مدرسه
امروز رفتم تو حیات و دیدم تو لونه ای که گنجشکا ساختن جوجه ها از تخم بیرون اومدن. بعد از یک ساعت رفتم دیدم یکیشون از تو لونه افتاده و مرده. خیلی ناراحت شدم . گنجشک نازه من.
امیدوارم اون سه تای دیگه بزرگ بشن 🙂
🍀🍀
مدرسهامروز رفتم تو حیات و دیدم تو لونه ای که گنجشکا ساختن جوجه ها از تخم بیرون اومدن. بعد از یک ساعت رفتم دیدم یکیشون از تو لونه افتاده و مرده. خیلی ناراحت شدم . گنجشک نازه من.
امیدوارم اون سه تای دیگه بزرگ بشن 🙂

نمی دانم از چه بنویسم و چرا بنویسم
ولی
گاهی دلت میگیرد
از بعضی ها
از بعضی کارها
از سن و سالت
از خودت
از همه چیز دلت می گیرد
دل است دیگر . گاهی نیاز به تغییر دارد .....
بی تو
نه توان رفتن دارم و نه توان زیستن
بی تو همه چیز سخت می گذرد
بی تو زمان از حرکت ایستاده و من مرده ای متحرکم
کاش بودی تا با تو بهشت را در وجود خود حس کنم
کاش قلمم کند نمی شد و مثل همیشه و هر زمان احساس درونی خودم را می توانستم بیان کنم تا گلویم را نفشارد
بغض های زیادی دارم
بغض های ندیدنت
بغض های نداشتنت
بغض های ...
آه ای آسمان شب های سرد
با من چه کردی اینگونه زخم های تازیانه بر من زدی
روزهای شاد و قشنگ،کجایید
ای روزگار تو خود گونه ای دیگر بچرخ... مرا یارای چرخیدن نیست.
نوشته های آسمان
خداوندا پناهم باشگرم و صمیمی..پر از لبخند
روزها که میگذرد بیشتر از همیشه دلتنگ میشوم
ای کاش خداوند هدیه ای به من میداد ...پر از شادی
میدوم تا بیابم لبخند شیرینی که انتظارش را داشتم
امان از این روزگار
نگاهش را نمیتوانم هیچ جا بیابم
کاش زمانه جور دیگری گرد بود
زمان میگذرد
و من تنها اشک را روی گونه هایم حس میکنم
دلتنگ تر از دلتنگی فقط خدا را میجویم
خداوندا پناهم باش
نوشته های آسمان