دلتنگ جنوب
آنجا شلمچه فکه هویزه طلائیه
اینجا بجای نشان زما قیل و قال ما
وای برما اگر این بار هم از دست شما
جام نگرفته برون از در میخانه رویم
وای بر ما اگر از شهد شهادت نچشیم
فارغ از جام و می و ساغر و پیمانه رویم
خوب بنگر که حقیقت همه در این قدح است
وای اگر زرد و خمار از پی افسانه رویم
پای عقل منو تو اول ره مانده به گل
باید از وادی دل عاشق و دیوانه رویم
راه دلسوختگان روشنی اش از شمع است
به طواف سر این شمع چو پروانه رویم
وای بر ما اگر از دام رها گردیم و
همچنان مثل گذشته ز پی دانه رویم
پ ن :
1-پرنده اگر چند روزی هوای آسمان را پر بزند قفس را دوام نمی آورد و ماهی اگر طعم اقیانوس را بچشد تنگ را...
من از آسمان شلمچه می گویم از اقیانوس فکه و هویزه و طلائیه
2-عجیب هوای جنوب داره دلم!
3-اسم شاعرو نمی دونستم








هرکس شهید حق شد، همراه با حسین است