بنام خدا
سلام دوستاى خوبم خووووبين ؟ خووشينن ؟ 
داستان ماتيلدا رو خوندين ؟ خوب اكه نخوندين حتما بخونين خليلي بامزه اس ادم از خوندنش لذت ميبره .. 
خلاصه بكم توا ين داستان يه خانم مدير جاق و كردن كلف هست كه مدير مدرسه ماتيلدا ايناس .. حالا خانم مدير ما هم يه نمه به اين خانم مدير شباهت داره .. 
جاق – عينك افتابى – لب قرمز 
اين خانم مدير ماهم يه مقدارى كه جه عرض كنم تا حدود زيادي ( كله بوك) تشريف دارن ... 
خب ما 2 شنبه تو مدرسه تظاهرات كرديم .. اينجورى شروع شد : واوى : خجالت نميكشين تمام مدارس تظاهرات كردن ما هنوز نكرديم ؟ 
مصى : اره مام بايد بكنيم ..
خلاصه قرارمون : زنك تفريح .. زمين برجم .. همكى تظاهرات ميكنيم ..
جنى وقتى زنك خورد رفت همه جار زد و بروبكس جمع شدن ..
همه كه جمع شديم شروع كرديم و راه رفتيم و شعار داديم .. تا زنك اخر هم ادامه داشت .. ما همينطور كه داشتيم ميرفتيم يهو مساعد مدير اومد و ما فرار كرديم .. ولى ساكت نشديم و ادامه داديم .. دوباره رفتيم همونجا ديديم مدير وايساده تا مثلا باهامون حرف بزنه صغى و رورو اونجا فرار كردن ولى من موندم و عينهو شير رفتم جلو (بكين ماشالله ) مدير يكم سخن جرونى كرد { من شخصا جيزي نفهميدم} ما هم انكار نه انكار وسطش كفتيم : الله أكبر الله أكبر و بعد هم كفتم هيهات منا الذلة و رفتيم .. 
ديكه تا جووون داشتيم شعار ميداديم و بعضي أز معلما برامون دو انكشته دست بالا ميبردن و ما هم همينطورى ميكرديم معلم اول رياضى هم جند بار اومد كفت : خيلي خوب شما نشون دادين كه مدير و معلما و .. نميتونن ساكتتون كن بس كنين ديه برين سر كلاساتون ولى ما ساكت نشديم و از اون طرف رفتيم ادامه داديم (عاشق ايناش بودم) بعد رنيا هم ازمون عكس كرفت طرف اتاق معلماى علوم .. رفتيم طرف در ورودى اكاديمي معلما از بالا تشويقمون ميكردن مخصوصا معلم ديني بارسالمون خيلي شعار داديم در هم زودتر از زنك اخر باز كردن بعضي ها صندلى و كشيدن جلو نيزي هم باهاشون نشسته بود رفتيم بالا كلاس ربى اينا زبان داشتن من هرجى كشتم بينشون ربى و بيدا نكردم صغى سرشو بهد يوار جسبوند ديدش منم اين كار رو كردم بزووور ديدمش باحال نشسته بود هرجى براش دست تكون داديم متوجه نشد ! صغى كفت اينقده داره با توجه كوشم يده ههههههههههههههههه .. قبل از اينكه بيايم بالا زنك اخر بود ديه رفتيم تو سالن ورزشى معلم ورزش كفت هركى بخاد بشينه بايد لباس ورزشى ببوشه منم اصلا حوصله نداشتم كيفم و كذاشتم اونجا رفتم يكم تو سالن با زينب حرف زدم يكم بعدش معلم باز بان خوش بيرونمون كرد .... اخرش رفتيم يكم با حورا حرف زدم بعدش اماده شديم با صغى رفتيم دم در صغى رفت من تنها موندم يكى از دختراى كه با موبايل عكس كرفته بود حرف زدم برسيدم عمسا رو ميزارى تو فيس بوك كفت اكه عكس درست و حسابى بدون بى حجابى باشه اره كفتم اسمت تو فيس بوك جيه كفت ايمان موسى ... بعدش راننده اومد من رفتم خيلي حال كردم انصافا الحمدلله دخترامون شجاااع شدن ..
سه شنبه فقط تو زنك تفريح تظاهرات كرديم نيزي هم طبق معمول با شور و حال شعار ميداد 4شنبه وقتى رفتم مدرسه صغى كفت برا تيه خبر خوشمل دارم جادرم و در اوردم كفت : بروبكس ميخان از مدرسه برن دوار منم خوشحااااااااااااال رفتم ولكردى از بروبكس ببرسم صحت تاج قدره اول حصه رو ديدم ازش خاستم ببرسم فكر كرد ميخام بهش دست بدم زود دستشو اورد بالا بعد كرفت جى شد كفتم ميري اونم دهنش مث من وا موند نفهميد جى بكه اونم كفت شايد !! رفتيم اماده دم در مدرسه نيزي طبق معمول خودش و جسبونده بود به در ربي هم كفت شايد ما هم اماده شديم بعد مساعد مدير وقتى زنك خورد اومد ما رو متفرق كردم كسى با فشارى نكرد ما هم فرار كرديم از بشت رفتيم اسما هم بشت سرمون بهش كفتم عباتو در بيار كفت شالم ساهه كفتم حالا دررر بيارررر .. رفتيم سر صف بعد خانم ماتليدا اومد كفت : هنوز هم ميبينم كه بجه هائى هستن كه بعد از مدرسه اومدن ميرنسوبرى (كنار مدرسه مون يه سوبرى هست خيلي ها وقتى ميان مدرسه كيفشون و ميزارن ميرن اونجا كه ممنوع هست ) ما اينقده مسخره اش كرديييم وقتى رفتيم سر كلاس ودى كفت : اخه ما همه براى سوبرى جمع شديم !!! من از خنده مررردممم .. اون روز هم زنك تفريح تظاهرات كرديم و قرار شد فردا همه بريم ساعت 8 فك كنم ... منم خوشحاااال .. شبش زينب بهم كفت كيف نيار منم قبول كردم از نشر خبر زنك زدمم زهرا به اونم كفتم 
اونم قرار شد نياره بعد ماميييـ كفت اخه جرا از خودت خبر بخش ميكنى و ........... و الله خدا خيرش بده منم اخرش با دهن افتاده زنك زدم زهرا كفتم بيار كاريت نباشه .. فردا شبا كلى راز و نياز رفتم مدرسه موبايلم و برده بودم هيج نميدونستم جى ميشه ولى خيلي نكران بودممم 
از زير قران هم رد شد وقتى رسيدم بجه ها زياد بون به راننده كفتم بره بعد وايسادم اول از همه لولو و ديدم يكم حرف زدم جنبال صغى ميكشتم ولى بيداش نكردم منار و ديدم از مدرسه اومد بيرون ازش برسيدم رور و صغى كوشن ؟؟ كفت داخل تو كلاسن رفتم داخل ديدم از كلاس اومدن بيرون دنبالشون رفتم دوييدم اونا هم داشتن راه ميرفتم خلاصه از نفس افتادم تا بهشون رسيدم كفتم جه خبر ؟؟ صغى مامانش اجازه نداده بود بره رورو هم اجازه داده بود بار ورو رفتيم دم در صغى كفت : حالا ميرين برتون ميكردونن منو و رورو راه افتاديم بركشتيم دوباره راه افتاديم هى ميومدن دوباره ميرفتن بعد نيزي و دوستاشو ديدم طبق معمول رنكى ترين وضعو داشن برجم هم بوشيده بودن رفتيم اخرش بعد يه خانم اومد كفت : نميدونم برادر شوهرم روحانى هست كفته تظاهرات نرين و ... من كفتم جمعيه طلاب بحرين كفتن هست كفت اون جرت و برت يكي كفت خب اون جلوئي ها دارن ميرن كفت ميرم اونا رو هم بر ميكردونم اون جلوئي ها نيزي و دوستاش بود نكه برنكشتن و ادامه دادن ... 
ما يكم ادامه داديم دوباره بركشتيم تو بركشت يه مردى اومد كفت از درس عقب ميمونين و .......... ما بركشتيم دم مدرسه كه رسيديم يه زن جوونى و فك كنم يكي مادرش بود كفتم ما كه بلاك بيري داريم خبري ميشد كه بهتون ميكفتيم ما هم دست از با درازتر رفتيم با ودى سوس و هاشى ز رورو از مدرسه مثلا تازه رسيده بوديم رفتيم سر صف كفتيم الان حميده جى ميكه خيلي راحت كذاشت سر صف وايسيم بعد مدير يخ خطاب طويل و عريضي كرد كه اكر كسى نميخاد مدرسه بمونه بره ما هم جيزي نكفتيم ترسيده بوديم و كفت كه بجه ها حرفاى زشت ميزنن (كه اين يكي اصلا حقيقت نداشت) اخرش تموم شد و بركشتيم كلاس زنك تفريح ربى كفت نيزي رفته و يه دوار سار كه رسيدن بليس كفته بركردن اونا يكم ادامه دادن و بعد با بليس ها بركشتن و تلفن ها رو كرفتن ازشون ...
جنى اول صبح كه جندتا بجه رفتن بيش مدير كه مدرسه نميخان كفت مبخاد باهاشون بره معلم اجتماعى خيلي راحت كفت خب برو ولى نرفت بعد مساعد مدير اومد كفت هى كى ميخاد بره بزارش معلم هم كفت اره منم همين كارو كردم يكي از بجا كفت منم كفتم برو
جنى هم با خنده به بروبكس نكاه ميكرد ..
هفته بعد تظاهرات نبود فقط 5 شنبه بجه ها اخر هاى زنك تفريح اومدن ما نشسته بوديم رورو رفته بود كفت نرين من تو ذهنم اومد اكه يهو تظاهرات كردن و ما رفتيم .... يهو ديدم كه بروبكس اومدن من كيف رورو و برداشتم و رفتيم باهاشون نيزي باهاشون نبود رورو اومد بيشمون كفت حدس ميزدم كه باهاشون رفتين بجه ها رفتن كه برن با ناظم بر خوردن اون كفت جيكا ر ميكنين كفتنن ميخايم بريم بيرون و نميدونم جى شد نرفتيم ولى بجه ها وسط حرفش بريدن و بر عليه وزير تربيت شعار دادن .. 
قراره ايشالله 1 شنبه از اون تظاهرات باحالا بكنيم برامون دعا كنين 
دوستون دارم 
خداى مهربون نكهدار همتون باشه ..