نوشتاری بر فیلم "چ"
از سلسله فیلم دیدن های اکران جشنواره فیلم فجر ۹۲!!
قسمتمان شد بعد از يك ساعت ونيم در صف ايستادن جلوي گيشه بليت فروشي سينما بليت فيلم "چ" عموابراهيم بدستمان رسيد.
شروع فيلم با اوضاع بهم ريخته شهريور ماه 58 باوه شروع مي شود.. كارگردان برشي از اولين حضور مصطفي چمران نماينده دولت در باوه را به زيبايي تمام به تصوير كشيده است. فيلمنامه بنظر بخته و كار شده مي آيد. و چلوه هاي ويژه فيلم بسيار زيبا و ماندگار است.
موسيقي فيلم بسيار گيرا و جذاب بود اما در تيتراژ باياني فيلم به صراحت تمام نوشته شه آواز : بهرخ ... اين شبه فاجعه اي است كه موسيقي فيلم جمهوري اسلامي آن هم در يك فيلم در ژانر دفاع مقدس با هاينچنين مساله اي مواجه شويم.
بررسي نكات فني فيلم بماند براي منتقدين قالب شناس و متخصصين امر.
بس از ديدن فيلم بنظر مي آيد همه مجذوب شخصيت چمران شده اند.حتي حس آرامشي كه انقلاب اسلامي بما داده است را با سلول هاي وجودمان حس مي كنيم. اما
سكانس هايي كه بيننده بسيار درگير جنگ بين كردهاي استقلال طلب و كردها و باسداران شده و ذهنش مشغول اينست كه نهايتا سناريو فيم به كجا خواهد رسيد اوج زيبايي فيلم را جايي مي بينيم كه صداي بيروزي الله اكبر از بيرون مي آيد و اصغر صالحي فرمانده باوه درنهايت شادي صداي بيام امام خميني را " مبني بر كمك همگاني و دفاع همه مردم از باوه " از راديو بخش مي كند اينجاست كه در ظرافت تمام بيننده با تمام وجود خود نقش كليدي رهبري را لمس مي كند.
از سكانس هاي ماندگار فيلم سقوط هلي كوبتر امداد بود كه بسبار زيبا و واقعي جلوه كرد و همه بينندگان را باخود همراه كرد.
بعضي از ديلوگ هاي فيلم بسيار تاثيرگذار بود مثلا جاييكه اصغر وصالي در جواب فرياد يكي از زنان كرد كه حاشا به غيرتتان كه اسلحه بدست ما ميدهيد براي دفاع از خودمان ميگويد اين اسلحه ها براي زمانيست كه دشمن از روي جنازه هاي ما رد كرد و به شما رسيد. ديگر جمله دوست داشتني و باظرافت فيلم جمله اصغروصالي بود كه به مصطفي ميگويد در اين دو روز شما را بيشر چمران بازرگان ديدم نه چمران خميني. و متاسفانه جملات چمران قانع كننده جواب اصغر نبود و اينجا شايد بعضي از بينندگان نفس راحتي بكشند كه حرف دلشان زده شد. از اين دست سكانس ها و ديالوگ ها كم نيستند كه سربازان خميني را در اوج گذشت و بزرگي نشان ميدهد. سربازاني كه كه از همه زندگي خود گذشته اند و در مظلوميت بسيار مشغول دفاعي بي سروصدا هستند از كردهايي كه هنوز قدر اينان را آنچنان كه بايد نميدانند. حداكثري بودن باسداران امام خميني در مقابل نشان دادن شايد حداقلي ابعاد چندگانه مصطفي چمران در فيلم شايد مقصود و مطلوب كارگردان نبوده و حتي بيننده بدنبال اين به سينما نيامده اما عملا واضح است.
مصطفي چمران فيلم آني نيست كه سالهاست خوانده ايم و شنيده ايم و بزرگانمان ديده اند. مصطفي ما عجيب شجاع است و آرامش وجودي دارد. نوشته ها و روايت هاي موجود و سخنان خودش گواه هستند . اصلا ديگران، او و شاگردانش را به شجاعت مي شناسند اما مصطفي فيلم در چشمانش نگراني دائم موج ميزند.
شخصیت چمران از نظر معنوی و ارتباطش با خدا خوب نشان داده نشده و اين ضعف بزرگي در فيلم احساس مي شود. در صحنه اي نماز مصطفي را در حد نماز انسان هاي متوسط الايمان نشان ميدهد كه نه تنها نشاني از عرفان زيباي چمران ندارد كه حتي شايد بعضي از تلفظ هاي واژگان نماز به اشتباه بوده است.
بنظر مي آيد عموابراهيم خواسته بعد لطافت روحي و دقت به زن و بچه مردم بي گناه باوه و اتحاد مردمي را به رخ بيننده بكشد و همينست كه سكانس هايي از فيلم را مي بينيم كه سريعا ذهن مخاطب را ياد خاطرات چمران مي اندازد. برداشتن گلي از وسط ميدان جنگ ، رحم بر حيوان ها ، توجه ويژه به خانواده همه ما را ياد خاطرات چمران مي اندازد. اما شجاعت و بزرگي و مديريت ويژه چمران مغفول مانده است.
از جمله صحنه هايي كه وجود آن كمي مورد سوال است فلاش بك هايي است كه به زندگي خانوادگي مصطفي چمران در امريكا با همسرامريكايي و فرزندانش مي زند. شايد كارگردان قصد اين را دارد كه بيننده بيشتر با شخصيت خانوادگي چمران همزاد بنداري كند اما نكته اينجاست كه چرا كارگردان به همسراول چمران فلاش بك مي زند درحاليكه مصطفي هيچ گاه نه در صحبت ها و نه در نوشته هايش ذكري از خانواده اول خود نمي كند. وو اينكه اين نوع وابستگي در اوج مبارزه كمي غيرواقعي بنظر مي آيد.
سكانس باياني با باره كردن فيلم خاطرات امريكاي چمران توسط خودش گويي مي خواهد دل كندن مصطفي چمران از خانواده براي رسيدن به اهداف بزرگتر را به بيننده نشان دهد ، اما حالت عصبي وي در اين كار نشان خوبي از اين كار داوطلبانه ندارد. البته بر بيراه نيست كه بگوييم هرچقدر گريم فريبز عرب نيا در مهارت كامل انجام شده بازي وي تاحدي غيرطبيعي و ناشیانه است.