دوستت دارم مهربان قلبم

سکوت تو چه کرد با من

شاملو

 

که راز سخنان نهفته ی قلبم را آشکار نمود

 و آنگاه بود که قلب کوچکم عاشق شد

و

دو بال نقره ای یافت و

راه آسمان را به دنبال انوار طلائی پیمود

 

 

تا عشقی که از آن بهترین قلبم است

با روحم یکی شود

 

و درک صحیح زیبایی را که پیاله ای بیش نیست

از آن ِ من و تو کند

 

تا ما با دستان ِ سرد و خموش خود

تک آفتابی که بر قلبمان می تابد را

در دستان خود گیریم

شاملو سکوت تو بود

که عشق را برایم

با روبان سرخ موهایم هدیه آورد

مبعث بر همگی مبارک باد

 

آواز پروانه


بعد از مدتها و حضوری دوباره

شاید بتوانم باشم آنچنان که می خواهم

                                      سلام         


آواز پروانه

ای دریا

دریا

تا کجا خواهی رفت


ای صدا

صدا

تا کجا خواهی خواند


ای خورشید

در کدامین فکرم

به خواب خواهی رفت

و ترنم دلنشین شبنم را خواهی نواخت


ای پرنده با که پرواز خواهی کرد


و ای قلم

تا به کی با انگشتانم عهد خواهی بست

که دنیای درونم را به نگارش آوری


و قلبم

خواهی زد تا ابد

حتی زمانی که آرام خفته باشم ؟


و ای دلنشین ترین آواز

ترانه هایم را

برای ستارگان شب خواهی برد

تا هر صبح بهترین و زیباترین آنان را دستچین کنم


ای پرستو

به چشمان معشوقم خیره گشتی

تا در چشمانت او را ببینم


ای قاصدکت

با باد به رقص آمدی

تا از آسمان ستاره ای بچینم


و ای معبودم

راز آن صبحدم چه بود

که تا بوسه ای از عشق و اشک

بر سجاده ی عهد خود با تو زدم

پروانه ای گشتم و سوختم


و باران بر من خواهی بارید

آن هنگام که در جاده ی ابدی قلبم

آرام قدم می زنم

و گلهای وحشی را دستچین می کنم

تا با روبان سرخ گیسوانم ببافم

ساقه ی ترد و ظریفشان را

و هدیه دهم به پروانه ی قلبم

قلبی که آکنده از عطر دلنشین باران و

گلهای وحشی است

و تک پروانه ای که تا ابد در قلبم ماندنیست