


یا مقلب القلوب و الابصار
یا مدبر اللیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال
حول حالنا الاحسن الحال
سال نو و آغاز زندگی دوباره طبیعت را به همه شما دوستان تبریک می
گوئیم و آرزوی بهترین ها را برای شما و خانواده تان از خداوند منان آرزومندیم.
خدا را شاکریم تا فرصتی داد یک سال دیگر بمانیم و بتوانیم در راستای اهدافی
که داریم تلاش کنیم. سالی که گذشت سرشار از تلاش ها، کوشش ها و مشکلات و سختی ها
برای هریک از ما بود و حالا این سال سرشار از گریه ها و خنده ها به پایان رسیده و
سالی نو در پیش است،سالی که ، سلامتی همه، موفقیت در کارها، بهروزی و در نهایت امر
هم بهترین آرزوها برای همه را از خداوند منان آرزو داریم.
تـــو کجـــــــــــايی شــــب يلدا
مـــــــن بـــه انتظــارم ايـــــــنجا
تــــو کجـــــايی شب ســـــاقی
شـــــب عشق و شـــــب راوی
تــــــو کــجايی عشق شـــــبانه
شـــــــب شــــــاعر و تـــــــرانه
تو کـــجايی شب شعر عاشقونـه
تو ستاره چشمک های بی بهونه
تو کـــــجايی شــــــــب يــــــلدا
شـــــــــــب شــور و شب شبها
ايرانيان قديم شادي و نشاط را از موهبت هاي خدايي و غم و اندوه و تيره دلي را از پديده هاي اهريمني مي پنداشتند. مراسم نوروز، جشن مهرگان، جشن سده، چهارشنبه سوري و شب يلدا و سنت هاي ديگر در واقع بيانگر اين حقيقت است كه ايرانيان پس از رهايي از بيدادگري و ستم به شكرانه بازيافتن آزادي، جشن برپا مي ساختند و پيروزي نيكي بر بدي و روشنايي بر تاريكي و داد بر ستم را گرامي مي داشتند.
شب يلدا نيز يكي از اين موارد است. در دوران كهن، شب مظهر تاريكي و تباهي و وحشت بوده و اغلب سعي مي كردند كه شب هنگام با افروختن آتش و افزودن نور، خانه روشن باشد. تا پليدي و تباهي در آن راه نيابد. شب يلدا طولاني ترين شب ها است. يعني تسلط تاريكي بر زمين از تسلط نور خورشيد و روشنايي مي كاهد. و چون فرداي اين شب روشنايي بر ظلمت غالب و روز طولاني مي شود، ايرانيان تولد دوباره خورشيد را كه مظهر روشنايي است جشن مي گيرند.در ايران كهن هر يك از سي روز ماه، نامي ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. نام دوازده ماه سال نيز در ميان آنهاست. در هر ماه روزي را كه نام روز با نام ماه يكي باشد، جشن مي گرفتند . دي ماه، در ايران كهن، چهار جشن، وجود داشت. نخستين روز دي ماه و روزهاي هشتم، پانزدهم و بيست و سوم، سه روزي كه نام ماه و نام روز يكي بود. و در اين سي روز ماه، سه روز آن «دي» نام دارد و هر سه روز را در گذشته جشن مي گرفتند. امروز از اين چهار جشن تنها شب نخستين روز دي ماه، يا شب يلدا را جشن مي گيرند، يعني آخرين شب پاييز، نخستين شب زمستان، پايان قوس، آغاز جدي و درازترين شب سال. يلدا از نظر معني معادل با كلمه نوئل از ريشه ناتاليس رومي به معني تولد است و نوئل از ريشه يلدا است .واژه يلدا سرياني و به معني ولادت است . ولادت خورشيد ( مهر و ميترا ) و روميان آن را ( ناتاليس انويكتوس ) يعني روز ( تولد مهر شكست ناپذير ) نامند .صداي پاي يلدا آرام آرام به گوش مي رسد . پدربزرگها و مادر بزرگها خانه را براي استقبال از فرزندان مي آرايند و فرزندان و نوه ها نيز از آن سوي براي ديدار بزرگان خانواده بي قرارند .برگزاري مراسم يلدا ، آييني خانوادگي است و گردهمايي ها به خويشاوندادن و دوستان نزديك محدود ميشود .ايران كشوري با فرهنگي غني است كه مردمانش بنا به ذوق و سليقه و طبيعت منطقه اي كه در آن زيست مي كنند هر يك براي برگزاري سنت هاي كهن آداب خاص خود را دارند آيين شب يلدا يا شب چله، خوردن آجيل مخصوص ، هندوانه، انار و شيريني و ميوه هاي گوناگون است که همه جنبه نمادي دارند و نشانه برکت، تندرستي، فراواني و شادکامي هستند.
شب يلدا يا «شب چله» شب اول زمستان و درازترين شب سال است. و فردای آن با دميدن خورشيد، روزها بزرگ تر شده و تابش نور ايزدی افزونی می يابد. اين بود که ايرانيان باستان، آخر پاييز و اول زمستان را شب زايش مهر يا زايش خورشيد می خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می کردند.
اين جشن در ماه پارسي «دي» قرار دارد که نام آفريننده در زمان قبل از زرتشتيان بوده است که بعدها او به نام آفريننده نور معروف شد،همان که در زبان انگليسي "day"خوانده ميشود.
يلدا و جشنهاي مربوطه که در اين شب برگزار مي شود،يک سنت باستاني است.يلدا يک جشن آريايي است و پيروان ميتراييسم آن را از هزاران سال پيش در ايران برگزار مي کرده اند.يلدا روز تولد ميترا يا مهر است.اين جشن به اندازه زماني که مردم فصول را تعيين کردند کهن است.
نور،روز و روشنايي خورشيد،نشانه هايي از آفريدگار بود در حالي که شب ،تاريکي و سرما نشانه هايي از اهريمن. مشاهده تغييرات مداوم شب و روز مردم را به اين باور رسانده بود که شب و روز يا روشنايي و تاريکي در يک جنگ هميشگي به سر مي برند.روزهاي بلندتر روزهاي پيروزي روشنايي بود درحالي که روزهاي کوتاه تر نشانه اي از غلبه تاريکي.
براي در امان بودن از خطر اهريمن،در اين شب همه دور هم جمع مي شدند و با برافروختن آتش از خورشيد طلب برکت مي کردند.
آيين شب يلدا يا شب چله، خوردن آجيل مخصوص ، هندوانه، انار و شيرينی و ميوه های گوناگون است که همه جنبه نمادی دارند و نشانه برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند. در اين شب هم مثل جشن تيرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و يا پری آن، آينده گويی می کنند.
بر گرفته از کتابهای
" دیدی نو از آیینی کهن " نوشته دکتر فرهنگ مهر
"گاهشماري و جشنهاي ايران باستان" نوشته هاشم رازي
تپشتهای قلبم را به باور خاطره هايم پيوند می زنم ،
و سرزمينی را که همزاد با خاک است و کهن تر از تاريخ ، برای نوباوگان خاک و تازه به دوران رسيدگان تاريخ زمزمه می کنم .
زمزمه می کنم که :
من از نسل شب شکنان روزگارم ،
من از نسل نورآفرينان پاک ،
از سلاله پاک آريائيان بردبارم ،
منم ميراث هزار ساله زمين ،
همان ازشرق تا غرب گسترده آغوش ،
همان پيام آور مهر و دوستی ،
همان گرفته در فش آشتی بر دوش
نه خود ستيزم ، نه ديگر ستيز
مرا و يادگاران مرا به نيکی يادآر
که يادگار يادگاران من ، همه شادی است و شادمانی ؛
شب است و گيتی غرق در سياهی
شب بلند است و سياهی پايدار ، ولی
باور به نور و روشنايی است ،
که شام تيره ما را ، از تاريکی می رهاند
و از دل شبهای يلدا ، جشن مهر و روشنايی به ما ارمغان می رساند
تيرگی هاتان در دل نور خاموش باد ،
شب يلدا را به نور قرنها قدمت جاری نگه داريم
دركوچه هاي زيباي ذهن
در پس انکارهاي باور
و در شيشيه اي جام عشق
يک کلام را يافتم
مهر را ,
نثرم معنا گرفت
صبرم هذين گشت
نامم فراز يافته
دلم گسترش
و مهر بود ,
جاودانگي ام را ثمر
کاستهايم را اثر
هستهايم را بود
نيستهايم را سرود
که مهر خواهي ,
درحقيقت بندگي
درطلوع تابندگي
درنگاه شرمندگي
با عشق برازندگي
و تامهر ... ,
لغاتم را معنا
سرشتم را بنا
وجودم را تمنا
وشکستم را فنا
بود مهر ,
قلبم را تسلي
نگاهم را مبري
ايمانم را فزون
کشتن هوس در درون
مهر بود ,
و مهررا خدا آفريد
در همه مهررا پروريد
اول ازمهر مادر
تامهرباني هاي دگر
وزمهرورزي انسان
تامهرپروري نهان
مهرجاودان همه نسل ها
درنازک بال همه پروانه ها
درمعماي عبور جاده ها
در گذرانسان از داده ها
تارسيدن به آزادي به رها
وماندن اين جمله در يادها
خدايامهرم فزون بر خشم ها
تاکشتن اميال , اي کاش ها
عشق يعني
عشق يعني ... نتوني صبر کني تاکسي شما رو به هم معرفي کنه.
عشق يعني ... همونسلام اول.
عشق يعني ... چيزي مثل تنفس در هواي پاک كوهستان
عشق يعني ... يک موهبت طبيعي که بايد اونوپرورش داد.
عشق يعني ... انفجاراحساسات.
عشق يعني ... وقتي دلت مي ره نتوني جلوشوبگيري.
عشق يعني ... جذب شخصيتش بشي
عشق يعني ... وقتي من و تو ما ميشيم
عشق يعني ... حاصل جمع دو انسان
عشق يعني... مايه قوت قلب
عشق يعني... شادي و نشاط
عشق يعني... جواهر قيمتي خودتو به دست بياري.
عشق يعني ... توي ذهنت خودتو با اون مجسم كني
عشق يعني ... وقتي توي انتخابت شک نداري
عشق يعني ... وقتي دل پادشاهي ميکنه.
عشق يعني ... کم کردن فاصله ها
عشق يعني ... کليد يه رابطه محكم
عشق يعني ... دو تايي سوار يه ماشين قويتوي پستي و بلندي ها.
عشق يعني ... فرارکردن به دنياي خصوصي خودتون.
عشق يعني ... درموفقيت هم شريک بودن.
عشق يعني ... خاطراتخوشي را که با هم داشتين بشماري تا خوابت ببره.
عشق يعني ... بوي عطرش از خاطرتنره.
عشق يعني ... وقتي تو ملکهء قلب ه هستي.
عشق يعني ... با شادي و خوشبختي تا آخر عمربا هم بودن.
عشق يعني ... قصهء زندگي ما..
انسان شدن
چرا پشت ديـــــوار پنهـــــان شدن چرا از هياهـــــو هراســــان شدن
چرا مثل چاهي كه از خودتهي است به يك ضربه در خويش ويران شدن
چرا خوي دريــــــوزگي داشتــــــن به دنبال دو نان پــــــي نان شـدن
چرا روزي از مصلحت خواستـــــــن به ظاهر فريبي مسلمان شـــــــدن
چرا دل به آلــــــودگي باختــــــن ز آئينـــــــه ها روي گـــردان شدن
تو آنگونه مي كوشي از بهر چـاه كه موري براي سليمـــــان شـــدن
بيا تا بكوشيـم تا انســــان شويم كه زيباست، زيباست انسان شـــدن
شعر از قيصر امين پور نقل از وبلاگ آواي ماكو
تعاريف اصطلاحات سياسي
دموكراسي : آزادي خواهي ، حكومتي كه اختيارات آن در دست نمايندگان مردم جامعه باشد .
سوسياليست : اعتقاد به جمعي بودن جامعه و مالكيت دولت به وسايل توليد .
فئوداليسم : حكومت مالكيت بر رعايا ] مكوك الطوايفي[ .
كاپيتاليسم : اعتقاد به سرمايه داري و وجود قدرت در دست سرمايه داران .
كمونيسم : حق مالكيت اشتراكي توده ها نسبت به وسايل توليد با نظارت دولت .
ماركسيسم : ماركسيسم در درجه اول يك نظريه تاريخي است كه روش تحليل ديالكتيكي را براي توضيح تصورات جامعه بشر به كار مي برد .
استالين ماركسيسم را دو گونه تقسيم بندي كرد : 1) ماركسيسم دگماتيك كه منظور آن ماركسيسم اوليه و موضوعات ماركس است . 2) ماركسيسم كره آتوريا خلاقه كه به واسطه انجام اصطلاحات لازم در ماركسيسم طبق مقتضيات زمان و تحولاتي كه در اوضاع پيش مي آيد ، هميشه نيرو ي خلاقه خود را حفظ كرده و به جلو مي رود و كهنه نمي شود .
ناسيوناليسم : ملت پرستي يا اعتقاد به برتري ملت خودي بر ملل ديگر .
ديالكتيك : جستجوي حقيقت از راه مباحثه يا مباحثه منطقي از طريق سئوال و جواب كه زنون اليايي آن را مطرح و افلاطون آن را گسترش داد .
ايده آليسم : ] خيال پرستي[ كسي را گويند كه معتقد است بايد تابع غايت آمال و ايده آلهاي انساني بود و در برابر رئاليسم يا واقع پرستي و اصالت قرار دارد .