خووووچه اخوخخخ توووف این صدا موقعی میاد که پدر بزرگم اول صبحی
تو حیاط درش میاره..

ملت واسه تجدید خاطره آلبوم عکساشونونگا میکنن
اونوقت من
فقط کافیه زیر تختمونو تمیز کنم !!!

اون بچه مردمی که
همیشه پدر مادرتون ازش تعریف میکنن
و بهتون سرکوفتشو میزنن، منم
!
حلاااال کنید :))

پسری که پاستیل توی داشبورد ماشینش باشه پسر
نیست ، مرد رویاهاست !

یبار تو مهمونی بودم یه مسیج نوشتم با این مضمون :
” آدم ضایع خشتکت پارست زشته
همه دارن نگات میکنن”
فرستادم به ۱۰ نفر از حاضرین تو مهمونی
)))
آخ آخ آخ به رفاقتمون قسم که بوی جوراب میده با فاصله ۱۰ ثانیه یکی یکی دستا
رفت
سمت خشتک
))) ینی من اون
وسط داشتم هلکوپتری میزدم
))
هیچی بعدش من راهی بیمارستان شدم بدلیل جراحات وارده:|

دو دست بردمش دست سوم کُری میخوندم واسش!من:ننه پیر شدی..گذشت
اون زمون که منُ
میبردی!
مامان بزرگم: پیر مادر شوهر نداشتته
تو بزرگ شدی دیگه نمیتونم کلاه سرت بزارم
بچگیا خرفت بودی گولت میزدم میبردمت
من
مامان بزرگ
))
اینا به
کنار،تا میخواستم مهره اشُ بزنم میگفت زورت به من پیرزن رسیده؟؟
وقتی میزدم می گفت: وقتی نوه ام بهم رحم نمیکنه باید از بقیه چه توقعی
داشته
باشم 

بابام داشت خاطره تعریف میکرد
میگف:
وقتی که من رفتم با مادرتون عقد کردم شب که اومدیم خونه، دخترای همسایه
ها
باسنگ شیشه خونمونو شکستن
)))))
قیافه مامانم:
الان دقیقا ۳ روزه نه شام داریم نه ناهار نه صبحانه، بدبختیم 

کیا یادشونه؟ ﻣﺎ ﯾﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﻭﺳﻂ
ﮐﺎﻏﺬ ﯾﻪ ﺧﻂ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪﯾﻢ ﺑﻌﺪ ﺍﯾﻨﻄﺮﻑ ﻭ
ﺍﻭﻧﻄﺮﻓﺶ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ
ﻭﺗﺎﻧﮏ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪﯾﻢ ﺑﻌﺪﺵ ﻃﺮﻑ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﯾﻪ ﺩﺍﯾﺮﻩ ﺑﺎ
ﺧﻮﺩﮐﺎﺭﻣﯿﮑﺸﯿﺪﯾﻢ
ﺑﻌﺪﮐﺎﻏﺬﻭ ﺗﺎ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﺩﺍﯾﺮﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ
ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻣﯿﺎﻓﺘﺎﺩ ﺭﻭﯼ ﺗﺎﻧﮏ ﺩﺷﻤﻦ ﻭ
ﻣﯿﺒﺮﺩﯾﻢ
)))))


