حیوانات عزیز..

سیلام..من باز اومدم


خوبین؟


--------------------------------------------------------------------------------------------


ﺑﺎﻍ ﻭﺣﺶ ﻣﻤﻠﻮ ﺍﺯ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﺑﻮﺩ، ﺍﺯ ﺑﻠﻨﺪﮔﻮﯼ ﺑﺎﻍ ﻭﺣﺶ ﺍﯾﻦ


جمله شنیده شد:


"بازدیدکنندگان گرامی از دادن هر گونه غذا و خوراکی به حیوانات خودداری فرمایید."


بعد از مدتی مجددا از بلندگو اعلام شد:


"بازدید کننده گرامی از شما خواهش کردیم که از تغذیه


دادن به حیوانات خودداری نمایید!"


این هشدار ها با لحن های مختلف چندین بار تکرار شد.


آخرین هشدار بلندگو این بود"


"حیوانات عزیز خواهشمندیم از آدم ها غذا نگیرید!"



--------------------------------------------------------------------------------------------


بازدید کنندگان گرامی نظر فراموش نشه!!:)

لکنت زبون!

طرف لکنت زبون داشته.زنگ میزنه اورژانس که بیان جنازه ی همسیاشو ببرن!

 

 

میگه:اااالواااوورجانس ،این ههههمسسسایمووون­ ممممرده!

 

 


یه آمبولانس میفرررررستین؟!


 


…طرف میگه: آدرستون؟!

 



یارو تا میاد آدرسو بگه زبونش بند میاد میگه:ظظظظظ!

 


… … …طرف میگه :ظفرمنظورته ؟


 

میگه: نننننننـــنه!


 

طرف فکر میکنه سرکاره قطع میکنه!


 

۲هفته بعد همین اتفاق میفته بازم طرف میگه:آدرستون؟


 

باز زبونِ یارو بندمیاد میگه: ظظظظ!

 

 

طرف میگه ظفر؟ میگه:ننننه!


 

باز مامور اورژانس فکرمیکنه سرکاره قطع میکنه!



3!ماه رد میشه،باز طرف زنگ میزنه میگه:

 

 

اااااووووورژانس­، این هههمسایمون ممممرده محلللمون بوی گند گررررررفته

 

 

 یه آمبولانس ببفرستیییین!

 

طرف میگه :آدرستون؟!

 


باز زبون یارو بندمیاد میگه: ظظظظ!

 

 

از اونور میگن :آقامنظورت ظفره؟!

 

طرف میگه :آآآآررررره آآآآشغااااال؛


 

آآآآررره کککککثافت


 

ککشووووندم آورددددمش ظفرببییییا بببرش!!!!!!

جن ها

اسامی جن ها:

 

                     مازر، کمطم، قصوره، طیکل.

 

قبیله های جن ها:

 

                    بنی القماقم،بنی الدهمان،بنی القیعان.

 

وهنگام خواندن اسم هایشان صدایتان را میشنوند و فورا به سراغتان می آیند!!

 

                        لحظات خوشی را برایتان آرزو مندم!!

ایرانیه و خارجیه

خارجيه و ايرانيه باهم ميرن شيريني فروشي .

 

خارجيه ميبينه كسي حواسش نيست سه تا شيريني ورمیداره میذاره تو

 

جیبش و به رفیق ایرانیش میگه نگاه کن این حیله ی یه خارجیه!!

 

ایرانیم میگه: عه پس بریم منم یه چشمه از هنر بچه ها ایرانو نشونت بدم!

 

برمیگردن شیرینی فروشی...

 

ایرانیه  به شیرینی فروشه میگه سه تا شیرینی بده میخوام واست جادو کنم..

 

اولیو میده میخوره .دومیم بهش میده میخوره . سومیم میخوره..!

 

شیرینی فروشه میگه پس کو جادوش؟میگه تو جیب خارجیه ست نگاش کن!

 

صحیح و سالم پیداش میکنی!!

 

 

 

 

ایرانیاش بزنن لایکو!

[چشمک!]

مرد رو به زنش میکنه میگه:

 

اگه من بمیرم تو چیکار میکنی؟

 

زن یکم فک میکنه میگه: دیوونه میشم

 

مرد میگه: دروغ نگو. میری شوهر میکنی..

 

زن: نه بابا دیگه اتا اون حدم دیوونه نمیشم!!

عرض تسلیت به مناسبت سوگواری امام حسین(ع).

       السلام علي الحسين  و علي علي بن الحسين

 

                                              و علي اولاد الحسين وعلي اصحاب الحسين

 

 

 

-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.

 

 

گویند “می” نمی شود از راه گوش خورد

 

                                 من “یا حسین” می شنوم مست می شوم . . .

 

 

 

 

باکدوم بیشتر موافقین؟؟

به بعضی از دخترا باید گفت : عزیزم یه ذره صورت رو آرایشت مونده !

 

نظرتون چیه؟؟


 

بهترین راه جمع کردن نمکی که روی فرش ریخته ،

 

 اینه که با دست بزنی پخشش کنی

 

 نظرتون راجبه این چیه؟؟!

 

 

داداشم ديشب کلي تقلب نوشته بود برا امتحان فيزيکش ،


صبح يادش رفته ببره مامانم دربست گرفته رفته سر جلسه بهش برسونه !


واقعا راضيم ازش

 

 

"باکدوم یک از این 3تا بیشتر موافقین؟؟!!"

 

...

چند روز پیش رفته بودیم عروسی …

 

یه خانومه اومده بود با مامانم صحبت میكرد و هی از پسرش تعریف میكرد !

 

آخرش گفت : اگه اجازه بدین بیایم خواستگاری !

 

مامان منم گفت : نه بابا هنوز بچس و …

 

خانومه گفت : ای بابا ما سعادت نداشتیم !

 

مامانه منم با فروتنی كامل گفت : نه این چه حرفيه دختر من لیاقت نداشته !

هه!

 

پسر گلم میخام واست ی زن بگیرم درست مثه مامانت..

 

لااقل تو دیگه باید بگی...!

اگه واقعن با هوش باشی میتونی حل کنی!!!!

.

 

.

 

.

 

.

 

.

 

✔فرض کن این عکس تو توی آفریقاست…!

 

✔و تو با یه طناب به درخت وصل شدی و مثل لنگر کشتی تو هوا معلق هستی…!

 

✔یه شمع هم به آرومی داره طناب رو می سوزونه…!

 

✔و یه شیر هم اون زیر واستاده تا تو بیفتی و شیره ناهارشو بخوره…!

 

✔و تا زمانی که طناب سالم باشه تو هم زنده هستی ، کسی هم نیست که بهت کمک کنه…!

 

 

✔تنها راه اینه که شیر رو متقاعد کنی که شمع رو خاموش کنه..!

 

 

✔چجوری تو این کار رو انجام می دی…؟!

 

 

 

*

 


*

 


*

 


*

 


*

جوابـــــــ تو ادامه ....

 

 

البته اول باید تو جوابو بگی....

 

 

بعد بازش میکنم!

ادامه نوشته

بخندین دیگه..

خووووچه اخوخخخ توووف این صدا موقعی میاد که پدر بزرگم اول صبحی

 

 تو حیاط درش میاره..

 

 

 

 

ملت واسه تجدید خاطره آلبوم عکساشونونگا میکنن


اونوقت من فقط کافیه زیر تختمونو تمیز کنم !!!

 

 

 

 

اون بچه مردمی که همیشه پدر مادرتون ازش تعریف میکنن

و بهتون سرکوفتشو میزنن، منم !

حلاااال کنید :))

 

 

 

 

پسری که پاستیل توی داشبورد ماشینش باشه پسر نیست ، مرد رویاهاست !

 

 

 

 

یبار تو مهمونی بودم یه مسیج نوشتم با این مضمون :

   

 ” آدم ضایع خشتکت پارست زشته همه دارن نگات میکنن”

فرستادم به ۱۰ نفر از حاضرین تو مهمونی :) )))

آخ آخ آخ به رفاقتمون قسم که بوی جوراب میده با فاصله ۱۰ ثانیه یکی یکی دستا

 

رفت سمت خشتک :) ))) ینی من اون وسط داشتم هلکوپتری میزدم :) ))

 

هیچی بعدش من راهی بیمارستان شدم بدلیل جراحات وارده:|

 

 

 

 

دو دست بردمش دست سوم کُری میخوندم واسش!من:ننه پیر شدی..گذشت
 
 
اون زمون که منُ میبردی!
 

مامان بزرگم: پیر مادر شوهر نداشتته

تو بزرگ شدی دیگه نمیتونم کلاه سرت بزارم

بچگیا خرفت بودی گولت میزدم میبردمت

من :|

مامان بزرگ :) ))
 
 
اینا به کنار،تا میخواستم مهره اشُ بزنم میگفت زورت به من پیرزن رسیده؟؟
 

وقتی میزدم می گفت: وقتی نوه ام بهم رحم نمیکنه باید از بقیه چه توقعی

 

 داشته باشم :|

 

 

 

 

 

 

بابام داشت خاطره تعریف میکرد میگف:

وقتی که من رفتم با مادرتون عقد کردم شب که اومدیم خونه، دخترای همسایه

 

ها باسنگ شیشه خونمونو شکستن :) )))))

قیافه مامانم: :| :| :|

الان دقیقا ۳ روزه نه شام داریم نه ناهار نه صبحانه، بدبختیم :|

 

 

 

 

 

 

کیا یادشونه؟ ﻣﺎ ﯾﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﻭﺳﻂ


ﮐﺎﻏﺬ ﯾﻪ ﺧﻂ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪﯾﻢ ﺑﻌﺪ ﺍﯾﻨﻄﺮﻑ ﻭ ﺍﻭﻧﻄﺮﻓﺶ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ


ﻭﺗﺎﻧﮏ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪﯾﻢ ﺑﻌﺪﺵ ﻃﺮﻑ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﯾﻪ ﺩﺍﯾﺮﻩ ﺑﺎ


ﺧﻮﺩﮐﺎﺭﻣﯿﮑﺸﯿﺪﯾﻢ ﺑﻌﺪﮐﺎﻏﺬﻭ ﺗﺎ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﺩﺍﯾﺮﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ


ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻣﯿﺎﻓﺘﺎﺩ ﺭﻭﯼ ﺗﺎﻧﮏ ﺩﺷﻤﻦ ﻭ ﻣﯿﺒﺮﺩﯾﻢ


:) )))))

 

         

سرتو بپا!

                      برو ادامه مطلب

 

 

                         فقط سرتو بپا!

ادامه نوشته

......!!

کاش می دانستی

من سکوتم حرف است

حرف هایم حرف است

خنده هایم حرف است

کاش می دانستی

می توانم همه را پیش تو تفسیر کنم

کاش می دانستی

کاش می فهمیدی

کاش و صد کاش نمی ترسیدی

که مبادا دل من پیش دلت گیر کند

یا نگاهم تلی از عشق به دستان تو زنجیر کند

من کمی زودتر از خیلی دیر

مثل نور از شب چشم تو سفر خواهم کرد

تو نترس

سایه ها بوی مرا سوی مشام تو نخواهند آورد

کاش می دانستی

چه غریبانه به دنبال دلم خواهی گشت

در زمانی که برای غربتت سینه دلسوزی نیست

تازه خواهی فهمید

مثل من عاشق مغرور شب افروزی نیست

 

 

: میدونم..! 

 

خیالتون تخت!

واااااااااای که چقد خوش حالم

 

 

 

قراره امروز با نامزدم بریم بیرون!

 

 

.

 

 

.

 

 

.

 

 

.

 

 

.

 

 

.

 

 

.

 

 

.

 

 

.

 

 

.

 

 

.

 

 

.

 

 

.

 

 

.

 

 

پسرا صبر کنید!

 

 

خودکشی نکنید!

 

 

خیالتون تخت!

 

 

من هنوز مجردم!!!

 

 

 

دو برادر..

دوتا برادر آخره شر بودن و پدر محل رو درآورده بودن
 
 دیگه هروقت هرجا یک خراب کاریی میشده، ملت می دونستن زیر سر این دوتاست.
 
خلاصه آخر بابا مامانشون شاکی میشن، میرن پیش کشیشِ محل، میگن:‌ تورو خدا یکم این
 
بچه‌های مارو نصیحت کنید،‌ پدر مارو درآوردن.
 
کشیشه میگه: ‌باشه، ولی من زورم به جفتِ اینا نمیرسه، باید یکی یکی بیاریدشون.
 
خلاصه اول داداش کوچیکه رو میارن، کشیشه ازش میپرسه:
 
پسرم، ‌می‌دونی خدا کجاست؟
 
... پسره جوابشو نمی‌ده، همینجور در و دیوار رو نگاه می‌کنه.
 
باز کشیشه می‌پرسه: پسرجان، می‌دونی خدا کجاست؟
 
دوباره پسره به روش نمیاره.
 
خلاصه دو سه بار کشیشه همینو می‌پرسه و پسره هم بروش نمیاره
 
آخر کشیشه شاکی میشه، داد میزنه: بهت گفتم خدا کجاست؟!
 
پسره می‌زنه زیر گریه و در میره تو اتاقش، در رو هم پشتش می‌بنده.
 
داداش بزرگه ازش می‌پرسه: چی شده؟
 
پسره میگه: بدبخت شدیم! خدا گم شده، همه فکر می‌کنن ما برش داشتیم.

داستان خیانت..

چشمتون روز بد نبینه.چند وقت پیش تو بیمارستان بودیم که یه پسر

جوونی رو با عجله آوردن تو اورژانس.


از یکی از همراهاش پرسیدم که چش شده بود؟اونم گفتش که آقا این

جوون عاشق یه دختری شده بود و خیلی اینو میخواست.

دختره هم اینو خیلی میخواست و قرار بود با هم ازدواج کنن.

حتی قرار مدار عروسیشونم گذاشته بودن.


که یهو دختره زد زیر همه چیو با یه پسر دیگه ای گذاشت رفت.این

بیچاره هم تا اینو شنید حالش اصلا یه جور دیگه ای شد.

پا شد رفت ۱۰۰ccبه خودش بنزین تزریق کرد و حالو روزش شد این….

آقا بگذریم پسره که تو اغما بود بعده دو هفته به هوش اومد.ما هم تو

بیمارستان بودیم که یه دختر جوونی اومد با یه دسته گل رفت تو اتاق

پسره واسه ملاقات.


پسره تا چشاشو باز کرد دید بله همون خانومیه که اینو قال گذاشته و

رفته .خلاصه آقا پسره که خون جلوی چشاشو گرفته بود دستشو

انداخت و یه چاقویی که واسه باز کردن در کمپوت بغل دستش بود رو

برداشت و سرم هارم از روی دستش کند و افتاد دنبال دختره.

دختره هم که خیلی ترسیده بود با یه جیغ وحشتناک از اتاق زد بیرون و

پشت سرش هم پسره با یه چاقویی تو دستش….

پسره دختره رو دنبال کرد تارسید به ته سالن بیمارستان.وقتی که دید

هیچ راه فراری نداره تسلیم شد و خودشو به دیوار سالن تکیه داد و در

حالی که به شدت گریه میکرد با حالت التماس به پای پسره افتاده بود

که یهو پسره چاقو رو برد بالا تا بکوبه به قلب دختره…..

بازم چشمتون روز بد نبینه….

پسره چون فقط ۱۰۰ccبه خودش بنزین زده بود یهو بنزین تموم کرد و افتاد

رو زمین……!!!!
 
 
هه!
 
 

عشق واقعی

یکی از "دوستام" واسم کامنت گذاشته بود اینو..

بخونین...قشنگه..

 

 

 

زن وشوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب می راندند.انها از صمیم قلب یکدیگر را دوست

داشتند.

زن جوان: یواشتر برو من می ترسم

مرد جوان: نه ، اینجوری خیلی بهتره!

زن جوان: خواهش می کنم ، من خیلی میترسم

مردجوان: خوب، اما اول باید بگی دوستم داری

زن جوان: دوستت دارم ، حالامی شه یواشتر برونی

مرد جوان: مرا محکم بگیر

زن جوان: خوب، حالا می شه یواشتر برونی؟

مرد جوان: باشه ، به شرط این که کلاه کاسکت مرا برداری و روی سرت بذاری، اخه نمی تونم راحت

 برونم، اذیتم می کنه

روز بعد روزنامه ها نوشتند برخورد یک موتورسیکلت با ساختمانی حادثه آفرید.در این سانحه که بدلیل

بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت مرد جوان از خالی

شدن ترمز آگاهی یافته بود پس بدون این که زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر

او گذاشت و خواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند.و این

 است

                    عشق واقعی. عشقی زیبا....

 

 

 

چه کسانی عاشق همسرانشون هستند؟

چه کسانی عاشق همسرانشون هستند؟

همه زنها دستاشون رو بالا بردن

سوال بعدی این بود که :
 
                          آخرین باری که به همسرتون گفتید عاشقش هستید کی بود؟

بعضی ها گفتن امروز … بعضی ها گفتن دیروز… بعضی ها هم گفتند یادشون نمیاد
......
 
 
ادام___________ه مطلب

ادامه نوشته

ورزش صبح گاهی...

امروز صبح بعد از مدتــــــــــها تصمیم گرفتم با دوستم بریم ورزش کنیم!
گرمکن نارنجیــــمو
پوشیدم و زدم بیرون
و حالا توجــــــــــه کنید به تیکه‌های ملت :
...نارنگی
! کجا میری؟
… پرتقال
! بدو تا نخوردمت!
...هویج
! مگه خرگوش دنبالت کرده؟
...ته‌ سیگار!
...رفتگر! برو ۹ شب بیا بابا!
...چی‌توز موتوری!
...سن ایچ
و دیگر هیچ!
...لینا توپی
!! انقدر جون نده بابا!
...اسمارتیز
! بقیه دوستات کجان؟
...بچه‌ها! بچه ها! گارفیلـــــــــد!
الان کدوم مسئــــــــــول باید رسیدگی کنه؟ :|

فقط بخندین


hearty laugh emoticonلطفــ ـــــــــــــا لبخنــــــــــــــــــــد بزنیـــــــــــــــــــــنhearty laugh emoticon
 

ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻋﺰﻳﺰﺍﻧﻲ ﻛﻪ ﻧﺎﻣﺰﺩ انتخابات ﺷﺪﻥ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﻣﻴﻜﻨﻢ ﻗﺪﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺪونن !
ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻧﺎﻣﺰﺩﻱ ﺧﻴﻠﻲ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺷﻴﺮﻳﻨﻴﻪ …
::
::
ارتباطات توی ایران اینجوریه که به طرف ایمیل میزنی بعد باید اس ام اس بفرستی “ایمیلتو

چک کن” بعد باید زنگ بزنی بگی “اس ام اساتو چک کن” !
::
::
یادش بخیر بچه بودیم وقتی معلم بهمون اجازه میداد بریم دستشویی انگار بلیت سفر به

اروپا بردیم !
::
::
ادام_____________________ه مطلب

ادامه نوشته

نرو حالت بهم میخوره..

√اگه میخوای حالــــــــــــــت بهم نریزه و زیـــــــــــر و رو نشه

.

.阿爆粽子妹0004

.

√نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرو ادامـــــــــــــــــــه مطلــــــب

.

.

阿爆粽子妹0008

.

√ببین اگه رفتی حالت بد شد بد و بیراه گفتی من میدونم و تـــــو

..

..

阿爆粽子妹0016

√خــــــــــــود دانــــــــــــی هر آ نچه شرط بلاغت بود گفتم....

.

.

阿爆粽子妹0030


.......
ادامه نوشته

باد...!

 

  باد می وزد …

 

  میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی، هم آسیاب بادی

 

  تصمیم با تو است  ...

 


 

برش گردون

خدا.. منو نگا...

 

 

بهم برش گردون...