تبدیل یخچال به قایق ماهیگیری!/تصاوير








که با توجه به مطالاعات شخصی یکی از وبلاگها معمولا فعالتر می باشد هر چند این یک نقص در وبلاگ نویسی است ولی چند وقتی است دنبال مسائل فنی نرفته ام و مطالعه ای نداشته ام
امیدوارم وقتی مسائل فنی را مجددا شروع کردم بررسی کردن این وبلاگ با فعالیت مضاعفی به کار خود ادامه دهد


برگرفته شده از کتاب آموزش تضمینی الکترونیک :
نام دیگر اهمتر،مولتی متر یا آوومتر می باشد.
اندازه گیری مقدار مقاومت،مقدار ولتاژ متناوب،مقدار ولتاژ مستقیم و مقدار جریان می باشد و به آن اندازه گیر چند حالته یا مولتی متر می گویند.
ابتدا کلید سلکتور اهمتر را روی r*1 گذاشته و دو فیش اهمتر را به هم اتصال می دهیم،عقربه باید حرکت کند و روی صفر بایستد.در غیر اینصورت پیچ تنظیم صفر اهمتر باید تنظیم شود.اگر تنظیم نشد،باطری قلمی 1.5 ولتی داخل اهمتر ضعیف است. (باطری 9 ولت کتابی مربوط به قسمت r*10k است.)یا اهمتر خراب است سپس دو فیش اهمتر را به دو سر مقاومت می زنیم.البته دقت شود که هر دو دست به فیش های اهمتر تماس نداشته باشد.اگر عقربه حرکت نکند کلید را روی r*10 و یا r*100 و یا r*1k قرار می دهیم.
به طور مثال اگر کلید روی r*100 باشد و عقربه روی خط مدرج شده روی عدد 50 ایستاد می گوییم مقدار مقاومت برابر است با (100*50=5000) یعنی 5000 اهم می باشد.اگر کلید را روی r*1k قرار دهیم و عقربه روی 5 بایستد که مقدار مقاومت باز هم برابر است با :
5*1k=5k
دقت شود هر بار که کلید را روی r*1 یا r*10 یا ...قرار می دهیم باید تنظیم صفر مجددا صورت گیرد.
برای اندازه گیری ولتاژ ac(مانند برق شهر) کلید انتخاب کننده (سلکتور) را در قسمت ac-vباید قرار داد.(برق acقطب مثبت و منفی ندارد و فیش ها را از هر طرف بزنیم فرقی نمی کند.)
اگر کلید را روی درجه 10 قرار دهیم مقدار ولتاژ را روی خط مدرج بین صفر تا 10 باید بخوانیم،اگر کلید را روی درجه 50 قرار دهیم،مقدار ولتاژ را روی خط مدرج بین صفر تا 50 باید بخوانیم و اگر کلید سلکتور را روی درجه 250 قرار دهیم،مقدار ولتاژ را روی خط مدرج 0 تا 250 باید بخوانیم و اگر کلید سلکتوری را روی درجه 500 قرار دهیم،چون خط مدرج 500 وجود ندارد،مقدار ولتاژ را روی خط 0 تا 50 می خوانیم و آن را در 10 ضرب می کنیم و اگر کلید را روی 1 قرار دهیم مقدار ولتاژ را روی خط 0 تا 10 خوانده و بر 10 تقسیم می کنیم.
برای اندازه گیری ولتاژ dc(مانند برق باطری یا آداپتور) کلید سلکتور را باید در قسمت dc-v قرار داد.برق dc دارای قطب + و - است و باید فیش سیاه را به منفی و فیش قرمز را به مثبت بزنیم در غیر اینصورت عقربه در جهت مخالف حرکت می کند.برای خواندن ولتاژ dc مانند ولتاژ ac عمل می شود،یعنی اگر کلید روی 10 باشد مقدار ولتاژ روی خط مدرج بین صفر تا 10 و اگر روی 50 باشد روی خط مدرج صفر تا 50 و اگر روی 250 باشد روی خط مدرج صفر تا 250 خوانده می شود.
برای اندازه گیری جریان dc بایستی مولتی متری که کلید آن روی dc-ma است،به طور سری در مدار قرار گیرد و مقدار جریان روی همان خطوط مدرج بین 0 تا 10،یا 0 تا 50 و یا 0 تا 250 خوانده شود.
دکمه فشاری قرمز روی بعضی اهمترها برای تست باطری اهمتر است،اگر فشار دادیم و عقربه تا نیمه حرکت کرد باطری سالم است.همچنین اگر دو سر اهمتر را به هم بزنیم و با تنظیم پیچ اهمتر عقربه روی صفر نیاید یا باطری آن ضعیف است یا اهمتر خراب است.
کلید دو حالته در بعضی اهمترها (+ -) برای اینست که اگر در موقع ولتاژگیری عقربه در جهت مخالف حرکت شود به جای تعویض فیش ها کلید را در حالت دیگر قرار داده ولتاژ را بخوانیم.
برای اندازه گیری ولتاژ باطری ها کلید سلکتور در قسمت ولتاژ روی درجه 10 قرار دارد بنابراین مقدار را روی خط مدرج بین صفر تا 10 باید بخوانیم که در این صورت مشاهده می کنیم،عقربه بین 4 تا 6 قرار گرفته است و حدودv 4.5 ولت را نشان می دهد.همچنین در شکل زیر طریق ولتاژگیری برق شهر نشان داده شده است.
کلید سلکتور اهمتر را روی قسمت ω قرار می دهیم در این قسمت،علامت های ((200 و 2kو 20kو 200kو 2mو 20m)) نوشته شده است که قسمت ●))) مربوط به تست دیود،تست ترانزیستور و تست قطع و وصل بودن می باشد (بیزر یا بوق).
هنگامی که کلید اهمتر را روی عدد 200 قرار می دهیم،یعنی اهمتر در این حالت قابلیت اندازه گیری مقاومت های بین صفر تا 200 اهم را دارا می باشد و هنگامی که کلید را روی 2k قرار می دهیم،یعنی اهمتر قابلیت اندازه گیری مقاومت های بین صفر تا 2 کیلو اهم را دارا می باشد و ... ضمنا در این حالت فیش سیاه اهمتر را در محل com و فیش قرمز اهمتر را در محلی که با v/f/ω مشخص شده قرار می دهیم و مقدار مقاومت را بر روی صفحه می خوانیم.هرگاه اهمتر قادر به خواندن مقدار مقاومت نباشد عدد 1 ظاهر می شود که باید کلید را تغییر داد و هرگاه اهمتر در همه حالت عدد 1 را نشان دهد معرف خرابی مقاومت است.
برای تست دیودها و ترانزیستورها،کلید اهمتر را روی قسمت ... قرار می دهیم و فیش سیاه اهمتر را در نقطه com و فیش قرمز را در نقطه v/f/ω قرار داده و دیود و ترانزیستور را تست می کنیم.
کلید سلکتور را روی محدوده ولتاژ dc که با علامت _ مشخص شده قرار می دهیم.در این محدوده شماره های مختلفی دیده می شود.چنانچه کلید را روی رنج 200m قرار دهیم،مفهومش اینست که اهمتر در این حالت قادر است ولتاژهای بین صفر تا 200 میلی وات را اندازه گیری کند.چنانچه کلید سلکتور را روی عدد 2v قرار دهیم مفهومش اینست که اهمتر در اینحالت قادر است ولتاژهای بین صفر تا 2 ولت را اندازه گیری کند و به همین نحو... در این حالت نیز فیش سیاه در محل com و فیش قرمز در محل v/f/ω نصب می شود.ضمنا به علت اینکه بایستی فیش مثبت و منفی را درست وصل کنیم،در صورت برعکس زدن فیشها،مقدار ولتاژ با علامت منفی روی صفحه ظاهر می شود.
کلید سلکتور اهمتر را روی محدوده ولتاژ ac که با علامت ~ مشخص شده قرار می دهیم.در این محدوده شماره های مختلفی دیده میشود.چنانچه کلید را روی رنج 2v قرار دهیم،یعنی در این حالت اهمتر قادر است ولتاژهای بین صفر تا 2 ولت متناوب را اندازه گیری کند و اگر کلید را روی 20v قرار دهیم یعنی اهمتر ولتاژهای بین صفر تا 20 ولت را می تواند اندازه گیری نماید.در این حالت فیش سیاه را در محل com و فیش قرمز را در محل v/f/ω قرار داده و فیش ها را از هر طرف به محل ولتاژ وصل کنیم فرقی نمی کند چون ولتاژ متناوب قطب منفی و مثبت ندارد.
کلید سلکتور را روی قسمت dc-ma قرار داده و فیش سیاه را در محل com و فیش قرمز را در محل ma (برای جریان کم) و یا 20a (برای جریان زیاد) قرار داده و آنگاه برای اندازه گیری جریان،فیش اهمتر را در مدار مربوطه به صورت سری قرار می دهیم.
پایه های خازن را پس از خالی خازن،در محلی که با cx در قسمت بالای اهمتر مشخص شده است قرار داده و کلید سلکتور را در قسمت cx،بر روی یکی از شماره ها قرار می دهیم.به طور مثال وقتی کلید سلکتور را روی رنج 20n قرار می دهیم یعنی اهمتر قادر است ظرفیت خازنهایی که بین صفر تا 20 نانوفاراد است را اندازه گیری نماید.
ابتدا مشخص می کنیم که ترانزیستور pnp(مثبت) است و یا npn(منفی) و سپس پایه های bو eو c آن را مشخص می کنیم.
سپس ترانزیستور مورد تست را در محل مربوطه قرار داده و کلید سلکتور را روی hfe قرار می دهیم و آنگاه مقدار hfe ترانزیستور بر روی صفحه اهمتر ظاهر می شود که با مقایسه کردن آن با مقدار hfe که در جلوی شماره آن ترانزیستور،در کتاب مشابهات ترانزیستورها نوشته شده است،می توان پی برد که ترانزیستور سالم است یا خراب.
کلید سلکتور اهمتر را روی قسمت فرکانس (20khz) قرار داده و فیش سیاه را به محل com و فیش قرمز را در محل v/f/ω قرار می دهیم و آنگاه مقدار فرکانس را اندازه می گیریم.
قطعه حساس به حرارت را که به دو فیش وصل است و در جعبه اهمتر قرار دارد به محلی که در قسمت بالای اهمتر قرار دارد و با علامت - و + مشخص شده قرار داده و آنگاه اگر قطعه فوق را به محل دما نزدیک کنیم مقدار حرارت بر روی صفحه اهمتر ظاهر می شود.
در بعضی اهمترهای دیجیتال،مقدار کم و زیاد شده و متناوبا تغییر کند که برای ثابت دیده شدن عدد،می توان کلید hold را فشار داد.
/اندازه-گيري-ولتاژ-rms.jpg)
معمولا اندازه گیری ولتاژهای dc ساده و سر راست می باشد.تنها سر در گمی ممکن یافتن نقطه مرجع اندازه گیری است.با این حال زمین مدار به عنوان مرجع پتانسیل صفر در نظر گرفته می شود و موارد اسثنا نیز به طور واضح ذکر می شود.
در اندازه گیری وقتی که ولتاژهای ac به میان می آیند پیچیده تر می شود.یک ولتاژ ac طبق تعریف،یک مقدار دائما در حال تغییر است.برای اندازه گیری ولتاژ acچندین راه مختلف وجود دارد که بسته به شرایط مفید واقع می شوند.برای مثال ممکن است دانستن مقادیر مطلق ماکزیمم مورد نظر شما باشد و می خواهید پیک ولتاژ را در یک تناوب بدانید.برای راحتی فرض کنید که تمام شکل موج ها حول محور 0v قرار گرفته اند.
یک ولتاژ ac ممکن است شکل سینوسی داشته و دارای دامنه حداکثر 10vباشد.(پیک منفی -10v است) گفتن اینکه یک سیگنال 10v ac داریم گمراه کننده است چرا که پیک ولتاژ فقط برای کسر کوچکی از ثانیه برقرار است و در بقیه زمان های یک دوره تناوب ولتاژ لحظه ای به طور قابل توجهی کمتر از این مقدار پیک است.
از آنجا که ولتاژ بین دو مقدار حداقل و حداکثر یعنی -10v و +10v نوسان می کند رنج 20v را پوشش می دهد.در برخی موارد اندازه گیری سیگنال 20v پیک تا پیک مفید است.اما گفتن اینکه یک سیگنال 20v ac داریم باز هم گمراه کننده است.
راه کار منطقی محاسبه متوسط ولتاژهای لحظه ای در یک دوره تناوب است.به علت تقارن شکل موج سینوسی حول محور صفر و خنثی شدن مقادیر مثبت و منفی با یکدیگر کل دوره تناوب قابل استفاده نیست و در صورت چنین کاری مقدار متوسط صفر خواهد شد.
برای متوسط گیری از ولتاژهای ac،فقط نیمی از یک دوره متناوب مورد توجه قرار می گیرد.به لحاظ ریاضی ثابت شده است که برای موج سینوسی،مقدار متوسط همیشه برابر با 0/696 مقدار پیک می باشد.در مثال ما که پیک ولتاژ موج سینوسی 10v است مقدار متوسط برابر 6/36v است.
با داشتن مقادیر متوسط،مقایسه ولتاژهای ac معنی پیدا می کند.متاسفانه فرمول قانون اهم برای مقادیر متوسط محدودیت بزرگی ایجاد می کنند.
یک راه برای به کارگیری قانون اهم در ولتاژهای ac بیان کردن این ولتاژها بر اساس ولتاژ dc آنهاست.برای یافتن چنین مقدار معادلی باید مقدار rms (ولتاژ موثر) سیگنال ac را محاسبه کرد.برای موج سینوسی،مقدار rms برابر 0/707 مقدار پیک است.در مثالی که در بالا آورده شده ولتاژ پیک 10v است.بنابراین ولتاژ rms برابر 7/07 v است یعنی این سیگنال به اندازه یک ولتاژ 7/07 v dcدر یک مقاومت گرما ایجاد می کند.همچنین می توان قانون اهم را همانند مقادیر dc برای مقادیر rms هم به کار برد.به عنوان یک قانون،روابط ولتاژها و جریان های ac معمولا بر حسبrms بیان می شوند.
بهتر است برای جلوگیری از سردرگمی و روشن شدن مطلب کمی بیشتر توضیح دهیم.برای راحتی،مقایسه های زیر برای مقادیر مختلف ac آورده شده است.
مقدار پیک * 0/707=rms
مقدار متوسط * 1/11=rms
rms * 0/9=مقدار متوسط
مقدار پیک *0/636=مقدار متوسط
rms * 1/41=مقدار پیک
مقدار متوسط * 1/57=مقدار پیک
پیک * 2=پیک تا پیک
به خاطر داشته باشید که روابط و مقادیر فوق فقط برای سیگنالهای سینوسی صحت دارند.
اغلب ولت متر های ac برای اندازه گیری ولتاژهای سینوسی کالیبره شده اند و برای اندازه گیری های سایر سیگنالهای ac دقیق نیستند.چنانچه صرفا بخواهید یک مقایسه ساده انجام دهید،ولت متر ac برای سیگنالهای غیر سینوسی کفایت می کند.اما اگر مقدار دقیق rms یک سیگنال غیر سینوسی مورد نظر باشد ولت متر acکمک چندانی نخواهد کرد.
علاوه بر این ولت مترهای ac به فرکانس هم وابسته هستند.این ولت مترها برای اندازه گیری دقیق در فرکانس برق شهری(60 hz) تنظیم شده اند.ولت مترها در 75% موارد کار خود را به خوبی انجام می دهند.در بقیه موارد هم باید تکنسین از روش های مقایسه ای،تخمینی و یا حدس های تجربی استفاده کند.
امروزه میترهایی وجود دارند که کارهای محاسباتی را هم انجام می دهند.در سالهای اخیر در داخل آنها از icهایی استفاده می شود که تبدیل rms به dc را انجام می دهند.یعنی اینکه یک سیگنال acبا تقریبا هر شکل موجی به ورودی داده می شود و ولتاژ dc متناسب در خروجی تولید می شود.این ولتاژ dcدقیقا به اندازه مقدار rms واقعی سیگنال ورودی می باشد.از نمونه این ic ها می توان به دو آی سی ad637 و ad536ajd اشاره کرد.
نویسنده : رامین فریور (delton t.horn)
يک باطري 9 ولتي انتخاب نموده،ولتاژ مثبت را به آند زده و ولتاژ منفي را به يک لامپ کوچک 3 ولتي داده و سر ديگر لامپ را به کاتد وصل نماييد،در اينحالت بايد لامپ خاموش باشد. سپس پايه گيت را به کمک سيمي يک لحظه به آند وصل مي کنيم،لامپ بايد روشن شود،اگر گيت منفي باشد گيت را به کاتد وصل مي کنيم.
سپس سيمي که گيت را به آند اتصال داده جدا مي کنيم که لامپ همچنان بايد روشن بماند.
نکته : در تريستورها و تراياکهايي که گيت آنها نياز به جريان کمي براي تحريک دارد،فيش قرمز را به کاتد و سياه را به آند زده،عقربه اهمتر که روي رنج ضربدر يک است نبايد حرکتي کند سپس آند را به گيت اتصال داده و بر مي داريم عقربه بايد اهم نشان دهد و همانجا بماند که در اينصورت سالم است.
تست آي سي
تست آي سي با اهمتر "دقيقا" تست نمي شود،ولي چند روش تجربي وجود دارد،يک روش اين است که آن پايه از آي سي که بيشترين ولتاژ به آن مي رسد (پايه تغذيه) به آن پايه از آي سي که به شاسي مي رود ( يا به بدنه فلزي آي سي ) از دو طرف هيچ اهمي نبايد نشان دهد.
تست لامپهاي الکتروني
اولا بايستي روي بدنه شيشه اي لامپ از داخل گرد سياه و يا سفيد نگرفته باشد و ثانيا دو پايه فيلامان به همديگر راه دهد (اهمي نشان دهد) که دو پايه فيلامان
تست قطعات خارج مدار با اهمتر
1-تست فیوز
دو سر اهمتر را که روی رنج ضربدر یک است به دو سر فیوز زده،اگر عقربه روی صفر ایستاد فیوز سالم است.
2-تست کلید
از هر سه پایه مجاور،در یک حالت دو پایه باید به هم راه دهد و دو پایه به هم راه ندهد و در حالت دیگر برعکس این حالت باید نشان دهد.
3-تست گوشی و بلندگو
دو سر باطری را به سر گوشی زده اگر صدای خش خش شنیده شد گوشی و یا بلندگو سالم است.
4-تست میکروفون
دو سر اهم را که روی رنج ضربدر یک کیلو وات است به دو سر میکروفون زده اگر عقربه، اهمی نشان داد سالم است.
5-تست فیش
از سه پایه فیش، در یک حالت بایستی دو پایه بهم صفر نشان دهد و وقتی گوشی داخل است این دو پایه بی نهایت نشان دهد.
6-تست مقاومت
دو سر اهمتر را به دو سر مقاومت زده و

آی سی 555 همه جا یافت می شود و یکی از ارزانترین و در عین حال پرکاربردترین و قوی ترین انواع موجود در بازار است.گاهی اوقات به صورت ttl 555 به بازار عرضه شده و تغذیه آن از حدرد 4 ولت تا 16 الی 18 ولت مقدور است.قیمت زیادی نداشته و بیشتر بستگی به تعداد خریداری شده و شرکت تولید کننده آن دارد.حتی وقتی خروجی آی سی به باری وصل نیست.
مدار داخل تراشه جریانی در حدود 10 میلی آمپر مصرف می کند.لذا اگر لازم است که تراشه همیشه به تغذیه متصل و روشن باشد.این آی سی برای کار با باتری خیلی مناسب نیست.
نمونه های خانواده cmos این تراشه (icm7555,icl7555,tlc555) نیز موجود بوده و با تغذیه 2 الی 18 ولت کار می کنند و مدار داخلی آنها هنگام روشن بودن،جریانی در حدود 60 میکرو آمپر می کشد.قیمت این آی سی ها هم مثل تراشه های خانواده ttl،ارزان و مناسب می باشد.در زبان فنی الکترونیک، تراشه های خانواده ttl555 ، و آی سی های گروه cmos،7555 نامیده می شوند.555 در محفظه های 8 پایه ای و به صورت تک تایمر عرضه شده و نوع دوقلوی آن که 556 نامیده می شود،14 پایه دارد.
7555 هم به همین صورت است و نوع تک تایمر آن در محفظه های 8 پایه و نمونه دوقلوی آن که 14 پایه دارد،7556 نامیده می شود.
تراشه های 555 و 7555،اکثرا تایمر یا زمان سنج هم نامیده می شوند.این آی سی ها در داخل خود از حدود 28 ترانزیستور سود می جویند و تنها قطعات اضافی مورد نیاز همراه آنها،عناصر زمانبندی،یعنی یک مقاومت و یک خازن می باشد.وقتی خازنی به یک ولتاژ متصل می شود،شارژ شدن آن به زمان خاصی نیاز دارد اگر یک مقاومت هم با خازن مزبور سری شده باشد،زمان یاد شده بیشتر خواهد شد.تراشه مورد نظر ما،ولتاژ صعودی یا نزولی را آشکار می سازد.وقتی ولتاژ خازن دو سوم ولتاژ تغذیه می شود،خروجی lمی گردد و به طریق مشابه زمانی که ولتاژ یاد شده به یک سوم ولتاژ تغذیه افت نماید،خروجی hمی شود.
با این آی سی می توان کارهای دیگری را هم صورت داد مثلا عملکرد آن را متوقف کرد یا ترتیبی اتخاذ نمود که در پایه خروجی یک h_lواحد ارایه دهد که حالت اخیر به عملکرد تک پایا یا تک ضربه ای معروف است.
وقتی فرکانس خروجی آی سی بیش از یک سیکل بر ثانیه (1 هرتز) می شود،مدار،نوسان ساز نامیده شده و در صورتی که فرکانس یا شده کمتر از حد مزبور گردد به آن تایمر می گوییند.
این آی سی را نباید به غلط تایمر 555 نامید چون کاربرذهای گوناگون دیگری هم دارد.به این دلیل است که در این مقاله ما از آن فقط به عنوان 555 (بخوانید 5،5،5) یاد می کنیم.نکته دیگری که در این رابطه باید از آن آگاه باشید،ولتاژ در پایه خروجی 3 ولت است.
ولتاژ پایه یاد شده حدود 1 تا 2 ولت کمتر از ولتاژ خط بوده و هیچوقت صفر نمی شود (وقتی جریان کشیده از مدار 10 میلی آمپر باشد،0.7 ولت و به ازای 200 میلی آمپر،1900 میلی ولت است).
برای مثال وقتی ولتاژ خروجی حدود 10 ولت باشد،به ولتاژ تغذیه ای در حدود 12.6 ولت نیاز خواهیم داشت.از نظر اصظلاحات الکترونیکی، 555 توانایی های گیرندگی و دهندگی خیلی خوبی نداشته و ضعیف عمل می کند.

پایه های 555

در این مقاله یک جمع بندی از تکنیک های عیب یابی تمامی انواع ابزارهای الکترونیکی را ارائه می دهد.بدون توجه به ایک که درباره چه مداری صحبت می کنیم،یک روش منطقی برای پیدا کردن و تصحیح یک ایراد،برای مثال در هر ابزار یا سیستمی وجود دارد و باید بدانید که وسیله چگونه را مورد بررسی قرار دهید تا بفهمید که هر مدار به طور عادی چگونه کار می کند.
اگر ابزار نظامی یا صنعتی است،یک جزوه آموزشی وجود دارد که همه نوع اطلاعاتی را به شما می دهد (تئوری عملکرد،مراحل کار و آزمایش،عملیات تنظیم،لیست بخش ها،دیاگرام موقعیت و غیره).در بعضی از سیستم های پیچیده،چندین جزوه وجود دارد (تعمیر،نکات قبل از تعمیر،عملکرد،کاتالوگ بخش ها و غیره).
اگر وسیله از نوع ابزار الکترونیکی یا سرگرمی خانگی است،مانند تلویزیون یا مانیتور،ویدیو،دوربین و غیره،ورقه های اطلاعاتی آن معمولا در دسترس هستند.
هر چند این ورقه ها،توصیف های کاملی را که در جزوه های فنی ارائه می شوند در خود ندارند،ولی اطلاعات مختصر و مفیدی را در خود دارند (نمودار شماتیک،عملیات آزمایش و تنظیم،شکل موج ها،ولتاژها و اطلاعات مقاومتی و غیره) که برای این نوع وسیله ها کافی و دقیق است.در صورت نداشتن ورقه های اطلاعاتی،اغلب ابزارهای سرگرمی خانگی با یک نمودار شماتیک همراه هستند که بعضی از شکل موج ها،اطلاعات مقاومت و ولتاژها را در خود دارند.
بدون توجه به این که چه اطلاعاتی در دسترس هستند،قبل از اقدام به تعمیر دستگاه،اطلاعات را به طور کامل مطالعه کنید.در موارد نادر،اطلاعاتی برای خواندن وجود ندارد.اگر تاکنون تحت این شرایط،دستگاهی را تعمیر کرده باشید.این مقاله و تشریحات آن بسیار برایتان مناسب است.
شما باید کار تمام کنترل ها و تنظیم ها و طرز کار آنها را بدانید.اغلب موارد که عیب ها خیلی بد به نظر می رسند،اشکال کار به کاربر باز می گردد.همچنین وقتی که از عمر دستگاه خیلی می گذرد،ممکن است بعضی تنظیم ها خارج شوند.در هر صورت برای یک تعمیر خوب باید بتوانید با دستگاه کار کنید.
در ابزارهای ساده الکتریکی،مراحل کاری واضح و استاندارد شده هستند،مانند مراحل کاری دستگاههای تلویزیون هر چند اگر از این کار ناامید شوید،سعی کنید جزوه استفاده کننده دستگاه را بگیرید که معمولا عملکرد و پیش تذکرات ویژه ای در مورد ابزار ارائه می دهد.
شما باید بدانید که چگونه از ایزارهای اندازه گیری برای انجام عملیات آزمایش و تنظیم استفاده کنید.اگر نتوانید از ابزارهای آزمایش الکترونیکی،به طور موثری استفاده کنید،در هر تعمیری که انجام می دهید واقعا به دردسر خواهید افتاد.به خاطر داشته باشید که بعضی از دستگاه ها به وسیله های اندازه گیری خاص نیاز دارند،مانند جعبه های نوری،اندازه گیریهای نور،جدول های تنظیم و منابع نور برای دوربین ها.
خوشبختانه اغلب عملیات عیب یابی الکترونیکی را می توان با سه وسیله اساسی انجام داد:مولتی متر(اهم متر)،اسیلوسکوپ(که ما نام اسکوپ را برای آن استفاده می کنیم) و منابع سیگنال (مولد rf،مولد جاروب کننده،مولد صوتی،مولد رنگی ntscوغیره)
شما باید بتوانید وسیله تعمیر شده را یک بررسی کلی نمایید.بدون توجه به این که تعمیر کاری،ساده یا مشکل باشد.گاهی یک اشکال،نتیجه اشکال دیگری است.اگر هر دو،برطرف نشوند عیب باقی خواهد ماند.یک مثال عمومی از این مسئله،اتصال کوتاه یا جرقه قطع و وصل شونده بین دو قطعه (مثلا بین دو پایه بر روی رابط گوشه ای از برد مدار چاپی)به وجود آمده است و فرض کنید که اتصال کوتاه،یک مقاومت را بر روی بر مدار چاپی و یا یک برد آی سی دار کامل را بسوزاند.
برای این که یک بازنگری دقیق انجام دهید،باز هم لازم است که دستگاه و عملیات کاری آن را داشته باشید (معمولا در جزوه فنی،ورقه های اطلاعاتی یا جزوه معمولی استفاده کننده،پیدا می شوند)
عموما اگر دستگاه تمام عملیات کاری خود را به طور صحیح انجام دهد،می توانیم فرض کنیم که درست بوده و آماده استفاده است.همچنین بازنگری دستگاه بعد از تعمیر،می تواند نیاز به تنظیم مجدد کنترل های دستگاه را به ما نشان دهد.
باید بدانید که چگونه از ابزار تعمیر استفاده کنید.اغلب کار تعمیر را می توان با ابزارهای ساده انجام داد (وسایل لحیم کاری،انبر دست،آچار پیچ گوشتی،سیم چین و غیره).هر چند برای دستگاهها و مدارهای خاص نیاز به تکنیک های خاصی است.تعمیر بردهای مدار چاپی و برداشتن یا تعویض بردهای آی سی دار مثال هایی از این است.به خاطر داشته باشید که اگر دستگاه دارای تجهیزات مکانیکی است مانند ویدیوها و دوربین ها به ابزارهای اندازه گیری خاص نیاز است.
سرانجام شما باید بتوانید به طور منطقی اطلاعات وسیله معیوب را تحلیل کنید و روشی سیستماتیک و منطقی برای یافتن اشکال اعمال کنید.به طور خلاصه باید بتوانید فکر کنید.اطلاعاتی که باید تحلیل شود ممکن است در ساختار وسیله مثلا ظاهر شدن تصویر در تلویزیون یا نمایشی که از ابزارهای آزمایش کننده به دست می آید (اندازه گیریهای ولتاژ و مقاومت یا شکل موج) باشند.در هر صورت این تحلیل اطلاعات است که عیب یابی را منطقی و موثر می کند.
چهار مراحل عیب یابی وجود دارد :
1-نشانه های عیب را بیابید
2-عیب را به یک واحد یا برد عملیاتی ارتباط دهید
3-عیب را به یک مدار(یا برد مداری) در روی آن برد مربوط دانسته
4-عیب خاص را پیدا کنید
در دستگاه های بسیار ساده یا در دستگاه هایی که فقط یک مدار عملیاتی دارند(تلویزیون،ویدیو،دوربین و غیره) می توان از مرحله 2 صرف نظر کرد.
به دست آوردن نشانه ها،به معنی آن است که باید بدانید وسیله در حات عادی چه کاری انجام می دهد و مهمتر از آن،چه هنگام وسیله درست کار نمی کند.همه می دانند که یک تلویزیون چه کاری انجام می دهد.ولی کسی نمی داند که یک دستگاه چقدر خوب تحت همه شرایط کار می کند و در گذشته هم کار می کرده است.
تمام تلویزیون ها دارای کنترل عملیاتی و تنظیم داخلی هستند تا کار خود را انجام دهند (بلدگو و لامپ تصویر).باید نشانه های طبیعی و غیر طبیعی که توسط بلدگو و لامپ تصویر ایجاد شده اند را تحلیل کنید تا به سوالات پاسخ دهید : ((این دستگاه چقدر خوب کار می کند و کدام قسمت دستگاه می تواند معیوب باشد که چنین نشانه هایی به وجود بیاورد؟))
مرحله به دست آوردن عیب،به این معنی نیست که دستگاه را با آچار پیچ گوشتی و هویه باز کنید و همچنین به معنی استفاده زیاد از وسایل اندازه گیری نیست.بلکه به معنی یک بررسی ظاهری و توجه به نمایش طبیعی و غیر طبیعی است.همچنین این مرحله به معنای کار کردن با کنترل ها برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر است.در پایان مرحله به دست آوردن عیب،قاعدتا می دانید که چه چیزی نادرست و ایده خوبی درباره این که کدام چیز نادرست است،خواهید داشت.
اغلب می توان دستگاههای الکترونیکی را به واحدها یا منطقه هایی که دارای عملکرد یا هدف مشخصی هستند،تقسیم کرد.عبارت عملکرد در اینجا یک کار را در منطقه مشخصی از دستگاه نشان می دهد.برای مثال در یک تلویزیون سیاه و سفید ساده عملکرد می تواند به اعمال if،rf،صوت،تصویر،لامپ تصویر و منبع تغذیه تقسیم شود.
برای پیدا کردن عیب به طور سیستماتیک و منطقی،باید اطلاعاتی درباره واحدهای عملیاتی وسیله داشته باشید و باید تمام نشانه هایی را که قبلا به دست آورده اید،به هم ربط دهید.بنابراین اولین نکته در ارتباط دادن عیب به یک واحد عملیاتی،حدس زدن است که کدام بخش می تواند نشانه های دیده شده را به وجود آورد.
به عنوان مثال کلاسیک و خیلی ساده،اگرهم صدا و هم تصویر در یک دستگاه تلویزیون ضعیف است،عیب می تواند در بخش های hf،if،یا در ریزپردازنده ای که انتخاب باند و تنظیم rfرا انجام می دهد،باشد.زیرا این بخش ها در بازسازی صدا و تصویر مشترک هستند.از طرف دیگر،اگر تصویر خوب است،ولی صدا ضعیف می باشد،عیب احتمالا در بخش های صوتی که بعد از ifقرار دارند می باشد.زیرا این بخش ها فقط صوت را تولید می کنند.
عیب یابی الکترونیک شامل استفاده زیاد از نقشه ها می شود(یا باید بشود).چنین نقشه هایی می تواند یک نقشه عملیاتی و نقشه های شماتیک باشند.نقشه های سیم بندی عملی که چیزی متداول در جزوه تعمیر وسایل هستند،احتمالا در دستگاههای امروزی موجود می باشند،هرچند بعضی جزوه ها دارای نقشه های سیم بندی چاپی نمی باشند (در بردهایی که اجزا به طور منفرد قابل تعویض نیستند)
نقشه بلوکی ارتباط عملیاتی بین تمامی بخش ها یا واحدهای اصلی دستگاه را نشان می دهد.بنابر این نقشه بلوکی به هنگام ارتباط دادن عیب به یک واحد یا بخش عملیاتی،منطقی ترین انتخاب اطلاعات استومتاسفانه همه جزوه های تعمیر دارای یک نقشه بلوکی نیستند( یا نقشه بلوکی جزییات ناچیزی را نشان می دهد) و ممکن است که لازم باشد که فقط از نقشه های شماتیک استفاده کنید.
نقشه های شماتیک گسترده ارتباط عملیاتی تمام بخش های دستگاه را نشان می دهند.چنین بخش هایی شامل ترانزیستور،آی سی ها،ترانسفورمرها،خازن ها،مقاومت ها،دیودها و ... می شوند.به ط.ر کلی نقشه های شماتیک ،اطلاعات زیادی را به ما می دهند که به هنگام مرحله یابی،دارای بیشترین ارزش است.
یک نقشه بلوکی به شما اجازه می دهد که از یک روش عیب یابی که روش قسمتی (یا ورودی خوب/خروجی بد) نامیده می شود.استفاده کنیدواگر نقشه بلوکی دارای نقاط اصلی آزمایش نیز هست (احتمالا با ولتاژ ها و یا شکل موج های اسکوپ)،به شما اجازه می دهد از ابزارهای آزمایشی برای نزدیک شدن به علت عیب استفاده کنید.هر چند ابزارهای آزمایش،بیشتر در طی عملیات جداسازی مورد استفاده قرار می گیرند.
بعد از این که عیب به یک محدوده کاری ارتباط پیدا کرد،گام بعدی ربط دادن عیب به یک مدار،در محدوده معیوب است.در این محدوده،بر روی مدارهایی متمرکز شوید که می توانند باعث ایراد شوند و از سایر مدارها صرف نظر کنید.مرحله انحصار عیب،شامل استفاده از ابزارهای آزمایش برای تعقیب سیگنال و جایگزینی سیگنال در مناطق مشکوک می شود.
روش ها یا ابزارهای رفع عیب،بعد از یافتن عیب و بررسی آن مورد استفاده قرار می گیرند.به همین دلیل شما هنوز هم نباید در این مرحله با هویه و پیچ گوشتی به سراغ مدار بروید.در عوض باید سعی کنید که عیب را به یک مدار معیوب یا مانند آن ربط دهید و بعد از این که عیب پیدا شد می توان آن را تعمیر کرد.
هرچند که این مرحله عیب یابی منحصر به پیدا کردن عیب خاص می شود،اما می تواند شامل یک تحلیل یا بازنگری نهایی همه مراحل و استفاده از روش های تعمیر برای رفع عیب باشد.این تحلیل نهایی به شما اجازه می دهد که بفهمید آیا بد کار کردن قسمت های دیگر،این قسمت را تحت تاثیر قرار داده است یا خود همین قسمت،علت واقعی عیب است.
جستجو با استفاده از حس ها،مثل دیدن،بو کردن،شنیدن و لمس کردن،در یافتن عیب بسیار موثر است.این جستجو معمولا در ابتدا انجام می شود تا سریع تر منجر به یافتن بخش های معیوب شود( این کار اغلب با عنوان کاوش نظری معرفی می شود،هر چند که شامل همه حس ها می شود)
سایر چیزهایی که باید در طی کاوش نظری به دنبال آنها باشید،بخش های سوخته،سیاه شده یا داغ،جرقه الکتریکی در مدال و بخش های سوخته هستند.
در دستگاههایی که دست یابی به مدارهای آنها آسان است،ابتدا باید یک کاوش نظری سریع انجام شود و سپس می توان تجهیزات فعال،ترانزیستور یا آی سی را بررسی کرد.یک استثنای احتمالی،دستگاه هایی هستند که در آنها دسترسی به بسیاری از مدارها خیلی مشکل است،ولی بخش های خاصی وجود دارند که می توان آنها را به سادگی برداشته و آزمایش و تعویض نمود.
گام بعدی در یافتن عیب خاص در عموم دستگاه های الکترونیکی،استفاده از یک اسکوپ برای بررسی شکل موج ها و یک اندازه گیر برای اندازه گیری ولتاژهاست.اسکوپ می تواند به عنوان جایگزینی برای اندازه گیر (برای اندازه گیری ولتاژها)مورد استفاده قرار گیرد.مسلما یک اندازه گیر وقتی که می خواهید مقاومت و پیوستگی اتصال های مدار را برای تشخیص عیب بررسی کنید بهتر است.
دقت کنید که در اغلب جزوه های تعمیر امروزی،ولتاژها (و احتمالا مقاومتها) بر روی نقشه شماتیک داده می شوند،ولی این اطلاعات می تواند به صورت جدول نیز موجود باشد.شما باید بتوانید که از وسایل آزمایش برای اندازه گیری استفاده کنید.
بعد از اینکه مشکل پیدا شد،باید تحلیلی نهایی از کلیه مراحل عیب یابی داشته باشید تا عیب قطعی شود،سپس می توانید آن را تعمیر کرده و عملکرد صحیح آن را بررسی کنید.
رفع عیب به صورت سیستماتیک و منطقی،به دستیابی منطقی به اشکال،تفسیر اطلاعات به دست آمده از آزمایش و استفاده از اطلاعاتی که در هر مرحله به دست می آید،نیاز دارد.
بعضی از تعمیرکاران احساس می کنند دانسته های دستگاه،شامل به خاطر داشتن اشکالات قبلی و همین طور موقعیت تمام نقاط آزمایش،تمام مراحل تنظیم و مانند آن می شود.این روش در مورد رفع عیب یک نوع دستگاه می تواند مفید باشد ولی در انجام یک عیب یابی اساسی ارزش کمی دارد.
درست است که به یاد داشتن اشکالات دستگاههای قبلی می تواند مفید باشد ولی نباید انتظار داشته باشید که همان اشکال در تمام موارد،عامل یک نشانه باشد.در هر دستگاه الکترونیکی بسیاری از عیب ها می توانند با یک نشانه ظاهر شوند.همچنین در رفع هر عیبی در عملیات تنظیم نباید فقط به حافظه خود متکی باشید.این امر یکی از کارهای راهنمای تعمیر است که شامل نقشه ها و اطلاعات دستگاه می شود.نکته مهم این است که شما باید یاد بگیرید که تعمیر کاری،سیستماتیک و منطقی باشید و نه متکی به حافظه.
بعضی ها فکر می کنند که تکرار مراحل عیب یابی به معنی شروع مرحله اول است و بعضی ها جزوه های تعمیر آن را توصیه می کنند.زیرا امکان اشتباه برای هر کسی حتی تعمیر کاران حرفه ای هم وجود دارد.هرگاه به طور منطقی و سیستماتیک کار کنید،اشتباهات به حداقل می رسند.هرچند ممکن است اندازه گیری های ولتاژ و مقاومت باعث مشاهدات شکل موج خطادار شوند یا روش مرحله ای به طور غلط انجام شود یا خیلی اشتباهات دیگر به هنگام اعمال ساده رخ دهد.
با وجود چنین توصیه هایی که در سایر مطالب جزوه های تعمیر گفته می شود،عقیده بر این است که ((تکرار محل عیب یابی)) به معنی فعال کردن مجدد مراحل است.یکی یکی تا هنگامی که،جایی را که اشتباه کرده اید،پیدا کنید،شاید اندازه گیری ولتاژ یا مقاومتی که در مرحله پیدا کردن،به طور غلط انجام شده باشد و یا در روش مرحله ای،مرحله انحصار عیب به طور ناصحیح انجام شده باشد.می توانید علت را به طور سیستماتیک و منطقی،با برگشت به مسیر محلی که اشتباه کرده اید،متوجه شوید.
در این مقاله یک جمع بندی از تکنیک های عیب یابی تمامی انواع ابزارهای الکترونیکی را ارائه می دهد.بدون توجه به ایک که درباره چه مداری صحبت می کنیم،یک روش منطقی برای پیدا کردن و تصحیح یک ایراد،برای مثال در هر ابزار یا سیستمی وجود دارد و باید بدانید که وسیله چگونه را مورد بررسی قرار دهید تا بفهمید که هر مدار به طور عادی چگونه کار می کند.
اگر ابزار نظامی یا صنعتی است،یک جزوه آموزشی وجود دارد که همه نوع اطلاعاتی را به شما می دهد (تئوری عملکرد،مراحل کار و آزمایش،عملیات تنظیم،لیست بخش ها،دیاگرام موقعیت و غیره).در بعضی از سیستم های پیچیده،چندین جزوه وجود دارد (تعمیر،نکات قبل از تعمیر،عملکرد،کاتالوگ بخش ها و غیره).
اگر وسیله از نوع ابزار الکترونیکی یا سرگرمی خانگی است،مانند تلویزیون یا مانیتور،ویدیو،دوربین و غیره،ورقه های اطلاعاتی آن معمولا در دسترس هستند.
هر چند این ورقه ها،توصیف های کاملی را که در جزوه های فنی ارائه می شوند در خود ندارند،ولی اطلاعات مختصر و مفیدی را در خود دارند (نمودار شماتیک،عملیات آزمایش و تنظیم،شکل موج ها،ولتاژها و اطلاعات مقاومتی و غیره) که برای این نوع وسیله ها کافی و دقیق است.در صورت نداشتن ورقه های اطلاعاتی،اغلب ابزارهای سرگرمی خانگی با یک نمودار شماتیک همراه هستند که بعضی از شکل موج ها،اطلاعات مقاومت و ولتاژها را در خود دارند.
بدون توجه به این که چه اطلاعاتی در دسترس هستند،قبل از اقدام به تعمیر دستگاه،اطلاعات را به طور کامل مطالعه کنید.در موارد نادر،اطلاعاتی برای خواندن وجود ندارد.اگر تاکنون تحت این شرایط،دستگاهی را تعمیر کرده باشید.این مقاله و تشریحات آن بسیار برایتان مناسب است.
شما باید کار تمام کنترل ها و تنظیم ها و طرز کار آنها را بدانید.اغلب موارد که عیب ها خیلی بد به نظر می رسند،اشکال کار به کاربر باز می گردد.همچنین وقتی که از عمر دستگاه خیلی می گذرد،ممکن است بعضی تنظیم ها خارج شوند.در هر صورت برای یک تعمیر خوب باید بتوانید با دستگاه کار کنید.
در ابزارهای ساده الکتریکی،مراحل کاری واضح و استاندارد شده هستند،مانند مراحل کاری دستگاههای تلویزیون هر چند اگر از این کار ناامید شوید،سعی کنید جزوه استفاده کننده دستگاه را بگیرید که معمولا عملکرد و پیش تذکرات ویژه ای در مورد ابزار ارائه می دهد.
شما باید بدانید که چگونه از ایزارهای اندازه گیری برای انجام عملیات آزمایش و تنظیم استفاده کنید.اگر نتوانید از ابزارهای آزمایش الکترونیکی،به طور موثری استفاده کنید،در هر تعمیری که انجام می دهید واقعا به دردسر خواهید افتاد.به خاطر داشته باشید که بعضی از دستگاه ها به وسیله های اندازه گیری خاص نیاز دارند،مانند جعبه های نوری،اندازه گیریهای نور،جدول های تنظیم و منابع نور برای دوربین ها.
خوشبختانه اغلب عملیات عیب یابی الکترونیکی را می توان با سه وسیله اساسی انجام داد:مولتی متر(اهم متر)،اسیلوسکوپ(که ما نام اسکوپ را برای آن استفاده می کنیم) و منابع سیگنال (مولد rf،مولد جاروب کننده،مولد صوتی،مولد رنگی ntscوغیره)
شما باید بتوانید وسیله تعمیر شده را یک بررسی کلی نمایید.بدون توجه به این که تعمیر کاری،ساده یا مشکل باشد.گاهی یک اشکال،نتیجه اشکال دیگری است.اگر هر دو،برطرف نشوند عیب باقی خواهد ماند.یک مثال عمومی از این مسئله،اتصال کوتاه یا جرقه قطع و وصل شونده بین دو قطعه (مثلا بین دو پایه بر روی رابط گوشه ای از برد مدار چاپی)به وجود آمده است و فرض کنید که اتصال کوتاه،یک مقاومت را بر روی بر مدار چاپی و یا یک برد آی سی دار کامل را بسوزاند.
برای این که یک بازنگری دقیق انجام دهید،باز هم لازم است که دستگاه و عملیات کاری آن را داشته باشید (معمولا در جزوه فنی،ورقه های اطلاعاتی یا جزوه معمولی استفاده کننده،پیدا می شوند)
عموما اگر دستگاه تمام عملیات کاری خود را به طور صحیح انجام دهد،می توانیم فرض کنیم که درست بوده و آماده استفاده است.همچنین بازنگری دستگاه بعد از تعمیر،می تواند نیاز به تنظیم مجدد کنترل های دستگاه را به ما نشان دهد.
باید بدانید که چگونه از ابزار تعمیر استفاده کنید.اغلب کار تعمیر را می توان با ابزارهای ساده انجام داد (وسایل لحیم کاری،انبر دست،آچار پیچ گوشتی،سیم چین و غیره).هر چند برای دستگاهها و مدارهای خاص نیاز به تکنیک های خاصی است.تعمیر بردهای مدار چاپی و برداشتن یا تعویض بردهای آی سی دار مثال هایی از این است.به خاطر داشته باشید که اگر دستگاه دارای تجهیزات مکانیکی است مانند ویدیوها و دوربین ها به ابزارهای اندازه گیری خاص نیاز است.
سرانجام شما باید بتوانید به طور منطقی اطلاعات وسیله معیوب را تحلیل کنید و روشی سیستماتیک و منطقی برای یافتن اشکال اعمال کنید.به طور خلاصه باید بتوانید فکر کنید.اطلاعاتی که باید تحلیل شود ممکن است در ساختار وسیله مثلا ظاهر شدن تصویر در تلویزیون یا نمایشی که از ابزارهای آزمایش کننده به دست می آید (اندازه گیریهای ولتاژ و مقاومت یا شکل موج) باشند.در هر صورت این تحلیل اطلاعات است که عیب یابی را منطقی و موثر می کند.
چهار مراحل عیب یابی وجود دارد :
1-نشانه های عیب را بیابید
2-عیب را به یک واحد یا برد عملیاتی ارتباط دهید
3-عیب را به یک مدار(یا برد مداری) در روی آن برد مربوط دانسته
4-عیب خاص را پیدا کنید
در دستگاه های بسیار ساده یا در دستگاه هایی که فقط یک مدار عملیاتی دارند(تلویزیون،ویدیو،دوربین و غیره) می توان از مرحله 2 صرف نظر کرد.
به دست آوردن نشانه ها،به معنی آن است که باید بدانید وسیله در حات عادی چه کاری انجام می دهد و مهمتر از آن،چه هنگام وسیله درست کار نمی کند.همه می دانند که یک تلویزیون چه کاری انجام می دهد.ولی کسی نمی داند که یک دستگاه چقدر خوب تحت همه شرایط کار می کند و در گذشته هم کار می کرده است.
تمام تلویزیون ها دارای کنترل عملیاتی و تنظیم داخلی هستند تا کار خود را انجام دهند (بلدگو و لامپ تصویر).باید نشانه های طبیعی و غیر طبیعی که توسط بلدگو و لامپ تصویر ایجاد شده اند را تحلیل کنید تا به سوالات پاسخ دهید : ((این دستگاه چقدر خوب کار می کند و کدام قسمت دستگاه می تواند معیوب باشد که چنین نشانه هایی به وجود بیاورد؟))
مرحله به دست آوردن عیب،به این معنی نیست که دستگاه را با آچار پیچ گوشتی و هویه باز کنید و همچنین به معنی استفاده زیاد از وسایل اندازه گیری نیست.بلکه به معنی یک بررسی ظاهری و توجه به نمایش طبیعی و غیر طبیعی است.همچنین این مرحله به معنای کار کردن با کنترل ها برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر است.در پایان مرحله به دست آوردن عیب،قاعدتا می دانید که چه چیزی نادرست و ایده خوبی درباره این که کدام چیز نادرست است،خواهید داشت.
اغلب می توان دستگاههای الکترونیکی را به واحدها یا منطقه هایی که دارای عملکرد یا هدف مشخصی هستند،تقسیم کرد.عبارت عملکرد در اینجا یک کار را در منطقه مشخصی از دستگاه نشان می دهد.برای مثال در یک تلویزیون سیاه و سفید ساده عملکرد می تواند به اعمال if،rf،صوت،تصویر،لامپ تصویر و منبع تغذیه تقسیم شود.
برای پیدا کردن عیب به طور سیستماتیک و منطقی،باید اطلاعاتی درباره واحدهای عملیاتی وسیله داشته باشید و باید تمام نشانه هایی را که قبلا به دست آورده اید،به هم ربط دهید.بنابراین اولین نکته در ارتباط دادن عیب به یک واحد عملیاتی،حدس زدن است که کدام بخش می تواند نشانه های دیده شده را به وجود آورد.
به عنوان مثال کلاسیک و خیلی ساده،اگرهم صدا و هم تصویر در یک دستگاه تلویزیون ضعیف است،عیب می تواند در بخش های hf،if،یا در ریزپردازنده ای که انتخاب باند و تنظیم rfرا انجام می دهد،باشد.زیرا این بخش ها در بازسازی صدا و تصویر مشترک هستند.از طرف دیگر،اگر تصویر خوب است،ولی صدا ضعیف می باشد،عیب احتمالا در بخش های صوتی که بعد از ifقرار دارند می باشد.زیرا این بخش ها فقط صوت را تولید می کنند.
عیب یابی الکترونیک شامل استفاده زیاد از نقشه ها می شود(یا باید بشود).چنین نقشه هایی می تواند یک نقشه عملیاتی و نقشه های شماتیک باشند.نقشه های سیم بندی عملی که چیزی متداول در جزوه تعمیر وسایل هستند،احتمالا در دستگاههای امروزی موجود می باشند،هرچند بعضی جزوه ها دارای نقشه های سیم بندی چاپی نمی باشند (در بردهایی که اجزا به طور منفرد قابل تعویض نیستند)
نقشه بلوکی ارتباط عملیاتی بین تمامی بخش ها یا واحدهای اصلی دستگاه را نشان می دهد.بنابر این نقشه بلوکی به هنگام ارتباط دادن عیب به یک واحد یا بخش عملیاتی،منطقی ترین انتخاب اطلاعات استومتاسفانه همه جزوه های تعمیر دارای یک نقشه بلوکی نیستند( یا نقشه بلوکی جزییات ناچیزی را نشان می دهد) و ممکن است که لازم باشد که فقط از نقشه های شماتیک استفاده کنید.
نقشه های شماتیک گسترده ارتباط عملیاتی تمام بخش های دستگاه را نشان می دهند.چنین بخش هایی شامل ترانزیستور،آی سی ها،ترانسفورمرها،خازن ها،مقاومت ها،دیودها و ... می شوند.به ط.ر کلی نقشه های شماتیک ،اطلاعات زیادی را به ما می دهند که به هنگام مرحله یابی،دارای بیشترین ارزش است.
یک نقشه بلوکی به شما اجازه می دهد که از یک روش عیب یابی که روش قسمتی (یا ورودی خوب/خروجی بد) نامیده می شود.استفاده کنیدواگر نقشه بلوکی دارای نقاط اصلی آزمایش نیز هست (احتمالا با ولتاژ ها و یا شکل موج های اسکوپ)،به شما اجازه می دهد از ابزارهای آزمایشی برای نزدیک شدن به علت عیب استفاده کنید.هر چند ابزارهای آزمایش،بیشتر در طی عملیات جداسازی مورد استفاده قرار می گیرند.
بعد از این که عیب به یک محدوده کاری ارتباط پیدا کرد،گام بعدی ربط دادن عیب به یک مدار،در محدوده معیوب است.در این محدوده،بر روی مدارهایی متمرکز شوید که می توانند باعث ایراد شوند و از سایر مدارها صرف نظر کنید.مرحله انحصار عیب،شامل استفاده از ابزارهای آزمایش برای تعقیب سیگنال و جایگزینی سیگنال در مناطق مشکوک می شود.
روش ها یا ابزارهای رفع عیب،بعد از یافتن عیب و بررسی آن مورد استفاده قرار می گیرند.به همین دلیل شما هنوز هم نباید در این مرحله با هویه و پیچ گوشتی به سراغ مدار بروید.در عوض باید سعی کنید که عیب را به یک مدار معیوب یا مانند آن ربط دهید و بعد از این که عیب پیدا شد می توان آن را تعمیر کرد.
هرچند که این مرحله عیب یابی منحصر به پیدا کردن عیب خاص می شود،اما می تواند شامل یک تحلیل یا بازنگری نهایی همه مراحل و استفاده از روش های تعمیر برای رفع عیب باشد.این تحلیل نهایی به شما اجازه می دهد که بفهمید آیا بد کار کردن قسمت های دیگر،این قسمت را تحت تاثیر قرار داده است یا خود همین قسمت،علت واقعی عیب است.
جستجو با استفاده از حس ها،مثل دیدن،بو کردن،شنیدن و لمس کردن،در یافتن عیب بسیار موثر است.این جستجو معمولا در ابتدا انجام می شود تا سریع تر منجر به یافتن بخش های معیوب شود( این کار اغلب با عنوان کاوش نظری معرفی می شود،هر چند که شامل همه حس ها می شود)
سایر چیزهایی که باید در طی کاوش نظری به دنبال آنها باشید،بخش های سوخته،سیاه شده یا داغ،جرقه الکتریکی در مدال و بخش های سوخته هستند.
در دستگاههایی که دست یابی به مدارهای آنها آسان است،ابتدا باید یک کاوش نظری سریع انجام شود و سپس می توان تجهیزات فعال،ترانزیستور یا آی سی را بررسی کرد.یک استثنای احتمالی،دستگاه هایی هستند که در آنها دسترسی به بسیاری از مدارها خیلی مشکل است،ولی بخش های خاصی وجود دارند که می توان آنها را به سادگی برداشته و آزمایش و تعویض نمود.
گام بعدی در یافتن عیب خاص در عموم دستگاه های الکترونیکی،استفاده از یک اسکوپ برای بررسی شکل موج ها و یک اندازه گیر برای اندازه گیری ولتاژهاست.اسکوپ می تواند به عنوان جایگزینی برای اندازه گیر (برای اندازه گیری ولتاژها)مورد استفاده قرار گیرد.مسلما یک اندازه گیر وقتی که می خواهید مقاومت و پیوستگی اتصال های مدار را برای تشخیص عیب بررسی کنید بهتر است.
دقت کنید که در اغلب جزوه های تعمیر امروزی،ولتاژها (و احتمالا مقاومتها) بر روی نقشه شماتیک داده می شوند،ولی این اطلاعات می تواند به صورت جدول نیز موجود باشد.شما باید بتوانید که از وسایل آزمایش برای اندازه گیری استفاده کنید.
بعد از اینکه مشکل پیدا شد،باید تحلیلی نهایی از کلیه مراحل عیب یابی داشته باشید تا عیب قطعی شود،سپس می توانید آن را تعمیر کرده و عملکرد صحیح آن را بررسی کنید.
رفع عیب به صورت سیستماتیک و منطقی،به دستیابی منطقی به اشکال،تفسیر اطلاعات به دست آمده از آزمایش و استفاده از اطلاعاتی که در هر مرحله به دست می آید،نیاز دارد.
بعضی از تعمیرکاران احساس می کنند دانسته های دستگاه،شامل به خاطر داشتن اشکالات قبلی و همین طور موقعیت تمام نقاط آزمایش،تمام مراحل تنظیم و مانند آن می شود.این روش در مورد رفع عیب یک نوع دستگاه می تواند مفید باشد ولی در انجام یک عیب یابی اساسی ارزش کمی دارد.
درست است که به یاد داشتن اشکالات دستگاههای قبلی می تواند مفید باشد ولی نباید انتظار داشته باشید که همان اشکال در تمام موارد،عامل یک نشانه باشد.در هر دستگاه الکترونیکی بسیاری از عیب ها می توانند با یک نشانه ظاهر شوند.همچنین در رفع هر عیبی در عملیات تنظیم نباید فقط به حافظه خود متکی باشید.این امر یکی از کارهای راهنمای تعمیر است که شامل نقشه ها و اطلاعات دستگاه می شود.نکته مهم این است که شما باید یاد بگیرید که تعمیر کاری،سیستماتیک و منطقی باشید و نه متکی به حافظه.
بعضی ها فکر می کنند که تکرار مراحل عیب یابی به معنی شروع مرحله اول است و بعضی ها جزوه های تعمیر آن را توصیه می کنند.زیرا امکان اشتباه برای هر کسی حتی تعمیر کاران حرفه ای هم وجود دارد.هرگاه به طور منطقی و سیستماتیک کار کنید،اشتباهات به حداقل می رسند.هرچند ممکن است اندازه گیری های ولتاژ و مقاومت باعث مشاهدات شکل موج خطادار شوند یا روش مرحله ای به طور غلط انجام شود یا خیلی اشتباهات دیگر به هنگام اعمال ساده رخ دهد.
با وجود چنین توصیه هایی که در سایر مطالب جزوه های تعمیر گفته می شود،عقیده بر این است که ((تکرار محل عیب یابی)) به معنی فعال کردن مجدد مراحل است.یکی یکی تا هنگامی که،جایی را که اشتباه کرده اید،پیدا کنید،شاید اندازه گیری ولتاژ یا مقاومتی که در مرحله پیدا کردن،به طور غلط انجام شده باشد و یا در روش مرحله ای،مرحله انحصار عیب به طور ناصحیح انجام شده باشد.می توانید علت را به طور سیستماتیک و منطقی،با برگشت به مسیر محلی که اشتباه کرده اید،متوجه شوید.
نویسنده : سهرابیان
منبع : مدار سبز
|
ترانزیستور در سال 1947 در آزمایشگاه های بل هنگام تحقیق برای تقویت کننده های بهتر و یافتن جایگزینی بهتر برای رله های مکانیکی اختراع شد.لوله های خلاء، صوت و موسیقی را در نیمه اول قرن بیستم تقویت کرده بودنداما توان زیادی مصرف می کردند و سریعا می سوختند . |
عیب یابی سنسور های خودرو از روی نشانه های ظاهری
عیب یابی سنسور های خودرو از روی نشانه های ظاهری سنسور دور موتور: 1- روشن نشدن خودرو به دلیل ارسال نشدن سیگنال ها به ECU برای پاشش سوخت 2- نمایش ناصحیح دور موتور خودرو در زمان روشن بودن ماشین. 3- ایجاد حالت CUT OFF قبل از رسیدن دور موتور به رد لاین. 4- ثابت ماندن یا حرکت نکردن دور سنج از یک دور موتور مشخص. سنسور فشار هوای ورودی: در خودرو های انژکتوری که مجهز به سنسور اکسیژن نمیباشند با از کار افتادن این سنسور بد کار کردن موتور خودرو به وضوح قابل مشاهده و حس میباشد. اما در خودرو های مجهز به سنسور اکسیژن باعث میشود که کار این سنسور رو تصحیح کند. در مواردی که سنسور خراب شود ECU اطلاعات مربوط به فشار داخل منیفولد رو از روی سنسور دریچه گاز محاسبه میکند. سنسور دمای هوای ورودی به موتور: با از کار افتادن این سنسور به خصوص در ماشین های بدون سنسور اکسیژن یا کاربراتی الکترونیکی باعث میشود که تنظیم موتر از حالت ایده ال خود خارج شود و موتور بد کار کند. اما در سایر خودرو ها به انضمام سنسور اکسیژن تا حدودی این خطا تصحیح میشود. سنسور دمای اب: 1- دود کردن خودرو در زمانی که موتور خنک میباشد یا بعد از گرم شدن موتور. 2- بد روشن شدن خودرو در اب و هوای سرد. حالا چرا بد کار کردن این سنسور چرا باعث بروز این مشکلات میشود؟ برای تنظیم دور موتور در زمان استارت اولیه این مورد به عهده استپ و ECU میباشد اما در ابتدا اطلاعات از سنسور دما اب گرفته میشود. حال اطلاعات این سنسور چه کار هایی انجام میدهد؟؟ 1- فرستادن اطلاعات به کنترل یونیت انژکتور های برای زمان پاشش و شمع ها برای جرقه. 2- ساسات اتوماتیک. سنسور سرعت خودرو: با از کار افتادن این سنسور مشکلاتی از قبیل خاموش شدن موتور در بعضی اوقات و بد کاردن موتور در سرعت های بالا میباشد. سنسور دریچه گاز: 1- کاکرد بد موتور همراه با بالا نرفتن دور موتور از یک حد خاص. 2- ایجاد دود که ثابت نیست و بنا به شرایط متفاوت میباشد. {دوستان علل خرابی با سنسور دور موتور کمی شبیه هست. اما در عمل متفاوت میباشد.} سنسور فشار گاز کولر: با خراب شدن این سنسور اولین مورد در کارکرد فن ها به وجود میاید. بدین صورت که با زدن بلافاصله کولر فن ها روشن نمیشود. و همچنین در زمانی که فشار گاز کولر بالا یا پایین بیاید دستور روشن و خاموش شدن به کولر رو نمیدهد و باعث اسیب جدی به کل مجموعه میشود. سنسور اینرسی: این سنسور که نوعی سوییچ میباشد با دریافت ضربات در زمان تصادف خودرو با قطع جریان بنزین از احتمال اتش سوزی تا حد بالایی میکاهد.. اما این سوییچ در خودرو های پیکان اردی سمند پرشیا و405 انژکتوری با قطع برق ECU باعث خاموش شدن سریع خودرو میشود. در 405 کاربراتوری با قطع برق پمپ برقی کار میکند. اما این مورد عملا کارایی ندارد چون این پمپ در زمان سرعت های بالا به کمک پمپ اصلی اومده و وظیفه تامین بنزین مورد نیاز خودرو رو بر عهده میگیرد. که یک ضعف محسوب میشود. در 206 های غیر مولتی پلکس این سوییچ باز جریان پمپ برقی رو قطع میکند. اما چون هنوز مقداری بنزین در مجموعه سوخت رسانی و ریل سوخت هست موتور تا مدت کمی به کار خود ادامه میدهد. اما این مورد در 206 های مولتی پلکس کمی به صورت حرفه ای تر عمل میشود و سنسور با توجه به هر ضربه ای عمل نمیکند بلکه ابتدا شدت ضربه توسط BSI محاسبه شده و بعدا اگر با پارامتر های موجود تطابق داشت عمل کرده و جریان پمپ قطع میشود. سنسور ضربه: در مورد این سنسور زیاد بحث کردیم و در اینجا به خرابی اون اشاره میکنیم. با توجه به عملکرد سنسور ضربه و سنسور اکسیژن که به صورت موازی با یکدیگر در ارتباط میباشند اگر خراب شود احتمال تشخیص خرابی به وسیله کارکرد موتور به ویژه در زمان استفاده از بنزین با اکتان بالا. اما اگر تفاوت محسوسی در زمانی که موتور با بنزین معمولی کار میکند و زمانی که از بنزین با اکتان بالا استفاده میکنید مشاهده کردید میتوانید پی به خرابی این سنسور ببرید. سنسور اکسیژن: تنها راه تشخیص این سنسور استفاده از دستگاه های تست الایندگی خودرو میباشد. انژکتور ها: این قطعه که وظیفه پاشش سوخت رو دارد در زمان خرابی باعث بد کارکردن موتور و ایجاد دود به علت کارکرد ناصحیح قطعه میشود. که برای تشخیص خرابی اون اگر هر انژکتوری رو کشیدید و موتور بد کار کرد سالم هست اما اگر تغییری در کارکرد موتور ایجاد نشد و همچنان بد کار کرد انژکتور معیوب میباشد. گرمکن هوزینگ دریچه گاز: نوعی المنت هست برای گرم نگه داشتن مسیر دریچه گاز وجلوگیری از یخزدگی ان. برای عیب یابی این قطعه باید گفت که تا حدودی شبیه استپ میباشد که بدین صورت است مانی که خودرو سرد میباشد و هوا هم سرد است با رها کردن گاز ماشین خاموش میشه. اما زمانی که ماشین گرم بشه دیگه خرابی قطعه به چشم نمیاید و باید خاموش شدن ماشین رو در سایر قطعات جستجو کنید. پمپ بنزین: با خراب شدن این قطعه 1-خودرو روشن نمیشود. 2-در سربالایی ها هنگام شتاب گیری و همچنین در سرعت های بالا ماشین بد کار میکند و ریپ میزند. باید توجه داشت که این مورد می تواند از گرفتگی و کثیفی فیلتر بنزین باشد. کویل دوبل: این قطعه کار افزایش ولتاژ رو بر عهده دارد. با خراب شدن و نیم سوز شدن کویل شاهد موارد زیر هستیم: 1- کاهش راندمان موتور افزایش مصرف بنزین به دلیل کاهش شدت جرقه. 2- روشن نشدن خودرو. در زمان سوختن کویل دوبل معمولا یکی از کویل ها میسوزد. پس تنها به دو شمع از چهار شمع برق رسیده و خودرو به صورت نیمه کامل روشن میشود و با رها کردن سوییچ خودرو دوباره خاموش میشود. که با خرابی سنسور دور موتور فرق دارد چون در سنسور دور موتور کلا موتور روشن نمیشود. پس این رو به خاطر بسپارید. خرابی استپ: 1-خاموش شدن ماشین به خصوص در زمان رها کردن ناگهانی پدال گاز 2-کاهش دور موتور به مقدار قابل توجه در زمان گرفتن کولر ودور ارام خودرو. 3- گاز خوردن بی دلیل پس از روشن شدن موتور خودرو. 4-ثابت نبودن بی دلیل دور موتور در دور ارام و کاهش افازیش دور خودرو بدون دلیل. خب این مروری بود به علل خرابی سنسور ها و یکسری از قطعات خودرو.
| الکترونیک و فن آوری |
تعمیر و عیب یابی یک مدار الکترونیکی بیشتر مبتنی بر تجربه است ولی خوبه که توی این مقاله بعضی از تکنیکها و نکات عملی گفته بشه.
مراحل عیب یابی
البته روش روتین و مشخصی ، که همه برای عیب یابی مدار رعایت کنند وجود ندارد
ولی بعنوان یک پیشنهاد برای داشتن ایده انجام اینکار میشه مراحل زیر رو دنبال کرد :
1- اولین نکته در عیب یابی یک مدار اینه که به نحوه کارکرد درست مدار ( البته سالمش ) تسلط کامل داشته باشیم.
منظور این است که خیلی وقتها پیش میاد که کاربر یک دستگاه عمدا یا سهوا ادعا می کنه که دستگاه خرابه. ...
خلاصه اینکه وجود عیب مورد ادعا باید اثبات بشه و مهمتر اینکه باید بدونیم اگر عیب را رفع کردیم چه اتفاقی میافته !
2- از کاربر دستگاه دقیقا بپرسیم که آخرین بار که دستگاه درست کارکرده کی بوده و آیا در لحظه خراب شدن دستگاه چیزی دیده یا شنیده ؟
داشتن جواب درست برای این سوال ، عیب یابی رو خیلی جلو می اندازد.
3- از بدیهی ترین و ساده ترین فرضها ، شروع کنیم : آیا دستگاه به برق وصله ؟ آیا محل اتصالها محکمه ، فیوز سالمه و ...
4- قبل از دستکاری مدار و حتی استفاده از مولتی متر یا اسکوپ ،
تمام احساس پنجگانه ( و حتی ششمین حس ) رو برای معاینه دقیق مدار استفاده کنیم :
بوی غیر عادی ، بخشی از مدار که سیاه شده ، صدای جرقه ، داغ شدن بیش از حد یک قطعه ، گرم نشدن بعضی قطعات پاور ،
شکل غیر عادی قطعات و ...
همونطوریکه حدس میزنین از همین جا به بعد تجربه خیلی به کمک میاد که بهتر روی این مسایل قضاوت کنیم.
البته به نظر عجیب میاد ولی می تونم به جرات بگم که خیلی بیشتر از نصف عیبهای دستگاههای الکترونیکی رو میشه تا همینجا تشخیص داد.
5- اگر در مرحله قبل دیدین که یک قطعه خرابه ( خازن ترکیده یا باد کرده ، مقاومت سوخته و ... ) می تونین اونرو عوض کنین.
البته انتظار نداشته باشیم عیب حتما برطرف بشه چون یک عیب دیگه هم میتونه عامل سوختن فلان مقاومت یا ترکیدن خازن بشه.
6- از این مرحله به بعد ، اطلاعات الکترونیکی و تجربه حرف اول رو میزنه.
چرا که باید فرضهای مختلفی داشته باشی و سعی کنیم خود رو به عیب نزدیک کنیم
1-سالم بودن منبع تغذیه و عدم اتصال جابه جای سیم ها
2-دریافت ولتاژ زیاد یا کم
3-بررسی خطوط چاپی مدار چاپی
4-نصب قطعات در جای خود
5-ظاهر سالم داشتن قطعات و عدم مخدوش بودن
6-توجه به نصب کردن خازنها و ترانزیستورها و دیودهاو...
7-عدم اتصال پایه های آی سی
8-اتصالی توسط سیم لحیم اضافی
9-خم شدن پایه ی قطعات روی فیبر بر اثر فشار
10-دقت در نصب سلف ها و سایر متغیرها
11-اطمینان از سلامت کلیدها
12-اتصالات بدنه و اتصالات زمین
13-اطمینان از نصب دیاگرام
محافظ يخچال و وسائل برقي 220 ولت

منبع تغذيه : ورودي 220 ولت ، خروجي 220 ولت
داراي تايم تاخير 4 دقيقه اي
این مدار اگر اختلاف دمای 2 نقطه تحت کنترل بیش از مقدار تعیین شده باشد، رله را فعال می کند، در این مدار از یک جفت دیود سیلیکونی معمولی 1N4148 به عنوان عناصر حساس به حرارت استفاده شده است و اگر اختلاف دمای دیود D1 نسبت به D2 بیشتر غاز مقدار تعیین شده باشد آنگاه رله مدار به کار می افتد فعال شدن رله در این مدار تحت تاثیر دمای مطلق دیود ها نمی باشد بلکه عملکرد مدار به شرح زیر است.
دیود های معمولی D1 و D2 به عنوان عناصر حس کننده دما بکار برده شده اند. جریان از خط مثبت تغذیه به واسطه پتانسیومتر و R1 و R3 از D1 عبور می کند، همچنین جریان d2 نیز از مسیر پتانسیومتر و R2 و R3 عبور می کند. مقدار نسبی این جریان ها را می توان توسط پتانسیومتر در محدوده کوچکی تغییر داد لذا ولتاژ بایاس میتقیم دیود ها را می توان یکسان نمود و بنابراین در دمای یکسان اختلاف ولتاژ آنها صفر است.
با فرض اینکه ولتاز های هر دو دیود با روش فوق یکسان شده باشند انگاه اختلاف ولتاز آنها صفر خواهد شد. حال اگر دمای دیودها به طور مثال 10 درجه سانتیگراد افزایش یابد آنگاه ولتاژ بایاس مستقیم آنها 20 میلی ولت کاهش می یابد ، ولی هنوز هم اختلاف ولتاژ انها ثفر خواهد بود. حال اگر به طور مثال دمای D2 یک درجه سانتیگراد از دمای D1 کمتر شود ، ولتاژ D2 حدود 2 میلی ولت بیشتر از d1 خواهد شد در نتیجه ولتاژ پایه 3 تقویت کننده عملیاتی از پایه 2 آن بیشتر شده که موجب می شود خروجی آن به اشباع مثبت برود. بنابراین ترانزیستور Q1 و رله خاموش می شوند.
حال اگر دمای D2 یک درجه سانتیگراد از D1 بیشتر شود ، ولتاژ D2 دو میلی ولت کمتر از D1 خواهد شد در نتیجه خروجی تقویت کننده عملیاتی به اشباع منفی خواهد رفت و Q1 فعال شده و رله روشن خواهد شد. بنابراین وقتی دمای D2 بیستر از D1 شود رله روشن خواهد شد. حساسیت این مدار حدود 0.5 درجه سانتیگراد است.
توضیحات فوق با فرض این مسئله بود که پتانسیومتر به گونه ای تنظیم شده باشد که اگر دیود ها در دمای یکسان قرار داشته باشند، ولتاژ های D1و D2 کاملا یکسان شده باشند.بنابراین اگر دمای d2 به اندازه کسری از درجه بالتر از D1 شود رله بکار خواهد افتاد.در عمل پتانسیومتر به گونه ای تنظیم می شود که ولتاژ بایاس مستقیم D2 قدری بیشتر از D1 نشده باشد ، رله بکار نیفتد. دامنه این اختلاف دما را می توان از صفر تا 10 درجه سانتیگراد تنظیم کرد.لذا مدار بسیار انعطاف پذیر می باشد. تنظیم این مدار بدین شکل است که اول دمای D2 را تا حد لزوم نسیت به D1 افزایش داده و سپس پتانسیومتر را به گونه ای تنظیم کرد که رله امدار دقیقا تحت این شرایط روشن شود.

سلام. تو این پست تست ترانزيستور های BJT و تشخیص پایه های آن و چگونگی انتخاب تراتزیستور معادل را بررسی می کنیم.
![]()
ابتدا یک ترانزیستور سالم را بررسی می کنیم:
یک ترانزیستور یا مثبت (pnp) و یا منفی (npn) می باشد .
برای تشخیص تیپ ترانزیستور چندین روش وجود دارد .
تیپ بعضی از ترانزیستورهارا از روی نامگذاری می توان مشخص نمود .
طريقه شناسايي پايه هاي ترانزيستور توسط مولتي متر آنالوگ :
مدار چاپی را میتوان به روشهای مختلف ساخت.
SSRها انواع مختلفي دارند :
به طور كلي SSRها داراي يك ورودي به عنوان فرمان و يك خروجي به عنوان كليد هستند و معمولا به صورت كوپل نوري ساخته مي شوند . عنصر فرستنده سيگنال هاي كنترلي به صورت نو.ريك ديود نوري و عنصر گيرنده كه خروجي SSR است و به عنوان كليد عمل مي كند مي تواند بر حسب جريان و سرعت كليد زني ، تريستور با ماسفت باشد .
شكل زير ساختمان داخلي يك نوع Photo-Coupled SSR
دياك عنصري دوپايه است و مشابه ترانزيستوري است كه بيس ندارد. از هر دو طرف (باياس مستقيم و معكوس ) جریان را عبور مي دهد و روشن شدن آن بستگي به ولتاژ آستانه تعريف شده ( يا شكست ) دارد.
برای اینکه دیاک هدایت کند باید ولتاژ اعمالی به دو سر این قطعه به ولتاژ شکست ان نرسددیاک هدایت نمی کند و مقاومت بی نهایتی را از خود نشان می دهد.
دیاک درتوليد پالس بكار برده مي شود.در واقع دیاک و تریستور و ترایاک هم خانواده اند و همگی در حالت کلی مانند دیود خاصیت هدایت کنندگی دارند اما با این تفاوت که تریستور و ترایاک عناصر سه پایه ای هستند که تکامل یافته اند و علاوه بر اینکه از هر دو طرف جریان را عبور میدهند دارای پایه گیت برای کنترل زمان عبور جریان نیز میباشند.
کارایی دیاک در برق متناوب می باشد زیرا در هر دو جهت نیم سیکل منفی و مثبت را برش داده مانند دو زنر که انها را با هم میاوی کرده باشیم دامنه ولتاژ را برش می دهد.
ولتاژ اتش دیاک از 20 الی 50 ولت بسته به ساخت ان متفاوت است.
تریستورها جزو عناصر
رله نوعی کلید الکتریکی است که با هدایت یک مدار الکتریکی دیگر باز و بسته میشود.
رله را جوزف هنری در سال ۱۸۳۵ اختراع کرد.
در گذشته رلهها معمولاً با سیمپیچ ساخته میشد و از جریان برق برای تولید میدان مغناطیسی و باز و بسته کردن مدار سود میبرد. امروزه بسیاری از رلهها به صورت حالت جامد ساخته میشوند و اجزای متحرک ندارند. انواع رله های قدرت عبارتاند از : رله دیستانس ، رله دیفرانسیل و رله بوخ هلتس
رله سنجشی : رله ایست که بادقت و حساسیت معینی در موقع تغییر کردن یک کمیت الکتریکی و یا یک کمیت فیزیکی دیگری شروع به کار کند. چنین رله ای برای مقدار معینی از یک کمیت مشخص تنظیم می شود و اگر ان کمیت از مقدار تعیین و تنظیم شده کمتر ویا بیشتر باشد رله ان تفییرات را می سنجد رله سنجشی بر دو نوع است: ساده و مرکب. رله سنجشی ساده اغلب دارای یک سیم پیچی تحریک شونده می باشد که در اثر تغییر جریان ویا ولتاژ تحریک و موجب وصل شدن کنتاکتی می شود.(رله حرارتی و رله جریان زیاد و رله فشار کم) رله سنجشی مرکب دارای دو سیم پیچی تحریک شونده میباشد مثل رله ای که نسبت ولتاژ و جریان را می سنجد (رله سنجش مقاومت ظاهری) به کمک چنین سنجشی می توان ان قسمت از شبکه را که اتصالی شده است از مدار جدا کرد رله دیستانس.
رله زمانی : رله زمانی نه تنها در حفاظت تأسیسات الکتریکی بلکه در خود کار کردن انها نیز مورد استعمال بسیار دارد رله زمانی هیچ وقت به تنهایی به کار برده نمی شود بلکه با رله سنجشی با حفاظت شبکه الکتریکی مصرف می شود و مورد استعمال ان در موقعی است که تاخیری عمدی در عمل قطع و وصل مورد نظر باشد.
رله جهت یاب : برای کنترل و سنجش جهت توان و نبرو در شبکه الکتریکی و یا قسمتی از شبکه جریان متناوب از رله جهت یاب استفاده می شود تعیین جهت نیرو برای حفاظت محلی و سلکتیو در اغلب شبکه ها کاملاً ضروری و لازم است به کمک رله جهت یاب می توان فقط ان قسمت از شبکه که خسارت دیده و معیوب شده از مدار خارج کرد حتی می توان از این رله جهت حفاظت ژنراتور و توربین در موقع برگشت وات و نیرو نیز استفاده نمود در جریان دائم برای تعیین و مشخص کردن نیرو تنها سنجش جریان کافی است و احتیاج به سنجش توان ندارد.
اگر مثلا" روی رله ای نوشته شده 12 ولت dc یعنی اینکه این رله با 12 ولت dc راه اندازی یا تحریک می شود.اگر روی آن نوشته شده باشد 5 ولت dc یعنی با فرمان 5 ولتی می توانیم آنرا تحریک کنیم تا ولتاژ مورد نظر را برایمان کنتاکت کند.
به عنوان مثال اگر بخواهیم با میکروکنترلر فرمان وصل ولتاژ 220 ولتی بدهیم باید از رله 5 ولتی استفاده نماییم ضمن اینکه رله را نمی توانیم مستقیما" به میکرو وصل کنیم چون ميکرو جريان لازم براي راه اندازي رله را نميتواند تامين کند.و باید از یک ترانزیستور مثل BC547 یا BDX53C و....استفاده نماییم.
همچنین بسیار اهمیت دارد که دو سر بوبین یا سیم پیچ رله (دوسر ورودی فرمان) از دیود هرز گرد (کاتد مثبت ) استفاده نماییم چون پس از گذشت چند سیکل کاری جریان باقیمانده در سلف که ازمنحنی هیسترزیس قابل مشاهده است باعث سوختن ترانزیستور می گردد.(و همچنین میکرو).