..................................................................................

................................................................................
اس ام اس هاي زيباي عاشقانه ودلتنگي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یادت نرود که یاد تو در یاد است / آبادی دل برای تو آباد است
از یاد نبر دل حقیرم ای دوست / در این دل من همیشه یادت یاد است . . .
یک گوشه نشسته ام پر از تشویشم / نقاشی چشمان تو هم در پیشم
زیباتر از آنی که تصور بکنم / من جز تو به هیچکس نمی اندیشم . . .
اگه بعضی وقتها نمیشنوی دوستت دارم
به خاطر سایلنت دلمه ، نه اینکه معرفتم کمه !
صبوری می کنم تا مه برآید / صبوری می کنم تا شب سرآید
صبوری می کنم تا زندگانی / مرا بگذارد و مرگ از در آید . . .
.
.
من از بچگی باید کارگردان می شدم
زیرا هرکسی به من میرسد بازیگر است . . .
.
.
آمد اما در نگاهش آن نوازش ها نبود
چشم خواب آلوده اش را مستی و رویا نبود
لب همان لب بود اما بوسه اش گرمی نداشت
دل همان دل بود اما مست و بی پروا نبود . . .
.
.
مکن مستم که هوشیار تو هستم / مکن خوابم که بیدار تو هستم
میان خواب و بیداری جهانی است / مکن ترکم که غمخوار تو هستم . . .
اینو فرستادم به سلامتی اونایی که خطشون اعتباریه اما معرفتشون دایمیه !
.
..
از حقیقت های تلخ خسته ام …
یک دروغ شیرین بگو
بگو دوستت دارم…
.
.
دیشب از دلتنگیت بغضی گلویم را شکست / گریه ای شد بر فراز آرزوهایم نشست
من نگاهت را کشیدم روی تاریخ غزل / تا بماند یادی از روزی که بر قلبم نشست . . .
.
بعضی ها مرد به دنیا میان…
بعضی ها مرد هستند ولی روزگار نامردشون میکنه…
صفای رفیقی که مرد به دنیا اومده و تو این روزگار نامرد مرد میمونه . . .
.
.
هر آنچه خواستم نیامد به دست
چون که بیگانه بودم به این دنیای پست
پی آب بودم کوزه به دست
چون که آب یافتم ، کوزه شکست
.
.
برایت آرزو میکنم بهترین هایی را که هیچ کس برایم آرزو نکرد . . .
.
.خندیدن، خوب است
قهقهه، عالی است
گریستن، آدم را آرام می کند
اما…
لعنت بر بغض . . .
.
چو کَس با زبان دلم آشنا نیست
چه بهتر که از شکوه خاموش باشم
چو یاری مرا نیست همدرد ، بهتر
که از یاد یاران فراموش باشم . . .
.
.
دیروز تو گذشت ، دیشب تو گذشت ، امروز تو هم گذشت
آیا میان این همه گذشت تو هم می گذری . . . ؟
وقتی عصبانی هستید مواظب حرف زدنتان باشید
عصبانیت شما فروکش خواهد کرد
ولی حرفهایتان یک جایی باقی می مانند
برای همیشه . . .
.
..
نگاهت کافیست تا دوباره در هوای آمدنت بمیرم
تو همیشه دعوتی ، راس ساعت دلتنگی !
.
.
میدانی تنهایی کجایش درد دارد !؟
“انکارش” . . .
.
.
با گفتن : “عزیزم جایت خالیست”
نه جای من پر می شود و نه از عمق شادی هایت کمتر
فقط دلخوش می شوم که هنوز بود و نبودم برایت مهم است . . .
.
.
سلامِ مرا به وجدانت برسان و اگر بیدار بود
بپرس چگونه شب ها را آسوده می خوابد . . . ؟
.
.
فرهاد میدانست صد سال نمیتواند کوه را بکند
فقط میخواست یک عُمر اسمش را با “شیرین” بیاورند . . .
.
.حضور آرامت مدتهاست در کنارم نیست
ولی یاد تو مهمان همیشگی قلبم است . . .
.
.
من می بافم … او نیز می بافد …
من برای او کلاه تا سرش را گرم کنم
او برای من دروغ تا دلم را گرم کند . . .
.
..
تو که عشقو تو ویرونی ندیدی / شب سر در گریبونی ندیدی
نمی دونی چه دردی داره دوری / تو که رنگ پریشونی ندیدی . . .
.
.
اینجا بجز دوری تو
چیزی بمن نزدیک نیست . . .
.
.
من وجودم به تو مدیون و دلم مامن توست / آرزویم نظری روی تو و دیدن توست
من اگر دور ز تو هستم و دلتنگ شدم / با صدای خوش تو غرق در آهنگ شدم . . .
.
.
کاش خبر از این دل تنگم داشتی / کاش خبر از غصه و آهم داشتی
این دل شده مبتلا به تو ای دوست / کاش مرهمی برای دردش داشتی . . .
.
.
محبت چشمه ایست از جنس نور / هم ارادت هم سلام از راه دور . . .
.
گرچه جدا از تو ولی ، همیشه با تو زیستم
من و تویی نکن که من ، کسی به جز تو نیستم . . .
.
یعنی گلی که بر سر شاخه ببویمت؟
یا آن شراب نابی و باید بنوشمت؟
اصلاً چه حرفهای مفت که در شعر می زنند!
باید تو را بغل نموده و محکم ببوسمت!
.
.
چی باعث میشه یادم بیفتی !؟
به همه بفرست جوابای جالب میگیری !
(اول جواب من )
دیوار ها هم عاشق میشوند، یادگاری ننویسید اگر قصد برگشتن ندارید . . .
به دام آن دو زلفانت اسیرم / غم هجرت نموده سخت پیرم
بود این آخرین حرفم دم مرگ / الهی [... جان] توبمانی من بمیرم . . .
.
دل کندن اگر کار آسانی بود ، فرهاد به جای بیستون دل میکند . . .
شب قراریست که ستاره ها برای بوسیدن ماه می گذارند
و چه زیباست شرم زمین که خودش را به خواب می زند . . .
دلتنگ شدن حس نبودن کسي است که تمام وجودت يکباره تمناي بودنش را مي کند .
ღ♥ღ
قدر ياران قديمي را بدان اي نازنين، فرش هاي کهنه را مردم گران تر مي خرند.
♥ღ
کاش ميشد بداني که فراموش کردنت مثل برآورده شدن آرزوهايم محال است .
ღ♥ღ
آن کس که قلب خاکي اش را سنگفرش قدم هايت مي کند ، منم .
ღ♥ღ
هرگاه دلت ياد کسي کرد و فرو ريخت ، آنگاه به ياد آر که من نيز به ياد تو چنينم .
ღ♥ღ
يک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن ، چشم ها بيشتر از حنجره ها مي فهمند .
ღ♥ღ
گفته بودي گر بيايي مقدمت را گل فشانم، گل چه قابل نازنينم، چشم هايم فرش راهت
ღ♥ღ
دعاي قاصدک ها خوشبختي آدماست، برات آرزوي يه دنيا قاصدک دارم
ღ♥ღ
همه ي بغض من تقديم غرور نازنينت باد، غروري که لذت دريا را به چشمانت حرام کرد
ღ♥ღ
هر بار که کودکانه دست کسي را گرفتم گم شدم، آنقدر که من در هراس گرفتن دستي هستم، ترس از گم شدن نيست
ღ♥ღ
زندگي قافيه باران است، من اگر پاييزم و درختان اميدم همه بي برگ شدند، تو بهاري و به اندازه ي باران خدا زيبايي.
ღ♥ღ
خواب بودم سخن عشق تو بيدارم کرد
بي خود بودم عطش عشق تو هوشيارم کرد .
ღ♥ღ
به کدامين شهر نگاهت بخشم دل بي تابم را
تو تمناي دلي هر شب و هر خوابم را .
ღ♥ღ
بي تو اينجا همه در حبس ابد تبعيدند
سالها هجري و شمسي همه بي خورشيدند
ღ♥ღ
جس ميکنمت هر لحظه تو قلبم
با تو اين شب ها ميشه رويايي
حس ميکنم دستاتو تو دستم
حس ميکنم هر لحظه اينجايي
ღ♥ღ
نزار دلم از همه چي خسته بشه
نزار چشاي باز من بسته بشه
نزار صداي قلبي که داره واسه تو ميزنه
با رفتنه تو کم بشه آرومو آهسته بشه
ღ♥ღ
گر تو يارم نشوي آخر پاييز من است
فکر بي تو شدنم دشمن بنيان من است
تا زماني که تو شيريني و دوري ز دلم
رنگ خون بر جگر فرهاد من است
ღ♥ღ
تو ميتوني با موندنت يخه دلمو آب کني
ميتوني اشک تو چشام واسه هميشه خاک کني
تو ميتوني بزاري من دوباره زندگي کنم
يا اينکه با نبودنت زندگيمو خراب کني
ღ♥ღ
نرسد دست تمنا چون به دامان شما
ميتوان چشم دلي دوخت به ايوان شما
از دلم تا لب ايوان شما راهي نيست
جاني ست در اين فاصله ، قربان شما
ღ♥ღ
نميدانم چرا بيمارم امشب
سکوتي خفته در گفتارم امشب
غم اشک دلم آهسته مي گفت
پريشان از فراق يارم امشب .
ღ♥ღ
دست من کوتاه از ديدار توست
قلب من اما هميشه ياد توست .
ღ♥ღ
شکوفه هاي صورتي فداي مهربونيات
يه دل که بيشتر ندارم اونم فداي خوبيات
ღ♥ღ
شرابي از لبت در جام کردي
مرا با بوسه شيرين کام کردي
دلم آهوي وحشي بود و او را
ندانم با چه افسون رام کردي
ღ♥ღ
از آشيانه ي چشمانت کبوتران اميد
به شوق باغ تنت پر گشاده در راهند
ز دره هاي هوس تا فراز قله ي عشق
پريده اند و از تو آب و دانه مي خواهند
ღ♥ღ
ديشب روي شيشه ي تبدار تو را (ها) کردم
با نفسم اسم زيباي تو را جدا کردم
شيشه بدجور ابري و باراني شد
شيشه را يک شبه تبديل به دريا کردم
با نوک انگشت کشيدم عکس زيباي تو را
عکس زيباي تو را سير تماشا کردم
ღ♥ღ
سفر مگو که دل از خود سفر نخواهد کرد
اگر منم که دلم بي تو سر نخواهد کرد
من و تو پنجره هاي قطار در سفريم
سفر مرا به تو نزديکتر نخواهد کرد .
ღ♥ღ
ما را کبوترانه وفادار کرده است
آزاد کرده است و گرفتار کرده است
بامت بلند باد که دلتنگيت مرا
از هرچه هست غير تو بيزار کرده است .
ღ♥ღ
در ميان دست هايت عشق پيدا مي شود
زير باران نگاهت نسترن وا مي شود
با عبور واژه ها از گوشه ي لب هاي تو
مهرباني قلبت خوب معنا مي شود
ღ♥ღ
دلم زيباترين دلهاست امروز
درون اين دلم غوغاست امروز
دلم را در طبق بنهاده بودم
دهم آن را به دست يار امروز .