خبر خـــــوب
doseton daram 

mamnon ke hamishe hamrahim kardin 

bye


doseton daram 

mamnon ke hamishe hamrahim kardin 

bye


کــاش قلبم בرد پنهانـﮯ نـבاشت
چهره ام هرگز پشیمانـﮯ نـבاشت
کــاش مـﮯ شد בفتر تقـבیر عشق
حرفـﮯ از یک روز بارانـﮯ نـבاشت
کــاش مـﮯ شد راه سخت عشق را
بـﮯ خطر پیموב و قربانـﮯ نـבاشت
دنیا کوچکتر از آن است
که گمشده ای را در آن یافته باشی
هیچکس اینجا گم نمی شود
آدمها به همان خونسردی که آمدهاند
چمدانشان را می بندند و ناپدید می شوند
یکی در مه، یکي در غبار، یکی در باران،
یکی در باد، و بی رحم ترینشان در برف..
آنچه به جا میماند.
رد پایی است و خاطره ای که هر از گاه، پس می زند
مثل نسیم پرده های اتاقت را...
نگو کسی به فکرت نیست.
و نامت را دنیا از یاد برده است
شاید دنیا، تویی ومن...
ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺻﺪﺍﯼ ﭘﺪﺭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ
ﭘﺎﺷﻮ ﺑﺒﯿﻦ ﭼﻪ ﺑﺮﻓﯽ ﺍﻭﻣﺪﻩ
ﺑﺮﻑ ﺩﻩ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺁﺩﻡ ﺑﺮﻓﯿﻬﺎﯾﺶ…
ﺑﺮﻑ ﭼﻬﺎﺭﺩﻩ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺭﺍ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﻭﺗﻌﻄﯿﻠﯽ ﻫﺎﯾﺶ…
ﺑﺮﻑ ﻫﺠﺪﻩ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺩﺭﺳﺖ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﯾﺦ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩ…
ﺑﺮﻑ ﺑﯿﺴﺖ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻗﺪﻡ ﺯﺩﻧﻬﺎﯼ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻭ ﺭﺩ ﭘﺎﻫﺎﯾﻢ ...
ﺑﺮﻑ ﺑﯿﺴﺖ ﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﻓﻘﻂ ﺳﺮﺩ ﺑﻮﺩ ﻭ
ﺳﺮﺩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺳﺮﺩ ﺑﻮﺩ …!