دلتنگ جنوب


آنجا شلمچه فکه هویزه طلائیه

اینجا بجای نشان زما قیل و قال ما

وای برما اگر این بار هم از دست شما

جام نگرفته برون از در میخانه رویم

وای بر ما اگر از شهد شهادت نچشیم

فارغ از جام و می و ساغر و پیمانه رویم

خوب بنگر که حقیقت همه در این قدح است

وای اگر زرد و خمار از پی افسانه رویم

پای عقل منو تو اول ره مانده به گل

باید از وادی دل عاشق و دیوانه رویم

راه دلسوختگان روشنی اش از شمع است

به طواف سر این شمع چو پروانه رویم

وای بر ما اگر از دام رها گردیم و

همچنان مثل گذشته ز پی دانه رویم


پ ن :

1-پرنده اگر چند روزی هوای آسمان را پر بزند قفس را دوام نمی آورد و ماهی اگر طعم اقیانوس را بچشد تنگ را...

من از آسمان شلمچه می گویم از اقیانوس فکه و هویزه و طلائیه

2-عجیب هوای جنوب داره دلم!

3-اسم شاعرو نمی دونستم

غم مادر

مادرم غم از دست دادنت غم جدا شدن روح از بدن مادر از فرزند را چگونه باور کنم چگونه باور  کنم چشمانت را بستی ورفتی اما دوستان چه خوش رفت جان دادنش مثل یک گنجشک بود در یک لحظه در ماه مبارک رمضان چشمانش را بست ورفت  اکنون میفهمم حرف بزرگان را که میگفتند برو زیر پای مادرت راببوس تا چشمش به دنیا باز است اکنون میروم زیر پایش در مزارش مینشینم  زیر پایش را  لحظه خداحافظی بوسیدم وگفتم مادر حلالم کن اگر کم رسیدم  اگر دختر خوبی نبودم  دعاکن  مثل حضرت زینبت اندکی از صبرش را داشته باشم واما دوستان از اینکه همراه وهمدردم بودید تشکر میکنم  انشالله بتوانم در شادی هایتان جبران کنم  فقط برای شادی وشفاعت روح وجسم مادرم دعاکنید

گمنامی یعنی.....

دست‌خط امام خمینی برروی عکس شهید مهدی باكری
 

گمنامی راز عجیبی است ...

 

 

گمنامی یعنی مثل حاج احمد  متوسلیان بیست سال نا معلوم باشی...

 

 

گمنامی یعنی مثل باکری جنازه ات بر نگردد...

 

 

گمنامی یعنی روزنامه نویسی به شهدای مظلوم ما بگوید :«یاران دیکتاتور!!!»

 

 

گمنامی یعنی بدن نیمه جان بچه های هویزه که زیر شن تانکها له شوند و آخشان هم ضبط نشود ...

 

 

گمنامی یعنی بدن های نازنینی که درکوه های کردستان  منجمد شدند ...

 

 

گمنامی یعنی شبانه به فقرا نان و خرما بدهی و نفرین و ناسزا تحویلت دهند ...

 

 

گمنامی یعنی اشک های ممتد امام در قبول قطع نامه و گریه های تلخ بچه ها در روز پذیرش آتش بس ...

 

 

و خلاصه گمنامی یعنی گمنامی

شیعه چه بد با غیبت مولایش خو کرده است
























به گزارش خبرگزاری فارس از اهواز،

 شهید حجت‌الله رحیمی

 از شهدای نسل سوم

 قبل شهادتش

 در دست نوشته‌ای

خطاب به دوستانش نوشت:

 دوری از امام زمان

مرز سال‌ها و قرن‌ها را در نوردیده است.

متن کامل این دست نوشته به شرح زیر است:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

برادران!

شما در حالی به این وضعیت گوش فرا می‌دهید

 که این حقیر فقیر دست از دنیا کوتاه دارد

 و چشم امید به دعای شما عزیزان دوخته است.

می‌خواهم آنچه در تمام عمر

 علی الخصوص در این اواخر

بیش از هر چیزی مرا بیشتر داغدار می‌کرد

 و جگرم را می‌سوزاند

 با شما در میان گذارم.

عزیزان!

دوری از امام زمان

مرز سال‌ها و قرن‌ها را در نوردیده است.

اکنون بیش از هزار و 300 سال از

محرومیت عالم از دیدار با آن حجت خدایی می‌گذرد.

آنچه تلخ و اسفبار بوده این است که

شیعه چه بد با غیبت مولایش خو کرده است.

چه ناجوانمردانه بریدن از مولا

 برایش عادت شده است،

 چه بی‌معرفتیم

 ما که اصل کل خیر

برایمان فرعی شده است.

کربلا،عاشقانی دارد به نام بسیجی

                                                    بر بسیجی وبسیجیان صلوات


(بر گرفته از وبلاگ دلنوشته های بی قرار )


تاثیر یک عکس



بسم رب الشهدا

یه نفر اومده بود مسجد و سراغ دوستان شهید ابراهیم هادی رو می گرفت. 

بهش گفتم : کار شما چیه؟! بگین شاید بتونم کمکتون کنم

گفت: هیچی! می خواهم بدونم این شهید ابراهیم هادی کی بوده؟ قبرش کجاست؟

مونده بودم چی بهش بگم…..بعد از چند لحظه سکوت گفتم:شهید ابراهیم هادی مفقود الاثره ، قبر نداره…..چرا سراغشو می گیری؟

با یه حزن خاص قضیه رو برام تعریف کرد:

کنار خونه ی ما تصویر یه شهید نصب کردند که مال شهید ابراهیم هادی هستش. من دختر کوچیکی دارم که هر روز صبح از جلوی این تصویر رد میشه و میره مدرسه . یه روز بهم گفت: بابا این آقا کیه؟

گفتم: اینا رفتند با دشمنا جنگیدن و نذاشتن دشمن به ما حمله کنه و شهید شدند.

از زمانی که این مطلب رو به دخترم گفتم، هر وقت از جلوی عکس رد میشه بهش سلام می کنه.

چند شب پیش این شهید اومده به خواب دخترم بهش گفته من ابراهیم هادی ام ، صاحب همون عکس که بهش سلام می کنی؛ 

بهش گفته:دختر خانوم ! تو هر وقت به من سلام می کنی من جوابت رو میدم ؛ 

 «چون با این سن کم ، اینقدر خوب حجابت رو رعایت می کنی دعات هم می کنم»

بعد از اون خواب دخترم مدام می پرسه: این شهید ابراهیم هادی کیه؟ قبرش کجاست؟….بغض گلوم رو گرفته بود….حرفی برا گفتن نداشتم؛

فقط گفتم: به دخترت بگو اگه می خواهی شهید هادی همیشه هوات رو داشته باشه

مواظب نماز و حجابت باش…   (منبع:شهید من)

شهید ابراهیم هادی

بعضی ها خودشان را از امیر المومنین حزب اللهی تر می دانند.

Ostad Gharaati.www.shabhayetanhayi.ir



من در اتاق یک رئیسی رفتم، کار داشتم. تا در را باز کردم دیدم



 یک دختری حالا یا دختر یا خانم، خیلی خوشگل است.




تا در را باز کردم، اوه… چه شکلی!داخل اتاق رئیس رفتم گفتم:




شما با این خانم محرم هستی؟




گفت: نه!گفتم: چطور با یک دختر به این زیبایی تو در یک اتاق هستی



 و در هم بسته است.



گفت:



آخر ما حزب اللهی هستیم.



گفتم: خوشا به حالت که اینقدر به خودت خاطرت جمع است.



حضرت امیر به زن‌های جوان سلام نمی‌کرد.



گفتند: یا علی رسول خدا سلام می‌کند تو چرا سلام نمی‌کنی؟



گفت: رسول خدا سی سال از من بزرگتر بود. من سی سال جوان هستم.



می‌ترسم به یک زن جوان سلام کنم یک جواب گرمی به من بدهد،



دل علی بلرزد.




گفتم: دل علی می‌لرزد، تو خاطرت جمع است.




بعضی‌ها خودشان را از امیرالمؤمنین حزب اللهی‌تر می‌دانند.




بعضی خودشان را از مراجع تقلید حسینی تر می‌دانند.




استاد محسن قرائتی

برگرفته از وبلاگ یاران امام زمان(عج)

شهادت در سجده


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
 

BF26DCFD6627_61.jpg

می گفت « دوست دارم شهادتم در حالی باشد که در سجده هستم » یکی از دوستانش می گفت : در حال عکس گرفتن بودم که دیدم یک نفر به حالت سجده پیشانی به خاک گذاشته است . فکر کردم نماز می خواند ؛ اما دیدم هوا کاملاَ روشن است و و قت نماز گذشته ، همه تجهیزات نظامی را هم با خودش داشت .
جلو رفتم تا عکسی در همین حالت از او بگیرم . دستم را که روی کتفش گذاشتم ، به پهلو ا فتاد . دیدم گلو له ای از پشت به او اصابت کرده و به قلبش رسیده ، آرام بود انگار در این دنیا دیگر کاری نداشت . صورتش را که دیدم زا نوهایم سست شد به زمین نشستم . با خودم گفتم : «این که یوسف شریفا ست ».

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

(بر گرفته از وبلاگ رهسپاریم با ولایت تا شهادت)

در توجیه برخی از گناهان میگیم

در توجیه برخی از گناهان میگیم...

 

 

رشوه: شیرینی

 

دروغ: مصلحتی

 

ربا: همه میخورن

 

تهمت: همه میگن

 

غیبت: تو روشم هم میگم

 

نگاه حرام: یه نظر حلاله

 

ماهواره: شبكه های علمی

 

موسیقی حرام: آرامش اعصاب

 

بخل : اگه خدا میخواست بهش میداد

 

مال حرام : پیش سه هزار میلیارد هیچیه

 

مجلس حرام :یه شـب كه هزار شب نمیشه

   

گناه  کو چیک و بزرگ: مگر از دیوار مردم بالا میریم چه گناهی!

 

و.....



برگرفته از وبلاگ بسیج دانشجویی ریاضی دانشگاه تبریز

همه چیز دیدیم وسرانجام خدایی بودن را جلوه دادیم....

http://s4.picofile.com/file/7755666341/hejab_hijab_veil_91.jpg

دیدیم  شیطان صفتان،برای پاکی قلب معصوم خواهران وبرادرانمان نقشه ها کشیده اند،

دیدیم قبح گناه می ریزندوبی حیایی را ترویج میکنند،

دیدیم به اسم آزادی جسم ،انسانیت را به اسارت میکشندتا حیوان بسازند

دیدیم عمق نگاه ها را کوتاه میکنند تا بالا را از یاد همه ببرند

دیدیم عرفان کاذب را تبلیغ میکنند ؛دین بدون تکلیف را،تا به عکسی در آب از ماه محروم سازند

دیدیم چادر را نشانه گرفته اند

دریغمان آمد نگوییم از زیبایی بی نهایت وقار

دریغمان آمد نگوییم که یک بار امتحان کنید لذت با خدا بودن را،

برای با خدا انتخاب کردن را،تیر درچشم شیطان شدن را،مجاهد راه خدا بودن در جهاد اکبر را

ای کاش همه بگویند

همه آنها که حتی به خوب هم قناعت نکرده اند ،به حداقل ها قانع نشدند،

برتر را برگزیدند

لیست زائرها دست کیه

 

 

من یه نوکرٍ در به درم        

چند ساله همش منتظرم

اسمم در بیاد برم حرم

لیست زائرا دست کیه

هی خط میخورم چه سریه

میگن دعوتا با بی بیه

حسین

من هنوز جوونم

حسین

منتظر میمونم

بازم از شما میخونم

دوست و رفیقام چند دفه رفتن حرم

چطور دلت میاد یه بارم نرم

مردن من بهتره از این زندگی

دق کردم از این همه شرمندگی

عکس کربلا رو دیواره

انگاری با من حرفی داره

هی سر به سرٍ من میزاره

هی به من میگه نیا حرم

بخدا منم یه نوکرم

کربلا نرم کجا برم

حسین

اشکامو نگا کن

حسین گرهامو وا کن

حسین

دردامو دوا کن

کی میتونه هق هق منو گوش کنه

ک میتونه ناله هامو خاموش کنه

کاشکی میشد دوریتو فراموش کنم

کاشکی میشد قلبمو یه شیش گوش کنم

خوش باشی آقا با زائرات

خوش بگذره با کبوترات

بین الحرمین قهرم باهات

دوستم اومده از کربلات

سوخته دلمو با خاطرات

آورده برام آب فرات

حسین

ای خواب و قرارم

حسین

آبرو ندارم

حسین

من بی کس و کارم

آشتی کن امشب دوباره با نوکرت

آقا تورو جون اون علی اکبرا

دوباره فرصت بده تا جبران کنم

دردای بی درمونمو درمان کنم