تردیدها

شاید بیشتر این خانه را بروز کنم...

بررسی کارنامه یکساله شعر ایران

بررسی کارنامه یکساله شعر ایران را اینجا بخوانید. از تعظیم فجر تا نوید نشر...



سیگار از آخرین پک

سرباز از آخرین تیر

دخترک از آخرین کبریت

همه از تمام شدن

می ترسیم


بابک اباذری

طهران مخوف

پاییز 88


به دلیل مشاهده در خیل وبلاگ ها و سایت ها که بدون اجازه و حتی بدون ذکر نام شاعر منتشر کرده اند لطف کنید با درج اسم شاعر در سایت ها، وبلاگ ها و اس ام اس هایتان منتشر کنید و حتمن حتمن بدون تغییر...

چهار شعر به زبان ترکی با ترجمه برای مردم خوب آذربایجان

آنایوردما اوخشیرام (1):

الین اوزالدیب

نقاشی سین گوتوره
آوارین آلتیندا گالان گیز...

ترجمه به فارسی :

برای سرزمین مادری ام مرثیه می گویم (1):

دستش را دراز کرده
نقاشی اش را بر دارد
دختری که زیر آوار مانده

آنایوردما اوخشیرام (3):


آتاسی
آناسی
قارداشلارین
هاممیسین بیر قبیرده گوویلادیلار
امما پارچالی ببکین یخ
بالاجاگیز
تورپاخ آلتیندادا
تگ گالدی

ترجمه به فارسی :

برای سرزمین مادری ام مرثیه می گویم (3):

پدرش

مادرش
و برادرانش
همه را در یک قبر دفن کردند
جز عروسک پارچه ای اش را
و دخترک
زیر خاک هم
تنها ماند

آنایوردما اوخشیرام (2):

گوزلری آچیخ

آناسینا باخیر
که تندیر سالیر
تزه چرگین ائئی گلیر
بیردن قارا ائیت هوردی
آناسی تندیرده یانیر
اوزو دامین آلتیندا گالیب
گوزلری آچیخدی
آئیا باخیر

ترجمه به فارسی :

برای سرزمین مادری ام مرثیه می گویم (2):

با چشمانی باز

به مادر نگاه می کند
که تنور را روشن کرده
بوی نان تازه می آید
ناگهان سگ سیاه پارس کرد
مادرش در تنور می سوزد
خودش زیر سقف گیر کرده
چشمانش باز مانده
به ماه نگاه می کند



آنایوردما اوخشیرام (4):

هامیی شی خاراب اولدی
امما یارین عکسینن سونرا
قیرمزی آلما یاخچال دا...

ترجمه:

همه چیز ویران شد
جز عکس یار بر روی دیوار
و سیب سرخ در یخچال...

خاطره ی سوم

تقدیم به مردم صبور و درد کشیده ی بم


یک شهر نیست

شهر زیر خاک و

شهر روی خاک

و مرز بین شان

سنگ هایی ست

با عکس های دسته جمعی

انگار گورستان

آلبوم خانوادگی بم است



بخشی از یک شعر بلند

تیر 89

اشعار و آثار من در رسانه ها

چند شعر کوتاه از من در سایت آنات 

ادامه ی مطلب...

ماهنامه ی تخصصی شعر کندو

به قلم سردبیر ( سرمقاله های من در ماهنامه ی تخصصی شعر کندو)

بهار عربی به کندو رسید

جایگاه شعر امروز، جایگاه سگی ولگرد جلوی دکان قصابی

آیا علی معلم دامغانی شاعر بود!؟ (در باب خداحافظی کردن علی معلم از شعر)

نمایشگاه کتاب ( چند و چونی در مورد روند برگزاری نمایشگاه کتاب در ایران)


شکوه کلام (کارگاه شعر بابک اباذری)

جلسه ی اول (بررسی شعر وارطان یا نازلی از احمد شاملو) 

جلسه ی دوم ( بررسی شعر اگر چه زیباست شب از احمد شاملو)


خاطره ی دوم

به مناسبت 25 نوامبر روز جهانی مبارزه علیه خشونت بر زنان





سوتفاهم





و من

در تاریکی طویله

درخشیدن خدا را می بینم

آونگ شده از گردن دختری

آونگ شده از سقف

نه برای عشقی ممنوعه

نه برای هرزه گی

به شوق دیدن بره ای

در آغوش چوپان

خاطره ی اول

با سلام و درود به همه عزیزان و دوستانی که در این مدت به وبلاگم  سری زدند و خبری نبود...در این مدت نام و آدرس وبلاگم را عوض کردم و از همه دوستان عزیز خواهش می کنم که لینک وبلاگم را در سایت ها و وبلاگ هایشان درست کنند. تصمیم دارم هر چند وقت یکبار شعری از خودم را اینجا منتشر کنم.  در چند ماه گذشته سخت درگیر ماهنامه تخصصی شعر کندو بوده و هستم به طوری که حتی از بروز کردن وبلاگم نیز عاجز بودم. تا اینکه رسیدیم به دوم مهرماه یعنی اولین سالگرد مرگ پدرم... این شعر را بعد از گذشت 4 سال که هیچ شعری در وبلاگم به دلایل مختلف از جمله سرقت ادبی نگذاشتم ارائه می دهم. این شعر بخشی از یک شعر بلند است که به احترام پدرم که مرد بزرگی بود (به طوری که یعقوب حیدری عزیز به زودی کتابی در مورد بزرگی های او خواهد نوشت) برای شروع دوباره انتشار اشعارم در وبلاگم و دیگر رسانه های ادبی خواهم گذاشت امید است که با نظرات و راهنمایی خود یاری بخش شعر باشید...


با تشکر و احترام

بابک اباذری




هنوز برگ های درختان سبز بودند

که تو

به استقبال باد رفتی

باد

نام دیگر مرگ است

این را درخت ها خوب می فهمند

این را وقتی فهمیدم

که خانه بر سرم خراب شد

از شنیدن پیچش باد در تلفن

-        دَدون اولدی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی...

 

 

باد مرد بزرگی ست

به همین سادگی

لباس هایمان را عوض کرد

سماور خاک خورده را روشن

و از پدر

که دستهایش به اندازه ی نان سنگک بزرگ بود

خاطره ای ساخت

در آلبوم عکس های قدیمی

 

 

باد

چه کارها که نمی کند

در اول پاییز

بچه ها را به مدرسه برد

مرا به گورستان

هنوز خورشید طلوع نکرده بود

که به استقبال تو آمدم

کت شلوارپوش

با صورتی تراشیده

و پیراهنی اتو کشیده

مثل همیشه خوش تیپ

فقط این آمبولانس به تو نمی آمد

آرام خوابیده بودی

دیگر

نه از خُرخُر خبری بود

نه از خنده هایت

و این سکوت

اصلن به تو نمی آمد

 

 

آخرین دیدار ما

گورستان

پشت آمبولانس

و بعد سردخانه...

باد

اصلن خوش سلیقه نیست

اینجا، جای خوبی برای قرار گذاشتن نبود

 

 

برای آخرین بار

به تو نگاه می کنم

یادش به خیر

بیست و چند سال پیش

برای اولین بار

به هم نگاه کردیم

خوب یادم نیست

گریه می کردم یا می خندیدم

ولی حتمن تو می خندیدی

مثل من

که حتمن دارم گریه می کنم

و دست روی چشمانت می کشم

روی پیشانی ات

چقدر نوازش کردن تو خوب است

چقدر کم نوازش ات کردم...

 

 

همیشه سعی کردم، فریب نخورم

به گورستانی که بهشت نامیده اید، نروم

اما باد

مرد زورگویی ست

بعد از بیست و شش سال

مرا به بهشت برد

به استقبال پدرم

اینجا، جای خوبی برای قرار گذاشتن نبود

چقدر تماشای طلوع تلخ است

و باد

چقدر شکنجه گر خوبی ست.

 

پیش شماره

بعد از 4 سال

روز 1 مهر

با شعری تازه از خودم

و آخرین اخبار در مورد خودم

با شما خواهم بود.

001


همانطور که با یکدیگر قرار گذاشته ایم در  بیست و یکم هرماه ماهنامه
 
تخصصی شعر کندو منتشر می شود. امروز مصادف با 21 دی ماه دومین

شماره ماهنامه تخصصی شعر کندو منتشر شد.


از من چند یادداشت و مقاله در این شماره موجود است:
1) به قلم سردبیر (پرده برداری از شبکه های سانسور غیر دولتی)
2) نقد و بررسی کتاب جهانی تیتر دنیا سروده ی سینا علی محمدی
3) دو مقاله راجع به نیما یوشیج


الف: آیا نیما براستی پدر شعر نو است یا پدر شعر نیمایی؟
ب : رابطه ی وزن عروضی با نظام های سیاسی

و...

دوستان می توانند با کلیک رنجه روی آدرس زیر از عسل کلمات لذت ببرند.