ღღ ترانه ِ باران ღღ

ღღآوای دل ღღ

شب که میشود چراغ احساس من روشن میشود

کجايي که که دلم بهانه ميگيرد؟
کجايي؟
بيا و بمان...ببين سرم سنگين است بي شانه ي تو!!!
نفس در سينه حبس مي شود بي سينه ي تو!!!
کجايي که ببيني؟

http://www.axgig.com/images/36215421878572260844.jpg

با این که میدانم برای دل خسته هم مرهم نمی شوی

با این که میدانم مال من نخواهی شد ..!

با این که میدانم نمی آیی...!!اما بازهم توی دلم تنها بهو نه ای

بازهم بغض گلو با یاد تو می شکند بازهم  چشمان گریانم برای تو .

تو که ازمن فقط ندانستن را میدانستی

ای کاش زمان می ایستاد تا لحظه ای بی تو سرشدن را نشانم نمیداد

ومن به اندازه ای هردقیقه رنج نبودت

سالها پیر نمیشدم ...!

ای کاش فقط در خیال می دیدمت که به خودم می فهماندم نیستی

اما گله ای ندارم چون بازهم درخیالی ..

تورا فقط در خیال میتوان جست...

خیال...!

خیال...!

خیال...! 


نفس  می کشم  نبودنت را


نیستی


هوای بوی تنت را کرده ام


می دانی


پیرهن جدایی ات بدجور به قامتم گشاد است


تو نیستی


آسمان بی معنیست


حتی آسمان پر ستاره


و باران


مثل قطره های عذاب روی سرم می ریزد


تو نیستی


و من چتر می خواهم ...


هر چیزی که حس عاشقانه و شاعرانه می دهد در چشمانم لباس سیاه پوشیده...


خودم را به هزار راه میزنم


به هزار کوچه 


 به هزار در

نکند یاد آغوشت بیفتم...!

[ شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۱۹ ] [ 23:28 ] [ ترانه ] [ ]

نگاه عاشقت کافیست

عشق خیالی من ،

خودت نیستی

ولی هنوز

عشق خیالیت در رگهایم جریان دارد

و قلبم میتپد

با عشقی که تو

در رگهای من جا گذاشتی 


آپلود سنتر پلی سانگ

در آغوشم بگیر این بار بی پروا تر از قبل 


 نگهدارم میان مرز دستانت


 و کاری کن که آرامش بگیرد جان بی تابم


 و بگو که "مال من هستی"


 و بگذار از وجودت جان بگیرم


 کنارم باش تا فردا و فرداها


 مرا از کل این دنیا


 نگاه عاشقت کافیست...!! 



ادامه مطلب
[ سه شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۱۵ ] [ 0:17 ] [ ترانه ] [ ]

خدایا دلتنگ ترین بنده ات را دریاب   

خدایا 

اگر روزی فراموش کردم خدای بزرگی دارم تو فراموش نکن بنده ی کوچکی داری

با نوازشی یا تلنگری آرام ...

وجودت را..همراهیت را..

  مهربانی و بزرگیت را برایم یادآوری کن.!


  خدایـــــــا

 تمام زیبایی دنیایت

درخشندگی مرواریدهایت

بوی مست کننده ی گل هایت

وابی بودن اسمانت

ونماز های خیس از اشک هایم

همه را فراموش کن

فقط گوش سپار میخواهم رازی گویم

که زخمش ازارم میدهد

خدایاا دوستت دارم

ای رب من

واین همان رازیست که به بخاطرش برایت زندگی میکنم....


خدایاااااااااااااا

فریاد هایم انقدر تاریک اند که شاید توصیف تاریکی باشند

خدایا اگر بنده ات هستم

واگر خدای منی

به بنده بودنم و به خداییت قسمت میدهم

که اجازه ندهی که بال های پروازم در زیر غبار دنیا مدفون شوند

من بی نورت بی شورت بی اشک هایم میمیرم

بال هایم کثیف اند

پاکشان کن......خدایا انقدر خسته ام که دستانم توان پاک کردن

غبارهارا ندارد

اشک هایم را مگیر...

من از این همه نعمت فقط اشک هایم رادارم

برای یاری بال هایم

شاید بااشک هایم بال هایم رابشویی....



   خداوندا  


خسته ام !

از فصل سرد گناه و دلتنگ روزهای پاک…

بارانی بفرست چتر گناه را دور انداخته ام !

[ شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۱۲ ] [ 17:33 ] [ ترانه ] [ ]

در حسرت یک لحظه دیدارت

             دختر گل بارونی 

 کلبه ای می سازم ...

 پشت تنهایی شب زیر این سقف سیاه که به زیبایی دل تنهای تو باشد 

پنجره هایش از عشق سقفش از عطر بهار

 رنگ دیوار اتاقش گل یاس عکس لبخند تو را می کوبم روی ایوان حیاط

 تا که هر صبح اقاقی ها را از تو سرشار کنم همه ی دلخوشی ام بودن توست

 وچراغ شب تنهایی من نور چشمان تو است کاشکی در سبد احساسم شاخه ای مریم بود 

عطر آن را با عشق توشه راه گل قاصدکی می کردم که به تنهایی تو سربزند توبه من نزدیکی 

 وخودت می دانی شبنم یخ زده

 چشمانم در زمستان سکوت گرمی دست تو را می طلبید...!!!


http://upsara.com/images/zu8ko19f1uw2v3usw9u3.jpg



        تمام خنده هایم را نذر کرده ام که گریه ام نگیرد ....                              
اما شبها ..... 
وای از شبها ..........!!!
هوای آغـــوشت دیــوانه ام میکند ...
و من در اشک غـــرق می شوم .....
اما تــو خـیسی چـشمان مـــرا بـــــــــاور نداری .. !
همان گونه که عــشــقــم را نیز بــــــاور نداری ..........!!!
چه دردیست که من در حسرت یک لحظه دیدارت ...
ذره,ذره میسوزم ...

و تو ..
[ جمعه ۱۳۹۲/۱۱/۱۱ ] [ 16:57 ] [ ترانه ] [ ]

بغض

   آرامم..


کنار ِ بغض هایم  


که راه ِ گلو را بسته اند..


بین موج های ساحل  


میخواهم در خیالــــم، نقش پاهایت را


به تصویر بکشم...


                 


      خدایــــــــا

      یا فریاد گلویم را بگیر یا بغض گلویم را ...

        هر کدام راه دیگری را بسته اند..!!
     
[ دوشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۰۷ ] [ 16:1 ] [ ترانه ] [ ]

غریبـــــه

thumb_HM-20133450317698173621385894200.5


می خواهم آسوده ســــــــر بر زمین بگذارم

        غریبــــــــــه، اگر می خواهی به خواب من بیایی  نامم را که صدا می کنی، کمی آرامتر؛

 بگذار تا پسین فردا با خیال خوش تو

میان رویاهای شیرینم دست و پا زنم

 از من نگیر این لحظه های دلخوشی رانگذار حتی خواب دیدن تو برایم عقده شود ...

 یادت می آید حرفی را که زدی؛

گفتی می روم،

گه گداری شاید به خوابت بیایم

شاید در خواب،

 تو را به آرزوی دیدنم نزدیک کنم 
 لااقل همین وعده را برایم بگذار ...    
 
 غریبـــــه، به خاطر خدا در نگاهم صادق باش..! 

[ یکشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۰۶ ] [ 15:1 ] [ ترانه ] [ ]

فنا..

نفس میکشم..


تا به جای مرده هاخاکم نکنند..


اینگونه است حال من چیزی نپرس...


               


مرگ ِانســـان زمـانیســت که نـــه شـــب بهانــه ای بـرای خـــوابـیـدن دارد 

 و نـــه صـــبح دلیلی بـرای بیــــدار شــــدن...!! 

[ جمعه ۱۳۹۲/۱۱/۰۴ ] [ 18:0 ] [ ترانه ] [ ]

آری،شدی خدای من!

آه که چه ساده؛

 نشستی بر طاق دیوار نازک قلبم؛

 و چه زیبا آن نگاه معصومت را به نگاهم گره زدی

 وچه آرام به من نزدیک شدی؛

 نزدیک تر از حرم نفسهایت، نزدیک تر از این رگ گردن!

 یعنی خدای من شدی؟؟ 

آرامشی؛روحی،که دمیده شدی بر جسم بی جان من،

جان بخشیدی،جان هم توانی ستان! 

آری،شدی خدای من!

[ دوشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۳۰ ] [ 0:46 ] [ ترانه ] [ ]

بی خيال من...

کاش میدانستم که چه کسی میخواهد جای خالی مرا برایت پر کند . . .


آیا او به اندازه من دوستت دارم هایش را در گوش هایت زمزمه خواهد کرد ؟!

                                            

                                                  

                                                  1384345749356351_thumb.jpg


                  شبهايم در تنهايی گذشت                                                
                                 
روزهايم نيز!

برای خوابهايم لالايی غم انگيز نبودنت را

می خوانم

و در روزهايم زمزمه نداشتنت را تكرار ميكنم

انگار سالهاست كه رفته ای!!!

انگار سالهاست نبوده ای!!!

انگار كه سالهاست حقيقت تلخ بودنم را انكارم می كنی...

بی خيال مرگ، وقتی كه هر روز بی تو

می ميرم...

بی خيال قرار های نيامده...

وقتی كه اين قرار نا ارام در من رسوب كرده است...!

بی خيال خاطرات...

بی خيال شبهای تبدار...

بی خيال اين حال عاشقانه...

بی خيال اين دل تنگ

بی خيال اين قلب متروک جا مانده از تو

و ...............

 بی خيال من...     

وقتی كه سالهاست تمام شده ام..


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۲۶ ] [ 19:49 ] [ ترانه ] [ ]

مرثیه ی انتظار


از تو نوشتن وقتی سخت میشود.....

قلم در اندوه بی واژه گی می میرد....

چروک شده است ذهنم.....


از خشکی لحظه های تنهایی....

وقتی حتی به یاد آوردن لبخندت....دشوار شده است...!!

کاش خبر می دادی..

این مرثیه ی انتظار کی تمام می شود.....؟؟؟!!

[ پنجشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۲۶ ] [ 15:58 ] [ ترانه ] [ ]

نیلوفــــــر ِآبی

         

       لحظه هایم را ، که ورق می زنم  

 بینِ تمامِ ِخطوط ِیادگاری

  خط ِلبخندت  ،روی لب

    مرا به اوج خاطره ها می برد

    می اندیشم که من چگونه همه خاطرات را

می نوشتم

 مو به مو

 لحظه به لحظه

 وسطرهای دفترم

   همیشه پر می شد از نیلوفران آبی

  اما دربرگه های آخرش

 نوشته شد

 مرگ نیلوفران

                   در مــرداب خودخواهی ...                

    "مریم بهنام"       
[ سه شنبه ۱۳۹۲/۱۰/۲۴ ] [ 13:23 ] [ ترانه ] [ ]

حضور سبزت در باور عشقم همیشه جریان دارد.


همه جا عطرتو پیچیده ، تنها صدای تو را میشنوم ، جایت در کنارم خالیست
شاخه گلی را به جای تو میگذارم  تا دیگر جایت خالی نباشد، تا دیگر تنها نباشم…
تمام احساساتم سهم تو است ، جای تو تا ابد ، تا همیشه در قلب من است
کاش برایت کم نباشم ، کاش برایت با ارزش باشم تا حسرتی در دلم نماند، تا با خیال راحت قلبم عاشقت بماند
قلبم تنها با تو زنده است ، تو گلی و نفس میدهی به باغچه دلم…
این تمام احساسات من است ، لیاقتت بیش از اینهاست ، این تمام دار و ندار من است….
در این کویر خشک و بی محبت یافتن گلی مثل تو معجزه بود ،
دیدن باوفایی مثل تو رویا بود، با تو بودن افسانه بود
حالا تو یک معجزه ای در قلب عاشق من ، تو  زیباترین حادثه ای که تا ابد میمانی در قلب من…
کاش برایت همیشگی باشم ، همیشه همینگونه باشی و من تو را داشته باشم
تو را داشته باشم برای نفس کشیدن ، برای عشق ورزیدن ، برای ماندن
تو آمدی و دلم از غمها رها شد ، حالا احساساتم با تو زیبا شده ، 
عشق آمده و دلم غرق در امواج مهربانی هایت شده….
به تو پناه آورده ام ای چشمه زلال دلم ،
 به تو پناه آورده ام ای بود و نبودم ، مرا در میان خودت بگیر تا اسیر آغوشت شوم ، تا برای همیشه پشت میله های آن آغوش گرمت زندانی باشم…


http://www.8pic.ir/images/47146867092738261088.jpg


 در نگاه تو گم شده ام. جز نقش نگاهت بر دلم چیزی حک نیست.

ای مهربانم !

 حضور سبزت در باور عشقم همیشه جریان دارد.

 در این حجم دلتنگی به دنبالت گشته ام،قلبم از خیال تو پر است.

 دلم بهانه ات را می گیرد. 

هر لحظه نبودنت را احساس می کنم.

 تو نیستی و این یک خیال است که مرا یاد تو می اندازد. خیالت سرای دیگری دارد، 

هم صفای لحظه ها شده است.


ادامه مطلب
[ یکشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۲۲ ] [ 0:9 ] [ ترانه ] [ ]

بهانه

   گفته باشم … 


 من درد میکشم اما تو چشمهایت را ببند، 


  سخت است بدانم میبینی و بی خیالی … 


 تویی که روزگاری برایم درمان بودی .. 


http://yasiblog.ir/skin/image/32.jpg


بهانه هم اگر میگیری بهانه مرا بگیر

من تمام خواستن را وجب کردم

هیچکس…


   


هیچکس به اندازه من عاشق تـو و بهانه هایت نیست…



                   مهربون من؛ای تنها دلیل ردکردن هردلیل ای تنها بهانه آوردن هربهانه؛  
دیوانه برق نگاه نخست توام...
بگذارپرنده سرگردان نگاهت درپناه کلبه مژگان مجنونم تا ابد احساس
آرامش کند...
من کلبه ی خوشبختی تو را روزی با گلهای شوقم فرش خواهم کرد
وقشنگترین لحظه هایم را به پای ساده ترین دقایقت خواهم ریخت تا
باز هم بدانی که من عاشقترین پروانه ات بودم، مجنون ترین دیوانه ات 
هستم و چه بخواهی وچه نخواهی در خانه دلت خواهم ماند...

به امید این که روزی نزدیکی دلها ودستها و دیده ها فکر نوشتن نامه
را از سرمان بیرون کند...
کسی که نبودن تو حتی در تخیلش نمی گنجد...

نام آنکه آنقدرازمهر وعشقت دردلم انباشت که دیگرجای خالی باقی
نمانده تا دیگری در آن جای بگیرد...
آنقدرازباران عشقت برقلبم باراندکه دیگرتشنه هیچ بارانی نباشم...

پرده ای بر چشمانم کشید که ازپشت آن تنها تورا میبینم وچشمانم
را ازآن تو کردوبه تو نیرو دادتاخانه عشقت را درقلبم بنا کنی... 
زندگی فقط با داشتن تو معناپیدا خواهدکرد و من زیباترین زندگی را 
دارم ودوست داشتن فقط باتومعنا خواهدداشت وعشق چیزی است 

که من آن را تنها از تو طلب خواهم کرد ...
فقط از تو...     


ادامه مطلب
[ یکشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۱۵ ] [ 22:55 ] [ ترانه ] [ ]

شب بارانی دلم..

امشب گریه میکنم 

به یاد تمام چیزهایی که خواستی و بودم...!

که خواستم و نبودی...!

امشب...!!!

به پاس تمام تحقیرهایی که بخاطرت شنیدم

و هنوز شکست نخوردم..

امشب به یاد تو...!!!

 به یاد دل عاشقم..

به یاد طعم تلخ دوست داشتن گریه میکنم.


[ یکشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۱۵ ] [ 3:45 ] [ ترانه ] [ ]

دقایق دلتنگی

 “کنج گلویم قبرستانی است پرازاحساسهایی که زنده بگورشده اند،


  به نام بغض….”  


 عشق گم شده من …


  نبودن هایی هست که هیچ بودنی جبرانشان نمیکند،وآدمهائی که هرگز


    تکرارنمی شوند…. 


   وتو آنگونه ای… 


   فقط همین…     


   پشت این چشم ها …


  ابرها درگــــیرند …


  و من … 


        کنار خنده هایتــــــ می مانم … در این دقایق دلتنگی...!   

[ جمعه ۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ] [ 18:17 ] [ ترانه ] [ ]

بمان...

کاریست که شده

عاشقت شده ام

نه تمام می شود نه کم می آید احساسم

بمان تا عاشقی کنم

....

اما باور کن ، آغوش تــــ♥ــو فقط سهم احساس من است

کنارم که هستی

زمان هم مثل من دستپاچه میشود

عقربه ها دوتا یکی میپرند

فروشگاه خرید اینترنتی

اما همین که میروی

تاوان دستپاچگی های ساعت را هم من باید بدهم

جانم را میگیرند ثانیه های

بی تو….

تلخ است

همه فکر کنند سرت شلوغ است و

تنها خودت بدانی که چقدر

تنهایی...

  

 اگــر دیوانگی نـیـسـت پس چیست ؟

وقتی در این دنیای بـه این بزرگـی 

دلت فقط  هــوای یک نفر را میکند..!


راهی جز جدایی نیست . . . !


وقتی حس می کنم

جایی در این کره خاکی تو نفس می کشی

و من

از همان نفسهایت نفس می کشم

تو باش

هوایت...بویت... برای زنده ماندنم کافی است...

[ سه شنبه ۱۳۹۲/۱۰/۰۳ ] [ 8:2 ] [ ترانه ] [ ]

♥عــاشقــانـه هــايـم تــمـامـی نــدارنــد وقــتـی تــو  بــهـتـريـن اتــفـاق زنــدگـی ام هستی...♥

 سردی وجودت را همراه با پائیز غم من به دور ریز وبه شانه هایم تکیه کن...........

 بگذارنغمه ی سبز بهار را درگوش هایت زمزمه کنم......

 می دانم.........

 می دانم که از پائیز بیزاری ..........

 اما من پائیز نیستم که آرزوهایت را به تاراج ببرم.............

 من حدیث روشن بهارم......

 بامن از دردهایت سخن بگو.......

 می خواهم تورا بفهمم........

 می خواهم تو شوم....تا دیگر فراموشم  نکنی.....!

3.jpg

 به حرمت تمام عاشقانه ها 

 بمان و عاشقی کن شاید حال دلم خوب شود ...!!! 
[ چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۹/۲۷ ] [ 14:8 ] [ ترانه ] [ ]

وسوسه ی سیب ...

به کدامین گناه از بهشت آغوشت رانده شدم؟
من که حتی وسوسه ی سیب نداشتم . 

خوشبحالت "آدم"

خودت بودی و "حوایت"

کسی نبود "حوایت" را "هوایی" کند . . .

haava.jpg

تو “آدم” من “حوا”
سیبی در کار باشد یا نه
با تو
در آغوش تو
بهشت جاریست

بوسه هایت طعم سیب میدهند .
[ شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۲۳ ] [ 1:0 ] [ ترانه ] [ ]

 پاره ای از من...


  پاره ای از من...

  همواره در حسرت گرما...

  و محروم از آن...

  پاره ای از من...

  همساز با سپیده ی بردمیده

  و همواره اسیر سایه های رویا

  پاره ای از من... 

  سرشار از پر پرواز...  

  و گم کرده سهم خود از آبی آسمان...

  پاره ای از من... 

  من واقعی ام، با چشمان یک کودک...

  همراه پرندگان مهاجر، گریزان در دوردست ها...  نه ...همین که هستی کافی نیست!

   نمی دانی این فقط بودنهایت چقدر آزارم می دهد!
گویی که معلق در میان ِ نبودن های کابوس وارت ایستاده ام.

  من تو را لبریز از خودت می خواهم..

با تمام نفس بریده گی هایت وقتی که سنگینی نام ِ مرا صدا می زنی
وقتی که هجوم ِ نگاه غریبانه ات،
قلعه ی قلب ِ سنگی ام را بی هیچ مقاومتی تسخیر می کند.

  نه! همین که هستی کافی نیست!

  من تو را شبیه خودت می خواهم…

شبیه لحظه هایی که دلبرانه آغاگر ِ دلواژه های شبانه ام می شوی همین که فقط هستی ... 

   کافی نیست.!!

[ چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۹/۱۳ ] [ 16:35 ] [ ترانه ] [ ]

روزهای تلخ.....


روزی می رسد...

که دلت برای هیچ کس به اندازه من تنگ نخواهد شد !!

برای نگاه کردنم ، خندیدنم ، اذیت کردنم...

برای تمام لحظاتی که در کنارم داشتی

روزی خواهد رسید که در حسرت تکرار دوباره من خواهی بود !

من می دانم روزی که نباشم ، 

هیچکس تکرار من نخواهد شد

[ سه شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۱۲ ] [ 16:10 ] [ ترانه ] [ ]

من از تو حرف می زنم ..

  گاه و بیگاه خسته میشوم از انتظار , 

  از نبودنهایت آنگاه که باید باشی  

از خیال پردازیهایم تا مرز ِ جنون 

از دیدن ِ گامهایخیالیت که با چشمان ِ همیشه منتظرم حک میکنم  

   بر جادۀ منتهی شده به کلبـۀ قحطی زده از عشقم! 

 و من هنوز عاشقم
 آنقدر که می توانم
 هر شب بدون آنکه خوابم بگیرد از اول تا آخر بی وفایی هایت رابشمارم
 و دست آخر همه را فراموش کنم
 آنقدر که می توانم
 اسمت را روی تمام آبهای دنیا بنویسم
 و باز هم جا کم بیا ورم
 آنقدر که می توانم
 شب ها طوری به یادت گریه کنم که خدا جایم را با آسمان عوض کند!
 و من هنوز عاشقم
 آنقدر که میتوانم
 چشمهایم را ببندم و خیال کنم:هنوز دوستم داری!
عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.bahar22.com

 تو را نگاه می کنم که خفته ای کنار من
 پس از تمام اضطراب عذاب و انتظار من 
 تو را نگاه می کنم 
 که دیدنی ترین تویی و از تو حرف می زنم 
 که گفتنی ترین تویی من از تو حرف می زنم
 شب عاشقانه می شود تو را ادامه می دهم همین ترانه می شود
 کاش به شهر خوب تو مرا همیشه راه بود 
 راه به تو رسیدنم همین پل نگاه بود
 مرا ببر به خواب خود که خسته ام از همه کس
 که خواب و بیداری من هر دو شکنجه بود و بس ...
 من از تو حرف می زنم 
 شب عاشقانه می شود تو را ادامه می دهم همین ترانه می شود ...

[ پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۹/۰۷ ] [ 16:44 ] [ ترانه ] [ ]

امیدم به خداوندی اوست...


          

  خداوندا تنها درخواست من از تو این است
  روزی که به اغوش تو باز میگردم
  اگر جهنم از ان من شد که میسوزم
  با جان و دل چرا که حکم منی که دلت را شکستم
  و بر تو پشت کردم همین است
  اما
  اگر بهشتت از ان من شد
 هر چقدرهم زیبا انرا به من هدیه مکن
  بهشت من تنها یک چیز است
  در ان دنیا
  باز عشقم را میخواهم
  مرا در وجودش بدم تا جای نفسهایش باشم
  میخواهم در وجودش بمانم
  تا دوری و دلتنگی هایی که از او در دنیایت مرا آزار داد
  برای همیشه مرا تسکین دهد
  و بدانم از او جدایی ناپذیرم
  این آن بهشتی است که من در رویاهایم دارم.
      

                عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.bahar22.com

  عازم یک سفرم،سفری دور به جایی نزدیک

  سفری از خود من تا به خودم

  سفری تا به خدا

  مدتی هست نگاهم به تماشای خداست

  و امیدم به خداوندی اوست...


                       تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

    ای یگانه یار

   زبان میگیرد وقتی تو هستی

   هرم نفسهایت نسیم زندگیست

    راه بی پایان عشق معنی تازه می بابد

   همسفر که تو باشی

   جان کمترین قربانی به درگاه توست

   ای ترنم باران در کویر دل

   نبودت مرگ ستارگان و خاموشی ماه

   در شبی که می درخشی و جهانم را نور می بخشی

   و بودنت راز زیستن است

   ساز زندگیست در سکوت غریب تنهایی

   تابش واژه هایست که بودن را میسر می کند

   تو مفهوم ابدی همه ی خوبیها

   در روزگار مرگ عاطفه و عشقی

   ای یگانه یار

   راه ها همه به تو ختم می شود مقصد تمام سفرها تویــی

 خدایا

 پر از خاطرات تلخ م
 و پریشانی ام بسیار
 آزردگی در قرین من است
 سکوتم پر
 از فریاد است
 مرا آرام کن
 ای آرام ترین
 مرا شادان کن
 ای مهربان ترین
 وجودم به تو نیازمند
 نگاهم به آستان توست
 آرامش من با حضور توست
 مرا تنها رها نکن
 ای آرام ترین ..

  بر بُلندای قله ی عشق و صداقت نام تورا فریاد می کنم ،
  امیدوارانه نامت را می خوانم 
  و امیدوارم که مرور زمان ذره ای از عشقت در من نکاهد و گذر ثانیه ها 
  افزاینده ی مهر و محبتم به تو باشد . 
  می خواستم زیباترین کلام را به یاری بگیرم ، 
  تا صمیمانه ترین عشق ها را تقدیمت کنم ، ذهنم یاری نکرد . 
  پنداشتم که ساده نوشتن چون ساده زیستن زیباست ،
  پس ساده و بی تکلف می گویم : 
" دوستت دارم "
[ سه شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۰۵ ] [ 16:50 ] [ ترانه ] [ ]

دلتنگم!!!  برای کسی که مدت هاست بی ان که باشد هر لحظه زندگی اش کردم

    

   نداشتن تو 
  کابوس بغض های گلویم است! 
  غم لمس باران از پشت شیشه 
  غم پرواز در قفس است! 
  نه اینکه از رفتن نگهت دارم 
  نه اینکه اشک هایم دست به دامانت شود 
  نه ،  فقط گاهی دلم زیادی تنگت میشود ... 
  نفس هایم در بغض گلو ، نفس کم می آورند 
  باور کن که شانه هایم 
  برای تکیه زدن این همه غم 
  کمی کوچک است ... 
  شعر چشم های زیبایت 
  مدتیست بی تو واژه کم می آورد 

  هوای دلم بارانی ست!!!
  می خواهم زیباترین ترانه ام را....
  با کاروانی از عشق...
  برای بدرقه ی نگاهت راهی کنم؟؟...
  تا کوله بار چشمانت...
  خیس از خستگی زمان بشود!!!
  تا تو بخوانی..!!
  و من همیشه عاشق بمانم!!!
  عاشق نگاه های طولانی تو...!!!
             ای تنها ترین آفتاب روزهای برفی ام !....!!!؟؟........!




[ جمعه ۱۳۹۲/۰۹/۰۱ ] [ 15:33 ] [ ترانه ] [ ]

تنها حس کن مرا ..

 باور تــلـخ نبودنت... 

تاوان کدامین اشتباه بود؟

تو گفتی بمان و من ماندم...

اکنون که تو رفته ای...

من در کوچه های تنهایی به انتظار برگشت تو به بی کسی

خود خیره شده ام...

و نمیدانم اخر چه خواهد شد...

میروی و من نگاهت میکنم...

تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم بی تو...

یک عمر برای گریستن وقت دارم...

اما برای تماشای تو همین یک لحظه باقیست...

و شاید همین یک لحظه اجازه زیستن در چشمان تو را داشته باشم

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

             برای پروانه شدن؛ 

         پیله دستان تو کافیست...

        مرا محکم تر در آغوشت بگیر    

  باور کن ...!
 وقتی سرت بر روی شانه هایم بود، دستانم درون موهایت بود
 آرامش را از صدای تپشهای قلب مهربانت حس میکردم
 حس میکردم دیگر تا ابد مال منی ، همانطور که تو حس میکردی که من مال توام
 دلت میخواست یک سکوت عاشقانه بین ما باشد، دلم میخواست این سکوت همچنان پا برجا باشد
 دلت میخواست همیشه سرت بر روی شانه هایم باشد، دلم میخواست شانه هایم تا هر زمان که بخواهی در  اختیار تو باشد
 دلت میخواست باور میکردی که رویا نیست ، دلم میخواست همچنان درون رویاهایت باشم
 رویایی مثل واقعیت ، اینکه تو در کنارمی، مثل من که پر از احساسم پر از احساس عاشقانه ای
 دلم میخواست تمام نشود هیچگاه در کنار هم بودن ،
 دلت میخواست به خواب روی زمانی که در آغوشت بودم 
 آرام باش در کنارم، به هیچ چیز جز عشقمان فکر نکن ،
 تنها حس کن مرا ،بشنو صدای زمزمه های قلب مرا
 سرم را بر روی سینه ات گذاشتم تا بشنوم صدای تپشهای قلب تو را ….
 شنیدم صدای دریایی از احساس که آهنگ امواجش دیوانه میکرد مرا ، 
 مهربانی اش عاشقتر میکرد مرا
 نگاه کردی به چشمانم ، خیره شدم به چشمانت ، 
 میتوانستم بخوانم آنچه درون آن چشمهای زیبایت است 
 شوق دیدار را میخواندم از چشمانت ، 
 حس عشق را میخواندی از چشمانم ، بیقراری عاشقانه را میدیدی در  چشمانم ،
 آرامش در کنار هم بودن را میدیدم در چشمانت 
 و اینگونه شد که بیشتر ماندیم در کنار هم ، تا بچشیم طعم شیرین عشق را با هم  .
[ پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۳۰ ] [ 22:21 ] [ ترانه ] [ ]

اکنون که تمام وجودم در دست توست ..میخواهمت...



 آغـِـشـتــه بــه تــُـو مے شـَـوَد.... روحـَـمـــ... نــَـفـَـسـَمـــ... بــَـنـد بــَـنــد وجودَمـــــ...

 وَقـــتــے دَر حـِـصارِ دَســتــانــَـتــــــ... بـــوســــه بـــارآنـــــ مے شــَــوَمـــ 



 این روزها ...

 هرلحظه با عطر خاطراتت ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهای چشمم فرود می آیی 

 و من عاشقانه در میان انبوه مژگانم میزبان تو خواهم بود

 و در آن لحظه چشمانم را برای همیشه می بندم تا دیگر دوریت را حس نکنم...


 می دانی بهترین روز زندگی ام کی می تواند باشد ؟                                                                  

 روزی که ..                                                                                                                      

تو در میان ناباوری هایم می آیی و دستم را می گیری..                                                            

 وآرام زمزمه می کنی :                                                                                                      

 "دوســــتت دارم"                                                                                                                

 و خواهی گفت که برای همیشه آمده ای ...                                                                               

  آمده ای تا بمـــانی ...!                     

                                 

 از بیـــــان احساسات پاکــــم هــراسی نــــدارم 

 مـــــی نویسم هـــــــر آنچه را که در قلبــم  بارور  شده است 

  نام تــــو را که تکرار می کنم قلبـــــم به یکباره می لرزد

 تو نمی دانی که چقدر" دوستت دارم"

 اما برایت می گویم تا بدانـــــــی 
 به وسعت آسمان آبـــی قلبــت 

 و به آرامــــی موجهای دریــــای نگاهــت 

 چـــــــــــــــرا که عشق تو سرلوحه قلبم است

 و وجـــودت آرامش بخش روح و جانــــــــــــــــــــــــم

 می دانی چه چیزی آرزوی دلـــــــم است ؟!

 اینکه تمام وجودت تا همیشه از آن مــــــن گردد

 و تمام هستی تا ابـــــــــــد فدای بودنمان با هم شود .

[ جمعه ۱۳۹۲/۰۸/۲۴ ] [ 16:32 ] [ ترانه ] [ ]

دیر آمدی عزیزمـ!  من عاشق خیال تو شده ام. ........

                                    بی بهانه رفتی و من همچنان در انتظارِ ،                              

                                             بی بهانه آمدنت  هستم..                                             

                                            هنوز هم دلواپست میشوم                                           

                        و تو نیستی و دلواپست میمانم تا یک شب که دوباره رفتنت را               

                                                     باور کنم                                                      

بهانه ی بودنت کافیست ،

 تا آن روزها که نیستی به انتظار دیدن دوباره ات بنشینم...

گاهی باید دستاشو بگیری تو دستت و ....

فقط یه جمله بهش بگی:

"من واسه یه لحظه بیشتر با تو بودن

حاضرم همه دنیا رو بدم."

[ یکشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۱۹ ] [ 1:21 ] [ ترانه ] [ ]

پچ ِ پچ ِ باران

                             animated rain at night in the park 3عکس متحرک از بارش باران(GIF) 

 پچ ِ پچ ِ باران را می شنوی؟

  عاشقانه هایش را برای تو فرستاده ست!

  گاه در کوچه می رقصد و پای کوبی می کند!

گاه شیشه ی ِ پنجره ی ِ اتاقت را می نوازد…

  و برای قدم زدن، می خواندت ..

 برخیز و خویش را از غمی که تا مرگ ِ احساس می بردت،

  رها ساز ،

 خیس شو در بارانی که روحت را طراوات می دهد

  باران، همه بهانه است 

 موهبتی ست از سوی ِ خدا گاه، خدا نیز بهانه می کند

                عکس متحرک باران            

 و مست می شود برای بارش ِبوسه هایش

 و تا آغوش بکشد تو رااز همه ی ِ آن لرزه گناهانی 

 که سبب ِ اندوهت می شوند

 آری، سروده ام را بگذار به حساب ِ تب و هذیان        

 اما باور دار 

 کهآغوش ِ او بسیار بزرگ است 

 گاهی به پچ پچ های باران گوش کن .


[ شنبه ۱۳۹۲/۰۸/۱۸ ] [ 15:55 ] [ ترانه ] [ ]

تا خدا هست، جایی برای نومیدی نیست...

          


آمده بودم و در قلبت را زدم ،تو بودی اما در باز نکردی…


حال آمده ای به در خانه ام،من هستم ولی در را باز نمی کنم…

یادت هست؟!


آمدم به در قلبت و آرام گفتم:

«ای بنده ی من!
ای عزیزتر از هر چه آفریده ام!
در را باز کن…
آمدهام تا صدایت را بشنوم…
آمده ام تا همه بدی ها و گناهان و پلیدی ها را از قلبت بیرون کنم…
آمده ام سلطان قلبت شوم…
آمده ام در قلبت جای گیرم و قلبت را بهترینِ قلب ها کنم»

تو پشت در بودی،اما در نگشودی و حرفی نزدی…

حال تو آمده ای به در خانه ام و فریاد می زنی و می گویی:

«ای خدای من!
ای آفریننده ی هر چه هست!
در را باز کن و این غم را از من بگیر…
بگیر که دیگر تاب تحملش را ندارم…»


من پشت در هستم،اما در نمی گشایم…

در نمی گشایم…


می خواهم صدای زیبایت را بشنوم…


می خواهم تو را نزدیکِ خود نگه دارم…

اگر در باز کنم و غمَت را بگیرم، تو می روی…
می روی و از من دور می شوی…
می روی میان شیاطین،هوا و هوس ها و پلیدی ها…
می روی و دیگر بر نمی گردی…

من دوستت دارم و نمی خواهم بروی…


بروی و از من دور شوی…


نمی خواهم تنها رهایت کنم،در میان شیاطین و هوس ها و پلیدی ها…

فریاد بزن…
دعا کن…
مرا بخوان…
گله کن…
درِ خانه ام را بکوب…
اما…
اما نرو و از من دور نشو…
بنده ی عزیزتر از هر چه آفریده ام!


وقتی تو را آفریدم

بر خود احسنت گفتم مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟

هزاران توبه ات را گرچه بشکستی،ببینم؛من تورا از درگهم راندم؟

که میترساندت از من؟!رها کن آن خدای دور آن نا مهربان معبود

آن مخلوق خود را....این منم؛پروردگار مهربانت،خالقت

اینک صدایم کن مرا با قطره اشکی..........

به پیش آور دو دست خالی خود را

با زبان بسته ات کاری ندارم لیک غوغای دل بشکسته ات را دوست دارم

غریب این زمین خاکیم     

ایا عزیزم حاجتی داری؟ بگو...

جز من کس دیگر نمیفهمد...

                                                                      

        گروه اینترنتی ایران ناز ، www.irannaz.info                                  

 خــدایــا.. 

 دلــم مـرهــمــی مــی خــواهــد از جــنــس خــودت ،

 نــزدیــک ... بــی خـطــر ... بـخـشـنــده ... بــی مــنّـت ... !
                                   

                                   

                                        عشق

      همان خداست چون شریکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی ندارد.....



[ پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۰۹ ] [ 2:24 ] [ ترانه ] [ ]

بوسه هايت ...

زیباترین جای جهان راپرسیدی، و من در جوابت گفتم :دربند !

خندیدی و " ساده " خطابم کردی ،سری تکان دادی و رفتی از کنارم....

زیر لب آهسته گفتم :کاش می دانستی

چه بهشتی است برایم بودن در بند تو ....!



 خشـــاب ِ لبانت را از بوســه پــُـــر كـــن،
   و تنـم را زیــر بوســه هایت تیر باران...
   مرا زخمي كن با بوسه هايت من اين درد را دوسـت دارم....!






                  آپلود عکس
[ جمعه ۱۳۹۲/۰۸/۰۳ ] [ 0:55 ] [ ترانه ] [ ]

تو از کجا می آیـــــی ؟؟؟


تو ازکجامی آیـــــی ؟؟؟

از کدامین سرزمین؟؟

از کدامین دیار شکفتن و جوانه زدن ؟

که قفل های دلم را با اشاره می گشایــی.....

که در حریم خلوت عاشقانه ی من تنها جلوه ی یگانه ای..!!

چگونه نرم می آیی؟؟

چگونه نرم آهسته می آیی که من !

منی که در تمام شب بیدارم صدای پایت را نمی شنوم....

ظهورت به دیداری مشتاق آن چنان آرام که هجوم لطیف ترین عطریاس بهارانی..!!!

تو از کجا می آیی؟؟

از کدامین قبیله مهـــرورزی؟؟  

که بر قامت بلند احساسم حلقه های عشق را پیراهنی..!!

ای آشنا با زمزمه های گنگ تنم که پروازانبوه پروانه ها را به تصویر می کشی و

قلبت آشیان تمام ستاره هاست.!

نامت را با من بگو...؟؟؟  

                                       



                      brkj8gg0c7ofr915662y.jpg

دوست خوبم ازهدیه زیبا و دوست داشتنی بسیار ممنونم واقعا لذت بردم عزیزدلم. 

[ پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۰۲ ] [ 15:35 ] [ ترانه ] [ ]