کمک به زلزله زدگان آذربایجان شرقی (اهر،هريس،ورزقان...)

سلام

تسلیت می گم به همه. درکش واسم سخته که اهالی اون جا چی می کشن از آوارگی، و بدتر از همه درد از دست دادن عزیزاشون...

تووی این نوشته دو سه تا لینک واسه کمک های نقدی (پولی) به زلزله زده های استان آذربایجان شرقی (اهر، ورزقان، هریس و توابعشون) گذاشتم. یکیش وصل می شه به بانک ملی که اون جا توضیحات نسبتا خوبی از روش های کمک داده. یکیش وصل می شه به پایگاه اینترنتی جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران، یکیش هم وصل می شه به سایت کمیته امداد امام خمینی که تووی سایت کمیته امداد خودتون می تونین انتخاب کنین که کمکتون در چه راهی خرج شه و یا این که بذارین به انتخاب خود کمیته امداد.

بانک ملی ایران

کمیته امداد امام خمینی

جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران

در روزگاری که خنده ی مردم از زمین خوردن توست ، برخیز تا بگریند

http://pichak.net/gallery/albums/userpics/10001/normal_09~14.jpg

وابستگی و وارستگی

روزی گدایی به دیدن درویشی رفت و دید که او بر روی تشکی مخملین در میان چادری زیبا که طناب هایش به گل میخ های طلایی گره خورده اند، نشسته است.
گدا وقتی اینها را دید فریاد کشید: این چه وضعی است؟ درویش محترم! من تعریف های زیادی از زهد و وارستگی شما شنیده ام اما با دیدن این همه تجملات در اطراف شما، کاملا سرخورده شدم.
درویش خنده ای کرد و گفت: من آماده ام تا تمامی اینها را ترک کنم و با تو همراه شوم.
با گفتن این حرف درویش بلند شد و به دنبال گدا به راه افتاد. او حتی درنگ هم نکرد تا دمپایی هایش را به پا کند.
بعد از مدت کوتاهی، گدا اظهار ناراحتی کرد و گفت: من کاسه گدائیم را در چادر تو جا گذاشته ام. من بدون کاسه گدایی چه کنم؟ لطفا کمی صبر کن تا من بروم و آن را بیاورم.
صوفی خندید و گفت: دوست من، گل میخ های طلای چادر من در زمین فرو رفته اند، نه در دل من، اما کاسه گدایی تو هنوز تو را تعقیب میکند!!

نتیجه اخلاقی: در دنیا بودن، وابستگی نیست. وابستگی، حضور دنیا در ذهن است و وقتی دنیا در ذهن ناپدید میشود؛ وارستگیست که خودنمایی می کند.

کار در کلاس ، کار در خانه!!

به عنوان پست می خوره که نیاز به نیم کیلو حوصله داره، نه بیشتر!

البته نیم کیلو هم واسه بچه های این دوره زمونه مث ما کم چیزی نی!

حوصله ی تعارف و زمینه چینی ندارم. می بینی؟ بی حوصلگی تو وجود خودمم فوران می کنه. ولی چه می شه کرد باید بیدار بود و شنید حرفایی رو که نباید شنید!

        پس میکروفونو به دست من تو بده بگم از زمان خشایارشا و از نسلی که تکه تکس!

ادامه مطلب

ادامه نوشته

!!!!

سلام به همه دوستان

انگار این وبلاگ دیگه از کار افتاد!

ازتون دعوت میکنم به اون یکی وبلاگ بچه های فیزیک تهران شمال بیاین.

متشکرم.

www.hastei-uni-tsh.blogfa.com

"از چی بگم"... "یاس"

خنده خشک شد ... مُرد ... کوروش ؟! کاوه!! یا سکندر!!!

                                     تنگستان و دشتستان .................. دلداری بده دلواری خاک بندر!

ناراحت نشو داریوش............................ قسم به امیر کبیر تنها

تنها ترین همت

 عطار خفته در خون و نیشابور ویرون

پزشکی سنتی انگلیسی و سینای عرب!

وای ....... وای

جومونگ مجاز و "آریو" از یاد رفته ----> سوسانو و "یوتاب" بر باد رفته

بشمار نام ایرانسلو پیشی بگیر از فارس.... پول بیشتر برای جام ورزش خاص 

یاس .... یاسسسسسسسسسسسسسسسسسس

بشقاب خالی اونو سطل زباله ی گوشت من

فرهنگ فقیر نفت نشینو فقر فرهنگی من!

از چی بگم ؟ . . .

از چی بگم ؟ . . .

من؟!! من؟!!!!!!! یا سُستی من؟!...


پ ن : این متن بالا مال یاس نیست ... شعله های یاس تو وجود نویسندس

متن آهنگ از چی بگم یاس و دانلود آهنگ در ادامه مطلب

ادامه نوشته

قصه عشق قصه زندگی

سلام بچه ها

فک کنم یه شونسد سالی هست که این وب رو به روز نکردیم...شرمنده اخلاق اسپورتتون !!!!

عوضش با یه خبر تووپ به روز می کنیم.

نخستین همایش از سلسله همایش های

قصه عشق قصه زندگی

که قراره ایشالا توی سالن همایش های دانشکده علوم پایه برگزار شه.

سخنرانش سرکار خانم استاد خوانساریه هست.

کاری از انجمن علمی دانشگاه آزاد واحد تهران شمال و موسسه ضیافت ستارگان پارسیان.

حالا محتواشو ببین:

--> نگرشی نوین و علمی به روابط زن و مرد <--

خانم خوانساریه کیه؟!

*مشاور انجمن حمایت از حقوق کودک یونیسف

*مشاور و مدرس مهارت های زندگی در کانون

*مدرس آموزش های خانواده در مدارس تهران

*مدرس مرکز توسعه مدیریت زندگی

*مشاور مرکز مشاوره خانواده متعادل و پدیده

*مشاور در مراکز سلامت و فرهنگسراهای تهران

*عضو برگزیده و نماینده در سازمان یونیسف

زمانش چهارشنبس که می شه چهارم آبان 90 ساعت 12 تا 14.

نکته مهم: به واژه شونسدم ایراد نگیرید چون تا جایی که می دونم درست عدد 100 به فارسی سد هستش و این واژه عربی نیست!

<<مسابقه>>

گیلی در یک مسابقه در دانشگاه که جایزه یک میلیون دلاری براش تعیین شده شرکت کرده:

سوالات این مسابقه به شرح زیر میباشد:

1-جنگ 100 ساله چند سال طول کشید؟

الف-116 سال ب-99 سال ج-100 سال د- 150 سال

گیلی از این سوال بدون دادن جواب عبور کرد.

2-کلاه پانامایی در کدام کشور ساخته میشود؟

الف-برزیل ب-شیلی ج-پاناما د-اکوادور

گیلی از دانش آموزان دانشگاه برای جواب دادن کمک خواست.

3-مردم روسیه در کدام ماه انقلاب اکتبر را جشن میگیرند؟

الف-ژانویه ب-سپتامبر ج-اکتبر د-نوامبر

گیلی از خدا کمک خواست.

4-کدام یک از این اسامی اسم کوچک شاه جورج پنجم بود؟

الف-ادر ب-آلبرت ج-جورج د-مانویل

گیلی این سوال رو با پرتاب سکه جواب داد.

5-نام اصلی جزایر قناری واقع در اقیانوس آرام از چه منبعی گرفته شده است؟

الف-قناری ب-کانگرو ج-توله سگ د-موش صحرایی

گیلی ...!

6-آچار فرانسه در چه کشوری اختراع شد؟

الف-انگلیس ب-سوئد ج-فرانسه د-هیچ کدام

گیلی از خیر یک میلیون دلار گذشت.









جواب سوالات در پایین











اگر شما فکر میکنید که از گیلی باهوشتر هستید و به هوش او میخندید پس لطفا به جواب صحیح سوالات در زیر توجه کنید:

1-جنگ 100 ساله( 1453-1337 میلادی) به مدت 116 سال به درازا کشید.

2-کلاه پانامایی در کشور اکوادور ساخته میشود.

3-انقلاب اکتبر روسیه در ماه نوامبر جشن گرفته میشود.

4-نام کوچک شاه جورج، «آلبرت» بود.(در 1936 او نام کوچک خود را تغییر داد.)

5-توله سگ . در زبان اسپانیایی INSULARIA CANARIA که در فارسی به معنی جزایر توله سگها است.

6-آچار فرانسه را سوئدی ها اختراع کردند و جالبتر اینکه در خود فرانسه این آچار بنام آچار انگلیسی معروف است.

هرگز به گیلی نخندید.

سؤال مخصوص تیزهوشان

پايگاه تفريحي و فرهنگي فان شاد | Www.FunShad.Com

 

به عکس نگاه کنید وسعی کنید شخص موجود در عکس را پیداکنید
فقط ۱۲۰ ثانیه (۲ دقیقه) بیشتر ادامه ندهید زیرا تیز هوش نیستید
جواب پایین صفحه است

:چند بار سعی کنید قبل ازاینکه جواب را ببینید

جواب در ادامه مطلب


 

ادامه نوشته

قسمت اول: راز خوشبختی

باورت میشه انسان

 

داری راز خوشبختی رو میخونی

 

چیزی که  همه  آرزوش  رو  دارن

ادامه نوشته

30 اگر با ارزش برای زندگی شما

اگر نیت این را دارید که زندگی سازنده تری داشته باشید، به این ۳۰ جمله ایی که با “اگر” آغاز می شوند به خوبی توجه کنید.
ادامه نوشته

امتحان فلسفه و جواب بسیار جالب

یه روز یه استاد فلسفه میاد سر کلاس و به دانشجوهاش میگه:

امروز میخوام ازتون امتحان بگیرم ببینم درسهایی رو که تا حالا بهتون دادمو خوب یاد گرفتین یا نه…!

بعد یه صندلی میاره و میذاره جلوی کلاس و به دانشجوها میگه:

با توجه به مطالبی که من تا به امروز بهتون درس دادم، ثابت کنید که این صندلی وجود نداره؟!

دانشجوها به هم نگاه کردن و همه شروع کردن به نوشتن روی برگه…

بعد از چند لحظه یکی از دانشجوها برگه شو داد و از کلاس خارج شد…

روزی که نمره ها اعلام شده بود، بالاترین نمره رو همون دانشجو گرفته بود !

اون فقط رو برگه اش یه جمله نوشته بود:

 

کدوم صندلی ؟

فردا رای گیری انجمن علمی فیزیک

بالاخره روز موعود فرا رسید! همون طوری که به در و دیوار دانشگاه هم دیدید فردا روز رای گیریه. امیدوارم همگی تشریف بیارید و به کاندیدی که شایسته س رای بدین، کاندیدی که فعال باشه و بخواد برای انجمن کاری انجام بده.

شرایط رای دادن هم اینه که:

۱- دانشجوی فیزیک باشین.

۲- فقط به یک نفر می تونین رای بدین.

۳- شماره دانشجوییتون رو هم حتما باید بنویسید.

رای گیری هم از ساعت ۱۰ تا ۱۵ در حیاط دانشگاه انجام می شه..اسم کاندید ها رو هم روی دیوار نصب می کنم.

شماره دانشجویی یادتون نره.. فردا پای صندوق رای می بینمتون.

متخصصین فن .

خدا نکنه یه جای این مملکت بلنگه . که خدا رو شکر هر روز یه گوشش میلنگه .
در ست همون لحظه لنگیدنه که متخسسین فن  یکی پس از دیگری و باحوش تر بعد از باهوش از همون گوشه و کنار بیرون میان و اظهار نظر های فوق تخسسی شون رو در اختیار گوش مفت عام قرار میدن .
عام هم که از بچگی عادت کردن به گوش کردن به صحبت های این و آن و بالا و پایین و تریبون و منبر گوش خودشون رو به طرف این متخسسین که انصافآ فوق طخسس دارن میچرخونن و از سخنان پر فیز و برکط دوستان متخسس بهره مند میشن .
مثلا اگر اومدن مترو تو ایستگاه ۶ دیقه طول بکشه . درست از دقیقه پنجمه که این متخسسین فن اظهار نظر های فوق تخسسی خود رو بر گوش مفت عام بار میکنند . و هر کدوم از این متخسسین تبدیل میشن به یک فرد دارای فوق تخسسن در زمینه مترو و قطار های شهری و کنترل ترافیک خطوط مترو . و عام هم فکر میکنن مترو فقط یکی از این متخسسین کم داره و با استخدام یکی از این متخسسین در شرکت قطارهای شهری تمام مشکلات حل میشه .
در آخر .
به امید روزی که این دوستان فوق تخسس , متخصص بشن .
و عام هم ارزش گوش های خودشون رو بیشتر کنن .

ر.

خدا کجاست؟

به دنبال خدا نگرد،
 خدا در بيابان های خالی از انسان نيست
خدا در جاده های تنهای بی انتها نيست
به دنبالش نگرد

خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست
خدا در قلبی ست که برای تو می طپد
خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گيرد

http://jafroudi.persiangig.com/nima1372/images/post2a.jpg

ادامه نوشته

بچه ها شرمنده ام!

بچه ها شرمنده ام. چون می خواستم شما اولین نفراتی باشید که در جریان قرار می گیرید، در جریان اخبار های هماهنگ نشده قرار گرفتید. تاریخ هماهنگ شده با اداره پژوهش که به در و دیوار دانشگاه هم زده شده روزهای چهارشنبه ۳۱/۱/۹۰ و پنج شنبه ۱/۲/۹۰ از ساعت ۱۱ تا ۱۶ می باشد در کلاس ۲۰۹.. این دیگه درسته و ردخور نداره.

به جست و جوی تو....

به جستجوي تو
بر درگاه كوه مي گريم،
در آستانه دريا و علف.

به جستجوي تو
در معبر بادها مي گريم،
در چار راه فصول،
در چارچوب شكسته پنجره اي

ادامه نوشته

پیام استاد شهریار به انیشتین

در سال ۱۳۲۶ شمسی در پی استفاده ی آمریکا ار بمب اتمی جمعی از اساتید و دانشجویان تهران٬دست به دامن استاد شهریار می شوند٬موضوع نگرانی مردم جهان از نابودی حیات در کره ی زمین را برای استاد کاملا" شرح می دهند و وحشت مردم را با او در میان می گذارند و یادآوری میکنند ... 

ادامه نوشته

انجمن چی شد؟

توجه                               توجه

به علت هماهنگ نبودن اداره پژوهش با من! ثبت نام در روز های چهارشنبه و پنج شنبه این هفته کنسل شد.. انشاا...از شنبه ثبت نام شروع می شود.

!ما ایرانی نیستیم؟

شوش: پایتخت آریایی ها

شوشتر: اَبر شهر ساسانیان

دزفول: بازماندگان پارسیان، اشکانیان و ساسانیان

ایذه: شهر انشایان

مسجد سلیمان: شهر نفت

اهواز: شهر جنگ

آبادان: شهر ...

خرمشهر: خرابه جنگ

تهران: نفت آباد!

همه چی آرومه ، ما چقدر بدبختیم...

http://moje4news.com/userfiles/images/%D8%AE%D8%A7%DA%A92(1).gif

ادامه نوشته

چون سبوی تشنه...

ز تهی سرشار،

جویبار لحظه‌ها جاریست.

چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند آب، واندر آب بیند سنگ،

دوستان و دشمنان را می‌شناسم من.

زندگی را دوست می‌دارم؛

مرگ را دشمن.

وای، اما – با که باید گفت این؟ - من دوستی دارم

که به دشمن خواهم از او التجا بردن.

جویبار لحظه‌ها جاری.


((مهدی اخوان ثالث))

ثبت نام انجمن علمی فیزیک آغاز شد!

ثبت نام  کاندیدای انجمن علمی فیزیک در این هفته چهارشنبه ۱۲ به بعد و پنج شنبه ۱۱ به بعد و شنبه و یکشنبه هفته آینده ساعت ۱۱ به بعد می باشد. ( تا حدود  ۱:۳۰ بعد از ظهر ) 

از دوستانی که علاقه مند هستند خواهشمندم در روزهای تعیین شده به سالن ورودی دانشکده مراجعه کنند.

به سوالات دوستان هم شفاهی پاسخ داده می شود.

 

پاره ای از نیایش دکتر شریعتی

  خدایا!


 به هر که دوست می داری بیاموز که:


 عشق از زندگی کردن بهتر است،


وبه هر که دوست تر می داری بچشان که:


 دوست داشتن از عشق برتر است.

باران

باران هدیه دریاست به آسمان .

 
اما آسمان .


آسمان میداند لیاقت هدیه به این بزرگی رو ندارد .

 
آسمان,زمین را لایق هدیه دریا میداند .


اما زمین از اینکه دریا هدیه رو مستقیمآ به او نداده دلخور شده .

 
و هدیه رو به دریا پس میدهد.

!عید عید عید

عیدتون مبارک. بوس بوس

http://www.takmahfel.com/uploaded/pcea0852b043af207c5f253ddf7b252f98_zfeww1yrm4iaw9r81xka.jpg

سلام رفقا. خوبین. خوش می گذره ... "سال" یک کالای قابل بازیافته! اولش نو هستش.از بس ازش کار می کشیم گرم و داغ می شه بعد یواش یواش رو به کهنگی و زوال می ره و در نهایت یه گوشه ای میفته و یخ می زنه...!

اما... اما با یک نرم افزار که طراحیش رو خود خدا رو سایت آفرینش دات کام واسه دانلود گذاشته پس از آخرین لحظه ی باحال شدن صنعت نفت تو ایران! سالی که یه گوشه ای داره جون می ده بازیافت می شه و شیش هفت میلیارد نفر باز به مدت یه سال شب و روز باهاش بازی می کنن اما طفلی ها خبر ندارن که ساله که داره باهاشون بازی می کنه!!

قابل توجه کاربران سایت آفرینش==> این نرم افزار بازیافت کننده، هر چهار سال یک بار نسخه کبیسه ی خود رو بیرون می دهد.

ادامه نوشته

سه رفيق اجباري

سه دوست كه به اجبار كنار هم بودن . سه رفيق كه همش در تلاش بودن از هم بيشتر تو ديد باشن .

وسطي خيلي سخت كوش بود . هميشه در تلاش بود و بالا و پايين ميپريد . به همه چشمك ميزد و فكر ميكرد همه بيشتر به اون توجه ميكنن .

دوتاي ديگه كم تحرك تر بودن نسبت به وسطي و سر به زير اما دنياي خودشون رو داشتن .

طفلكي يكيشون فكر ميكرد تا سرش رو بالا بياره همه با روي خوش ازش استقبال ميكنن. چون همه اين ۳ تا دوست رو به اسم اون ميشناختن. همين باعث شده بود دچار خودباوري بشه . اما سخت در اشتباه بود . هر دفعه كه سرش رو بالا مياورد همه با خشم خاصي نگاهش ميكردن .

جفتشون در اشتباه بودن .

همه منتظر بودن تا سومي يكبار فقط يكبار سرش رو بالا بياره تا همه بار روي خوش ازش استقبال كنن .

اين سه رفيق اجباري هميشه كنار هم بودن و هر روز اين وضيعت رو تجربه ميكردن و چاره اي هم نداشتن جز در كنار هم بودن .

يك چراغ قرمز ( راهنمايي )

قرمز    زرد     سبز

ر.

مراقب قلب ها باشيم

وقتی تنهاییم، دنبال دوست می گردیم

پیدایش که کردیم، دنبال عیب هایش می گردیم

وقتی که از دست دادیمش، دنبال خاطراتش می گردیم
 
و همچنان تنها می مانیم
 
 
هیچ چیز آسان تر از قلب نمي شکند
 
ژان پل سارتر

شعري خواندني از اكبر اكسير

من تعجب مي كنم
چطور روز روشن
دو ئيدروژن
با يك اكسيژن؛ تركيب مي شوند
وآب ازآب تكان نمي خورد!

پزشكان اصطلاحاتي دارند
كه ما نمي فهميم
ما دردهايي داريم كه آنها نمي فهمند
نفهمي بد دردي است
خوش به حال دامپزشكان!

بهزيستي نوشته بود :
شير مادر ،مهر مادر ،جانشين ندارد
شير مادر نخورده،مهر مادر پرداخت شد
پدر يك گاو خريد
و من بزرگ شدم
اما هيچ كس حقيقت مرا نشناخت
جز معلم عزيز رياضي ام
كه هميشه ميگفت:
گوساله ، بتمرگ !

شير مادر، بوي ادكلن مي‌داد
دست پدر، بوي عرق
(
گفتم بچه‌ام نمي‌فهمم )
نان، بوي نفت مي‌داد
زندگي، بوي گند
(
گفتم جوانم نمي‌فهمم)
حالا كه بازنشسته‌ شده‌ام
هر چيز، بوي هر چيز مي‌دهد، بدهد
فقط پارك، بوي گورستان
و شانه تخم مرغ، بوي كتاب ندهد!

با اجازه محيط زيست
دريا، دريا دكل مي‌كاريم
ماهي‌ها به جهنم !
كندوها پر از قير شده‌اندزنبورهاي كارگر به عسلويه رفته‌اند
تا پشت بام ملكه را آسفالت كنند
جه سعادتي !
داريوش به پارس مي‌نازيد
ما به پارس جنوبي !

نيروي جاذبه
شاعران را سر به زير كرده است

ادامه نوشته

خبرهای جدید با شروع سال جدید...

همانطور که متوجه هستید انگیزه که نباشه پول هم اثر نمی کند. تا الان بهانه ای برای پست گذاشتن نداشتم، ولی الان بهانه جور شده.

خبرهای خوبی با شروع سال جدید هست.                   

ضمن تبریک پیشاپیش سال نو به اطلاع می رساند که بعد از بالا و پایین رفتن های بسیار از پله های دانشگاه و پله های ستاد! و صحبت با نائب رئیس انجمن علمی فیزیک قرار بر این شد که بعد از عید انتخابات انجمن علمی فیزیک انجام بشه، دوستانی که تمایل دارن کاندید بشن اسمشون رو به من بدن تا من هم به پژوهش بدم تا وقتی همه کاندیدها جمع شدن انتخابات برگزار کنیم و 7 نفر از بین این کاندید ها انتخاب بشن. وقتی اساس نامه انجمن به دستم رسید اطلاعات بیشتری در اختیارتون می ذارم.

(علت این هم که الان بعد از 4 ترم انتخابات انجام میشه، با اینکه خیلی وقته فعال نیست! اینه که رئیس قبلی انجمن تازه ترم پیش فارغ التحصیل شده.)

نامه پيرزن به خدا !

يک روز کارمند پستي که به نامه‌هايي که آدرس نامعلوم دارند رسيدگي مي‌کرد متوجه نامه اي شد که روي پاکت آن با خطي لرزان نوشته شده بود نامه‌اي به خدا !

با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه اين طور نوشته شده بود:
خداي عزيزم بيوه زني هشتادوسه ساله هستم که زندگي ام با حقوق نا چيز باز نشستگي مي‌گذرد. ديروز يک نفر کيف مرا که صد دلار در آن بود دزديد.
اين تمام پولي بود که تا پايان ماه بايد خرج مي‌کردم. يکشنبه هفته ديگر عيد است و من دو نفر از دوستانم را براي شام دعوت کرده‌ام، اما بدون آن پول چيزي نمي‌توانم بخرم. هيچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگيرم . تو اي خداي مهربان تنها اميد من هستي به من کمک کن ...

کارمند اداره پست خيلي تحت تاثير قرار گرفت و نامه را به ساير همکارانش نشان داد. نتيجه اين شد که همه آنها جيب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاري روي ميز گذاشتند. در پايان نودوشش دلار جمع شد و براي پيرزن فرستادند ...
همه کارمندان اداره پست از اينکه توانسته بودند کار خوبي انجام دهند خوشحال بودند. عيد به پايان رسيد و چند روزي از اين ماجرا گذشت، تا اين که نامه ديگري از آن پيرزن به اداره پست رسيد که روي آن نوشته شده بود: نامه‌اي به خدا !
همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنين بود :
خداي عزيزم، چگونه مي‌توانم از کاري که برايم انجام دادي تشکر کنم. با لطف تو توانستم شامي ‌عالي براي دوستانم مهيا کرده و روز خوبي را با هم بگذرانيم. من به آنها گفتم که چه هديه خوبي برايم فرستادي ... البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته‌اند...!!!