خوبم  ...

خوبم
 
اشک ها را ریخته ام

 
روزها را شمرده ام

 
رفتن ها را باور کرده ام

 
این روز ها که میگذرد خالی ام

 
خالی از نفرت دلتنگی بیقراری

 
و

 
حتی خالی از عشق


یــــادگـــاری من...


ببیـــــــن
من هم
مثل خــــــیلی از عاشـــــق ها
از تو یـــــادگاری دارم
ولــــی
یــــادگـــاری من
با بقیه فــــرق دارد
یــــــادگــــــاری مــــن
از تو
ســــینه ای پر از درد اســـــت ..


بايد گاهي بتراشند...

گلوي آدم را بايد گاهي بتراشند

تا براي دلتنگي هاي تازه جا باز شود

دلتنگي هايي که جايشان نه در دل بلکه در گلوي آدم است

دلتنگي هايي که ميتوانند آدم را خفه کنند  

 

درد دارد ...    

من ماندم و ۱۶ جلد لغت نامه

که هیچ کدام از واژه هایشان

مترادف این " دلتنگی " های لعنتی نمیشوند !!

کاش دهخدا می دانست

دلتنگی معنا ندارد ، درد دارد ...

 

سلام روزگار...

سلام روزگار...

 

 چه میکنی با نامردی مردمانت...

 


من هم اگر بگذارند

 

دارم خورده های دلم را چسب میزنـــــم...


 

راستی این دل... دیگر دل می شود!!؟


تاوان با تو بودن...

این که من میکشم درد بی تو بودن نیست!

 تاوان با تو بودن است!

برای دوباره آمدنم دعا نکن!

 شاید وقتی آمدم همانی نباشم که رفته بودم!

تقصیر تو نیست!

 بنده ای بیش نبودی...

من خدایت کردم!!!
 

دلتنگ که باشی ،..

دلتنگ که باشی ،

آدم دیگری می‌شوی

خشن‌تر.. عصبی‌تر..

کلافه‌ تر و تلخ‌ تر

و جالبتر اینکه

، با اطرافیان

هم کاری نداری

همه اش را نگه میداری

و دقیقا سر کسی

خالی میکنی ،
 
که دلـتنگ اش هستی...

دلتنگم....

تنهایی یعنی ،هزاران سه نقطه ای که
 
 
در حضورت میگذارم و هیچ کدامش را نمیفهمی…!!


 

دلتنگم....


مثل مادر بي سوادي


که دلش هواي بچه اش را کرده


ولي بلد نيست شماره اش را بگيرد


همه تنهاییم...

نجار ها هم کورند


هنوز هم تخت دو نفره میسازند نمیبینند


همه تنهاییم حتی آنهایی که دو نفره میخوابند…

 

باختی در کار نیست...

باختی در کار نیست برای تو قلبم را ریسک می کنم یا می برم.... یا می میرم....

 

باختی در کار نیست...


برای تو


قلبم را ریسک می کنم


یا می برم….


یا می میرم….

کار من نیست!

چگونه بفرستم "باورم" را برای تو

تا باور کنی،

از یاد بردنت، کار من نیست!

برای دلم   ...

 

تراشکار ماهری شدم...

 

یس که تو نیامدی و من

 

برای دلم

 

بهانه تراشیدم.... 

تمام ترس من...

 
تمام ترسم از این است
 
 
یک شب هم که بخواهی به خوابم بیایی
 
 
من بیدار نشسته باشم …

کودتای دلــــــــــــم...

امشب یهو دلــــــــــــم کودتا کرد...


تو رو می خواســـــــــــت..
.
.
.
.
.
.
.
ســَـرَم رو کردم زیر ِ بالشت


آروم به دلـــــــــــم گفتم


خــــــــــفه شو....


دوره دموکراسی گذشته.... می زنم لهـــــــــت میکنم!!!!!!!!

آغــــــــــوش و بـوسـه ...

خـــــــــواسـتـنـد از عـشـق …


آغــــــــــوش و بـوسـه را حـذف کـنـنـد …


عـشـق … !


از آغـوش و بـوســـه


حـذف شـد … !!!


کجايي کبري جان؟؟؟

کجايي کبري جان؟

هنوز زنده اي؟

ازدواج کرده اي؟

به بچه هايت ياد دادي کتاب را زير درخت رها نکنند؟

بيا کبري جان! بيا و کتاب هاي دبستاني امروز را ببين بيا و ببين خبري از تصميم کبري نيست

بيا و ببين که بچه هاي امروز ديگر نيازي ندارند کتاب هايشان را سالم و تميز نگاه دارند تا سالهاي

بعد برادران و خواهران ديگر از آنها استفاده کنند

بيا و ببين خواهر برادري وجود ندارد که بعدا از کتاب ها استفاده کند

اينجا همه تک فرزند شده اند کبري جان

بيا و ببين که ديگر خانه اي نمانده که حياط داشته باشد و باغچه و درختي

بيا کبري جان

بيا تا با هم به ياد تصميم آن روزهايت گريه کنيم

http://s3.picofile.com/file/7421211826/43567828.jpg

دلتنگی یعنی ...

می دونی دلتنگی یعنی چی ؟

دلتنگی یعنی :

                     اینکه بشینی با یادش به خاطراتت فک کنی …


اونوقت یه لبخند بیاد رو لبت

                               ولی چند لحظه بعد

                                                         شروع اشکهای لعنتی …

 

دلم تنگ است...

دلم

برای کسی تنگ است که اینجا می‌آید

ودست ‌نوشته‌هایم را می‌خواند

کسی که تنها ردپایش یک " غریبه ........" است و بس

کسی که او را "............" می‌نامم

دلم برای او تنگ است

که خدا به اندازه وسعتِ چشم‌های دریائیش باران می‌بارد

برای او که دست‌هایم در دست‌هایش جوانه زد

برای او که عشق را به من بخشید


فقط تو...

گریان شده دلم

مثل دختری لجباز

مدام پا زمین میکوبد

و

فقط تو را میخواهد

این روزها ...

 این روزها پرم از لحظه هایی که دوستشان ندارم …

 

وَقتی میخواهَمَتُ و نیستی...  

وَقتی میخواهَمَتُ و نیستی...
 
 

اِتِفاقِ خاصی نِمی اُفتَد.
 
 

فَقَط مَن ذَرِه ذَرِه اَیُوب میشَوَم..

 



ارامش گمشده ام ....

چیزی را گم کرده ام

شاید هم کسی را...

و یا... شاید خودم را...

هر چه هست تو نیستی!

تو تنها جزئی از زندگی منی

که هیچ وقت گمش نمی کنم...

آرامشم را گم کرده ام...

سکوتم، و اعتمادم...

حس با هم بودن را دیگر حس نمی کنم!

اعتماد داشتن را نمی فهمم!

آرامشم را نمی یابم...

باید همین حوالی باشد

آرامشم را می گویم!

شاید من زیاد دنبالش نگشته ام!

صندوقچه ی قدیمی مادر بزرگ را هم

خوب زیر و رو کرده ام اما نیست!

نه اینکه از اول نبوده ها!

الان نیست...

بودنش را خوب یادم هست!

و حتی رفتنش را...

شاید چون پشتش آب نریختم

بازنگشته...

آرامشم را می گویم!

شاید چون قدرش را نمی دانستم نمی آید...

چقدر جایش در زندگی ام خالیست...

زیاد که می گردم، خودم را هم گم می کنم!

کاش تو می آمدی از دور  برای کمک!

اینجا همه چیز بهم ریخته

و من لابه لای همه ی گم شده هایم

گم شده ام...!


امروز دلم خیلی امنیت تورو میخواست....خیلی ..!!

امروز دلم واسه داشتنت پر که نه...پر پر میزنه...

واسه بودنت...

بغل کردنت...

اینکه سرمو بذارم روی شونه هاتو دستاتو فرو کنی لای موهامو بگی:

مال خودمی!

بعد ببینی که چه جوری با همین دو سه حرف تو آروم میشم...

امروز دلم خیلی امنیت تورو میخواست....خیلی ..!!
 
 

نگاره: امروز دلم واسه داشتنت پر که نه...پر پر میزنه...
واسه بودنت...
بغل کردنت...
اینکه سرمو بذارم روی شونه هاتو دستاتو فرو کنی لای موهامو بگی:
مال خودمی!
بعد ببینی که چه جوری با همین دو سه حرف تو آروم میشم...
امروز دلم خیلی امنیت تورو میخواست....خیلی ..!!‏

به تو و خاطره ها…

به تو می اندیشم

به تو و تندی طوفان نگاهت بر من

به خود و عشق عمیقت در تن

...
به تو و خاطره ها…

که چرا هیچ زمانی من و تو ما نمی شویم…!!!
 
Fotoğraf: ‎به تو می اندیشم

به تو و تندی طوفان نگاهت بر من

به خود و عشق عمیقت در تن

به تو و خاطره ها…

که چرا هیچ زمانی من و تو ما نمی شویم…!!!‎

دلم گرفته ...

دلم گرفته یا شکسته...
نمیدانم!
فقط یک باران میخواهم و یک چتر و...
تو را .

دلم گرفته یا شکسته...
نمیدانم!
فقط یک باران میخواهم و یک چتر و...
تو را .

عید غدیر مبارک...

قرآن به جز از وصف علی آیه ندارد / ایمان به جز از حب علی پایه ندارد

گفتم بروم سایه لطفش بنشینم / گفتا که علی نور بود سایه ندارد

عید غدیر مبارک

"تو" ...

خوشبختی من ،پیدا کردن "تو" از میان این همه ضمیر بود .

 

 

دوست داشتنت

 

معادله ایست
 
 
که نفسهایم را
 
 
اثبات میکند .

آدم نمی شوم من!

آدم نمی شوم من!


لبخندت خرم می کند و دوریت سگم.....

بــــﮧسَــلامَــتـےخـُــودم...

یـ وَقــتـایــےهـَـسـت کــﮧ

 

 

بـایـــد لـَـم بـِدے یـــﮧ گــوشـــﮧ

 

  


و جَـــریــاטּ زنـدگـیـت رو فَــقـط مـُـرور کـُـنــے 

 

 


بـَـعـدِشَــم بِــگـے : بــــﮧسَــلامَــتـے

 

 

 خـُــودم کــــﮧ ایـنـقدر تـَـحـَمـُل داشـــتَـم

دوست داشتن...

 

دوست داشتن ، ساده ست

 

باور کردنش سخت..
 
 
تو ساده باور کن که من
 
 
سخت دوست دارم....