نکند منتظر مردن مایی آقا ...؟؟؟؟؟؟

 

غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد

از شما دور شدن، زار شدن هم دارد

هر که از چشم بیفتاد، محلّش ندهند

عبدِ آلوده شده ،خار شدن هم دارد

عیب از ماست که هر صبح نمی بینیمت

چشم بیمار شده ،تار شدن هم دارد

همه با درد ،به دنبال طبیبی هستیم

دوری از کوی تو بیمار شدن هم دارد

ای طبیبِ همه ،انگار دلت با ما نیست

بد شدن حسِّ دل آزار شدن هم دارد

.

.

.

             


.

.

.

آنقدر حرف در این سینه ی ما جمع شده

این همه عقده تلنبار شدن هم دارد

از کریمان، فقرا جود و کرم می خواهند

لطف بسیار ،طلبکار شدن هم دارد

نکند منتظر مردن مایی آقا ؟ !

این بدی ،مانع دیدار شدن هم دارد

ما اسیریم ،اسیر غم دنیا هستیم

غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد..

شیعه اثنی عشری.......

بسم الله الرحمن الرحیم
کلافه و کمی عصبی
به ساعت مچی ام نگاه می کنم
حدود یک ساعت است که به انتظار تاکسی ایستاده ام
هر ماشینی که می ایستد فارغ از تاکسی . شخصی. آژانس یا خط واحد بودنش به سرعت پر می شود!
و مردم
هنوز ماشین نیایستاده به در آن هجوم می برند
السابقون السابقون...
همه از وضع موجود خسته اند
آه
دلتنگم
فریاد بر می آورم
در درونم
ای مردم
اگر همین قدر که اکنون در انتظار تاکسی ایستاده اید
اگر همین قدر که اکنون تشنه ی یک ماشین اید!
اگر تنها به همین اندازه
منتظر او بودید...
آه...
کسی در درونم ندایم می دهد:
تو چه طور؟
تو چه قدر تشنه ی اویی؟
تو چه قدر به انتظار ایستاده ای؟
نمیدانم!
دلتنگ می شوم
دلنتگ اویی که عمری است در انتظار است
و من
از حضور او جا مانده ام
و فارغ از او
زندگی می کنم
زندگی!
و نامی گزاف برای خود برگزیده ام:
"شیعه ی اثناعشری"


شاید تشبیه درستی نباشه...اما...

ماه رحمت الهی ....

جاذبه ی سیب آدم را به زمین زد و
جاذه ی زمین،سیب را.
فرقی نمیکند،سیب یا آدم!
سقوط ،سرنوشت دل دادن به هر جاذبه ای
غیر از خداست...

بهترین عمل

پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود:
«اِعْلَمُوا اَنَّ خَیْرَ اَعْمالِکُمْ عِنْدَ مَلیکِکُمْ وَ اَزْکاها وَ اَرْفَعَها فی دَرَجاتِکُمْ وَ خَیرَما طَلَعَتْ عَلَیهِ الشَّمعسُ، ذِکْرُاللهِ سُبْحانَهُ وَ تَعالی فَاِنّهُ اَخْبَرَ عَنْ نَفْسِهِ فَقال اَنا جَلیسُ مِنْ ذَکَرَنی.»[عده الداعی، ص 238]

بدانید که بهترین اعمال شما نزد خداوند و پاکیزه ترین آنها و آنچه از همه بیشتر درجات شما را بالا می برد و بهترین چیزی که آفتاب بر آن تابیده، ذکر خدای سبحان است؛ زیرا خدای تعالی از خودش خبر داده،
فرمود: "من همنشین کسی هستم که مرا یاد کند".

 

خداوند متعال به موسی وحی نمود و گفت ای موسی شش چیز درشش محل است و مردم طلب میکنند آنها را در شش مورد پس نمی یابند آنها را هرگز"

(بدرستیکه راحتی را در بهشت قرار دادم و مردم آن را در دنیا می خواهند )

(بدرستیکه علم را در گرسنگی قرار دادم و مردم آن را در سیری می طلبند )

(بدرستیکه عزت را در شب زنده داری قرار دادم ومردم در درگاه سلاطین می جویندش )

(بدرستیکه بزرگی و درجه را در تواضع قرار دادم ولی مردم در تکبر می طلبند )

(هر آینه اجابت دعا را در لقمه حلال قرار دادم ولی آنها در قیل وقال میجویند)

(هرآینه بی نیازی رادرقناعت قراردادم اماآنها درزیادی متاع دنیا میخواهندو هرگز نمی یابند)

ورود امام زمان (عج) اکیدا ممنوع !!!!!

یک هفته بود کارتهای عروسی روی میز بودند.هنوزتصمیم نگرفته بود چه کسانی را دعوت کند.لیست مهمانها و کارهای عروسی ذهنش را پر کرده بود... 

برای عروس مهم بود كه چه كسانی حتما در عروسی اش باشند.از اینكه دایی سعیدش سفر بود و به عروسی نمی رسید دلخوربود...
کاش می آمد...خیلی از كارت ها مخصوص بودند.مثلا فلان دوست و فلان رئیس...خودش کارتها را می برد با همسرش!سفارش هم میكرد كه حتما بیایند...
اگر نیایید دلخور میشوم.دلش می خواست عروسی اش بهترین باشد.همه باشند و خوش بگذرانند.تدارك هم دیده بود." ارگ و دیگر ابزارها"حتما باید باشند،خوش نمی گذرد بدون آنها.شیشه های مشروب را سفارش داده ام خدا کند تا فردا آماده شوند
بهترین تالار شهر را آذین بسته ام.خوبی این تالار این است که کاری ندارند مجلس مختلط باشد یا جدا.چند تا ازدوستانم که خوب میرقصند حتما باید باشند تا مجلس گرم شود. آخر شوخی نبود که. شب عروسی بود...
همان شبی که هزار شب نمیشود.همان شبی که همه به هم محرمند.همان شبی که وقتی عروس بله میگوید به تمامی مردان داخل تالار که نه به تمام مردان شهر محرم میشود این را از فیلم هایی که در فضای سبز داخل شهر میگیرند فهمیدم...
همان شبی که فراموش میشود عالم محضر خداست.آهان یادم آمد.این تالار محضر خدا نیست تا می توانید معصیت کنید.همان شبی که داماد هم آرایش میکند. همه و همه آمدند حتی دایی سعید
و.....اما.....................کاش امام زمانمان"عج" بود.حق پدری دارد بر ما...
مگر میشوداو نباشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟عروس برایش كارت دعوت نفرستاده بود،اما آقا آمده بود.به تالار كه رسید سر در تالار نوشته بودند: 

(ورود امام زمان"عج" اكیدا ممنوع!) 

                                                  
دورترها ایستاد و گفت: دخترم عروسیت مبارك ولی ای كاش كاری میكردی تا من هم می توانستم بیایم....مگر میشود شب عروسی دختر پدر نیاید.من آمدم اما..گوشه ای نشست و دست به دعا برداشت و برای خوشبختی دخترک دعا کرد....

یا زهرا ...

شب شده بود
حضرت زهرا (س) داشت رختخوابش رو پهن می کرد که بخوابه
در همین حین پیامبر اکرم (ص) وارد شد
رو کرد به حضرت زهرا (س) و فرمود: فاطمه جان! شبها قبل از اینکه چهار کار رو انجام ندادی نخواب
حضرت زهرا (س) پرسید: بابا جان! آن چهار کار چیست؟
پیامبر (ص) فرمود: 1. قرآن را ختم کنی 2. پیامبران را شفیع خود گردانی 3. مومنین را از خود راضی کنی 4. حج و عمره بجا آوری
پیامبر اکرم (ص) این را فرموده و به نماز ایستادند
حضرت زهرا (س) منتظر ماند تا نماز پدرش تمام شود
بعد از اتمام نماز پیامبر (ص) ، پرسیدند: بابا جان! مرا به چهار چیز امر فرمودی که از توانم خارج است. من چگونه این کارها را قبل از خواب انجام دهم؟
پیامبر اکرم (ص) فرمودند:
وقتی سه بار سوره ی اخلاص " قل هو الله احد " را بخوانی مثل این است که قرآن را ختم کرده ای
وقتی بر من و دیگر پیامبران صلوات فرستی ، ما در قیامت شفیع تو خواهیم بود
وقتی برای مومنین استغفار کنی ، انان را از خود راضی و خشنود کرده ای
و چون بگویی سُبحانَ اللّه وَ الحَمدُ للّه وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ وَ اللّهُ اکبرُ مثل این است که حج و عمره بجا آورده ای
منبع: کتاب منتهی الآمال

بچه ها بیایم ما هم شبها با انجام این چهار چیز ، علاوه بر رسیدن به اثرات بلند آنها ، بخشی از زندگیمون رو همرنگ حضرت زهرا سلام الله علیها کنیم

امام مهدی (عج)

خیلی ها دلشون می خواد با امام زمان (ع) دوست بشن و عشقشون به ایشون، بیشتر تجلی کنه ، اما راهشو بلد نیستن ، برا این کار هفت تا فرمول کلیدی ومیان برپیشنهاد می شه :

1- هر وقت صدقه می دین ، پیش از اینکه به فکر حاجت و مشکل خودتون باشین ، سلامتی و فرج آقامون امام زمان (ع) رو در نظر بگیرین . چون خود ایشان می فرماید : گشایش کار شما در فرج ماست .

2- هر وقت خواستی دعا کنین ، اول سلامتی و فرج آقا رو از خدا بخواهین و بعدش بقیه چیزایی که تو ذهنتون هست رو مطرح کنین .

3- از هر فرصتی که در 24 ساعت براتون پیش میاد استفاده کرده و زیر لب برای سلامتی امام زمان (ع) صلوات بفرستین . وقت کار ، بیداری ، قبل از خواب ، استراحت ، تو صف اتوبوس ، تو مغازه ، زنگ تفریح و.... بعضی از بزرگان از باب تجربه گفته اند ، اگر این صلوات ها رو به مادر گرامی امام زمان (ع) حضرت نرجس خاتون (ع) هدیه کنید زودتر به مقصد می رسید .

4- هر وقت و هرجا اسم مبارک امام زمان (ع) رو شنیدید ، بلند شید و دست رو سر بگذارید ، چرا که از امام رضا (ع)این گونه نقل شده است .

5- در محیط خانه ، لای کتاب ها ، محل کارو.. خود چیزهایی که شما را به یاد امام زمان (ع) میندازه رو قرار بدید . مثل تابلو ، برچسب ، نام زیبای حضرت ، دعای فرج و..

6- از همین الان رنگ زندگیتون رو به رنگ حضرت در بیارید و هر کار می کنید برا خشنودی قلب مقدسش و رضایت خاطرش انجام بدید . اگر درس می خونید ، کارمیکنید ، درس می دید ، خلاصه در همه عرصه های زندگی ، فلش رو به طرف حضرت نشانه بگیرید و بگید می خوام خدمتگذار شایسته و کاردان و نوکری لایق برای حضرت باشم . روایت می گه کسی که در زندگیش نیت خدمت به امام زمان (ع) رو داشته باشه و در این نیت از دنیا بره ، وقتی حضرت ظهور می کنه ، به اذن خدا، اون شخص زنده می شه و افتخار هم رکابی و هم جواری با امام عصر (ع) رو پیدا می کنه ...

7- هر روز صبح که از خواب پا می شین ،نمازتو نوکه خوندین، اولین کارتون ،تجدید میثاق با آقا باشه اونم با خوندن دعای عهد .
راستی ما رو هم از دعا فراموش نکنین

صبح نزدیک است ....

صدایی آمد :

ای مسافر کوچک چه شده؟

آرام آهی کشید اشکهایش را فرو خورد و نگفت!

دوباره پرسید:

بنده ام چه شده؟

اینبار بغض را فرو داد اما باز هم نگفت!

اما او چشم بر نمی داشت و چون کودکی در آغوشش گرفته بود.

مسافر حتی سر بر نمی گرداند،

صبح نزدیک بود،

در انتظارش بودند.

شاید نغمه ی صبح سکوت را بشکند!

.......................


بنده ام چشمهای زیبایت را میشناسم،

بنده ام اشکهایت را خریدارم،

حرفهای مه آلودت همه را میدانم حتی آنگاه که پشت کرده بودی تو را نظاره می کردم ،

باز هم نمیگویی؟؟

مسافر کوچکم سپیده ی صبح نزدیک است هنوز راه را نیافته ای؟؟!!

چشمهایت را بگشا!

من اینجایم صدای مرا میشنوی؟!!

مسافر لب از لب گشود و گفت:

خدای مهربانم راه گم کرده ام

صبح نزدیک است و اما من دوباره به عقب برگشته ام

اینجا کجاست؟

در میان نیمه شب ! پشت خروارها سکوت!

بنده ام ( تسبیح و پاکی برای خداست آنگاه که به شامگاه می رسید و آنگاه که صبح می کنید)17 روم

بنده ام (خداست که کتاب و ترازوی اعمال و ایمان را به حق نازل کرد و تو چه میدانی شاید قیامت نزدیک باشد)17شوری

بنده ام (اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، هرگز کسی از شما پاک نمی شد،

ولی خداست که هر کس را بخواهد پاک می گرداند،وخدا شنوا و داناست.)21نور


مسافر آرام شده بود


گفت خدای مهربانم دستهایم را بگیر

زمزمه ای درونش نجوا می کرد:دست خدا بالاتر از دستهاست!

هنوز صدای فرشتگان می آمد و خداوند لحظه ای از او چشم برنمی داشت،

اما مسافر خوابش برده بود،

هنوز صبح نشده!

اما صبح نزدیک است!

(((روزی که تمام اسرار بر ملا خواهد شد)))

وَهُوَ الَّذِی یُنَزِّلُ الْغَیْثَ مِن بَعْدِ مَا قَنَطُوا وَیَنشُرُ رَحْمَتَهُ وَهُوَ الْوَلِیُّ الْحَمِیدُ

او کسی است که باران سودمند را پس از آنکه مایوس شدند نازل می‏کند و رحمت خویش را می‏گستراند; و او ولی و (سرپرست) و ستوده است! (28)

مادرم... اما...

گفت : در می زنند مهمان است
گفت: آیا صدای سلمان است؟
این صدا، نه صدای طوفان است
مزن این خانهء مسلمان است
مادرم رفت پشت در، اما


گفت: آرام . ما خدا داریم
ما کجا کار با شما داریم
و اگر روضه ای به پا داریم
پدرم رفته ما عزاداریم
پشت در سوخت بال و پر، اما



آسمان را به ریسمان بردند
آسمان را کشان کشان بردند
پیش چشمان دیگران بردند
مادرم داد زد بمان! بردند
بازوی مادرم سپر، اما


بین آن کوچه چند بار افتاد
اشک از چشم روزگار افتاد
پدرم در دلش شرار افتاد
تا نگاهش به ذوالفقار افتاد-
گفت: یک روز یک نفر اما...
.
.
.
.

 



بهترین دوست ....

         

از رحمت خدا نا امید نشید
گفتم: خسته‌ام
گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله
.:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) ::.

گفتم: هیشکی نمی‌دونه تو دلم چی می‌گذره
گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه
.:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.

گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم
گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید
.:: ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/16) ::.


گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!
گفتی: فاذکرونی اذکرکم
.:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.


گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
.:: تو چه می‌دونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63) ::.


گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟
گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله
.:: کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس/109) ::.

گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچیک... یه اشاره‌ کنی تمومه!
گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
.:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.

گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟
گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم
.:: خدا نسبت به همه‌ی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) ::.

گفتم: دلم گرفته
گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا
.:: (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن (یونس/58) ::.

گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله
گفتی: ان الله یحب المتوکلین
.:: خدا اونایی رو که توکل می‌کنن دوست داره (آل عمران/159) ::.

گفتم: خیلی چاکریم!
ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که:

و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره
.:: بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت می‌کنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا می‌کنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنن (حج/11) ::.

گفتم:...
دیگه چیزی برای گفتن نداشتم.

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم
گفتی: فانی قریب
.:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد بهت نزدیک شم
گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.
گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی
گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.

گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار می‌تونم بکنم؟
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.:: مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::.

گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
.:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛ عاشق می‌شم! ... توبه می‌کنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
.:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک
گفتی: الیس الله بکاف عبده
.:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟
گفتی:

یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.