پنج فرمان در سازمان های یادگیرنده از نگاه پیتر سنگه

پديده سازمان های يادگيرنده از 20 سال قبل مطرح شد و هدف آن نيز توانمند سازی مديران و كاركنان سازمان ها برای مقابله با محيط پر تلاطم تجاری و برتری رقابتی و پويايی سازمان است.
در این سازمانها ، افراد در مقابل تغييرات بر خلاف سازمانهای سنتی مقاومت نشان نمی دهند بلكه همواره سعی دارند در حال تغيير و تحول باشند و محيط را با خود سازگار و همراه كنند.
سازمانهايی كه يكی از موارد مهم آن يادگيری است. آن ‌گونه يادگيری كه در آن رفتار و نگرش های افراد تغيير می يابد و افراد شكل جديد انديشيدن را می آموزند و ياد می گيرند كه چگونه با هم ياد بگيرند چگونه ايده ها و نظرات و تصورات ذهنی را به هم نزديك كنند.
بنابراين سازمان يادگيرنده سازمانی است كه مي آموزد تغيير كند و متحول شود.
سازمان یادگیرنده سازمانی است که ظرفیت خود را برای خلق آینده به طور مداوم توسعه می‌دهد.
در گذشته گفته می شد که سازمانی که بخواهد خلاقیت داشته باشد و به رشد ادامه دهد احتیاج دارد که یاد گیرنده باشد . اما این روزها دیگر سازمان یاد گیرنده بودن یک انتخاب نیست یک ضرورت است و اگر سازمانی بخواهد حتی حیات خودش را حفظ کند نیاز دارد تا یاد گیرنده باشد.
مفهوم یادگیری در بافت این سازمان‌ها به شکلی جا گرفته که شما در آن‌ها اصلا نمی‌توانید یاد نگیرید. در سازمان خلاق، افراد به طور پیوسته ظرفیت خود را ارتقا می‌دهند تا آنچه در نظر دارند را خلق کنند.
سازمانی که نتواند یادگیرنده بودن را در خود ایجاد کند راهی جز نابودی ندارد.
این مفهوم توسط پیتر سنگه مطرح شده است و در نگاه او در سازمان های یادگیرنده این پنج فرمان وجود دارد:
۱.قابلیت های فردی
۲.مدل های ذهنی
۳.ایجاد دورنمای مشترک
۴.یادگیری گروهی
۵.تفکر سیستمی

 

 

۲۰ نکته مهم مدیریت و رهبری

۲۰ نکته مدیریتی که شما را به رهبری فوق‌العاده تبدیل می‌کند

موفقیت در کسب‌وکار ، تنها نیازمند ایده‌های فوق‌العاده و اخلاق کاری حرفه ای نیست، بلکه نیازمند افراد مناسب و شایسته نیز هست. برای اینکه بتوانید با دیگران به‌خوبی کار کنید، لازم است که در رهبری و مدیریت به یک آدم حرفه‌ای تبدیل شوید. در این مقاله نکاتی را بیان می‌کنیم که برای تبدیل‌شدن به یک رهبر و مدیر خوب ، باید درنظر بگیرید.

۱. هرگز تسلیم نشوید

این توصیه‌ای کلیشه‌ای است، اما بهترین چیزی است که می‌توانم به شما بگویم. کارآفرینی برای افرادی که مصمم نیستند و سخت کوشی به خرج نمی‌دهند، اصلا مناسب نیست. کارآفرینی برای افرادی مناسب است که توانایی‌ها، ایده‌ها و اعضای گروه‌شان را باور دارند. رهاکردن یک پروژه، چه کوچک باشد و چه بزرگ، نه‌تنها برای خودتان، بلکه برای کسانی که رهبری آنها را برعهده دارید نیز زیان‌بار است.

۲. اطرافیان شما همه‌ی دارایی‌تان هستند

اگر کارمندان و همکاران شایسته‌ای نداشته باشید، اجرای یک ایده‌ی خوب صدها برابر دشوارتر می‌شود. بهترین افراد ممکن را برای اجرای پروژه‌تان پیدا کنید و بعد همه‌ی تلاش‌تان را به‌کار بگیرید تا آنها را نزد خود نگه دارید.

۳. هم رهبر باشید و هم شاگرد

 در موفق‌ترین ارتباطات حرفه‌ای، افراد از احترام متقابل برخوردارند و همواره در حال یادگیری هستند. به‌عنوان یک رهبر ممکن است وظیفه‌ی شما این باشد که توانایی‌ها و دانش گروه‌تان را افزایش بدهید، اما باید به همان اندازه از آنها نیز چیز‌هایی یاد بگیرید.

۴. قوی باشید نه خونسرد

مردم رهبرانی را که به خودشان اعتماد ندارند، به‌سختی باور می‌کنند. حتی در زمان‌های بی‌ثباتی تلاش کنید مثبت اندیش و با اعتماد به نفس باقی بمانید. داشتن شک‌وتردید در انتخاب‌ها و اعمالی که انجام می‌دهید، نه‌تنها روی نگرش خودتان تأثیر منفی می‌گذارد بلکه نگرش اعضای تیم‌تان را نیز خراب می‌کند.

۵. یک کسب‌وکار در حال رشد، به افراد در حال رشد نیاز دارد

تقریبا همه‌ی افراد در حال رشد هستند اما یک تجربه‌ی حرفه‌ای مثبت نه‌تنها شامل توسعه می‌شود بلکه رویکرد مثبت به رشد و یادگیری نیز لازم دارد. از اشتباهات کوچک چشم‌پوشی کنید و تلاش کنید به اعضای گروه‌تان درس بدهید نه اینکه آنها را به‌خاطر خطاهایشان سرزنش کنید. به افرادتان فرصت یادگیری بدهید تا به اشخاص بهتری تبدیل شوند. توجه داشته باشید که شاید شما رهبر خوبی باشید اما همیشه می‌توانید به رهبر بهتری تبدیل شوید.

۶. شکست یک واقعیت است؛ با آن کنار بیایید

هیچ کسب‌وکاری را به‌یاد نمی‌آورم که در دوره‌ای شکست نخورده باشد. به جای اینکه شکست‌های دیگران را مطالعه کنید، به آن همچون تجربه‌ای برای یادگیری و فرصتی برای رشد نگاه کنید. دست‌کم به این دلیل که افراد شکست‌خورده‌ی زیادی را دیده‌اید، پروژه‌تان را رها نکنید.

۷. مدیریت افراد در دوران تغییر سخت‌ترین کار شماست

در تغییرات فردی و محیطی، افراد شما دوران سختی به‌منظور مطابقت با محیط خواهند داشت. صبور باشید و توجه داشته باشید که کسب‌وکارتان هنوز نیازمند سرسختی شماست. انعطاف‌پذیر باشید اما به هر چیزی تن در ندهید. یافتن روشی برای حفظ تعادل میان این موارد یکی از سخت‌ترین کارهایی است که تاکنون برعهده داشته‌اید.

۸. یک ماهی بزرگ در برکه‌ای کوچک شانس بیشتری برای موفقیت دارد

اگر به‌اندازه‌ی کافی قدرت نداشته باشید نمی‌تواند جمعیت زیادی را مدیریت کنید. پس شرایط را برعکس کنید. مسئولیت گروهی که توان مدیریتش را ندارید، برعهده نگیرید و اقتدار خود را همراه با احترام به دیگران حفظ کنید.

۹. در یک چیز بهترین باشید و پس از آن به‌دنبال گسترش توانایی‌هایتان بروید

ترجیح می‌دهید که در یک چیز بهترین باشید یا در زمینه‌های مختلف عملکرد متوسطی داشته باشید؟ احتمالا مورد اول بهتر است. زمانی‌که کار خود را تازه شروع کرده‌اید، تلاش کنید کسب‌وکارتان در یک حوزه‌ی خاص بهترین باشد. پس از اینکه در آن حوزه، بهترین عملکرد را داشتید می‌توانید وارد حوزه‌های دیگر شوید.

۱۰. برای موفقیت در سطح ملی باید گروه بسیار خوبی داشته باشید

رقابت در سطح ملی بسیار شدید است و استعداد حرف اول را می‌زند. ممکن است بتوانید با یک گروه درجه‌ی دو در شهر خودتان عملکرد خوبی داشته باشید اما در سطح ملی موفقیت چندانی نصیب‌تان نمی‌شود. درنتیجه لازم است انرژی کافی بگذارید و یک گروه عالی ایجاد کنید که در آن استعدادها، شخصیت‌ها و تمایلات مختلف وجود داشته باشد اما یک هدف مشترک را دنبال کنند.

۱۱. افراد و فعالیت‌هایی را که جلوی رشد شما را می‌گیرند، سریع رها کنید

هیچ دلیلی ندارد که افراد و پروژه‌هایی را که مانع پیشرفت کسب‌وکار شما می‌شوند حفظ کنید. اگر گرایش و توانایی‌هایی یکی از افراد مناسب نیست و نمی‌توان آن را اصلاح کرد، بگذارید از کسب‌وکار شما خارج شود. همچنین فعالیت‌هایی را که مناسب کسب‌وکارتان نیستند، رها کنید.

۱۲. فروتن باشید

خودخواهی را با رهبری اشتباه نگیرید. قدرتمندی برای موفقیت کلیدی است اما زورگویی نه. فروتنی پیشه کنید و رهبری باشید که افراد با رضایت و خوشحالی از او پیروی می‌کنند.

۱۳. برای جلب اعتماد دیگران، مدیری تلاشگر باشید

رهبری فوق‌العاده تنها این نیست که روی صندلی خود بنشینید و دستور بدهید. بلکه یک رهبر خوب درگیر کار می‌شود و ذهنش را هوشیار نگه می‌دارد. درواقع شما باید سخت‌کوش‌ترین فرد درون سازمان‌تان باشید. به این ترتیب به کارمندان‌تان نشان می‌دهید که کار کردن در شرکت شما چگونه است و می‌توانید یک رهبر کارآمد و مؤثر باشید و رابطه‌ی بهتری با اعضای گروه‌تان داشته باشید.


۱۴. پیش از آغاز فعالیت‌هایتان به‌خوبی درباره‌ی آنها فکر کنید


زمانی‌که بدون آمادگی کافی وارد فعالیتی می‌شوید، گروه‌تان را نیز با خودتان به درون آن می‌کشید. پیش از برداشتن اولین قدم مطمئن شوید که خودتان و تیم‌تان را وارد کاری نمی‌کنید که توان انجامش را ندارید. بهتر است با احتیاط بیشتری کار کنید تا اینکه در آینده پشیمان شوید.

۱۵. حریص نباشید

شاید این نکته بدیهی به‌نظر برسد، اما رهبران بسیار زیادی بوده‌اند که اجازه داده‌اند حرص کنترل آنها را دردست بگیرد. هنگام صحبت درباره‌ی پول، قدرت و منابع حریص نباشید. همچنین مسئولیت گروه بزرگی را که از مدیریتش ناتوانید، نپذیرید. به‌عنوان فردی حرفه‌ای حریص‌بودن برای‌تان چندان جذاب نیست و در درازمدت نیز به کسب‌وکارتان آسیب می‌زند. درعوض برای اشتراک آموخته‌هایتان از کسب‌وکار تلاش کنید و از چیزهایی که در اختیار دارید، برای برقراری ارتباطات بهتر با دیگران بهره ببرید.

۱۶. اجازه ندهید دیگران کار شما را خراب کنند

مسئولیت پیروزی و شکست کارهایتان را خودتان برعهده بگیرید. زمانی که قرار بر شکست شماست، بهتر است با تصمیم خودتان شکست بخورید. به‌خاطر شکست‌تان دیگران را سرزنش نکنید، بلکه خودتان پاسخ‌گو باشید.

۱۷. اگر احساس می‌کنید کسی از کار با شما سود می‌برد احتمالا احساس‌تان درست است

بسیار ساده است؛ اگر کسی به شما لطفی می‌کند و در ازای آن از شما درخواستی ندارد، معامله با او را متوقف نکنید و رابطه‌ی دوطرفه‌تان را حفظ کنید. چراکه به احتمال زیاد شما کسی هستید که می‌توانید به او سود برسانید. همچنین اگر متوقف‌کردن کار با او به نفع گروه و شرکت‌تان است، از قطع همکاری با او ترسی نداشته باشید.

۱۸. با توجه به شرایط، مدیرعاملی منحصربه‌فرد باشید

سازمان‌های مختلف به مدیرعامل‌های مختلفی نیاز دارند. سبک های رهبری به اندازه‌ی سازمان، گروه، اهداف و صنعت بستگی دارند. اگر می‌بینید که یک مدیر عالی به شیوه‌‌ای متفاوت از شما رهبری می‌کند نگران نشوید، احتمالا شرایط کاری شما با او کاملا متفاوت است.

 

۱۹. ساختن، بهبود بخشیدن و اشتراک چشم‌اندازتان بسیار مهم است

با رشد شرکت‌تان باید چشم‌انداز شما نیز رشد کند. اجازه ندهید خودتان و گروه‌تان به اهداف ایستایی که پیش‌ از این به آنها دست پیدا کرده‌اید، راضی شوید. اجازه‌ی توسعه‌ی چشم‌اندازتان را بدهید و آن را با افرادی خاص درمیان بگذارید.

۲۰. مثبت باشید

مسیر پیش روی شما پستی و بلندی‌های بسیاری دارد. هیچ‌کس دوست ندارد از رهبری بداخلاق پیروی کند، درنتیجه، بدون توجه به موانع موجود در سر راه‌تان مثبت باشید و همیشه لبخند بزنید.
ممکن است رهبری عالی یا مدیری فوق‌العاده باشید اما احتمالا هر دوی آنها نیستید.

 

نوشته شده توسط حسام حسین پور ؛ کارآفرین 

بوم کسب و کار / تولید کتاب صوتی - تصویری

 

بحث مدل کسب و کار با اصطلاح Business Model Canvas یا بوم مدل کسب و کار یا کانواس کسب و کار گره خورده است.

استفاده از بوم مدل کسب و کار را برای نخستین بار الکساندر استروالدر در کتاب خلق مدل کسب و کار مطرح و پیشنهاد کرد.

اجزای بوم مدل کسب و کار :

بوم مدل کسب و کار جدولی 9 بخشی است که بخش‌های مختلف یک محصول یا ایده شامل ارزش پیشنهادی، زیرساخت ها، مشتری‌ها و منابع درآمد را مشخص می‌ کند، که در ادامه به توضیح این 9 بخش خواهیم پرداخت :

 
۱. بخش مشتریان:  مجموعه‌های مختلف مشتریان می‌توانند بر اساس خواسته‌ها و ویژگی‌های مختلف بخش‌بندی شوند.
انواع بخش‌های مشتریان شامل: بازار انبوه، گوشه بازار، بخش‌بندی شده، متنوع، بازار چند وجهی می‌شوند.

۲. ارزش پیشنهادی: به هر بخش از مشتریان چه ارزشی (مجموعه‌ای از محصولات و خدمات) را ارایه می‌کنید. ارزش پیشنهادی شما باید شما را از رقبایتان متمایز سازد. ارزش پیشنهادی ارزش را از طریق المان‌های (کمی و کیفی) مختلفی فراهم می کند از جمله: تازگی، عملکرد، سفارشی‌سازی، انجام رساندن کار، طراحی، برند و خوش‌نامی، قیمت، کاهش هزینه‌ها، کاهش ریسک، دسترسی‌پذیری ،و راحتی و آسایش.

۳. کانال توزیع: شرکت می‌تواند ارزش پیشنهادی را از طریق کانال‌های توزیع مختلفی به مشتریان برساند. شرکت می‌تواند از طریق کانال‌های خودش و یا کانال‌های شرکای تجاری‌اش و یا ترکیبی از هر دو به مشتریان دسترسی پیدا کند.

۴. ارتباط با مشتریان: امروزه ارتباط با مشتریان و حفظ آن برای اطمینان از موفقیت شرکت الزامی است. شکل‌های مختلف ارتباط با مشتریان شامل: کمک شخصی، کمک شخصی اختصاصی، سلف سرویس، سرویس‌های خودکار، جوامع کاربری و خلق مشترک (با مشتری) می‌شود.

۵. جریان درآمد: شرکت چگونه از هر بخش از مشتریان درآمد کسب می‌کند. روش‌های مختلف ایجاد جریان درآمدی شامل: فروش دارایی، حق استفاده، حق اشتراک (عضویت)، اجاره/ قرض، حق استفاده از مجوز/ امتیاز، حق کارگزاری و تبلیغات می‌شود.

۶. منابع اصلی: منابعی که برای خلق ارزش برای مشتری ضروری هستند و جزو دارایی‌های شرکت محسوب می‌شوند. منابع می‌توانند انسانی، مالی، فیزیکی یا معنوی باشند.

۷. فعالیت‌های اصلی: مهمترین فعالیت‌های شرکت برای اجرای ارزش پیشنهای شرکت چه هستند؟.

۸. شرکای کلیدی: برای بهبود عملیات و کاهش ریسک مدل کسب و کار معمولا شرکت‌ها با برخی دیگر مشارکت‌های تجاری صورت می‌دهند. این مشارکت‌ها به روش‌های: همکاری استراتژیک با شرکت‌های رقیب و غیر رقیب، سرمایه‌گذاری‌های مشترک، روابط خریدار-فراهم‌کننده و پیمان/ اتحادهای استراتژیک امکان پذیر هستند.

۹. ساختار هزینه‌ها: عملیاتی کردن مدل‌های کسب و کار مختلف چه هزینه‌هایی را در بر دارد. معمولا کسب و کارها چیزی بین هزینه‌محور و ارزش‌محور هستند.  ساختار هزینه‌ها دارای خصیصه‌های: هزینه‌های ثابت، هزینه‌های متغییر، اقتصاد مقیاس (کاهش هزینه با افزایش تعداد) و اقتصاد محدوده (کاهش هزینه با افزایش محدوده کاری) است.

منابع :

 

استارتاپ / تولید کتاب صوتی کودکان

استارت آپ به پروژه‌هایی گفته می‌شود که در جریان آن، یک ایده خام، به کمک تلاش و کوشش یک گروه به تولید یک محصول می‌انجامد و زمینه برای فروش آن محصول فراهم می‌شود.

در واقع، استارت آپ تمامی مسیر از صفر تا صد را طی می‌کند و تمامی مراحل را به صورت آزمون و خطا و یا یادگیری اصول و مبانی پایه آن انجام می‌دهد. حال ممکن است شروع مفهوم استارت آپ به صورت یک کار علمی خیلی پیچیده مانند یک اختراع سخت در حوزه نرم افزاری باشد، یا یک گروه بازاری تصمیم به تغییر در یک محصول خیلی ساده بگیرند و زمینه ورود آن به بازار به عنوان یک محصول جدید را فراهم کنند.

اگر ما راه اندازی استارت آپ را به عنوان شروع یک کسب‌و‌کار جدید در نظر بگیریم، جنبه روانی این موضوع بیشتر از این مسئله نشأت می‌گیرد که همه انسان‌ها به دنبال چالش‌های جدید و در حقیقت دیده شدن هستند. وقتی که شخصی اقدام به تولید یک محصول جدید و جذاب در سطح جامعه می‌کند، تعداد کسانی که این محصول را انتخاب می‌کنند و به عنوان انتخاب اول خود در نظر می‌گیرند، تعیین کننده میزان موفقیت استارت آپ است. بنابراین وقتی که شخصی بر روی یک کار جدید ریسک می‌کند و در تصور خود به این نتیجه می‌رسد که محصول مورد نظر باعث دیده شدن و حتی برند شدن آن می‌شود، سعی می‌کند که به شکل‌های مختلفی این کار را مطرح کند.

در اینجا یک نمونه از استارتاپ را با عنوان تولید کتاب صوتی و پرسش هایی که برای شروع کار مدنظر هست برایتان آورده ایم :

  1. مسئله چیست ؟ و چه خلاء یا کمبودی شما را به سمت ایده سوق می دهد ؟
  • اکثر والدین تحصیلکرده و شاغل به دلیل کمبود زمان ، نمی توانند به فرزندان خود در زمینه تحصیلات کمک کنند .
  • اکثر تحصیلکرده ها در رشته تحصیلی خود فاقد کارایی هستند .
  • اکثر تحصیلکرده ها در رشته فارغ التحصیلی خود ، اطلاعات کافی و کاربردی و بعضاً حتی عمومی ندارند .
  • عدم مطالعه درست توسط فرزندان زیرا فقط مطالعه سطحی دارند و روش مطالعه را آموزش ندیده اند .
  • عدم وجود کتابخانه و یا عدم تراکم متناسب کتابخانه در سطح شهر یا روستا جهت کمک آموزش
  • کمبود مطالعه و عادت نداشتن به مطالعه توسط والدین و عدم تحلیل آن

 

  1. درحال حاضر با این مسئله چگونه برخورد می شود ؟ ( جایگزین های موجود )
  • برگزاری کلاس های تقویتی مکرر
  • خریداری کتاب های کمک آموزشی
  • نقش خانواده ، آموزش و پرورش ، رسانه ها و ... جدی گرفته شده است .

 

  1. راه حل شما برای حل این مسئله چیست ؟
  • افزایش مطالعه از طریق فرهنگ سازی و آشنایی با مطالعه در سطوح سنی پایین تر ( مهدکودک ) برحسب علاقه کودکان مثلاً درزمینه نجوم ، کامپیوتر ، زبان انگلیسی ، ادبیات و ... به صورت کتاب های صوتی تصویری در کلاس پخش شود .
  • تولید کتابهای صوتی و تصویری آموزشی بصورت CD
  • معرفی کتاب های صوتی و تصویری در سطح مدارس و مکان های آموزشی و تفریحی از طریق بیل بوردها
  • شبکه تلویزیونی و رادیویی معرفی کتاب و برنامه های نقد کتاب
  • توجه ویژه تولیدکنندگان و ناشران به نیازهای مخاطبان
  • ارتباط مخاطبان با ناشران از طریق کتابداران

 

  1. این راه حل براساس چه فرضیه هایی بنا نهاده شده است ؟
  • عدم فرصت کافی والدین جهت وقت گذاشتن
  • عدم هزینه مجدد برای کلاس های تقویتی
  • استفاده همزمان فرزندان از زمان تعیین شده
  • عدم ضعف چشم فرزندان
  • تقویت گویش و زبان فرزندان
  •  
  1. این فرضیه ها را چگونه تست می کنید ؟
  • مصاحبه حضوری با فرزندان و والدین و معلمان
  • فرم پرسشنامه عملکرد یادگیری در مدارس و منزل از طریق معلمان و والدین
  • پایان کتاب صوتی جهت نظرخواهی از شنوندگان کتاب ، یک شماره جهت پیامک معرفی می کنیم تا در صورت تمایل و یا از طریق دانلود کتاب و یا خرید کتاب اینترنتی که یا شماره تماس و یا آدرس ایمیل شخص خریدار دسترسی داریم پس از مدت مثلاً یک هفته یک پیامک نظرخواهی ارسال می کنیم .

 

  1. ارزش ارائه شده در این راه حل برای مشتریان چیست ؟
  • -   زمان را از دست نمی دهند .
  • -   برای خرید ، هزینه رفت و آمد ندارند .
  • -   هزینه کتاب صوتی بسیار پایین تر از کتاب های کاغذی است .

 

  1. برتری مطلق شما در این کسب و کار چیست ؟ (چیزی که نمی تواند به آسانی خریداری شود یا کپی شود)
  • ارائه مفیدترین  و خلاصه ترین کتاب های صوتی آموزشی
  •  
  1. این محصول (کالا/خدمات) چه مشتریانی را هدف قرار می دهد ؟ چرا ؟
  • فرزندانِ والدین شاغل به دلیل عدم فرصت کافی
  • فرزندانِ بیش فعال به دلیل عدم تمرکز روی کتاب به صورت مستمر و علاقه به فعالیت و ورزش
  • فرزندانِ با ضعف بینایی به دلیل مشکل در خواندن مداوم کتاب های آموزشی با حجم بالا

 

  1. چگونه با این مشتریان ارتباط برقرار خواهید کرد ؟
  • ارائه پکیج آموزشی در مکان های آموزشی و تفریحی
  •  تبلیغات در مکان های آموزشی و تفریحی : مدارس ، کتابخانه ها ، کتابفروشی ها ، پارک ها ، استخرها و ...
  •  تبلیغات تلویزیونی و رادیویی با معرفی اساتید مجرب و ارائه بخشی از کتاب صوتی
  •  بیل بوردهای تبلیغاتی در سطح شهر

         

  1. آینده و چشم انداز این ایده را چگونه می بینید ؟
  •  مطالعه آسان و کاربردی
  • حذف کاغذ و کتاب کاغذی در بسیاری از موارد
  • عدم قطع درختان و کمک به محیط زیست و حفظ طبیعت

 

بشریت روز به روز در حال تکامل است و همیشه به دنبال بهترین راه جهت حل مسئله می باشد و مطمئناً در آینده شاهد ایده های کاربردی تر خواهیم بود .

 

نمونه ای از استارتاپ نوشته شده در سال 1394

رضایت شغلی کارمندان و عملکرد آن بر سازمان ها

روزگاری شرح شغل عبارت بود از تعدادی وظیفه که باید متصدی شغل انجام میداد . این وظایف هم معمولاً کارهای عادی و روتینی بود که انتظار میرفت متصدی شغل آنها را از کسانی دریافت کند و نتیجه را پس از انجام کار به آنها یا کسانی دیگر در چرخه کار ارجاع دهد . آن روزها موفقیت سازمان خیلی مهم نبود، رقابت نقش جدی نداشت و بیشتر فرایندها ساده و خطی بودند .                                                                           

متاسفانه یا خوشبختانه ، آن روزها گذشته است و دیگر کارها ساده نیستند . دیگر صرف انجام وظیفه برای ماندن و موفق بودن ، کفایت نمی کند . وقتی سازمانها دریافتند که انجام سلسله ای از وظایف برای ماندن و موفق تر بودن کافی نیست ، متوجه این نکته شدند که چه کسانی با چه مشخصاتی میتوانند در ایفای نقشهای مورد انتظار از هر شغل، موفق باشند . این شاخصه ها را تجزیه و تحلیل کردند و به پروفایلی فرضی و ایده آل رسیدند که میزان تناسب پروفایل هر فرد با این ایده آل میتوانست عامل پیش بین در تناسب این فرد برای آن شغل باشد  و این مسیر شغلی فرد را به همراه برنامه های توسعه ای که باید طی کند ، بدست می داد .

اما آنچه همه بر آن اتفاق نظر دارند این است که دیگر فهرست وظایف برای رسیدن به هدف اصلی که موفقیت هم زمان فرد و سازمان است ، کافی نیست . همیشه و تقریباً در تمام حوزه ها ، شاخصه های رفتاری فرد در موقعیت های مختلف نقش عمده ای در این موضوع دارند که تأثیر زیادی بر عملکرد آن کارمند و سازمان خواهد داشت که این موضوع نه تنها مورد توجه محققان و مدیران زیادی بوده است که توجه روانشناسان و جامعه شناسان را نیز به خود جلب کرده است . لذا جهت پیشبرد مسائل کاری به بحث در مورد رضایت شغلی و عملکرد آن بر سازمان ها می پردازیم.                             

میزان علاقه و رضایت شغلی کارمندان در زمان کنونی از مسائل مهم و مورد تحقیق سازمانها می باشند . سازمان ها باید شرایطی را فراهم آورند که بتوانند کارکنان خود را در زمینه های مختلف راضی نگهدارند . به نظر بسیاری از صاحب نظران از میان همه مفاهیمی که مختصصان رفتار سازمانی ، مدیریت و روانشناسان سازمانی و صنعتی در موقعیت های مختلف مورد مطالعه قرار داده اند ، رضایت شغلی از مهمترین زمینه های پژوهشی آنها بوده است . مفهوم رضایت شغلی کارکنان ، میزان علاقمندی و نگرش ها و دیدگاهای مثبت آنان نسبت به شغل خود میباشد . بنابراین از جمله تلاشهای مدیریت سازمانها در جهت حفظ و نگهداری منابع انسانی که ثروت اصلی هر سازمانی محسوب می شود ایجاد رضایت و پیشگیری از تمایل ترک خدمت پرسنل می باشد . اما بدیهی است که عوامل موثر در رضایت کارکنان بسیار متنوع بوده و در سازمانهای مختلف متفاوت است ، لذا نتیجه تحقیقات و پژوهشهای انجام شده در جوامع غربی و شرقی بطور کامل نمی تواند پاسخگوی جامعه و سازمانهای ایران باشد بلکه باید با توجه به زمان ، عوامل فرهنگی ، شرایط اقتصادی و اجتماعی و ... حاکم بر جامعه و سازمان ، تحقیقات و پژوهشهایی صورت پذیرد و عوامل موثر بر رضایت شغلی و تعهد سازمانی را شناسایی نمود . رضایت شغلی باعث ایجاد علاقه ، انگیزه همکاری بیشتر و عدم تمایل به تغییر شغل و همچنین تمرکز لازم جهت ارائه سرویس مطلوب در دستگاه ذیربط می باشد که در پیش برد اهداف یک سازمان نقش بسزایی دارد .                     

دراین جا به بررسی این مقوله خواهیم پرداخت که در صورت نبود رضایت شغلی با مشکلات عدیده ای در سازمان مواجه خواهیم شد که بعضی از آن به شرح ذیل می باشد :

  • -عدم دقت و تمرکز کافی در کار
  • -عدم سرعت کافی در کار
  • -صرف وقت بیش از اندازه در اجرای کار
  • -عدم حس مسئولیت و وجدان کاری
  • -عدم حس روحیه وفاداری و تعهد سازمانی
  • -عدم پیشرفت شغلی
  • -عدم خلاقیت
  • -ترک خدمت
  • ...
  •  
  • حال به ارائه چند راهکار جهت رضایت شغلی کارمندان که باید توسط مدیران مورد توجه قرار گیرد ، می پردازیم :
  • -ایجاد فضایی برای رشد با ترفند گردش شغلی
  • -ارائه کلاس ها و برنامه آموزشی خوب متناسب با شغل کارکنان
  • -دادن پاداش های کوچک
  • -دادن تفویض اختیار
  • -به وجود آوردن محیط دلپذیر در محیط کار
  • -ارائه امکان کار کردن در خانه
  • -ارائه یک بسته منحصر به فرد به کارکنان
  • -گذاشتن وقت استراحت (مثلاً فرصت 10دقیقه ای) برای فعالیت های کوچک
  • -باخبرنگه داشتن و اطلاع رسانی بازار به کارکنان
  • -ایجاد حس مالکیت در بین کارمندان که حس مسئولیت پذیریشان را هم بیشتر خواهد کرد .

 

نوشته شده با همکاری دکتر محمدرضا ضیابری

تله موفقیت و راه های مقابله با آن

به نقل از برترین ها باورداشتن یک هدف برای دستیابی به آن کافی نیست . مبحثی وجود دارد به نام تله موفقیت ، که در این نوشته قصد داریم در مورد این تله و راه های جلوگیری از آن صحبت به میان آوریم .

زیربنای موفقیت‌های بزرگ در دو موضوع نهفته است :

1. باورداشتن به خودتان .

2. ظرفیت شما برای انجامِ آنچه برای دیگران غیرقابل تصور است .

اما تنها اینکه شما به دستیابی به یک هدف باور داشته باشید به آن معنا نیست که به آن هدف دست خواهید یافت.اگر خود را درگیر ‌ایده‌ای کنید که به نظرتان شما را به موفقیت خواهد رساند اما توان اجرای آن را نداشته باشید، در وضعیت تله موفقیت قرار گرفته‌اید. این پدیده به ویژه در سایت‌های آموزشی و روانشناسی جمعی بسیار شایع است، اما کارآفرینان و رهبران کسب‌وکار نیز در نوع خود احتمال دارد که چنین پدیده‌ای را تجربه کنند.

اگر بیشترین تمرکز و نگرانی شما این باشد که چه کاری انجام می‌دهید به جای اینکه فکر کنید چرا این کار را انجام می‌دهید، در این صورت در تله موفقیت گرفتار شده‌اید. وقتی باورهای بلندپروازانه شخصی شما از توانایی شما برای اجرای یک کار پیشی بگیرید در این‌صورت شما در تله موفقیت گرفتار شده‌اید.
وقتی تمرکز شما تنها بر نتایج باشد به جای آنکه از راهی که می‌روید لذت ببرید، در تله موفقیت گرفتار شده‌اید.


با كمك روش‌های زیر، از تجربه گرفتار شدن در تله موفقیت اجتناب کنید:
1. پیگیر باشد
تحقیقات نشان می‌دهد موفقیت، حاصل توانایی افراد نسبت به اراده انجام یک کار و به پایان رساندن آن است. این موضوع بر هیچ یک از کارآفرینان موفق پوشیده نیست. شما باید از دیگران سخت تر کار کنید. رسیدن به موفقیت چه در عصر کنونی و چه در اعصار گذشته حاصل تلاش بسیار زیاد بوده است. حتی یک لحظه هم فکر نکنید که استعداد فکری شما می‌تواند باعث شود تلاش کمتری داشته باشید. به هیچ عنوان این طور نیست.
2. الهام بگیرید
اگر تنها بر هدف یا کسب افتخار متمرکز شوید، به احتمال زیاد از مسیری که در آن گام نهاده‌اید لذت نخواهید برد. چرا شرکت خود را از ابتدا بنا نهادید؟ چه چیز باعث می‌شود که هر روز سخت کار کنید؟ اگر بر آنچه برای شما مهم است و علت آن متمرکز شوید، احتمال زیادی وجود دارد که با داشتن این طرز فکر، موفقیت به سراغ شما بیاید.
3. فروتن باشید
معمولا کسی که به موفقیت می‌رسد توسط تعداد زيادي از افراد مشکل آفرین احاطه می‌شود. اما به خاطر داشته باشید که شما به دیگران نیازمندید. از آنها یاد بگیرید. بدانید در کدام موارد به‌اندازه کافی قوی نیستید و از دیگران بخواهید به شما کمک کنند. موفق‌ترین کارآفرینان که من تاکنون شناخته‌ام مشتاق بوده‌اند افراد دیگر را با تیم خود آشنا کنند و ارتباط ایجاد نمایند؛ چراکه می‌دانند بدون کمک دیگران آنها نیز بازنده خواهند بود.
4. سعی کنید تاثیرگذار باشید، نه قدرتمند
افرادی که در تله موفقیت گرفتار می‌شوند اغلب بر این باور هستند که چیزی برای اثبات کردن دارند. آنها همچنین معتقدند اعمال قدرت بر دیگران نشانگر بالاترین حد موفقیت است به طوری که هر زمان وارد شدند می‌توانند حرف آخر را بزنند و به دیگران بگویند چه کار کنند. شما چنین شخصی نباشید.
خودباوری جالب است اما فقط در صورتی که با انسانیت، الهام و کار زیاد همراه باشد. همانطور که یکی از موفق‌ترین افراد تاریخ، توماس ادیسون می‌گوید «ایده بدون عمل، توهمی بیش نیست.»

 

منابع :

فریک ورمیولن، استاد استراتژی و کارآفرینی مدرسه کسب‌ و کار لندن

برترین ها

سایر رسانه ها