دوستیـــ مثه یه رویاستــــ ــــ:)!
چیــ ـــ بگمـ از اینـ ـ ـ زمونه!!!!
بروبـــــــــ ــــچ چطورید! دوســــــ ندارم مث این بچه لوسا قانونـــــــ بزارم که اومدید اینجا دستـــــــ تو دماغــــــــ نکنید و این حرفا! *ورود برای عمومـــــــــ ازاده! *پسرا حد خودتونــــــــــ رو بدونید! *همه رو میلینکمـــــــــــــ! *نظر خصوصی رو عمومی میکنمـــــــــــ! سخت است...درک کردن دختری ک غم هایش را خودش میداند و دلشــ...!که همه تنها لبخندشــ را میبینند...! که حـ ــسرت شاد بودنشـــ ــــ را میخورند...!بخاطر خنده هایشـــ ــــ ــ!!هیچکس جز همان دخترنمیداند چقدر تنهاست...!که چقدر میترسد از باختن....از اعتماد بی حاصلش... رسم این وبلاگ این بود که عنوان اهنگی باشه که قفلیه قفلی اینه این روزا هر سال دلم تنگ میشه میام اینجا و خوشم میاد از اینکار خب از خودم بگم یه انفجار نور تو زندگیم رخ داده و من تو یه چاااالش خیلی بزرگ دارم امیدوارم از پسش بربیام روزای 301 ای دارم و طولانی طولانی خوابگاهم ترم 6 ام و نصف 6 سال رو تا حالا رفتم دانشکده خوش میگذره بد نیست آدمای زندگیم؟ جدید زیاد هست و موندگاریشون نمیتونم بهتون اطمینان بدم الان رفتم به ادمین وبلاگ هر چی باحاله پیام دادم یکی از وبلاگ هایی بود که خیلی باهاش میخندیدم وای خدایا انگار 100 سال گذشته ددغه های اون موقعم چی بودن و حالا چی همیشه یه جنگ درونی در منه و ظاهرم صلح قرارداد گلستان چای( چه ربطی داشت نمیدونم ) و حتی اون موقع هم بود بعدا هم هست باید برم تو سایت کتاب بذارم و ظرف بشورم بگین شما کجایین و شغلتون چیه و رویاتون چیه و درگیری ذهنیتون چیه به امید پست دوباره تو یه پیجی نوشته بود چه آهنگی شما رو به خلسه میبره منم اینو انتخاب کردم. شما چی؟ سلام و صد سلام 1400 مبارک وجودتون آفاق ترم 4 ای شد. پسرررر دیگه ترمک نیستم. و یهو چشم باز کردم دیدم اوا ترم 4 اون روزی که اولین بار نوشین و رفقا رو دیدم تو خوابگاه اونا تازه #علومپایه داده بودن ومن یه ترمک تازه وارد بودم. نوشین میگه تو برگردی ما داریم میریم:( چقدر غم انگیز این دنیا نمیدونم من شاید زیادی تو عمق ماجرا رفتم و یه حس عجیب پیر شدن خاصی بهم میده. درگیری این روزا اینه که من کجای کارم. چقدر از مسیر رو درست اومدم. چقدر تجربه بیشتری دارم. زدم تو کار انجمن ها و پژوهش و این حرفا ولی ولی نمیدونم کار درستیه یا نه. کار درست یعنی کاریه که من دوسش دارم؟ منو خوشحال میکنه؟ حقیقتش یه خورده به خاطر اینکه فلانی و بمانی تو این کارا هستن منم اومدم تو این فیلد. یخورده البته دیگه اینکه علوم پایه هم دارم شهریور. آناتومی و فیزیولوژی رو خوب بخوونم و بعد بزنم تو کار بافت و جنین و ... آفاق الان از آفاق اردیبهشت 99 خیلی بهتره و حالش خوب تره ولی بازم دوست دارم خیلی بیشتر اوج بگیرم. دندانپزشکی اون راه آسونه نیست و باید خووند و باید تلاش کرد تا دکتر خوبی شد. خیلی حرفا هست که بزنم و بذارم دفعه بعد شاید دفعه بعد باز کی به سرم بزنه بیام خدا داند. اگه دارید این پست رو میخوونید کامنت گذاشتن شما منو خیلی خیلی خوشحال میکنه بنویس هرچی دغدغه این روزاته و یا حتی هیچی نگو از حال دلت فعلا:)) سلام البته که سلام جانانه به وبلاگ عزیزم الان بعد مدت ها باز اومدم اینجا میگم مدت ها یعنی 20 سالم شده دیگه اون دختر 15 16 ساله نیستم که در به در دنبال قالب وبلاگ باشم و ذوق کنم با اهنگی که براش پیدا کردم خیلی چیزها از اون موقع تا حالا فرق کرده خیلی ادمای جالبی رو ملاقات کردم کردم و همینطور خیلی ادمای جالب و غیر جالب رو از زندگیم حذف کردم دارم زندگی رو یاد میگیرم و بعضی وقتها بد غر میزنم این نوشته بمونه اینجا یادگاری که میدونم باز برمیگردم ولی نمیدونم این دفعه عدد شناسنامه چی میگه آفاق عزیز دلم مرسی ازت به یاد زهرای عزیزم که این وبلاگ منو به یادش میندازه هرجا هست دلش خندون باشه بوس به کله همتونن سلااام +من نوزده سالم شد + پشت کنکوری شدم +اولاش راحت نبود برام ، حتی پذیرفتنش ولی شروعش کردم یکم که گذشت.. با یه سری آشنا شدم یکی یکی وارد دنیای من میشدن کسایی که هیچ وقت حتی تصور نمیکردم باهاشون سلام علیک کنم، ولی یه روزایی دلم براشون تنگ میشد حتی هیجان زندگیم شده بود اومدن کسایی که هر آن ممکنه مسیر زندگیم رو عوض کنن تا جایی که گفتم ، همینههه حکمت دوباره موندن... یه سری تغییرات در من و من با آغوش باز این تغییرات رو قبول کردم و اجرا کردم نمیگم کامل کامل اونی که باید میشد شدم ، نه ، هنوز کار دارم +منتظر نتایجم من مشتاقم که تهران برم بازم هرچی اون بالایی بخواد همین و بس امضا:من 😉 +متن عنوانو درست نوشتم ؟ عـــ ــایا؟ +چه خبرا؟ +و من به مرحله پیش دانشگاهی پا گذاشتم +وای خدا چقدر زود گذشت +همه چی خوبه +ولی زمان خیلی چیزا رو عوض میکنه قبول دارید؟ دیگه همینا نطق دیگه ای ندارم جون شما فعلا +خوش میگذره؟ +یادش به خیر پست میذاشتم که داریم برا دبیرستان میخونیم و الان من سوم دبیرستانم +چقد زود دیر شد؟ وای خدایا پی گفتممممم +دیگههههه ؟؟ +اهان من بزرگتر و خانوم تر شدم +از لحاظ شیطنتو این حرفا +یکی دوستا قدیمیم میگف +دیگه اهان یه سوال چرا نودوهشتیا نیس؟ +فیلم عشق اجاره ای هم خیلی باحاله نع؟ +رمان خوندنم کمتر شده +سعی دارم درسخوون تر شم +ینی میشه یه روزی که بیام بنویسم من و دندون پزشکی ؟؟؟؟ +وای خدایا +باورتون میشه بهش که فک میکنم که اگه قبول نشم گریم میگیره +دیوونم دیگه +خیلی حرف زدم؟ +همین دیگهه +تا دیدار بعدی خدا یار و نگهدارتونننننن +(چه مودبم من) وگرنه حرف رو که همه میزنن....!!! +به بعضیا باس گف جرو بحـث کردن باهات مـثه این میمونه که بخوام رو چرتکه ویندوز 8 نصب کنم +تواين فيلما چرا وقتي لباس ميخرن زياد شادي نميکنن ؟!!؟ +ديشب خواب ديدم شوهرم رفت زيرتريلي هجده چرخ و + خسرو شکیبایی می گفت: +ديشب موقع خواب به خدا گفتم: +زمستان سردي بود.کلاغ غذايي براي سير کردن بچه هايش نداشت.پس ذره ذره گوشت تنش را کند و به آنها خوراند تا زمستان تمام شد. کلاغ مرد ولي بچه هايش نجات يافتند و گفتند: خوب شد که مُرد. خسته شديم از اين غذاي تکراري... + بزرگترين دروغ دوران تحصيلي تو درس عربي بود که نوشته بود… . +در بدن انسان 7میلیون عصب وجود دادرد.. وبعضیها توانایی این را دارند که روی تک تک این عصب ها راه بروند +سلام به همه دوستای گلممممم +خوبیدددددد خوشیدددد؟ +روزگار چه طوره؟ به کامه ؟سلام منو بهش برسونیددد +منم رفتم دبیرستان +هعی بد نیس +خوش بگی نگی میگذره +راستی فوتبالو تسلیت میگم +دیدید چه طور الکی الکیییییی +چند وخت بود نیومده بودم پست بذارم +اره دیگه بدبختی نت نداشت +خعیلی بده +عنوان پستمم یه اهنگش که بقیه اش یادم نیامد +ولی این جاش خوب یادمه جووون مادرت برقصصص +خخخخخخ +اسن همینشم ادم قرش میاد +میخواستم اینو بدارم وای چقد مستم منننننننننن +من خعیلی ساسی مانکنو دوس داشت +از شیکم مامانم اومدم بیرون....... +چرا ایش می کنین؟ +خخخخ +دیگه من برم؟ +کاری ؟؟ خوداااااافسسسسسسسسسسسس:))))) +اینم از یه چالش +چالشه کتاببببــــــــــــــب +;)))))))))))) +اینم از کتابایی که من معرفی میکنم +راستی میشه نتی باشه؟ در همسایگی گودزیلا(نتی) +و امانت عشق ketab ro ke doosesh darin moarefi konin
والا ديروز من بعد دوسال يه زيرشلواري خريدم
بابام هرنيم ساعت يه بار نگام ميکنه داد ميزنه :
نون و پنيرو خارَک
تمبون نوت مبارک
نون و پنيرو شلغم
تمبون نوت تو حلقم
خانواده هم دست ميزنن
منم ميرم وسط بندري ميرقصم
گوشت چرخ کرده شد
يعني با داد ازخواب پريدما
نيم ساعت فقط ميلرزيدم گوشيمو ورداشتم
بهش زنگ زدم ديدم شارژم صفرشده
هي خودمو به دروديوار ميکوبيدم
بعديهو يادم اومد که من اصلا ازدواج نکردم
بعد که آروم شدم يادم اومد من پسرم
خدا بگم چيکار کنه اين دخترايي رو که
يکسره پست شکست عشقي مي زارن!
تقصير اوناست ديگه!
همش فکر مي کنم يه پسره ولم کرده!
بعضی وقت ها یکی طوری می سوزونتت
که هزار نفر نمیتونن خاموشت کنن،
بعضی وقت ها یکی طوری خاموشت میکنه
که هزار نفر نمیتونن روشنت کنن.
زمانه ایست که خیلی چیزها آنطوری که بود یا باید باشد نیست.
بگير از من هر آنچه تو را از من ميگيرد..
.
.
.
ناگهان ندا آمد:
گوشيتو بده..
.
منم سريع رفتم زير پتو خروپف کردم…
.
.
دوباره ندا آمد:
ديگه زر نزنيا…!!!
.
.
.
.
گفتم: چشم.
اين است حقيقت روزگار
.
.
جمع مذکر سالم
…..
اصن مگه داريم همچين جمعي؟!!!!
++++++ ++++++ +++++
+خو اینم از کتاب ها :مجنون تر از فرهاد
![]()