رفتم.

 همکلاسی دارم که از ظاهرش می توان به مذهبی بودنش از نوع مترقی اش پی برد و از حرفهایش میتوان دریافت که ارادت خاصی به آ... دارد. یک روز غیر کاری با تیشرتی رنگارنگ و جین تنگ به دانشگاه آمد.یادم باشد از دختران دانشگاه عذرخواهی کنم که ما می توانیم آستین کوتاه بپوشیم و آنها باید مقنعه  !

اوائل انقلاب که فرآیند تحجیب ( حجاب سازی ) مملکت در حال تکوین بود ماموران خدوم لباس شخصی فریاد می زدند یا روسری یا توسری .

کاش به همان روسری اکتفا می کردند.