دردونه سه ساله من

خدای اطلسی ها با تو باشد

پناه بی کسی ها با تو باشد

تمام لحظه های خوب یک عمر

به جز دلواپسی ها با تو باشد


تولدت مبارک عزیز دل مامان

عزیزم میخواستم از بزرگ شدنت بنویسم اما اونقدر زیاد بودن که باید طومار میشد به عکسهات نگاه کردم به نظرم این دو عکس خودشون گویای بزرگ شدنت هستن نیازی به گفتن نیست

آپلود عکس کوچولوهای فارسی " />

آپلود عکس کوچولوهای فارسی " />

دردونه دوساله من

روز ميلاد تو باران آمد

روز ميلاد تو بود

كه هوا

بوي شبنم و شقايق ميداد

و خدا ميخنديد

عطر ياس از در و ديوار هوا ميپاشيد

و نسيم از تو بشارت ميداد

باد بر پنجره پا مي كوبيد

زلف افشان را بيد

در مسير تو پريشان ميكرد

هركجا سروي بود

به تواضع به سر راه تو برپا مي خواست

تاكها با تو تباني كردند

غوره ها از تپش قلب تو انگور شدند

سركه ها را خبر آمدنت شيرين كرد

برگها از سر تعظيم تو مي رقصيدند

و خزان در قدم شاد تو نقاشي كرد

و به تردستي استاد ازل

                        شعبده اي برپا شد

گوشها منتظر

اولين گريه شيرين تو و

چشمها منتظر

اولين ساغر سيماي تو بود

روز ميلاد تو باز

مثل همواره خدا حاظر بود

آسمان جشن گرفت

ابرها م‍‍‍‍‍ژده ديدار تورا مي دادند

رعد در حنجره از شوق تماشاي تو غوغا ميكرد

طبل آغاز تورا مي كوبيد

برق آغاز تورا مي تابيد

مِه فضا را به هواي تو در آغوش گرفت

آنسوي پيله مِه

ماه تا فرصت ديدار تو بيدار نشست

 در جهان از قدم مهر تو مهماني شد

شعر از مركب فرخنده احساس تو

      الهام گرفت

واژه ها در شعف وصف تو شادي كردند

و غزل

        قالب همواره ي توصيف تو شد

روز ميلاد تو باز

آسمان جشن گرفت

و به يمن قدم سبز تو باران باريد

اي تسلاي خزان

سينه ي پر عطشم

كه ز گرماي حضور خشكي تاول زده است

از عبور نفس خيس تو باراني باد

آپلود عکس کوچولوهای فارسی امروز تمام ستاره های آسمان میهمان جشن من هستند زیرا که فرشته ای از آسمان آمده تا طعم خوش آسمانی بودن را به من بچشاند !! عشق زندگي من دوساله شد ، آويناي خوشگل من دو ساله شد و عطر تنش صداي نفسهاش خنده ها و گريه هاش دو ساله كه توي خونه ماست و ما رو لبريز از عشق خودش كرده زيباروي من تولدت مبارك

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

به بهاته روز مادر

خداوندا زیباترین لحظه ها را نصیب مادرم کن ، که زیباترین لحظه هایش را به خاطر من از دست داده است.... سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان و تو زیباترین لحظه ای ... سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان این هم تقدیم به همه مادران سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان

نوستالژی کودکی ما

عنوان رو نوشتم نوستالژي كودكي ما منظورم من و همسرم و همه دوستان عزيزم هستند كه هم نسل و دوره خودمند چون يك سري از خاطرات اشتراكاتي ايجاد ميكنه كه با ديدن عكسهايي كه براتون گذاشتم مطمئنم همگي كلي خاطره د اريد میرید به دوران قشنگ کودکی.

امسال شهرداري مشهد كار قشنگي كرده بود ، در گوشه و كنار شهر يك سري لوكيشنهاي قشنگ و ماكتهاي جالبي ساخته بود كه عموما وقتي از جلوي هر كدوم رد ميشدي ميديدي مردم دارن عكس ميگيرن ما هم از اين مقوله نخواستيم عقب بمونيم به يكي دوتاشون سرزديم اما يكيشون برام جالب بود كه البته اصلا كار خوش ساختي نبود اما پر از خاطره بود حيفم اومد نزارم اينجا دوستاي خوبم هم نبينن

و اما آويناي شيطون گل گلاب كه در آينده هم فكر نكنم از اين شخصيتها چيزي بفهمه و داستان وروجكهاي نسل جديد با ماها فرق ميكنه اما چون صاحب وبلاگه بالاخره بايد تو عكسها باشه ديگه

 سرنديپيتي يادتونه واي من عاشق چشمهاش بودم خانوم لورا رو هم كه به آرزوي ديدنش مونديم و نديديم

سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان

چقدر منتظر تعطيلات عيد بوديم تا براي انمين بار رابين هود رو بده

سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان

سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان

 ههههههه آقاي پدر بيشتر با سنباد حال كرده مثل اينكه

سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان بارباها ايكيو سان پت و مت پدرپسر شجاع و پسرشجاع اوهههه آهنگشو يادتونه ؟؟؟

سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان

به نظرتون ماها چيزي براي ياددادن به اين وروجكهاي عصر جديد داريم ؟

چيكار كنم زورش ميچربه به من اصلا اجازه دست زده به لپ تاپ رو تا تو خونه هست به هيچ بني بشري نميده

8pic.ir     مكاني براي آپلود رايگان تصاوير شما بهش ميگم ژست بگير ازت عكس بگيرم خودش ميشمره يك دو سه ... 8pic.ir     مكاني براي آپلود رايگان تصاوير شما جو گير شد رفت نشست كنار بچه ها من هم يك مامان اميدوار كه الان ميشينه با اينها نقاشي ميكشه اما 8pic.ir     مكاني براي آپلود رايگان تصاوير شما به سرعت كاغذ دختر بچه رو از دستش گرفت و بايك مدادرنگي فرار كرد (خب چيكار كنم متاسفانه در امر تربيت بچه ما موفق نشديم مثل اينكه ) 8pic.ir     مكاني براي آپلود رايگان تصاوير شما و لحظاتي بعد 8pic.ir     مكاني براي آپلود رايگان تصاوير شما

سال نو مبارك

سال نو مبارك

سال ۹۰ هم از راه رسيد اميدوارم سال خوبي براي همه باشه

دختر كوچولوي ناز من به جاي مامانش امسال همت مضاعف پيدا كرده هم در شيطوني و هم در حرف زدن

خدارو شكر از ابتداي امسال بچم شكوفا شده هر چي ميگم تكرار ميكنه عاشق ناي ناي شده اونم خيلي زياد حالا هر ناي نايي رو هم قبول نداره بيشتر تو مايه صداي خانومهاست و صد البه گاهي اوقات با ناي نايش ميره رو اعصاب ما مثلا نصفه شب هوس ناي ناي ميكنه

مامان و بابا يك در ميون هر وقت حال كنه در غير اينصورت سعيد رو ميگه ددي و آنوش رو ميگه نانا البته اين رو ديروز كشف كردم همش تو فكرم بود ددي و نانا از كجا اومده بهش گفتم آوينا بگو سعيد گفت ددي ددي بابا بعدش گفتم بگو آنوش گفت نانا نانا ماما كوچولوي نازنازي آنوش براش سخته فقط ن رو ازش گرفته

امسال عيد هم تو سفر خيلي خوب بود مشكلات ماشين زدگيهاي قبلي رو نداشت اما شيطونيهاش درحد تيم ملي زياد

واقعا هنوز معماي تربيت بچه ها براي من حل نشده باقي مونده واقعا ما ميتونيم اصلا تو تربيتشون تاثير گذار باشيم ؟؟؟؟ آخه ما كه حريف اين وروجك نميشيم اصلا جيغ ميكشه گوش كر كن و ... فكر كنم بايد كل اصول روانشناسي كودك رو بزاريم كنار دست به دعا برداريم و از خدا بخوايم بزرگتر بشه عاقلتر و سر براه تر بشه

آويناي خوشگلم در هرصورت عاشقتم و فدات ميشم هميشه

8pic.ir     مكاني براي آپلود رايگان تصاوير شما 8pic.ir     مكاني براي آپلود رايگان تصاوير شما

با موتور دوستمون كلي حال كرد

 

 

8pic.ir     مكاني براي آپلود رايگان تصاوير شما

سرزمين عجايب -  تيراژه  اينم بگم كه بعد نيم ساعت به زور از استخر توپ جداش كرديم  تو عكس پاييني هم ميگم بيا بريم يه نه محكم گفت كه دهان استكبار رو هم ميبنده  گفت

8pic.ir     مكاني براي آپلود رايگان تصاوير شما 8pic.ir     مكاني براي آپلود رايگان تصاوير شما

بقيه عكسها رو در ادامه مطلب ببينيد

ادامه نوشته

آخرهاي سال 89

سلام با عرض شرمندگی زیاد بدون توجیه تنبلی کردم اساسی

امیدوارم سال ۹۰ با یک سال تاخیر سال همت مضاعف باشه برای من حداقل تو آپ کردن وبلاگ دخترم 

کوچولوی شیطون بلای ما خیلی بزرگ شده و اونقدر تغییر کرده که نمیدونم چی بنویسم فقط میگم که هر لحظه بیشتر عاشقش میشم دختر کوچولوی من وقتی میگی مامان همه دنیا رو به من میدی کوچولوی نازنینم وقتی میبینم از درودیوارخونه بالا میری باز هم عاشقتر میشم و ...

امیدوارم سال ۹۰ سال خوب پربار و سراسر شادی هم برای من و خونوادم وهم برای همه دوستانم باشه

با آرزوی بهتریتها برای همه

آپلود تصاویر و فایل های مذهبی :: اسلام آپلود آپلود تصاویر و فایل های مذهبی :: اسلام آپلود آپلود تصاویر و فایل های مذهبی :: اسلام آپلود

ايستادن دخترم ...روز كودك...روز دختران

دخترم گلم عزيز ذلم روزت مبارك با همه وجودم اين روز رو به تو و همه دخترهاي ديگه كه حتما مامان و باباهاشون عاشقشونن تبريك ميگم همتون گلهاي بهشتيد براي ما  

آويناي خوشگل من روز ۵ شنبه ۱۵ مهر ۸۸ بدون كمك براي چند دقيقه ايستاد اونم محو تماشاي باربي دوچرخه سوار كه آهنگم ميزد شده بود و ما جيغ ميزديم و خوشحال بوديم و خانوم خانومها تو بحر باربي خلاصه نخواستم اين لظه رو از دست بدم و وايستادم تماشاش كردم وقتي ديدم طولاني شد رفتم دوربينو آوردم تا عكس يا فيلم بگيرم اما همون موقع آوينا خانوم فهميدن جريان چيه و روي زمين نشست و هاي هاي گريه كرد خب عزيز دلم ترس كه نداره هميشه دلم خواسته و تلاشم بر اينه كه تو رو آدم استوار و مستقلي بار بيارم دختر خوشگلم بايد از الان ايستادن رو تمرين كني چون درآينده بايد در برابر مشكلات محكم و استوار باشي اولين ايستادنت برام جزو قشنگترين لحظات طندگي بود و هنوزم از يادآوريش لذت ميبرم حالا كي ميخواي نترسي و راه بري خدا ميدونه

دختر قشنگم درست روز بعد از تولدش مريض شد اونم از اين مدل ويروسيها يك هفته كامل درگير بيماريش بوديم و متاسفانه هنوز ۲ روز از خوب شدنش نگذشته بود كه سرماخورده شد خلاصه اين ۲ هفته همش درگير مريضي آوينا خانوم بوديم مامانها همه ميدونن كه تب و .... بچه ها چقدر سخته خدا كنه هيچ بچه اي مريض نشه

عسل مامان روز به روز داره شيرينتر ميشه وقتي كاري ميكنه كه ميدونه بده به من نگاه ميكنه و دندونهاشو نشون ميده چشمهاشم ميبنده خب ماماني اينهمه شيريني از كجا اومده ؟؟؟

از كارهاي ديگه اي كه ميكنه در ادامه ني ناي ناناي حالا هر جا صداي آهنگ ميشنوه فرقي نداره خيابون خونه يا تو ماشين دستهاش ميره بالا

ديروز با صحنه جالبي مواجه شدم ديدم در كتابخونه رو باز كرده يه دفتر چه كوچيك برداشته و با يك خودكار داره روش ميكشه فكر ميكنم نوشتنو ذاتي بچه ها ياد ميگيرن آخه يادم نمياد جلوش تازگيها چيزي نوشته باشم آخه از ترسش اينجور كارها در زمان خواب آوينا انجام ميشه

اصرار شديدي به اين داره كه خودش غذاشو بخوره درنتيجه هميشه ظرف و قاشق اضافي به همرا غذاش هست كه آوينا خانوم ما يك قاشق كه ميخوره يك قاشقم بزاره تو دهن من تا غذا بخوره

هنوز جملات عجيب و غريب گفتنش ادامه داره و ديگه كلاش كاريش رفته بالا هر  نوع گوشي تلفن و موبايل كه ميبينه سريع شروع به صحبت ميكنه وسطهاش تاييد هم ميكنه گاهي اوقات با مخاطبش دعواشم ميشه بلند حرف ميزنه اينو فكر ميكنم از باباش ياد گرفته

ديگه كارهاش يادم نمياد شيرينكاري زياد داره اما من حافظم ياري نميكنه

 

 

 

Megapic.ir Megapic.ir

 

 

پي نوشت: به نظرتون براي كوتاه موندن موهاش چيكار كنم ؟؟؟؟ هر چي ما كوتاه ميكنيم بازم تو چشمهاشه !!!

تولد دخترم

امروز تولد شاپرك خونه ما بود دختر خوشگلم تولدت مبارك اميدوارم صدساله بشي و برات بهترين ها رو آرزو ميكنم عزيزم دلم ميخواد هر روز شاهد موفقيتهات باشم مطمئن باش نهايت تلاشم رو ميكنم كه هميشه شاد باشي..

گزارش تولد كه تو پست قبلي قولشو داده بودم بايد ميدادم اما متاشفانه ۳ روز مونده به تولد آوينا وقتي كه همه كارهاي ولدش تقريبا انجام شده بود و حتي قسمي از تزئينات خونه به ما خبر دادن كه مادربزرگ باباسعيدش كه البته مدتي بود تو بيمارستان بستري بودن فوت كردن خدا رحمتشون كنه هميشه به من لطف داشتن اما نهايتا تمام رشته ها پنبه شدو بابا سعيد به سرعت روانه تهران شد و من با دختر كوچولوي شيطونم موندم .

روز تولد دخترم كه ميخواستم خاطره انگيزترين روزش بشه نشد اما من مرخصي گرفتم و موندم خونه پيش دخترم صبح فرشته كوچولومو بردم واكسن يكسالگيشو زد كه خيلي خانوم نهايت گريه اي كه كرد به يكدقيقه نرسيد و به سرعت با ديدن يه دختربچه با انگشت اشاره ني ني ني ني ميكرد و شاد و خوشحال برگشتين خونه تا اينجاش كه به خير گذشت وقتي برگشتيم خونه دلم نيومد اون احساس خاص روز تولد رو از دخترم بگيرم و با يك عدد كيك مامان پز با دخترم تنهايي جشن تولد گرفتيم كه خدا رو شكر آوينا خانومم بدش نيومد و به سرعت رفت تو كار كيك و بهد چند دقيقه اگه از جلوش بر نميداشتم كلشو خورده بود .

دخترم يكساله شد يكسالي كه پر از سختي و لذت بود و همينطور عشق

البته ناگفته نماند كه تولد آوينا رو ميگيرم چون دلم نمياد اولين تولدش اينقدر سوت و كور باشه اما با تاخير

Megapic.ir شمعم بلده فوت كنه Megapic.ir به اين نتيجه رسيد كه شمع مزاحمه Megapic.ir Megapic.ir Megapic.ir

4 روز مونده تا تولد گل کوچولوی خونه ما

گل من چشم دلم از تو روشن
شکفتی زیباتر از گل به گلشن
نشستی چون لاله در باغ هستی
تویی تو بهانه ی هستی من

یادش به خیر محمد نوری ... چقدر موسیقی مسافرتهامون مخصوصا شمال بود

شمال.. گرگان... جاده ناهارخوران.... همش خاطرات خوب و زیبا و حس خوب زندگی ...

و حالا ۴ روز دیگه گل خونه ما یکساله میشه باورم نمیشه یکسال مثل برق و باد گذشت دخترم یکساله شد و من یکسال پیرتر تا بچه نداشته باشیم گذر زمانو اینقدر سریع احساس نمیکنیم اما الان فکر میکنم سرعتش داره خیلی زیاد میشه

از شیطونک خودم بگم حالا در آستانه یکسالگیش درصد شیطنتش به صورت تصاعدی داره بالا میره به کی رفته خدا میدونه اما دیگه جایی تو خونه نمونده که نرفته باشه وقتی گم میشه میدونم باید از زیر میزی تختی یا تو کمد پیداش کنم دیروزم بالاخره میز کامپیوتر رو هم فتح کرد و یه لحظه برگشتم دیدم روی میز کامپیوتره ... با چنان سرعتی پریدم طرفش که نفهمیدم فاصله چند متری رو چطوری رفتم  تازه خانوم شاکی شده بودن تند تند پشت سر هم اعتراض میکردن آخه چند روزه حسابی پرحرف شده پشت سر هم حرف میزنه اصلا هم نمیفهمیم چی میگه و هر از گاهی هم به ما نگاه میکنه یه سری تکون میده تا تاییدش کنیم حالا نمیدونم شکایت میکنه یا تعریف خدا عالمه

از اول هفته به دلیل نبودن پرستار آوینا خانوم مهمون مامان جونش (مامان من ) بودن و ارمغان اونجا هم صحبت کردن با تلفن ثابت بوده چون مامان خانومی بنده به شدت علاقه به استفاده از تلفن ثابت دارن و ما خودمون هم یکی داریم اما اصلا وصل نیست و هر از گاهی آوینا میرفت با سیمش بازی میکرد اما دیروز دیدم گوشی رو برداشته گذاشته کنار گوشش البته سیمشو از رو سرش رد کرده بود و به شدت در حال حرف زدن بود حالا اصلا ول کن قضیه هم نبود حداقل نیم ساعت همونجا ایستاده و گوشی روی گوشش حرف زد منم از فرصت استفاده کردم کلی ازش فیلم گرفتم و جالبیش برای من اینه که اینهمه میبینه ما با تلفن حرف میزنیم گوشی رو از دست ما میگیره و به سرعت یا میخوره یا باهاش بازی میکنه اما کاربرد تلفن ثابت رو خیلی سریع یاد گرفت .

هفته گذشته به مناسبت اینکه داره یکساله میشه بردمش آتلیه برای عکس برخلاف دفعات قبلی که یکبار ۴ ماهه بود و دفعه دوم ۸ ماهه ایندفعه از فضا خوشش نیومد مخصوصا از نورها و خلاصه به من چسبیده بودش که نزارمش زمین ودریغ از یه لبخند از  این دختر همیشه خندون ما اما بعد که خانوم عکاس بردشَ توی فضای مثلا سبزش عكس بگیره دیگه خیلی خوشش اومد و تقریبا مقدار زیادی از گلهاشونو چید که اون بیچاره ها هم اولش به روی خودشون نیاوردن اما بعد دیدن نه داره دکوراسیونشون به هم میخوره و به بنده تذکر دادن که نزارین گلها رو بچینه  و تو عکسهای بعدم اونقدر ادا در آورد که نهایتا عکسهاش یا گریون و اخمو بود یا موش شده با جلوه های ویژه  چاره ای نبود از همونها چند تا انتخاب کردم و اومدم 

فعلا در تدارک جشن تولدش هستم انشالله پست بعدی رو با اخبار تولد میزارم فعلا چند تا از عکسهای آتلیشو بزارم ببینید

 

اینجا آخر همکاری رو کرد نشست

Megapic.ir خندش رو ببینید Megapic.ir تو ۵۰ تا عکس قیافشو اینطوری کرده بچم فکر میکنه ژست گرفته Megapic.ir ا

ین عکس خیلی خوشگله اما متاسفانه اسکنر شرکتمون خیلی بد اسکنش کرده Megapic.ir

بدون شرح

دخترم هر انسانی لبخندی از خداست؛ ...تو زیباترین لبخند خدایی

Megapic.ir Megapic.ir Megapic.ir Megapic.ir Megapic.ir Megapic.ir Megapic.ir Megapic.ir Megapic.ir Megapic.ir Megapic.ir Megapic.ir

آويناي شيرين من

۴ روز ديگه يازده ماه شيرين از بدنيا اومدن دخترم ميگدره كه همش وقتي فكر ميكنم شيرين و به ياد موندنيه از اين سختيهاي زيادي هم داشته شكي نيست اما وقتي دخترمو ميبينم كه تو خونه با هيجان زياد اين طرف و اون طرف ميره تمام سختيها رو فراموش ميكنم و لدت ميبرم ديروز آوينا رو گداشته بودم خونه مامان تا برم كارهاي بيرونم رو انجام بدم افطاري هم قرار بود بريم اونجا رفتم خونه دنبال بابا تا با يه ماشين بريم اونم تو خونه كار داشت هر دو در يه لحظه با هم گفتيم واقعا اصلا خونه رو بدون آوينا نميشه تصور كرد دختر كوچولوي من انرژي و بوي تنش همه زندگي ما رو گرفته مايي كه ۸ سال دونفره زندگي كرده بوديم حالا نيم ساعتم خونه رو بدون آوينا نميتونيم تحمل كنيم .

۱۱ ماه شيرين داره ميگذره و وقتي فكر ميكنم ميبينم دلتنگ روزهاي رفته ام و منتظر روزهاي آينده ...

هر بار دخترمو ميبينم واقعا تو قدرت خدا و اين احساسي كه به ما داده ميمونم چون يك دنيا عشقو ميبينم وقتي كوچولوي خوشگلم مياد به من ميچسبه بيشتر عاشقش ميشم وقتي فكر ميكنم (البته سركارچون خونه يه بمب انرژي به اسم آوينا دارم كه از وقتي ميرسم بيدارو در حركته و هميشه بعد از من به همت بابا سعيدش ميخوابه من كه اصلا نميتونم اين وروجكو بخوابونم ) ميبينم با سرعت زيادي توانمنديهاش تغيير ميكنه و بزرگ ميشه

دخترم بابا و ماما رو هر وقت عصباني ميشه يا خيلي خيلي خستس ميگه به انواع مختلفي و با اصوات مختلف ددددد ميگه تازگي هم يادگرفته وقتي با دست ميكوبه به چيزي ميگه تق اينو خيلي واضح و روون ميگه البته ناگفته نماند تا دلتون بخواد حرف ميزنه به قول مامانم وقتي بزرگ بشه از اين دختر پرچونه ها ميشه اما اصولا ما حرفهاشو نميفهميم (از انواع چرت و پرت رايج بين بچه ها كه فقط كه براي ما قابل ترجمه نيست)

آويناي خوشگل مامانش از همه جا بالا ميره دقيقا مثل يه پيشي و با سرعت برق و باد چهار دست و پا ميره اما هنوز راه نميره دوست داشتم براي تولدش راه بره اما بعيد ميدونم آخه با اون سرعتي كه چهار دست و پا ميره ديگه نيازي به راه رفتن نميبينه

آها تا يادم نرفته بگم كه با هر آهنگي ميشنوه هم ميرقصه و تا بهش ميگم دس دسي كن دور خودش ميچرخه و دس دسي ميكنه دخترم يه پا رقاص شده يه مجلسو به راحتي ميگردونه روابط عموميشم خيلي خوبه براش آشنا و غريبه فرق نميكنه هر كي بهش توجه كنه و باهاش بازي كنه براش ميخنده و ذوق ميزنه جديدا تو هرفروشگاهي براي خريد رفتم باهاش با فروشنده هاش دوست شده تازه و ماشينم كه ميشينه ذل ميزنه به راننده ها و ماشينهاي بغل دستي مخصوصا تو ترافيك اونقدر به اين بيچاره ها نگاه ميكنه تا بهش توجه كنن بچم آخر روابط عمومي شده به مامان و باباش كه نرفته فكر ميكنيد به كي رفته

اين همون پيشي  كه گفتم

 

IMG4U

اين دختر خانوم هيچوقت پستونك نخورده پستونكش رو گذاشته بودم تو اسباب بازيهاش ديشب اومدم ديدم به به خانوم محو ديدن تبليغ و خوردن پستونكشه

IMG4U

از وسايل چربي سوزي مامانش نهايت استفاده رو ميكنه من كه جرعت ندارم دوچرخه بزنم از وقتي به خودش فهميده ديگه نميزاره با همم جا نميشيم خلاصه رفته قاطي اسباب بازيهاي آوينا خانوم

IMG4U

ببينيد با يه چيز كوچولو هم بلده وايسته فكر ميكنيد كي راه ميره؟؟؟؟

 

IMG4U

اتل متل آوینا

این شعر خوشگلو نانای مهربون از وب یک دختر کوچولو به اسم آوینا که هنوز به دنیا نیومده پیدا کرده چون نوشته بود تقددیم به همه آویناها منم برای دخترم میزارمش

 

اتل متل آوینا               خوشگل و ناز و زیبا

اتل متل مربا                 عشق مامان و بابا

اتل و متل یه دنیا             پر از گل های زیبا

آی گل سرخ و آبی          بیداری یا که خوابی؟

تو فندُقی یا پسته؟      کی اون موهاتو بسته؟

قد و بالات که ریزه                  اندازه ی مَویزه

این پاهای گُمپُلی               با پیرهن گل گلی

یا این لُپِّ کُلُمپوس    جون میده هی کُنیش بوس

قربون گریه هات شم      فدای خنده هات شم

ناز و ادات و قربون        چشمهای سیاتو قربون

آی پری نازنین                      بیا کنارم بشین

بگم برات یه قصه             یه قصه ی در بسته

آی گل سرخ و آبی          بیداری یا که خوابی؟

IMG4U IMG4U IMG4U

پاکی کودکانه

وروجک کوچولوی من عاشقانه به بچه ها نگاه میکنه واقعا ذوق و اشتیاقی که از دیدن بچه ها داره برام جالبه هر وقت هر جا توی خیابون یا حتی تلویزیون بچه میبینه با صدای بلند ذوق میکنه و دستهاشو تکون میده برای هر کسی که این صحنه رو میبینه جالبه اگه بچه نزدیکش بشه دستشو دراز میکنه و میگیرش مامان فدای تو بشه تو از کجا فهمیدی که باید اینطوری علا قه و محبتتو نشون بدی

هر روز که بیشتر از با تو بودن میگذره دنیای منو عوض میکنی کی فکر میکرد یک کوچولوی ۸ کیلو و ۲۰۰ گرمی اونقدر بتونه تاثیر گزار باشه ؟؟؟؟ دیروز با صحنه ای مواجه شدم که روح پاک کودکی رو بیشتر لمس کردم دلم نیومد اینجا ننویسم تا برای خودتم بمونه

داشتیم از خونه مامان برمیگشتیم که سر چهارراه پشت چراغ قرمز بودیم و من درحال صحبت کردن با گلپری خانومم که پشت نشسته بود بودم آخه با وجود اینکه همیشه خیلی خانوم تو صندلی خودش میشینه اما پشت چراغ قرمزها یا تو ترافیک حوصلش سر میره یه دفعه دیدم داره ذوق میکنه دست میزنه نگاه کردم و دیدم اینهمه شادی و دوق برای پسربچه ایه که چسبیده به شیشه ماشین تا شیشه رو تمیز کنه یه لحظه جا خوردم با خودم فکر کردم بچه هایی که هیچوقت بهشون توجه نمیکنیم حتی بعضی وقتها سماجتشون برامون ناراحت کنندست اما بازم یک بچه اند !!! چرا باید دختر کوچولوی من اینو بگه ؟؟ از کی فاصله ها برام معنی دار شد که خودم نفهمیدم ؟؟؟

دخترم از خدا میخوام روح پاکتو همیشه همینطوری نگه داره ....

 ببینید چه خانوم نشسته

IMG4U

تا حالا چشمهای به این خوشگلی دیدید ( یک مادر فرزند شیفته) IMG4U

گزارش تصويري از آوينا

گلپري خانوم مامان علاوه بر شيطون شدنش نميدونم چرا با عروسك مشكل داره البته با اسباب بازيهاي ديگه برخورد بدي نداره اما عروسكو به چشم دشمن نگاه ميكنه حالا گزارش تصويريشو ميبينيد آها تا يادم نرفته بگم كه در يك اقدام متحورانه به همراه پدر گرامي آوينا خانوم زلفهاي پريشونشونو كوتاه كرديم.

 اينجا اول رفتن تو اتاقشونو به راحتي در كمدشونو باز كردنو تا جايي كه ميتونستن كفش ريختن بيرون و شروع كردن اول كفش بازي البته مرحله اولشو دير رسيدم عكس نگرفتم IMG4U IMG4U

 بعدش خانوم رفتن سراغ دراور ودر سه سوت بالا رفتن از اونو و تلاش براي اينكه شايد بتونه چيزي از روش برداره

 IMG4U

متاسفانه دستش نرسيد به چيزي و به طرف تخت حمله ور شدن

IMG4UIMG4U

تلاش شديد براي در آوردن اسباب بازي از لاي نرده هاي تخت

 IMG4UIMG4U

خلاصه موفق به در آوردن اسباب بازي نشدن و با ابزار راحت هميشگي يعني يه جيغ بنفش بنده رو مجبور كردن كه بزارمشون روي تخت و از اونجا خودش در صدم ثانيه بلند شد و رفت تو كار اسباب بازيهاي بالاي تخت و عروسك بيچاره به دام آوينا خانوم افتاد

 IMG4U IMG4U IMG4UIMG4U

 چنان با شدت اين بيچاره رو به در و ديوار ميكوبيد كه من دلم سوخت به حال اون عروسك بدبخت و در نهايت پيروزمندانه انداختش كنار و بدو به طرف اتاق تلويزيون و اصلا انگار نه انگار كه منم هستم جديدا وقتي سرش گرمه تحويلم نميگيره ههههه چكار كنيم دنيا همينه ديگه IMG4U IMG4UIMG4U

اینجا وروجکم تازه رفته بود تو دسته خزندگان

 

IMG4U IMG4U

عكس

چند تا عكس از عشقم بزارم خيلي وقته عكس نزاشتم IMG4U

اينجا روزهاي اولي بود كه تازه دخترم مي نشست

IMG4U

اما نتيجش به شيطوني ختم ميشد   IMG4U

عشق من خیلی خانوم شده

آوینای خوشگلم عزیز دلم از اول ماه مامانیش میره سرکار و صبحها رو تنها میمونه البته با پرستارش خدا رو شکر که تا الان بد نبوده به جر چند روز اول که آوینا خانوم برای اولین بار از شانس بد من توی همین روزهای اول جداییمون مریض شد و از این تبهای ویروسی بود که عروسک مامان ۳ روز نخندید و و قتی خندید فهمیدم که خوب شده.ئختر خوشگلم امیدوارم هیچوقت خنده از لبهات دور نشه .

عروسک مامان از اول ۸ ماهگی سینه خیز میرفت و همین که ۹ ماهه شد چهار دست و پا هم میره اونم با سرعت زیاد تازه از مبل و میز و هرجایی که بتونه هم میگیره و وایمیسته البته دردونه مامانی برای این کارش خیلی زحمت کشید واقعا تلاشی که برای ایستادن میکرد و پشتکارش خیلی زیبا بود عزیزم امیدئارم همیشه تو زندگیت این پشتکارو داشته باشی تا بتونی دختر موفقی باشی .

آوینای من ۹ ماه با تو بودن دائم واقعا زیبا بود الان که نصف روز پیشم نیستی تمام دلم تو خونه جا میمونه ظهر که برمیگردم تا صدای کلیدو میشنوی به سرعت جلوی دری و به من میچسبی و تا سه چهار ساعت ازم جدا نمیشی وقتی میزارمت زمین تا نهار بخورم یا لباسهامو عوض کنم به شدت گریه میکنی انگار همه دلتنگیهاتو تو جند لحظه میریزی بیرونو و بعد آروم میشی .

اینو بگم که فکر کنم بزرگ شی به قول مامان جونت حسابی دختر پرچونه بشی چون اونقدر بانمک حرف میزنی همه اصواتی که بلدی پشت سرهم میگی هههههه عاشق حرف زدنتم

دخترم عاشق تبلیغات تلویزیونی و صد البته آهنگ دارهاشه که باهاشون قربده ناخداگاه هرجا باشه قرشو میده  تازه دختر قرتیه من دست میزنه و بای بایم میکنه مخصوصا وقتی میریم خیابون مثل خانومها تو صنئلیش میشینه و برای هرکسی میبینه بای بای میکنه

این دخمل طلای منعاشق بچه های بزرگتر از خودشم هست هر جا میبینه ازشون آویزون میشه  حتی تو خیابون

عزیزم همیشه دوستت دارم

آوینا در سال 89

وای بازم مامان تنبل شده دیر وبلاگ دخترشو آپ کرده البته فقطم تقصیر مامان نیست آوینا گلی هم شیطون شده اصلا صبحها نمیخوابه تا مامانش بتونه بیاد بشینه سر فرصت چیزی بنویسه ...

اول از همه سال نو با تاخیر فراوون مبارک دختر گلم این اولین عیدی بود که پیش من و بابایی بودی و ما سه نفره بودیم خیلی خوب بود البته پارسالم بودی اما توی شکم مامانیت .

دختر گلم اولین مسافرتشو هم رفت اولش رفتیم شمال بعدشم تهران پیش خانواده باباییش که خیلیهاشون برای اولین بار گل منو دیدن البته ناگفته نماند که خیلی هم تو را اذیت شدی چون خسته شده بودی خلاصه اینم گذشت و ما اومدیم مشهد خونه خودمون بازم من و دخترم با هم تنها شدیم البته صبح تا عصر .

آوینا گلم حسابی شیطون شدی از وقتی 6 ماهت شد دیگه خوب خوب میشینی تازه یه هفته ای هم هست که خودتو داری به زور میگشی جلو اما فقط یه کوچولو میری جلو اما غلط زدنت خوب شده شبها همش باید حواسم به تو باشه چون مدام در حرکتی آوینای خوشگل من داری روز به روز شیرینتر و ماهتر میشی خیلی خیل دوستت دارم و هر روز از روز قبل بیشتر عاشقت میشم عزیزم Free Image Hosting At img98

آوینای خوشگلم دندونم در آورده

دختر گلم خوشگل مامانی ۵ ماهگیت نتونستم بیام برات چیزی بنویسم الانم نزدیک ۶ ماهگیته

آوینای نازم برای چکاب ۵ ماهگی که بردمت خانوم دکتر باذره بینش دندونهای نانازتو دید خودشم تعجب کرد که تو زود دندون در آوردی میبینم مثل مامانت تو همه چی عجله داری عزیزم اما از سختیهای دندون درآوردن آوینا خانوم هم نگم که شب تاصبح باید می می تو دهنش باشه و روزها هم بی قراری میکنه که امیدوارم زود خوب بشی عزیزم .

دختر گلم دیگه کاملا ماها رو میشناسی همچین برای باباییت بلند بلند میخندی از ته دل تازه دیروزم برای اولین بار دیدم که داری انگشتهای پاتو میخوری البته تا دوربینو آوردم عکس بگیرم دیگه نخوردی

دختر خوشگلم علاقه زیادی به بازی کردن پیدا کرده بعضی وقتها یک ساعتم توی تشک بازیت بازی میکنی ...

عزیزم هر روز خدا رو به خاطر دادن تو شکر میکنم و روز به روز بیشتر عاشقت میشم خیلی دوستت دارم فرشته کوچولوی مامان تازه یادم رفت بگم که فرشته کوچولوی من یک ماهه داره غذا میخوره البته فعلا فقط حریره بادومو فرنی اما از این ماه چیزهای دیگه هم میخوری

اولش که غذا دادم بهت خیلی خوب باقاشق میخوردی اما الان دوست داری با کاسه سر بکشی مامانی از الان داری ادای بزرگترها رو درمیاری آخه وقتی با لیوان چایی میخورم خیلی نگاه میکنی ههههه دخترم دیگه قاشقو گذاشته کنار   

 m1eeksq3y2qh4nxmq82o.jpg vj3am73tym0m7gg003er.jpg

ehv6q2rhsw8a5wqnj25.jpg

آوینای گلم 4 ماهه شد

دختر نازم خوشگل مامان الان ۴ ماهت تموم شده رفتی تو ۵ ماه داری تند تند بزرگ میشی خیلی ناز و بانمک شدی دیگه با اطرافت ارتباط برقرار میکنی آوینای خوشگلم کم کم میتونی چیزی بهت میدم با دستت بگیری آها داشت یادم میرفت بگم دختر گلم یکی دو هفته ای هست که غلط میزنه تازه وروجک به زور میخواد بشینه همش میگم کوچولوی مامانی هنوز زوده بشینی اما کو گوش شنوا

دختر خوشگلم خنده هات دیگه بلند بلند شده هر وقت میخندی انگار دنیا داره برام میخندهخودت میدونی عشق مامانی ها .

دیروز بری اولین بار دخترم پیراهن دخترونه پوشیده مثل عروسک شده

zmol6mrvtjpzz4qn5wyt.jpg w1ibu3ox9iqlyhbwxo0r.jpg tyt2rkb3wntkjfcv4h.jpg

دختر نازم 3 ماهه شد

szx3khrpcmgoj8nds3wo.jpg wtvfy3p27uifx4wlkznb.jpg xd02kxatdrqw4x8rkx.jpg

 دختر نازم ۲ روز پیش 3 ماهه شد مامانی 3 ماهگیت مبارک. آوینای نازنینم کم کم داره اطرافشو میشناسه و با اون ارتباط برقرار میکنه دخترم دیگه بلند بلندم میخنده همین خنده هاش منو کشته ،.

آوینای من باورم نمیشه به این سرعت داری بزرگ میشی با خودم فکر میکنم هر چی تو بزرگ میشی من هم پیرتر میشم که هم خوبه و هم بد اما زندگی همینه دیگه . الانم توی کریرت کنار صندلی من نشستی و داری منو نگاه میکنی و هر وقت برمیگردم باهات حرف میزنم به من میخندی فدات بشم الهی .

دختر خوشگلم امشب شب یلداست و این شب مهمترین شب زندگی مامان و باباته چون توی یک چنین شبی سال 1377 من و باباییت با هم آشنا شدیم و این شد که هر سال برامون شب یلدا پر از خاطره شد .

آوینای شیکمو

Image and video hosting by TinyPic  Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic

فرشته کوچولوم خیلی شکموه البته از اول همینطوری بود فکر میکنم دوبرابر بچه های هم سن خودش شیر میخوره اونقدر میخوره که وقتهایی که نمیخوره هم از دهنش شیر جاری میشه هههه به کی رفته نمیدونم البته باباییش معتقده به داییش رفته چون اونم شیکموهه ....

دیروز داشتم ازش عکس میگرفتم یه عروسک گاو داره آوردم بزارم کنارش باهاش عکس بگیرم خانم خانمها فکر کرد میخوام بهش می می بدم سریع دهنشو باز کرد اما البته بلافاصله خودش فرقشو فهمید و دیگه نخوردش بیچاره من ...

دختر خوشگل مامان قبلا شیرمو با ششه میدادم میخورد اما الان دیگه حاضر نیست شیه بخوره سر شیشه رو مثل آدامس میجوه خیلی کارم سخت شده چون هیچ جا نمیتونم برم فعلا فول تایم در خدمتشم

اولین خرید با آوینا خانوم

x1059s95hyghfbqeln.jpg bm1pi6ue93ufilw29het.jpg

سلام دوباره زرنگ شدم تند تند میام هههههه نه آوینا خانوم لطف کردن خوابیدن

دیروز برای اولین بار با شوشو و آوینا همگی رفتیم خرید فرشته کوچولومون هم با کالسکه بردیم که خوشبختانه با اون همه شلوغی مرکز خرید پروما آوینا خانوم تا برگشت خوابید البته تا حالا خیلی رفته بودیم بیرون اما همیشه یکی میموند تو ماشین نگهش میداشت خلاصه دیروز دختر نازم یه کم مردم و تماشا کرد البته بهتره بگم از دیدن دور و برش بیشتر تعجب کرده بود و بعد هم خوابید تا خریدمون تموم شد .

پروما که بودیم خیلیها موقع رد شدن ازکنارم به فرشته کوچولوم اظهار لطف میکردن ههههه شایدم ب خاطر این بود ک خوابیده بود ازش وقتی اومدیم بیرون عکس گرفتم تا بزارم اینجا....

اولین عکسهای آوینا

آوینای خوشگلم اول از چند تا از عکسهایی که تو بیمارستام در اولین ساعتهی زندگیت داری شروع میکنم تا کم کم بعدیها رو هم میزارم

9bmpw0go1m2s8mnp9t4w.jpg پاهای فرشته کوچولوم تو بیمارستان (اثر پا گرفتن ازش به جای اثر انگشت) lf3ytn46n1v3mo5b8c.jpg g4s7mfmhczzg53r21que.jpg

سلام دوباره با تاخر فراوان به وبلاگ دختر نازم آوینا

کوچولوی خوشگل من الان خوابیده و من بعد از گذشت بیشتر از 2 ماه اومدم وبشو آپدیت کنم

آوینای نازنینم ساعت 9 و 5 دقیقه روز 28 شهریور 1388 در بیمارستان رضوی مشهد با وزن حدود 3 کیلو و قد 49 بدنیا اومد و زندگی من و باباشو زیبا کرد.

فرشته کوچولوی من بعد از دنیا اومدن زردی گرفتو مجبور شدیم یک شب تو بیمارستان بخوابونیمش اما بعد خوب خوب شد خوشگل نازم با اینکه ماههای اول زندگت برای مامانیت یه کم سخته اما هر دفعه میبینمت وقتی که مثل فرشته ها خوابیدی یا لبخند میزنی کل خستگیم از تنم بیرون میاد.

کوچولوی خوشگلم بیشتر شبانه روزو در حال شیر خوردنی اما با تو بودن برای من همیشه زیباست ، آوینای نازنینم تا حالا که خوب رشد کرده ماه اول وزنش 4100 شده بود و ماه دوم 5150 که من و بابایی از این که داری بزرگ میشی خوشحالیم .

آوینای خوشگلم هنوز معلوم نیست کاملا شبیهه کی هستی اما چشم و ابروهات که شبیهه باباییته (میبینم زحمتتو من کشیدم شبیهه بابات شدی شیطون بلای من) شوخی کردم همین که سالم و سرحال هستی بهترین چیز برای ماست تو از وجودمی یا بهتر بگم تکه ای از وجود منی که هر شکلی باشی بازم عاشقتم .

خدایا بازم ممنون که این همه نعمتو به من دادی....

روز آخر با هم یکی بودن

سلام آوینای خوشگلم باورم نمیشه کمتر از یک روز به دیدنت مونده فرداقراره بریم بیمارستان تا به سلامتی بدنیا بیای و دیگه با هم یکی نباشیم میشیم دونفر نمیدونی چه استرس نگرانی خوشحالی و همه حسها رو باهم دارم . از خدا میخوام همینطوری که تا الان لطفش رو از ما دریغ نکرده و همیشه با ما بوده بعد از این هم باشه . دخترم میدونی داری خیلی زودتر از زمانی که باید بدنیا میای اما سونوگرافی که رفتم گفته به اندازه کافی بزرگ شدی که انشالله همینطوری باشی عسل مامان تو هم دعا کن هر دومون به سلامتی برگردیم خونه تو پست بعدیم حتما عکستو میزارم یا به بابایی میگم با عکستو بزاره .

سلام دختر نازم

بالاخره ۳۲ هفته هم تموم شد خیلی خوشحالم دخترم دیگه داره بزرگ میشه تازه اسمم داره

با اینکه اسمت خیلی وقت بود معلوم بود اما به هیچکی دوروبرمون نگفته بودیم تا اینکه هفته قبل چسبوندیمش روی در اتاقتو اسمتو هرکی اومد خونمون دید از این به بعد شد آوینا خانوم گل معنیشم اینه:

(آوين+ ا (پسوند نسبت))، منسوب به آوين، -> آوين

۱- (آو= آب + ين (پسوند نسبت))، به رنگ آب، مانند آب، زلال، پاك؛ 2- (در كردي) عشق

دیدی دخترم معنی اسمتم خوشگله امیدوارم خودتم وقتی بزرگ بشی این اسمو دوست داشته باشی همیش توی انتخاب اسم نگران این بودم که وقتی بزرگ شدی چه احساسی نسبت به اسمت پیدا میکنی اصلا تونستیم برات اسم شایسته و مناسبی انتخاب کنیم یا نه اما بدون که من و بابایی خیلی روش فکر کردیم تا به نتیجه رسیدیم .

آوینای خوشگلم ۶ هفته بیشتر نمونده بیای پیشمون خیلی خوشحالم اونقدر روزها رو شمردم که فکر نمیکردم به این زودیها از ۳۰ هفته رد شیم اما الان ۳۲ هفته هم تموم شد هورااااااااااااااااا.

 

هفته ۲۷ من و دختر نازم

دخترم امروز وارد هفته ۲۷ شديم هورااااااا خيلي خوشحالم  اميدوارم تا آخرش همينطوري طي بشه طبق معمول هر روز يك بار روزها رو ميشمرم تا شايد كمتر بشه البته بي تاثيرم نيست و كم ميشه خدايا همونطوري كه تا الان دخترمو سالم نگه داشتي براي من حفظش كن

دختر خوشگلم تقريبا بيشتر وسايلتم خريديم و منتظرم تخت و كمدتو بيارن تا عكس بگيرم بزارم اينجا كه بزرگ شدي ببيني اتاقت چه شكلي بوده

الان توي ني ني سايت خوندم توي اين هفته ميتوني چشمهاتو باز و بسته كني حتي ميخوابي و بيدار ميشي اين خيلي باحاله دخمل منم داره خانوم ميشه

سلام دختر گلم

دخترم روزهاي سختي رو با هم داريم طي ميكنيم اما بيشتر نگراني من براي تو عزيزم همش فكر ميكنم يه وقت ناراحت نباشي... هر دردي كه دارم فقط ناراحت اينم كه يه وقت تو مشكلي نداشته باشي ،دخترم ۳ ماه مونده رو هم همونطوري كه تا الان بودي خوب و سالم بمون تا بياي پيشمون

نازنينم اما همراه سختيهاي با تو بودن دارم بهترين روزهاي زندگيم رو هم با تو سپري ميكنم تو زيباترين حسي هستي كه تا به حال داشته ام اما چه حيف كه اين احساس  زيبا توام شده با جو بد اجتماع ما !!! از خدا ميخوام زودزود همه چي درست بشه چون نميخوام تو عزيزم توي اين شرايط چشمهاي قشنگتو توي اين دنيا باز كني