سلام من زهره ام از این به بعد مدیریت وبلاگ به عهده ی منه . از همتون ممنونم که به وبلاگ من سر زدید دوستون دارم

به ابد خواهم برد

 

من به درماندگی صخره و سنگ

من به آوارگی ابر و نسیم

من به سرگشتگی آهوی دشت

من به تنهایی خود می مانم

من در این شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی گیسوان تو به یادم می آید

شعر چشمان تو را می خوانم

چشم تو چشمه شوق

چشم تو ژرف ترین راز وجود برگ بید است که با زمزمه جاریه باد تن به وارستن عمر ابدی می سپرد

تو تماشا کن

که بهاری دیگر

پاورچین پاورچین

از دل تاریکی میگذرد

و تو در خوابی

 پرستو ها خوابند و تو می اندیشی

به بهاری دیگر

به یاری دیگر

اما برای من

نه بهاری

و نه یاری دیگر

- افسوس

من و تو  دور از هم می پوسیم

غمم از وحشت پوسیدن نیست

غمم از زیستن بی تو در این لحظه پر دلهره است

دیگر از من تا خاک شدن راهی نیست

از سر این بام

این صحرا

این دریا

پر خواهم زد

خواهم مرد

 و غم تو این غم شیرین را

با خود به ابد خواهم برد

دل

چی بگم وقتی دیگه حرفی نمونده تو دلم ؟

یک غم بزرگیه این روزا مونده رو دلم

این روزا عشق و دارن تو کوچه ها دار میزنن

واسه دل های شکسته دیگه زار نمیزنن

دیگه غربت واسه من رنگ سیاهی نداره

هرکی گفت که عاشقه به قلب من راه نداره

انقدر دروغ شنیدم راست و باور ندارم

دیگه روی شونه هام هر سری رو نمیذارم

شاعر : میلاد جانمحمدی

بی بهونه یاد من باش

رفتی و خاطره های تو نشسته تو خیالم

 

 بی تو من اسیر دست ارزوهای محالم

 

 یاد من نبودی اما من به یاد تو شکستم

 

 غیر تو که دوری از من دل به هیچ کسی

 نبستم

 

 هم ترانه یاد من باش بی بهانه یاد من باش

 

 وقت بیداری مهتاب عاشقانه یاد من باش

 

 اگه باشی با نگاهت میشه از حادثه رد شد

 

 میشه تو اتیش عشقت گر گرفتن و بلد شد

 

 اگه دوری اگه نیستی نفس فریاد من باش

 

 تا ابد تا ته دنیا تا همیشه یاد من باش

 

دنبال وجهی می گردم
که تمثیل تو باشد
زلالی چشم هات
بی پایانی آسمان
مهربانی دست هات
...
نوازش گندمزار
و همین چیزهای بی پایان.
نمی دانستم دلتنگیت
قلبم را مچاله می کند
نمی دانستم وگرنه
از راه دیگری
جلو راهت سبز می شدم
تمهیدی، تولد دوباره ای، فکری
تا دوباره
در شمایلی دیگر
عاشقت شوم.
گفته بودم دوستت دارم؟

چند اس ام اس.................

خدایا راهی نمی بینم اینده پنهان است مهم نیست

همین کافیست که تو راه را می بینی ومن تورا.

دیروزامروز دست به یکی کردن.دیروز با خاطراتش

مرا فریب داد وفردا باوعده هایش مراخراب کرد

وقتی بیدار شدم امروز هم رفته بود.

دو خط موازی هیچوقت به هم نمی رسن مگر اینکه

یکیشون واسه دیگری بشکنه پس میشکنم فقط

بخاطر تو.

غرور هدیه ای شیطانی است وعشق هدیه ی خداوند

ما هدیه ی شیطان رابه هم می دهیم ولی هدیه ی خداوند

را از هم پنهان میکنیم.

 

خیلی ها مترسک رو دوست ندارن ولی من دوستش

دارم چون تنهایی رو درک میکنه.

 

عشق

من دراین کلبه خوشم.     

                             تو دران اوج که هستی خوش باش.

من به عشق تو خوشم.

                              

                             توبه عشق هرکه هستی خوش باش

بعضی هامی گویند چون گرفتارن از خدا غافلند .

اما نمیدانندچون از خدا غافلند گرفتارن..........

زندگی

زندگی یک هدیه است وباید به ازای ان چیزی باز گردانیم وان

خود اصلاح شده ی ماست.............

 

 

دوست

به افتاب گفتم ازتو مهربانچیست........گفت نگاه دوست.

به موج گفتم ازتوارام ترچیست...........گفت صدای دوست.

به باران گفتم ازتوزیباترچیست............گفت اشک دوست.

به کویرگفتم ازتوتشنه تر چیست.............گفت دل دوست.

به دوست گفتم از تو بهتر چیست..........گفت خدای دوست