تو را.............


حس میکنم تو را..............

در گذران تمام ثانیه های عمرم.....

تو را ..... در لحظه لحظه های تنهایی..........

چه خوش است لحظه ایی که با گرمای دستان تو سپری میشود.......

بودنم در کنار تو یعنی تمام عشق .....

یعنی من در اوج بی نهایت لذت....

تمام من یعنی در کنار تو بودن ...

داشتنت یعنی بهاری از نو جوان شده.....

تو را دوست دارم....به میزان تمام ثانیه های مبهوت عمرم..........

قلبم درد می کند

این روزها بیشتر از قبل درد دارم......

این روزها شکسته ترم ازآنم که تو از من در خاطر داری........

پریشانم ......پریشان حالی حال خوبیست....

حال سوالهای بی جواب .....

حال الان من ...که کسی توان پرسیدنش را ندارد.........

درد دارم اینبار نه تمام وجودم .....

فقط قلبم درد میکند.....

از همان دردهایی که از هر طرف بخوانیش درد خوانده میشود........

درمان دردم را تو بهتر از هرکسی میدانی.....

تماشایت درمان تمام دردهای یکنواخت من است....

همان دردهای تکراری...

وتو همان دست نیافتنی قصه های کودکیم ......

مرا چه به درمان؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تو باش و تمام زندگیت...........

هم او که شدست دردهای بی درمانت.....تماشایش کن شاید درمانت شود........

شاید.......

واما من هنوز قلبم درد میکند...........


مژده


پیراهن سیاه زتن دور میکنیم
آن را ذخیره کفن و گور میکنیم
اجر دو ماه گریه بر غربت حسین
تقدیم مادرش ز راه دور میکنیم

عزاداریتان قبول و حلول ماه ربیع الاول مبارک

سرخی گونه ات

سرخی گونه ات شبیه است به سرخی نار دانه.............

چشمانت چون ابر پاک.................

معصومیتت بیش از آنچه در تصور من و ماست ............

بودنت گواه بودن عشق است .......

شب یلدایم را چه وجود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 شامی که تو در آنی یلداترین یلدای زندگی من  است...........

سرخی گونه ات از سیلی عدو .... سرخی  سرخ ترین انار عالم را به هیچ وا میدارد  .............

اشکهای  چشمهای ناب و معصومت برای پدر بر تمام ابر های عالم برتری دارد..........

معصومیتت از معصومیت زهرا (س)  فریاد میکشد ...........

سه ساله حسین (ع)........رقیه (س)  بانویم  لبیک لبیک.............

خاطره هایت

تکرار شد............

تمام آن چیزهایی  که با کابوسهای شبانه ام به فراموشی سپردم با دیدنت باز تکرار شد .........

خاطراتم باز هجوم آوردند به پشت پنجره تنهایی من که آغشته است به باران سکوت .......

تو ضامن تکرار تمام خاطراتی....

تو دلیل ماندنم در سالهای اخیر زندگیم هستی...

و تکرار تمام آنچه هایی که با رفتنت از دست دادم...

تو را غمی نیست .......

باکی نیست از دیدن من....

این منم که با هر بار دیدنت تقلایم چند برابر میشود برای باز کردن همان پنجره ایی که

سالهاست گرد غبار مانع از نفس کشیدنش شدست........

و باز تو را دیدم ......

در تمام کوچه پس کوچه هایی که با تو آغازشان کردم ...........

و اکنون گمان میکنم که بن بست شدست تمام راههای رسیدن به تو...........

این تو نبودی که رفتی  ...که حالِ  ملامت از آن من باشد ....

این من بودم که فراریت دادم .... که حالا حالِ ملامت از آن تو باشد ...........

و من از کنارت آهسته و سر به زیر رد میشوم که مبادا نگاهم باز به نگاهت عادت کند.......

ولی با ثانیه ثانیه های تکرار نشدنی  خاطراتت چه کنم ؟؟..........



عزای حسین (ع)





ایام شهادت سید و سالار شهیدان امام حسین (ع) و یاران با وفایش را تسلیت میگویم
التماس دعا

خوب نیستم

همیشه دلتنگی بهانه ای خوبیست برای تنها شدن.........

برای به تو فکر کردن....

به ما فکر کردن ..

به ثانیهایی که در کنار تو گذشت و من هنوز به ذرات معلق هوای آن روزهای در کنار تو بودن غبطه میخورم........

از چه مینویسم از خواستن تو یا دل کندن از تو ............

از چه میگویم از روز های تنهایی که با خاطرات داشتنت پر بود یا از روزهایی که در کنارت هستم اما خالیم از داشتن تو ........

از حال امروزم .....

از صدای بلبل خوش الحانی که دیگر حالم را مثل آن روزها خوش نمیکند....

صدایش از تراس خانه بیشتر جنون را میهمانم میکند تا آرامش....

دیگر دوست ندارم هیچ چیز را  هیچ کس را ............

عشق را نمیخواهم......

تو را نمیخواهم ...

خودم را نمیخواهم...

فقط آرامش ........

که آنهم نا پیداست.......

قرار بود در دستهای تو بیابمش ....!!

حال الانم خوب نیست ........

آرام نیستم ..آرامم کن...

تو نه........ به خدایم میگویم...... .آرامم کن........

خوب نیستم خوبم کن...........

دوستت دارم.........


دوستت دارم.......................................

امروزم را با تو شروع کردم.......

برای هر روز عمرم با تو روزانه چیدم....

 برای لحظه لحظه داشتنت خدا را صدا زدم........

کنارت بودن را به هرچه دارم و داشتم ترجیح دادم......

مال تو بودن ....و مال من بودنت ....تمام رویای من است ....

پرم از تو...... لبریزم از نگاههای تو........

با تو آغاز کردم .....

مهمان دوستت دارم های عمرم شدی ....

پس از سالها بی تو بودن .................

چقدر گرم است دستهایت وقتی  از آن من است....

شکوه هایم به کنار دلشکستگی هایم به کنار حرفهای استخوان لرزی که از همه خوردم به کنار ...

فقط و فقط و در کنار تو بودن تمام دنیای من است ....

دو سال در کنارتو زندگی میکنم  و زیباترین لحظات  عمرم داشتن تو و در کنار تو بودن است ....

 کنارت میمانم تا جایی که نفس در سینه دارم ....

کنارم بمان تا جایی که می مانم .....

 خدایا لحظات خوش زندگیمان را از ما نگیر ....

تو که خودت وعده ی این روزها را به من داده بودی ....

خدایا دوستت دارم بیشتر از جانم...........

مواظب ما باش............

سیب


هنوز هوای دلم گرم  گرم  است............

هنوز به خیال تو دلخوش است....

دلم را میگویم ........

هنوز میتوانم نام خوابم را خواب بنامم.........

به امید برگشتنت در فرداهای هر روزم به خواب تن میسپارم.....

درد هایم به کابوسهای شبانه ام طعنه میزنند ...........

هنوز در باورم نیست که تو در کنار او  ومن در کنار خودم ..............

به کدام اشتباه رانده شدم از آغوشت.............

سیبی  که در میان نبود............

که رانده شوم از تو  و از آغوشت..........

فقط تو بودی و عطر تنت.......

حتی لبریز ازتو نشدم که رهایم کردی ..........

خوشا به حال خودت که هنوز خودم را داری..........

نه برای حال الانت.....

برای فردایت که  تو را می راند از خودش ........... ومن...........

هنوز مانده ام برای داشتنت.............

مانی خاله


سلام به همه دوستای خوبم که تو این مدت بهم سر زدین اما من نبودم که جوابتون و بدم

وقتی دیدم بهم سر زدید خیلی خوشحال شدم

دوستای خوبم یه ام یجیب میخوام برای آرامش قلب مانی که بی بابا شده و برای آرامش قلب خواهرم که شوهرش و از دست داده ...............

یه صلوات هم برای اونی که رفت و .....................


الان که بر گشتم دلم برای لحظه لحظه تنهایی مانی داره آتیش میگیره...........


خیلی داغونم براشون دعا کنید .

مرسی همراه های همیشگی من