کتاب کشکالو.  کشکالو یعنی چه؟

کتاب کشکالو

 

 

با قسمت هایی از کتاب کشکالو آشنا شوید:👇

 

اواسط شهریور فصل پسته چینی بود. صبح زود کارگرای "شاه جهان آباد" سوار تراکتور می شدند و میرفتند به باغ پسته. مباشرها یک پیرمرد و یک جوان را کنار هم می گذاشتند که جوانترها بتوانند جاوندها را پشت کنند و به تراکتورِ "سید حسین" برسانند. بچه ها و زنها هم پسته های زیر درخت ها را جمع می کردند.

🌹

کشکالو یعنی جمع کردن پسته های ته باغی

و

«کَشکالویی ها کسانی بودند که بعد از چیده شدن باغ و خالی شدن باغ از کارگر، وارد باغ می شدند و پسته هایی که جا مانده بود برای خودشان جمع می کردند و بعد از پاک کردن و تمیز کردن برای فروش به شهر رفسنجان می بردند. این پسته ها بخشش ارباب بود و سهم مردم کم بضاعت.»

🌹

سمت راستمون می شه خیابون فردوس، بازار رفسنجون، خیابان خواجو و جاده نوق. ... روبرومون میشه فلکه مُرغو.»

اکبر شوفر "مُرغو" را کمی با خنده گفت. به آینه نگاهی انداخت که ببیند خانم سپاهیِ دانش که عقب نشسته است می خندد یا نه.

خانم، نسبتاً عاقل بود لبخندی زد و گفت: «چرا مرغو؟»

و "اکبر" که خوشحال بود خانم را به حرف درآورده است گفت: «برا این که یه مجسمه قو وسط میدونه، مردمم بشش می گن مُرغو؛ حالا می ریم و می بینیم

🌹

خانم سپاهیِ دانش، نشست روی زمین و دستش را دراز کرد که با پسر بچه دست بدهد، اما پسر بچه خجالت کشید و دستش را جلو نیاورد.

خانم سپاهی دانش لبخندی زد و گفت: «اشکال نداره پسرم» و دستی به سرش کشید، او را بوسید و گفت: «پسرِ گلم اسمت چیه؟»

پسر بچه که تا آن لحظه هیچ کس به او نگفته بود پسرم، از خانم معلم جدید خوشش آمد و آرام و زیر لب اسمش را گفت.

خانم کلاهش را از سر برداشت و موهای بلندش را دور گردنش ریخت و گفت: «چی؟» این بار پسر بچه بلندتر گفت: «سعید.»

🌹

جوی آبی از وسط "شاه جهان آباد" می گذشت و درختان بزرگ و تنومندی که اهالی به آن پَتک میگفتند لب جوی کاشته شده بودند و آب از وسط روستا می گذشت و به باغات پسته "هرندی" میرسید. زن ها همیشه لب این جویِ آب می نشستند و ظرف و لباس می شستند.

🌹

پسته کله قوچی همان پسته حاج شریفی بود. حاج شریفی پسته کله قوچی را به وجود آورده بود و آن را گسترش داده بود. او کشاورز خوبی بود و همه مردم رفسنجان که با پسته سر و کار داشتند او را می-شناختند. . او نذری داشت و شب های بیست و یکم ماه رمضان به همه اهالی "شاه جهان آباد" در این خانه افطاری می داد. درب خانه حاج شریفی همیشه باز بود و هر کس که به وقت ظهر یا شب به ایشان سر می زد( چه رعیت و چه غیر رعیت) حتماً باید میهمان سفره او میشد.

🌹

یکی از بهترین تفریحات بچه های روستا غُوتُو خوردن بود. غوتو خوردن یعنی آب تنی کردن.

معمولاً بچه ها گروهی می آمدند و به محض رسیدن به نزدیک حوض، لباس خود را درمی آوردند،گوشه ای پرت می کردند و می پریدند در آب.

🌹

بچه ها ساکت شدند، و همگی  واردکلاس شدند، خانم معلم هم آمد. مبصر برپا و برجا گفت. خانم معلم مثل همیشه  اول تکلیفها را نگاه کرد و بعد درس داد.

یکی یکی بچه ها را صدا زد و مشق هایشان را نگاه کرد «حسنخانی یه کمی خوش خط تر بنویس، قاسمی چرا این کلمه را اشتباه نوشتی، پنج بار از روی این کلمه بنویس. پور رمضانی روی خط بنویس چرا این قدر کج نوشتی؟، رضایی مداد قرمزت رو سر کن خیلی درشت نوشتی.»

خانم معلم تکلیف های سعید را نگاه کرد، با تعجب گفت: «سعید اینا چیه نوشتی؟»

🌹

"عباسِ قصاب" چوب خط هایی دارد که هرکس گوشت می خرد روی آن علامت می زند و آخر بُرج  که مردم حقوق می گیرند پولش را پرداخت می کنند و چوب خط را میشکنند یا پاک می کنند.

🌹

یکی از بچه ها گفت: «خانم معلم بدو برو تو آسیاب غلومعباس»، و خانم معلم هم دوید سمت آسیاب و در را بست.

آقای مدیر نزدیک شد و با دیدن دانش آموزان گفت: «بچه ها اینجا چکار میکنید؟»

یکی از بچه ها گفت: «آقا اومده بودیم تو آسیاب، آسیابم درش بسته اس، الانم داریم بر می گردیم.»

آقای مدیر پرسید: «خانم معلمتون کجاست؟»

یکی از بچه ها به سرعت جواب داد: «حتماً تو آسیابه؟»

🌹

وقتی که ماشین "خانم سنجر" که تویوتای قهوه ای رنگه از وسط ده عبور میکنه زنها یکی یکی چادرشان را سر میکنند و برای ویزیت شدن به طرف بهداری می آیند.

🌹

ننجان زن خوش سلیقه ای بود. سالن را دو رنگ زده بود، پایین دیوار رنگ تیره و بالای دیوار رنگ روشن.

سالن دو تا طاقچه مقابل هم داشت یکی این ور، یکی آن ور. در هر طاقچه یک پارچه سفید رنگ با نقاشی های خوشگل بود که ننجان خودش آنها را دوخته بود.

سماورش گوشه سالن بود و چاییش در حال دم کشیدن.

🌹

چوپان ها ناهارشون رو توی سارق  می پیچند و با خودشون می برند. نزدیک های غروب هم از صحرا برمی گردند. آن ها از پایین ده که می آیند از خیابونی که خونه اربابی است رد  می شوند، وسط آن جوی آبی است و اطرافش درختهای شُنگ کاشته اند.

🌹

یکی از بچه ها دوید داخل حیاط مدرسه و گفت: «یه زنبور زارویی رفته تو دفتر و کُفت آقای معلم رو کنده.»

🌹

تعدادی از پتار کن ها از "تاج آباد" برای پتارکنی به "شاه جهان آباد" می آمدند، تاج آبادی ها پتارکن های خوبی بودند و در این کار نظیر نداشتند.

گروهی از کارگران پتار می کردند، تعدادی از آن ها علف و آدور می زدند، بعضی ها زمین می کندند، "حسن" و "غلامعباس" بیل روی شونه هایشان بود و به سمت آبداری میرفتند.

🌹

"از خط درکنو" یکی دیگر از بازی های بچه های روستا و مخصوص پسران بود. در این بازی دایره ای می کشیدند و هر کس هر چه داشت داخل دایره می گذاشت، به نوبت با سنگ می زدند و هر کس وسیله شخص دیگری را از دایره بیرون می آورد آن را برای خودش بر می داشت. وسایل معمولاً چیزهای گرانبهایی نبودند، یا قرقره بود یا سر نوشابه بود و با ارزش ترین آن ها سکه بود که خیلی بازی را جدی میکرد.

 

🌹

«روز آخر ماه که می¬شد همه کارگران "هرندی" باید در ضبط پسته جمع می شدند و "آقای صفاری" که حسابدار و دفتر دار "هرندی" بود،  می آمد و روی سکو می نشست ودسته¬های پول را جلویش میگذاشت و اسمها را میخواند و حقوق یکی یکی را میداد.

🌹

جوون ترها بالای درخت می رفتند پاهای خود را محکم روی شاخه های درختان توت میکوبیدند و به اصطلاح توت می تکوندن. توتها می ریختند روی خاک و بچه ها جمع می کردند و توی جوی آب می شستند و می خوردند.

کنار این باغ هم " اسدالله" باغی داشت که داخل آن درخت سیبی کاشته بود. بچه ها به آن میگفتند سیب ترشو، چون سیبهایش خیلی ترش بود.

🌹

- من شبهای قدر به مسجد میروم و برای شما خیلی دعا میکنم.

- خانم معلم خیلی از پیرمردهای روستای ما به رحمت خدا رفتند.

- روستای ما خیلی بزرگ¬تر شده، تقریباً به شهر وصل شده است.»

 

🌹

" روزِ خوبِ کشکالو"

یک به یک، توی ده، بچه ها

پا برهنه می رفتند،

از ته باغ تا کوچه ها

 

پشت و روی حلب های کهنه

دستها میزدند و میخواندند

 

توی کوچه ها صدا پیچید

های

ارباب پسته ها را چید

 

کاش یکدم نصیب من می شد

لذتی که توی کشکالوست

 

🌹توجه🌹

کتاب کشکالو را از نشانی های زیر دریافت کنید👇

👈کرمان:

1- بعد از چهار راه کاظمی کتابفروشی فرهنگ

 2- بلوار پرستار " ماهان کتاب"

👈رفسنجان:

1- کتابفروشی خورشید شب

2- فروشگاه مداد رنگی در خیابان امام

کانال تلگرامی " شاه جهان، رفسنجان "

کانال تلگرامی " شاه جهان، رفسنجان "

t.me/shahejahan_rafsanjan

برای ورود اینجا کلیک کنید

🌺🌺🌺

آنچه نباید در ایمیل ها و نامه ها و نوشته های تان بگویید

به گزارش شریان نیوز،برای هر دانشجو، تاجر و فعال در کسب و کار، ایمیل بخشی از دنیای حرفه ای زندگی اوست. چرا؟ تخمین زده می شود که 205 میلیارد ایمیل کاربردی هر روز ارسال می شود. این عدد جدا از ایمیل های اسپم، گیج کننده، تبلیغاتی، تکراری و نامرتبط است؛ پس راهی باقی نمی ماند که بخواهیم بخشی از دنیای امروزی باقی بمانیم اما با ایمیل سروکار نداشته باشیم. توصیه های بسیاری درباره نحوه نوشتن ایمیل ها وجود دارد که می تواند حرفه ای شدن شما را در ارسال ایمیل تضمین کند.

شناختن مخاطب، چک کردن محتوای ایمیل قبل از ارسال، ایجاد امضای شخصی و زمان بندی درست از مواردی است که ایمیل ارسالی شما را کاربردی تر و دقیق تر می کند اما مطلبی که شاید کمتر به آن توجه شده باشد این است که چه چیزهایی نباید در یک ایمیل گفته شود؛ این مسئله ای است که می تواند حتی مهم تر از محتوای ایمیلی باشد که می خواهید برای فرد مقابل یا شرکت مورد نظر ارسال کنید. این 20 جمله را در خاطر داشته باشید و هیچ گاه از آنها استفاده نکنید.

 

 

1. من به شما ایمیل می زنم که... این چند کلمه هیچ کاری نمی کنند جز اینکه شما را از مقصد نهایی تان دور کنند.

2. این اهمیت ندارد چرا ارزش ایمیل خود را پایین می آورید؟ اگر اهمیتی وجود ندارد چرا وقت می گذارید و ایمیل می زنید.

3. شما احتمالا سرتان شلوغ است به نظر جمله مودبانه ای است اما اطمینان نداشتن شما را می رساند. شما به کار طرف مقابل تنها در صورتی اهمیتی واقعی می دهید که تقاضای مهمی از او داشته باشید.

4. اگر به گذشته بازگردیم ایمیل های جدید هیچ گونه راه بازگشتی به گذشته ندارند. اگر در دنباله ایمیل های گذشته، ایمیل زده اید دیگر به اشاره به گذشته نیازی نیست.

5. خلاصه می گویم که... با همین جمله اصل خلاصه گویی را زیر پا گذاشته اید.

6. این طولانی است، اما... تا جایی که می توانید اطلاعات خود را خلاصه کنید و حتی اگر اطلاعات حجم زیادی دارند هرگز به آنها اشاره نکنید.

7. شما من را نمی شناسید خودتان را معرفی کنید و ادامه دهید؛ زیرا هر دو طرف بهتر می دانید که یکدیگر را نمی شناسید.

8. ما باید در ارتباط باشیم شما با محتوای مهم ایمیل خود باید دلیلی برای ارتباط به طرف مقابل بدهید. لازم نیست در این میان خواهشی انجام شود.

9. می توانید جواب دهید طرف مقابل باید تصمیم بگیرد که آیا می خواهد یا باید جواب دهد یا نه. اینجا هم لازم نیست خواهشی انجام شود.

10. و یک چیز دیگر به جای اینکه چنین چیز بیهوده ای را در انتهای ایمیل خود اضافه کنید، اطلاعات جدید را با اطلاعات قبلی ترکیب کنید.

11. من طرفدار سرسخت شما هستم همه دوست دارند که دوست داشته شوند اما اثری که این جمله بر یک ایمیل باقی می گذارد، نقطه سیاهی است که فرد مقابل را بیزار می کند.

12. این ایمیل را به فلانی بفرست این نقطه مقابل ایمیل قبلی است اما همان اثر ایمیل قبلی را دارد، بیزاری کامل.

13. مخاطب این ایمیل احتمالا شما نیستید شخص مقابل خود را بشناسید. ایمیل شما نباید تیری در تاریکی باشد.

14. می توانم از شما سوالی بپرسم؟ وقتی بلافاصله بعد از این سوال، سوال مورد نظر خود را می پرسید، چرا این جمله را اضافه می کنید؟

15. خلاصه می گویم که... لینک های آینده خود را خرج ایمیلی نکنید که از آن مطمئن نیستید.

16. بین من و شما بماند چرا از کسی که با او به صورت ایمیلی ارتباط برقرار می کنید، تقاضای رازداری دارید؟

17. من حرفه ای نیستم اگر حرفه ای نیستید، چرا من باید به شما گوش دهم؟ این نظر شما نیست، بلکه تصمیم دیگران است که باید شما را قضاوت کنند؛ خود را دست پایین نگیرید.

18. منطقی است؟ این سوال مهم و خوبی است اما سوال شما نیست بلکه سوال طرف مقابل است. طرف مقابل را تخریب نکنید. خود را دست بالا نگیرید.

19. از غلط املایی پرهیز کنید غلط های املایی طبیعی و بخشودنی هستند اما در ایمیل های مهم حتما از ادیتور استفاده کنید و غلط املایی را جدی بگیرید.

20. ایمیل من را درست نخواندید هیچ کس خواندن چیزی توهین آمیز را دوست ندارد. به جای این جمله اطلاعات را با راهی دیگر و زبانی ساده تر دوباره توضیح دهید

 

این نشانه های عجیب می گوید شما یک نابغه هستید

به گزارش روز پلاس، گروهی از محققان در جدیدترین پژوهش های خود دریافتند تنها یک شماره برای اندازه گیری ضریب هوشی افراد مقیاس درستی نیست و هر فردی باید از چندین جنبه برای میزان هوش و استعداد مورد بررسی قرار گیرد.
 
کارشناسان در این دسته بندی مواردی مانند هوش هیجانی، زبان بدن، استعداد موسیقی، هوش ریاضی و منطق، دانش روانشناختی، قدرت استدلال مسائل و خصوصیات درونی افراد را مورد مطالعه قرار داده اند.
 
در این پژوهش که در نشریه آنلاین journal Nature Neuroscien منتشر شده، تیم تحقیقاتی دکتر گاردنر به تحقیق درباره ابعاد هوش انسان ها پرداخته و دریافتند دسته بندی های مختلفی برای هوش انسان وجود دارد و هر شخصی می تواند در یک دسته بندی فردی نابغه محسوب شود.
 
بسیاری از معلمان و پژوهشگران علوم استعدادیابی اعتقاد دارند هر کودک مطالب درسی را به شیوه ای متفاوت از کودک دیگر می آموزد و هرکدام دارای سطح هوشی متفاوتی هستند و در یک زمینه خاص هوش و استعداد دارند.
 
کارشناسان اعتقاد دارند افرادی به عنوان نابغه و تیزهوش در دنیای امروز شناخته می شوند که خیلی زود و از سنین کودکی استعداد خود را در زمینه ای خاص شناسایی و بر روی آن تمرکز کرده اند.
 
از این شاخه به آن شاخه پریدن نتیجه ای جز اتلاف وقت و پنهان ماندن اصلی ترین زمینه استعدادی در افراد ندارد.
 
کارشناسان همچنین در یک پژوهش دریافتند به طور معمول افرادی که زیاد مرتب و منظم نیستند، به خوراکی های فاقد ارزش تغذیه ای چون پیتزا و همبرگر علاقه مند هستند، در رسیدگی به ظاهر خود بی توجه هستند، در دانشگاه نمرات متوسط اما خوب می گیرند و در صحبت کردن تکیه کلام های خاص خود را دارند جزو افراد بسیار باهوش و نابغه دسته بندی می شوند.
 
باشگاه خبرنگاران

۷ راهکار برای سرحال بودن در طول روز

سپری کرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن ساعتی د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر طبیعت
برای آرامش گرفتن از طبیعت، حتی یک پارک عمومی هم جای بد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی نیست. اگر این امکان برای شما وجود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، یک پیاد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه روی ساد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر محله خود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تان هم می‌تواند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ مفید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ باشد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. البته سعی کنید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ به مکان‌هایی بروید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ که کمی جد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر هستند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. آنچه شما به آن نیاز د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌: هوای تازه، طراوت و نگاهی تازه به محیط پیرامون‌تان است؛ د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر مکان‌هایی که عاد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ت ند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ بروید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، توقف کنید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و به آنچه د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر اطراف‌تان می‌گذرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ نگاه کنید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. بی‌هیچ عجله‌ای، نفس عمیق بکشید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، بوها را استشمام کنید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و زند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گی را که د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر همه‌جا به فور جریان د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ حس کنید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.
 
آیا متوجه هستید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ که تا چه حد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نیای پیرامون‌تان شگفت‌انگیز و فوق‌العاد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه است؟عبور ابرها را د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر آسمان نگاه کنید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌! یکی از کارهایی که د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر این هنگام می‌تواند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ بسیار شما را آرام کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ تماشای ابرهای د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رحال حرکت است. این ابرها سال‌ها قبل از ما بود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه‌اند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و سال‌ها بعد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ از ما هم خواهند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ بود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌؛ اند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یشد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن به این مساله باعث کاسته شد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن از اهمیت مسائلی می‌شود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ که آرامش ما را مختل کرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه‌اند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.
 
استراحت کرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن
بد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن انسان ماشین است و وقتی بیش از حد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ تحت فشار قرار می‌گیرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، خسته می‌شود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌؛ هنگامی‌که که بد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن خسته می‌شود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، خستگی خود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ را د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر سطح انرژی جسمی و روحی ما منعکس می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. اگر احساس خستگی می‌کنید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، زمانی را به استراحت کرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر خانه یا هرجایی که احساس خوبی د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر آن د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، اختصاص د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. تلویزیون را خاموش کنید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، لپ‌تاپ یا گوشی تلفن خود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ را کنار بگذارید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌راز بکشید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. یک فنجان چای گرم یا د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌منوش آرامش‌بخش بنوشید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و کتاب مورد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ علاقه‌تان را بخوانید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.لحظاتی که د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر آن هیچ کار استرس‌زایی انجام نمی‌د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هیم بهترین زمان برای تجد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ قواست.
 
خورد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن میوه‌های تازه
به بازار میوه و تره بار بروید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و میوه‌های تازه فصل را بخرید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. هر طور که د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وست د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ آن‌ها را میل کنید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ حتی اگر د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وست د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، آب میوه‌ها را بگیرید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و بنوشید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. نهایت بهره را از مرکبات (پرتقال، گریپ‌فروت، نارنگی و...) که سرشار از ویتامینC هستند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و انواع مغزها ببرید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ چرا که این مواد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ مغذی د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شمن استرس و خستگی هستند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. اگر نوع تازه مغزها د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سترس باشد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، بهتر است (به خاطر منیزیم بالای آن‌ها). از نظر علمی ثابت شد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه که مصرف میوه‌ها و سبزیجات تازه، خطر ابتلا به افسرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گی را کاهش می‌د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. خورد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن شکلات تیره هم شاد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی آور است. همچنین یک فنجان چای سبز گرم می‌تواند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ برای کسب آرامش و از بین رفتن خستگی و استرس شما بسیار موثر باشد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. نوشید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن چای سبز را همانند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ روشی پالایند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه، د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر برنامه زند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گی خود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ بگنجانید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.
 
خواب خوب شبانگاهی
امشب کمی زود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر به رختخواب بروید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ (حد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌و ساعت زود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر از همیشه). حمام آب گرم قبل از خواب می‌تواند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ به شما برای آرام کرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن جسم و زود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن آن از تنش‌ها و سموم کمک کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. امشب تلویزیون نگاه نکنید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. تلویزیون شما را عصبی کرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه و از آرام شد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن‌تان جلوگیری می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. اگر برای‌تان ممکن است، فرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ا صبح کمی د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یرتر از خواب برخیزید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ (حتی اگر مجبور باشید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ برای رسید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن به کارهای‌تان زمان کمتری را به حمام صبحگاهی خود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ اختصاص د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌).
 
رها شد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن از انرژی‌های منفی به کمک ورزش
برای تخیله استرسی که بر روی د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وش شما سنگینی می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ورزش کنید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، بد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و اگر نمی‌توانید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ پیاد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه روی کنید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اشتن فعالیتی جسمی که کمی به بد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نتان فشار وارد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، باعث می‌شود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ بد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن ترکیبی از هورمون‌ها را تولید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ که نقش مهمی د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر سلامت روحی و جسمی ایفا می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. اگر کمی احساس افسرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گی می‌کنید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ شاید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ به این د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌لیل است که به اند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ازه کافی تحرک ند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.
 
تماشای فیلم
گاهی تماشای فیلم کمد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی می‌تواند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر تغییر روحیه شما موثر باشد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. مطمئناً فیلم‌هایی وجود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ که مد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ت‌هاست منتظر فرصتی مناسب برای تماشای آن‌ها هستید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌: بهترین فرصت همین امشب است. وقتی احساس می‌کنید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ که کم‌حوصله شد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه‌اید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، تماشای فیلمی خوب می‌تواند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ به شما بسیار کمک کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ چرا که هد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ف، تنها آرام کرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن ذهن شماست.
 
گرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ش و بیرون رفتن با د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وستان
اخلاق خوش و انرژی، مسری هستند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. با د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وستانتان بیرون بروید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و اجازه د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ خلق و خوی خوب آن‌ها د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر شما تاثیر بگذارد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و به شما انرژی بد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. به عنوان مثال رفتن به رستوران، کافی شاپ و ... همراه د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وستان، به شما اجازه می‌د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ افراد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی را که د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وست د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ملاقات کنید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. ارتباط با د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وستان برای د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اشتن احساسی خوب، ضروری است.‌ این 7 راهکار بسیار ساد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه می‌توانند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر رهایی از حس‌های منفی، بسیار موثر باشند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.
 
اما با این وجود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ اگر حس افسرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گی و بی‌حالی د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر شما همچنان باقی است حتما با یک مشاور مشورت کنید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌: شاید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ این حالات، د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌لیل پزشکی د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اشته باشد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. یاد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تان نرود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ که صحبت کرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن با اطرافیان می‌تواند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر حل مشکلات به شما بسیار کمک کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.
 

۹ عادتی که باعث افزایش خطر سرطان معده می شود

 
مصرف برخی مواد غذایی، نوشیدنی ها، بهداشت نادرست زندگی و غیره جزو عواملی هستند که معده را به دردسر انداخته و حتی خطر بروز سرطان را افزایش می دهند.
 
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۵ ساعت ۰۶:۴۶
    مصرف برخی مواد غذایی، نوشیدنی ها، بهداشت نادرست زندگی و غیره جزو عواملی هستند که معده را به دردسر انداخته و حتی خطر بروز سرطان را افزایش می دهند. در این مطلب شما را با این عوامل بیشتر آشنا می کنیم.
اگر چه اکثر سرطان های معده مربوط به هلیکوباکترپیلوری و عوامل ژنتیکی است اما برخی از این نوع سرطان نیز به عادت‌ها و رفتارهای روزانه ما مربوط می شود. مصرف برخی مواد غذایی، نوشیدنی ها، بهداشت نادرست زندگی و غیره جزو عواملی هستند که معده را به دردسر انداخته و حتی خطر بروز سرطان را افزایش می دهند. در این مطلب شما را با این عوامل بیشتر آشنا می کنیم.   میل به کباب کردن مواد غذایی زمانی که مواد غذایی کباب می شوند واکنش های شیمیایی نیز شکل می گیرد که باعث ایجاد رنگ قهوه ای شده و احتمالاً ترکیبات سرطان زا برای معده نیز تولید می شود. بهتر است از قرار دادن مواد غذایی روی حرارت مستقیم آتش بپرهیزید. چون حرارت مستقیم و دمای بالا باعث تشکیل ترکیبات سرطان زا در مواد غذایی می شود. اگر علاقه زیادی به کباب کردن دارید بهتر است از کباب پزهایی استفاده کنید که حرارت را به صورت عمودی به مواد غذایی می رسانند. در این صورت چربی مواد غذایی روی زغال و آتش نمی ریزد و به این ترتیب خطر تولید هیدروکاربورها نیز کمتر می شود.
زیاده روی در مصرف سوسیس و کالباس نتایج بررسی پژوهشگران نشان داده است گوشت های فراوری شده مانند سوسیس، کالباس و غیره مانند گوشت های قرمز و ماهی های دودی تحت اتهام بوده و مصرف آن‌ها به میزان بیش از 50 گرم در روز خطر ابتلا به سرطان معده را افزایش می دهند. گوشت های فرآوری شده و دودی حاوی ترکیبات سرطان زا هستند. نیتریت ها که برای نگهداری و رنگ صورتی این مواد غذایی و یا هیدروکاربورهای معطر برای گوشت های دودی جزو این ترکیبات سرطان زا محسوب می شوند.
نوشیدنی های خیلی داغ نوشیدنی ها داغ باعث آسیب دمایی به مخاط مری و بخش بالایی معده می شوند. به همین دلیل است که در برخی نواحی دنیا مانند آمریکای جنوبی و به‌ ویژه آرژانتین که مصرف نوشیدنی «ماته» رایج است ابتلا به سرطان معده بیشتر است. توصیه می شود از مصرف نوشیدنی های داغ خودداری کنید.
مصرف زیاد خیارشور، ترشیجات و غیره نتایج بررسی های محققان کره ای نشان می دهد که مصرف زیاد مواد غذایی نگهداری شده در سرکه مانند خیارشور، ترشیجات و غیره باعث افزایش خطر ابتلا به سرطان معده و مری می شود. البته خیارشور مسبب ابتلا به این بیماری نیست. سرکه نیز به تنهایی باعث افزایش خطر ابتلا به سرطان معده نمی شود.
 بلکه مشکل از شیوه آماده کردن این سبزیجات ناشی می شود. در کشورهای آسیای جنوب شرقی، مصرف سبزیجات تخمیر شده رایج است. در واقع در اکثر این کشورها سبزیجات در دبه های پر از آب شور یا سرکه به ترشی تبدیل می کنند. علاوه بر این اسیداستیک (سرکه) تأثیر پیشگیرانه سبزیجات از سرطان را از بین می برد. توصیه می شود در مصرف خیارشور، ترشیجات و به طور کلی سبزیجات تخمیر شده زیاده روی نکنید.
مصرف نمک بیش از 5 گرم در روز باعث افزایش خطر ابتلا به سرطان معده می شود
مصرف زیاد نمک چیپس ها، سوسیس و کالباس، پنیرهای شور، تخمه های شور و غیره جزو مواد غذایی پرنمک هستند. متأسفانه مواد غذایی شور باعث به خطر انداختن مخاط معده شده و نقش زیادی در ابتلا به سرطان دارند. البته هنوز به طور دقیق مشخص نشده است که نمک به تنهایی عامل ایجاد سرطان در معده می شود یا اینکه عاملی است که در کنار هلیکوباکتری (مسبب 80 درصد سرطان های معده) خطر ابتلا به سرطان را افزایش می دهد. اما در هر حال به نظر می رسد که نمک زمینه را برای انتشار و تکثیر این باکتری فراهم می سازد.
به عقیده متخصصان بین مصرف نمک زیاد و ابتلا به این نوع سرطان ارتباط وجود دارد. نتایج بررسی ها نشان داده است که مصرف نمک بیش از 5 گرم در روز باعث افزایش 10 درصدی خطر ابتلا به سرطان معده می شود. در کشوری مانند ژاپن که نمک زیادی در رژیم غذایی وجود دارد نیز میزان سرطان معده به‌ شدت بالاست. محققان بر این عقیده هستند که نمی توان میزان بالای سرطان ژاپنی ها را به ژنتیک مربوط دانست چون میزان ابتلا به این سرطان در بین مهاجرانی که در ایالات متحده آمریکا زندگی می کنند بسیار کمتر است. برای پیشگیری از این مشکل کافی است که مصرف مواد غذایی شور مانند چیپس ها، بیسکوییت های شور، غذاهای کنسروی شور و غیره را کاهش داد. علاوه بر این لازم است در حین آشپزی نیز از اضافه کردن نمک زیاد به غذاهایتان خودداری کنید.   عدم مصرف میوه و سبزیجات کافی اگر رژیم غذایی فاقد میوه و سبزیجات کافی باشد خطر ابتلا به سرطان معده نیز افزایش پیدا می کند. به نظر می رسد که میوه ها و سبزیجات تازه دارای اثرات پیشگیری کننده از سرطان معده هستند. در این بین سبزیجات سفید مانند گل کلم، تربچه، پیاز، سیر، کاسنی فرنگی و غیره بیشترین تأثیر را دارد. به نظر می رسد میزان بالای ویتامین C موجود در این مواد غذایی باعث این تأثیر به خصوص است.
 مصرف الکل الکل تأثیر زیادی در آسیب مخاط گوارشی بخصوص مخاط مری و معده دارد. متأسفانه بدون پوشش محافظتی طبیعی این نواحی، اسیدهای گوارشی باعث آسیب زیاد و تحریک بافت ها می شود. به این ترتیب نیز خطر ابتلا به سرطان معده در بین افرادی که نوشیدنی های الکلی مصرف می کنند بیشتر است.
 مصرف دخانیات مصرف دخانیات باعث آسیب به سلول های معده می شود. چون دخانیات حاوی اثرات سمی است که با دود وارد بدن می شود. از طرف دیگر نیکوتین تأثیر زیادی در تحریک ترشحات گوارشی و اثرات منفی در مخاط معده داشته است. این تأثیر در صورت مصرف همزمان سیگار و الکل چند برابر می شود. متخصصان حوزه سلامتی تأثیر زیادی در پرهیز از مصرف نوشیدنی های الکلی و همچنین دخانیات دارند.
عدم تحرک بدنی عدم تحرک بدنی در بروز برخی از سرطان ها نقش دارد. متخصصان بر این عقیده هستند که ورزش برای مقابله با سرطان مؤثر است البته به شرطی که با تغذیه سالم و سرشار از میوه و سبزیجات تازه همراه باشد. بنابراین به نظر می رسد داشتن سبک زندگی سالم یعنی تغذیه متعادل، متنوع و درست به همراه ورزش منظم و سبُک روزانه بهترین راه برای پیشگیری از اکثر بیماری ها و سرطان ها از جمله سرطان معده است. منبع: بیتوته

این عبارات را بکار نبرید

دیگران حرف‌های ما را بسیار متفاوت‌تر از آنچه منظور ماست،‌ تفسیر می‌کنند. وقتی شما بدون ملاحظه چیزی می‌گویید، حرف‌های‌تان منجر به ایجاد احساسی بد در سایرین می‌شود. این اشتباهات زمانی اتفاق می‌افتد که ما در مورد چیزی که اطلاعی از آن نداریم اظهار نظر می‌‌کنیم. درک پیامدهای حرف‌ها نیاز به آگاهیِ اجتماعی دارد که به معنای توانایی درک احساسات و موقعیت سایر افراد است. در این نوشته شما با جملات منفی‌ آشنا می‌شوید که افراد باهوش هرگز در مکالمه‌ها به‌کار نمی‌برند

 منبع

موسسه‌ی تلنت اسمارت (TalentSmart) با آزمایشِ هوشِ عاطفیِ (EQ) بیش از یک میلیون نفر، کشف کرده که آگاهی اجتماعی،‌ مهارتی است که بسیاری از افراد از آن بی‌بهره هستند. ما دچارِ کمبودِ آگاهیِ اجتماعی هستیم زیرا اغلب بر حرف‌هایی که می‌خواهیم در جوابِ سایرین بدهیم و تاثیر حرف‌های دیگران روی خودمان تمرکز داریم به همین دلیل معمولا توجهی به دیدگاه دیگران نداریم. این مسئله،‌ مشکل‌آفرین است زیرا آدم‌ها پیچیده هستند و شما نمی‌توانید بدون توجه کامل به افراد، آنها را درک کنید. خوبیِ آگاهیِ اجتماعی این است که می‌توان تنها با اصلاحاتی اندک در گفتار، به طور عمیقی روابط با افراد را بهبود بخشید.

به این دلیل افرادی که هوش عاطفی بالاتری دارند، مراقب هستند تا در محاورات خود از برخی اصطلاحات رایج خودداری کنند. در ادامه ۹ مورد از بدترین جملات منفی که باید از آنها اجتناب کنید، بیان می‌شود.

۱. خسته به نظر می‌رسی

خسته به نظر می‌رسی

افراد خسته،‌ از نظر دیگران اصلا جذاب نیستند. آنها اغلب چشمانی گود‌افتاده و موهایی آشفته دارند،‌ تمرکز ندارند و بدخُلق به نظر می‌رسند. گفتن این عبارت به افراد به این معنی است که آنها ویژگی‌های مذکور را دارا می‌باشند.

به جای گفتن این عبارت بگویید: «همه چیز رو‌به‌راه است؟»

برخی افراد وقتی می‌بینند کسی خسته و آشفته به نظر می‌رسد، می‌خواهند به او کمک کنند بنابراین می‌پرسند آیا همه چیز خوب است یا نه. به جای توجه به وضعیت ظاهری نامناسبِ فرد، تنها حالش را بپرسید تا باب گفتگو باز شود و او بتواند احساسش را با شما در میان بگذارد. مهم‌تر از هر چیز این است که از نظر او، شما فردی دلسوز و همراه خواهید بود نه گستاخ و بی‌ملاحظه.

۲. وای! چقدر لاغر شدی

باز هم یک عبارت به ظاهر خوب که در واقع نوعی تعارف است. این جمله، این حس را در فرد ایجاد می‌کند که مورد نقد قرار گرفته است. گفتن عبارت «چقدر لاغر شده‌ای» باعث می‌شود طرف مقابل فکر کند که قبلا چاق یا نامناسب به نظر می‌رسیده است.

به جای گفتن این عبارت بگویید: «عالی به نظر می‌رسی.» این عبارت خیلی خوب است. سعی کنید به جای مقایسه‌ی ظاهر فرد با گذشته‌اش،‌ تنها از ظاهر مناسب فعلیِ او تعریف کنید و به ظاهر قبلی‌اش اشاره نکنید.

۳. لیاقتت بیشتر از اینهاست

تو از او خیلی بهتر هستی

وقتی کسی از رابطه‌ای شخصی یا حرفه‌ای خارج شده است،‌ گفتن این عبارت به این معناست که او انتخاب مناسبی نداشته و سلیقه‌ی خوبی ندارد.

به جای گفتن این عبارت، به او بگویید: «خودش ضرر کرده». این عبارت نشان‌دهنده‌ی دید خوش‌بینانه و مشتاقانه‌ی شماست و دارای لحن منتقدانه نیست.

۴. تو همیشه… یا تو هیچ‌وقت…

هیچ‌کس همیشه یا هرگز کاری را انجام نمی‌دهد. افراد خودشان را در یک بُعد یا موقعیت نمی‌بینند، بنابراین نباید آنها را این‌گونه توصیف کنید. این عبارات باعث می‌شود افراد موضع دفاعی بگیرند و دلشان نخواد حرف شما را بشنوند. که حالت خیلی بدی است، زیرا احتمالا شما وقتی این عبارات را به کار می‌برید که می‌خواهید چیز مهمی بگویید و بحث راه بیاندازید.

به جای این عبارات به سادگی به این نکته اشاره کنید که طرف مقابل چه کاری انجام داده که به نظر شما اشتباه بوده. حقیقت را بگویید. اگر تکرار این رفتار،‌ واقعا مسئله‌ساز شده است می‌توانید بگویید «به نظر می‌رسد که تو اغلب این کار را انجام می‌دهی» یا «متوجه شده‌ام که تو اغلب این کار را انجام می‌دهی».

۵. نسبت به سن‌ات خیلی جوان به نظر می‌رسی

خوب موندی - پرهیز از بکاربردن عبارات منفی

عبارت «تو نسبت به» به عنوان یک توصیف‌کننده می‌تواند توأمان هم مهربانانه هم بی‌ادبانه باشد. هیچ‌کس نمی‌خواهد تا دمِ مرگ مانند یک ورزشکار عالی به نظر برسد یا خیلی خوب باشد. افراد تنها می‌خواهند سالم و متناسب باشند.

به جای گفتن این عبارت بگویید: «فوق‌العاده به نظر می‌رسی.»

این عبارت معجزه می‌کند. عبارات هوشمندانه نیازی به توصیف‌کننده ندارند.

۶. به تو گفته بودم که…

ما گاهی بعضی چیزها را فراموش می‌کنیم. به نظر می‌رسد که بیان این عبارت و تکرار آن نوعی توهین تلقی می‌شود و پذیرش آن برای افراد سخت است، مخصوصا افرادی که واقعا مشتاق هستند تا دیدگاه شما را بدانند. تکرار این جمله بیان‌گر آن است که شما شخصیت متزلزلی دارید یا خود را بهتر از دیگران می‌دانید یا هر دو. افرادی که از این عبارت استفاده می‌کنند واقعا چنین احساسی دارند.

به جای اینکه این عبارت را تکرار ‌کنید، ببینید چطور می‌توانید حرف‌های‌تان را به طور واضح‌تر و جالب‌تری منتقل کنید. به این ترتیب هیچ‌کس حرف‌های شما را فراموش نخواهد کرد.

۷. موفق باشی

آرزوی موفقیت - پرهیز از بکاربردن عبارات منفی

مسلما اگر برای کسی آرزوی موفقیت بکنید،‌ دنیا به آخر نمی‌رسد اما می‌توانید آرزوی بهتری برای او داشته باشید، زیرا این عبارت به طور نامحسوسی بر این دلالت دارد که او برای موفق شدن به شانس نیاز دارد.

به جای گفتن این عبارت بگویید: «من مطمئنم که از پسِ این کار برمی‌آیی.»

این جمله بهتر از آرزوی موفقیت است، زیرا نشان می‌‌دهد که آن شخص شایستگی و اعتماد به نفس لازم برای کسب موفقیت را دارد و شما با گفتن این جمله از سایرین که تنها آرزوی موفقیت می‌کنند متمایز خواهید شد.

۸. حق انتخاب با توست یا هر طور خودت صلاح می‌دانی

شاید نسبت به سوال و نظری که از شما خواسته شده، بی‌تفاوت باشید اما نظر شما برای کسی که سوال را پرسیده مهم است و گرنه نظرتان را نمی‌پرسید.

به جای گفتن این عبارت بگویید: «من نمی‌توانم با قاطعیت در این مورد نظری بدهم، اما به نظر من بعضی موارد هستند که بهتر است آنها را مد نظر داشته باشی…»

وقتی نظرتان را ارائه می‌دهید،‌ حتی اگر بی‌طرف باشید و نظر خاصی نداشته باشید، نشان می‌دهید که برای کسی که از شما نظر خواسته اهمیت قائل هستید.

۹. حداقل من هرگز…

این عبارت منفی یک روش پرخاش‌گرانه برای توجیه اشتباهاتِ خود و معطوف کردن توجه دیگران به اشتباه سایر افراد است (کسی که حالا دیگر باید اشتباه او را بخشیده باشید).

به جای آن بگویید: «متاسفم.»

پذیرش اشتباهات بهترین راه برای منطقی و آرام کردن بحث است. پذیرشِ خطا یک راه شگفت‌انگیز برای جلوگیری از تشدید آن است.

ختم کلام

در مکالمات روزانه، چیزهایی به ظاهر کوچک وجود دارند که می‌توانند همه چیز را عوض کنند. این پیشنهادات را در صحبت‌های‌تان لحاظ کنید و از بکاربردن عبارات منفی اجتناب کنید تا بازخوردهای مثبت آن را در زندگی ببینید.

وقتی ناشتا آب می‌خورید چه اتفاقی در بدن می‌افتد؟

وقتی ناشتا آب می‌خورید چه اتفاقی در بدن می‌افتد؟

محققان به این نتیجه رسیده‌اند که مصرف آب به صورت ناشتا به درمان میزان زیادی از اختلالات بدن کمک می‌کند. به همین دلیل در کشوری مانند ژاپن برخلاف کشورهای دیگر مردم کمتر از مشکلاتی مانند دیابت و چاقی مفرط رنج می‌برند.


 
 
 
سرویس سبک زندگی فردا: اگر چه نوشیدن ۴ استکان آب به صورت ناشتا سخت به نظر می‌رسد اما می‌شود به صورت تدریجی آب مصرف کرد و میزان آن را افزایش داد تا بدن عادت کند. در فرهنگ روزانۀ بیشتر ژاپنی‌ها مصرف آب به صورت ناشتا کاملاً جاافتاده است. اگرچه ژنتیک نقش زیادی در لاغری و سلامت بدن ژاپنی‌ها دارد اما بدون شک این عادت نیز در تناسب اندام و سلامت بالای این مردم مؤثر است. محققان به این نتیجه رسیده‌اند که مصرف آب به صورت ناشتا به درمان میزان زیادی از اختلالات بدن کمک می‌کند. به همین دلیل در کشوری مانند ژاپن برخلاف کشورهای دیگر مردم کمتر از مشکلاتی مانند دیابت و چاقی مفرط رنج می‌برند. در این مطلب به نقل از سلامت نیوز در خصوص اثرات مصرف آب به صورت ناشتا بیشتر صحبت می‌کنیم. لطفاً با ما همراه باشید.
 
کمک به دفع سموم بدن
آب باعث تحریک طبیعی حرکات روده می‌شود. در طول شب بدن مشغول فرآیندهای احیا می‌شود و تمام سموم خود را دفع می‌کند. به همین دلیل است که نوشیدن آب با معدۀ خالی به بدن کمک می‌کند تا این سموم شبانه را راحت‌تر دفع کند و شاداب و سلامت بماند. یادتان باشد نوشیدن آب زیاد به افزایش تولید سلول های عضلانی و سلول‌های جدید خونی کمک می کند. این دو مسئله نیز در کاهش سموم بدن نقش مؤثری دارند. 
 
کاهش وزن به شیوه ای سالم
زمانی که با معدۀ خالی آب می‌نوشید بدنتان سموم را دفع کرده و عملکرد دستگاه ایمنی‌تان را بهبود می‌دهد. در نتیجه احساس گرسنگی‌تان کاهش یافته و میل کمتری به ریزه‌خواری و پرخوری خواهید داشت. این کار همچنین مانع از اضافه وزن ناشی از پرخوری و اضطراب و دیگر عوامل می‌شود.
 
اسیدیته و سوءهاضمه
سوءهاضمه معمولاً در اثر افزایش اسید معده بروز می‌کند. اگر به طور مرتب معده‌تان اسیدی می‌شود مصرف آب به صورت ناشتا کمک زیادی به رفع مشکل می‌کند. نوشیدن آب با معدۀ خالی باعث می‌شود اسیدی که بالا آمده است به سمت پایین و جایگاه خود برگردد. به این ترتیب مشکل ترش کردن و سوزش معده برطرف می‌شود. علاوه بر این با همین کار ساده معده‌تان را برای دریافت صبحانه آماده می‌کنید.
 
بهبود وضعیت پوست
دهیدراته شدن (کم آبی) یکی از عوامل اصلی بروز چین و چروک زودهنگام و باز شدن منافذ پوست است. مصرف آب کافی به کاهش چنین مشکلاتی کمک می‌کند. مصرف ٢ استکان آب با معدۀ خالی باعث افزایش جریان خون در زیر پوست شده و باعث می‌شود که پوستتان درخشان و صاف شود. از طرف دیگر با مصرف بیشتر آب در طول روز بدنتان به درستی از شر سموم انباشته شده خلاص می‌شود که این مسئله نیز روی شادابی پوست تأثیر دارد.
 
زیبایی، سلامت و نرمی موها
دهیدراته شدن بدن نه تنها روی پوست بلکه روی رشد و وضعیت موها نیز تأثیر منفی می‌گذارد. نوشیدن آب کافی باعث تغذیۀ بهتر موها از درون شده و سلامت آن‌ها را ارتقا می‌دهد. باید بدانید که آب یک چهارم وزن کل موها را در بر می‌گیرد. این بدین معنی است که اگر شما آب اندکی بنوشید موهایتان شکننده و خیلی نازک می‌شوند. نوشیدن آب با معده خالی باعث می‌شود در کوتاه‌مدت و با کمترین تلاش سلامت موها بهبود یافته و ظاهر زیباتری پیدا کنند.
 
بهبود سوخت و ساز بدن
نوشیدن آب با معدۀ خالی باعث افزایش ٢٤ درصدی سوخت ساخت بدن می‌شود. اگر رژیم لاغری سختی در پیش گرفته‌اید، افزایش سوخت و ساز بدنتان نشان می‌دهد که دستگاه گوارش به نفع شما کار می‌کند. شما می‌توانید با هضم سریع‌تر غذاها رژیمتان را راحت‌تر پیش ببرید. نوشیدن آب به محض بیدار شدن به این امر کمک کرده و همچنین باعث پاکسازی روده می‌شود. یادتان باشد که با این عادت ساده بدنتان را آماده جذب و پذیرش مواد مغذی بیشتری می‌کنید.
 
پیشگیری از سنگ کلیه و عفونت‌های ادراری
نوشیدن آب به صورت ناشتا تأثیر زیادی در سلامت کلیه‌ها و مثانه دارد. این یک واقعیت است که با نوشیدن آب با معدۀ خالی اسیدهایی که باعث ایجاد سنگ کلیه می‌شوند راحت‌تر رقیق می‌شوند. در عین حال نوشیدن آب زیاد بدن را در مقابل انواع عفونت‌های تولید شده از سموم محافظت کرده و سلامت مثانه را ارتقا می‌دهد.
 
قدرت ایمنی بدن
نوشیدن آب با معده خالی باعث شستشو و حفظ تعادل سیستم لنفاتیک می‌شود. این مسئله نیز به بهبود عملکرد دستگاه ایمنی بدن کمک می کند. زمانی که قدرت دفاعی بدن بالا باشد از بروز بیماری‌های متعدد پیشگیری می‌شود.
 
چگونه باید آب کافی مصرف کرد؟
تمام کاری که باید انجام دهید این است که بعد از بیدار شدن و قبل از خوردن چیزی و مسواک زدن ٣تا ٤فنجان آب بنوشید. حدود ٤٥دقیقه صبر کنید و سپس صبحانه‌تان را میل کنید. در ادامۀ روز حداقل نیم ساعت قبل از خوردن، آب بنوشید و بعد از غذا تا حدود یک تا دو ساعت بعد، آب مصرف نکنید. درست است که نوشیدن ٤استکان آب با معدۀ خالی کار ساده‌ای به نظر نمی رسد اما با این حال این کار مؤثر است. می‌توانید با میزان کم شروع کنید. سپس که بدنتان عادت کرد این میزان را به شیوه تدریجی افزایش دهید تا به ٤استکان برسد.
 
 

اقدام پروفسور سمیعی

پنج، شش سال پیش، خانم رضا دچار درد و مشکل عجیبی شد. وقتی به بیمارستان مراجعه کرد، جواب معاینات و آزمایش پزشکان خیلی بد بود، رضا  سال 67 در جبهه چشمانش مورد اصابت ترکش قرار گرفت و نابینا شد. او حدود بیست سال است که ازدواج کرده.

پنج - شش سال پیش، خانمش دچار درد و مشکل عجیبی شد. وقتی به بیمارستان مراجعه کرد، جواب معاینات و آزمایش پزشکان خیلی بد بود. یک تومور بدخیم در سر همسر رضا جا خوش کرده بود.اون قدر وخیم بود که ظاهرا از دکترهای ایرانی کاری برنمی آمد.

منبع

به پیشنهاد یکی از دکترها، مدارک رو برای پروفسور سمیعی که خارج از ایران بود، ایمیل کردند. در کنار مدارک پزشکی، آقای دکتر توضیحی هم از وضعیت خانوادگی بیمار و این که شوهر وی جانباز نابیناست، نوشت.

پروفسور سمیعی که ظاهرا در طول سال فقط چند روزی به ایران می آید و به لطف خدا و همت والایش، کولاک می کند و بیماران بسیاری را درمان می کند، پذیرفت که همسر رضا را عمل کند.

مدتی بعد، پروفسور سمیعی به تهران آمد و همسر رضا را خدمت ایشان بردند. پس از معاینات اولیه، برای عمل و برداشتن تومور وقت تعیین کرد.آن طور که می گفتند، احتمال داشت عمل موفق نباشد و همسر آقا رضا ...

روز عمل، رضا که تحمل چنین مسئله ای نداشت، همراه خانمش به بیمارستان نرفت.کادر پزشکی و اتاق عمل آماده شدند.بیمار را که به اتاق عمل آوردند، پروفسور سمیعی مکثی کرد. از کادر پزشکی سراغ همسر بیمار یعنی آقا رضا را گرفت که به ایشان توضیح دادند به دلیل اینکه احتمال خطر برای همسرش هست، تحمل نداشته و نیامده است.

پروفسور سمیعی، در اقدامی عجیب گفت: «تا همسر ایشان نیاید، من عمل را شروع نمی کنم.»

بالاجبار با رضا تماس گرفتند که با آژانس خودش را به بیمارستان رساند. وقتی رضا وارد بیمارستان شد، پروفسور سمیعی جلو رفت و پس از روبوسی با او گفت:

«من فقط خواستم تو را ببینم تا بهت بگم "کاری که تو و امثال تو برای کشور انجام دادید، از کارهای من خیلی باارزش تر و بزرگتره.»

و همسر رضا را بدون اخذ ریالی، عمل کرد که به لطف خدا و معجزه علم و عمل پروفسور سمیعی، خوب شد و همچنان در کنار خانواده خوش می گذراند.

ای کاش روز به روز شاهد اقدامات عجیب و خیر خواهانه ی افرادی همچون پرفسور سمیعی ها باشیم  و این را بدانیم که درخواستهای مردم از شما، از نعمتهای الهی است و نباید از این نعمتها ملول و خسته شویم

چرا پولدار نمیشویم

بدهکار هستید
بدهی یکی از بزرگترین حفره‌های موفقیت مالی است. هر فردی به‌راحتی بدهکار می‌شود و به محض گرفتار شدن در این دام، ده‌ها سال از عمرش را باید صرف صاف کردن این بدهی‌ها کند. فراموش نکنید، هیچ خریدی ارزش این را ندارد تا تمام عمر خود را صرف تصفیه بدهی‌های آن کنید. بنابراین، دوری گزیدن از بدهی، به معنای سود بسیار است. شاید بهتر باشد به جای آنکه خود را اسیر هزینه‌های کمر شکن یک جشن باشکوه عروسی کنید، یک جشن کم هزینه بگیرید و در عوض بقیه عمر خود را بدون استرس بدهی‌های کمرشکن، با لذت سپری کنید.


قطعا یک سال دیگر سر کردن با خودروی قدیمی ارزش آن را دارد تا در فرصتی مناسب‌تر، خودروی دلخواهتان را خریداری کنید. زندگی بدون بدهی، ارزش صبر کردن را دارد.

بودجه‌بندی ندارید
بدون بودجه‌بندی، محال است بتوانید به موفقیت مالی دست یابید. همین امروز بنشینید و با خودتان کل هزینه‌های زندگی را حساب و کتاب کنید و سپس با نگاهی عمیق‌تر و دقیق‌تر ببینید کدام‌یک از هزینه‌ها را می‌توانید حذف کنید. به محض اینکه یک بودجه‌بندی دقیق طرح ریزی کردید، تمام هزینه‌های خود را تحت‌نظر داشته باشید تا مطمئن شوید به این بودجه‌بندی وفادار مانده‌اید.


پس‌انداز نمی‌کنید
پس‌انداز برای آینده یک ضرورت است. شما باید دست‌کم به اندازه هزینه‌های 3 تا 6 ماه خود پس‌انداز داشته باشید تا در مواقع بحرانی به کمک شما بیاید. همچنین به طور مستمر باید پولی را برای اهداف بلندمدت خود پس از بازنشستگی، هزینه‌های تحصیل فرزندان یا خرید خانه، کنار بگذارید. اگر شما برای این موارد پس‌انداز نکرده‌اید ممکن است برای جبران این هزینه‌ها دیر یا زود دچار بدهی شوید.


شم خرید ندارید
آیا جزو آن دسته از افرادی هستید که دست به خریدهای هیجانی و احساسی می‌زنند؟ آیا بدون آنکه واقعا به چیزی نیاز داشته باشید تحت تاثیر تبلیغات اقدام به خرید آن می‌کنید؟ تمامی این رفتارها، تلاش‌های شما را در راه افزایش ثروت، نقش بر آب خواهند کرد.


بهتر است یاد بگیرید تشخیص دهید آیا به یک وسیله نیاز دارید یا فقط می‌خواهید آن را خریداری کنید؟ همچنین، سعی کنید در هنگام خرید یک جنس به یک فروشگاه بسنده نکنید و اجناس و قیمت‌های سایر فروشگاه ها را نیز با هم مقایسه کنید. در صورت امکان، خریدهای پرهزینه‌ را در یک لیست انتظار 30 روزه قرار دهید تا مطمئن شوید این خرید از روی نیاز است و نه از روی احساس ضمن اینکه می‌توانید در سر فرصت آن وسیله را با قیمتی مناسب‌تر پیدا کنید.

سبک زندگی پرخرجی دارید
اگر آدم ولخرجی باشید و عادت داشته باشید پول خود را به دم گاو بزنید، افزایش درآمد و حقوق هیچ کمکی به پولدار شدن شما نمی‌کند مگر آنکه در سبک زندگی خود تغییر ایجاد کنید. به جای آنکه اضافه حقوق و پاداش را دلیل موجهی برای افزایش هزینه‌های خود قلمداد کنید، این پول را برای سرمایه گذاری و پس‌انداز استفاده کنید تا به اهداف پس‌اندازی خود نزدیک شوید.


بیمه نیستید
اگر از پوشش بیمه‌ای مناسبی برخوردار نیستید، در واقع با پول خود بازی خطرناکی می‌کنید. پرداخت مبلغ اندک ماهانه برای حق بیمه، در هنگام وقوع حوادث ناخواسته، ارزش بسیاری پیدا خواهد کرد. پس سعی کنید از قرارگیری در زیر چتر حمایتی بیمه‌ای مناسب برای مواردی چون بیمه عمر، سلامت، خودرو، خانه و حوادث، مطمئن شوید. گرچه امیدواریم هیچ وقت نیاز به استفاده از آن را نداشته باشید اما اگر روزی ناچار به استفاده از بیمه شدید، آن وقت خدا را شاکر خواهید بود که تحت پوشش بیمه هستید

منبع

تفسیرهای آموزنده از بـرنـده و بـازنـده

سیدنی. جی. هریس نویسنده ای سرشناس و واقع گراست كه رموز برنده شدن را در میدان زندگی می شناسد و برای موفقیت در آن، راه های ساده ای پیشنهاد میكند. اگر برنده بودن را به عنوان هدف زندگی خود انتخاب كرده اید و تاكنون فرصت مطالعه كتاب "برنده و بازنده" این نویسنده را نداشته اید، خلاصه این کتاب می تواند راهنمای خوبی برای شما دوستان باشد. در ادامه برخی از ویژگیهای برنده و بازنده را از نظر خواهید گذراند ...

وقتی برنده ای مرتكب اشتباه میشود، میگوید اشتباه كردم.
وقتی بازنده ای مرتكب اشتباه میشود، میگوید تقصیر من نبود.

برنده بیش از بازنده كار انجام میدهد و در انتها باز هم وقت دارد.
بازنده همیشه آنقدر گرفتار است كه نمیتواند به كارهای ضروری بپردازد.

برنده به بررسی دقیق یك مشكل می پردازد.
بازنده از كنار مشكل گذشته و آن را حل نشده رها میكند.

برنده میگوید، بیا برای مشكل راه حلی پیدا كنیم.
بازنده میگوید، هیچ كس راه حلی را نمیداند.

برنده می داند به خاطر چه چیزی پیكار میكند و بر سر چه چیزی توافق و سازش نماید.
بازنده آن جا كه نباید، سازش میكند و به خاطر چیزی كه ارزش ندارد، مبارزه میكند.

برنده با جبران اشتباهش، تاسف و پشیمانی خود را نشان میدهد.
بازنده می گوید "متاسفم"، اما در آینده اشتباه خود را تكرار میكند.

برنده مورد تحسین واقع شدن را به دوست داشته شدن ترجیح میدهد، هر چند كه هر دو حالت را مد نظر دارد.
بازنده دوست داشتنی بودن را، به مورد تحسین واقع شدن ترجیح میدهد، حتی اگر بهای آن خفت و خواری باشد.

برنده متعهد میشود.
بازنده وعده میدهد.

برنده گوش می دهد.
بازنده فقط منتظر رسیدن نوبت خود، برای حرف زدن.

برنده از میانه روی و نرمش خود احساس قدرت میكند.
بازنده هرگز میانه رو و معتدل نیست گاهی از موضع ضعف، و گاهی همچون ستمگران فرودست رفتار میكند.

برنده میگوید، باید راه بهتری هم وجود داشته باشد.
بازنده میگوید، تا بوده همین بوده و تا هست همین است.

برنده به افراد برتر از خود، احترام میگذارد، و سعی میكند تا از آنان چیزی بیاموزد.
بازنده از افراد برتر از خود، خشم و نفرت داشته و در پی یافتن نقاط ضعف آنان است.

برنده گامهای متعادلی بر میدارد.
بازنده دو نوع سرعت دارد، یا خیلی تند و یا خیلی كند.

برنده میداند كه گاهی اوقات، پیروزی به بهای بسیار گرانی بدست می آید.
بازنده بسیار مشتاق برنده شدن است، در جایی كه نه قادر به برنده شدن و نه حفظ آن است.

برنده ارزیابی درستی از تواناییهای خود داشته، و هوشمندانه از ناتوانی های خود، آگاه است.
بازنده از توانایی ها و ناتوانی های واقعی خود بی خبراست.

برنده مشكلی بزرگ را انتخاب می كند، و آن را به اجزای كوچكتر تفكیك میكند، تا حل آن آسان گردد.
بازنده مشكلات كوچك را آنچنان به هم می آمیزد، كه دیگر قابل حل شدن نیستند.

برنده می داند كه اگر به مردم فرصت داده شود، مهربان خواهند بود.
بازنده احساس میكند كه اگر به مردم فرصت داده شود، نامهربان خواهند شد.

برنده تمركز حواس دارد.
بازنده پریشان حواس است.

برنده از اشتباهات خود درس میگیرد.
بازنده از ترس مرتكب شدن اشتباه، یادگرفته كه اقدام به هیچ كاری نكند.

برنده میكوشد تا مردم را هرگز نیازارد، مگر در مواقع نادری كه این دل آزاری در راستای یك هدف بزرگ باشد.
بازنده نمیخواهد به عمد دیگران را آزار دهد، اما ناخودآگاه همیشه این كار را میكند.

برنده ثروت اندوزی را وسیله ای برای لذت بردن از زندگی می داند.
بازنده مال اندوزی را هدف خود قرار میدهد،‌ بنابراین گذشته از میزان انباشت ثروت، هیچگاه نمیتواند خود را برنده محسوب كند، و هرگز برنده نمیشود.

برنده ترجیح می دهد كه، خود را مسئول شكست هایش بداند، و نه دیگران را ولی وقت زیادی را صرف عیب جویی نمیكند.
بازنده شكستهای خود را ناشی از، تبعیض یا سیاست می داند.

برنده معتقد است، ما با كارهای درست و اشتباه خود، سرنوشت خویش را تعیین میكنیم.
بازنده بیشتر به قضا و قدر اعتقاد دارد.

برنده در چنین موقعیتی احساس میكند كه اعتبار خود را برای آینده تقویت می نماید.
بازنده از این كه بیش از آنچه می گیرد، بدهد، احساس میكند بازنده است.

برنده در هر شرایطی كه قرار بگیرد، آرامش و تعادل خود را حفظ میكند.
بازنده اگر از دیگران عقب به ماند، تندخو و خشن میشود، و اگر جلوتر از دیگران باشد، بی احتیاطی میكند.

برنده میداند كه نارسایی های او جزیی از شخصیت وجودی اوست، در حالی كه می كوشد تا آثار ناگوار این نقایص را به زداید هرگز تاثیر آنها را انكار نمیكند.
بازنده از این كه خود و یا دیگران به نقایص وی آگاهی یابند، هراسان است.

برنده در چنین شرایطی آزادانه، رنجش و آزردگی خود را بیان نموده، تخلیه ی احساسی میكند، سپس مساله را به فراموشی می سپارد.
بازنده هنگامی كه از دیگران بدرفتاری میبیند، خشم و ناخشنودی خویش را به زبان نمی آورد و زجر می كشد، و با انتقام گرفتن از خود، شرایط بدتری را پدید می آورد.

برنده میداند كه كدام تصمیم ها را به طور مستقل بگیرد، و كدام یك را پس از مشورت با دیگران بازنده نسبت به برندگان حسادت كرده، و دیگر بازندگان را حقیر میشمارد .
بازنده به "استقلال" خود می بالد، در حالیكه به واقع در حال خونسردی است. و به كار گروهی خود می بالد، در صورتی كه در حال دنباله روی است، و اراده ای از خود ندارد.

برنده می داند كه هر قاعده ای در هر كتابی را می توان نادیده انگاشت جز یكی، "همانی كه هستی و میخواستی، باش" ، تنها برگ برنده، در دنیا همین است.
بازنده فكر میكند كه برای بازنده شدن و برنده شدن قوانینی وجود دارد.

برنده روی پای خود می ایستد و از اینكه دیگران، به وی تكیه كنند، احساس تحمیل شدن نمی كند.
بازنده به كسانی كه از خودش قوی ترند، تكیه میكند و عقده های خود را بر سر افراد ضعیفتر از خویش خالی میكند.

برنده نسبت به فضای اطراف خود حساس است.
بازنده فقط نسبت به احساسات خود حساس است.

برنده در وجود یك آدم بد، خوبی ها را می جوید و روی همین قسمت كار میكند.
بازنده در وجود یك انسان خوب، بدی ها را می جوید. از این رو، به سختی میتواند با دیگران همكاری كند.

برنده در عین حال كه تعصبات خود را میپذیرد، تلاش میكند كه در هنگام قضاوت كردن بر این تعصبات غلبه كند.
بازنده منكر وجود هرگونه تعصب در خود است، و بنابراین در سراسر عمر، اسیر تعصبات خویش خواهد بود.

برنده هراسی ندارد از اینكه دریك موقعیت ضد و نقیض قرار گیرد، زیرا درافكارش خللی وارد نمی شود.
بازنده سازگار شدن با موقعیتهای ضد و نقیض را به كار شایسته ترجیح میدهد.

برنده بازی سرنوشت، و این حقیقت كه شایستگی ها را همواره پاداشی نیست، بی آنكه دیدگاهی بدبینانه داشته باشد، درك میكند.
بازنده بی آنكه بازی های سرنوشت را درك نماید، بدگمان است.

برنده میداند كه چگونه میتوان جدی بود، بی آن كه خشك و رسمی باشد.
بازنده غالبا خشك و رسمی است زیرا، فاقد توانایی جدی بودن است.

برنده آنچه را كه ضرورت دارد، با متانت لازم انجام می دهد، و توان خود را برای راه حل هایی ذخیره می كند كه، در آنها از حق انتخاب برخوردار است.
بازنده آنچه را كه ضرورت دارد، با حالتی اعتراض آمیز انجام می دهد، و هیچ توان و نیرویی را برای گرفتن تصمیمات اخلاقی مهم باقی نمی گذارد.

برنده ارزش های اخلاقی را، به عنوان تنها منبع قدرت حقیقی می شناسد.
بازنده چون در باطن، برای ارزشهای اخلاقی احترام اندكی قایل است، بیش از ظرفیت خویش در جهت كسب منابع قدرت بیرونی تلاش میكند.

برنده سعی میكند كه رفتارهای خود را براساس نتایج منطقی آنها قضاوت كند، و رفتارهای دیگران را، براساس قصد و نیت آنها ارزیابی كند.
بازنده رفتارهای خود را براساس قصد و نیت خویش و رفتارهای دیگران را براساس نتایج آنها ارزیابی میكند.

برنده دیگران را نكوهش می كند ولی آنها را می بخشد.
بازنده چنان بزدل است كه قادر به نكوهش دیگران نیست، و چنان حقیر است كه قادر به بخشیدن دیگران هم، نیست.

برنده پس از بیان نكته ی اصلی مورد نظرش، لب از سخن فرو می بندد.
بازنده آنقدر به صحبت ادامه می دهد، كه نكته ی اصلی را فراموش میكند.

برنده هر امتیازی را كه بتواند بدهد، می دهد جز این كه اصول بنیادی خود را فدا كند.
بازنده به خاطر هراس از دادن امتیاز به لجاجت خود ادامه می دهد، و این در حالی است كه اصول بنیادی اش رفته رفته از بین می رود.

برنده ضعفهای خود را به خدمت توانایی هایش می گیرد.
بازنده توانایی های خود را هدر میدهد، زیرا كه آنها را در خدمت ضعفهای خود به كار می گیرد.

برنده در برابر افراد سودمند و ناتوان، یكسان عمل میكند.
بازنده به تملق قدرتمندان پرداخته و ضعفا را تحقیر میكند.

برنده میخواهد مورد احترام دیگران باشد، اما ذهنش را درگیر آن نمیكند.
بازنده برای رسیدن به این هدف، دست به هر كاری میزند، اما سرانجام، با شكست روبه رو می شود و به هدف اش نمی رسد.

برنده حتی زمانی كه دیگران وی را به عنوان یك خبره می شناسند، می داند كه، هنوز خیلی چیزها را نمیداند.
بازنده میخواهد كه دیگران او را یك خبره بدانند، و این نكته كه "بسیار كم می داند" را، هنوز نیاموخته است.

برنده گشاده روست، زیرا كه میتواند بی آنكه خود را تحقیر كند، بر خطاهای خویش بخندد.
بازنده چون حتی در خلوت خویش، خود را پست و حقیر می شمارد، در حضور دیگران نیز قادر به خندیدن بر خطاهای خود نیست.

برنده نسبت به ضعفهای دیگران، غمخواری میكند، زیرا ضعفهای خود را درك نموده و آنها را پذیرفته است.
بازنده دیگران را به دلیل ضعفهایشان خوار و خفیف می شمارد، زیرا وجود ضعف در درون خود را، انكار نموده و پنهان میكند.

برنده هر كاری كه از دست اش بر آید انجام میدهد، و اگر سرانجام شكست خورد، به معجزه امید می بندد.
بازنده بدون آنكه كوچكترین تلاشی كند، به انتظار معجزه می نشیند.

برنده هنگامی كه می بیند راهی را كه در پیش گرفته است، با مسیر زندگانی او سازگار نیست، هراس از ترك كردن آن، ندارد.
بازنده "نیمه ی راهی" را در پیش گرفته و به آن، ادامه می دهد و اهمیتی نمیدهد كه به كجا منتهی می شود.

برنده تا دم مرگ بیشتر از آنچه كه از دیگران میگیرد، می دهد.
بازنده تا پای جان از این توهم دست بر نمیدارد كه، "پیروزی" یعنی بیش از آنچه كه می دهی، بستانی.

 

پشت کوه

آری از پشت کوه آمده ام . . .

چه می دانستم این ور کوه باید برای ثروت،حرام خورد؟!

برای عشق خیانت کرد

برای خوب دیده شدن دیگری را بد نشان داد
برای به عرش رسیدن دیگری را به فرش کشاند

وقتی هم با تمام سادگی دلیلش را می پرسم
می گویند: از پشت کوه آمده !
ترجیح می دهم به پشت کوه برگردم

 و تنها دغدغه ام سالم برگرداندن گوسفندان از دست گرگ ها باشد،

 تا اینکه این ور کوه باشم و گرگ!